توپولی
前往频道在 Telegram
وقتی درست بفهمی، متفاوت عمل میکنی بورس؛ محور فهم بازارها و اقتصاد از سال ۱۳۷۲ تو بورسم، حسابشده نه شانسی با توپولی حساب کن... @topoliir
显示更多📈 Telegram 频道 توپولی 的分析概览
频道 توپولی (@topoli) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 12 005 名订阅者,在 经济与金融 类别中位列第 10 871,并在 伊朗 地区排名第 28 575 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 12 005 名订阅者。
根据 24 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 283,过去 24 小时变化为 40,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 43.54%。内容发布后 24 小时内通常能获得 23.86% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 4 820 次浏览,首日通常累积 2 642 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 271。
- 主题关注点: 内容集中在 بورس, توپول, وقت, سهم, تورم 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“وقتی درست بفهمی، متفاوت عمل میکنی
بورس؛ محور فهم بازارها و اقتصاد
از سال ۱۳۷۲ تو بورسم، حسابشده نه شانسی
با توپولی حساب کن...
@topoliir”
凭借高频更新(最新数据采集于 25 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 经济与金融 类别中的关键影响点。
12 005
订阅者
+4024 小时
+7677 天
+28330 天
帖子存档
12 005
رفقای دقیق و خوشفکر «توپولی»
از همون ابتدا، «توپولی» برای یک هدف مشخص شکل گرفت:
تحلیل شفاف، آموزش کاربردی، و کمک به تصمیمگیریهای منطقی…
دور از هیجان، دور از شتابزدگی.
این فضا عمداً مستقل نگه داشته شده و همینطور هم باقی میمونه؛
چون ارزش یک نگاه تحلیلی، به استقلالشه.
آدمهایی که اینجا هستن، اتفاقی کنار هم قرار نگرفتن؛
این یک انتخابه…
انتخابِ دقیقتر دیدن و بهتر تصمیم گرفتن.
معمولاً بین آدمهایی که میشناسیم،
یکی هست که جنس نگاهش خیلی نزدیکتره… دقیقتره… منطقیتره.
اگر چنین کسی به ذهنت اومد،
جای اون، دقیقاً همینجاست.
🔗 لینک کانال:
@topoli
با احترام
توپولی
12 005
یادآوری مهم
افزایش قیمت بنزین هیچ تاثیری بر روی درآمد و سود پالایشگاهها نداره، صرفا باعث کاهش یارانه پرداختی از سمت دولت شده و فشار بودجه عمومی رو کمتر میکنه.
پالایشگاهها سالهاست بنزین رو با قیمت جهانی به شرکت ملی نفت میفروشن و این یارانه از منابع عمومی پرداخت میشه و گران شدن یا ارزان شدن بنزین تاثیری بر روی صورتهای مالی پالایشگاهها نداره.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli
12 005
معاون وزیر نفت: دولت در افزایش قیمت بنزین مردم را غافلگیر نمیکند؛ جهش مصرف ادامه یابد، محدودیت تولید رفع نشود، تصمیماتی درباره بنزین میگیریم.
بعد از اظهارنظر سخنگوی دولت درباره قطعی شدن تغییر قیمت یا سهمیه بنزین، حالا مدیرعامل پالایش و پخش فرآوردههای نفتی هم تلویحا این ادعا رو تایید کرد.
محمدصادق عظیمی فر معاون وزیر نفت گفت:
اگر مصرف بیرویه ادامه یابد و محدودیتهای تولید ناشی از آسیب به تأسیسات برطرف نشود، ممکن است برای حفظ امنیت انرژی کشور تصمیم مدیریتی اتخاذ شود که هدف آن فقط ترازکردن نظام توزیع سوخت است.
