ch
Feedback
توپولی

توپولی

前往频道在 Telegram

سخت‌ترین بخش حساب کردن، پذیرفتن عددی‌ست که دوستش نداریم.

显示更多

📈 Telegram 频道 توپولی 的分析概览

频道 توپولی (@topoli) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 32 189 名订阅者,在 经济与金融 类别中位列第 3 697,并在 伊朗 地区排名第 10 743 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 32 189 名订阅者。

根据 01 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -1 836,过去 24 小时变化为 374,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 8.08%。内容发布后 24 小时内通常能获得 5.79% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 608 次浏览,首日通常累积 1 870 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 66。
  • 主题关注点: 内容集中在 بورس, توپول, وقت, سهم, تورم 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“سخت‌ترین بخش حساب کردن، پذیرفتن عددی‌ست که دوستش نداریم.”

凭借高频更新(最新数据采集于 02 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 经济与金融 类别中的关键影响点。

32 189
订阅者
+37424 小时
-1 4067 天
-1 83630 天
吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+537
在0个频道中
九月 '26
+11 199
在4个频道中
Get PRO
八月 '26
+35 481
在2个频道中
Get PRO
七月 '26
+2 730
在4个频道中
Get PRO
六月 '26
+4 656
在4个频道中
Get PRO
五月 '26
+15
在1个频道中
Get PRO
四月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+86
在7个频道中
Get PRO
一月 '26
+91
在10个频道中
Get PRO
十二月 '25
+149
在17个频道中
Get PRO
十一月 '25
+165
在5个频道中
Get PRO
十月 '25
+894
在15个频道中
Get PRO
九月 '25
+298
在17个频道中
Get PRO
八月 '25
+265
在9个频道中
Get PRO
七月 '25
+65
在7个频道中
Get PRO
六月 '25
+72
在3个频道中
Get PRO
五月 '25
+162
在7个频道中
Get PRO
四月 '25
+91
在3个频道中
Get PRO
三月 '25
+120
在5个频道中
Get PRO
二月 '25
+138
在10个频道中
Get PRO
一月 '25
+376
在7个频道中
Get PRO
十二月 '24
+160
在8个频道中
Get PRO
十一月 '24
+101
在3个频道中
Get PRO
十月 '24
+126
在10个频道中
Get PRO
九月 '24
+104
在10个频道中
Get PRO
八月 '24
+137
在12个频道中
Get PRO
七月 '24
+329
在17个频道中
Get PRO
六月 '24
+344
在12个频道中
Get PRO
五月 '24
+251
在8个频道中
Get PRO
四月 '24
+412
在6个频道中
Get PRO
三月 '24
+329
在3个频道中
Get PRO
二月 '24
+203
在3个频道中
Get PRO
一月 '24
+231
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+187
在2个频道中
Get PRO
十一月 '23
+96
在7个频道中
Get PRO
十月 '23
+68
在7个频道中
Get PRO
九月 '23
+53
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+285
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+322
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+303
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+275
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+122
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+214
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+142
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+323
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+155
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+164
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+1 384
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+48
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+212
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+141
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+157
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+67
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+166
在0个频道中
Get PRO
三月 '220
在0个频道中
Get PRO
二月 '220
在0个频道中
Get PRO
一月 '220
在0个频道中
Get PRO
十二月 '210
在0个频道中
Get PRO
十一月 '210
在0个频道中
Get PRO
十月 '210
在0个频道中
Get PRO
九月 '210
在0个频道中
Get PRO
八月 '210
在0个频道中
Get PRO
七月 '210
在0个频道中
Get PRO
六月 '210
在0个频道中
Get PRO
五月 '210
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+108
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+180
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+218
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+160
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+1 862
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
02 十月0
01 十月+537
频道帖子
