Gooshe
گوشه وبسایتیست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم مینویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) میسازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]com
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام Gooshe
تُعد قناة Gooshe (@gooshe) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 902 مشتركاً، محتلاً المرتبة 17 466 في فئة أفلام والمرتبة 20 721 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 902 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 25 سبتمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -70، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 3، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 19.51%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 7.84% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 3 102 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 247 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 54.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل سینما, کاساوتیس, ژاپن, فیلم, گوشه.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“گوشه وبسایتیست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم مینویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) میسازند.
©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع:
@gooshe
https://linktr.ee/gooshe
تماس با گوشه:
✉ gooshe.net[at]gmail[dot]...”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 26 سبتمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة أفلام.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 26 سبتمبر | 0 | |||
| 25 سبتمبر | +6 | |||
| 24 سبتمبر | +1 | |||
| 23 سبتمبر | +1 | |||
| 22 سبتمبر | 0 | |||
| 21 سبتمبر | +1 | |||
| 20 سبتمبر | +1 | |||
| 19 سبتمبر | +3 | |||
| 18 سبتمبر | +2 | |||
| 17 سبتمبر | +1 | |||
| 16 سبتمبر | 0 | |||
| 15 سبتمبر | +9 | |||
| 14 سبتمبر | 0 | |||
| 13 سبتمبر | +2 | |||
| 12 سبتمبر | 0 | |||
| 11 سبتمبر | +1 | |||
| 10 سبتمبر | +4 | |||
| 09 سبتمبر | 0 | |||
| 08 سبتمبر | +3 | |||
| 07 سبتمبر | +4 | |||
| 06 سبتمبر | +1 | |||
| 05 سبتمبر | +2 | |||
| 04 سبتمبر | 0 | |||
| 03 سبتمبر | 0 | |||
| 02 سبتمبر | 0 | |||
| 01 سبتمبر | +1 |
| 2 | انسانهای فقیر در سرزمینی بهرهمند در زمانهای نامعلوم، زیر سلطه بیدادگرانی سرمیکنند به نام داسداران؛ مردانی سیاهپوش و خونریزِ داس به دست که همه سرزمین را میگردند تا ببینند آنجا که باید همه خواب باشند، چه کسی بیدار است؟ آنجا که همه باید گرسنه باشند، چه کسی سیر است، آنجا که باید جنگ باشد چه کسی در پی صلح است، آنجا که باید فقر از سر و رویت ببارد، چه کسی تنگدست نیست و آنجا که باید غم باشد، چه کسی به دنبال شادیست.
#داسداران هر سرکشی را که بیابند به جرم اغتشاشگری به زنجیر میکشند و اعدام میکنند؛ زنده تا گردن زیر خاک تا زجرکششدن زیر آفتاب.
تنها کسی که جلوی آنها میایستد، سادهلوحِ زودباور شکمپرستِ و پُرخوریست که با تکهای نان میتواند نافرمان شود و با وعدهای، قهرمان، همراه با زنی که برخلاف او از آبادی غارتشده فرار کرده تا به آبادانی جایی دیگر کمک کند، کودکان را نجات دهد و خلاف خواسته داسداران زندگی کند.
🎬 باز هم سیب داری؟ ساخته بایرام فضلی، سال ۱۳۸۵ توقیف شد و ۱۰سال بعد بیسروصدا و کوتاه اکران شد، اما مسئولان و سیاستمداران، آن را سیاسی و توهین به خود و انقلاب دانستند و دوباره توقیف کردند.
@gooshe | 1 493 |
| 3 | «آوازهایی که مادرم به من آموخت،
دیربازی است که ناپدید شدهاند،
اشکهای او اما هرگز پلکهاش را ترک نکردند
اینک من به کودکانم،
نغمههای موزون را
از دل آن اشکها میآموزم،
از گنجینه یادمانها و خاطرههایی که سرازیر میشوند»
🎬 اجرایی از «آوازهایی که مادرم به من آموخت»
آهنگساز: آنتونین دِوُوژاک (دوورژاک)،
ترانه: آدولف هِیدوک
آواز: ماری-آن ایزمایلووف (مانسا ایزمایلووا)، خواننده متزوسوپرانو #اپرا، اهل اسلوونی.
