ch
Feedback
Mehdi Khalaji مهدی خلجی

Mehdi Khalaji مهدی خلجی

前往频道在 Telegram

در قلمرو هنر، ادبیات و علوم انسانی On Humanities

显示更多

📈 Telegram 频道 Mehdi Khalaji مهدی خلجی 的分析概览

频道 Mehdi Khalaji مهدی خلجی (@khalajich) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 10 348 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 9 044,并在 伊朗 地区排名第 30 369

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 10 348 名订阅者。

根据 22 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 107,过去 24 小时变化为 6,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 28.22%。内容发布后 24 小时内通常能获得 14.17% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 916 次浏览,首日通常累积 1 464 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0
  • 主题关注点: 内容集中在 سیاسی, پینوکیو, رهایی, شیء, چیز 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
در قلمرو هنر، ادبیات و علوم انسانی On Humanities

凭借高频更新(最新数据采集于 23 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。

10 348
订阅者
+624 小时
+377
+10730
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+181
在2个频道中
五月 '26
+152
在4个频道中
Get PRO
四月 '26
+166
在1个频道中
Get PRO
三月 '26
+293
在3个频道中
Get PRO
二月 '26
+332
在5个频道中
Get PRO
一月 '26
+213
在4个频道中
Get PRO
十二月 '25
+92
在4个频道中
Get PRO
十一月 '25
+97
在5个频道中
Get PRO
十月 '25
+60
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+139
在4个频道中
Get PRO
八月 '25
+139
在3个频道中
Get PRO
七月 '25
+149
在3个频道中
Get PRO
六月 '25
+140
在4个频道中
Get PRO
五月 '25
+143
在4个频道中
Get PRO
四月 '25
+140
在8个频道中
Get PRO
三月 '25
+201
在5个频道中
Get PRO
二月 '25
+250
在5个频道中
Get PRO
一月 '25
+278
在4个频道中
Get PRO
十二月 '24
+277
在7个频道中
Get PRO
十一月 '24
+149
在4个频道中
Get PRO
十月 '24
+177
在12个频道中
Get PRO
九月 '24
+313
在14个频道中
Get PRO
八月 '24
+402
在13个频道中
Get PRO
七月 '24
+701
在11个频道中
Get PRO
六月 '24
+411
在5个频道中
Get PRO
五月 '24
+556
在7个频道中
Get PRO
四月 '24
+617
在7个频道中
Get PRO
三月 '24
+574
在5个频道中
Get PRO
二月 '24
+387
在8个频道中
Get PRO
一月 '24
+916
在13个频道中
Get PRO
十二月 '23
+540
在16个频道中
Get PRO
十一月 '23
+456
在12个频道中
Get PRO
十月 '23
+313
在6个频道中
Get PRO
九月 '23
+427
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+255
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+330
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+181
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+248
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+358
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+147
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+126
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+439
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+297
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+241
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+150
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+116
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+120
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+75
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+94
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+87
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+147
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+216
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+162
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+174
