ar
Feedback
🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)

🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)

الذهاب إلى القناة على Telegram

دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها.. دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"

إظهار المزيد
1 864
المشتركون
-124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+830 أيام
جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+23
في 0 قنوات
مايو '26
+14
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+3
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+140
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '26
+6
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+18
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+26
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+34
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+41
في 5 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+63
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+27
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+44
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '25
+56
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+30
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '25
+21
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+38
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '25
+38
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+55
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+63
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+74
في 5 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+99
في 3 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+44
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+76
في 4 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+21
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '24
+25
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+28
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '24
+25
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+35
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '24
+21
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+44
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+112
في 3 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+16
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+24
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+36
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+22
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+41
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+35
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+33
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+55
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+165
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+29
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+128
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+220
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+34
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+76
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+5
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+22
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+15
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+57
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+31
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+131
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+25
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+72
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+15
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+15
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+12
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+61
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+129
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+32
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+116
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+72
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+149
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+51
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+32
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+24
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+630
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
18 يونيو0
17 يونيو+2
16 يونيو+1
15 يونيو+1
14 يونيو+1
13 يونيو+1
12 يونيو+1
11 يونيو+1
10 يونيو0
09 يونيو+2
08 يونيو+2
07 يونيو+1
06 يونيو0
05 يونيو+1
04 يونيو+1
03 يونيو+3
02 يونيو+2
01 يونيو+3
منشورات القناة
