fa
Feedback
توپولی

توپولی

رفتن به کانال در Telegram

وقتی درست بفهمی، متفاوت عمل می‌کنی بورس؛ محور فهم بازارها و اقتصاد از سال ۱۳۷۲ تو بورسم، حساب‌شده نه شانسی با توپولی حساب کن... @topoliir

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام توپولی

کانال توپولی (@topoli) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 11 172 مشترک است و جایگاه 10 871 را در دسته اقتصاد و امور مالی و رتبه 28 575 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 11 172 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 24 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 283 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 40 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 43.54% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 23.86% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 4 820 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 642 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 271 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند بورس, توپول, وقت, سهم, تورم تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
وقتی درست بفهمی، متفاوت عمل می‌کنی بورس؛ محور فهم بازارها و اقتصاد از سال ۱۳۷۲ تو بورسم، حساب‌شده نه شانسی با توپولی حساب کن... @topoliir

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 25 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته اقتصاد و امور مالی تبدیل کرده‌اند.

11 172
مشترکین
+4024 ساعت
+7677 روز
+28330 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+1 003
در 4 کانال‌ها
ژوئن '26
+4 656
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+15
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+86
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+91
در 10 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+149
در 17 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+165
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+894
در 15 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+298
در 17 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+265
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+65
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+72
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+162
در 7 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+91
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+120
در 5 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+138
در 10 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+376
در 7 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+160
در 8 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+101
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+126
در 10 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+104
در 10 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+137
در 12 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+329
در 17 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+344
در 12 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+251
در 8 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+412
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+329
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+203
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+231
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+187
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+96
در 7 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+68
در 7 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+285
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+322
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+303
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+275
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+122
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+214
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+142
