ch
Feedback
Gooshe

Gooshe

前往频道在 Telegram

گوشه وب‌سایتی‌ست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم می‌نویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) می‌سازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]com

显示更多

📈 Telegram 频道 Gooshe 的分析概览

频道 Gooshe (@gooshe) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 16 026 名订阅者,在 电影 类别中位列第 18 083,并在 伊朗 地区排名第 20 395

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 16 026 名订阅者。

根据 06 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 158,过去 24 小时变化为 2,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 24.43%。内容发布后 24 小时内通常能获得 8.86% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 915 次浏览,首日通常累积 1 420 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 57
  • 主题关注点: 内容集中在 سینما, کاساوتیس, ژاپن, فیلم, گوشه 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
گوشه وب‌سایتی‌ست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم می‌نویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) می‌سازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]...

凭借高频更新(最新数据采集于 07 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 电影 类别中的关键影响点。

16 026
订阅者
+224 小时
+217
+15830

数据加载中...

吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+28
在1个频道中
六月 '26
+228
在3个频道中
Get PRO
五月 '26
+16
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+17
在2个频道中
Get PRO
三月 '26
+10
在3个频道中
Get PRO
二月 '26
+90
在7个频道中
Get PRO
一月 '26
+23
在5个频道中
Get PRO
十二月 '25
+75
在10个频道中
Get PRO
十一月 '25
+31
在6个频道中
Get PRO
十月 '25
+71
在9个频道中
Get PRO
九月 '25
+78
在16个频道中
Get PRO
八月 '25
+138
在11个频道中
Get PRO
七月 '25
+60
在8个频道中
Get PRO
六月 '25
+107
在11个频道中
Get PRO
五月 '25
+137
在17个频道中
Get PRO
四月 '25
+154
在9个频道中
Get PRO
三月 '25
+358
在39个频道中
Get PRO
二月 '25
+152
在9个频道中
Get PRO
一月 '25
+286
在7个频道中
Get PRO
十二月 '24
+492
在14个频道中
Get PRO
十一月 '24
+107
在6个频道中
Get PRO
十月 '24
+23
在10个频道中
Get PRO
九月 '24
+52
在9个频道中
Get PRO
八月 '24
+54
在10个频道中
Get PRO
七月 '24
+120
在31个频道中
Get PRO
六月 '24
+108
在17个频道中
Get PRO
五月 '24
+134
在13个频道中
Get PRO
四月 '24
+199
在24个频道中
Get PRO
三月 '24
+199
在25个频道中
Get PRO
二月 '24
+16 069
在21个频道中
Get PRO
一月 '240
在24个频道中
Get PRO
十二月 '230
在21个频道中
Get PRO
十一月 '230
在17个频道中
Get PRO
十月 '230
在18个频道中
Get PRO
九月 '230
在0个频道中
Get PRO
八月 '230
在0个频道中
Get PRO
七月 '230
在0个频道中
Get PRO
六月 '230
在0个频道中
Get PRO
五月 '230
在0个频道中
Get PRO
四月 '230
在0个频道中
Get PRO
三月 '230
在0个频道中
Get PRO
二月 '230
在0个频道中
Get PRO
一月 '230
在0个频道中
Get PRO
十二月 '220
在0个频道中
Get PRO
十一月 '220
在0个频道中
Get PRO
十月 '220
在0个频道中
Get PRO
九月 '220
在0个频道中
Get PRO
八月 '220
在0个频道中
Get PRO
七月 '220
在0个频道中
Get PRO
六月 '220
在0个频道中
Get PRO
五月 '220
在0个频道中
Get PRO
四月 '220
在0个频道中
Get PRO
三月 '220
在0个频道中
Get PRO
二月 '220
在0个频道中
Get PRO
一月 '220
在0个频道中
Get PRO
十二月 '210
在0个频道中
Get PRO
十一月 '210
在0个频道中
Get PRO
十月 '210
在0个频道中
Get PRO
九月 '210
在0个频道中
Get PRO
八月 '210
在0个频道中
Get PRO
七月 '210
在0个频道中
Get PRO
六月 '210
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+188
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
06 七月+5
05 七月+7
04 七月+6
03 七月+3
02 七月+3
01 七月+4
频道帖子
Repost from Gooshe
+1
نسخه کامل نمایش (تله‌تئاتر) عروسک‌ها، نویسنده و کارگردان: بهرام بیضایی، نوشته در سال ۱۳۴۱ و پخش‌شده از تلویزیون در سال ۱۳۴۶؛ بخش‌هایی از آن در اینجا آمده آمده. نمایشعروسک‌ها نویسنده و کارگردان: #بهرام_بیضایی، ۱۳۴۶ بازیگران: #حسین_کسبیان، #بهمن_مفید، عنایت‌ بخشی، #منوچهر_فرید، جمشید لایق، محمود دولت‌آبادی، سعید اویسی و #نصرت_پرتوی (در نقش مروارید) @gooshe 📍نمایش در دو حجم، دو کیفیت و دو اندازه با شرایط اینترنت...