دولت در موضوع قیمت بنزین به دنبال غافلگیری مردم نیست. اگر در آینده اتخاذ هرگونه تصمیم جدیدی در مسئله قیمت بنزین ضرورت یابد، بیشک این موضوع پیش از اجرا بهطور شفاف با افکار عمومی در میان گذاشته میشود.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli
12 005
❖ مهاجرانی: برنامهای برای افزایش قیمت بنزین وجود ندارد
سخنگوی دولت: دولت هنوز برای افزایش قیمت سوم بنزین برنامهای ندارد و در صورتی که برنامهای وجود داشته باشد، به صورت شفاف اطلاع رسانی خواهد شد.
دولت کاملا در کنار مردم است و در شرایطی که سه جنگ نابرابر را از سر گذرانده است و با این وجود اجازه نداده است کمبودی در کشور ایجاد شود و قطعا ستاد بازسازی کشور با منابعی که در اختیار دارد، کار را پیش خواهد برد.
۲۹ تیرماه ۱۴۰۵
اما چند روز بعد:
رویافروشی نمیکنیم؛ افزایش قیمت یا تغییر در سهمیههای بنزین بدیهی و قطعی ست و سناریوهای مختلف برای افزایش قیمت بنزین در دست بررسی قرار دارد.
۳ مردادماه ۱۴۰۵
✍🏽 حساب کن...
@topoli
12 005
❖ یه سوال ساده رو با هم مرور کنیم؛ دلار درست وسط جنگ و بیثباتی، ماهها از جاش تکون نخورد؛ ولی همون لحظهای که همه فکر میکردن آب از آسیاب افتاده، آروم آروم جهش رو شروع کرد. چرا؟
باید بگم دنبال جواب توی خود دلار نگردید؛ داستان جای دیگهست، توی نقدینگی. نقدینگی مثل آب پشت سده. شما مسیرشو ببندی، قرار نیست محو بشه؛ فقط میگرده یه راه دیگه پیدا میکنه.
این چند ماه دقیقاً همین اتفاق افتاد. حجم پول توی اقتصاد با سرعت بالا زیاد میشد، اما ابتدا به خاطر بسته بودن بازارها و بعد بهخاطر یه تفاهم نامه سیاسی، مسیر حرکت پول به سمت دلار موقتاً بسته شده بود. خب این پول که نمیشینه نگاه کنه! راه جایگزین پیدا میکنه.
حالا نزدیکترین راه چی بود؟ بازار کالا.
برای همین اگر یادتون باشه، تو همون دورهای که دلار آروم بود، خرید مردم اصلاً رفتار عادی نداشت. آمار تراکنشها خیلی شفاف اینو نشون میداد. حتی وقتی تورم رو هم حساب میکنیم، باز یه رشد غیرطبیعی میبینیم.
رشد نقدینگی در ۱۴۰۴ به ۵۳.۳ درصد رسید، بالاترین رقم در نیمقرن اخیر؛ رشد پایه پولی هم به ۶۱.۵ درصد رسید، بالاترین از سال ۵۸ تاالان. یعنی چاپ پول دقیقاً همونطور که حدس زدید شدت گرفته بود، منتها فشارش بهجای دلار، رفت سمت بازار کالا.
این دقیقاً همون چیزیه که آمار شاپرک نشون داد:
از اردیبهشت به بعد ارزش واقعی تراکنشها جهش کرد (رشد اسمی ۱۰۵٪ در برابر تورم ۸۳-۸۹٪). وقتی مسیر دلار با دیپلماسی بسته بود، ریال مازاد بهجای فرار به دلار، فرار کرد به سمت خرید کالا، همون چیزی که در تراکنشهای شاپرک ثبت شد.
این یعنی چی؟ یعنی مردم، بدون اینکه بیان تحلیل کنن، یه چیز مهم رو فهمیده بودن؛ نگه داشتن پول، تو اون شرایط، کار عاقلانهای نیست.
بذارید با یه مثال ساده بگم. فرض کنید میدونید قیمت یه لپتاپ قراره گرون بشه، ولی هنوز نشده. معمولاً چی کار میکنید؟ صبر نمیکنید؛ زودتر میخرید. این دقیقاً همون رفتاریه که در مقیاس کل اقتصاد اتفاق افتاد.