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+323
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+155
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+164
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+1 384
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+212
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+141
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+157
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+166
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+108
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+180
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+218
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+160
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 862
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
25 ژوئیه+101
24 ژوئیه+40
23 ژوئیه+80
22 ژوئیه+175
21 ژوئیه+427
20 ژوئیه+83
19 ژوئیه0
18 ژوئیه+6
17 ژوئیه0
16 ژوئیه0
15 ژوئیه0
14 ژوئیه0
13 ژوئیه0
12 ژوئیه0
11 ژوئیه+70
10 ژوئیه+5
09 ژوئیه0
08 ژوئیه0
07 ژوئیه0
06 ژوئیه0
05 ژوئیه+3
04 ژوئیه+13
03 ژوئیه0
02 ژوئیه0
01 ژوئیه0
پست‌های کانال
❖ به مناسبت روز مهندسی شاخص‌، از تلاش‌های پشت‌صحنه قدردانی می‌کنیم!

2
❖ یه سوال ساده رو با هم مرور کنیم؛ دلار درست وسط جنگ و بی‌ثباتی، ماه‌ها از جاش تکون نخورد؛ ولی همون لحظه‌ای که همه فکر می‌کردن آب از آسیاب افتاده، آروم آروم جهش رو شروع کرد. چرا؟ باید بگم دنبال جواب توی خود دلار نگردید؛ داستان جای دیگه‌ست، توی نقدینگی. نقدینگی مثل آب پشت سده. شما مسیرشو ببندی، قرار نیست محو بشه؛ فقط می‌گرده یه راه دیگه پیدا می‌کنه. این چند ماه دقیقاً همین اتفاق افتاد. حجم پول توی اقتصاد با سرعت بالا زیاد می‌شد، اما ابتدا به خاطر بسته بودن بازارها و بعد به‌خاطر یه تفاهم نامه سیاسی، مسیر حرکت پول به سمت دلار موقتاً بسته شده بود. خب این پول که نمی‌شینه نگاه کنه! راه جایگزین پیدا می‌کنه. حالا نزدیک‌ترین راه چی بود؟ بازار کالا. برای همین اگر یادتون باشه، تو همون دوره‌ای که دلار آروم بود، خرید مردم اصلاً رفتار عادی نداشت. آمار تراکنش‌ها خیلی شفاف اینو نشون می‌داد. حتی وقتی تورم رو هم حساب می‌کنیم، باز یه رشد غیرطبیعی می‌بینیم. رشد نقدینگی در ۱۴۰۴ به ۵۳.۳ درصد رسید، بالاترین رقم در نیم‌قرن اخیر؛ رشد پایه پولی هم به ۶۱.۵ درصد رسید، بالاترین از سال ۵۸ تاالان. یعنی چاپ پول دقیقاً همون‌طور که حدس زدید شدت گرفته بود، منتها فشارش به‌جای دلار، رفت سمت بازار کالا. این دقیقاً همون چیزیه که آمار شاپرک نشون داد: از اردیبهشت به بعد ارزش واقعی تراکنش‌ها جهش کرد (رشد اسمی ۱۰۵٪ در برابر تورم ۸۳-۸۹٪). وقتی مسیر دلار با دیپلماسی بسته بود، ریال مازاد به‌جای فرار به دلار، فرار کرد به سمت خرید کالا، همون چیزی که در تراکنش‌های شاپرک ثبت شد. این یعنی چی؟ یعنی مردم، بدون این‌که بیان تحلیل کنن، یه چیز مهم رو فهمیده بودن؛ نگه داشتن پول، تو اون شرایط، کار عاقلانه‌ای نیست. بذارید با یه مثال ساده بگم. فرض کنید می‌دونید قیمت یه لپ‌تاپ قراره گرون بشه، ولی هنوز نشده. معمولاً چی کار می‌کنید؟ صبر نمی‌کنید؛ زودتر می‌خرید. این دقیقاً همون رفتاریه که در مقیاس کل اقتصاد اتفاق افتاد. در واقع، قبل از این‌که دلار حرکت کنه، این رفتار مردم یه سیگنال بود. انگار بازار داشت آروم آروم هشدار می‌داد که این ثبات، واقعی نیست. حالا چی شد که دلار بالا رفت؟ اون تکیه‌گاه سیاسی که مسیر رو بسته بود، شروع کرد به شل شدن. وقتی این اتفاق افتاد، دیگه اون فشار نگه‌داشته‌شده راه خودش رو پیدا کرد. همون فشاری که قبلاً تو بازار کالا تخلیه شده بود، این‌بار رفت سراغ مسیر اصلیش، یعنی دلار. اگر بخوام خیلی خلاصه و بی‌تکلف جمع‌بندی کنم نتیجه این میشه که؛ آرامشی که روی یه تصمیم سیاسی ناپایدار سوار شده باشه، آرامش نیست؛ یه جور مکثه. و مکث‌ها تو اقتصاد، دیر یا زود تموم می‌شن. ✍🏽 حساب کن... @topoli
1 815
3
