توپولی
وقتی درست بفهمی، متفاوت عمل میکنی بورس؛ محور فهم بازارها و اقتصاد ارتباط با توپولی: @topoliir
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram توپولی
El canal توپولی (@topoli) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 10 375 suscriptores, ocupando la posición 11 364 en la categoría Economía y Finanzas y el puesto 30 024 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 10 375 suscriptores.
Según los últimos datos del 12 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -410, y en las últimas 24 horas de -18, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 34.03%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 25.88% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 3 536 visualizaciones. En el primer día suele acumular 2 689 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 109.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como بورس, توپول, وقت, سهم, تورم.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“وقتی درست بفهمی، متفاوت عمل میکنی
بورس؛ محور فهم بازارها و اقتصاد
ارتباط با توپولی:
@topoliir”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 13 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Economía y Finanzas.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 13 julio | 0 | |||
| 12 julio | 0 | |||
| 11 julio | +70 | |||
| 10 julio | +5 | |||
| 09 julio | 0 | |||
| 08 julio | 0 | |||
| 07 julio | 0 | |||
| 06 julio | 0 | |||
| 05 julio | +3 | |||
| 04 julio | +13 | |||
| 03 julio | 0 | |||
| 02 julio | 0 | |||
| 01 julio | 0 |
| 2 | .
.
❖ سلام دوستان خوبم، دو تا سؤال ازم پرسیدن که فکر کردم بهتره جوابش رو عمومی با هم مرور کنیم، تا خیال همه راحت باشه.
✤ اول اینکه پرسیدن امروز اختیار فروش اهرمی فروختم یا نه؟ نه عزیزان، فعلاً برای این هفته چنین برنامهای ندارم. اگه هم قرار باشه چیزی تغییر کنه، همون روز با انتشار جدول بروزرسانی شده با خودتون در میون میذارم؛ این رو بهتون قول میدم.
✤ اما سؤال دوم مهمتره، و حقشه که واضح جوابش رو بدم. میپرسن چرا هر روز جدول سبد رو منتشر نمیکنم. ببینید، من همیشه گفتم و هنوز هم میگم: هر تغییری که توی ترکیب سبد بیفته، همون روز اعلامش میکنم. پس اگه یه روزی جدول جدیدی ازم ندیدید، نگران نشید! 😉، دلیلش این نیست که چیزی رو پنهون کردم؛ دلیلش سادست، اصلاً هیچ تغییری اتفاق نیفتاده.
✤ حالا برای اینکه خیالتون از این بابت صد در صد راحت باشه و خودتون هم بتونید پیگیری کنید، یه نکته کوچیک رو بهتون نشون بدم. گوشه پایینسمتراست هر جدول، یه کد نوشته شده. جدولی که دیروز منتشر کردم کدش ۱۳۷. اولین جدولی هم که از روز اول منتشر کردم، کد ۱۰۱ داشت. حالا یه تفریق ساده بزنید، میبینید تا همین امروز، روی هم ۳۷ تا جدول بهطور پیوسته و بدون وقفه منتشر شده.
✤ پس بذارید ساده و رک بگم؛ هر خرید و فروشی همون روز اعلام میشه، فریب و دروغکاری هم اصلاً جایی توی کار من نداره و نخواهد داشت. اگه یه روز جدولی منتشر نشد، معنیش همینه که گفتم، ساده و شفاف؛ هیچ تغییری توی ترکیب سبد نداشتم.
دوستدار همیشگی شما ❤️
✍🏽 حالا خودت حساب کن...
@topoli | 1 480 |
| 3 | ❖ مقایسه بازدهی
بازدهی سبد رو اگه بخوایم با بقیه گزینههای سرمایهگذاری مقایسه کنیم، وضعیت اینشکلیه:
✤ سبد توپولی: ۷۴ درصد
✤ دلار: ۳۵ درصد
✤ شاخص کل: ۲۹ درصد
✤ سکه طلا: ۲۴ درصد
✤ بیتکوین: منفی ۴ درصد
تا این لحظه بازدهی سبد ۲.۵ برابر شاخص کل بورس بوده؛ یعنی عملکرد بهوضوح از میانگین بازار بهتره
✍🏽 حساب کن... این مسیر تازه شروع شده
@topoli | 1 891 |
| 4 | #توپومتر
❖ سبد | بهروزرسانی قیمت ها
خب، ترکیب سبد همچنان ثابته و تغییری نکرده، فقط چون امروز مجمع پتروشیمی جم، تقسیم سود رو تصویب کرد، یک بهروزرسانی روی سبد لازم بود انجام بشه.
در مجمع امروز، به هر سهم پتروشیمی جم، ۴۱۱۶ ریال سود تعلق گرفت.
اگه دربارهی نحوه محاسبه بازدهی سبد یا کلاً سبک کار سوالی تو ذهنتون ایجاد شده، کافیه روی همین متن کلیک کنید تا به پستی که توضیحاتش رو کامل دادم منتقل بشید.
✍🏽 حساب کن... نتیجه همیشه از خودش دفاع میکنه
@topoli | 1 892 |
| 5 | ترامپ مجدد ایران رو تهدید به حمله نظامی کرد.
در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشته:
«هزار موشک آمادهی شلیک، جمهوری اسلامی ایران را نشانه گرفتهاند و در صورت لزوم، هزاران موشک دیگر بلافاصله در پی خواهند آمد. این واکنش، پاسخی است به تهدیدی که این روزها در گوشهوکنار جهان مطرح شده؛ تهدید به ترور یا اقدام برای ترور رئیسجمهور کنونی ایالات متحده؛ که من باشم!
دستور لازم صادر شده و ارتش آمریکا برای مدت یک سال، با امکان تمدید، آماده است تا در صورت نیاز، تمامی مناطق ایران را بهطور کامل نابود کند. خدا را شکر!»
آخرشم یه "خدا رو شکر" چسبونده ته پیامش؛ انگار میخواد بگه هر اتفاقی بیفته، حق با خداست. یه قالب اخلاقی به پیامش داده
در پست قبلی، به این الگوهای رفتاری تکرارشونده ترامپ اشاره شده بود.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 2 116 |
| 6 | ❖ این چند روز، بازار یه ویژگی خاص داره که باید صادقانه بهش اشاره کنم: ابهام.
اگه این روزها خواب راحت نداری، یا هر پنج دقیقه اخبار و سبدت رو چک میکنی، این پست دقیقا برای توئه.
مطمئنا متوجه شدید پوشش خبری بازار بهشدت بالا رفته؛ همزمان خبر مثبت زیاده، هم خبر منفی. این تصادفی نیست؛ هر رسانهای متناسب با منافع خودش، تصمیم میگیره کدوم خبر رو پررنگ کنه. نتیجهاش فضاییه که هرکس هرچی دلش بخواد ببینه، توش پیدا میکنه؛ چه دلیل خوشبینی، چه دلیل ترس.