امروز نوبت خودرو بود آمریکا امروز صنعت خودرو رو هم تحریم کرد؛ یا بهتر بگم تحریم تر! مگه تا الان تحریم نبودیم؟ اسم ایران‌خودرو، سایپا، ایران‌خودرو دیزل، پارس‌خودرو، زامیاد توی فهرست اومده. چند شرکت خارجی تأمین‌کننده قطعه هم همزمان تحریم شدن. ولی برای فهمیدن اثر این خبر، نبایستی صرفا" به اسم شرکت‌ها توجه کرد. بهتره بریم سراغ یه سؤال ساده‌تر: خودروی ایرانی مگه چقدرش وارداتیه؟ ایران‌خودرو و سایپا می‌گن حدود ۸۰ درصد ساخت داخل دارن. البته به طور متوسط و تقریبی یعنی از نظر ارزش زنجیره تولید، چیزی نزدیک ۲۰ درصد هنوز بیرون از این زنجیره ساخته می‌شه. عدد کوچیکیه؟ روی کاغذ، آره. فرض کن ۸۰ درصد یه خودرو رو داخل کشور بسازی، ولی برای اون ۲۰ درصد باقی‌مونده، چند قطعه خاص دستت نباشه. همون چند قطعه می‌تونن کل ۸۰ درصد دیگه رو از کار بندازن. هرچقدر صنعت پیچیده تر و یا تو محصول نهایی قطعات بکار رفته بیشتری داشته باشه این حفره تاثیرگذارتره. طبیعتا" این وابستگی برای همه خودروسازها یکسان نیست. طبق یه حساب و کتاب ساده، برآورد میشه به طور متوسط ایران‌خودرو برای هر خودرو حدود ۳ هزار دلار و سایپا حدود ۲ تا ۳ هزار دلار ارزبری داشته باشن. ولی بعضی مونتاژکارها این نیاز بالای ۱۲ هزار دلار و حتی نزدیک ۱۵ هزاره. و اینجا اینم بگم دوستان، مسئله فقط خود قطعه هم نیستا؛ مسیر وارد شدن قطعه هم پرریسک‌تر می‌شه. و این برای صنعت خودرو بسیار مهمه. در تحریم‌های قبلی واردات قطعه و ارتباط خارجی خودرو رو سخت کرده بودن؛ و صنعت هم طی این سال‌ها یاد گرفته بود از چند مسیر مختلف قطعه وارد کنه، واسطه پیدا کنه و بخش قابل‌توجهی از تولید رو داخلی کنه. و این بار آمریکا رو همون حلقه‌هایی دست می‌ذاره که این مسیرها ازشون رد می‌شن. منطقیه که اثر اصلی این تحریم از فردا صبح توی تعطیلی کارخانه‌ها مشخص نشه. البته رو قیمتها تاثیر آنی میگذاره ولی رو تولید با تاخیر و چند ماه بعد توی قیمت قطعه، موجودی انبار، خواب سرمایه، زمان تحویل و تیراژ تولید دنبالش باید گشت. کم خبر نداشتیم که مثلا بخاطر نداشتن یه برف پاک کن ساده خودرو تو انبار خوابیده، بقیشو دیگه خودت تصور کن. صنعت خودرو ممکنه ۸۰ درصد ساخت داخل باشه؛ ولی اون ۲۰ درصد باقی‌مونده، درصد کم‌اهمیتی نیستن. گاهی توی یه زنجیره، ارزش یه قطعه کمه؛ اما نبودنش می‌تونه کل زنجیره رو گرون‌تر و کندتر کنه. به امید روزهای بهتر، شبتون بخیر @topoli

2
یه جمله معروف از وارن بافت هست که احتمالاً زیاد شنیدید؛ من وقتی بازار طمع می‌کنه، شک می‌کنم؛ وقتی می‌ترسه، دنبال فرصت می‌گردم
یه جمله معروف از وارن بافت هست که احتمالاً زیاد شنیدید؛ من وقتی بازار طمع می‌کنه، شک می‌کنم؛ وقتی می‌ترسه، دنبال فرصت می‌گردم. @topoli
1 775
3
نسیه بخری یا نقدی؟ نقدی بفروشی یا چکی؟ ❖ اول راس معامله رو حساب کن چه خریدار باشی و بخوای بدونی به‌طور متوسط چند روز مهلت پرداخت گرفتی، چه فروشنده باشی و بخوای بدونی پول معامله‌ات به‌طور متوسط کی به دستت می‌رسه، یه حساب ساده هست که جواب این سؤال رو بهت می‌ده؛ اسمش راس‌گیریه. راس‌گیری یه حساب ساده و کاربردیه. فرض کن مبلغ معامله ۵۰ میلیارد تومنه چک اول: ۱۰ میلیارد، امروز چک دوم: ۲۰ میلیارد، ۳۰ روز بعد چک سوم: ۲۰ میلیارد، ۶۰ روز بعد حالا فاصله هر چک تا تاریخ مبنا رو در مبلغش ضرب می‌کنیم ۱۰ × ۰ = صفر ۲۰ × ۳۰ = ۶۰۰ میلیارد تومن‌روز ۲۰ × ۶۰ = ۱۲۰۰ میلیارد تومن‌روز جمع این اعداد میشه: ۱۸۰۰ میلیارد تومن‌روز جمع مبلغ چک‌ها یا همون مبلغ معامله هم شد ۵۰ میلیارد تومن حالا: ۱۸۰۰ ÷ ۵۰ = ۳۶ روز یعنی این سه چک، روی هم، از نظر زمانی معادل ۵۰ میلیارد تومن با سررسید ۳۶ روزه هستن. پس خریدار می‌فهمه به‌طور متوسط چقدر مهلت پرداخت گرفته و فروشنده می‌فهمه پول معامله‌اش به‌طور متوسط چند روز بعد وصول میشه. همین یه عدد می‌تونه موقع مقایسه معامله نقدی و چکی خیلی چیزها رو روشن کنه. فرمول ساده: راس = مجموع «مبلغ × تعداد روز» ÷ مجموع مبلغ چک‌ها سیوش کن؛ دفعه بعد که چندتا چک داشتی، به‌جای حدس زدن، حسابش کنی. @topoli
1 931
4