🍀فرصت رستگاری 🖊گاهی تردید میکنم که آیا برآیند تمام سالهای طبابتم، مثبت بوده است؟ "کارل گوستاو یونگ"، در یکی از سخنرانی هایش در آمریکا گفته بود که فقط در یک سوم درمانهایش موفق بوده، یک سوم از مراجعینش بهبودی پیدا نکرده اند و یک سوم هم بدتر شده اند!!!!! بنابراین میدانم که قرار نیست بتوانم همیشه موفق شوم. ولی آنچه همواره سرلوحه اعتقادی کارم بوده، این است که مراقب باشم به کسی آسیب نرسانم. بی تردید هیچ وقت آگاهانه آسیبی به مراجعینم نرسانده ام. گفتن نمیدانم، کار من نیست، من به درد شما نمیخورم و از عهده من برنمی آید برایم راحت است. البته حتی در این موارد هم، بی خیال مراجعین نمیشوم. تا جایی که بتوانم راهنمایی درست و هدایت مراجعین به مرجع درمانی کارآمد در زمینه بیماری شان را وظیفه خود میدانم. سر لوحه کارم این عبارت است: "پزشک گاهی بیماران را درمان میکند، اغلب آنها را تسکین میدهد. اما همیشه باید به بیماران آرامش دهد."       با اینحال، مواردی بوده که با نارضایتی و اعتراض مراجعینم مواجه شده ام و از این بابت هم بسیار خرسندم. چرا که هشدار ایشان مرا در تصحیح عملکرد و پیشرفت دانش و آگاهی ام یاری بسیار رسانده است. با این همه، گاه اتفاق هایی می افتد که هرچند به ظاهر زیبا، انسانی و خرسندکننده است، ولی در نگاه عمیق تر هشداری است به من، در ادامه مسیر حرفه ایم به سبک و سیاق سابق و آن وابستگی و دلبستگی بیش از حد گروهی از ایشان به خودم است. در این یک ماهی که مطب نبوده ام، حجم پیام های مبنی بر دلتنگی، بسیار است. چند تن از مراجعینم از درب بسته مطب عکس گرفته اند و برایم فرستاده اند. حتی همکارنم در مطب، چه منشی هایی که زحمت هماهنگی ویزیت های مجازی را انجام میدهند و چه سایر همکاران درمانگرم، مکررا" جای خالی ام را اعلام میکنند. و این مرا کمی نگران کرده است. نگران از اینکه نکند بخشی از مسیر را اشتباه رفته باشم که موجب این حجم از دلبستگی و وابستگی شده باشم. چون رسالت روان درمانگری را این میدانم که همراهی کنم تا آدمی خود را پیدا کند و یاورش باشم در جستجویش، بدون اصرار بیهوده در حقنه کردن یک جهان بینی خاص و بدون تعصب در انحصار عقیده و قرار نیست درمانگر، حل المسائل مراجعش باشد. اما آنچه مایه دلخوشی ام است و مرهمی بر ابن نگرانی، و باعث میشود به جنبه ی خوب و خوشبینانه این ارتباط عمیق بنگرم، نقشی است که بعنوان یک درمانگر همراه، در بحرانهای فردی و اجتماعی، ایفا میکنم. در بحران ها، از آنجا که با اوج هیجان، عواطف و احساسات روبرو هستیم، امکان نقش بستن عمیق تر تصویر و کلام درمانگری که میکوشد با همدلی موثر، فراتر از درمان و تسکین، در آرامش مراجعین تاثیر مناسبی بگذارد، در ذهن ناخودآگاه مراجع وجود دارد. شخصن این زمانهای خاص را "فرصت رستگاری" مینامم. فرصتی که به گمانم در سال گذشته در برهه ای از روزگار، نصیب بسیاری از پزشکان، من جمله من شد. شاید این فرصت رستگاری، تعریفی از همان "عاقبت بخیری" باشد. 🍀#دکتر_حمید_اخوین‌.۱۴۰۵/۳/۲۶🍀 Https://Telegram.me/HypnoseChannel Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein

2
🍀فرصت رستگاری 🖊گاهی تردید میکنم که آیا برآیند تمام سالهای طبابتم، مثبت بوده است؟ "یونگ"، در یکی از سخنرانی هایش در آمریکا گ
🍀فرصت رستگاری 🖊گاهی تردید میکنم که آیا برآیند تمام سالهای طبابتم، مثبت بوده است؟ "یونگ"، در یکی از سخنرانی هایش در آمریکا گفته بود که فقط در یک سوم درمانهایش موفق بوده، یک سوم از مراجعینش بهبودی پیدا نکرده اند و یک سوم هم بدتر شده اند! بنابراین میدانم که قرار نیست بتوانم همیشه موفق شوم. ولی آنچه همواره سرلوحه اعتقادی کارم بوده، این است که مراقب باشم به کسی آسیب نرسانم. سرلوحه کارم این عبارت است: "پزشک گاهی بیماران را درمان میکند.اغلب آنها را تسکین میدهد.اما همیشه باید به بیماران آرامش دهد." در بحران ها، از آنجا که با اوج هیجان، عواطف و احساسات روبرو هستیم، امکان نقش بستن عمیق تر تصویر و کلام درمانگری که میکوشد با همدلی موثر، فراتر از درمان و تسکین، در آرامش مراجعین تاثیر مناسبی بگذارد، در ذهن ناخودآگاه مراجع وجود دارد. شخصن این زمانهای خاص را "فرصت رستگاری" مینامم. شاید این فرصت رستگاری، تعریفی از همان "عاقبت بخیری" باشد. 🍀#دکتر_حمید_اخوین‌.۱۴۰۵/۳/۲۶🍀 @HypnoseChannel Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein 👇👇یادداشت کامل در پسا بعدی👇
215
3
🎵صدایی ماندگار که از دیروز دیگر در میان ما نیست. 🖊بهروز رضوی گوینده ، مجری و صداپیشه معروف ایرانی که صدایش ظرفی از خاطره نس
🎵صدایی ماندگار که از دیروز دیگر در میان ما نیست. 🖊بهروز رضوی گوینده ، مجری و صداپیشه معروف ایرانی که صدایش ظرفی از خاطره نسل هایی ایرانی است در سن ۷۹ سالگی درگذشت. روحش شاد. ۱۴۰۵/۳/۲۵ @HypnoseChannel
337
4
🔳در تاریخ خواهند نوشت؛ مردمی با قلب‌هایی تکه پاره و زخمی از بی‌رحمانه‌ترین نبردها بازگشته‌بودند و بااین‌حال؛ هنوز می‌خندیدند
🔳در تاریخ خواهند نوشت؛ مردمی با قلب‌هایی تکه پاره و زخمی از بی‌رحمانه‌ترین نبردها بازگشته‌بودند و بااین‌حال؛ هنوز می‌خندیدند و هنوز زندگی می‌کردند و "امید" و "باور به روزهای خوب" هنوز هم در جیب‌های پیراهنشان پنهان بود... #نرگس_صرافیان_طوفان @HypnoseChannel
331
5
هوا، هوای خاطرات @HypnoseChannel
24
6