و طنز ماجرا اینه که تو همین فضا، بیشترین ضرر رو آدمهای محتاط و منطقی میکنن، نه هیجانیها.
اولین کار اینه که از اخبار فاصله بگیرید و برگردید سراغ یه سوال ساده: با چه تحلیلی وارد این دارایی شدم؟ اگه ورودتون از سر تحلیل بوده و نوسان مقطعی تصمیمتون رو عوض نمیکنه، فعلا جای نگرانی نیست.
اما اگه این روزها نوسانها روی خواب و تصمیمهاتون تاثیر گذاشته، این یه علامته؛ نه اینکه بازار اشتباهه، بلکه سبدتون با ظرفیت روانیتون همخوانی نداره. خیلیها این رو دیر میفهمن، وقتی ضرر دیگه شکل گرفته.
تو شرایط مبهم، تصمیم درست همه یا هیچ نیست. بین موندن صد درصدی و خروج کامل، طیف وسیعی از انتخاب هست که به ترکیب دارایی، افق زمانی و ظرفیت ریسک هر شخص بستگی داره. مشکل اینجاست که خیلیها تصمیمی رو که برای یه سبد و شخصیت خاص گرفته شده، بیتفاوت به شرایط خودشون کپی میکنن؛ همین اشتباه، فاصلهی بین یه سرمایهگذار موفق و یه سرمایهگذار پشیمون رو میسازه.
اگه سود خوبی گرفتید، الان زمان مهمیه. سیو سود یه تصمیم لحظهای نیست؛ زمانبندیش بهاندازهی خود تصمیم مهمه.
بیشتر آدمها یا خیلی زود سیو میکنن و از رشد باقیمونده جا میمونن، یا خیلی دیر و سودشون رو پس میدن.
و اگه زیر بار اعتبار یا بدهی هستید، تو این ابهام، فشار مضاعف میشه؛ چون تصمیمهاتون دیگه از سر تحلیل نیست، از سر ترسه، و این خطرناکترین نوع تصمیمه.
جزئیات اینکه هر مسیر با چه نسبت و چه زمانبندی اجرا بشه، به سبد و شخصیت ریسک هر فرد بستگی داره.
دو نفر با سبد تقریبا مشابه، فقط بهخاطر تفاوت تو زمانبندی همین تصمیم، سرنوشت کاملا متفاوتی رقم میزنن؛ یکی از این ابهام جون سالم بهدر میبره، یکی نه.
این روزها زیاد پیش میاد آدم به همین چند خط نیاز پیدا کنه. سیوش کن.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 3 195 |
| 7 | ❖ ۱۰ کتابی که هر تحلیلگر و تریدرِ کاربلدی باید تو کتابخونهش داشته باشه
◈ اگه دنبال تغییر بازی هستی، این لیست دقیقاً همون چیزیه که دیدت رو به بازار عوض میکنه. مطالعه اینها انتخاب نیست، یه ضرورته
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 2 881 |
| 8 | ❖ اگر پدرت سال ۴۸ یک میلیون تومان داشت، دو راه پیش روش بود:
راه اول: پول نقد نگه داره
راه دوم: ۱۱۵ کیلو طلا بخره
یعنی با این پول میتونست:
◈ ۱۰٪ کل سهام خگستر رو مالک بشه
◈ یک خونه ویلای ۱۰۰۰ متری در بهترین نقطه منطقه ۱ تهران بخره
◈ یا صاحب ۴۰۰ دستگاه خودروی ۵ میلیارد تومانی بشه
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 4 335 |
| 9 | ❖ ترامپ داره سرت کلاه میذاره و تو حتی نمیفهمی
فکر میکنی رفتار ترامپ رو میشناسی؟
همه همینو فکر میکنن. برای همینه که هر بار، دقیقاً همونجایی که فکر میکردن آمادهان، غافلگیر میشن.
یه چیزی هست که هیچکس بهت نمیگه، هر بار که دلار بعد از حرفهای ترامپ بالا یا پایین میشه، یه عده دارن پول درمیارن، و یه عده دارن میسوزن. فرقشون توی تحلیل تکنیکال نیست؛ فرقشون اینه که بلدن این آدم رو بخونن، نه فقط بشینن به حرفهاش گوش بدن.
آدمهای معمولی حرف میزنن که خبر بدن. بعضیها اما حرف میزنن که واکنش بگیرن. ترامپ دقیقاً از این دستهست. و برای ما که هر تصمیم بازار سرمایهمون یهجوری به این آدم گره خورده، این فرق ظریف، همهچیز رو عوض میکنه.
بذار ساده بگم چرا اینطوریه.
او آدمیه که تا واکنش نگیره، آروم نمیگیره؛ انگار هر حرکتش یه چک کردنه که همه دارن نگاه میکنن یا نه. کنار این، ذهنش یه ذهن معاملهگره؛ همه چیز براش دادوستده، حتی وقتی داره از اصول حرف میزنه.
و مهمتر از همه اینکه براش فقط امروز وزن داره؛ فرداش رو یهجای دیگه، یهوقت دیگه حلش میکنه.
همینو یهجا یادداشت کنید، همین یه جمله، کلید فهمیدن نصف رفتارهاییه که ازش میبینید. هر چیزی که این آدم امروز اعلام میکنه، تعهد به فردا نیست؛ واکنش به همین حالاست.
یک نمونهی خیلی ملموس، درست از دل بازار خودمون: خروج از برجام رو یادته؟ یه روز میگفت بدترین توافق تاریخ، تحریمها رو یکییکی برگردوند، و دلار توی بازار آزاد ظرف چند هفته چند برابر شد.
چند ماه بعد، همون آدم پیام میده که حاضره بدون پیششرط با ایران بشینه پای میز.
خیلیها این رو تناقض میبینن. ولی تناقض نیست؛ این دقیقاً همون سه ویژگیه که بالا گفتم، که جلوی چشممون داره کار میکنه.
الگویی که هر بار از نو تکرار میشه
اگه چند بار این چرخه رو ببینی، دیگه غافلگیرش نمیشی:
◈ اول یک تنش میسازه
◈ بعد همه رو میکشونه سمت خودش
◈ پشتپرده یه چیزی رد و بدل میشه
◈ یک قدم عقب میره
◈ و بعد با افتخار اعلام میکنه بردم
یه نمونهی دیگه، بازم نزدیک به ما: ترور سردار سلیمانی و واکنش بعدیش. اول یه اقدام شوکهکننده، بعد تهدید به بمباران ۵۲ نقطه، و بعد یهو لحنش عوض شد: ایران داره عقبنشینی میکنه، همه چیز خوبه. اون بردم، پایان ماجرا نبود؛ یه نقطهی توقف کوتاه بود، درست قبل از اینکه چرخهی بعدی از راه برسه.