در واقع، قبل از اینکه دلار حرکت کنه، این رفتار مردم یه سیگنال بود. انگار بازار داشت آروم آروم هشدار میداد که این ثبات، واقعی نیست.
حالا چی شد که دلار بالا رفت؟
اون تکیهگاه سیاسی که مسیر رو بسته بود، شروع کرد به شل شدن. وقتی این اتفاق افتاد، دیگه اون فشار نگهداشتهشده راه خودش رو پیدا کرد. همون فشاری که قبلاً تو بازار کالا تخلیه شده بود، اینبار رفت سراغ مسیر اصلیش، یعنی دلار.
اگر بخوام خیلی خلاصه و بیتکلف جمعبندی کنم نتیجه این میشه که؛
آرامشی که روی یه تصمیم سیاسی ناپایدار سوار شده باشه، آرامش نیست؛ یه جور مکثه.
و مکثها تو اقتصاد، دیر یا زود تموم میشن.
✍🏽 حساب کن...
@topoli
12 005
❖ وقتی جیب سهامدار، هزینهی «خوب بودن» شرکت میشه
بذارید باهم صادق باشیم؛ این چند وقته که گزارش مجامع ۱۴۰۴ رو دنبال میکنم، یه الگوی تکراری داریم میبینم که واقعاً باید روش مکث کرد. توی همون جلسهای که سود هر سهم با چانهزنی و گاهی با دلخوری سهامدارها نهایی میشه، یه ردیف با اسم قشنگ «بودجه مسئولیت اجتماعی» با رقمهای دهها میلیاردی، تقریباً بدون هیچ مقاومتی تصویب میشه.
نمونهها کم نیستند.
حالا نکتهای که به نظرمن و خیلی از دوستان مهمه اینکه این رقمها سال به سال با شیب تندتری از رشد سود تقسیمی بالا رفتن.
سؤال سادهای که خیلی از سهامدارای خرد میپرسن، دقیقاً بهجاست: چرا وقتی سهم واقعیشون از سود، سال به سال کموبیش ثابت میمونه یا شیب رشد کمی داره، یه بخش روبهرشد از منابع شرکت، بدون گزارش شفاف از محل خرجش، از چرخه سود بیرون کشیده میشه؟
بذارید یه لایه عمیقتر رو باز کنم، چون اینجاست که ماجرا واقعاً جالب میشه.
سقف این بودجه، طبق قانون، درصدی از درآمد شرکته، نه سود خالص. توجه کردید؟
این فرق، اول به نظر جزئی میاد، ولی اثرش روی کاغذ بزرگه: توی صنایعی مثل پالایش، فولاد یا پتروشیمی که حاشیه سود نسبت به درآمد باریکه، همین سقف چنددرصدیِ درآمد میتونه معادل بخش بزرگی از کل سود سالانه باشه؛ همون منبعی که میتونست مستقیم به جیب سهامدار برسه یا صرف توسعه شرکت بشه.
نکته دوم اینه که فرایند تصویبش چطوریه. درسته که از نظر قانونی این بودجه باید توی مجمع و با رأی سهامدار تصویب بشه، یعنی تئوریش دست خود سهامداره، ولی عملاً این بند معمولاً وسط دهها بند دیگه دستور جلسه گم میشه، کنار انتخاب هیئتمدیره و بازرس و تصویب صورتهای مالی، و کمتر کسی فرصت میکنه بپرسه:
چرا این رقم؟
و قراره کجا خرج بشه؟
اما قبل از هر قضاوتی، بیایید منصف باشیم و ببینیم این بودجه از نظر قانونی دقیقاً چیه.