بانک‌ها رو چطور تحلیل کنیم و بفهمیم کدوم بهتره؟ ❖ این متن بلنده و سبکش آموزشیه. اگه تحلیلگری، حسابداری یا مدیریت مالی بلدی، یا مشتاقی یاد بگیری صورت‌های مالی بانک‌ها رو چطور تحلیل کنی، این متن برای توئه. در غیر این صورت، خوندنش رو توصیه نمی‌کنم. وقتی صورت مالی بانک رو که باز می‌کنی، اول کار سراغ سود خالص نرو. برو سراغ درآمد تسهیلات و کنارش سود پرداختی به سپرده‌ها رو بذار. این دو عدد، نقطه شروع خوبی برای فهم موتور درآمدی بانکه. مثلاً فرض کن درآمد تسهیلات ۴۰ درصد، ولی هزینه سود سپرده ۵۵ درصد رشد کرده. روی جلد گزارش، سودآوری می‌تونه عالی به نظر برسه؛ ولی موتور اصلی بانک تحت فشاره. حالا برعکسش هم داریم؛ درآمد تسهیلات ۴۰ درصد رشد کرده و هزینه سود سپرده ۲۰ درصد. اینجا رشد درآمد ارزش بیشتری پیدا می‌کنه. پس به جای اینکه فقط بگی «درآمد تسهیلات رشد کرده»، بررسی کن درآمد دارایی‌های درآمدزا با چه سرعتی بالا رفته و قیمت منابع با چه سرعتی. برای تحلیل دقیق‌تر، درآمد تسهیلات رو به متوسط مانده تسهیلات وصل کن و سود پرداختی رو به متوسط سپرده‌های سودده. این دو نرخ بهت می‌گن بانک تقریباً پولش رو با چه نرخی به کار گرفته و منابعش رو با چه قیمتی تهیه کرده. بعد تازه می‌تونی به حاشیه سود خالص بهره‌ای برسی؛ یعنی سود خالص بهره‌ای نسبت به متوسط دارایی‌های درآمدزا. این شاخص از نگاه کردن به یک رقم مطلق خیلی چیزای بیشتری بهت می‌گه. یک نکته مهم بهت بگم؛ فاصله درآمد تسهیلات و سود سپرده، به‌خودی‌خود حاشیه سود خالص بهره‌ای نیست. این دو تا یکی نگیر. حالا برو سراغ مانده تسهیلات. در پنج ماه نخست ۱۴۰۵، شبکه بانکی ۵۵۱۸ همت تسهیلات پرداخت کرده؛ ۶۸ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل. این عدد برای تحلیل صورت مالی یه کاربرد مشخص داره؛ وقتی گزارش بانک رو باز می‌کنی و می‌بینی مانده تسهیلات بالا رفته، نه خوشحال شو نه ناراحت. ببین نرخ رشد درآمد تسهیلات و مانده تسهیلات چقدره و کدوم جلوتره. فرض کن مانده تسهیلات ۳۰ درصد رشد کرده و درآمد تسهیلات ۴۵ درصد. این یعنی ارزش بررسی داره؛ بازده ضمنی دارایی‌های درآمدزا احتمالاً تغییر کرده. ولی اگه مانده تسهیلات ۴۰ درصد بالا رفته و درآمد فقط ۳۰ درصد، باید بفهمی چرا. تغییر ترکیب تسهیلات؟ کاهش نرخ مؤثر؟ تسهیلاتی که هنوز درآمد مناسبی تولید نمی‌کنن؟ یا اتفاق دیگه ای در ترکیب دارایی‌ها بوده؟ یادت باشه که، رشد مانده تسهیلات، خبر نیست؛ علت رشد درآمد تسهیلاته که خبر محسوب می‌شه. حالا برو سراغ یادداشت تسهیلات. این قسمت رو با حوصله بخون. تسهیلات جاری، سررسیدگذشته، معوق و مشکوک‌الوصول رو کنار هم بذار. بعد ذخیره مطالبات رو ببین. فرض کن بانک ۲۰۰ همت تسهیلات داره و ۱۲ همت مطالبات غیرجاری. این عدد به‌تنهایی نه خوبه نه بد. برای خودت اینارو تیک بزن: بانک برای اون ۱۲ همت چقدر ذخیره گرفته؟ چه میزان وثیقه پشت مطالباته؟ مطالبات مربوط به چه مشتری‌هایی و چه بخش‌هایی از اقتصاده؟ روندش نسبت به سال قبل چیه؟ اینجاست که کیفیت دارایی خودش رو نشان می‌ده. یک بانک می‌تونه تسهیلات زیادی داشته باشه و همچنان وضعیت خوبی داشته باشه؛ به شرط اینکه بخش عمده این دارایی سالم و ذخیره‌گیری با ریسک‌ها هماهنگ باشه. پس هیچ‌وقت از روی بزرگ شدن مطالبات غیرجاری به‌تنهایی نتیجه نگیر، والسلام. پس مطالبات غیرجاری رو کنار ذخیره و خالص تسهیلات بخون. حالا تورم وارد صورت مالی می‌شه. چطور؟ همه میدونیم که در اقتصاد تورمی، بنگاه برای ادامه همون فعالیت سابق پول اسمی بیشتری می‌خواد. مواد اولیه گرون‌تر شده، موجودی انبار گرون‌تر شده، حقوق و هزینه‌های جاری بالا رفته. پس نیاز به سرمایه در گردش هم بزرگ‌تر می‌شه. این بخش از آمار ۱۴۰۵ هم قابل دیدنه؛ بخش بزرگی از تسهیلات پرداختی شبکه بانکی مربوط به سرمایه در گردشه. پس تورم می‌تونه برای بانک از یک مسیر کاملاً مشخص درآمد بسازه: نیاز پولی بیشتر بنگاه، تسهیلات بیشتر، دارایی درآمدزا بیشتر، درآمد تسهیلات بیشتر اما همین مسیر یه برگشت هم داره. هزینه تولید مشتری بالا رفته. هزینه مالی هم بالا رفته. اگه فروش مشتری نتونه خودش رو با این هزینه‌ها هماهنگ کنه، همون تسهیلاتی که امروز درآمد ساخته، ممکنه فردا تبدیل به مطالبه‌ای بشه که باید برایش ذخیره گرفت. یعنی اثر تورم روی بانک ممکنه با فاصله زمانی خودش رو نشون بده. امروز تو درآمد؛ چند فصل بعد در کیفیت مطالبات. این یکی از مهم‌ترین قسمت هاست که موقع خوندن صورت مالی باید حواست بهش باشه. حالا برو سراغ سپرده‌ها. اینجا مانده سپرده مهم نیست ترکیب سپرده مهمه! دو بانک ممکنه هر دو ۵۰۰ همت سپرده داشته باشن، ولی هزینه پولشون زمین تا آسمان فرق کنه. یکی منابع کم‌هزینه‌تری داره. اون یکی برای نگه داشتن منابع مجبور شده سود بیشتری بده. پس ۵۰۰ همت سپرده در ترازنامه هر دو بانک، از نظر سودسازی ارزش یکسانی نداره. اینجا باید هزینه سود سپرده رو به متوسط سپرده‌های سودده وصل کنی. و به یاد بیار که پول بانک فقط حجم نداره؛ قیمت هم داره. و قیمت پول، مستقیماً روی حاشیه سود بانک اثر می‌ذاره. رشد نقدینگی هم از همین‌جا برای بانک معنی پیدا می‌کنه. نقدینگی وقتی در شبکه بانکی می‌مونه، عمدتاً به شکل سپرده دیده می‌شه. پس رشد نقدینگی رو مستقیم به سود بانک وصل نکن. اول ببین این رشد چطور وارد سپرده‌ها شده. بعد ببین بانک با این منابع چکار کرده: تسهیلات؟ اوراق؟ دارایی نزد بانک مرکزی؟ مطالبات از بانک‌ها؟ یا منابعی که فعلاً بازدهی قابل‌توجهی ایجاد نکرده؟ ممکنه نقدینگی اقتصاد بالا بره، سپرده بانک هم بالا بره، ولی سود بانک به همون نسبت رشد نکنه. چون منبع بزرگ‌تر شده؛ هنوز معلوم نیست دارایی درآمدزا هم به همون اندازه بزرگ شده یا نه. بعد برو سراغ درآمد کارمزد. اینجا رشد درصدی خیلی هم نیست! ببین سهم درآمدهای کارمزدی از درآمد بانک بیشتر می‌شه یا نه. کارمزد یه ویژگی مهم داره؛ کارمزد به اندازه تسهیلات کار داره نه ترازنامه اگه بانک هم‌زمان با رشد تسهیلات، درآمد کارمزدی خودش رو هم بالا برده، ترکیب درآمدش می‌تونه متنوع‌تر شده باشه. ولی اینجا هم به کیفیت رشد نگاه کن؛ رشد کارمزد ناشی از تغییر نرخ‌ها با رشد ناشی از افزایش واقعی حجم خدمات یه معنی نداره. حالا برو سراغ سود تسعیر ارز. اینجا خیلی‌ها اشتباه می‌کنن. بانک خالص دارایی ارزی داره، نرخ ارز بالا رفته، ارزش ریالی این دارایی بیشتر شده و سود تسعیر ساخته شده. این سود رو حذف نکن. ولی هم‌ردیف سود عملیاتی هم قرار نده! اول خالص موقعیت ارزی رو دربیار. بعد ببین سود تسعیر دقیقاً از کدوم اقلام اومده. بعد از خودت بپرس این عدد چقدر قابلیت تکرار رو داره؟ به این سوال هم جواب بده که چقدرش تغییر ارزش حسابداریه و چقدرش به جریان نقد وصل شده؟ حالا سود فروش دارایی. فرض کن بانک از فروش یه ملک یا سرمایه‌گذاری ۸ همت سود ساخته. بله ۸ همت واقعیه. اما تکرارشونده نیست، مگه اینکه بانک دوباره دارایی قابل‌فروشی با سود مشابه داشته باشه. پس موقع تحلیل سود، دو سبد برای خودت بساز: سود حاصل از عملیات تکرارشونده و سود حاصل از اتفاقات موردی بعد رشد سود خالص رو بین این دو تقسیم کن. اینجا خیلی وقت‌ها تصویر گزارش عوض می‌شه. تا یادم نرفته بگم یه بخش دیگه رو هم دست‌کم نگیر، صورت جریان وجوه نقد. قرار نیست سود خالص بانک رو با جریان نقد عملیاتی مو به مو یکی بدونی. بانک مدل کسب‌وکار متفاوتی داره. اما وقتی بین سود و جریان نقد فاصله زیادی دیدی، بی‌تفاوت رد نشو. برو ببین اختلاف از کجا اومده: تغییر در مطالبات؟ تغییر در بدهی‌ها؟ جابه‌جایی منابع؟ تغییر در دارایی‌های مالی؟ صورت جریان وجوه نقد برای من بیشتر از اینکه جواب سودآوری باشه، جواب پول کجا رفت؟ رو می‌ده. آخرش می‌رسیم به سرمایه. سرمایه ثبتی شبکه بانکی از ۵۱۷ همت در پایان ۱۴۰۲ به ۱۰۳۳ همت در دی ۱۴۰۴ رسیده و نسبت کفایت سرمایه شبکه هم در همون مقطع به ۴ درصد رسیده است. تعداد بانک‌های دارای کفایت سرمایه بالاتر از ۸ درصد از ۹ به ۱۳ بانک افزایش پیدا کرده بود. این قسمت رو نباید نادیده گرفت. یعنی در سطح شبکه، سرمایه در حال ترمیم بوده. ولی برای تحلیل یه بانک خاص، خود عدد سرمایه کافی نیست. ببین سرمایه با چه سرعتی رشد کرده و دارایی‌های موزون‌شده به ریسک با چه سرعتی. سرمایه ۳۰ درصد بالا رفته و دارایی‌های موزون به ریسک ۲۰ درصد؟ یه معنا داره. سرمایه ۳۰ درصد بالا رفته و ریسک ترازنامه ۵۰ درصد؟ معنای دیگه. یادت باشه سرمایه رو همیشه در کنار اندازه و ریسک ترازنامه بخون. حالا اگه بخوام یه صورت مالی بانک رو سریع غربال کنم، این ترتیب رو می‌رم؛ اول درآمد تسهیلات. بعد هزینه سود سپرده. بعد متوسط مانده تسهیلات و سپرده‌های سودده. بعد حاشیه سود خالص بهره‌ای. بعد کیفیت تسهیلات و ذخیره مطالبات. بعد درآمد کارمزد. بعد سود تسعیر و سود فروش دارایی. بعد جریان نقد. و آخر سر سرمایه و کفایت سرمایه. سود خالص رو هم آخر بررسی میکنم. چون وقتی این مسیر رو رفته باشی، دیگه سود خالص برات یه عدد عادی نیست. می‌دونی از کجا اومده. می‌دونی چقدرش تکرارشونده‌ست. می‌دونی چه بخشی از ترازنامه پشتشه. و مهم‌تر از همه، می‌فهمی اقتصاد ایران کجای صورت مالی نشسته. تورم رو در بزرگ شدن مانده تسهیلات می‌بینی. رشد نقدینگی رو در سپرده‌ها و منابع دنبال می‌کنی. گرونی پول رو در هزینه سپرده می‌بینی. فشار بنگاه‌ها رو در کیفیت مطالبات دنبال می‌کنی. دلار رو در موقعیت ارزی و تسعیر می‌خونی. و اثر همه اینها رو در آخر، روی سود و سرمایه بانک می‌سنجی. فقط یه چیز رو هیچ‌وقت فراموش نکن: بانک ممکنه هم‌زمان سودسازتر و پرریسک‌تر شده باشه. این دوتا لزوماً خلاف هم نیستن. @topoli