@gooshe
- Songs My Mother Taught Me
- Antonín Dvořák
- Marie-Anne Izmajlov (Manca Izmajlova)
⬅️ درباره اپرا، موسیقی، نقاشی و سینما... | 1 537 |
| 4 | نام اعظم الاهی «نان» است
از دیدگاه #عطار، عارف و شاعر ایرانی تا زمانی که جان انسان در خطر و مواجهه با گرسنگی و فقر و تنگدستی باشد، نماز و مسجد معنایی ندارد و نان مایه و بنیاد بقاست.
سائلی پرسید از آن شوریدهحال
گفت: «اگر نام مِهین ذوالجلال
میشناسی بازگوی ای مرد نیک»
گفت: «نان است این بنتوان گفت لیک»
مرد گفتش: احمقی و بیقرار
کِی بوَد نام مِهین «نان»، شرم دار
گفت: در قحط نِشابور ای عجب
میگذشتم گرسنه چِل روز و شب
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز
نه دری بر هیچ مسجد بود باز
من بدانستم که «نان» نام مِهینست
نقطه جمعیت و بنیاد دینست
از پی نان نیستت چون سگ قرار
حق چو رزقت میدهد تو حق گزار
#عطار_نیشابوری، مصیبتنامه، تصحیح: محمدرضا شفیعی کدکنی
* نام مِهین، اسم اعظم: نام مقدس الهی که به اعتقاد عارفان اگر کسی آن را بداند و بخواند و بر زبان آورد، درهای بهشت بر او باز میشود و به مقصود میرسد.
☆ الاهی: الهی
* تصویر: محل دفن عطار نیشابوری از بزرگترین عارفان و شاعران ایران و جهان در نیشابور که به عمد و خواسته مسئولان در این سالها از اتاقک کوچک و گرم و تنگ و بیامکانات فراتر نمیرود و آبادانیاش را باید خیال کرد.
@gooshe | 2 364 |
| 5 | اینها مادران جوانان شیلی هستند که به دنبال استخوانهای فرزندانشان در دل بیابان با بیلچه و دست و پنچه میگردند.
جوانانشان را #پینوشه دیکتاتور #شیلی سر به نیست کرده، بدون اینکه اجازه دهد خانوادهها بدانند کجا دفن شدهاند، چطور کشته شدهاند و اصلا چرا جواب اعتراض و خواسته و ایدههای آزادیخواهانه آنها، سربه نیست شدن و اعدام بوده.
#پاتریسیو_گوسمان (۲۰۲۶_۱۹۴۱) فیلمسازی که این مادران را به دنیا معرفی کرد، بارها گفته بود:
پینوشه، دیکتاتوری، نظام سیاسی ترسناک شیلی این مملکت را نابود کرد. ما و گذشته و آینده ما را تباه کرد ولی مادران ما تبدیل شدند به باستانشناسانِ حافظه سیاسی و اجازه ندادند فراموش کنیم چه ظلم و بیدادی را گذراندهایم؛ به یادآوردن، روایت و یادآوری کردن است که حافظه جمعی یک سرزمین را حفاظت میکند.
پاتریسیو گوسمان _که چند روز پیش درگذشت_ از معدود فیلمسازان و مستندسازان شیلیایی بود که تمام زندگیاش را صرف ساختن #مستند و وقایعنگاری درباره نظام تمامیتخواه شیلی و پس از آن نظامهای فاسد بعدی کرد و وضعیت کشورش را به مردم جهان نشان داد.
* Patricio Guzmán (1941_ 2026)
@gooshe | 3 401 |
| 6 | اینها مادران جوانان شیلی هستند که به دنبال استخوانهای فرزندانشان در دل بیابان با بیلچه و دست و پنچه میگردند.
جوانانشان را #پینوشه دیکتاتور #شیلی سر به نیست کرده، بدون اینکه اجازه دهد خانوادهها بدانند کجا دفن شدهاند، چطور کشته شدهاند و اصلا چرا جواب اعتراض و خواسته و ایدههای آزادیخواهانه آنها، سربه نیست شدن و اعدام بوده.
#پاتریسیو_گوسمان (۲۰۲۶_۱۹۴۱) فیلمسازی که این مادران را به دنیا معرفی کرد، بارها گفته بود:
پینوشه، دیکتاتوری، نظام سیاسی ترسناک شیلی این مملکت را نابود کرد. ما و گذشته و آینده ما را تباه کرد ولی مادران ما تبدیل شدند به باستانشناسانِ حافظه سیاسی و اجازه ندادند فراموش کنیم چه ظلم و بیدادی را گذراندهایم؛ به یادآوردن، روایت و یادآوری کردن است که حافظه جمعی یک سرزمین را حفاظت میکند.