اسمش مسئولیت اجتماعیه، رفتارش شبیه یه مالیات دوم
مبنای فعلیش آییننامه مسئولیت اجتماعی شرکتهای تحت مدیریت دولته؛ مصوب هیئت وزیران در ۱۱ تیر ۱۴۰۴ و ابلاغشده در ۱۱ مرداد همون سال، توی ۱۲ ماده. طبق این آییننامه، شرکت بعد از اینکه تعهدات قانونیش رو کامل انجام داد، از جمله مالیات، و اگه مجمع عمومی تصویب کرد، مجازه بخشی از منابع باقیمونده رو صرف توسعه محلی، پایداری و محیطزیست کنه.
فرقش با مالیات دقیقاً همینجاست؛ مالیات یه تکلیف الزامآوره؛ شرکت مستقل از نظر مجمع باید بپردازدش، وگرنه جریمه میشه. اما بودجه مسئولیت اجتماعی یه اختیار داخلیه، بعد از مالیات، از باقیمونده منابع، و فقط با رأی مجمع شکل میگیره. مالیات میره تو خزانه دولت؛ این بودجه رو خودِ شرکت، زیر نظر نهادهایی مثل سازمان برنامه و بودجه، خرج میکنه.
حالا شاید این سوال برای شما مطرح بشه که حد و مرزش کجاست؟ سقف قانونیش سه درصد درآمد سالانه شرکته ، توجه کنید گفته درآمد نه سود. اما کف قانونی اصلاً وجود نداره؛ آییننامه میگه شرکت مجازه، نه مکلف، یعنی از نظر حقوقی میشه این رقم رو صفر هم گذاشت. یه قید هم هست: ۲۵ درصد از این اعتبار باید با اولویت طرحهای مدرسهسازی توی مناطق محروم خرج بشه.
پس بله، میشه اصلاً تصویبش نکرد. چون تکلیف نیست، حقه و دقیقاً همینجاست که قدرت واقعی دست سهامداره، اگه آگاهانه ازش استفاده کنه.
این آییننامه فقط شامل شرکتهای دولتی یا تحت کنترل دولت میشه؛ مثل بانکها، بیمهها، مؤسسات وابسته به دولت، و حتی شرکتهایی که دولت سهامدار عمدهشون نیست ولی اکثریت هیئتمدیره رو تعیین میکنه. برای شرکتهای کاملاً خصوصی، هنوز هیچ سقف یا کف الزامآوری وجود نداره؛ فقط یه پیشنویس قانون مطرح بوده که هنوز اجرایی نشده.
جمعبندی که میتونم داشته باشم و تقدیم حضور مبارکتون کنم اینه که مسئولیت اجتماعی ذاتاً ابزار بدی نیست. اتفاقاً شرکتها باید به جامعهای که توش فعالیت میکنن کمک کنن. اما وقتی سقفش به درآمد گره میخوره نه سود، وقتی تصویبش وسط شلوغی دستور جلسه گم میشه، و وقتی هیچ گزارش شفافی از محل خرجش در دسترس نیست، این سؤال کاملاً بهجاست؛ این رقم واقعاً مسئولیت اجتماعیه یا فقط یه روش برای کوچیکتر نشون دادن سود قابل تقسیم؟ جوابش رو فقط شفافیت بیشتر توی گزارش مجامع، و توجه جدیتر خود سهامدارا به همین یه بند دستور جلسه میتونه بده.
✍🏽 حساب کن...
@topoli
12 005
Repost from پیکنیک تحلیل
#فغدیر
سود خالص ۱۴۰۳: ۲۴,۸۲۹,۰۸۰
سود خالص ۱۴۰۴: ۳۶,۰۷۵,۰۸۱
رشد ۴۵٪ سود خالص
بودجه مسئولیت اجتماعی ۱۴۰۳: ۸ میلیارد
بودجه مسئولیت اجتماعی ۱۴۰۴: ۲۴ میلیارد
رشد ۲۰۰٪ بودجه مسیولیت اجتماعی
نماینده استاندار هم برای گرفتن حق حساب در مجمع حضور داشته.