2 031
5
سپتامبر هم تموم شد. ماهی بود که هنوز خبر قبلی روی میز بازار بود، یکی دیگه از راه می‌رسید. بازار هم هنوز داشت یکی رو هضم می‌کرد که باید می‌نشست سراغ بعدی. یه روز نرخ بهره، یه روز نفت، یه روز جنگ و سیاست؛ انگار دنیا با خودش قرار گذاشته بود این ماه رو بی‌حاشیه رد نکنه. حالا اکتبر اومده. فعلاً چیزی ازش نمی‌خوایم؛ فقط بذاره بازار یه نفس بکشه و خبر قبلی رو کامل هضم کنه. سپتامبر رو رد کردیم؛ خودش به اندازه یه فصل ماجرا داشت. @topoli
2 001
6
❖ چیزی که روی تابلو نیست سث کلارمن، بنیان‌گذار باوپُست و نویسنده «حاشیه امن» و برنده جایزه هاروارد؛ سرمایه‌گذاری که صبر رو بخشی از حساب می‌دونه. بازار که راه می‌افته، سخت‌ترین کار این نیست که بفهمی چی گرون شده؛ اینه که جا موندنت رو با اشتباه گرفتنت یکی نکنی. ممکنه چیزی هر روز بالاتر بره و تو نخری؛ نه از ترس، از این‌که هنوز عددش با ارزشی که براش حساب کردی جور درنمیاد. کلارمن می‌گه سرمایه‌گذاری ارزشی به «ذخیره عمیقی از صبر و انضباط» نیاز داره. گاهی قیمت بالا می‌ره، ولی ارزش نه؛ سختی کار اینه که نذاری تابلوی بازار، عددی رو که خودت حساب کردی جابه‌جا کنه. @topoli
2 812
7
پل تودور جونز، معامله‌گری که اسمش با یکی از بزرگ‌ترین سقوط‌های تاریخ بازار گره خورده. سال ۱۹۸۰، Tudor Investment Corporation
پل تودور جونز، معامله‌گری که اسمش با یکی از بزرگ‌ترین سقوط‌های تاریخ بازار گره خورده. سال ۱۹۸۰، Tudor Investment Corporation رو ساخت و بعدها به یکی از چهره‌های شناخته‌شده معاملات کلان تبدیل شد. از بازار سهام و ارز تا کالا و نرخ بهره، سال‌ها در مقیاس جهانی معامله کرد. تجربه‌ و نگاهش به بازار در نوشته‌ها و مصاحبه‌های متعدد بازتاب پیدا کرده و تأکیدش بر مدیریت ریسک، بخش مهمی از مکتب فکریشه. @topoli
2 600
8
#توپومتر ❖ بروزرسانی ترکیب سبد | کد ۱۵۱ دو صندوق طلایی از سبد خارج شدن و صندوق درآمد ثابت به ترکیب اضافه شده. با این تغییر، ت
#توپومتر ❖ بروزرسانی ترکیب سبد | کد ۱۵۱ دو صندوق طلایی از سبد خارج شدن و صندوق درآمد ثابت به ترکیب اضافه شده. با این تغییر، ترکیب فعلی سبد به این صورته: ۵۰٪ نقد | ۳۵٪ طلا | ۱۵٪ سهام یعنی فعلاً نیمی از سبد نقده، ۳۵٪ طلاست و ۱۵٪ هم به سهام اختصاص داره. @topoli
2 396
9
❖ بریم ببینیم گزارشات شهریور چطور بودن گزارش‌های شهریور رو که کنار مرداد و عملکرد شش‌ماهه بذاریم، تصویر کلی شرکت‌ها نسبت به قبل بهتر شده؛ هم فروش ماهانه در بخش بزرگی از بازار رشد کرده، هم سود شش‌ماهه در تعداد قابل‌توجهی از شرکت‌ها از مدت مشابه پارسال جلو زده. نکته مهم‌تر اینه که بعضی شرکت‌ها تو همین شش ماه، به سودی نزدیک به کل سود سال قبل یا حتی بیشتر از اون رسیدن. و این نشون می‌ده ظرفیت سودسازی بخشی از بازار واقعاً تغییر کرده. ولی یه نکته رو نباید از دست داد: رشد فروش خیلی گسترده‌تر از رشد واقعی تولیده. بخش مهمی از افزایش درآمد، از بالا رفتن نرخ فروش و تورم اومده. در بعضی شرکت‌ها مقدار تولید یا فروش حتی پایین‌تر از پارساله. از طرف دیگه، هزینه مواد اولیه، انرژی و خوراک هم بالا رفته و بخشی از رشد فروش رو پس گرفته. در بین گزارش‌های شهریور، رشد نرخ در بخش‌هایی از پتروشیمی، شیمیایی و فلزی چشمگیر بوده؛ اما همزمان در بعضی شرکت‌ها رشد تولید هم دیده شده. همین تفاوت مهمه که افزایش نرخ به‌تنهایی سودساز نیست؛ وقتی ارزشش بیشتر می‌شه که مقدار فروش هم پشتش باشه. در طرف مقابل، در بخش‌هایی از خودرو، معدن و متانولی‌ها افت مقدار تولید یا فروش دیده می‌شه، عمدتا به رکود بازار و مشکلات واردات و صادرات برمیگرده؛ بنابراین رشد ریالی درآمد در این شرکت‌ها رو باید با احتیاط بیشتری لحاظ کرد. جایی که باید دقیق‌تر نگاه کرد و من با وسواس اینکارو انجام میدم، حاشیه سود و سود عملیاتیه. حتی رشد بالای سود خالص هم وقتی ارزش بیشتری پیدا می‌کنه که از عملیات اصلی اومده باشه، نه فروش دارایی، سود سرمایه‌گذاری یا اتفاقی که قرار نیست تکرار بشه. نمونه‌هایی از همین تفاوت در گزارش‌های شهریور دیده می‌شه. برداشت مهم از شهریور اینه که بخش قابل‌توجهی از شرکت‌ها وارد نیمه دوم سال با پایه سود بالاتری شدن؛ یعنی حتی بدون جهش تازه در قیمت‌ها، بعضی شرکت‌ها می‌تونن سال رو بالاتر از پارسال تموم کنن. اما برای تحلیلگر و معامله‌گر، مهم‌تر از خود عدد سود اینه که بفهمه این سود از کجا اومده و چقدر قابل تکراره. بنظرم برای انتخاب سهم به دنبال این سه سؤال باشیم: فروش بیشتر شده یا صرفا" نرخ؟ حاشیه سود بهتر شده یا هزینه‌ها رشد رو بلعیدن؟ سود ساخته‌شده عملیاتی و تکرارشونده‌ست یا یک درآمد مقطعی؟ اگه جواب هر سه مثبت باشه، با شرکتی روبه‌رو هستیم که سود آینده‌اش پشتوانه عملیاتی داره؛ اگه فقط فروش اسمی بالا رفته باشه، هنوز اتفاق بنیادی مهمی نیفتاده. شهریور در مجموع تصویر بهتری از سودسازی شرکت‌ها داده، اما ارزش واقعی این گزارش‌ها در تفکیک رشد واقعی از رشد اسمیه. گزارش‌های مهر دقیقاً همین رو روشن‌تر می‌کنن که آیا این سود بالاتر، قراره ادامه پیدا کنه یا نه. @topoli
3 201
10
❖ چیزی که روی تابلو نیست چارلی مانگر، شریک قدیمی وارن بافت در برکشایر هاتاوی، فقط به بزرگ شدن عدد سود نگاه نمی‌کرد؛ می‌خواست بدونه این سود، بعد از تورم، واقعاً چقدر به ارزش سرمایه اضافه کرده. حالا یه شرکت بورسی رو در نظر بگیر. فروش دو برابر شده، سود سه برابر. در ظاهر این اتفاق خوبیه. اما اگه همزمان قیمت مواد اولیه، دستمزد، ماشین‌آلات و هزینه‌های شرکت هم چند برابر شده باشن، نمی‌شه فقط از روی عدد سود فهمید سهامدار واقعاً ثروتمندتر شده یا نه. به کلمات دقت کن، مسئله اینکه سود شرکت چقدر بیشتر شده، نه اینکه چند تومان بیشتر شده. در واقع چارلی به ما میگه، سود وقتی بزرگ شده محسوب میشه که قدرت خریدش هم بزرگ‌تر شده باشه. @topoli
2 289
11
پیتر لینچ یکی از معروف‌ترین سرمایه‌گذارای دنیاست؛ کسی که بیشتر از هر چیز با مدیریت صندوق «ماژلان» فیدلیتی شناخته می‌شه. لینچ
پیتر لینچ یکی از معروف‌ترین سرمایه‌گذارای دنیاست؛ کسی که بیشتر از هر چیز با مدیریت صندوق «ماژلان» فیدلیتی شناخته می‌شه. لینچ از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۰ این صندوق رو مدیریت کرد و تو این مدت، سرمایه صندوق از حدود ۱۸ میلیون دلار به بیشتر از ۱۳ میلیارد دلار رسید. بازده سالانه‌ش هم به‌طور میانگین نزدیک ۲۹ درصد بود. فلسفه‌ش خیلی ساده بود: قبل از اینکه دنبال سهم بگردی، کسب‌وکارش رو بفهم. لینچ معتقد بود خیلی وقت‌ها فرصت‌های خوب رو تو زندگی روزمره‌مون می‌بینیم، ولی چون دنبالشون نمی‌گردیم، از کنارشون رد می‌شیم. @topoli
2 345
12
❖ کالبدشکافی و تحلیل عملکرد پتروشیمی شازند (شاراک) سیستم اختصاصی توپولی برای تحلیل، سنجش و تصمیم‌سازی مالی @topoli
1 766
13
امروز ۱۳۱ شرکت توی بازار داریم که ارزش کل هر کدومشون از یه سوئیت شناور تفریحی کمتره! یعنی یه چیزی که برای تفریح می‌خری، از کل
امروز ۱۳۱ شرکت توی بازار داریم که ارزش کل هر کدومشون از یه سوئیت شناور تفریحی کمتره! یعنی یه چیزی که برای تفریح می‌خری، از کل یک شرکت بورسی گرون‌تره. از اون عددهاست که آدم می‌خونه، یه بار دیگه می‌خونه، بعد می‌ره سراغ بقیه عددهای بازار. بعد دوباره برمی‌گردی و می‌گی: «صبر کن… جدی؟» @topoli
2 421
14
❖ یه معامله ۱۹ همتی انجام شده که اگه فقط عددش رو ببینی، نصف داستان رو از دست می‌دی. شرکت «گسترش صنایع و معادن ماهان» رو احتمالاً خیلی‌هاتون با اسم ماهان می‌شناسید؛ یکی از شرکت‌های مهم زنجیره صنعت و معدن گروه مالی گردشگری. ۳۱ شهریور، بانک گردشگری با نماد «وگردش» کل ۲۹.۷۴۸ درصد سهام خودش در ماهان رو واگذار کرد. خریدار؟ یک شرکت سهامی خاص به اسم «پیشرو کیفیت همراه». ارزش معامله؟ بیش از ۱۹ همت. وگردش هم از این واگذاری، بعد از کسر هزینه‌های انتقال، حدود ۱۰ همت سود شناسایی کرده. اما بذارید یه لحظه خودِ ماهان رو کنار بذاریم و به ساختار اطرافش نگاه کنیم. گنگین طبق افشای منتشرشده، ۴۰ درصد ماهان رو به‌صورت مستقیم و ۱۷ درصد دیگه رو از طریق یک شرکت فرعی صددرصدی در اختیار داشته؛ یعنی در مجموع ۵۷ درصد مالکیت مستقیم و غیرمستقیم. از طرف دیگه، بانک گردشگری هم بخشی از همین زنجیره بزرگ‌تر گردشگری و سرمایه‌گذاریه. پس با یک شرکت منفرد طرف نیستیم؛ با مجموعه‌ای از شرکت‌ها و مالکیت‌های چندلایه روبه‌رو هستیم. اما نکته‌ای که معامله رو جذاب می‌کنه، دقیقاً همین‌جاست: خریدار ۲۹.