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+123
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+166
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+209
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+104
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+52
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+101
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+202
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+193
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+161
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+171
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+62
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+127
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+1 450
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
23 六月+16
22 六月+10
21 六月+3
20 六月+7
19 六月+8
18 六月+13
17 六月+9
16 六月+10
15 六月+6
14 六月+9
13 六月+8
12 六月+3
11 六月+2
10 六月+11
09 六月+6
08 六月+6
07 六月+5
06 六月+12
05 六月+3
04 六月+6
03 六月+15
02 六月+11
01 六月+2
频道帖子
2
«شر با ما خواهد ماند. هیچ کس در نهایت رنج‌های انسانی را از میان نخواهد برد. عرصه‌ی سیاسی همیشه آدم‌های نامسئول و ماجراجویان بلندپرواز و شیادان را به خود جلب می‌کند. و انسان از ویران‌سازی جهان دست برنخواهد داشت.»[3] این جملات را واتسلاو هاول، از مخالفان سرشناس رژیم کمونیستی حاکم بر چکسلواکی، زمانی نوشت که کمونیسم سقوط کرده بود و مهاجران و تبعیدی‌ها به کشور خود باز گشته بودند و او به مقام ریاست جمهوری رسیده بود. اما تصویری که از اوضاع جامعه‌ی پساکمونیستی در اولین کتابی به دست داد که پس از ریاست جمهوری به چاپ رساند، تاریک‌تر و ترسناک‌تر از جامعه‌ای بود که زیر سرکوب رژیمی توتالیتر به سر می‌برد. نفرت‌ها و بدبینی‌ها و بی‌حرمتی‌ها و اخلاق‌ناشناسی‌های فعالان سیاسی و اجتماعی و تاجران و کارمندان و مردم عادی، با وجود فروپاشی کمونیسم و رسیدن به «آزادی» و امکان داشتن حکومتی دموکراتیک، فروکش و کاهشی که نداشت هیچ، به طرز شوک‌آور و مأیوس‌کننده‌ای چندبرابرتر هم شده بود. حالا توده و نخبه با «آزادی» بیشتری که به دست آورده بودند، به جان هم می‌افتادند و رقابت خودخواهانه برای برداشتن سهم بیشتری از قدرت و ثروت، سرسام‌آور و دل‌آشوبنده‌تر به نظر می‌آمد. این وضعیت چه چیزی را نشان می‌داد جز آن‌که نفرت‌ها و کینه‌ها و زخم‌ها خودبه‌خود وجود انسان‌ها را ترک نمی‌کنند، در او می‌مانند و قوت فزاینده می‌گیرند و در هر فرصتی که دست دهد طغیان کرده سر به جنون می‌گذارند. مدنیت و شرافت و کرامت جامعه‌ای که دیرزمانی زیر ضرب زور و ظلم نظام توتالیتر بوده و به نظمی غیراخلاقی خو گرفته و خودآگاه و ناخودآگاه از آن تأثیر پذیرفته و در بسط بی‌عدالتی و حق‌کشی همدست دولت بوده یا در برابر آن انزوا و انفعال اختیار کرده، نمی‌تواند صرفاً به باز شدن درهای آزادی بازگردد/ محقق شود/ دلخوش باشد و بی‌هیچ زحمت و ریاضتی، انتظار استقرار جامعه و دولتی دموکراتیک و مسئول را ببرد: «من ایمان دارم که ما هرگز دولتی دموکراتیک و مبتنی بر حکومت قانون نخواهیم داشت اگر هم‌زمان وضعیتی را برقرار نکنیم که ــ فارغ از این‌که چنین چیزی چقدر به گوش عالمان رشته‌ی سیاسی غیرعلمی بیاید ــ انسانی، اخلاقی، عقلانی، معنوی و فرهنگی باشد. بهترین قانون‌ها و بهترین سازوکارهای تعبیه‌شده‌ی دموکراتیک، به خودی خود، تضمینی برای تثبیت قانون‌مندی یا آزادی یا حقوق بشر ــ و خلاصه هر چه مراد بوده است ــ نیست اگر آن‌ها به ارزش‌های اجتماعی و انسانی خاصی تکیه نزده باشند. مثلاً قانون چه خوبی دارد اگر کسی بدان وقعی ننهد، از آن حمایت نکند و مسئولانه برای اعمال آن نکوشد؟ چنین قانونی بیش از جوهری سیاه بر روی کاغذ نمی‌ارزد. https://www.aasoo.org/fa/articles/3082