چطور بفهمیم الان کجای بازیایم
◈ وقتی ساکته، یعنی یه چیزی داره پشتصحنه پخته میشه
◈ وقتی جنجال میکنه، داره فشار میاره، نه اینکه تصمیمش قطعی شده
◈ وقتی عصبانیه، یا احساس تهدید میکنه یا یهجا کم آورده
◈ و وقتی مدام از پیروزی حرف میزنه، ممکنه واقعی باشه، یا فقط داره برای مردم داستان میسازه
نمونهی سوم: توی مذاکرات هستهای غیرمستقیم با ایران در عمان، چند روز سکوت کامل از طرف او دقیقاً قبل از اعلام خبر ادامه مذاکرات اتفاق افتاد. کسانی که این سکوت رو جدی گرفتن، توی بازار طلا و دلار زودتر از بقیه موضع گرفتن. همین چند روز، فرق بین سود و ضرر بود.
کدوم حرف رو جدی بگیریم؟
اگه حرفی چند بار تکرار شده، تیمش و نهادهای رسمی هم همون رو گفتن، و به یه اقدام واقعی ختم شده (یه امضا، یه تحریم جدید، یه دستور اجرایی) اونوقت باید جدی گرفته بشه.
اما اگه یهباره و احساسیه، فقط حمله به یه نفره، یا پر از اغراقه (بزرگترین در تاریخ)، بهتره ردش کنیم و وزنی بهش ندیم.
چرا این دقیقاً به کار ما مربوطه
بازار به نیت واقعی او واکنش نشون نمیده؛ به چیزی واکنش نشون میده که فکر میکنه نیت اونه.
اگه بدونیم سکوتش چه معنایی داره، زودتر از بقیه آماده میشیم. اگه بدونیم جنجالش فقط یه ابزاره، دیگه گرفتار هیجان لحظهای بازار نمیشیم، همون هیجانی که معمولاً چند ساعت بعد خودش رو تصحیح میکنه.
آخرش هم بگم، شناخت رفتار این آدم برای ما یه بحث سیاسی نیست. یه مهارته، دقیقاً مثل خوندن نمودار قیمت، همون مهارتی که بین معاملهگری که غافلگیر میشه و معاملهگری که از قبل آمادهست، فرق میذاره.
یه یادآوری کوچیک، اینها یه چارچوب برای خوندن الگوهاست، نه یه فرمول جادویی که همیشه جواب بده. جای تحلیل و ریسکشناسی خودتون رو نمیگیره.
دفعهی بعد که ترامپ حرف زد، اول بپرس: این ابزاره یا تصمیم؟ بعد تصمیم بگیر.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 16 152 |
| 10 | ❖ هیچکاری نکردن، سختترین مهارت بازاره
آدمهای باهوش هم میبازن.
نه از سر نفهمی؛ از سر بیطاقتی.
مشکل بازار، پیچیدگیش نیست.
مشکل اینه که همه فکر میکنن درست میبینن، و همهچیز رو میدونن.
صادقانه جواب بده:
چند بار تحلیلت درست بوده، ولی نتیجهت غلط از آب دراومده؟
اگه جوابت زیاده، مشکل از تحلیل نیست.
یه جای دیگهست.
جایی که کمتر کسی سراغش میره.
فکر میکنیم بازار رو باید یاد گرفت، مثل یه مهارت.
هرچی بیشتر بخونی، بهتر میشی.
اما یه چیز هست که هیچ کتابی بهت یاد نمیده:
گاهی تنها کار درست، هیچکاری نکردنه.
یه سهم رو تصور کن که چند ماهه تو یه محدوده گیر کرده.
حجم معاملات در حال بالا رفته.
صف خرید تشکیل شده.
هر نشونهای که بخوای، همونجاست.
انگار خودِ سهم داره بهت میگه: آمادهام، وقتشه.
اما یه معاملهگر باتجربه، دقیقاً همینجا مکث میکنه.
نه چون نشونهها رو نمیبینه؛ چون میدونه نشونه، با تأیید فرق داره.
اون میمونه، نگاه میکنه، صبر میکنه.
چون یاد گرفته، عجله همیشه گرون تموم میشه.
این صبر، تو هیچ کلاسی یاد داده نمیشه.
تبدیل شدنش به یه مهارت، فقط از دل تجربه و زمان بیرون میاد.
دو نفر رو تصور کن.
هر دو یه روز، یه سهم رو با یه قیمت میخرن.
فردا صبح، سهم سه درصد منفی میخوره.
یکی همون لحظه، از سر ترس میفروشه؛ میگه شاید وضعیت بدتر بشه.
اون یکی، قبل از هر تصمیمی، تحلیلش رو دوباره مرور میکنه.
نتیجهی این مرور، همیشه یکی نیست.
گاهی میبینه دلیل اصلی خریدش هنوز پابرجاست، پس میمونه.
گاهی هم میبینه فرضش اشتباه بوده، پس همونجا، آگاهانه، خارج میشه.
فرق این دو نفر، تو نتیجهی نهایی نبود.
تو دلیل تصمیمشون بود.
یکی از سر ترس عمل کرد.
یکی از سر تحلیل.
و دقیقاً همینجاست که خیلیها اشتباه میکنن:
فکر میکنن دارن بازار رو تحلیل میکنن،
در حالی که دارن به ترسشون میدون میدن.
بازار رو تحلیل کردن،
کار خیلی سختی نیست.
سخت اینه که بشینی خودت رو تحلیل کنی؛
همون احساسی که پشت تصمیمته.
همینه که فاصله میسازه.
فاصلهای که با کتاب و دوره پر نمیشه.
اگه همین الان به خودت شک کردی،
دقیقاً رسیدی به همون نقطهای که باید جدیترش بگیری.
خیلیها همینجا میمونن.
نه چون راهی نیست؛ چون نمیدونن دقیقاً کجا رو باید اصلاح کنن.
و این بخش از مسیر، معمولاً بدون یه نگاه بیرونی، روشن نمیشه
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 3 100 |
| 11 | سلام و عرض ادب خدمت تکتک شما همراهان عزیزم. امیدوارم حال دلتون خوب و مسیر سرمایهگذاریتون، بر مدارِ عقلانیت باشه.
دوستانِ من، بگذارید از همین ابتدا خیلی شفاف با هم صحبت کنیم. چیزی که من اینجا مینویسم، نه یک وحیِ مُنزل، بلکه تحلیلی بر اساس منطقِ انگیزهها در بازار آزاده. در دنیایِ اقتصاد، ما چیزی به اسم ناهار مجانی نداریم! به تعدادِ تکتک شما که این متن رو میخونید، راه برای چیدمان سبد دارایی وجود داره. اما یادتون باشه: یا باید خودتون یاد بگیرید که سیگنال قیمتها رو تفسیر کنید، یا باید مدیریتِ سرمایهتون رو به دست حرفهایهایِ کاربلد بسپرید. راهِ سومی وجود نداره؛ مگر اینکه بخواهید داراییتون رو به دستِ تصادف و شانس بسپارید که این، اسمش سرمایهگذاری نیست.