📜روایت یک دیدار (۱): 🖋اصطلاحی در روانشناسی داریم، در باب تاثیرگذاری و اثر ردپایی افراد بر زندگی شخصی، که آن را «تجربه تحول‌آفرین» (transformative experience) می‌نامند؛ تجربه‌ای که نگاه فرد به خود، دیگران یا جهان را به شکلی پایدار دگرگون می‌کند. از بخت یاری من است که این تجربه چندین بار برایم اتفاق افتاده است و یکی از تاثیرگذارترین این تحولها مدیون دوستی است که قریب به بیست و پنج سال از آغاز آشنایی ام با او میگذرد.. این آشنایی خیلی زود به رابطه ی مرید و مرادانه انجامید که تا امروز هم ادامه دارد و افتخاری است اگر بتوانم نام آن را رفاقت بگذارم.       برخی آدم‌ها از کنار زندگی ما عبور می‌کنند و به اصطلاح، مهمان زندگی اند، اما برخی دیگر چنان ردپایی بر جان می‌گذارند که زندگی به پیش و پس از آمدنشان تقسیم می‌شود و قدرت حضورشان در زندگی ما به گونه ای است که با تغییر دیدگاه‌ها، عشق یا تلنگرهایشان، مسیر زندگی ما را برای همیشه دگرگون می‌کنند و او برای من چنین آدمی است. او نه فقط بخشی از خاطرات من، بلکه یکی از نقاط مختصات هویت من شد، آن‌قدر که زندگی‌ام را می‌توان به دو دوره تعریف کرد: قبل از شناختن او و بعد از شناختن او.      و اما روایت او چنان است که این قلم، در این مجال، قادر به توصیفش نیست و این نوشتار فقط ادای دینی کوچک به اوست.     توفیق دیدار یاران جان در ینگه دنیا، سفر اخیرم را رنگ و معنایی توصیف ناشدنی داده است. دیدارهایی که سوای زنده کردن تمام آن خاطرات قدیمی، خود به تنهایی نیز تبدیل به خاطره ای درخشان و نقطه عطفی شدند.      از آخرین دیدارمان در سه سال قبل، هیچ وقت...هیچ کدام... فکرش را هم نمیکردیم که ملاقات بعدی روزی هزاران کیلومتر دورتر از وطن رخ میدهد قریب به پنج ساعت درد و دل از خاطرات مشترک آغاز و با گپ و گفتی از تاریخ، شعر و داستان و فیلم امتداد یافت و با خنده و اشک و پیاده روی شبانه در خلوت خیابان و در زیر بارانی شدید، در حالی که با هم میخواندیم که: چتر ها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید دید عشق را زیر باران باید جست، با سیگاری، در مسیری ناخودآگاه، به طرز معناداری در کنار کتابخانه بزرگ شهر خاتمه یافت. روایت این دیدار، تمثیلی از این شعر مولانا بود که.... من، بی‌خود و تو، بی‌خود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟ من، چند، تو را گفتم: «کم خور دو سه پیمانه!»؟ ای لولیِ بربط‌زن! تو، مست‌تری یا من؟ ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من، افسانه و من که سالهاست، سنگ صبوری پای دردودل مراجعینم و در نقش راهنما، این بار, راوی بودم و او راهنما من، بی‌دل و دستارم، در خانهٔ خَمّارم یک سینِه سخن دارم، هین شرح دهم یا نه؟ می دانستم که وقتی مرا به بیان درد هایم وادارد، با نگاه تیزبین و سکوت عمیقش، نگفته ها را بیشتر از گفته ها درک و دلتنگیها را نه از میان واژه ها بلکه از فاصله بین واژه ها می یابد، ویژه آنکه هم دردمشترک داشتیم و هم دردهای مشترک و به سبک منحصر به فردش در تراپی، به گونه ای تلویحی، با کمترین کلام تاثیر درمانی اش را میگذارد که چنین نیز نمود. درمانی که به یمن ادامه ی سفر، هنوز ادامه دارد. هرچند تا همین جا هم صرف دیدارش، درمان بود مرا.... دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد                     ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد بی‌حاصلست یارا اوقات زندگانی                     الا دمی که یاری با همدمی برآرد به پایان آمد این دفتر ولی حکایت ما همچنان باقی است.... 🔳پی نوشت: و من....بعد از خداحافظی، در زیر آن باران شدید، در اندیشه ی جای خالی این دوستان در وطن با خود زمزمه میکردم.... کاشکی یه بارون بزنه، غم شهرو بشوره ببره یه خبری بشه بازم، شادی بپیچه تو خونه چه خوب بچینه واسمون، همون خدای رنگین کمون اونایی که نیستن بیان، چه جعمی بشه جمعمون ▪️دیداردرمانی (یا روان‌درمانی بین‌فردی و گفتگو محور) نوعی درمان است که به جای دارو، از طریق گفتگو و ارتباط کلامی میان مراجع و درمانگر انجام می‌شود. 🫂#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۲۲🫂 #دیدار_درمانی Https://Telegram.me/HypnoseChannel Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
416
7
📜روایت یک دیدار (۱): 🖋اصطلاحی در روانشناسی داریم، در باب تاثیرگذاری و اثر ردپایی افراد بر زندگی شخصی، که آن را «تجربه تحول‌
📜روایت یک دیدار (۱): 🖋اصطلاحی در روانشناسی داریم، در باب تاثیرگذاری و اثر ردپایی افراد بر زندگی شخصی، که آن را «تجربه تحول‌آفرین» (transformative experience) می‌نامند؛ تجربه‌ای که نگاه فرد به خود، دیگران یا جهان را به شکلی پایدار دگرگون می‌کند. برخی آدم‌ها از کنار زندگی ما عبور می‌کنند و به اصطلاح، مهمان زندگی اند، اما برخی دیگر چنان ردپایی بر جان می‌گذارند که زندگی به پیش و پس از آمدنشان تقسیم می‌شود و قدرت حضورشان در زندگی ما به گونه ای است که با تغییر دیدگاه‌ها، عشق یا تلنگرهایشان، مسیر زندگی ما را برای همیشه دگرگون می‌کنند. این یادداشت در باب دوستی است که نه تنها بخشی از خاطرات من، بلکه یکی از نقاط مختصات هویت من شد، آن‌قدر که زندگی‌ام را می‌توان به دو دوره تعریف کرد: قبل از شناختن او و بعد از شناختن او دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد                     ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد بی‌حاصلست یارا اوقات زندگانی                     الا دمی که یاری با همدمی برآرد 🫂#دکتر_حمید_اخوین. ۱۴۰۵/۳/۲۳🫂 Tel: @HypnoseChannel Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein 👇یادداشت کامل در پست بعدی👇