2
این درد آخرم بود که فریاد زدم «شما خیال می‌کنید من غمگینم که ایران رو ترک کردم؟ نمیدونین چه بلایی سر من آوردند. نمی‌دونین چه خاکی به سر من کردند. چه دلی از من شکستند.» #منوچهر_فرید (۱۳۱۶-۱۴۰۵) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون که به دلیل اعتقادش به باور و دین و‌ آیینی دیگر از ایران رانده شد. هنرمندی گزیده‌کار، توانا، با ایمان به آنچه روی صحنه و جلوی دوربین می‌برد. در سرزمینی که از ۴۸سال پیش انگار هیچ‌کدام اینها در آن ارزشمند نیست. سرزمین رفتگان بی‌بازگشت، سرزمین دلشکستگان تبعیدشده و بلادیدگانی که مجبور به ترک خاکش شدند و در فرودگاهش گفته‌اند: خدایا نجاتم دادی. @gooshe ویدیوها: برش‌هایی ازگفت‌وگوی منوچهر فرید با رادیو نشاط، مژگان پازوکی، ۲۰۱۹ و ماندن با نماندن، رسانه پارسی، ۱۴۰۲ @gooshe
1 726
3
فقر فکاهی نیست که به آن بخندم سهراب شهیدثالث: می‌‌خواستیم صحنه‌ای را در «طبیعت بی‌جان» فیلمبرداری کنیم و گفته بودم برای این سه‌نفر تاس‌کبابی درست کنند. زهراخانم که نقش پیرزن و همسر سوزن‌بان در منطقه‌ای دورافتاده را بازی می‌کرد، پرسید حالا باید چی کار کنیم؟ گفتم: هیچی. روزی زمین غذا می‌خورین. گفت: ای خدا! ما که همیشه گدا بودیم، حالا توی فیلم هم باید نقش گدا رو بازی کنیم. - مصاحبه‌کننده پشت دوربین، می‌خندد...  - سهراب شهید‌ثالث: من هیچ‌وقت به این‌چیزها نخندیدم. این چیزها فُکاهی نیست. وقتی زهراخانم این‌قدر بزرگوارانه این حرف را زد انگار سیخ داغی را بچسبانند روی قلب من. ✍️#گوشه @gooshe از مستند «سفر سهراب»، ساخته امید عبدالهی، سال ۱۳۹۵، درباره #سهراب_شهیدثالث (۱۳۷۷-۱۳۲۳)، فیلمساز، فیلمنامه‌نویس و تدوینگر، از پیشگامان موج نوی سینمای ایران که سبک سینمای نوآورانه و خلاق او در دنیا طرفداران زیادی پیدا کزد، ولی فیلم‌هایش در ایران در زمان خودش و حتی بعدها چندان مورد پسند نبود. او که بعد از مهاجرت و تبعید، مدت‌‌ها در پاریس و وین پله‌‌ها و پنجره تمیز کرده، در نامه‌ای نوشته، در سرزمین مادری اجازه پیدا کرده دو فیلم سینمایی بسازد و یازده فیلم بعدی‌اش را در آلمان ساخته. #سهراب_سهید_ثالث یکی از مهم‌ترین فیلمسازان عصر ما بود که ۲۸ سال پیش، در غربت، دل در وطنی که می‌گفت، جوابش کرده، در چنین روزی در تبعید از دنیا رفت. @gooshe
3 285
4
«ناامید نیستم ولی امید بی‌خودی هم ندارم. کلا آینده جهان رو بد می‌بینم.» لیلیت تریان (طریان) (۱۳۹۷-۱۳۰۹) مجسمه‌سازی که مفهوم م+9
«ناامید نیستم ولی امید بی‌خودی هم ندارم. کلا آینده جهان رو بد می‌بینم.» لیلیت تریان (طریان) (۱۳۹۷-۱۳۰۹) مجسمه‌سازی که مفهوم مجسمه‌سازی مدرن را در ایرانِ دهه ۱۳۴۰ جا انداخت و بعد از انقلاب به اجبار خانه‌نشین شد و تدریس و آموزش مجسمه‌سازی او مثل بقیه همکارانش در دانشگاه تا سال‌ها ممنوع شد. @gooshe