پاتریسیو گوسمان _که چند روز پیش درگذشت_ از معدود فیلمسازان و مستندسازان شیلیایی بود که تمام زندگیاش را صرف ساختن #مستند و وقایعنگاری درباره نظام تمامیتخواه شیلی و پس از آن نظامهای فاسد بعدی کرد و وضعیت کشورش را به مردم جهان نشان داد.
* Patricio Guzmán (1941_ 2026).
@gooshe | 1 |
| 7 | ولی ای کاش رفتن دختری غریب در این سرزمین، تنها راه رهایی نبود. کاش غریب نمیرفت. کاش این قتل، این کشتار، این خونها، این چشمها و این جوانان پرپرشده، تنها راه نبود به سوی این رهایی، به سوی این مقاومت روزمره برای داشتن زندگی معمولی.
کاش این گردانندگان ناتوانِ بیلیاقت، این اندازه غریبه نبودند با ما، وگرنه ما که غریب نیستیم، ما که غریبه نبودهایم؛ ایران، تنها خانهایست که ما داریم.
✍️#گوشه
@gooshe
#مهسا_امينی | 2 808 |
| 8 | غریبه دیوانه
استفان، جوان پاریسی، در اوج سرمای زمستان سر از ایستگاهی در بخارست درمیآورد. دلیل سفرش ترانه عجیبی است که زنی کولی به نام نورا لوکا خوانده. ترانهای که استفان را مسخ کرده و آنقدر در جانش نشسته که آن را برای هر کسی که میبیند پخش میکند، شاید بتواند آن خواننده را پیدا کند، اما به جای پیدا کردن آن زن، با فرهنگ، زندگی، عشق، رقص، زندگی در لحظه و دم را غنیمت شمردن، آشنا میشود.
پایتخت #رومانی، توقفگاهی موقت است و جستوجوی وسواسگونه استفان او را به قلب سرزمینی ناآشنا میرساند و در میان مردمی خشن، زخمخورده و بیپیرایه؛ لائوتاریها «موسیقیدانان کولی» گم میشود.
این داستان یکی از فیلمهای سهگانه #تونی_گاتلیف (۲۰۲۶_۱۹۴۸) است، فیلمساز الجزایری_فرانسوی که همه زندگیاش درباره شور موسیقی، گم گشتگی انسان، ریشههای انسان، بیرحمی مرزها، مهاجرت و کنده شدن از سرزمین خود، فیلم ساخت.
فیلم: غریبه دیوانه، تونی گاتلیف، ۱۹۹۷
Movie: The Crazy Stranger (Gadjo dilo) by Tony Gatlif, 1997
@gooshe | 2 796 |
| 9 | «تبعیدها همه شبیه یکدیگرند. ترک کردن کشور، برای هر انسانی یک گسست است. آدم وقتی کشورش را ترک میکند، فرهنگ، موسیقی و سنتهایش را در چمدان نمیگذارد بلکه همه آن چیزهایی را با خود میبرد که انسان را میسازند.»
#تونی_گاتلیف (۲۰۲۶_۱۹۹۷)، فیلمنامهنویس، فیلمساز، آهنگساز و بازیگر الجزایری_فرانسوی که سفر و موسیقی برایش راهی برای حفظ آزادی و شور زندگی بود.
تقریبا همه فیلمهای او نشان میداد چطور باید روح انسانها را دید و با سکوت، گوش کردن و تجربه ناشناختهها دیگران را فهمید.
فیلمهای او درباره انسانهایی بود که در پی یافتن، حفظ، کشف و درک ریشهها و هویت خود در شور موسیقی هستند و فقط با عشق و درک موسیقیست که دیدن و فهمیدن یکدیگر را بدون دانستن زبان هم تجربه میکنند.
برای همین بود که میگفت:
«زندگی از همهچیز مهمتر است. بقیه دیوارها، کشورها فقط پولاند. من اگر مجبور باشم بین پول و زندگی انتخاب کنم، زندگی را انتخاب میکنم.»
Movie: Latcho Drom (Safe Journey) by Tony Gatlif, 1997
#tonygatlif (1948_2026)
@gooshe | 2 657 |
| 10 | «آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند. میان گلولای نیستند. آنها در خانههای گرمشان نشستهاند.