346
8
🎵همایون شجریان آنچه در من نهفته دریایست کی توان نهفتنم باشد با تو زین سهمگین طوفان کاش یارای گفتنم باشد @HypnoseChannel
509
9
🛡 تبدیل آتش بس به صلح در گرو"Tregs"! ⚔ 🖋جایزه نوبل پزشکی امسال، به پژوهشگرانی اهدا شد که با کشف سلولهای "T " تنظیمی (Tregs)، از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب پرده برداشتند.      اصطلاح "Tregs", مخفف "Regulatory T Cells" یا سلول‌های"T" تنظیم‌کننده است که عبارتند از گروهی از سلول‌های سیستم ایمنی که نقش اصلی‌شان کنترل و مهار پاسخ‌های ایمنی است. به زبان ساده، اگر سلول‌های ایمنی را «نیروهای نظامی» بدن بدانیم، Tregها مانند نیروهای حافظ صلح و کنترل‌کننده آتش‌بس عمل می‌کنند و نمی‌گذارند واکنش ایمنی بیش از حد شدید شود. ▪️وظایف اصلی Tregs: جلوگیری از حمله سیستم ایمنی به بافت‌های خودی (پیشگیری از بیماری‌های خودایمنی) با کاهش التهاب‌های بیش از حد و کمک به پایان یافتن پاسخ ایمنی پس از رفع عفونت است. اگر Tregs کم یا ضعیف باشند, ممکن است خطر بیماری‌های خودایمنی افزایش یابد و بدن دچار روند خودتخریبی شود. آنها نگهبانان خاموش جهان درونند. 🔳اگر بخواهیم از استعارهٔ سیستم ایمنی، روابط بین کشورها را توضیح دهیم، می‌توان سه وضعیت را این‌گونه تصور کرد: ۱.حالت جنگی (سیستم ایمنی بسیار فعال) در این وضعیت، سیستم ایمنی یک تهدید را شناسایی کرده و با تمام توان وارد عمل شده است. در استعارهٔ جنگ: «نیروها در میدان نبرد هستند، سلاح‌ها فعال‌اند و حملات در حال انجام است.» ۲.حالت آتش‌بس (کاهش موقت فعالیت) تهدید فوری وجود ندارد یا به دلایلی فعالیت سیستم ایمنی موقتاً کاهش یافته است. مانند روزهای اول پس از پایان یک عفونت در این حالت، نیروهای ایمنی هنوز حضور دارند. پاسخ‌ها ضعیف‌تر یا محدودتر هستند و در صورت حملهٔ جدید، امکان بسیج مجدد وجود دارد. در استعارهٔ جنگ: «سربازان هنوز در پادگان‌ها و مرزها حضور دارند، اما درگیری متوقف شده است.» ۳.حالت صلح (تعادل و مراقبت عادی)، که در واقع وضعیت ایده‌آل بدن است. در این حالت، سیستم ایمنی دائماً در حال پایش محیط است، نه حملهٔ گسترده‌ای انجام می‌دهد و نه خاموش است و عوامل بیماری‌زا را زیر نظر دارد. در استعارهٔ جنگ: «کشور در صلح است، اما پلیس، مرزبانی و نیروهای امنیتی همچنان مشغول گشت‌زنی و مراقبت هستند.» سلامت معادل "صلح" است، نه "آتش‌بس". آتش‌بس حالتی موقت و گذراست، اما صلح پایدار به معنای تعادل بین هوشیاری و خویشتنداری سیستم ایمنی است؛ یعنی بتواند در برابر دشمنان واقعی واکنش نشان دهد، اما بی‌دلیل به بدن خود حمله نکند. این حالت مدیون "Tregs" است. جهان بیرون هم به "Treg " ها نیاز دارد. آنها عقلای قوم اند و میدانند که تکلیف در جنگ و صلح، روشن است ولی " آتش بس"، به معنای بلاتکلیفی است. ایران ما، دچار فقدان یا کاهش عملکرد "Tregs" هایش شده است... چون وقتی جنگی نیست، به بدن خود حمله میکند (درست مثل یک بیماری خودایمنی) و در جریان جنگ نیز، علی رغم اینکه سیستم ایمنی اش توانست به خوبی وارد جنگ شود، ولی به دلیل فقدان یا کاهش عملکرد Tregs ها، قادر به تبدیل آتش بس به صلح نیست.   آتش به اختیار بودن سیستم ایمنی بدن، قطعا" نشانه بیماری است تا سلامت و به شدت نیاز به Tregs هایی دارد تا بتوانند این بدن را در درون و بیرون به صلح برسانند. به زیان ساده، Tregs یعنی عقلانیتی در جهت مهار قدرت و کنترل و مدیریت شور و هیجان و تعصب..... Tregsیعنی بلوغ، وقار و تعادل..هم در درون و هم در برون بدون صلح درون ، هیچ صلحی با عالم برون متصور نیست. 🛡🗡 #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۲۱🗡🛡 #آتش_بس #صلح #سیستم_ایمنی #بیماری_خود_ایمنی Https://Telegram.me/HypnoseChannel Insta: Instagram.com/Hamid_akhavei
795
10
🛡تبدیل آتش بس به صلح در گرو"Tregs"! ⚔ 🖋جایزه نوبل پزشکی امسال، به پژوهشگرانی اهدا شد که با کشف سلولهای"T "تنظیمی (Tregs)، ا
🛡تبدیل آتش بس به صلح در گرو"Tregs"! ⚔ 🖋جایزه نوبل پزشکی امسال، به پژوهشگرانی اهدا شد که با کشف سلولهای"T "تنظیمی (Tregs)، از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب پرده برداشتند.      اصطلاح "Tregs", مخفف "Regulatory T Cells" یا سلول‌های"T" تنظیم‌کننده است که عبارتند از گروهی از سلول‌های سیستم ایمنی که نقش اصلی‌شان کنترل و مهار پاسخ‌های ایمنی است. ایران ما، دچار فقدان یا کاهش عملکرد "Tregs" هایش شده است. چون وقتی جنگی نیست، به بدن خود حمله میکند و در جریان جنگ نیز، به دلیل فقدان یا کاهش عملکرد Tregs ها، قادر به تبدیل آتش بس به صلح نیست. آتش به اختیار بودن سیستم ایمنی بدن، قطعا" نشانه بیماری است تا سلامت و به شدت نیاز به Tregs هایی دارد تا بتوانند این بدن را در درون و بیرون به صلح برسانند. به زیان ساده، Tregs یعنی عقلانیتی در جهت مهار قدرت و کنترل و مدیریت شور و هیجان و تعصب، Tregsیعنی بلوغ، وقار و تعادل..هم در درون و هم در برون بدون صلح درون، هیچ صلحی با عالم برون متصور نیست. 🛡🗡 #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۲۱🗡🛡 Tel:@HypnoseChannel Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein 👇یادداشت کامل در پست یعدی👇