ببینید عزیزانِ جان، همونطور که پیشتر هم اشاره کرده بودم، بازار بورس ما نیاز به یک اصلاح داشت. قیمتها در بازار، حکمِ پیامرسان رو دارن. وقتی بازار اصلاح میکنه، داره به ما پیام میده که شرایط تغییر کرده. واقعیت اینه که اتمسفرِ اقتصادی امروز با ۵ ماه پیش زمین تا آسمون فرق کرده و کسی که این تغییرِ پیام رو درک نکنه، بازنده ست.
یادتون هست قبل از تنشهای منطقهای، وقتی همه از ترسِ لرزان بودند، من شروع کردم به خرید پلهایِ سهام؟
خیلیها معترض بودن که: فلانی! تو این وضعیت چرا سهم میخری؟
چرا طلا نمیخری؟
پاسخ من روشن بود: به جای دنبال کردنِ هیاهوی بازار، روی ارزشِ واقعی دارایی تمرکز کردم. نتیجه؟ در اوجِ ناامیدیِ همگانی خریدم و به محض رسیدن قیمت به تعادل، با یک سودِ منطقی، سرمایه رو از سهام به سمت طلا و داراییهای دلاری سوئیچ کردم. حالا بیایید کلاهمون رو قاضی کنیم؛ در همین بیست روز اخیر، بازدهی طلا و دلار کجا و شاخصِ درجازدهی بورس کجا؟
حرفهای عمل کردن در بازارهای مالی، چیزی جز واکنشِ درست به سیگنالها در اون لحظهی طلایی نیست. البته من همیشه خودم رو شاگردِ کوچکِ این بازار میدونم و هیچ ادعایی بر حرفهای بودن ندارم؛ این یادداشتها هم صرفاً جسارتیه برای اشتراکگذاریِ تجربه و درسهایی که در این سالها از بازار یاد گرفتم، به این امید که برای شما عزیزانم مفید باشه.
من با وجود سالها فعالیت در بازار سرمایه، یک اصلِ بنیادین دارم: من به هیچ تابلویی تعصب ندارم.
ما به عنوان انسانِ اقتصادی، هدفمون حداکثر کردنِ کارایی و بازدهی سرمایهمونه. برای من فرقی نمیکنه سودم از برگه سهام بیاد یا شمش طلا؛ مهم اینه که سرمایه در جایی باشه که بیشترین ارزش رو خلق میکنه. تعصب در بازار، یعنی بستنِ چشمها به رویِ حقیقت. کسی که میگه فقط سهام، در واقع داره آزادیِ عملِ خودش رو محدود میکنه.
اما استراتژیِ فعلی من چیه؟ مبنای کار، مدیریتِ هوشمندانه است. برخی فکر میکنند تقسیم کردنِ سبد به ۲۰ بخشِ کوچک یعنی امنیت؛ اما من میگم این یعنی عدمِ اطمینان به تحلیل. اگر شما به ارزشِ یک دارایی ایمان دارید، باید با حجمِ مناسب وارد بشید.
من در حال حاضر، وزنِ اصلی سبدم رو به سمت داراییهای دلار محور و صندوقهای طلا بردم. چرا؟ چون معتقدم نیروهایِ بازار دارن به ما میگن که دلار پتانسیلِ رشدِ بیشتری داره.
آیا بورس رو بوسیدم و گذاشتم کنار؟ هرگز!
من فقط بهطور موقت جایگاهم رو تغییر دادم. به محض اینکه قیمتِ سهام دوباره برای من جذاب بشه، با قدرت برمیگردم و همینجا اعلام میکنم. فعلاً طلا، دلار و ابزارهایِ پوششِ ریسک (مثل اختیار فروش) اولویتِ من هستن.
البته، من همیشه یک بخشِ استراتژیک در سبدم دارم؛ سهامِ ممتازی که با دیدِ بلندمدت نگهشون میدارم و کاری به نوساناتِ گذرا ندارم. این هسته سختِ ثروتِ منه که فقط در قیمتهایِ ارزان بهش اضافه میکنم.
یه یادآوری کوچیک؛ انس جهانی در بلندمدت مستعد اصلاح، اما در کوتاهمدت احتمالا صعودیه. با خرید طلا، داراییم رو در برابر تورم بیمه کردم. اگر انس بالا بره، از دو جناح (دلار و طلا) سود میبرم و در صورت افت، رشدِ دلار در بازار داخلی نقش ضربهگیر را داره؛ این یعنی مدیریت ریسک.
عزیزان، اگر هنوز مردد هستید، صندوقهای درآمد ثابت فعلاً یک پناهگاهِ امن و منطقی هستن. گاهی اوقات، نباختن خودش بزرگترین برد محسوب میشه.
همین رو بگم و خداحافظی کنم
بازار بورسِ امروز بسیار هوشمندتر و بیرحمتر از گذشته شده. استراتژیِ هر فرد، امضایِ شخصیِ اون شخصه؛ پس نسخهی واحدی برای همه وجود نداره.
اما این رو به یادگار از من داشته باشید؛ در بلندمدت، ۸۰ درصدِ افراد به دلیلِ تعصب یا عدمِ دانش، سرمایهشون رو از دست میدن. فقط اون ۲۰ درصدی پیروز میشن که میدونن چطور با تغییرِ شرایط، خودشون رو تطبیق بدن.
مهم نیست امسال چقدر سود کردید؛ مهم اینه که آیا این سود در بلندمدت مستمر خواهد بود یا نه؟
مراقبِ سلامتی و داراییتون باشید.
ارادتمند شما...
@topoli | 3 853 |
| 12 | ❖ میدونم نوسان این چند روز، بهخصوص امروز، بازار طلا، دلار و بورس نگرانتون کرده. تا یکی دو ساعت دیگه براتون مینویسم؛ هم میگم خودم چیکار کردم، هم میگم به نظرم شما چیکار میتونید انجام بدید.
@topoli | 2 960 |
| 13 | ❖ دیگه اشتراک نخر! کرک اسپرد رو با گوشیت خودت حساب کن
قبل از اینکه حتی یه ریال رو سهام پالایشی سرمایه گذاری کنی یا یه خط تحلیل بنویسی، یه سؤال ساده از خودت بپرس: میتونی این عدد رو رو کاغذ خودت دربیاری؟
این متن رو تا آخر بخون، چون بعدش دیگه هیچوقت این تیتر سادهانگارانه رو باور نمیکنی که نفت گرون شد، پس سهام پالایشگاهی هم رشد میکنه.