۷۴۸ درصد ماهان، «پیشرو کیفیت همراه»؛ نه گنگین، نه سمگا و نه یکی از اسم‌های شناخته‌شده این زنجیره. ۱۹ همت هم قرار نیست همون اول پرداخت بشه. فقط ۱۰ درصد معامله، یعنی حدود ۱.۹ همت، نقد پرداخت شده و ۹۰ درصد باقی‌مونده طی ۱۰ قسط شش‌ماهه و در یک دوره پنج‌ساله تسویه می‌شه. خود سهام هم تا تسویه کامل، نزد بانک گردشگری در وثیقه می‌مونه. حالا یک اتفاق جالب دیگه رو هم بذارید کنار این ماجرا. سال ۱۴۰۳، بنیاد مستضعفان برای واگذاری مجموعه هتل‌های پارسیان، امکان پرداخت نقدی، اقساطی و حتی تهاتر با سهام شرکت‌های فعال در زنجیره فولاد، مس و پتروشیمی رو در شرایط واگذاری مطرح کرده بود. در ادامه هم درباره این واگذاری و گزینه‌های احتمالی معامله، گزارش‌ها و اظهارنظرهای مختلفی منتشر شد. این به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کنه که این موضوع با معامله ماهان ارتباطی داره؛ اما وقتی دو طرف ماجرا، یعنی دارایی‌های بزرگ و معاملات چندده‌هزار میلیارد تومانی رو کنار هم می‌ذارید، طبیعیه که آدم بخواد ساختار مالکیت و طرف‌های معامله رو دقیق‌تر بشناسه. و اینجا سؤال اصلی شکل می‌گیره: «پیشرو کیفیت همراه» دقیقاً چه شرکتیه؟ سهامداراش کیا هستن؟ سرمایه ثبت‌شده‌ش چقدره؟ و برای خرید دارایی‌ای به ارزش بیش از ۱۹ همت، منابع مالی و ساختار تأمین مالی معامله چطور تعریف شده؟ چون از ۱۹ همت، حدود ۱.۹ همت نقد پرداخت شده و نزدیک به ۱۷ همت دیگه در قالب اقساط باقی مونده. این سؤال‌ها الزاماً به معنی وجود ایراد یا مسئله‌ای در معامله نیست. اتفاقاً برعکس؛ وقتی عدد معامله این‌قدر بزرگه، شناختن خود خریدار و ساختار مالکیت و تأمین مالی معامله از خود عدد ۱۹ همت مهم‌تر می‌شه. فعلاً یک چیز روشنه: ۱۹ همت، فقط عدد معامله‌ست؛ داستان واقعی از جایی شروع می‌شه که بفهمیم «پیشرو کیفیت همراه» کیه و این معامله با چه ساختاری انجام شده. @topoli
2 233
15
کجای دنیا دیدین این حجم دلار، اینجوری با کیسه جابه‌جا بشه؟! @topoli
کجای دنیا دیدین این حجم دلار، اینجوری با کیسه جابه‌جا بشه؟! @topoli
3 118
16
این روزا بعضی مغازه‌دارا هرچی جنس بیشتری تو انبار دارن، بیشتر خوشحالن؛ نه اینکه بیشتر فروخته باشن، جنساشون گرون‌تر شده. برای بعضی شرکت‌ها هم انبار پُر، از فروش بیشتر شیرین‌تره. گزارش‌ها از همین الان لو می‌دن شش‌ماهه کی قراره بیشتر بخنده. @topoli
2 476
17
❖ چی جلوی بورس ایران رو روی ۱۰۰ میلیارد دلار می‌گیره؟ یه عددی که این سال‌ها زیاد می‌شنویم، ۴۰۰ میلیارد دلار و حتی بیشتره؛ عدد
❖ چی جلوی بورس ایران رو روی ۱۰۰ میلیارد دلار می‌گیره؟ یه عددی که این سال‌ها زیاد می‌شنویم، ۴۰۰ میلیارد دلار و حتی بیشتره؛ عددی که خیلی جاها تکرار شده، بدون اینکه دقیق بگن با چه نرخی و با چه روشی بهش رسیدن. من سال گذشته خودم، با یه محاسبه دستی و با درنظرگرفتن نرخ ارز، اندازه اقتصاد ایران رو حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کرده بودم که تو همین کانال در دسترس. حالا گفتم بیاییم یه بار قضیه رو از اول باز کنیم. ببینیم یکی از معتبرترین مراکز اقتصادی دنیا، یعنی صندوق بین‌المللی پول (IMF)، GDP ایران رو برای ۲۰۲۶ چقدر اعلام کرده و اصلاً چطوری به این عدد رسیده. جالبه که IMF برای ایران چند عدد متفاوت منتشر می‌کنه؛ یه عدد حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برای GDP اسمی و یه عدد حدود ۱.۷۸ تریلیون دلار بین‌المللی بر مبنای قدرت خرید. پس اول باید بفهمیم این دو عدد چه فرقی با هم دارن. دلار بین‌المللی یعنی چی؟ یعنی یک واحد فرضی برای مقایسه اندازه اقتصاد کشورها؛ طوری محاسبه شده که قدرت خرید یک دلار در کشورهای مختلف قابل مقایسه باشد. این عدد، دلار بازار نیست. حالا GDP اسمی یعنی ارزش کالاها و خدماتی که توی اقتصاد تولید شده، وقتی ارزش ریالی اون رو با یه نرخ تبدیل به دلار تبدیل می‌کنیم. اما PPP یا برابری قدرت خرید داستانش فرق داره. اینجا IMF تلاش می‌کنه اندازه اقتصادها رو با توجه به تفاوت سطح قیمت‌ها و قدرت خرید داخل کشورها با هم قابل مقایسه کنه. برای همین عدد PPP ایران خیلی بزرگ‌تر از GDP اسمی به نظر می‌رسه. حالا می‌رسیم به اون عدد معروف ۲۸ هزار و ۹۰۰ تومان. این عدد، دلار بازار یا نرخ ترجیحی نیست؛ نرخ برابری قدرت خرید ایرانه. یعنی IMF برای محاسبات PPP، هر دلار بین‌المللی رو معادل حدود ۲۸۹ هزار ریال در نظر گرفته؛ یعنی حدود ۲۸٬۹۰۰ تومان. اما خب خودمون می‌دونیم دلار ۲۸٬۹۰۰ تومنی، نرخ واقعی معامله توی اقتصاد امروز ایران نیست. توی اقتصاد ایران هم یه نرخ واحد برای همه‌چیز وجود نداره؛ بخشی از کالاها با نرخ‌های رسمی یا سیاست‌گذاری‌شده قیمت می‌خورن، بخشی تحت تأثیر نرخ‌های نزدیک به بازارن و بخش دیگه با نرخ آزاد. بنابراین برای یه محاسبه سناریویی، من برای امروز دلار ۲۰۰ هزار تومانی رو مبنا می‌گیرم. حالا حساب کنیم. اینجا GDP بر مبنای PPP، یعنی ۱.