❖ وقتی جیب سهامدار، هزینه‌ی «خوب بودن» شرکت می‌شه بذارید باهم صادق باشیم؛ این چند وقته که گزارش مجامع ۱۴۰۴ رو دنبال می‌کنم، یه الگوی تکراری داریم می‌بینم که واقعاً باید روش مکث کرد. توی همون جلسه‌ای که سود هر سهم با چانه‌زنی و گاهی با دلخوری سهامدارها نهایی می‌شه، یه ردیف با اسم قشنگ «بودجه مسئولیت اجتماعی» با رقم‌های ده‌ها میلیاردی، تقریباً بدون هیچ مقاومتی تصویب می‌شه. نمونه‌ها کم نیستند. حالا نکته‌ای که به نظرمن و خیلی از دوستان مهمه اینکه این رقم‌ها سال به سال با شیب تندتری از رشد سود تقسیمی بالا رفتن. سؤال ساده‌ای که خیلی از سهامدارای خرد می‌پرسن، دقیقاً به‌جاست: چرا وقتی سهم واقعی‌شون از سود، سال به سال کم‌وبیش ثابت می‌مونه یا شیب رشد کمی داره، یه بخش رو‌به‌رشد از منابع شرکت، بدون گزارش شفاف از محل خرجش، از چرخه سود بیرون کشیده می‌شه؟ بذارید یه لایه عمیق‌تر رو باز کنم، چون این‌جاست که ماجرا واقعاً جالب می‌شه. سقف این بودجه، طبق قانون، درصدی از درآمد شرکته، نه سود خالص. توجه کردید؟ این فرق، اول به نظر جزئی میاد، ولی اثرش روی کاغذ بزرگه: توی صنایعی مثل پالایش، فولاد یا پتروشیمی که حاشیه سود نسبت به درآمد باریکه، همین سقف چند‌درصدیِ درآمد می‌تونه معادل بخش بزرگی از کل سود سالانه باشه؛ همون منبعی که می‌تونست مستقیم به جیب سهامدار برسه یا صرف توسعه شرکت بشه. نکته دوم اینه که فرایند تصویبش چطوریه. درسته که از نظر قانونی این بودجه باید توی مجمع و با رأی سهامدار تصویب بشه، یعنی تئوری‌ش دست خود سهامداره، ولی عملاً این بند معمولاً وسط ده‌ها بند دیگه دستور جلسه گم می‌شه، کنار انتخاب هیئت‌مدیره و بازرس و تصویب صورت‌های مالی، و کمتر کسی فرصت می‌کنه بپرسه: چرا این رقم؟ و قراره کجا خرج بشه؟ اما قبل از هر قضاوتی، بیایید منصف باشیم و ببینیم این بودجه از نظر قانونی دقیقاً چیه. اسمش مسئولیت اجتماعیه، رفتارش شبیه یه مالیات دوم مبنای فعلی‌ش آیین‌نامه مسئولیت اجتماعی شرکت‌های تحت مدیریت دولته؛ مصوب هیئت وزیران در ۱۱ تیر ۱۴۰۴ و ابلاغ‌شده در ۱۱ مرداد همون سال، توی ۱۲ ماده. طبق این آیین‌نامه، شرکت بعد از این‌که تعهدات قانونی‌ش رو کامل انجام داد، از جمله مالیات، و اگه مجمع عمومی تصویب کرد، مجازه بخشی از منابع باقی‌مونده رو صرف توسعه محلی، پایداری و محیط‌زیست کنه. فرقش با مالیات دقیقاً همین‌جاست؛ مالیات یه تکلیف الزام‌آوره؛ شرکت مستقل از نظر مجمع باید بپردازدش، وگرنه جریمه می‌شه. اما بودجه مسئولیت اجتماعی یه اختیار داخلیه، بعد از مالیات، از باقی‌مونده منابع، و فقط با رأی مجمع شکل می‌گیره. مالیات می‌ره تو خزانه دولت؛ این بودجه رو خودِ شرکت، زیر نظر نهادهایی مثل سازمان برنامه و بودجه، خرج می‌کنه. حالا شاید این سوال برای شما مطرح بشه که حد و مرزش کجاست؟ سقف قانونی‌ش سه درصد درآمد سالانه شرکته ، توجه کنید گفته درآمد نه سود. اما کف قانونی اصلاً وجود نداره؛ آیین‌نامه می‌گه شرکت مجازه، نه مکلف، یعنی از نظر حقوقی می‌شه این رقم رو صفر هم گذاشت. یه قید هم هست: ۲۵ درصد از این اعتبار باید با اولویت طرح‌های مدرسه‌سازی توی مناطق محروم خرج بشه. پس بله، می‌شه اصلاً تصویبش نکرد. چون تکلیف نیست، حقه و دقیقاً همین‌جاست که قدرت واقعی دست سهامداره، اگه آگاهانه ازش استفاده کنه. این آیین‌نامه فقط شامل شرکت‌های دولتی یا تحت کنترل دولت می‌شه؛ مثل بانک‌ها، بیمه‌ها، مؤسسات وابسته به دولت، و حتی شرکت‌هایی که دولت سهامدار عمده‌شون نیست ولی اکثریت هیئت‌مدیره رو تعیین می‌کنه. برای شرکت‌های کاملاً خصوصی، هنوز هیچ سقف یا کف الزام‌آوری وجود نداره؛ فقط یه پیش‌نویس قانون مطرح بوده که هنوز اجرایی نشده. جمع‌بندی‌ که می‌تونم داشته باشم و تقدیم حضور مبارکتون کنم اینه که مسئولیت اجتماعی ذاتاً ابزار بدی نیست. اتفاقاً شرکت‌ها باید به جامعه‌ای که توش فعالیت می‌کنن کمک کنن. اما وقتی سقفش به درآمد گره می‌خوره نه سود، وقتی تصویبش وسط شلوغی دستور جلسه گم می‌شه، و وقتی هیچ گزارش شفافی از محل خرجش در دسترس نیست، این سؤال کاملاً به‌جاست؛ این رقم واقعاً مسئولیت اجتماعیه یا فقط یه روش برای کوچیک‌تر نشون دادن سود قابل تقسیم؟ جوابش رو فقط شفافیت بیشتر توی گزارش مجامع، و توجه جدی‌تر خود سهامدارا به همین یه بند دستور جلسه می‌تونه بده. ✍🏽 حساب کن... @topoli
3 133
4
#فغدیر سود خالص ۱۴۰۳: ۲۴,۸۲۹,۰۸۰ سود خالص ۱۴۰۴: ۳۶,۰۷۵,۰۸۱ رشد ۴۵٪ سود خالص بودجه مسئولیت اجتماعی ۱۴۰۳: ۸ میلیارد بودجه مسئولیت اجتماعی ۱۴۰۴: ۲۴ میلیارد رشد ۲۰۰٪ بودجه مسیولیت اجتماعی نماینده استاندار هم برای گرفتن حق حساب در مجمع حضور داشته. @PiknikAnalyst
1 100
5