@PiknikAnalyst
12 005
Repost from پیکنیک تحلیل
#وبملت
۱,۳۷۱,۹۳۷,۴۷۸ سودخالص ۱۴۰۳
۱,۵۳۵,۳۷۶,۴۲۸ سود خالص ۱۴۰۴
رشد سود: ۱۲٪
بودجه مسیولیت اجتماعی ۱۴۰۲: ۴۰۰میلیارد
بودجه مسیولیت اجتماعی ۱۴۰۳: ۴۰۰میلیارد بدون تغییر
بودجه مسیولیت اجتماعی ۱۴۰۴: ۸۰۰ میلیارد
رشد مسئولیت اجتماعی ۲برابر
اینم وبملت
@PiknikAnalyst
12 005
#توپومتر
◈ تا این نقطه از مسیر، بازدهی سبد نزدیک به ۳ برابر شاخص کل بوده؛ نتیجهای که حاصل چینش دقیق و رعایت انضباط سرمایهگذاری در طول این مدت بوده.
◈ برنامه اینه که در ۵ ماه پیش رو، یعنی تا انتهای پاییز و درست همزمان با یکساله شدن این جدول، همین روند و همین انضباط حفظ بشه. البته نتیجه نهایی همیشه به چینش سبد و شرایط اقتصاد کلان و بازار در این بازه گره خورده؛ متغیرهایی که در هر تصمیم سرمایهگذاری باید مد نظر قرار بگیرن.
◈ بعد از یکساله شدن این جدول، حتماً یک جلسه عمومی برگزار خواهیم کرد و بهطور کامل درباره تکتک گزینهها، روندی که از ابتدا تا یکسالگی این جدول طی شده، دلایل انتخابها، علل جابجاییها و هر آنچه که به چینش سبد مربوط میشه، با هم صحبت خواهیم کرد.
✍🏽 حساب کن...
@topoli
12 005
❖ نسبت P/E پایین، فرصت یا فریب؟
فرض کنید میخواید بین دو گزینه سرمایهگذاری تصمیم بگیرید؛ یکی دارایی کمریسک با بازده ثابت، یکی بازاری پرنوسان با پتانسیل بازدهی بالاتر اما نامطمئن.
این دقیقاً معادلهایه که این روزها جلوی سرمایهگذار بورس قرار داره.
نرخ سود سپرده بانکی الان بالای ۳۰ درصده؛ یعنی دوره بازگشت اسمی سرمایه در بانک حدود ۳ سال. اما این نرخ، اسمیه نه واقعی. وقتی تورم رو کسر کنیم، بازده واقعی سپرده میتونه بهمراتب کمتر باشه، که در حال حاضر منفیه، در حالی که سودآوری شرکتها، بهخصوص شرکتهای صادراتمحور یا دارای دارایی واقعی، معمولاً در بلندمدت با تورم همجهت رشد میکنه. پس مقایسه مستقیم دوره بازگشت سرمایه بورس با نرخ بانکی، بدون تعدیل تورمی، یک سادهسازی خطرناکه؛ درستتر اینه بگیم نرخ بانکی بالا هزینه فرصت نگهداری سهام رو در کوتاهمدت افزایش میده، نه اینکه برتری واقعی و بلندمدت دارایی بدون ریسک رو ثابت کنه.
حالا بریم سراغ بورس. میانگین نسبت قیمت به سود (P/E) بازار الان ۵.۸؛ یعنی با فرض ثبات سودآوری، حدود ۶ سال طول میکشه تا اصل سرمایه از محل سود عملیاتی برگرده. این نسبت رو با دو مرز مقایسه میکنیم؛ کف تاریخی حدود ۵.۲ و سقف دو سال اخیر حدود ۹.
فاصله کم ما تا کف، در نگاه اول سیگنال ارزندگیه.
اما اینجا باید مکث کنیم.
صرف نزدیکی عدد امروز به عدد تاریخی، به معنای تکرار همون فرصت گذشته نیست، مگر شرایط پشت اون عدد هم قابل مقایسه باشه.