477
11
🛡 تبدیل آتش بس به صلح در گرو"Tregs"! ⚔ 🖋جایزه نوبل پزشکی امسال، به پژوهشگرانی اهدا شد که با کشف سلولهای "T " تنظیمی (Tregs)، از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب پرده برداشتند.      اصطلاح "Tregs", مخفف "Regulatory T Cells" یا سلول‌های"T" تنظیم‌کننده است که عبارتند از گروهی از سلول‌های سیستم ایمنی که نقش اصلی‌شان کنترل و مهار پاسخ‌های ایمنی است. به زبان ساده، اگر سلول‌های ایمنی را «نیروهای نظامی» بدن بدانیم، Tregها مانند نیروهای حافظ صلح و کنترل‌کننده آتش‌بس عمل می‌کنند و نمی‌گذارند واکنش ایمنی بیش از حد شدید شود. ▪️وظایف اصلی Tregs: جلوگیری از حمله سیستم ایمنی به بافت‌های خودی (پیشگیری از بیماری‌های خودایمنی) با کاهش التهاب‌های بیش از حد و کمک به پایان یافتن پاسخ ایمنی پس از رفع عفونت است. اگر Tregs کم یا ضعیف باشند, ممکن است خطر بیماری‌های خودایمنی افزایش یابد و بدن دچار روند خودتخریبی شود. آنها نگهبانان خاموش جهان درونند. 🔳اگر بخواهیم از استعارهٔ سیستم ایمنی، روابط بین کشورها را توضیح دهیم، می‌توان سه وضعیت را این‌گونه تصور کرد: ۱.حالت جنگی (سیستم ایمنی بسیار فعال) در این وضعیت، سیستم ایمنی یک تهدید را شناسایی کرده و با تمام توان وارد عمل شده است. در استعارهٔ جنگ: «نیروها در میدان نبرد هستند، سلاح‌ها فعال‌اند و حملات در حال انجام است.» ۲.حالت آتش‌بس (کاهش موقت فعالیت) تهدید فوری وجود ندارد یا به دلایلی فعالیت سیستم ایمنی موقتاً کاهش یافته است. مانند روزهای اول پس از پایان یک عفونت در این حالت، نیروهای ایمنی هنوز حضور دارند. پاسخ‌ها ضعیف‌تر یا محدودتر هستند و در صورت حملهٔ جدید، امکان بسیج مجدد وجود دارد. در استعارهٔ جنگ: «سربازان هنوز در پادگان‌ها و مرزها حضور دارند، اما درگیری متوقف شده است.» ۳.حالت صلح (تعادل و مراقبت عادی)، که در واقع وضعیت ایده‌آل بدن است. در این حالت، سیستم ایمنی دائماً در حال پایش محیط است، نه حملهٔ گسترده‌ای انجام می‌دهد و نه خاموش است و عوامل بیماری‌زا را زیر نظر دارد. در استعارهٔ جنگ: «کشور در صلح است، اما پلیس، مرزبانی و نیروهای امنیتی همچنان مشغول گشت‌زنی و مراقبت هستند.» سلامت معادل "صلح" است، نه "آتش‌بس". آتش‌بس حالتی موقت و گذراست، اما صلح پایدار به معنای تعادل بین هوشیاری و خویشتنداری سیستم ایمنی است؛ یعنی بتواند در برابر دشمنان واقعی واکنش نشان دهد، اما بی‌دلیل به بدن خود حمله نکند. این حالت مدیون "Tregs" است. 👇ادامه یادداشت در کامنت👇
1
12
🛡 تبدیل آتش بس به صلح در گرو"Tregs"! ⚔ 🖋جایزه نوبل پزشکی امسال، به پژوهشگرانی اهدا شد که با کشف سلولهای "T " تنظیمی (Tregs)، از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب پرده برداشتند.      اصطلاح "Tregs", مخفف "Regulatory T Cells" یا سلول‌های"T" تنظیم‌کننده است که عبارتند از گروهی از سلول‌های سیستم ایمنی که نقش اصلی‌شان کنترل و مهار پاسخ‌های ایمنی است. به زبان ساده، اگر سلول‌های ایمنی را «نیروهای نظامی» بدن بدانیم، Tregها مانند نیروهای حافظ صلح و کنترل‌کننده آتش‌بس عمل می‌کنند و نمی‌گذارند واکنش ایمنی بیش از حد شدید شود. ▪️وظایف اصلی Tregs: جلوگیری از حمله سیستم ایمنی به بافت‌های خودی (پیشگیری از بیماری‌های خودایمنی) با کاهش التهاب‌های بیش از حد و کمک به پایان یافتن پاسخ ایمنی پس از رفع عفونت است. اگر Tregs کم یا ضعیف باشند, ممکن است خطر بیماری‌های خودایمنی افزایش یابد و بدن دچار روند خودتخریبی شود. آنها نگهبانان خاموش جهان درونند. 🔳اگر بخواهیم از استعارهٔ سیستم ایمنی، روابط بین کشورها را توضیح دهیم، می‌توان سه وضعیت را این‌گونه تصور کرد: ۱.حالت جنگی (سیستم ایمنی بسیار فعال) در این وضعیت، سیستم ایمنی یک تهدید را شناسایی کرده و با تمام توان وارد عمل شده است. در استعارهٔ جنگ: «نیروها در میدان نبرد هستند، سلاح‌ها فعال‌اند و حملات در حال انجام است.» ۲.حالت آتش‌بس (کاهش موقت فعالیت) تهدید فوری وجود ندارد یا به دلایلی فعالیت سیستم ایمنی موقتاً کاهش یافته است. مانند روزهای اول پس از پایان یک عفونت در این حالت، نیروهای ایمنی هنوز حضور دارند. پاسخ‌ها ضعیف‌تر یا محدودتر هستند و در صورت حملهٔ جدید، امکان بسیج مجدد وجود دارد. در استعارهٔ جنگ: «سربازان هنوز در پادگان‌ها و مرزها حضور دارند، اما درگیری متوقف شده است.» ۳.حالت صلح (تعادل و مراقبت عادی)، که در واقع وضعیت ایده‌آل بدن است. در این حالت، سیستم ایمنی دائماً در حال پایش محیط است، نه حملهٔ گسترده‌ای انجام می‌دهد و نه خاموش است و عوامل بیماری‌زا را زیر نظر دارد. در استعارهٔ جنگ: «کشور در صلح است، اما پلیس، مرزبانی و نیروهای امنیتی همچنان مشغول گشت‌زنی و مراقبت هستند.» سلامت معادل "صلح" است، نه "آتش‌بس". آتش‌بس حالتی موقت و گذراست، اما صلح پایدار به معنای تعادل بین هوشیاری و خویشتنداری سیستم ایمنی است؛ یعنی بتواند در برابر دشمنان واقعی واکنش نشان دهد، اما بی‌دلیل به بدن خود حمله نکند. این حالت مدیون "Tregs" است. جهان بیرون هم به "Treg " ها نیاز دارد. آنها عقلای قوم اند و میدانند که تکلیف در جنگ و صلح، روشن است ولی " آتش بس"، به معنای بلاتکلیفی است. ایران ما، دچار فقدان یا کاهش عملکرد "Tregs" هایش شده است... چون وقتی جنگی نیست، به بدن خود حمله میکند (درست مثل یک بیماری خودایمنی) و در جریان جنگ نیز، علی رغم اینکه سیستم ایمنی اش توانست به خوبی وارد جنگ شود، ولی به دلیل فقدان یا کاهش عملکرد Tregs ها، قادر به تبدیل آتش بس به صلح نیست.   