جنگ را شرورترین افراد برمیانگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند.»
«ضد خاطرات»، نوشته #آندره_مالرو، ۱۹۶۷، ترجمه: رضا سیدحسینی و #ابوالحسن_نجفی
فیلم: راههای افتخار، ساخته #استنلی _کوبریک، سال ۱۹۵۷؛ پخش این فیلم ضدجنگ در زمان خودش در چند کشور ممنوع شد.
Movie: Paths of Glory, directed by Stanley Kubrick, 1957
@gooshe | 3 256 |
| 11 | .
«ما نمیتوانستیم آزادانه سخن بگوییم، ولی به کنایه سخنگفتن هم سخنگفتن نبود. ما از یک نوع لُکنت زبانی به نوعی لکنت فکری رسیدیم. وقتی نتوانیم به صورت منطقی و صریح و در تفاهم با دیگری با او حرف بزنیم، بعد از مدتی فکرکردن هم تابع سخنگفتن میشود و کج و معوج فکر میکنیم.»
#جواد_مجابی، نویسنده، شاعر، منتقد ادبی، روزنامهنگار و طنزپردازی که پس از سال ۵۷ به زور خانهنشین شد و به جای دستکشیدن از نوشتن، خواندن و بازخوانی ادبیات کهن این سرزمین را پیشه خود کرد؛ نوشت، کاویید و هر آنچه را نتوانست بگوید، در طنز و کنایه گفت، سکوت نکرد، گفت و انتقاد کرد و نوشت و فکر کرد چگونه باید با نگفتن، گفت.
@gooshe
ویدیو: جواد مجابی (۱۴۰۵_۱۳۱۸)، شاعر، نویسنده، طنزپرداز و منتقد ادبی در گفتوگو با مقداد ارزنده. | 3 567 |
| 12 | 🎬 فیلم کامل دنبالهرو (همرنگ جماعت) ساخته #برناردو_برتولوچی در سال ۱۹۷۰...
این فیلم یکی از آثار بسیار مهم در تاریخ سینمای جهان با فیلمبرداری مدرن و شهرتی جهانی در طراحی، معماری و دکور برای بازسازی فضای ایتالیای فاشیستی پر از خفقان دهه ۱۹۳۰ است و در بسیاری از فهرستهای سینمایی در میان صد فیلم مطرح جهان قرار دارد.
🎬 The Conformist, written and directed by Bernardo Bertolucci, 1970, based on the 1951 novel by Alberto Moravia.
@gooshe | 3 438 |
| 13 | من فقط وظیفهام را انجام دادم
مارچلو، کارمند معمولی ایتالیاییست که نه آرمان سیاسی دارد، نه اعتقاد سرسختانهای و نه تعهدی به کسی. تمام همّ و غمّ او، تمام دردش به تفکری ساده گره خورده؛ معمولیبودن.
او از متفاوت بودن میترسد. از داشتن فکر، کنش فردی یا تصمیمگیری فراریست. میخواهد همان کاری را بکند که بقیه میکنند؛ ازدواج، شغل خوب، کار اداریِ آیندهدار، وجدانی خاموش و کلهای بیفکر و بیایده.
در ایتالیای دهه ۳۰ میلادی، ایتالیای فاشیستی، در نظام زیر سلطه موسولینی، او بهترین گزینه برای فاشیستشدن است. آدمی که نمیخواهد خودش تصمیم بگیرد، نمیخواهد خودش را بپذیرد، به دنبال دستور است، نه نمیگوید، با رنجهای کودکی و خاطراتش زندگی میکند، میخواهد شبیه بقیه باشد، مطیع و آماده اجرای دستور است بیچون و چرا، هیچ فلسفه شخصی و تفکر فردی ندارد، از تنهایی و جدایی از جمع میترسد و وانهاده و وامانده است، بهترین انتخاب نظامی فاشیستیست تا از او فردی همرنگ و همفکر و هماهنگ بسازد، فریباش دهد، جذباش کند، به جای او فکر کند و از او مثل خمیر، موجودی بسازد، سازشگر، اطاعتکننده و دنبالهرو. نظامی که عادیبودن را مساوی با اطاعت میداند، به سادگی می تواند کسانی را جذب کند که میگویند: من فقط کاری را میکنم که همه میکنند. من فقط وظیفهام را انجام میدهم، حتی وقتی آدم میکشم.