دو سوال کلیدی:
◈ اول، آیا رژیم تورمی و ریسک ارزی زمانی که کف ۵.۲ تجربه شد، مشابه امروزه؟
چون P/E پایین در دورهای با تورم بسیار بالا و ریسک کاهش ارزش پول ملی، الزاماً ارزون نیست؛ بخشی از این عدد میتونه بازتاب همون ریسک باشه، نه فرصت.
◈ دوم، ریسک سیستماتیک غیرقابلحذف (تحریم، تنشهای ژئوپلیتیک، سیاستهای ارزی) در اون مقطع در مقایسه با امروز چقدر بود؟
بدون پاسخ به این دو سوال، مقایسه با کف تاریخی صرفاً یک شباهت عددیه، نه یک استدلال اقتصادی کامل.
تعداد شرکتهای پذیرفتهشده در بورس، عامل مستقیمی در این مقایسه نیست؛ P/E بهطور طبیعی این تفاوت رو در خودش داره چون هم صورت (قیمت کل بازار) و هم مخرج (سود کل بازار) با ورود شرکتهای جدید تغییر میکنه. بحث اصلی، جایگاه نسبی بازار سرمایه در برابر داراییهای جایگزینه. برای مثال، نسبت ارزش کل طلای دست مردم به ارزش کل بازار سرمایه، در یک مقطع در سال ۹۹؛ حدود ۱ به ۱۰ به نفع بورس بوده؛ امروز این نسبت به نفع طلاست، یعنی مقدار طلای دست مردم از ارزش کل بورس بیشتر. اما این تغییر رو نباید فقط به ضعف نسبی بورس نسبت داد؛ بخش قابلتوجهی از اون، محصول جهش قیمت جهانی طلا و افت ارزش پول ملی هم هست، نه صرفاً عقبموندگی بورس. تفکیک این دو عامل، پیششرط هر نتیجهگیری معتبریه.
فصل گزارشهای مالی هم نکته دومیه که باید در نظر گرفت. عملکرد عمومی شرکتها همانطور که انتظار میرفت مثبت بوده، اما قیمت سهام در همین بازه واکنش نشون داده؛ در برخی صنایع، رشد قیمتی از رشد سودآوری پیشی گرفته و بازار پیشخور کرده، در حالی که در برخی دیگر، هنوز فاصلهای بین رشد سود و رشد قیمت باقی مونده.
اما تصمیم سرمایهگذاری نباید صرفاً بر مبنای این تفاوتهای خرد شرکتی گرفته بشه. متغیر غالب امروز، ریسک سیستماتیکه؛ ریسکی که با تنوعبخشی پرتفوی هم حذف نمیشه. طبق اصول پایه مالی، افزایش ریسک سیستماتیک باید با افزایش بازده مورد انتظار جبران بشه؛ در غیر این صورت، حتی قیمتی که از منظر نسبت سودآوری ارزون به نظر میرسه، بازده کافی برای پوشش ریسک متحملشده رو نداره.
جمعبندی نهایی این نوشتار رو میشه اینطور تقدیم کرد؛ نزدیکی نسبت P/E بازار به کف تاریخی، شرط لازم برای جذابیت بازاره، نه شرط کافی. شرط کافی زمانی محقق میشه که شرایط حاکم بر ریسک و تورم امروز، با شرایطی که اون کف تاریخی در دلش شکل گرفته بود، قابل مقایسه باشه. در شرایط فعلی، با توجه به بالا بودن ریسک سیستماتیک و جابهجایی جایگاه نسبی بورس در برابر داراییهای جایگزین مثل طلا، این مقایسه باید با احتیاط قابلتوجهی صورت بگیره؛ نه با اتکای صرف به یک عدد.
✍🏽 حساب کن...