خب دوستان عزیزم، بذارید یه چیزی رو ساده براتون باز کنم.
یه نانوایی رو تصور کنید: آرد میخره، نون میفروشه. سودش نه به قیمت آرده، نه به قیمت نون؛ به فاصلهی این دوتاست.
پالایشگاهها هم دقیقاً با همین منطق کار میکنن، با یه تفاوت مهم برای ایران: پالایشگاه اینجا نه نفت خام میخره، نه فرآورده میفروشه؛ بیشتر شبیه یه حقالعملکاره. خوراک نفت رو تحویل میگیره، بنزین و گازوئیل تحویل میده و در ازاش یه دستمزد مشخص برای پالایش دریافت میکنه.
همین فاصلهی بین ارزش خوراک و ارزش فرآوردهست که کرک اسپرد رو میسازه و حاشیه سود پالایشگاه رو تعیین میکنه.
هرچی این فاصله بیشتر باشه، پالایشگاه بیشتر سود میبره.
نکتهی جالب اینجاست که با روشی که الان بهتون یاد میدم، برای حساب کردن این عدد هیچ اشتراک و سایت پولی لازم ندارید؛ فقط با یه سرچ ساده و چندتا ضرب و تقسیم، خودتون درش میآرید.
اول سه تا عدد رو پیدا کنید
همهی سایتهای داخلی و خارجی این اعداد رو رایگان در اختیارتون میذارن:
◈ نفت WTI: حدود ۷۰ دلار هر بشکه
◈ بنزین: حدود ۳ دلار هر گالن
◈ گازوئیل: حدود ۹۷۰ دلار هر تن
قدم اول: همه رو یه واحد کنیم
یه قانون کلی تو صنعت نفت هست: هر بشکه معادل ۴۲ گالنه. پس اول باید بنزین و گازوئیل رو هم به بشکه تبدیل کنیم.
◈ گازوئیل رو از تن به بشکه تبدیل کنید، میشه ۱۳۰ دلار
◈ ارزش بنزینِ یه بشکه: ۳ ضربدر ۴۲ میشه ۱۲۶ دلار
قدم دوم: میانگین بگیرید
از هر بشکه نفت هم بنزین درمیاد هم گازوئیل، پس میانگینشون رو حساب میکنیم:
(۱۲۶ + ۱۳۰) ÷ ۲ = ۱۲۸ دلار
این میشه ارزش کل فرآوردههایی که از یه بشکه نفت درمیاد.
قدم سوم: هزینه رو کم کنید
۱۲۸ دلار منهای ۷۰ دلار = حدود ۵۸ دلار
تمومه. همین ۵۸ دلار میشه کرک اسپرد؛ سودی که پالایشگاه از هر بشکه میبره.
این ۵۸ دلار یعنی چی؟
وقتی این عدد رو داشته باشم، دیگه برام مهم نیست نفت ۶۸ دلاره، ۷۰ دلار یا هر عدد دیگهای. چشمم فقط به همون حاشیه سوده، چون داستان اصلی همونجاست:
◈ بالای ۵۰ دلار باشه، یعنی دورهی خوب پالایشگاههاست. تقاضا برای سوخت بالاست، اقتصاد داره خوب میچرخه.
◈ زیر ۲۰ دلار باشه، یعنی فشار و رکود. مصرف افت کرده و بازار سرد و در رکوده.
با عدد امروز، یعنی ۵۸ دلار، تو یه بازار داغ و پرتقاضا هستیم؛ به همین خاطر انتظار از سود پالایشگاهها هم بالا رفته.
البته این رو هم بگم که این اختلاف، غیرطبیعی و موقتیه و در آینده تعدیل میشه؛ یا حتی اگه این شرایط ادامه پیدا کنه، ممکنه دولت تو فرمول پالایشگاهها تغییراتی بده. بههرحال نمیشه که دولت کسری بودجه داشته باشه ولی پالایشگاهها تو ناز و نعمت باشن، میشه؟
در آخر
دفعهی بعد که تو اخبار شنیدید نفت گرون شد یا نفت سقوط کرد، فریب تیتر رو نخورید. گوشیتون رو بردارید، سه تا عدد رو پیدا کنید، یه ضرب و تفریق ساده بزنید و از خودتون بپرسید: پالایشگاهها الان چقدر دارن سود میکنن؟
این متن رو برای اون دوستی بفرست که رو سهام پالایشی نشسته، یا اون یکی که کارش تحلیل بنیادیه؛ شاید براش تازه باشه، شاید هم قبلاً میدونسته، بههرحال یه بار دیگه مرور کردنش ضرر نداره.
یه لایک کافیه تا بفهمم اینجور آموزشها به دردتون میخوره یا نه.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 3 716 |
| 14 | ❖ ارزش معاملات تا این لحظه، ۲۵٪ کمتر از چهارشنبه گذشته؛
و این را همیشه گوشه ذهن بسپاریم: پول، هرگز در تاریکی نمیرقصه.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 3 483 |
| 15 | ❖ توجه داشته باشید، قیمتهایی که در حال حاضر برای طلا شنیده میشه فاقد اعتبار معاملاتیه؛ بازار هنوز رسماً استارت نزده و این اعداد صرفاً نوسانات کاذبه. اما اگه هوشمندانه به بازار نگاه کنید، شواهد و قرائن دارن خبر از مثبت بودن بازار طلا میدن. وضعیت نماد "فزر" و "سینرژی" حاکم بر بازار، سیگنال رشد رو صادر کردن.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 3 396 |
| 16 | ❖ بمب ساعتی ۱۹ میلیون نفری | آماده باشید
چطور سود ۸,۴۰۰ درصدیِ ۴۹ میلیون نفر، میتونه بورس رو به زانو دربیاره؟
واقعیت ساده اینکه ۴۹ میلیون نفر توی ایران سهام عدالت دارن. از این تعداد، ۱۹ میلیون نفر مستقیماً صاحب سهامهاشون هستن و الان ارزش کل این سهامها چیزی حدود ۱,۳۰۰ همت تخمین زده میشه.
حالا زمزمههای آزادسازیِ مطلق از مرداد ۱۴۰۵ جدیتر شده. فارغ از اینکه این وعده تا چه حد رنگ واقعیت بگیره، سناریوی پیشرو روشنه: سقوطِ تمامیِ دیوارهای قانونی برای فروش؛ یعنی نقدشوندگیِ تمامعیار، بدون سقف و بدون هیچگونه محدودیت.
بیایید ببینیم زورِ بورس به این اعداد میرسه یا نه؛ یه حسابوکتابِ سرانگشتی...