4 190
5
‌لیلیت تریان: امید؟ الان؟ به چی؟ خاک این سرزمین را از جمله کسانی پاس داشته‌اند که در ظلمت و سیاهی دهه شصت، بین رفتن و ماندن، شهادت و زندگی، پناهندگی و درماندگی و‌ سوختن و ساختن، انتخاب کر‌دند. سال‌هایی که خاک مرگ پاشیده بودند بر این سرزمین و راهی نبود جز انتخاب بین سازش با حکومت یا ایستادن در برابرش با ابزار هنر، بین حل‌شدن در زشتی و نازیبایی، پذیرفتن ناپاکی، هم‌دست شدن با شر یا انزوا و خانه‌نشینی، زندان، شلاق، ممنوعیت قلم و شکستن ساز و بوم و تخته و تباهی رنگ و سنگ و گِل. کسانی بوده‌اند که از همان سال‌‌ها با خود عهد بستند که برای ساختن میهن و رساندن مشعل روشن هنر به دست د‌ونده بعدی باید از وطن تعریف تازه‌ای بسازند. #لیلیت_تریان (طریان)، هنرمند ارمنی‌تبار ایرانی که در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، مفهوم مجسمه‌سازی را در ایران تغییر داد با همان نگاه مدرن، نشان داد حفظ یک سرزمین تنها با دفاع نظامی و کشته‌دادن در جنگ یا دعوا بر سر پرچم نیست. مجسمه‌های مدرن او و تلاشش برای جاانداختن مفهوم تازه‌‌ای از مجسمه‌سازی در ایران، از او سرباز دقیق و منظمی ساخت که برای هنر آن هم در اوج ممنوعیت هنر با تمام جریمه‌ها و تنبیه‌ها می‌جنگد. آشنایی‌اش با جریان‌های مجسمه‌سازی قرن بیستم، تحصیلاتش در رشته مجسمه‌سازی در فرانسه و تلاشش برای آموزش نسل‌های تازه‌نفس از او هنرمندی ساخت که برای حفظ مرزهای هنر در ایران می‌جنگد، کم نمی‌آورد و خانه‌نشینی اجباری، تحقیرشدن، نابودی مفهوم مجسمه و طرد شدنش از دانشگاه هنرهای تزئینی تهران همراه با ممنوعیت آموزش مجسمه‌سازی و خط قرمزهای ساخت مجسمه، او را قوی‌تر کرد. نومید شد ولی امیدش را در شور جوانانی پیدا کرد که سال‌ها بعد به مجسمه‌سازان برجسته این سرزمین تبدیل شدند. برای همین بود که در سال‌های آخر زندگی‌اش با اینکه امیدی به چیزی جز طبیعت و گل‌هایش نداشت، می‌گفت: «من مهاجرت نکردم چون می‌خواستم اینجا چیزی بسازم. می‌توانستم در فرانسه، مجسمه‌سازی را آزاد و بی‌مانع آموزش دهم ولی ایران را انتخاب کردم با تمام ممنوعیت‌‌ها، سانسورها و ناامیدی‌ها، چون جوان هنرجو در ایران، بیشتر به من احتیاج دارد.» خاک این سرزمین را همین‌ بزرگان بی‌ادعای خاموش حفظ کرده‌اند؛ هنرمندانی که با قلم و ساز و کاردک شکسته با صدای خفه‌شده در گلو، از هویت تاریخی و ملی این سرزمین دفاع کرده‌اند؛ بی‌داد، بی‌ادعا، بی‌صدا اما گویا و روشن و دلیر و عهدبسته. ✍ گوشه @gooshe @artebox ویدیو: بخشی از مصاحبه آرته‌باکس با لیلیت تریان (۱۳۹۷-۱۳۰۹)، مجسمه‌ساز و استاد دانشگاه که بعد از انقلاب به زور خانه‌نشین شد و اجازه تدریس نداشت. @gooshe
4 712
6