آتش به اختیار بودن سیستم ایمنی بدن، قطعا" نشانه بیماری است تا سلامت و به شدت نیاز به Tregs هایی دارد تا بتوانند این بدن را در درون و بیرون به صلح برسانند. به زیان ساده، Tregs یعنی عقلانیتی در جهت مهار قدرت و کنترل و مدیریت شور و هیجان و تعصب..... Tregsیعنی بلوغ، وقار و تعادل..هم در درون و هم در برون بدون صلح درون ، هیچ صلحی با عالم برون متصور نیست. 🛡🗡 #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۲۱🗡🛡 #آتش_بس #صلح #سیستم_ایمنی #بیماری_خود_ایمنی Https://Telegram.me/HypnoseChannel Insta: Instagram.com/Hamid_akhavei
1
13
🎼فلوکستین خواننده : کاوه آفاق سوت و کیبورد: آرمان مهربان ترانه: کاوه آفاق
511
14
🍦🍦بستنی فلوکسیتینی 🖋این روزها بسیاری از داروهای اعصاب، نایاب شده اند. داروهایی که بعضا"، حتی میتوانند نقشی به مثابه سپر دفاعی در برابر مصائب روحی و استرس های فراتر از حد تحمل این روزها و پیشگیری از آسیب و فروپاشی روان را به عهده بگیرند. در پزشکی، چهار سطح پیشگیری مطرح میشود. پیشگیری نوع اول آن است که اساسا" بیمار نشویم. پیشگیری نوع دوم آن که اگر بیماری رخ داد، با درمان مناسب مانع بروز عوارض شویم. پیشگیری نوع سوم، پیشگیری از تبدیل عوارض به نقص عضو است. و حتی سطح پیشگیری چهارمی هم داریم که اگر هم دچار نقص عضوی شدیم، این نقص، منجر به آسیب های بیشتری نشود. بدیهی است نایاب شدن این داروها و عدم دسترسی مناسب به آنها، نه تنها اختلال جدی در روند هر چهار سطح پیشگیری را در سطح روان فردی موجب میگردد. بلکه با فروپاشی روانی یک فرد در خانواده، کل خانواده نیز در معرض آسیب قرار میگیرند. از طرفی، فشار اضافه بار روانی را جسم بردوش خواهد کشید و شانس ابتلا به بسیاری از بیماریهای جسمی، از فشارخون و دیابت گرفته تا بیماریهای سیستم ایمنی و سرطان و M.S افزایش می یابد. و این روندی است بسیار مخرب که منجر به زنجیره ای از اختلالات فردی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی خواهد گشت. در سالهای گذشته که فشارهای روانی به این حد نرسیده بود نیز، به شوخی ولی به واقع به درست بیان میشد که بهتر است داروهایی مثل فلوکستین را به آب شهر اضافه کنند. این شوخی را البته کسی جدی نگرفت، در حالی که  اضافه کردن ویتامین‌ها و مواد معدنی به مواد غذایی (که به آن غنی‌سازی مواد غذایی یا Food Fortification گفته می‌شود)، در بسیاری از کشورها، با هدف بهبود سلامت عمومی انجام می‌شود و در شرایطی که کمبود یک ماده مغذی در بخش بزرگی از جامعه دیده می‌شود، آن ماده را به غذاهای پرمصرف اضافه می‌کنند. برای مثال: ید در نمک>> برای پیشگیری از گواتر و اختلالات تیروئید ویتامین D در شیر>> برای کمک به سلامت استخوان‌ها آهن در آرد یا غلات صبحانه >> برای کاهش کم‌خونی چندی پیش، وقتی کمبود داروهای اعصاب، جدی شد، به شوخی میگفتم که بد نیست برای اینکه حداقل دوز هر دارو به اکثر افراد برسد، پودر فلوکستین را به بستنی ها اضافه کنیم، تا به هر کسی به قدر یک لیس برسد. این شوخی کلامی ساده، میرفت که در ذهن به فراموشی سپرده شود که پستی را دراینستاگرام دیدم که گویا یک نانوای هلندی، بستنی حاوی پاراستامول (استامینوفن) تولید کرده و آن را به عنوان "درمان خماری" معرفی کرده است!! البته این یک ایده تبلیغاتی کنترل شده برای تبلیغ بستنی هایش بود و این بستنی به دست مصرف کنندگان نرسید.    جامعه امروز ما، افسرده، مضطرب و پرخاشگر است و در شرایط فعلی، بد نیست به ایده ی بستنی فلوکستینی فکر کنیم.!!! که ترکیب جذابی است از اثر دوپامینی بستنی و سروتونینی فلوکستین.   البته تردید نکنید با این شرایط اقتصادی، نهایتا" به هرکس فقط یک لیس میرسد. در ضمن، از آنجا که معاشرت با دوستان نیز، میتواند سیستم دوپامین را فعال کند، بهتر است برای اثر بخشی بیشتر، این بستنی را با یک دوست میل نمایید. مهم است که بستنیتو با کی نصف میکنی!! 🍦#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۸ 🍦 Https://Telegram.me/HypnoseChannel Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
641
15
🍦🍦بستنی فلوکسیتینی 🖋این روزها بسیاری از داروهای اعصاب، نایاب شده اند. داروهایی که بعضا"، حتی میتوانند نقشی به مثابه سپر دف
