Gooshe
گوشه وبسایتیست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم مینویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) میسازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]com
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام Gooshe
تُعد قناة Gooshe (@gooshe) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 868 مشتركاً، محتلاً المرتبة 17 582 في فئة أفلام والمرتبة 21 484 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 868 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 17 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -64، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -2، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 17.76%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 7.71% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 819 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 223 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 32.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل سینما, کاساوتیس, ژاپن, فیلم, گوشه.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“گوشه وبسایتیست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم مینویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) میسازند.
©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع:
@gooshe
https://linktr.ee/gooshe
تماس با گوشه:
✉ gooshe.net[at]gmail[dot]...”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 18 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة أفلام.
جارٍ تحميل البيانات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 18 أكتوبر | +1 | |||
| 17 أكتوبر | +1 | |||
| 16 أكتوبر | 0 | |||
| 15 أكتوبر | +3 | |||
| 14 أكتوبر | +8 | |||
| 13 أكتوبر | 0 | |||
| 12 أكتوبر | +4 | |||
| 11 أكتوبر | +1 | |||
| 10 أكتوبر | +2 | |||
| 09 أكتوبر | 0 | |||
| 08 أكتوبر | 0 | |||
| 07 أكتوبر | 0 | |||
| 06 أكتوبر | +1 | |||
| 05 أكتوبر | +1 | |||
| 04 أكتوبر | +1 | |||
| 03 أكتوبر | +3 | |||
| 02 أكتوبر | +1 | |||
| 01 أكتوبر | +3 |
| 2 | به جزئیات توجه کنید
«توجه به جزئیات و چیزهای کوچک است که از شما نویسنده میسازد. توجه به چیزهای بزرگ و پیچیده کار کسانی مثل #دکارت (فیلسوف عقلگرای فرانسوی) است نه کار من. من نمیتوانم به چیزهای بزرگ فکر کنم و درباره جزئیات بنویسم. ۷۴سال طول کشید تا فهمیدم باید حتی در رابطه افراد خانواده به جزئیات رفتار و کردارشان توجه کنم چون همیشه تصور میکنیم آنها را میشناسیم و این شناخت را در تمام رابطه پخش میکنیم و آخرش میبینیم همهچیز فراتر از انتظار و کلیشهّای فکری ما بوده. برای همین من همیشه میگویم برای نویسنده شده به جزئیات توجه کنید. چیزهای کوچک را ببینید. دنبال رفتارهای غیرکلیشهای آدمها باشید. اینطوری همیشه غافلگیر میشوید.»
#آن_کارسون، شاعر، مترجم، جستارنویس، نویسنده، نمایشنامهنویس و پژوهشگر ادبیات و تئاتر به ویژه ادبیات یونان که امسال جایزه #نوبل ادبیات را به دست آورد و میگوید با سالهای تقلا و تلاش فهمیده برای درک چیزهای پیچیده فقط باید چیزهای ساده و کوچک و جلوی چشمش را ببیند.
ویدیو: هنر دیدن چیزهای کوچک، لوئیزیانا چنل، سال ۲۰۲۴، دانمارک، مصاحبه با آن کارسن دوسال پیش از بردن جایزه نوبل.
Video: Louisiana Channel, Louisiana Museum of Modern Art, Denmark, 2024
@gooshe | 1 761 |
| 3 | آدمکشها در میان ما هستند
روزی رسیده که تصویرهای #داریوش_مهرجویی در مستند «سفر به سرزمین آرتور رمبو» به کمیابترین یادگارهایی از خودش در سرزمین خودش تبدیل شده؛ فیلمسازی که فقط برای ثانیههایی مقابل دوربین خودش حضور دارد. هست و نیست. پیدا و ناپیدا. میآید و میرود و در ساختاری مدرن از شاعری میگوید که آدم شورشهای منطقی بود. از #رمبو میگوید که در برابر وضع موجود جهان قیام کرده بود.
مهرجویی نمیدانست در سالهای آخر زندگی، پیش از کشتهشدن، خودش هم بارها همین جمله #آرتور_رمبو را تکرار خواهد کرد:
«آدمکشها در میان ما هستند...»
ویدیو: حضور مهرجویی در #مستند «سفر به سرزمین رمبو»، ساخته #داریوش_مهرجویی، سال ۱۹۸۳
سومین سال از قتل #داریوش_مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر گذشت و این تصویرها از معدود یادگارهایی حضور اوست...