@topoli
12 005
❖ حباب طلا و سکه؛
رشد قیمت جهانی طلا و دلار آزاد بازار باعث شده قیمت طلای ۱۸ عیار دچار حباب منفی بشه. اگه این شرایط ادامه پیدا کنه، یعنی حتی بدون هیچ تغییری در قیمت جهانی طلا و دلار، و صرفنظر از هیجانات احتمالی بازار، انتظار میره تا زمان بازگشایی، قیمت طلا بین ۲ تا ۳ درصد رشد رو تجربه کنه.
✍🏽 حساب کن...
@topoli
12 005
❖ مهلت اظهارنامه سال ۱۴۰۴ تمدید شد
سازمان امور مالیاتی اعلام کرد مهلت ارسال اظهارنامه مالیاتی سال ۱۴۰۴ برای اشخاص حقیقی و حقوقی تمدید شده.
بر این اساس، مهلت تسلیم اظهارنامه اشخاص حقوقی، صاحبان مشاغل، و همچنین فرم مالیات مقطوع موضوع تبصره ماده (۱۰۰) قانون مالیاتهای مستقیم، تا پایان شهریور ماه ۱۴۰۵ تمدید شده و پرداخت مالیات متعلقه هم تا همین تاریخ فرصت داره.
✍🏽 حساب کن...
@topoli
12 005
❖ رشد ۲۰۰ درصدی سود پالایشگاه اصفهان؛ عدد بزرگ با دلیل مهم
طبق یافتههای مندرج در صورتهای مالی شرکت که مدیرعامل پالایشگاه اصفهان هم بر اونها صحه گذاشته، سود خالص این شرکت طی سه سال گذشته از ۳۰ همت به ۸۹ همت رسیده؛ یعنی چیزی نزدیک به ۲۰۰ درصد رشد. طبیعتاً این عدد در نگاه اول خیلی درخشان به نظر میرسه. اما وقتی بریم سراغ ریشهش، ماجرا فرق میکنه.
از این رشد، فقط ۵ درصدش واقعاً از افزایش تولید اومده. ۹۵ درصد باقیمونده، ربطی به عملکرد عملیاتی شرکت نداره و کاملاً از دو عامل بیرونی میاد: نرخ تسعیر ارز و کرکاسپرد. از این ۹۵ درصد هم ۴۰ درصدش سهم ارز و ۶۰ درصدش سهم کرکاسپرد؛ یعنی همون فاصله قیمت فرآوردههای نفتی از نفت خام که بازتر شده.
نکتهای که واقعاً باید بهش توجه کرد اینکه وقتی بیشتر از ۹۰ درصد سود یه شرکت از متغیرهای بیرونی میاد نه از بهبود واقعی عملیات، پایداری اون سود هم دیگه دست خودِ شرکت نیست.
حالا این دو متغیر رو جدا از هم بررسی کنیم؛
سمت نرخ ارز فعلاً جای نگرانی زیادی نیست. در اقتصاد ایران، نوسان ارز تاریخاً به نفع پالایشگاهها بوده و با فاصلهای که هنوز بین نرخ رسمی و غیررسمی دلار وجود داره، ریسک محسوسی از این ناحیه متوجه پالایشگاهها نیست.
اما سمت کرکاسپرد داستان کاملاً فرق میکنه و اینجا نقطه پرریسک ماجراست.
میانگین کرکاسپرد پالایشگاهها در فصل چهارم سال گذشته حدود ۱۶ دلار بوده، در فصل اول امسال به ۳۹ دلار رسیده و در فصل دوم امسال، تا همین یک ماه اول، حدود ۳۲ دلار بوده. حالا این اعداد رو با میانگین چند ساله کرکاسپرد که در محدوده ۱۰ دلار بوده مقایسه کنید؛ فاصلهای که میبینید، دقیقاً همون نقطهایه که باید مراقبش بود. هر جا این فاصله شروع به بستهشدن کنه، سود پالایشگاهها هم به همون سرعتی که بالا رفته، میتونه پایین بیاد.