#وبملت ۱,۳۷۱,۹۳۷,۴۷۸ سودخالص ۱۴۰۳ ۱,۵۳۵,۳۷۶,۴۲۸ سود خالص ۱۴۰۴ رشد سود: ۱۲٪ بودجه مسیولیت اجتماعی ۱۴۰۲: ۴۰۰میلیارد بودجه مسیولیت اجتماعی ۱۴۰۳: ۴۰۰میلیارد بدون تغییر بودجه مسیولیت اجتماعی ۱۴۰۴: ۸۰۰ میلیارد رشد مسئولیت اجتماعی ۲برابر اینم وبملت @PiknikAnalyst
966
6
❖ مقایسه بازدهی شاخص‌ها در تیرماه ۱۴۰۵، نگاهی سریع ✍🏽 حساب کن... @topoli
❖ مقایسه بازدهی شاخص‌ها در تیرماه ۱۴۰۵، نگاهی سریع ✍🏽 حساب کن... @topoli
2 000
7
#توپومتر ◈ تا این نقطه از مسیر، بازدهی سبد نزدیک به ۳ برابر شاخص کل بوده؛ نتیجه‌ای که حاصل چینش دقیق و رعایت انضباط سرمایه‌گذ
#توپومتر ◈ تا این نقطه از مسیر، بازدهی سبد نزدیک به ۳ برابر شاخص کل بوده؛ نتیجه‌ای که حاصل چینش دقیق و رعایت انضباط سرمایه‌گذاری در طول این مدت بوده. ◈ برنامه اینه که در ۵ ماه پیش رو، یعنی تا انتهای پاییز و درست هم‌زمان با یک‌ساله شدن این جدول، همین روند و همین انضباط حفظ بشه. البته نتیجه نهایی همیشه به چینش سبد و شرایط اقتصاد کلان و بازار در این بازه گره خورده؛ متغیرهایی که در هر تصمیم سرمایه‌گذاری باید مد نظر قرار بگیرن. ◈ بعد از یک‌ساله شدن این جدول، حتماً یک جلسه عمومی برگزار خواهیم کرد و به‌طور کامل درباره تک‌تک گزینه‌ها، روندی که از ابتدا تا یک‌سالگی این جدول طی شده، دلایل انتخاب‌ها، علل جابجایی‌ها و هر آنچه که به چینش سبد مربوط می‌شه، با هم صحبت خواهیم کرد. ✍🏽 حساب کن... @topoli
2 206
8
❖ نسبت P/E پایین، فرصت یا فریب؟ فرض کنید می‌خواید بین دو گزینه سرمایه‌گذاری تصمیم بگیرید؛ یکی دارایی کم‌ریسک با بازده ثابت، یکی بازاری پرنوسان با پتانسیل بازدهی بالاتر اما نامطمئن. این دقیقاً معادله‌ایه که این روزها جلوی سرمایه‌گذار بورس قرار داره. نرخ سود سپرده بانکی الان بالای ۳۰ درصده؛ یعنی دوره بازگشت اسمی سرمایه در بانک حدود ۳ سال. اما این نرخ، اسمیه نه واقعی. وقتی تورم رو کسر کنیم، بازده واقعی سپرده می‌تونه به‌مراتب کمتر باشه، که در حال حاضر منفیه، در حالی که سودآوری شرکت‌ها، به‌خصوص شرکت‌های صادرات‌محور یا دارای دارایی واقعی، معمولاً در بلندمدت با تورم هم‌جهت رشد می‌کنه. پس مقایسه مستقیم دوره بازگشت سرمایه بورس با نرخ بانکی، بدون تعدیل تورمی، یک ساده‌سازی خطرناکه؛ درست‌تر اینه بگیم نرخ بانکی بالا هزینه فرصت نگهداری سهام رو در کوتاه‌مدت افزایش می‌ده، نه اینکه برتری واقعی و بلندمدت دارایی بدون ریسک رو ثابت کنه. حالا بریم سراغ بورس. میانگین نسبت قیمت به سود (P/E) بازار الان ۵.۸؛ یعنی با فرض ثبات سودآوری، حدود ۶ سال طول می‌کشه تا اصل سرمایه از محل سود عملیاتی برگرده. این نسبت رو با دو مرز مقایسه می‌کنیم؛ کف تاریخی حدود ۵.۲ و سقف دو سال اخیر حدود ۹. فاصله کم ما تا کف، در نگاه اول سیگنال ارزندگیه. اما اینجا باید مکث کنیم. صرف نزدیکی عدد امروز به عدد تاریخی، به معنای تکرار همون فرصت گذشته نیست، مگر شرایط پشت اون عدد هم قابل مقایسه باشه. دو سوال کلیدی: ◈ اول، آیا رژیم تورمی و ریسک ارزی زمانی که کف ۵.۲ تجربه شد، مشابه امروزه؟ چون P/E پایین در دوره‌ای با تورم بسیار بالا و ریسک کاهش ارزش پول ملی، الزاماً ارزون نیست؛ بخشی از این عدد می‌تونه بازتاب همون ریسک باشه، نه فرصت. ◈ دوم، ریسک سیستماتیک غیرقابل‌حذف (تحریم، تنش‌های ژئوپلیتیک، سیاست‌های ارزی) در اون مقطع در مقایسه با امروز چقدر بود؟ بدون پاسخ به این دو سوال، مقایسه با کف تاریخی صرفاً یک شباهت عددیه، نه یک استدلال اقتصادی کامل. تعداد شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس، عامل مستقیمی در این مقایسه نیست؛ P/E به‌طور طبیعی این تفاوت رو در خودش داره چون هم صورت (قیمت کل بازار) و هم مخرج (سود کل بازار) با ورود شرکت‌های جدید تغییر می‌کنه. بحث اصلی، جایگاه نسبی بازار سرمایه در برابر دارایی‌های جایگزینه. برای مثال، نسبت ارزش کل طلای دست مردم به ارزش کل بازار سرمایه، در یک مقطع در سال ۹۹؛ حدود ۱ به ۱۰ به نفع بورس بوده؛ امروز این نسبت به نفع طلاست، یعنی مقدار طلای دست مردم از ارزش کل بورس بیشتر. اما این تغییر رو نباید فقط به ضعف نسبی بورس نسبت داد؛ بخش قابل‌توجهی از اون، محصول جهش قیمت جهانی طلا و افت ارزش پول ملی هم هست، نه صرفاً عقب‌موندگی بورس. تفکیک این دو عامل، پیش‌شرط هر نتیجه‌گیری معتبریه. فصل گزارش‌های مالی هم نکته دومیه که باید در نظر گرفت. عملکرد عمومی شرکت‌ها همان‌طور که انتظار می‌رفت مثبت بوده، اما قیمت سهام در