1 982
3
«تنها در صورتی می‌توانی بر آدم‌ها تأثیر بگذاری که خواب‌‌های آن‌ها را از خودشان واضح‌تر ببینی؛ نه این‌که اندیشه‌های آن‌ها مثل قضایای هندسی برایشان اثبات کنی.» الکساندر هرتسن، گذشته و اندیشه‌های من، به نقل از ای. اچ. کار، تبعیدیان سودائی، ترجمه‌ی خشایار دیهیمی، ص. ۲۲۳.
1 525
4
مرگ پدیده‌ای است که در انتظار همه‌ی انسان‌هاست و گریزی از آن نیست. اما پذیرش آن برای همه‌ی افراد یکسان نیست. علاوه بر تفکر درباره‌ی مرگِ خود، مواجهه با مرگ عزیزان نیز چالش‌های ذهنیِ فراوانی برایمان ایجاد می‌کند. برخی افراد با توسل به عقل و منطق یا تکیه به عقاید دینی، راحت‌تر می‌توانند با مرگ عزیزانشان کنار بیایند. اما برخی دیگر، به «تسلّی» از سوی اطرافیانشان احتیاج دارند. اما چگونه می‌توانیم به‌نحو مناسبی باعث تسلیِ افراد داغ‌دیده و رنج‌دیده شویم؟ آیا به‌راستی می‌توانیم خودمان را «شریکِ» درد و غصه‌ی فرد داغ‌دیده کنیم؟ در غیر این صورت، چگونه می‌توانیم در عین عدم‌بی‌اعتنایی، مایه‌ی آرامش فرد داغ‌دیده شویم؟ https://www.aasoo.org/fa/articles/3704
1 673
5
زبان، خشونت و خودکامگی -۲۰) سازنده است، صنعت‌گر است. انسان، به طور کلی، سه چیز می‌سازد: یکی ابزار، دوم اسلحه، و سوم - که از آن دو مهم‌تر، و خطیرتر است - زبان. با زبان است که ابزارسازی (تکنولوژی)، و صنعت تسلیحات پیشرفت و توسعه می‌یابد. بدون زبان، نسل انسان از روی زمین منقرض می‌شود. زبان در دو موقعیت، آسیب‌پذیر، فریبنده، و دام‌گستر می‌گردد: یکی با انقلاب، و دیگری در جنگ. جنگ و انقلاب، میل به قدرتِ آدم‌ها را به نهایتِ تصورناپذیری می‌افزاید و می‌شوراند، و هیولای توحش و سنگدلی را در آن‌ها بیدار، ولی مستِ عربده‌جو و خون‌آشام می‌سازد. تداوم موقعیت انقلابی یا خلق وضعیت تعلیق میان صلح و جنگ، همان کارکرد را دارد. قدرت‌طلبیِ مهار‌گسیخته به خشونت‌گریِ بی‌حدّ و حصر محتاج است. اما خشونت فقط خشونت مادی و ملموس نیست، خشونتِ نمادین (سمبولیک)، که با چشم سر دیده و سنجیده نمی‌شود، هزار بار ویران‌گرتر است. یکی از طعمه‌های خشونت نمادین، زبان است، با قتل عمدِ روزانه‌ی معنا. در شرایط انقلاب و جنگ، قدرت‌ها بیشترین سعی خود را برای تملک زبان و تصرف دل‌بخواهی در آن به کار می‌گیرند، چون تثبیت و تداوم قدرت، تنها با تکیه بر سرنیزه ممکن نیست، و باید جدا از آماده‌باشِ قوه‌ی قهریه، توان مدیریتِ مغزها را نیز، ولو به طور نسبی، به دست آورد. افکار عمومی و ذهنِ افراد به هیچ طریقی جز زبان تأثیرپذیر و مُنقادشدنی نیستند. نیاز قدرت‌ها به دستکاری در قوه‌ی ادراک و قضاوتِ مردمان زیردست‌شان تمامی ندارد. این کار تنها با دستکاری، تقلب و تحریف زبان انجام می‌شود. به چه صورت؟ با تغییر تدریجی و نامحسوس معنای کلمات و کارکرد و کاربرد آن‌ها، و در واقع، دامن زدن به بی‌معنایی، دزدیدن دستگاه دلالتِ زبان، یا مختل کردن آن، فرسوده و پوسیده‌نمودن کلمات و به تحلیل بردن توان ارتباطاتی آن‌ها. زبانِ مهندسی‌شده‌ی خودکامگان چون امکان ارتباط اجتماعی را کاهش می‌دهد یا از هنجار و سلامت خارج می‌کند، جامعه را به ضعف نیروی ارتباطی دچار می‌سازد، و به شکلی نامرئی آن را به شکل فردهای تنها و بریده از هم مسخ می‌نماید. زبان سرمایه‌ی اصلی جامعه است. بدون زبان جامعه‌ای وجود ندارد، و سیاست به بن‌بست امتناع می‌خورد. شاید مهم‌ترین نقش فلسفه، تقویت خودآگاهی زبانی است: زنده‌کردن