@gooshe | 2 197 |
| 4 | فیلم کامل #خواب_تلخ ساخته #محسن_امیریوسفی در سال ۱۳۸۲ که دوازدهسال توقیف بود
@gooshe | 2 348 |
| 5 | چرا «خواب تلخ» دوازده سال در توقیف بود؟
در جامعهای که نظم زندگی و ستونهای سیاست بر اساس مردن و تقدس مرگ بنا شده و زندگی و جوانی بر اساس انتظار مرگ و رفتن به دنیایی دیگر برنامهریزی شده، شوخی تلخ با مردهشویی و مراسم مرگ هم خط قرمز نظام میشود.
آنها وظیفه ما را سوگواری میدانند و به دنیایی دیگر دل بستن تا به موجودی نومید و بیاحساس و سرد و بیاعتراض تبدیل شویم، گرفتار در سیاهی و بنبست زندگی که برایمان ساختهاند با سیاستی که چیزی جز میل به مرگ و مرگاندیشی ندارد.
برای همین است که دیدن زندگی اسفندیارِ پا به سن گذاشته، رئیس اقتدارگرای بدخلقِ گورستانی کوچک که آن را مرکز جهان میداند، از صبر و حوصله نظام حاکم خارج است.
مردی که دیگران را کنترل میکند، تحکم میکند، دستور میدهد، تنبیه و جریمه میکند، رسم و سنت کفن و دفن را خودش تعیین میکند و تمام تلاشش این است که نشان دهد رئیس و صاحب اختیار زنده و مرده کیست و این «حاجآقا»ست که بدون انجام هیچ کاری، درآمد گورستان را به جیب میزند.
اسفندیار، مردهشوی ریاکار گورستان، تنها زن مردهشوی را تحقیر میکند و از دستمزدش میزند و تنها جوان خندان و بانشاط گورستان را به سمت پژمردگی سوق میدهد. نه به گورکن رحم میکند و نه به مردههایی که برای دفن به قبرستان کوچک سِدِه (خمینیشهرِ اصفهان، همایون شهر) برده میشوند.
خودش را قدرت مطلقی میبیند که حتی قادر است انتقام همه مردگان و بازماندگان را از عزرائیل بگیرد و مرگ را هم فریب دهد و عزرائیل را دست به سر کند.
نگاه او به مرگ، به مراسم، به مردهها، به شستن و غسل و کفنکردن و سوگواری بازماندگان، بر اساس پول است و درآمد و دستکم گرفتن و بیاعتقادی به آنچه در این چهار دهه، نظام تحویل داده. گورستان با آن همه سلسله مراتب، مقررات و نقشهای تقسیمشده که اسفندیار خودش را مدیر و رییس و فرمانده آن میداند، جامعهای کوچک است که روزانه مرگ را به بازی، به شوخی و به تمسخر میگیرد و قدرت و امنیتش را از همین موقعیت شلوغی و آشوب و مرگ و مردن به دست میآورد.
فیلم «خواب تلخ» ساخته محسن امیریوسفی، از جمله به خاطر همین مسائل، ۱۲سال توقیف شد. فیلمی که ۲۳سال پیش ساخته شد و بعد از بیش از یک دهه توقیف فقط اجازه اکران در گروه خاص و محدود و کوتاهی از سینماها را داشت.
اسفندیار و و بقیه بازیگران این فیلم، مردهشوی و گورکن و مسئول گورستان با نام و شغل و زندگی و دغدغههای واقعی خود در این فیلم حضور دارند، واقعیاند و ملموس و ظاهرا مرگ و مردن هم برایشان هممعنای آن چیزی نیست که نظام تعریف و تعیین کرده.
فیلم: #خواب_تلخ، #محسن_امیریوسفی، سال ۱۳۸۲
@gooshe | 4 714 |
| 6 | - کتاب، رمان، نمایشنامه یا داستان مورد علاقه شما چی هست؟
- من رمانها و کتابهای روز رو نمیخونم. هر چی میخونم و ستایش میکنم، مربوط به چندهزار سال پیش هست.
از مصاحبه با #آن_کارسون، شاعر، نویسنده، جستارنویس و پژوهشگر ادبیات یونان پس از اعلام جایزه #نوبل ادبیات؛ نویسندهای که همواره در پی شکلهایی از نوشتن در قالبهای متنوع بوده که افراط هولناک احساسات را مهار میکند و به شور و اشتیاق، شکل و وزن میبخشد.