یکم تیرماه، آخرین تولد #عباس_کیارستمی (۱۳۹۵_۱۳۱۹)، در بستر بیماری، در تاریکی، اضطراب، در میان دوستان و خانواده نگران... ناتوا
یکم تیرماه، آخرین تولد #عباس_کیارستمی (۱۳۹۵_۱۳۱۹)، در بستر بیماری، در تاریکی، اضطراب، در میان دوستان و خانواده نگران... ناتوان و رنج‌دیده و دردکشیده. شبیه آنچه در هایکوی خودش سروده: روز باشکوه تولد روز تلخ مرگ چند روزی در میان یکم تیرماه، تولد عباس کیارستمی و ۱۴ تیرماه سالروز مرگ او و چند روزی هم در میان... @gooshe
3 690
7
#آنا_مانیانی (۱۹۷۳_۱۹۰۸)، از مهم‌ترین و توانمندترین بازیگران زن سینمای ایتالیا بود که کارگردان‌هایی مثل #روسلینی، #ویسکونتی،
#آنا_مانیانی (۱۹۷۳_۱۹۰۸)، از مهم‌ترین و توانمندترین بازیگران زن سینمای ایتالیا بود که کارگردان‌هایی مثل #روسلینی، #ویسکونتی، #پازولینی و فلینی بارها در فیلم‌هایشان از او بهترین بازی‌های سینما را گرفتند. اما ا‌و خواننده نامداری هم بود که البته هر آوازی نمی‌خواند و تن به هر نوع موسیفی نمی‌داد. آنا مانیانی با چهره غمگین معروف و آن چشم‌های رنج‌دیده در صحنه‌ای از فیلم La Sciantosa (آلفردو‌ جانتی)، در نقش خواننده‌ای که اجازه ندارد آواز بخواند ولی مجبورش کرده‌اند در جبهه جنگ فقط برای سربازان بخواند، ترانه‌ای را می‌خواند درباره جنگ بی‌ثمر که هیچ ندارد جز نابودی دو طرف و هیچ نمی‌کند جز نابودی آرزوهای جوانی. جنگی که سربازانش با فکر به عشق‌های زندگی‌شان و آینده نامعلوم‌شان، روزهایش را می‌گذرانند. @gooshe * Anna Magnani Movie: La Sciantosa, Alfredo Giannetti, 1970 @gooshe
3 702
8
فیلم کامل «خاک سر به مُهر»، به کارگردانی #مروا_نبیلی، سال ۱۳۵۶، نسخه مرمت شده، کیفیت 720 @gooshe
فیلم کامل «خاک سر به مُهر»، به کارگردانی #مروا_نبیلی، سال ۱۳۵۶، نسخه مرمت شده، کیفیت 720 @gooshe
4 617
9
‌ داستان شورش دختری روستایی یک‌سال پیش از انقلاب ایران، زن جوانی، تحصیل‌کرده در رشته سینما از نیویورک به ایران آمد تا خواهرش را در جنوب ببیند، اما تصادفی با روستایی در خوزستان آشنا شد که با سنت، خرافات، تعصب و زن‌ستیزی محاصره شده بود. کمی آن‌طرف‌تر از روستا، شاه پروژه شهرسازی را شروع کرده بود و قصد داشت با امکانات، رفاه، بهداشت، مدرسه، سپاه دانش و زندگی مدرن از دشواری زندگی روستاییان بکاهد، ولی اهالی روستا از رفتن به آن و گذشتن از این دنیای کوچک پر از جهل خودداری می‌کردند. مروا نبیلی، در دانشگاه تهران، رشته نقاشی خوانده بود و استادش #فریدون_رهنما تشویقش کرده بود، برای ادامه تحصیل، فیلمسازی را خارج از ایران دنبال کند. و حالا مروا، فیلمساز جوان از نیویورک برگشته، از دیدن زندگی دخترک نوجوان روستایی که زیر فشار اهالی و خانواده باید حتما ازدواج می‌کرد، به شدت تکان