همین بازه واکنش نشون داده؛ در برخی صنایع، رشد قیمتی از رشد سودآوری پیشی گرفته و بازار پیش‌خور کرده، در حالی که در برخی دیگر، هنوز فاصله‌ای بین رشد سود و رشد قیمت باقی مونده. اما تصمیم سرمایه‌گذاری نباید صرفاً بر مبنای این تفاوت‌های خرد شرکتی گرفته بشه. متغیر غالب امروز، ریسک سیستماتیکه؛ ریسکی که با تنوع‌بخشی پرتفوی هم حذف نمی‌شه. طبق اصول پایه مالی، افزایش ریسک سیستماتیک باید با افزایش بازده مورد انتظار جبران بشه؛ در غیر این صورت، حتی قیمتی که از منظر نسبت سودآوری ارزون به نظر می‌رسه، بازده کافی برای پوشش ریسک متحمل‌شده رو نداره. جمع‌بندی نهایی این نوشتار رو می‌شه این‌طور تقدیم کرد؛ نزدیکی نسبت P/E بازار به کف تاریخی، شرط لازم برای جذابیت بازاره، نه شرط کافی. شرط کافی زمانی محقق می‌شه که شرایط حاکم بر ریسک و تورم امروز، با شرایطی که اون کف تاریخی در دلش شکل گرفته بود، قابل مقایسه باشه. در شرایط فعلی، با توجه به بالا بودن ریسک سیستماتیک و جابه‌جایی جایگاه نسبی بورس در برابر دارایی‌های جایگزین مثل طلا، این مقایسه باید با احتیاط قابل‌توجهی صورت بگیره؛ نه با اتکای صرف به یک عدد. ✍🏽 حساب کن... @topoli
2 410
9
❖ حباب طلا و سکه؛ رشد قیمت جهانی طلا و دلار آزاد بازار باعث شده قیمت طلای ۱۸ عیار دچار حباب منفی بشه. اگه این شرایط ادامه پید
❖ حباب طلا و سکه؛ رشد قیمت جهانی طلا و دلار آزاد بازار باعث شده قیمت طلای ۱۸ عیار دچار حباب منفی بشه. اگه این شرایط ادامه پیدا کنه، یعنی حتی بدون هیچ تغییری در قیمت جهانی طلا و دلار، و صرف‌نظر از هیجانات احتمالی بازار، انتظار می‌ره تا زمان بازگشایی، قیمت طلا بین ۲ تا ۳ درصد رشد رو تجربه کنه. ✍🏽 حساب کن... @topoli
2 234
10
❖ مهلت اظهارنامه سال ۱۴۰۴ تمدید شد سازمان امور مالیاتی اعلام کرد مهلت ارسال اظهارنامه مالیاتی سال ۱۴۰۴ برای اشخاص حقیقی و حقو
❖ مهلت اظهارنامه سال ۱۴۰۴ تمدید شد سازمان امور مالیاتی اعلام کرد مهلت ارسال اظهارنامه مالیاتی سال ۱۴۰۴ برای اشخاص حقیقی و حقوقی تمدید شده. بر این اساس، مهلت تسلیم اظهارنامه اشخاص حقوقی، صاحبان مشاغل، و همچنین فرم مالیات مقطوع موضوع تبصره ماده (۱۰۰) قانون مالیات‌های مستقیم، تا پایان شهریور ماه ۱۴۰۵ تمدید شده و پرداخت مالیات متعلقه هم تا همین تاریخ فرصت داره. ✍🏽 حساب کن... @topoli
2 132
11
❖ حباب طلا و سکه؛ روایت امروز بازار ✍🏽 حساب کن... @topoli
❖ حباب طلا و سکه؛ روایت امروز بازار ✍🏽 حساب کن... @topoli
2 404
12
❖ رشد ۲۰۰ درصدی سود پالایشگاه اصفهان؛ عدد بزرگ با دلیل مهم طبق یافته‌های مندرج در صورت‌های مالی شرکت که مدیرعامل پالایشگاه اصفهان هم بر اونها صحه گذاشته، سود خالص این شرکت طی سه سال گذشته از ۳۰ همت به ۸۹ همت رسیده؛ یعنی چیزی نزدیک به ۲۰۰ درصد رشد. طبیعتاً این عدد در نگاه اول خیلی درخشان به نظر می‌رسه. اما وقتی بریم سراغ ریشه‌ش، ماجرا فرق می‌کنه. از این رشد، فقط ۵ درصدش واقعاً از افزایش تولید اومده. ۹۵ درصد باقی‌مونده، ربطی به عملکرد عملیاتی شرکت نداره و کاملاً از دو عامل بیرونی میاد: نرخ تسعیر ارز و کرک‌اسپرد. از این ۹۵ درصد هم ۴۰ درصدش سهم ارز و ۶۰ درصدش سهم کرک‌اسپرد؛ یعنی همون فاصله قیمت فرآورده‌های نفتی از نفت خام که بازتر شده. نکته‌ای که واقعاً باید بهش توجه کرد اینکه وقتی بیشتر از ۹۰ درصد سود یه شرکت از متغیرهای بیرونی میاد نه از بهبود واقعی عملیات، پایداری اون سود هم دیگه دست خودِ شرکت نیست. حالا این دو متغیر رو جدا از هم بررسی کنیم؛ سمت نرخ ارز فعلاً جای نگرانی زیادی نیست. در اقتصاد ایران، نوسان ارز تاریخاً به نفع پالایشگاه‌ها بوده و با فاصله‌ای که هنوز بین نرخ رسمی و غیررسمی دلار وجود داره، ریسک محسوسی از این ناحیه متوجه پالایشگاه‌ها نیست. اما سمت کرک‌اسپرد داستان کاملاً فرق می‌کنه و اینجا نقطه پرریسک ماجراست. میانگین کرک‌اسپرد پالایشگاه‌ها در فصل چهارم سال گذشته حدود ۱۶ دلار بوده، در فصل اول امسال به ۳۹ دلار رسیده و در فصل دوم امسال، تا همین یک ماه اول، حدود ۳۲ دلار بوده. حالا این اعداد رو با میانگین چند ساله کرک‌اسپرد که در محدوده ۱۰ دلار بوده مقایسه کنید؛ فاصله‌ای که می‌بینید، دقیقاً همون نقطه‌ایه که باید مراقبش بود. هر جا این فاصله شروع به بسته‌شدن کنه، سود پالایشگاه‌ها هم به همون سرعتی که بالا رفته، می‌تونه پایین بیاد. پس عدد ۲۰۰ درصد قشنگه، ولی دلیلش از خودِ عدد مهم‌تره؛ این سود بیشتر محصول شرایط بازار بوده تا جهش واقعی در توان شرکت، و همین باید مبنای هر تحلیلی برای آینده باشه ✍🏽 حساب کن... @topoli