۷۸ تریلیون دلار بین‌المللی، در نرخ PPP حدود ۲۸۹ هزار ریال ضرب می‌شه و به حدود: ۵۱۵ کوادریلیون ریال می‌رسیم؛ یعنی ۵۱.۵ کوادریلیون تومان. حالا همین رقم رو با دلار ۲۰۰ هزار تومانی دوباره به دلار تبدیل کنیم: ۵۱.۵ کوادریلیون تومان ÷ ۲۰۰ هزار تومان = ۲۵۸ میلیارد دلار این عدد جالبه؛ چون به برآورد ۲۷۰ میلیارد دلاری سال گذشته من نزدیکه. حالا می‌رسیم به یه شاخص معروف توی بازار سرمایه؛ شاخص بافت. این شاخص خیلی ساده، ارزش کل بازار سهام رو با اندازه اقتصاد مقایسه می‌کنه؛ یعنی: ارزش بازار سهام ÷ GDP هرچی این نسبت بالاتر باشه، ارزش بازار سهام نسبت به اندازه اقتصاد بزرگ‌تره. البته این شاخص به‌تنهایی نمی‌گه بازار گرونه یا ارزونه و برای هر کشور باید ساختار اقتصاد و میزان حضور شرکت‌ها توی بورس رو هم در نظر گرفت. حالا اگه برای ایران با توجه به همه شرایط موجود، صرفاً به‌عنوان یه فرض سناریویی، نسبت ۰.۵ رو در نظر بگیریم، با GDP حدود ۲۵۸ میلیارد دلاری به این عدد می‌رسیم: ۲۵۸ × ۰.۵ = حدود ۱۲۹ میلیارد دلار یعنی اگه این فرض رو مبنا بگیریم، ارزش بازار سرمایه ایران در محدوده ۱۲۵ تا ۱۳۰ میلیارد دلار قرار می‌گیره. اما این به معنی تعیین یه سقف قطعی برای بورس نیست. چرا؟ چون همه اقتصاد ایران توی بورس حضور نداره. شرکت‌ها و مجموعه‌های بزرگی مثل شرکت ملی نفت ایران و خیلی از بنگاه‌های دولتی و غیربورسی اصلاً توی ارزش بازار بورس منعکس نمی‌شن. بنابراین اگه این محاسبات رو کنار هم بذاریم، به نظرم ارزش حدود ۱۰۰ میلیارد دلاری بورس ایران با ساختار فعلی اقتصاد و میزان حضور شرکت‌ها توی بازار سرمایه، عددی قابل‌فهم و قابل‌دفاع برای یه برآورد سناریوی یه؛ نه یه سقف قطعی برای رشد بورس. بحث ۱۰۰ یا ۱۲۹ میلیارد دلار نیست؛ مهم اینه ببینیم این عدد چقدر با اندازه واقعی اقتصاد ایران جور درمیاد. برای فهمش باید اندازه اقتصاد، نرخ دلار و سهم شرکت‌های بورسی از اقتصاد رو کنار هم بذاریم؛ اون‌وقت تصویر واقعی‌تری از ابعاد بورس ایران به دست میاد. گاهی یک عدد، وقتی درست دیده بشه، نگاه آدم به کل بازار رو عوض می‌کنه. اگه فکر می‌کنی این زاویه نگاه برای کسی که بازار رو جدی دنبال می‌کنه تازگی داره، بذار اون هم این عددها رو از همین زاویه ببینه. @topoli
2 510
18
یه مغازه‌دار قدیمی یه حرف جالبی می‌زد: «وقتی قیمت یه جنس می‌ره بالا، مشتری اول غر می‌زنه، یه کم این‌ور اون‌ور قیمت می‌گیره، آخرش برمی‌گرده و همون جنس رو می‌خره.» ظاهراً آدم‌ها با قیمت جدید مشکل ندارن؛ با باور کردنش مشکل دارن. یه مدت پیش، ۲۵۰ هزار تومن رو که می‌گفتی، طرف اول بهت نگاه می‌کرد ببینه جدی می‌گی یا نه. امروز همون عدد رو می‌شنوه و مستقیم می‌ره سراغ ماشین‌حساب. @topoli
2 336
19
بین سال‌های ۹۶ تا ۱۴۰۰، اگه بخوام فقط یه مقطع رو کنار امروز بذارم، انتخابم مهر ۹۷. اون موقع هم دلار با سرعت بالا می‌رفت، طلا خودش رو با دلار بالا می‌کشید و همینطور بورس، مخصوصاً سهم‌های دلاری، کم‌کم خودش رو با قیمت‌های جدید وفق می‌دادن. ولی بازار یه‌نفس بالا نرفت؛ یه روز هجوم پول، یه روز اصلاح، بعد دوباره حرکت. امروز هم همین تصویر رو می‌بینیم؛ دلار نزدیک ۲۵۰ هزار تومن، طلا در اوج و بورس در حال تطبیق با درآمدهای اسمی جدید شرکت‌ها. امروز شاهد یه تفاوت مهم هستیم، تورم و فشار روی ریال، خیلی عمیق‌تر از اون موقع ست. @topoli
2 658
20
❖ چیزی که روی تابلو نیست وارن بافت دنبال این نبود که فقط پول دربیاره؛ همیشه حواسش بود که اگه اشتباه کرد، چقدر از سرمایه‌اش رو از دست می‌ده. این فرق کوچیک، توی بازار اثر بزرگی داره. چون وقتی نصف پولت می‌ره، برای برگشتن به همون نقطه باید دو برابرش کنی. خیلی‌ها موقع خرید، سود احتمالی رو حساب می‌کنن؛ بافت بیشتر حواسش به راه برگشت بود. تو بازار، مهم نیست چقدر می‌تونی جلو بری؛ مهمه اگه زمین خوردی، هنوز توان برگشت داشته باشی. @topoli
2 352