میل مارچلو به عادیبودن او را به سمت #فاشیسم میبرد، اما این هم مانند بقیه نظامهای تمامیتخواه، پایههایش با شکست و اعدام و مرگ رهبرش، #موسولینی فرو میریزد.
بعد از این سقوط است که مارچلو تازه میفهد اتفاقا در چنین نظامهایی برای نجات خود، برای نجات وطن و برای نجات آیندگان باید دگراندیش بود، باید از تمامیتخواهان فاصله گرفت و باید فردیت داشت. در چنین حکومتهایی تنها بودن، عادی نبودن، معمولینشدن و دنبالهرو نبودن، خودش مبارزه سیاسیست.
@gooshe
🎬 فیلم: دنبالهرو (همرنگ با جماعت)، ساخته #برناردو_برتولوچی، سال ۱۹۷۰، بر اساس رمان دنبالهرو، نوشته #آلبرتو_موراویا؛ صحنهای که اعلام میشود موسولینی سقوط کرده و مردم در خیابانها به دنبال فاشیستها میگردند تا انتقام سالها خفقان، قتل، سانسور، فقر و استبداد را بگیرند.
Movie: The Conformist, written and directed by Bernardo Bertolucci, based on the 1951 novel by Alberto Moravia.
@gooshe
#سینمای_ایتالیا | 3 398 |
| 14 | فیلم کامل کوتاه At Land، ساخته #مایا_درن، سال ۱۹۴۴.
- At Land, written, directed by, and starring Maya Deren, 1944
@gooshe | 3 593 |
| 15 | مایا دِرِن از نخستین زنان کارگردان سینمای آمریکا بود. او فیلمنامههایش را هم مینوشت و معمولا خودش در فیلمهایش بازی میکرد.
سال ۱۹۴۴ #مایا_درن فیلم کوتاه صامت At Land را ساخت درباره زنی که موجهای اقیانوس او را به ساحل میبرند و او سفری خیالگونه را آغاز میکند که پیوسته تغییر شکل میدهد و از او انسانی تازه میسازد.
زن در سفر خیالانگیز خودش در حالی که روی میز ضیافت شام پیش میرود با نسخههای دیگری از خودش روبهرو میشود.
مایا درن گفته این فیلم درباره تلاش برای حفظ هویت شخصی و فردیت خودش در دنیای مردانه سینما بوده است.
* At Land, written, directed by, and starring Maya Deren, 1944
@gooshe | 3 439 |
| 16 | همدستی شهرت و شرارت
وقتی خبرهای نظامهای تمامیتخواه جهانی میشود، آنها دنبال کسانی میگردند تا اعتبار جهانی بگیرند و خود را توجیه کنند.
کسانی که نقطهضعف دارند؛ افراطیاند یا با پول رام میشوند، اصول اخلاقی ندارند، تعصب نسبت به مَسلکی کورشان کرده یا کارشان روزمرهسازی شر است، بهترین انتخاب هستند:
#هیتلر، دوک و دوشِس وینزر را به آلمان نازی دعوت کرد و #فیدل_کاسترو، رهبر کوبا، گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی را به عنوان همفکر در کنار خود نشاند. در کره شمالی، کیم جونگ اون، ستاره سابق بسکتبال آمریکا، دنیس رادمن را کنار خود گذاشت و #استالین، نویسندهها و متفکران چپگرای جهان را به شوروی دعوت میکرد؛ از جرج برنارد شاو تا ژان پل سارتر.
بیشتر نظامهایی که اعتبار را با این روشها میخرند، سرآسیمه میخواهند سیاست شرورِ غیرانسانی خود را در جهان باورپذیر کنند و از خود چهرهای معتبر و قربانی رسانهها بسازند.
اما معمولاً رودست میخورند؛این چهرههای جذب شده، معمولا تقلبیاند یا وعدهای تهی گرفتهاند یا شر دامن خودشان را هم میگیرد یا کمی بعد سرخورده شده و همسویی با این نظامها را مایه ننگ زندگی خود میخوانند.
@gooshe | 6 839 |
| 17 | «انقلابِ من در خود» که تا امروز بخش بسیار مهمی از زندگیام بوده، کاملا درباره کشف مرگ است. سرنوشت من این است که برای مرثیه شخصیِ خودم هنر بیافرینم؛ هنری که به مرگ معنا میبخشد و زیباییِ رنگها و فضا را در سکوتِ گامهای مرگ دنبال میکند.