2 710
13
سازنده، خریدار، مالک زمین؛ آخرش کدومشون بازنده‌ست؟ یه اتفاق ساده اما تعیین‌کننده این روزها تو بازار املاک کلنگی تهران در حال شکل‌گیریه؛ فرمول قدیمی ۴۰-۶۰ و حتی ۳۰-۷۰ که سال‌ها به نفع مالک بود، دیگه جواب نمی‌ده. دلیلش هم چندان پیچیده نیست؛ هزینه ساخت در بسیاری از مناطق نزدیک به ۱۰۰ درصد، و در پروژه‌های با متریال بهتر و کیفیت بالاتر حتی بیشتر از این، گرون شده، در حالی‌که قیمت زمین فقط نیمی از این مسیر رو طی کرده. نتیجه‌ش چیه؟ سهم سازنده تو زمین‌های بزرگ‌متراژ به سمت ۵۰-۵۰ میل می‌کنه، و تو مناطق بالاشهر، وضعیت حتی از این هم نابرابرتره. سال‌ها نسبت قیمت زمین به مسکن بین ۰.۶ تا ۱ نوسان داشت، اما در سالهای اخیر خصوصا ۱۴۰۳-۱۴۰۴ یهو رفت بالای ۲ واحد و الان هم حوالی ۱.۷ ایستاده. پشت این عدد، یه واقعیت تلخ‌تر پنهونه؛ سازنده‌های حرفه‌ای دارن از بازار فرار می‌کنن، مالک‌ها دیگه دل خوشی به مشارکت ندارن و ترجیح می‌دن ملکشون رو یکجا بفروشن، و کسایی که پارسال با قیمتهای پایین فروختن، امروز دارن حسرت تورم امسال رو می‌خورن. از این به بعد چی میشه؟ دو تا مسیر پیش‌روئه. اگه رکود ادامه‌دار باشه که خب هیچ، بازار همینجا می‌مونه؛ اما اگه قیمت‌ها رشد کنن، سازنده فعلاً نفس راحتی می‌کشه چون حاشیه سودش یه‌جوری جبران میشه، غافل از اینکه فردا با خریدارهایی روبه‌رو میشه که دیگه توانی براشون نمونده. خریدار هم هر روز از رویای خونه‌دار شدن یه قدم دورتر میشه و بیشتر به سمت اجاره یا متراژهای کوچیک یا مناطق پایین تر هل داده میشه. تنها کسی که تو این بازی واقعاً برنده‌ست، مالک زمینه؛ چون هم دارایی‌ش گرون‌تر میشه هم قدرت چونه‌زنیش بالاتر می‌ره. (البته ساخت‌وساز اون سودی که خیلی‌ها فکر می‌کنن رو هم نداره، که بحثش مفصله و جای باز کردن بحث اینجا نیست.) اما یه بازیگر دیگه هم تو این ماجرا هست که کمتر بهش فکر می‌کنیم: شهرداری. نزدیک ۲۴ درصد از بودجه ۲۳۲ همتی سال ۱۴۰۴ تهران، یعنی چیزی حدود ۵۶ همت، مستقیم از دل عوارض ساخت‌وساز میاد. یعنی اگه ساخت‌وساز کمتر بشه، شهرداری هم زمین می‌خوره؛ و برای جبرانش یا عوارض رو بالاتر می‌بره یا بیشتر به فروش تراکم وابسته میشه، که هر دو دوباره هزینه ساخت رو گرون‌تر می‌کنن. اینجاست که چرخه بسته میشه؛ زمین گرون‌تر، ساخت گرون‌تر، عوارض گرون‌تر، دوباره ساخت گرون‌تر. پس اگه قصد ساخت دارید چه سازنده باشید چه مالک قبل از هر قرارداد مشارکتی، فرمول رو با قیمت واقعی امروز حساب کنید، نه با خاطره چند سال پیش ✍🏽 حساب کن... @topoli
3 148
14
#توپومتر ✍🏽 حساب کن... @topoli
#توپومتر ✍🏽 حساب کن... @topoli
2 552
15
ببینید دوستان، اگر بخوایم این اتفاق رو از عینک رفتارشناسی نگاه کنیم، قضیه خیلی عمیق‌تر از یک اطلاع‌رسانی ساده است. به زمان‌بن
ببینید دوستان، اگر بخوایم این اتفاق رو از عینک رفتارشناسی نگاه کنیم، قضیه خیلی عمیق‌تر از یک اطلاع‌رسانی ساده است. به زمان‌بندی این پست دقت کنید؛ آمار و داده‌ها کاملاً واقعیه و مربوط به اواخر ژوئنه، سوال اینه: چرا دقیقاً الان؟ چرا درست زمانی که توافق جلوی چشم همه فرو ریخته و خبر تلفاتِ سنگین مخابره میشه، این داده قدیمی از بایگانی بیرون میاد؟ جوابش تو یک اصلِ کلاسیکِ مدیریت بحران نهفته ست. وقتی واقعیتِ امروز بیش از حد تلخ، گزنده و غیرقابل دفاع میشه، شخص برای اینکه زیر بار این فشار خرد نشه، یک گذشته مطلوب رو مثل یک مُسکن به ذهن مخاطب تزریق می‌کنه. من اینجا اصلاً دنبال نیت‌خوانیِ شخصی یا مچ‌گیری نیستم؛ بلکه دارم یک الگوی رفتاریِ تکرارشونده رو کالبدشکافی می‌کنیم. به این تکنیک میگن مهندسی ادراک در شرایط اضطرار. در واقع، طرف مقابل با احضارِ روحِ اون موفقیتِ قدیمی، داره برای خودش تو دلِ این طوفان یک سنگر روانی می‌سازه تا افکار عمومی رو از فاجعه میدانیِ فعلی منحرف کنه. پس حواستون باشه؛ خیلی وقت‌ها بازنشرِ یک حقیقتِ مربوط به گذشته، خودش هوشمندانه‌ترین ابزار برای فرار از حقیقتِ امروزه. ✍🏽 حساب کن... @topoli
3 242
16