دغدغه‌ی معنا، وسوسه‌ی پرسیدن از مفهومِ کلمات، و به ویژه آن‌هایی که از فرط استعمال، به نظر می‌رسد برای همه معنایی روشن و بدیهی می‌دهند، در حالی که به شدت گرفتار ابهام و ایهام، و کژتابی و کدری معناشناختی‌اند، و تأثیر عملی خود را نیز به تدریج از دست داده‌اند. فلسفه از زمان سقراط تا امروز در تلاش برای روشن‌تر کردن زبان و بهبود شیوه‌ی کاربرد آن بوده است. فلسفه‌ورزیدن بدون زبان امکان ندارد، و زبان تنها مایه و ماده‌ی فلسفیدن است. فلسفیدن، اندیشیدنِ زبان به خود است، خودآگاهی زبانی است، بیداریِ وجدان کلمات است. فلسفه‌ورزی ضرورتی همگانی است، چون بقای انسان بسته به سلامت زبان است، و سلامت زبان جز از راه درگیری هشیارانه و کنش‌گرانه‌ی مداوم با آفت‌ها و آسیب‌های آن و آشنایی با بحران‌ها و حدود و ثغور آن ممکن نیست. فلسفه بدین طریق از خشونت می‌کاهد، و با پاسداری از زبان امکان خودکامگی را تقلیل می‌دهد.
1 966
6
https://youtube.com/live/tEJ0oGAy5hM?feature=share
1 823
7
ای گل گمان مبر به شب جشن میروی ، شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند
1
8
فلسفه را چگونه بیاموزیم؟ «- به خاطر بسپار که هدف خواندن و آموختن دستیابی به حکمت و خیر و بدل شدن به موجودی سودمند است. - در هر مطالعه‌ای به جست‌وجوی حقیقت و در طلب معرفت باش، نه خودنمایی، و هرزه‌درایی، [بل‌که در] کاوشِ کاری سودمند [باش]؛ اصلاح فاهمه‌ی خود، و منفعت دیگران. - چندان در بند خواندن نباش که در پی فهمیدن و خوب گواردنِ آن‌چه می‌خوانی: و گمان مبر که فهمیده‌ای مگر آن‌که به ایده‌های روشن و متمایز دست یابی، و هماهنگی و افق آن‌چه می‌خوانی را دریابی. - «خودت را بشناس»! این سخن را در مقام کارآترین اندرز فرزانگی به یاد بسپار، که بدون آن، معرفت، حاصلی جز غرور به بار نیارد، و آموختن تنها به جلوه‌فروشیِ نوکیسگان ماند. - پس از مطالعه از خود بپرس چه آموخته‌ای، و اغلب، آن‌چه آموخته‌ای را دوباره از نظر بگذران. - در پی آن باش که بر کتابی واحد احاطه پیدا کنی تا آن‌که به ده‌ها کتاب، ابلیس‌وار، سرک بکشی. Timeo hominem unius Libri (من از آن کس می‌ترسم که یک کتاب را خوب می‌داند - ضرب المثلی لاتین) - در طلب معرفت میل به سرعت و سرآسیمگی مکن؛ آرام پیش برو، که در این صورت پیشرفت تو حتمی و پایدار خواهد بود. - وقتی درباره‌ی موضوعی مطالعه‌ای بسیار کردی، تأملات خود را درباره‌ی آن به روی کاغذ بیاور؛ این به سنجیدگی و تنوع ایده‌ها و همواری راه سلوک تو یاری می‌کند. - به یاد داشته باش که بدون سخت‌کوشی و لطف الهی کسی هرگز به جای نرسیده و نیکویی ندیده است. [سیسرون گفت:] Nemo igitur vir magnus sine aliquo adflatu divino umquam fuit (هیچ بزرگی هرگز نبوده که از الهام ربوبی نصیب نبرده باشد.)» دیوید فوردیس، با اندرزهایی از این دست به دانشجویان جستار تاریخی خود را به پایان می‌رساند: «شرحی مختصر از سرشت، پیشرفت و خاستگاه فلسفه» که در سال ۱۷۴۳ و ۱۷۴۴ آن را نوشت تا برای دانشجویان پیش از آغاز تحصیل فلسفه به مطالعه آن بپردازند و پند آن به گوش گیرند. این تاریخ فلسفه‌ی سی و پنج صفحه‌ای، بر خلاف ظاهر آن از نکته‌ها و تعبیرها و شهودهای بدیع تهی نیست. دیوید فوردیس (۱۷۱۱-۱۷۵۱، فیلسوفی اسکاتلندی بود که در کنار نامورانی فرانسیس هاچسون، دیوید هیوم، آدام اسمیث و آدام فرگاسون در جنبش روشنگری این کشور نقش بازی کرد و به شکوفایی سنت عقل‌باوری و اومانیسم در اروپا یاری رساند. در میان رساله‌های موجزی که نوشت، «عناصر فلسفه‌ی اخلاق» The Elements of Moral Philosophy, London, 1754)) او دست به دست گشت و تأثیری گسترده در اروپا و حتی آمریکا به جا نهاد. فوردیس