#یایویی_کوساما (۲۰۲۶_۱۹۲۹) مجسمهساز، نقاش، نویسنده، طراح مد و هنرمند نوگرا
Yayoi Kusama (Kusama Yayoi) 1929 –2026
@gooshe | 3 595 |
| 18 | هنری دیوید ثورو (۱۸۶۲_۱۸۱۷) که سالها بودن در جامعه شهری را رها کرده بود تا تغییر را از خودش شروع کند و تنها در کلبهای ساخته دست خودش، ساده و کوچک در طبیعت زندگی و کار میکرد، معتقد بود انسان باید خودش را از ساختار قدرت، اکثریت جامعه یا مقامهای سیاسی به صورت اخلاقی مستقل نگه دارد. حتی با این احتمال زیاد که در مبارزه مدنی خود پیروز نشود ولی وظیفه انسان است در کاری که انجام میدهد خلاف وجدان اخلاقی خودش عمل نكند.
از دید #ثورو، انسان باید خط و مشی اخلاقی خودش را از حکومتها جدا کند، چون حکومتها و مقامها تقریبا همیشه مستعد فساد و ظلم و بیعدالتی هستند.
ثورو بعدها در «نافرمانی مدنی» نوشت: «
حکومتی طاهر است که از تأیید مردم برخوردار باشد. حکومت هیچ حقی به جز حقی که من به او واگذار کردهام بر جان و مال من ندارد. من از قوانین غیرانسانی آن سرباز میزنم، در ظلم مشارکت نمیکنم و به نام اخلاق در برابر قانون میایستم، حتی اگر اعتراض من شکست بخورد یا هیچ تغییر فوری به وجود نیاورم.»
@gooshe | 2 823 |
| 19 | تابستان سال ۱۸۴۶ مأمور دولت، به کلبهای در نزدیکی تالاب والدن در ماساچوست رفت.
#هنری_دیوید_ثورو، فیلسوف و نویسنده ۲۸ ساله، آنجا در نزدیکی باغچه کوچک و برکه، دور از شهر زندگی میکرد. مأمور به او برگهای داد. نویسنده جوان، ششسال بود که مالیاتی پرداخت نکرده بود.
ثورو بعد از نگاهی به برگه گفت، هرگز به دولتی که بردهداری در آن روندی معمولیست و جامعهای که جنگ با مکزیک را پذیرفته، مالیات نمیپردازد.
مأمور دولت پرسید: «چه کنم؟ مأمورم و معذور.»
ثورو جواب داد:
»در برابر قانون ناعادلانه چه باید کرد؟ فرمانبرداری؟ اصلاح یا سرپیچی؟ اگر قانون اقتضا میکند که به عنوان مأمور بر دیگری ظلم روا داری، قانون را زیر پا بگذار. اگر میبینی اخلاق با قانون تعارض پیدا میکند، باید جانب اخلاق را بگیری. شهروند خوب بودن وظیفه هر فردی است ولی اخلاقی بودن وظیفهای ارزشمندتر از آن است.»
ثورو بازداشت شد و مدتی در زندان به سر برد. بعدها نوشت: «به زندان رفتن برای من هزینه انتخاب اخلاقی است. در حکومتی که حتی یک نفر را ناعادلانه زندانی میکند، جای مناسب هر انسان عادلی، زندان است. در چنین وضعیتی، زندان، مکانی شرافتمندانه است.»
@gooshe | 2 153 |
| 20 | آقای هیولا
_ نویسنده، کارگران و انیماتور: #فرشید_مثقالی
#کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سال ۱۳۴۹
هشت دقیقه
آقای هیولا یکی از مهمترین انیمیشنهای دوران طلایی پویانمایی در ایران است، درباره موجودی خلق شده به دست انسان که آرامآرام بر انسانها و سازندگان خودش مسلط میشود و کنترل را از آنها میگیرد.
آقای هیولا را فقط یک چیز شکست میدهد: کودکی معصوم با گُلی کوچک.
هیولای ترسناک که محصول دست و فکر خود انسان است، نمایشی است از از قدرت و اقتدار؛ قدرت و زوری که فقط با قدرت و زور بیشتر شکست نمیخورد. بزرگترين قدرتها هم میتوانند در برابر قدرتی بسیار کوچک، مطالبه گر و انسانی _ که در برابر یک ساختار عظیم می ایستد_ شکست و سرنگونی را تجربه کنند.
@gooshe | 2 320 |