خورد. نوجوان بدون داشتن سواد یا تجربه‌ای خارج از روستا، با سرسختی راه خودش را انتخاب کرده بود. راهی برای مبارزه با خرافات و عُرف و طریقه کهنه و زمین‌گیرکننده. مقاومت او نه گفتن بود، نپذیرفتن و مشارکت نکردن در آنچه برای او زندانی تنگ‌تر از امروزش می‌ساخت. مقاومت او زیربارنرفتن خواسته نظام بود، آن هم در فضای بسته، محاصره شده مردانه که نه گفتن زنان در آن معنایی نداشت جُز دیوانگی. #مروا_نبیلی با الهام از این دختر نوجوان، با اهالی همان روستا و فقط با یک بازیگر حرفه‌ای (فلورا شباویز) در شش روز فیلم «خاک سر به مهر» را ساخت. نگاتیوها را در اوج شکل‌گیری اعتراض‌های انقلاب ۵۷ به آمریکا برد و از ایرانی‌های نیویورک برای دوبله و صداگذاری فیلم کمک گرفت. او در دوران شکوه رقص و آواز فیلم‌فارسی، در اوج ستاره‌سازی سینمایی مردم‌پسند، از دختر نوجوانی گفت که با سکوت و تنهاگزینی و پناه‌بردن به طبیعت، «نه» می‌گوید؛ دنبال آزادی فردی‌ست و کنش اجتماعی و سیاسی او در میان روستاییان دهه پنجاه خورشیدی، رد کردن همه آن‌چیزی‌ست که نظام تعریف‌شده برای او می‌خواهد. مقاومتی که این نظام سرسخت را می‌لرزاند و به بحران می‌کشاند. روستایی‌ها که خودشان محاصره شده در ناآگاهی و نادانی‌اند، فقط یک تعریف برای زنی دارند که اهل مدارا نیست، اهل پذیرفتن و زیر بار زور رفتن نیست؛ او جن‌‌زده شده، بیمار است و باید درمان شود تا اطاعت کند. فیلم: خاک سر به مهر، #مروا_نبیلی، ۱۳۵۶ @gooshe *این فیلم مروا نبیلی که اولین ساخته سینمایی‌اش است، هیچ‌وقت در ایران نمایش داده نشد، اما در جشنواره‌‌های خارجی از آن استقبال شد و قدر دید تا چندسال پیش که نسخه مرمت‌شده‌ آن اکران شد. فیلمی که از آن در دنیا به عنوان یکی از اولین و مهم‌ترین آثار فمینیستی #سینمای_ایران یاد می‌شود. @gooshe
4 983
10
بخشی از فیلم «مرگ استالین»، ساخته آرماندو یانوچی، ۲۰۱۷، صحنه‌ای که خروشچف، با توطئه و برنامه‌ریزی قبلی، لاورنتی بریا، یکی از+1
بخشی از فیلم «مرگ استالین»، ساخته آرماندو یانوچی، ۲۰۱۷، صحنه‌ای که خروشچف، با توطئه و برنامه‌ریزی قبلی، لاورنتی بریا، یکی از قدرتمندترین مردان اطلاعاتی و امنیتی دوران #استالین را به دلیل جنایت‌ها و همدستی‌اش با استالین و جاسوسی برای کشورهای خارجی متهم می‌کند و نقشه محاکمه و اعدام او را عملی می‌کند. (در دو‌نسخه دوبله‌شده و زبان انگلیسی) فیلم مرگ استالین کمدی سیاه است و گرچه براساس رویدادهای تاریخی ساخته شده ولی کارگردانش گفته، نباید از آن انتظار فیلم مستند داشت. نسخه دوبله‌شده فیلم، صحنه‌های حذف‌شده و دستکاری و سانسور دارد. Movie: The Death of Stalin, Armando Iannucci, 2017 @gooshe متن مرتبط با ویدیو...
3 163
11