بنا به سنت اومانیست‌ها و فیلسوفان خود به تفکر بازتابی، خودنگری و خودسنجی خو داشت و به ویژّه درباره‌ی معنای فلسفیدن و طرز فهمیدن عمیق و پیوسته می‌اندیشید. او تأملات خود درباره‌ی مفهوم و منش فلسفیدن و فیلسوف را در چندین اثر خود آورده است، از جمله در آغاز «عناصر فلسفه‌ی اخلاق». از دید او فیلسوف بزرگ شناخت انسانی را به سه قلمرو عمومی تقسیم می‌کند: تاریخ، شعر و فلسفه؛ و سه قوه‌ی ذهنی خود، حافظه، تخیل و عقل، را در خدمت آن‌ها می‌گیرد. او فلسفه را «شناخت آن‌چه هست» یا «دانش چیزهای انسانی و الهی» تعریف می‌کند؛ شناخت جهان، طبیعت و نیروهایش، کارکردها و پیوندهای آن، از راه استدلال عقلانی. فلسفه‌ی طبیعی از دید او در خصوصیات و عملکردهای جسم و ماده تحقیق می‌کند، و در مقابل آن فلسفه‌ی اخلاق به طور خاص «علم آداب یا وظایف» تعریف می‌کند و سرچشمه‌ی آن را طبیعت یا موقعیت انسان و غایت آن را سعادت وی می‌داند. از این رو، آن را ethics می‌خواند، یعنی Disciplina Morum فن تربیت و تهذیب نفس. David Fordyce, The elements of moral philosophy in three books with a brief account of the nature, progress, and origin of philosophy, Indianapolis, Liberty Fund, 2003 @khalajich
2 482
9
این جلسه دو روز به تعویق افتاد
2 093
10
https://www.aasoo.org/fa/articles/3238
2 141
11
آیا می‌توان با قدرت سیاسیِ حاکم مخالفت کرد، بی‌آن‌که به خشونت و انقلاب دست زد؟ چرا ایمانوئل کانت از یک سو شورش علیه حکومت را روا نمی‌داند، ولی از سوی دیگر از شور و شوق مردم نسبت به انقلاب فرانسه به‌ مثابه‌ی نشانه‌ای از پیشرفت بشریت یاد می‌کند؟ از دید کانت، اپوزیسیون سیاسی در یک جامعه آزاد چه جایگاهی دارد؟ مرز میان نقد قدرت، نافرمانی و انقلاب کجاست؟ آیا آزادی بیان می‌تواند جایگزین خشونت سیاسی شود؟ آیا می‌توان هم وفادار به قانون بود و هم منتقد قدرت؟ پاسخ‌های ایمانوئل کانت به این پرسش‌های کلیدی چه بسا خلاف انتظار اغلب ما ایرانیان به نظر آید. در این گفتار (هم‌زمان در یوتیوب و کلابهاوس) از آن‌چه در آثار کانت در این باره آمده می‌پردازم با شرحی از دیدگاه وی درباره‌ی برخی از مهم‌ترین مباحث فلسفه‌ی سیاسی مدرن: از روشنگری و انقلاب فرانسه تا مباحث امروز درباره دموکراسی، اعتراض و مشروعیت سیاسی. https://youtube.com/live/tog1XcHMKbI?feature=share
2 390
12
没有文字...
2 280
13
https://www.youtube.com/live/I__0zcFj_xI?is=-knLW1FtpiuCIlP7
2 371
14
https://youtube.com/live/vrPLkPuD1ko?feature=share
311
15
https://www.clubhouse.com/i/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC/5HOuJb2v
2 440
16
https://www.clubhouse.com/i/%D8%B3%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AC%D9%88%DA%A9-%D9%88-%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A6%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA/OycQLn4T
2 211
17
https://www.clubhouse.com/i/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%81%D9%87%D9%85-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81/Btx61TOh
2 501
18
اکنون هم‌زمان در یوتیوب و کلابهاوس https://www.youtube.com/live/HWmdq3ACXzc?is=Fop8mLR59-eDodmq
2 820
19
درباره‌ی مرگ و زندگی مجتبی خامنه‌ای و هم‌چنین سرنوشت تفاهم‌نامه‌ی ایران و آمریکا هم‌زمان در یوتیوب و کلابهاوس https://youtube.com/live/Euf7cxydTF4?feature=share
2 839
20
https://www.clubhouse.com/i/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%87%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7/VWiyR3RL
2 484