🍦🍦بستنی فلوکسیتینی 🖋این روزها بسیاری از داروهای اعصاب، نایاب شده اند. داروهایی که بعضا"، حتی میتوانند نقشی به مثابه سپر دفاعی در برابر مصائب روحی و استرس های فراتر از حد تحمل این روزها و پیشگیری از آسیب و فروپاشی روان را به عهده بگیرند. چندی پیش، وقتی کمبود این داروها جدی شد، به شوخی میگفتم که بد نیست برای اینکه حداقل دوز هر دارو به اکثر افراد برسد، پودر فلوکستین را به بستنی ها اضافه کنیم،‌ تا به هرکسی، به قدر یک لیس برسد.    جامعه امروز ما، افسرده، مضطرب و پرخاشگر است و در شرایط فعلی، بد نیست به ایده ی بستنی فلوکستینی فکر کنیم.!!! که ترکیب جذابی است از اثر دوپامینی بستنی و سروتونینی فلوکستین.   البته تردید نکنید با این شرایط اقتصادی، نهایتا" به هرکس فقط یک لیس میرسد. در ضمن، از آنجا که معاشرت با دوستان نیز، میتواند سیستم دوپامین را فعال کند، بهتر است برای اثر بخشی بیشتر، این بستنی را با یک دوست میل نمایید. مهم است که بستنیتو با کی نصف میکنی.! 🍦#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۸ 🍦 Tel: @HypnoseChannel Imsta ://Instagram.com/Hamid_akhavein 👇👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
497
16
⏰ لحظه رخداد/ نقطه گسست 🖋در مطب من ساعتی وجود ندارد. چه در اتاق انتظار، چه در اتاق مشاوره و چه در کلاسی که در مطب دارم و کارگاه هایی را در آنجا برگزار میکنم... شخصن، رعایت وقت، حضور به موقع و قول و قرار برایم بسیار مهم است. طی بیش از سه دهه طبابت، به ندرت روزی را میشود یافت که دیرتر از مراجعینم به مطب آمده باشم. به اصول حرفه ای گری نیز باور دارم و میدانم که رعایت زمان مشاوره، به دلایل زیادی در جلسات رواندرمانی اهمیت دارد: اول آنکه زمان شروع و پایان مشخص، بخشی از مرزهای حرفه‌ای درمان است و به مراجع احساس امنیت و پیش‌بینی‌پذیری می‌دهد. ضمن اینکه میتواند یک الگوسازی برای احترام به مرزها باشد. چرا که بسیاری از مراجعان در زمینه مرزهای بین‌فردی یا مدیریت زمان چالش دارند و درمانگر با رعایت این مورد، الگوی مناسبی ارائه می‌کند. همچنین رعایت عدالت نسبت به سایر مراجعان و پیشگیری از فرسودگی درمانگر و کیفیت کار او نیز از دلایل رعایت زمان مشاوره است. به خوبی میدانم که رعایت زمان پایان جلسه، از اصول مهم روان‌درمانی است، اما نمیتوانم بدون آماده‌سازی و تنظیم هیجانی، مراجع را در اوج آشفتگی رها کنم. در همان سالهای اول شروع به کار مشاوره و رواندرمانی، در یکی از روزها که برحسب اتفاق ساعت اتاق خوابیده بود، در پایان یکی از جلسات،‌ مراجع به حال بسیار خوبش در پایان جلسه اشاره کرد و گفت که چنین تجربه ای با درمانگر قبلی اش نداشته و علت آن را وجود یک ساعت شنی میدانست که درمانگر در جلوی مراجعین میگذاشت تا به گونه ای زمان پایان را یادآور شود و دائما به او اضطراب میداده است.       از آن روز به بعد هیچوقت باطری تنها ساعت مطب را تعویض نکردم و سالیان زیادی است که تک ساعت موجود در اتاق مشاوره را روی ساعت یک ربع به سه متوقف مانده است و بجای آن منشی مطب از حدود ده/۱۰ دقیقه قبل از موعد مقرر،‌ پایان جلسه را یادآوری میکند و اگر مراجع در موقعیتی قرار داشته باشد که در حال تخلیه هیجانی عمیق است، به او میگویم که به بخش مهمی از قصه اش رسیده و با کمی تمدید این وقت،‌ به او کمک میکنم تا هیجاناتش را تا حدی جمع بندی و تنظیم کند تا با وضعیت باثبات تری جلسه را ترک کند.    اما چرا ساعت مطب را روی "یک ربع به سه" ثابت نگه داشته ام!!؟ به باور من، همه ما در هیپنوتیزم کلمه یا جمله ای در یکی از قصه های زندگی خود هستیم که در لحظه ای خاص، با لحنی خاص و در  وضعیت هیجانی_عاطفی ویژه ای به ما گفته شده یا حتی خودمان به خودمان گفته ایم و کلمه یا جمله فوق، توان این را پیداکرده که همچون یک فایل اجرایی کامپیوتری، تحت تاثیر نفوذ پذیر شدن ناخودآگاه در آن لحظه هیجانی، در ناخودآگاه، ذخیره گردد و تمام زندگی ما را از بعد از آن لحظه، تحت تاثیر قرار دهد. لحظه ای که آن را "لحظه ی رخداد یا گسست" مینامم. بنا برتجربه حرفه ای ام، بخش مهمی از  یک تراپی موفق، منوط به یافتن آن لحظه گسست و جزئیات مربوط به زمان رخداد است. ساعت "سه و ربع کم"، نمادی استعاره ای است برای فهماندن ضرورت برگشت به لحظه رخداد به مراجعینم.   این زمان را با تاثیر گرفتن از اولین سکانس سریال دایی جان ناپلئون، "ساعت عشق" نامیده ام. جایی که قصه از زبان سعید آغاز میشود. از جایی که عاشق لیلی شد. 📜من یک روز گرم تابستان، دقیقا یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعد از ظهر عاشق شدم* انسان بودن یعنی ماندن در لحظه گسست** و عشق دقیقا لحظه گسست است. یکی از مهمترین لحظات گسست. یعنی در یک لحظه آدمی را دیدی و فهمیدی این آدم برای من مهم است. چون آن آدم یادت میاورد که تو انسانی اونی که عاشقش شدی یادت میاورد که تو انسانی، یعنی تو قلب داری از یادبردن آن لحظه ی گسست، فراموش کردن آن لحظه ی عاشقی، یعنی زوال عشق تعهد راستین در رابطه این است که روز رخداد را دائما" یادآوری کنید و این بخشی از روش من در  تراپی و به ویژه در بخشی از  زوج درمانی ها است. مراجعی دارم که روی عدد " ۱۱.۱۱ "، چنین احساسی دارد و لحظه ی رخداد اتفاق عاطفی عاشقی او به این ساعت، یا به این تاریخ متصل است! و مراجع دیگری که احساس ناگواری با اعداد ۱۸ و ۱۹ دارد. بازیابی سلامت یک جامعه نیز در بعد روانی و اجتماعی، و شاید مهمترین راه برای جلوگیری از اشتباهات مکرر تاریخی یک ملت، منوط به این است که نه تنها لحظات گسست خود را فراموش نکنند، بلکه با یادآوری دقیق این لحظات، با شکل منطقی و علمی به تحلیل آن بپردازند. *پاراگراف اول کتاب دایی جان ناپلئون، نوشته ایرج پزشکزاد و سکانس اول این فیلم ساخته ناصر تقوایی ** برداشت از سخنرانیِ "چگونه میتوان انسان ماند"، دکتر مصطفی مهرآیین،دجامعه شناس 🌀رخداد ( Occurence)، به معنای هرگونه اتفاق، پیشامد، واقعه یاحادثه‌ای است که در زمان مشخصی به وقوع می‌پیوندد. 🍀#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۷🍀 Https://Telegram.me/HypnoseChannel Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