❖ درآمد سرانه واقعی کشور، بر اساس قیمت‌های ثابت سال ۱۴۰۰، از ۱۴۱ میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به ۷۵ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ رسیده، یعنی طی ۱۳ سال، تقریباً نصف شده و به سطح دهه‌ی ۱۳۷۰ برگشته. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ◈ این آماری که رئیس بانک مرکزی اعلام کرده، بیش از هر چیز نشونه یک واقعیت ساده است: وقتی حجم پول در اقتصاد بسیار سریع‌تر از تولید واقعی رشد می‌کنه، نتیجه‌اش تورمیه که قدرت خرید مردم رو ذوب می‌کنه، و همین چیزیه که امروز به‌وضوح می‌بینیم. ◈ نصف‌شدن درآمد سرانه‌ی واقعی در ۱۳ سال، یعنی دولت و بانک مرکزی در این مدت به‌جای کنترل رشد نقدینگی، اجازه دادن این رشد بی‌رویه ادامه پیدا کنه. این افت، در واقع یک نوع مالیات پنهانه. همین تورم و بی‌اعتمادیه که سرمایه رو می‌کشونه سمت دلار و طلا، چون این‌ها زودتر از تورم محافظت می‌کنن؛ بورس هم باید در تئوری از تورم سود ببره، ولی وقتی اعتماد به مسیر اقتصاد کم باشه، پول به‌جاش میره سراغ همون دلار و طلا، نه سهام. تا زمانی که رشد پول منضبط و قابل‌پیش‌بینی نشه، این روند به‌همین شکل ادامه پیدا می‌کنه. ✍🏽 حساب کن... @topoli
2 667
17
ارزش دلاری بورس ایران؛ داستان پانزده ساله وقتی می‌شنوید که میگن شاخص بورس امسال پنجاه درصد رشد کرد، واقعاً خوشحال می‌شید؟ من نمی‌شم. چون اولین چیزی که ذهنم می‌پرسه اینه: خب دلار چقدر رشد کرد؟ اگه دلار شصت درصد بالا رفته باشه، شما همون لحظه که داشتید ذوق می‌کردید، در واقع فقیرتر شده بودید، فقط با بسته‌بندی قشنگ‌تر. عدد ریالی در اقتصاد ما، به‌تنهایی تقریباً هیچی نمی‌گه. تنها ترازویی که دروغ نمی‌گه، اینه که ارزش کل بازار رو همون روز به دلار تبدیل کنید. حالا بیایید با هم این مسیر پانزده‌ساله رو مرور کنیم، چون داستانش واقعاً شنیدنیه. از ۱۳۸۹ شروع می‌کنیم، جایی که کل بورس ما، دلاری، ۱۱۸ میلیارد دلار می‌ارزید. شش سال بعد، تابستون ۱۳۹۷، آمریکا از برجام خارج و دلار یهو جهش کرد. بورس نتونست خودشو به این جهش برسونه و به کف تاریخیش سقوط کرد، یعنی کمتر از ۵۳ میلیارد دلار. اما داستان همینجا تموم نمی‌شه. دو سال بعد، تابستون ۱۳۹۹، کرونا اومد، همه خونه‌نشین شدن، و سیل نقدینگی سرگردون ریخت توی بورس. نتیجه؟ رکورد تاریخی یعنی ۳۹۶ میلیارد دلار! یه حباب واقعی و باشکوه، که مثل هر حباب دیگه‌ای، سرنوشتش از اول معلوم بود. ریزش ادامه داشت، البته با فراز و نشیب‌های میان‌راه، تا اینکه از اواخر ۱۴۰۱ تا پایان ۱۴۰۲ بازار از ۲۳۱ میلیارد به ۱۲۶ میلیارد دلار سقوط کرد. از همون‌جا تا امروز، بازار یه‌جور آرامش نسبی پیدا کرده؛ منظورم ارزش دلاری بازاره، که بین ۸۵ تا ۱۴۵ میلیارد دلار بالا و پایین می‌ره. همین امروز، تیر ۱۴۰۵، عدد رو ۸۵ میلیارد دلار می‌بینیم، درست در محدوده کف همین کریدور اخیر. و اینکه امروز بازار خریدار داشت بی ارتباط با این موضوع نبود. خب حالا بریم سراغ چراییش، که به نظرم قسمت جذاب ماجراست. بورس ما کِی پرواز می‌کنه؟ وقتی رشد ریالی بازار سریع‌تر از رشد دلار حرکت می‌کنه. یعنی نرخ ارز چند ماه آروم می‌گیره، اما پول سرگردون داره وارد بورس می‌شه؛ اینجا دیگه رشد بازار صرفاً جبران تورم نیست، واقعیه، و برای همین ارزش دلاری هم واقعاً بالا می‌ره. این الگو رو هم توی کرونای ۹۹ دیدیم، هم توی جهش‌های کوچیک‌تر ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴. و کِی سقوط می‌کنه؟ دقیقاً برعکس. دلار جفت‌پا می‌پره جلو، و ریالِ بازار نمی‌تونه خودشو بهش برسونه. کف ۱۳۹۷ دقیقاً همین بود. ریزش بزرگ ۱۴۰۲ هم همین الگو رو داشت، به‌علاوه‌ی نرخ سود بین‌بانکی بالا که پول رو سمت صندوق‌های درآمد ثابت برد، و افت قیمت جهانی بعضی کالاهای صادراتی. افت این‌روزها هم میراث جنگ اخیر و تنش‌های تازه‌ی تیرماه؛ دلار شتاب گرفته و سرمایه خرد هم روز از پی روز داره از بازار فرار می‌کنه. اما بذارید صادق باشم، قسمتی که واقعاً برام جالبه، همین کریدور تازه ۸۵ تا ۱۴۵ میلیارد دلاریه. این تنگ‌تر شدن دامنه رو با آرامش اقتصاد اشتباه نگیرید؛ سه نیروی همسو دارن این کریدور رو نگه می‌دارن. ◈ اول، ستون‌های اصلی بازار، یعنی پتروشیمی و فولاد و معدن، درآمدشون اساساً دلاریه. سودشون با نرخ ارز هم‌جهت حرکت می‌کنه، اما هزینه‌هاشون تومانیه و همچنان ارزون مونده. همین ترکیب، خودش به‌طور مکانیکی ارزش دلاری این شرکت‌ها رو نسبتاً ثابت نگه می‌داره. ◈ دوم، حساب سرمایه خارجی عملاً بسته‌ست؛ سرمایه‌گذار خارجی نیست که پول تازه بیاره یا ببره. هر چی هست همون پول داخلیه که بین بورس و طلا و ارز غیررسمی دست‌به‌دست