ارزش حدودی امروز سهام عدالت:
◈ دهک ۱-۳: ۸۵ میلیون تومان
◈ دهک ۴: ۴۵ میلیون تومان
◈ دهک ۵-۶: ۴۰ میلیون تومان
یعنی یه نفر از دهک پایین که ۲۰ سال پیش یه میلیون تومان رایگان گرفته، الان ۸۵ میلیون تو جیبشه. سود ۸,۴۰۰ درصدی.
نکته کلیدی اینکه وقتی بازده ۸,۴۰۰٪ میشه، انگیزه نقد کردن خیلی قویه، مخصوصاً برای کسایی که به پول نیاز دارن.
حالا اینجا داستان شروع میشه
فرض کنید فقط ۳۰ درصد از سهامداران مستقیم تصمیم بگیرن بفروشن:
۳۰٪ × ۱,۳۰۰ همت = ۳۹۰ همت عرضه
این عدد رو مقایسه کنیدبا:
◈ متوسط معاملات روزانه خرد بورس که حدود ۲۵-۳۰ همت
◈ یعنی ۳۹۰ همت میشه حدود ۱۵ روز معاملات کل بازار!
اگه ۵۰ درصد بفروشن چی؟ میشه ۶۵۰ همت عرضه؛ یعنی ۲۵ روز کل معاملات! یعنی ۵ هفته کاری
قانون اول اقتصاد: عرضه و تقاضا قیمت رو تعیین میکنه. وقتی عرضه یهدفعه ۱۵ برابر میشه، طبیعیه که انتظار داشته باشیم قیمتها تغییر کنه.
چرا این این موضوع مهمه؟
چون ۷۰ درصد سبد سهام عدالت توی فقط ده-پونزده تا سهم بزرگ متمرکزه:
◈ فولاد مبارکه
◈ پالایشیها (شپنا، شبندر، شتران)
◈ مس ایران
◈ غدیر
◈ پتروشیمیها
همه اینا همون سهامایی هستن که وزن شاخص رو بالا نگه میدارن.
وقتی ۳۹۰ تا ۶۵۰ همت عرضه وارد بازاری بشه که گردش روزانهاش ۲۵-۳۰ همته، چی میشه؟
جواب سادهست: قیمتها تحت فشار قرار میگیرن.
درسی که بارها از تاریخ گرفتیم: در هر بازاری که عرضه ناگهانی چندین برابر تقاضا بشه، قیمتها سقوط میکنن.
اما داستان اینجا تموم نمیشه
روانشناسی بازار یه ضریب تقویتکننده داره.
وقتی مردم ببینن سایرین دارن میفروشن، میترسن و خودشونم میفروشن!
چرا؟ چون رفتار آدمها همیشه منطقی نیست؛ وقتی میبینید بقیه دارن میفروشن، شما هم تحت تأثیر فضا میفروشید، حتی وقتی میدونید شاید تصمیم درستی نباشه.
در نهایت اینکه؛ سهام عدالت یه دارایی واقعیه که الان ارزش داره. اما ۱,۳۰۰ همت عرضه بالقوه توی بازاری با گردش ۲۵-۳۰ همتی، یه بمب ساعتیه.
و فراموش نکنیم که:
هیچ ناهار مجانی وجود نداره
هر فرصتی ریسک داره، هر ریسکی فرصت.
بازار همیشه حق داره
شما ممکنه با قیمت موافق نباشید، اما بازار قیمت رو تعیین میکنه، نه شما.
تنها چیز مجانی توی دنیا، آموزشه
قبل از هر تصمیمی، یاد بگیرید. قبل از هر خریدی یا فروشی، بفهمید چکار دارید میکنید.
کدوم یکی از دوستات از این بمب ساعتی بیخبره؟
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 4 588 |
| 17 | ❖ ببینید دوستان عزیزم، این که میپرسید عرضه اولیه تابانفردا میتونه جلوی اصلاح احتمالی بازار رو بگیره یا نه؛ باید خدمتتون بگم که شما دارید از یه پیشفرض غلط شروع میکنید!
مسئله اصلاً حجم پول درگیر در این عرضه اولیه نیست؛ مهم اینه که این پول از کجا میاد. آیا پولی که وارد این عرضه میشه، سرمایه تازهایه که به سیستم اضافه میشه، یا همون پولیه که قبلاً تو بازار بوده و فقط دست به دست میشه؟
صد البته در اقتصاد و تحلیلهای مالی نظرات و پیشبینیها مبرا از خطا نیستند؛ منتها تا زمانی که پول جدید وارد بازار نشه، حجم معاملات بالا نره، شرایط و عوامل تاثیرگذار بر تحلیل تغییر محسوس پیدا نکنه و یا انتظارات روانی در اقتصاد و سرمایهگذاری تعدیل نشن، بر همون حرفی که قبلاً زدم معقدم.
وقتی یکی میاد اعتبار میگیره یا سهامای خودش رو میفروشه تا سهم جدید بخره، ثروت کل بورس ما که تغییری نکرده! فقط پولش رو از این جیب برده تو اون جیب.
تو اقتصاد بهش میگیم بازی حاصلجمع صفر. یعنی هیچ ارزش افزودهای خلق نشده.
یه اصل ساده رو همیشه یادتون باشه:
نمیشه با همین پولایی که تو خود بازار داره میچرخه، کمبود پول رو جبران کرد. این دقیقاً مثل اینه که بخوای خودت رو با کشیدن بند کفشت بلند کنی؛ تو منطق اقتصاد این کار محاله.
وضعیت تو اقتصاد ایران هم دقیقاً همینه؛ ما کمبود سرمایه داریم. تنها کاری که میتونه درد ما رو دوا کنه اینه که پول از بیرون مرزها بیاد تو اقتصاد، که اینم فقط از سه راه ممکنه اتفاق بیفته:
◈ صادرات بیشتر
◈ سرمایهگذاری خارجیها تو کشور
◈ وام گرفتن از منابع خارجی
حقیقت تلخش هم اینه:
تا وقتی بخوایم با همین پولای داخلی کار کنیم، فقط داریم خودمونو گول میزنیم و توهم مالی درست میکنیم.
بازار قانون داره، وقتی قیمتها از ارزش واقعی فاصله بگیرن اصلاح میشه. هر چقدر هم پول رو اینور اونور بچرخونید، این قانون عوض نمیشه.
بقیهش هم که میبینید، فقط یه نمایشه.
موافقید؟
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 4 334 |
| 18 | ❖ یکی از دوستان خواستن توضیح بدم چرا افزایش نرخ سود بانکی به ضرر بورسه، و اینکه آیا گرون شدن دلار و داراییهای شرکتها میتونه جبرانش کنه یا نه.
آدمها احمق نیستن. وقتی یه نفر پول داره، میشینه فکر میکنه: این پولو کجا بذارم که هم خیالم راحت باشه و هم بیشترین سود رو بگیرم؟ چیز پیچیدهای نیست.