531
17
⏰ لحظه رخداد/ نقطه گسست 🖋به باور من، همه ما در هیپنوتیزم کلمه یا جمله ای در یکی از قصه های زندگی خود هستیم که در لحظه ای خاص
⏰ لحظه رخداد/ نقطه گسست 🖋به باور من، همه ما در هیپنوتیزم کلمه یا جمله ای در یکی از قصه های زندگی خود هستیم که در لحظه ای خاص، با لحنی خاص و در  وضعیت هیجانی_عاطفی ویژه ای به ما گفته شده یا حتی خودمان به خودمان گفته ایم و کلمه یا جمله فوق، توان این را پیداکرده که همچون یک فایل اجرایی کامپیوتری، تحت تاثیر نفوذ پذیر شدن ناخودآگاه در آن لحظه هیجانی، در اعماق ناخودآگاه ذخیره گردد و تمام زندگی ما را از بعد از آن لحظه، تحت تاثیر قرار دهد. لحظه ای که آن را "لحظه ی رخداد یا گسست" مینامم. بنا برتجربه حرفه ای ام، بخش مهمی از  یک تراپی موفق، منوط به یافتن آن لحظه گسست و جزئیات مربوط به زمان رخداد است.    بازیابی سلامت یک جامعه نیز در بعد روانی و اجتماعی، و شاید مهمترین راه برای جلوگیری از اشتباهات مکرر تاریخی یک ملت، منوط به این است که نه تنها لحظات گسست خود را فراموش نکنند، بلکه با یادآوری دقیق این لحظات، با شکل منطقی و علمی به تحلیل آن بپردازند. 🍀#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۷🍀 #هیپنوتراپی #لحظه_گسست Tel: @HypnoseChannel Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein 👇👇 یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
458
18
مرا خراب می کند سکوت چشم های تو و باز تنگی نفس و باز هم هوای تو ... موسیقی: حسام ناصری شعر: شفیعی کدکنی خواننده: فرشاد جمالی @HypnoseChannel @FarshadJamaliOfficial
702
19
🎵قطعه جوانه عاشقانه‌ای با شعر شفیعی کدکنی و صدای فرشاد جمالی به وقت رویش سبز جوانه با من باش دلم گرفته در این بیکرانه با من باش چه آسمان غریبی است بی حضور تو دل به گرمی سخنی عاشقانه با من باش @HypnoseChannel @FarshadJamaliOfficial
608
20
👬دوست قدیمی 🖊قدر دوستان قدیمی را بسیار میدانم.. نقش آنها در ساختن بخشهای مهم، مفید، دوست داشتنی و شیرین خاطرات گذشته انکار ناشدنی است. ریشه ای امروز ما با آنها شکل گرفته است. فراموش کردن دوستان قدیمی یعنی فراموش کردن اصالت و هویت شخصی خودمان آن که فراموش میشود، دوست قدیم است، نه دوست قدیمی شراب کهنه اگر گرانبهاست، بخاطر طعم و مزه متفاوتش نیست، بلکه از این رو ارزشمند است که در طول زمان، همچنان شراب باقی مانده و به سرکه مبدل نشده است. دوستی خالص، تاریخ انقضاء ندارد. دوستان قدیمی سندهای زنده روابط سالم اجتماعی ما هستند. دوست قدیمی، یعنی دوام رابطه با وجود تمام ضعف ها و اشتباهاتمان امروز بعد از قریب به سی سال، فرصتی دست داد تا دوستی قدیمی از ایام شباب را در هزاران کیلومتر دورتر از وطن بیابم و ساعاتی را به گپ و گفت بپردازیم . گفتگویی که به یمن هنرمند بودن این دوست، سوای یادآوری خاطرات قدیمی، گفتمانی غنی از شعر و شاعری یود و موسیقی قدمت دوستی من با فرشاد جمالی، به دوران دانشجویی برمیگردد و موسیقی نقطه اتصال این دوستی در آن زمان بود. من سنتور میزدم و فرشاد تار مینواخت و آواز میخواند و دوستان دیگری که همگی به گناه موسیقی دچار بودیم.... سختی و فشار کار پزشکی، منجر به فاصله گرفتن من و دوستان دیگر هم رشته از نوازندگی شد. ولی فرشاد از پای ننشست و موسیقی را با عشق و پشتکار ادامه داد. موسیقی برای ما پناهگاه ماند، اما برای فرشاد، هویت شد...همانطور که او نیز جزیی از هویت موسیقی ایران شد.... امروز که دیدمش، با خود کتاب "سرگذشت موسیقی ایران"، نوشته استاد "روح الله خالقی" را آورده بود که سی و پنج سال قبل، در روز تولد خودم به او هدیه داده بودم!!!! کتاب را که باز کردم، یادداشت ۲۵ سال قبل خودم را در ابتدای کتاب دیدم . مطلبی از کتاب "ژان کریستف" نوشته رومن رولان با این مضمون: "یک روح بزرگ هیچ وقت تنها نیست، هرچند که بخت از دوستان محرومش کرده باشد، باز سرانجام دوستانی برای خود می‌آفریند و آن عشقی را که خود سرشار از آن است به اطراف می‌پراکند... ... در همان زمان که [او] خود را تنها و بی کس، تصور می‌کند، در زمینه مهر و محبت از خوشبخت‌ترین مردم جهان نیز غنی‌تر است. " و در ادامه برایش نوشته بودم که.. فرشاد عزیز هدیه‌ای است ناچیز و ناقابل و لیکن در حد توان از این خوشم که گویا این کتاب را بس دوست می‌داری نوای دل‌انگیزِ تارِ تو، صدای گرمت و قلب پر مهرت، فراموش ناشدنی است. کما اینکه فراموش نشد. روز عجیبی بود امروز.... یاد جمله ای افتادم که اخیرا یکی از مراجعین محترم مطب، برایم نوشته بود که.... در این روزهای تاریک و تهی از امید تنها دلخوشی روزگارمان، وصل کتاب و موسیقی و دوست است... از بخت یاری من یود که امروز با هرسه ی این دلخوشی های زمان دیدار کردم. زندگی گرمی دلهای به هم‌ پیوسته است تا در آن دوست نباشد، همه درها بسته است. 🍀 #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۳🍀 Https://Telegram.me/HypnoseChannel Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
814