می‌شه، نه اینکه واقعاً رشد کنه. ◈ سوم، نهادهای بزرگ دولتی، مثل صندوق‌های بازنشستگی و صندوق توسعه ملی، به‌طور نانوشته هم جلوی سقوط شدید رو می‌گیرن، چون میلیون‌ها سهامدار خرد پشت این بازارن و هم جلوی داغ‌شدن بیش‌ازحدشو، چون داغ‌شدن زیادی سیگنال بدی به تورمه. یه نکته صادقانه هم اینجا لازمه بگم؛ چون همین نهادها هم روی ارزش ریالی بازار اثرگذارن، هم به‌طور غیرمستقیم روی نرخ دلار بی‌تأثیر نیستن، بخشی از این آرامش شاید بیشتر نتیجه همین همپوشانیِ طبیعی دو بازار به‌هم‌وابسته باشه، تا یه تعادل کاملاً مستقل و خودجوش. جمع‌بندی من اینکه؛ این کریدور اخیر یه قانون طبیعی بورس ایران نیست، یه تعادل موقته، مشروط به همین وضعیت تحریمی و ژئوپلیتیکی که الان توش هستیم. تاریخ همین بازار، هم توی ۹۷ هم توی ۹۹، بهمون نشون داده که هر وقت زمین بازی جدی عوض بشه، این عدد می‌تونه به همون سرعتی که ساخته شده، از هم بپاشه. این یادداشت صرفاً تحلیلیه، نه توصیه سرمایه‌گذاری. ✍🏽 حساب کن... @topoli
2 861
18
یه بار، ۲۷ سال پیش، تو یکی از معاملات کوتاه‌مدتی که اون روزها انجام می‌دادم، رو یه سهم متمرکز بودم که دقیقاً طبق پلنم پیش می‌رفت. به همون عددی رسیدم که از اول برای خودم تعیین کرده بودم؛ ۳۰ درصد سود. اما درست همون‌جایی که طبق پلن باید می‌فروختم، به‌جای فروش، زل زدم به صفحه و زیر لب زمزمه کردم: بذار یکم دیگه بمونم، شاید بازم بره بالا. فردا صف فروش شد. یه هفته بعد، همون معامله‌ای که قرار بود ۳۰ درصد سود بهم بده، با ۷ درصد ضرر بسته شد. این موضوع رو تا قبل از اون هم بارها خونده بودم، شنیده بودم، حتی خودم چند‌باری با شدت کمتر طعمش رو چشیده بودم و همیشه گوشه‌ای از ذهنم آویزون بود، ولی اون روز واقعاً برام جا افتاد که دشمن اصلی هر معامله‌گر، نه بازاره نه اون سهم؛ خودشه. دقیق‌تر بگم، طمعیه که تو ذهنش لونه کرده و به‌جاش تصمیم می‌گیره. طمع یه صفت بد نیست؛ یه واکنش کاملاً طبیعیه که ریشه‌اش تو مغزمونه. هر بار سود می‌کنید، دوپامین ترشح می‌شه، همون هورمون لذت. نکته جالب اینجاست که مغز فرقی بین سود واقعی و تصور سود قائل نمی‌شه. همین که چشمتون به یه نماد صف‌خریده بیفته و ذهنتون شروع کنه به محاسبه سودی که اگه بخرید نصیبتون می‌شه، همون لحظه پاداشتون رو گرفتید، حتی قبل از اینکه یه تحلیل درست‌وحسابی انجام بدید. یه عامل دیگه هم هست؛ مقایسه اجتماعی. تو گروه تلگرامی یکی می‌گه من امروز رو خودرو ۳۰ درصد گرفتم. نه تحلیلی رو اون سهم دارید، نه از بنیادش خبر دارید، ولی یه حس بهتون می‌گه اگه نخرید جا می‌مونید. این همون فومو هست؛ خطرناک‌ترین شکل طمع، چون به‌جای حرص، خودش رو در قالب ترس نشون می‌ده. نتیجه‌اش هم همیشه یه الگوی مشخصه؛ دقیقاً همون‌جایی وارد می‌شید که باید خارج می‌شدید. از همین‌جا طمع شروع می‌کنه به دستکاری تصمیم‌ها، آروم و بی‌سروصدا. حد سودی که برای خودتون نوشته بودید زیر سؤال می‌ره: بذار بیشتر بمونم. حجمی که همیشه با محاسبه می‌بستید بزرگ‌تر می‌شه: این یکی حتماً می‌ترکونه و یه سود توپول می‌ذاره کف دستم. حد ضرری که باید بهش پایبند می‌موندید جابه‌جا می‌شه: یه فرصت دیگه بهش بدم. نکته اینه که همه این جمله‌ها با لحنی کاملاً منطقی وارد ذهن می‌شن، نه هیجانی؛ برای همینه که شناساییشون این‌قدر سخته. طمع فقط تو مسیر صعودی فعال نمی‌شه. وقتی بازار برمی‌گرده، لباس عوض می‌کنه و به شکل امید ظاهر می‌شه؛ همون امیدی که می‌گه صبر کن برگرده، درست همون لحظه‌ای که باید با یه ضرر کوچیک خارج می‌شدید. بعد از سال‌ها معامله و کلی تجربه از همین جنس، به یه نتیجه ساده رسیدم: راه مبارزه با طمع، اراده لحظه‌ای نیست؛ پلن‌نویسیه. حد سود و ضرر رو قبل از ورود، رو کاغذ بیارید، پیش از اینکه هیجان وارد بازی بشه. معامله‌گرهای موفق، هیچ‌کدوم بدون طمع نبودن. طمع بخشی از زیست‌شناسی مغزمونه، قرار نیست از بین بره. تفاوتشون فقط تو یه چیزه: بلدن لحظه‌ای که طمع صداش رو بلند می‌کنه بشناسن، و درست همون‌جا پا پس بکشن. این یه مهارته، نه استعداد ذاتی؛ و مثل هر مهارت دیگه‌ای، با تمرین قابل یادگیریه. ✍🏽 حساب کن... @topoli
3 297
19
. . این هفته برنامه شخصی‌م اینه که سمت هیچ سهمی نرم و سبد فعلی رو بدون تغییر نگه دارم؛ با توجه به برداشت خودم، فعلاً شرایط بازار برای ورود مناسب به نظر نمی‌رسه. ✍🏽 حساب کن... @topoli
3 019
20
✍🏽 حساب کن... @topoli
✍🏽 حساب کن... @topoli
3 847