گزارشی از میل‌بروک #تیموتی_لیری Timothy Leary روان‌شناس آمریکایی، نویسنده و یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های ضدفرهنگ دهه ۱۹۶۰ آمریکا بود. استاد رشته روان‌شناسی در هاروارد که روی آگاهی، شخصیت و تجربه‌های روانی پژوهش می‌کرد. او در دهه ۱۹۶۰ آزمایش‌هایی درباره مواد روان‌گردان انجام داد که باعث اخراجش از هاروارد شد. او معتقد بود انسان‌ها باید از ساختارهای اجتماعی تعیین‌شده و ارزش‌های تحمیل‌شده فاصله بگیرند و راه شخصی خود را برگزینند؛ برای همین به نماد تهدید نظم اجتماعی در آمریکا تبدیل شده بود.  در میانه دهه ۱۹۶۰، لیری و گروهی از هنرمندان، نویسندگان و پژوهشگران در عمارتی بزرگ در شهر میلبروک در نیویورک زندگی می‌کردند؛ عمارتی که نوعی آزمایشگاه اجتماعی بود و افراد درباره آگاهی، معنویت، هنر و تجربه‌های شخصی بحث و آزمایش می‌کردند. #یوناس_مکاس، فیلمساز نوگرا و پیشرو لیتوانیایی_آمریکایی، حدود ۱۲ دقیقه از زندگی آرام و شاعرانه هنرمندان و تموتی لیری در این عمارت فیلم ساخته، اما روی این تصاویر، صدای مصاحبه‌ای با کلانتر محلی را گذاشته که از یورش پلیس به این عمارت دفاع می‌کند. مکاس در ابن فیلم کوتاه نمی‌گوید پلیس دروغ می‌گوید یا اشتباه می‌کند، بلکه فقط دو چیز را کنار هم می‌گذارد: تصاویر تابستانی، آرام، انسانی و گیرای زندگی و صدای خشک مقام رسمی که با زبان ترس، تهدید و کنترل حرف می‌زند.  فیلم گزاشی از میل‌بروک، یکی از مهم‌ترین فیلم‌های کوتاه یوناس مکاس است؛ نه به این دلیل که درباره تیموتی لیری است، بلکه به این دلیل که او از خاطره‌ای شخصی برای نقد سیاسی تند و تیزی استفاده می‌کند تا نشان دهد نهادهای مسئول تا چه اندازه می‌توانند با دروغ و پروپاگاندا کار خود را توجیه کنند.  این فیلم مکاس را یکی از سیاسی‌ترین و مهم‌ترین آثار او می‌دانند بد‌ون اینکه اعتراضی سیاسی یا خشونت یا کنش سیاسی را نشان دهد.  * Report from Millbrook, Jonas Mekas, 1966 @gooshe
3 640
12
«جهان بسیار زیباست اگر به آن نگاه کنی، اما بیشتر مردم چندان نگاه نمی‌کنند و‌ نمی‌بینند.» پنج اثر مهم از #دیوید_هاکنی (۲۰۲۶_۱۹+5
«جهان بسیار زیباست اگر به آن نگاه کنی، اما بیشتر مردم چندان نگاه نمی‌کنند و‌ نمی‌بینند.» پنج اثر مهم از #دیوید_هاکنی (۲۰۲۶_۱۹۳۷)، نقاش، طراح، عکاس و هنرمند نوگرا و پیشرو که از دنیا رفت. 1- Portrait of an Artist (Pool with Two Figurines), David Hockney, 1972 2- My Parents, David Hockney, 1977 3- Mr and Mrs Clark and Percy, David Hockney, 1971 4- A Closer Grand Canyon, David Hockney (1998) 5- Mulholland Drive: The Road to the Studio, David Hockney, 1980 @gooshe
4 949
13
پرآشوب‌ترین بخش این نقاشی، حاصل صبورانه‌ترین فرایند نقاشی است. هیچ انسانی در این نقاشی نیست، ولی دیوید هاکنی در لحظه‌ای گذرا+2