نرخ بهره یعنی چقدر یه تومنی که الان دستته، نسبت به همون تومن توی آینده میارزه.
طلا چرا ریزش داشته؟ به خاطر ترس از بالا رفتن نرخ بهره در آمریکا. پس نرخ بهره یکی از مهمترین فاکتورهای کل دنیای اقتصاده.
فرض کن ده میلیون پول داری. بانک میگه: بیار پیش من بذار، سالی ۲۵ درصد بهت میدم، بدون ریسک. حالا در چه حالتی سهام میخری؟ وقتی مطمئن باشی سودش خیلی بیشتر از ۲۵ درصده. چون ریسک میکنی، باید پاداش هم بگیری.
وقتی نرخ بهره میشه ۳۰، ۴۰ درصد، چرا باید کسی ریسک بورس رو به جون بخره؟ طبیعیه که پول از بورس فرار میکنه و میره سمت بانک. این نه از سر ترس، بلکه یه انتخاب کاملاً عاقلانهست.
حالا بیایم سراغ دلار.
فرض کن دلار از ۱۰۰ هزار تومن میشه ۲۰۰ هزار. یعنی هر شرکتی که مواد اولیهش رو از خارج میاره، هزینههاش دو برابر میشه. سودش کم و ارزش سهامش پایین میاد.
پس اینجا دو تا ضربه با هم داریم:
◈ نرخ بهره بالا میره، سود بدون ریسک جذابتر میشه، پول از بورس خارج میشه.
◈ دلار گرون میشه، هزینه شرکتها بالا میره و سود واقعیشون کم میشه.
یه مثال بگم که خوب جا بیفته.
فرض کن شرکتی داری که هر سال ۱۰۰ میلیارد سود میسازه. وقتی نرخ بهره ۱۰ درصده، ارزشش میشه یک تریلیون، یعنی P/E برابر ۱۰. همون شرکت با همون سود، اگه نرخ بهره بشه ۳۰ درصد، ارزشش میشه ۳۳۳ میلیارد، یعنی P/E میشه ۳.۳.
هیچی توی خود شرکت عوض نشده؛ نه کارگرا کم شدن، نه دستگاهها خراب شدن. فقط قیمتی که ما باهاش آینده رو حساب میکنیم، عوض شده.
حالا اگه همین موقع دلار هم دو برابر بشه و سود شرکت بشه ۶۰ میلیارد، ارزش شرکت از یه تریلیون میاد زیر ۲۰۰ میلیارد. این دیگه یه سقوط واقعیه.
اما اینجا یه سوال خوب پیش میاد، و باید منصف باشیم.
شاید بگی: صبر کن؛ همه شرکتها که وارداتی نیستن. یه عده فروششون دلاریه، مثل فولاد و پتروشیمی. برای اینها که گرونی دلار، سود رو بالا میبره. پس اینها نباید با دلار رشد کنن؟
این حرف درسته و باید بهش احترام گذاشت. شرکتی که محصولش رو دلاری میفروشه ولی هزینههاش ریالیه، حاشیه سودش بیشتر میشه. این یه مزیت واقعیه، نه توهم.
اما دو تا نکته هست:
اول اینکه هزینههای این شرکتها تا ابد ریالی نمیمونه. انرژی، خوراک و دستمزد، با یه فاصله زمانی، خودشون رو با دلار تطبیق میدن. یعنی اون سود چاق اولیه، به مرور آب میره.
دوم و مهمتر، همون نرخ بهره بالا اینجا هم سر جاشه. حتی اگه سود دو برابر بشه، بازار حاضر نیست همون P/E قبلی رو بده. سود بالا میره، ولی ضریبی که بازار به سود میده پایین میاد.
پس شرکت دلاریفروش، بهتر از وارداتیه، ولی از فشار نرخ بهره در امان نیست. فقط یه سپر داره که ضربه رو کمتر میکنه، نه اینکه خنثیاش کنه.
حالا یه سوال دیگه.
شاید بگی: توی تورم، زمین کارخونه گرونتر میشه، تجهیزاتش ارزش جایگزینی بالاتری پیدا میکنه. اینها نباید روی قیمت سهام تاثیر مثبت بذارن؟
این هم درسته. ولی جوابش یه ظرافت مهم داره.
باید بین دو تا چیز فرق بذاریم: ارزش جایگزینی و قدرت سوددهی.
ارزش جایگزینی یعنی اگه بخوای همین کارخونه رو از صفر بسازی، چقدر باید خرج کنی.
قدرت سوددهی یعنی این کارخونه، همین الان، چقدر پول واقعی برات میسازه.
بازار به این دومی بیشتر گیر میده. چون تو سهام رو نمیخری که یه روز زمینش رو بفروشی؛ میخری چون میخوای از خودِ شرکت، هر سال یه جریان سود بگیری.
فرض کن زمین کارخونه از ۱۰۰ میلیارد رسیده به ۵۰۰ میلیارد، ولی سود سالانه بهخاطر هزینهها از ۵۰ میلیارد رسیده به ۱۰ میلیارد. اون ۵۰۰ میلیارد، تا وقتی زمین رو نفروشی، فقط یه رقم روی کاغذه.
حقوق سهامدار از محل سود ساخته میشه، نه ارزش زمین.
البته ارزش جایگزینی برای سهامدار بلندمدت و مدیریت شرکت مهمه؛ چون توان رقابتی شرکت مقابل رقیبها رو نشون میده. ولی برای سهامدار کوتاهمدت که دنبال جریان نقده، به کار نمیاد.
یه نکته هم هست که خیلیها بهش فکر نمیکنن: ارزش جایگزینی بالاتر میتونه بد هم باشه. چون اگه بخوای کارخونه رو گسترش بدی، باید هزینه خیلی بیشتری بدی. یعنی رشد آینده سختتر میشه.
و در آخر، بازار همیشه داره مقایسه میکنه. اگه بازده واقعی سهام کمتر از نرخ بدون ریسک باشه، سرمایهگذار میگه: به من چه که زمینت گرون شده؟ من سالی ۵ درصد سود میگیرم، بانک ۳۰ درصد میده. میفروشم و میرم.
و وقتی همه همین فکر رو بکنن، سهام میریزه؛ حتی اگه ارزش داراییهای شرکت روی کاغذ بالا بره.
نگو که اینطور نیستی...
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 3 961 |
| 19 | ❖ سهم ما از تنگه هرمز دقیقاً چقدره؟
بذارید براتون یه داستان اقتصادی تعریف کنم.
تا همین چند وقت پیش، هر روز صبح ۱۰۰ تا ۱۲۰ کشتی از تنگه هرمز رد میشدن. بیسروصدا، منظم، مثل ساعت. یکپنجم انرژی دنیا از جلوی چشم ما عبور میکرد و ما فقط نگاهشون میکردیم.