پس عدد ۲۰۰ درصد قشنگه، ولی دلیلش از خودِ عدد مهمتره؛ این سود بیشتر محصول شرایط بازار بوده تا جهش واقعی در توان شرکت، و همین باید مبنای هر تحلیلی برای آینده باشه
✍🏽 حساب کن...
@topoli
12 005
سازنده، خریدار، مالک زمین؛ آخرش کدومشون بازندهست؟
یه اتفاق ساده اما تعیینکننده این روزها تو بازار املاک کلنگی تهران در حال شکلگیریه؛ فرمول قدیمی ۴۰-۶۰ و حتی ۳۰-۷۰ که سالها به نفع مالک بود، دیگه جواب نمیده. دلیلش هم چندان پیچیده نیست؛ هزینه ساخت در بسیاری از مناطق نزدیک به ۱۰۰ درصد، و در پروژههای با متریال بهتر و کیفیت بالاتر حتی بیشتر از این، گرون شده، در حالیکه قیمت زمین فقط نیمی از این مسیر رو طی کرده. نتیجهش چیه؟ سهم سازنده تو زمینهای بزرگمتراژ به سمت ۵۰-۵۰ میل میکنه، و تو مناطق بالاشهر، وضعیت حتی از این هم نابرابرتره.
سالها نسبت قیمت زمین به مسکن بین ۰.۶ تا ۱ نوسان داشت، اما در سالهای اخیر خصوصا ۱۴۰۳-۱۴۰۴ یهو رفت بالای ۲ واحد و الان هم حوالی ۱.۷ ایستاده. پشت این عدد، یه واقعیت تلختر پنهونه؛ سازندههای حرفهای دارن از بازار فرار میکنن، مالکها دیگه دل خوشی به مشارکت ندارن و ترجیح میدن ملکشون رو یکجا بفروشن، و کسایی که پارسال با قیمتهای پایین فروختن، امروز دارن حسرت تورم امسال رو میخورن.
از این به بعد چی میشه؟ دو تا مسیر پیشروئه. اگه رکود ادامهدار باشه که خب هیچ، بازار همینجا میمونه؛ اما اگه قیمتها رشد کنن، سازنده فعلاً نفس راحتی میکشه چون حاشیه سودش یهجوری جبران میشه، غافل از اینکه فردا با خریدارهایی روبهرو میشه که دیگه توانی براشون نمونده. خریدار هم هر روز از رویای خونهدار شدن یه قدم دورتر میشه و بیشتر به سمت اجاره یا متراژهای کوچیک یا مناطق پایین تر هل داده میشه. تنها کسی که تو این بازی واقعاً برندهست، مالک زمینه؛ چون هم داراییش گرونتر میشه هم قدرت چونهزنیش بالاتر میره. (البته ساختوساز اون سودی که خیلیها فکر میکنن رو هم نداره، که بحثش مفصله و جای باز کردن بحث اینجا نیست.)
اما یه بازیگر دیگه هم تو این ماجرا هست که کمتر بهش فکر میکنیم: شهرداری. نزدیک ۲۴ درصد از بودجه ۲۳۲ همتی سال ۱۴۰۴ تهران، یعنی چیزی حدود ۵۶ همت، مستقیم از دل عوارض ساختوساز میاد. یعنی اگه ساختوساز کمتر بشه، شهرداری هم زمین میخوره؛ و برای جبرانش یا عوارض رو بالاتر میبره یا بیشتر به فروش تراکم وابسته میشه، که هر دو دوباره هزینه ساخت رو گرونتر میکنن.
اینجاست که چرخه بسته میشه؛ زمین گرونتر، ساخت گرونتر، عوارض گرونتر، دوباره ساخت گرونتر. پس اگه قصد ساخت دارید چه سازنده باشید چه مالک قبل از هر قرارداد مشارکتی، فرمول رو با قیمت واقعی امروز حساب کنید، نه با خاطره چند سال پیش
✍🏽 حساب کن...
@topoli