پرآشوب‌ترین بخش این نقاشی، حاصل صبورانه‌ترین فرایند نقاشی است. هیچ انسانی در این نقاشی نیست، ولی دیوید هاکنی در لحظه‌ای گذرا در محیط وسیعی، تنهایی انسان را نشان می‌دهد: «دوست داشتم لحظه و حالتی را نقاشی کنم که دو ثانیه طول می‌کشد اما دو هفته زمان می‌برد تا کشیده شود.» #نقاش، طراح و‌ عکاسی که شیفته لحظه‌های ساده زندگی بود: من می توانم از تماشای قطره‌های باران روی چاله‌ای آب و دیدن علفی معمولی در دشت، هیجان‌زده شوم.» #دیوید_هاکنی (۲۰۲۶_۱۹۳۷)، نقاش، طراح، عکاس، طراح صحنه و از پیشگامان و بنیانگذاران پاپ آرت در دهه ۶۰ میلادی. Painting: A Bigger Splash (1967) David Hockney (1937_2026) @gooshe
3 898
14
‌«رژیم فهمیده بود، زنی که موقع بیرون اومدن از خانه مدام باید از خودش بپرسه: آیا شلوارم به اندازه کافی بلنده؟ آیا روسری‌ام منا+7
‌«رژیم فهمیده بود، زنی که موقع بیرون اومدن از خانه مدام باید از خودش بپرسه: آیا شلوارم به اندازه کافی بلنده؟ آیا روسری‌ام مناسبه؟ موهام پوشیده است؟ آرایشم زیاد نیست؟ امروز منو نمی‌گیرن؟... دیگه از خودش نمی‌پرسه: آزادی اندیشه‌ام کجاست؟ آزادی بیانم کجاست؟ آیا زندگی‌ام قابل زیستن هست؟ در زندان‌های سیاسی چی می‌گذره؟ چطور می‌تونم آزادی رو‌ تجربه کنم؟» #مرجان_ساتراپی (۱۴۰۵_۱۳۴۸)، نویسنده، تصویرگر داستان‌ها و کتاب‌های مصور و کارگردانی که هر قطعه اثرش، بهانه‌ای بود تا از خفقان در ایران بگوید و آرزوهایش را برای آزادی ایران طراحی و تصویرگری کند. #marjanesatrapi (1969‐2026) @gooshe
6 667
15
چرا بسیاری از مردم جهان، از هنرمند تا سیاستمدار، از نویسنده تا تلاشگر اجتماعی و محیط‌زیست، از صدساله شدن چنین انسانی بر سر وجد آمده‌اند؟ #دیوید_اتنبرو @gooshe #پادکست_گوشه #هنر_با_گوشه
4 431
16
قاتلانی که چرخِ سرزمین‌های دیگر را می‌گردانند در کمینِ ما نشسته‌اند تا وادارمان کنند قاتلانِ سرزمین خود را سرنگون کنیم به باور من آن قاتلِ بیگانه بیش از این قاتل آشنای قدیمی از ما جان خواهد گرفت باور ندارم کسی در آن‌سوی مرزها به راستی خواهانِ آن باشد که ما گره از کارِ خویش بگشاییم و دردهای خود درمان کنیم من میهن‌دوستم و تاب دیدنِ پرچمی در آتش را ندارم چرا که این شعله قاتلانِ هر دو سو را به افراطی شوم می‌کشاند افراطی که سبکبار و بی‌مهار پیش می‌تازد تا جایی که دیگر کسی زنده بر جای نمی‌ماند بخش‌هایی از شعر «قاتلانی که سرزمین‌های دیگر را می‌گردانند» از مجموعه شعر توان بردگان (۱۹۷۲) سروده #لئونارد_کوهن، با صدا و اجرای خودش در سال ۱۹۷۴. Video: Leonard Cohen reads his poem "The Killers That Run The Other Countries" from his 1972 book "The Energy of Slaves". @gooshe
0