حالا ممکنه بگید: خب پس چرا ازشون پول نمیگیریم؟
تنگه هرمز یه آبراه ۳۳ کیلومتریه بین ایران و عمان.
طبق قوانین بینالمللی، یه تنگه بینالمللی حساب میشه و کشتیها حق دارن آزادانه ازش رد بشن.
ممکنه بگید پس کاری نمیشه کرد.
اما من یه چیز دیگه دیدم.
مصر سالی ۹ میلیارد دلار از کانال سوئز درمیاره. چون اون کانال رو خودش ساخته، سرمایهگذاری کرده و نگهداریش میکنه.
تنگه هرمز رو که ما نساختیم.
پس نمیتونیم وسط راه وایسیم و بگیم بده و رد شو.
این نهتنها قانون بینالمللیه، بلکه منطق اقتصادیه.
خب، پس ما به تماشا محکومیم؟
کشتیها برای رد شدن پول نمیدن، درسته.
اما برای حرکت کردن که میشه ازشون پول گرفت!
اینجاست که فرق مشخص میشه.
یه نفتکش ۳۰۰ هزار تنی روزی ۲۵۰ تن سوخت میسوزونه.
تو یه مسیر ۲۰ روزه از خلیج فارس تا چین، ۵ هزار تن سوخت نیاز داره.
قیمتش؟ ۲ تا ۳ میلیون دلار.
این کشتی الان کجا سوخت میگیره؟
فجیره،
امارات.
۲۰ سال پیش فجیره یه روستای ماهیگیری بود. امروز سالی بیش از ۵ میلیارد دلار فقط از سوخترسانی درمیاره.
هیچ انحصاری،
هیچ اجباری،
فقط خدمت بهتر.
بیاید یه حساب سرانگشتی کنیم.
اگه فقط ۱۰ تا ۲۰ درصد این بازارها رو بگیریم:
از سوخترسانی: حدود ۱.۵ تا ۳ میلیارد دلار
از راهنمایی کشتیها: حدود ۵۰۰ میلیون دلار
از تعمیرات و خدمات بندری: حدود ۷۰۰ میلیون دلار
از بیمه و خدمات مالی: حدود ۴۰۰ میلیون دلار
جمع اینا میشه ۳ تا ۵ میلیارد دلار در سال.
معادل ۲ تا ۳ ماه کل صادرات نفتی کشور.
با این تفاوت که این پول نه زیر تحریمه،
نه وابسته به قیمت نفته،
نه از جیب منابع طبیعی میاد.
مستقیم، تمیز و پایدار.
البته این رقم در مقایسه با کل ظرفیت اقتصادی ایران عدد چشمگیری نیست.
نه اونقدری که بیارزه بخاطرش اعتبار و موقعیت استراتژیک کشور رو به خطر بندازیم.
اما داستان اینجا فقط این چند میلیارد نیست. این درآمد یه قطعه از یه پازل بزرگتره؛ نشونهای از اینکه ایران میتونه کنار موقعیت جغرافیاییاش، یه هویت اقتصادی مستقل برای خودش بسازه. و این، ارزشش از خود رقم خیلی بیشتره.
چرا این اتفاق نیفتاده؟
چون ما فکر میکنیم باید پول از مسیر دربیاریم،
در حالی که باید پولو از کنار مسیر دربیاریم.
فرض کنید خونهتون کنار بزرگراهه.
میتونید وسط جاده وایسید و از ماشینها پول بگیرید،
یا کنارش پمپ بنزین و رستوران بزنید.
کدوم مجازه؟
کدوم منطقیتره؟
در طول سالها مطالعه و تدریس اقتصاد، یک اصل رو بارها دیدم:
دولتهایی که کنترل میکنن فقیر میمونن.
در عوض دولتهایی که بستر میسازن ثروتمند میشن.
به جای کنترل عبور، باید طوری عمل کنیم که بهترین خدمات منطقه رو برای توقف و سرویسدهی به کشتیها داشته باشیم.
امارات بستر ساخت.
سنگاپور بستر ساخت.
ما هنوز داریم درباره کنترل حرف میزنیم.
هر روزی که این اتفاق نمیافته، ما ۱۰ تا ۱۵ میلیون دلار از دست میدیم.
توی اقتصاد بهش میگن هزینه فرصت.
پولی که نه میبینیش نه خرجش میکنی،
ولی واقعیترین هزینهست.
ولی امارات همون پول رو به جیب میزنه.
راهحل نه شعاره، نه تهدید.
سرمایهگذاری در زیرساخت،
محیط رقابتی،
کاهش بوروکراسی،
و اتصال به بازار جهانی.
بعد بذارید بازار کارش رو بکنه.
تنگه هرمز مثل یه زمین کشاورزی خالیه. پتانسیل داره ولی محصول نمیده. چون هنوز کسی کشتش نکرده.
من این رو فرصت از دست رفته نمیبینم.
یه فرصت در انتظار میبینم.
فقط باید بریم سراغش.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 4 670 |
| 20 | ❖ جهش داراییهای خارجی؛ خبر خوش یا فقط یه رقم گندهتر؟
خالص داراییهای خارجی بانک مرکزی طی سهماهه چهارم سال گذشته ۶۹ درصد رشد کرده و نسبت به سال قبلش هم چیزی نزدیک به ۹۳ درصد بالا رفته.
عددها چشمگیرن، اما تهِ ماجرا یه سؤال کلیدی باقی میمونه؛ واقعاً ارز جدیدی وارد کشور شده، یا فقط داریم بزرگ شدنِ رقمها رو تماشا میکنیم؟
با نگاهی به شرایط زمستون ۱۴۰۴، هیچ نشونهای از ورود ارز جدید یا دسترسی بهتر به ذخایر دیده نمیشه. پس منطقیترین دلیل این رشد، چیزی نیست جز اثر تسعیر نرخ ارز.
با یه مثال روشنترش کنیم:
فرض کنید ۱۰۰۰ دلار پسانداز دارید.
وقتی دلار ۳۰ هزار تومنه، داراییتون میشه ۳۰ میلیون تومن.
حالا دلار میره روی ۶۰ هزار تومن؛ داراییتون میشه ۶۰ میلیون.
اما پولتون دو برابر شده؟نه!
دلارهاتون همونه.
فقط ارزش ریالیشون بالا رفته.
دقیقاً همین اتفاق برای داراییهای خارجی بانک مرکزی هم میافته.
خلاصه کلام:
بزرگ شدن عدد دارایی مهم نیست؛ مهم اینه با اون چیکار میشه کرد.
اگه خلق پول اتفاق بیفته، اثرش معمولاً با ۶ ماه تأخیر خودشو نشون میده؛ اما فشار اصلیش رو نیمه دوم سال حس میکنیم.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli | 3 409 |