آکادمی سوئد جایزه نوبل ادبیات را برای دومین بار در پنجسال گذشته به دومین زنی اهدا کرد که با نوشتن درباره اروتیسم و عشق و رابطه پرشور عاشقانه نوع نوشتن دیگری را در ادبیات دنبال میکند. اولی #آنی_ارنو، نویسنده فرانسوی در سال ۲۰۲۲ بود و امسال آن کارسون.
«چرا تراژدی (فاجعه) وجود دارد؟
چون تو سرشار از خشمی.
چرا سرشار از خشمی؟
چون سرشار از اندوهی.»*
* درسهایی از سوگ: چهار نمایشنامه از #اوریپید، ترجمه و تالیف آن کارسن
Grief Lessons: Four Plays by Euripides by Anne Carson
@gooshe | 2 370 |
| 7 | فردا
در بهار شكوفههایی از شعر و شرافت
بر درخت پيوند «ما»
آزادی گل خواهد كرد
#ابراهیم_منصفی (۱۳۷۶_۱۳۲۴)
شاعر، نویسنده، نوازنده، خواننده
@gooshe | 2 591 |
| 8 | آیا خوشحالید؟
از ویژگیهای عجیب #ژان_روش، انسانشناس فرانسوی این بود که فیلمساز و فیلمنامهنویس هم بود، اهل هنر و ادبیات بود و شیفته کشف زندگی از دید هنری؛ فعالیتهایی که روش مطالعاتی او را در جهان، خاص و ویژه میکرد.
فیلم #مستند وقایع تابستانی که او همراه با #ادگار_مورین ساخت، آغاز سینمای حقیقتجو و سبک وقایعنگاری در سینما بود؛ نگاه او به انسان، زندگی، جامعه، روزمرگی،مرگ و مطالعاتش در زمینه انسانشناسی و سفرها و کنکاش و تلاشش برای یافتن گوشه هایی از حقیقت در سبک سینماییاش بسیار اثرگذار بود.
به خاطر همین است که مستند «وقایع تابستانی» (۱۹۶۱) او را یکی از بهترین مستندهای ساخته شده درباره زندگی، شادی، روزمرگی و کار میدانند و در فهرست ۱۰۰۱ فیلمی قرار گرفته که باید قبل از مرگ دید.
🎬 Chronicle of a Summer (1961), Jean Rouch (1917—2004) and Edgar Morin (1921—2026)
@gooshe
بخشی از مستند: ببخشید، آیا شما خوشحالید؟ | 2 854 |
| 9 | اپرا برای آزادی
#بتهوون ۲۲۰ سال پیش، اپرایی نوشت درباره ایستادگی انسان در برابر قدرت سیاسی که به استبداد تبدیل شده.
#فیدلیو (Fidelio, Op. 72) تنها اپرای کامل و نهاییشده لودویگ فان بتهوون است؛ درواقع یکی از سیاسیترین و اخلاقیترین آثار او درباره آزادی، ایستادگی، استبداد، زندانیان سیاسی، وفاداری، شجاعت و امکان رهایی انسان؛ فلورستان(Florestan)، مردی که علیه حاکم مستبد ایستاده، مدتهاست در سیاهچالی مخفی و ترسناک زندانی شده و همسرش، لئونوره (Leonore)، برای پیدا کردن و نجات او، در قالب و ظاهر مردی به نام فیدلیو در زندان بهعنوان دستیار زندانبان، مشغول کار میشود.
بتهوون بیش از ۲۰۰ سال پیش در اثر هنری خودش نشان داد که آزادی و حقیقت را نمیتوان برای همیشه در تاریکی و زنجیر و بند زندانی کرد و این را با تصویری که چند سال بعد در سمفونی نهم ساخت به اوج رساند: گذر از رنج و تاریکی به سوی آزادی و شادی.
ویدیو: یکی از بهترین اجراهای #اپرا فیدلیو، سال ۱۹۷۸، به رهبری #لئونارد_برنستاین
- Ludwig van Beethoven's only opera, Fidelio, Op. 72, recording and live production conducted by Leonard Bernstein with the Vienna Philharmonic (Wiener Philharmoniker) and the Vienna State Opera Chorus (Wiener Staatsopernchor), 1978.
@gooshe | 2 937 |
| 10 | جلال ستاری: باید کارهایی در ایران میکردم که به درد بقیه کشورها بخورد
- چه شد که اینجا ماندید در حالیکه در سوئیس و فرانسه موفقیت و موقعیت داشتید و به راحتی کار گیرتان میآمد و میتوانستید انتخاب کنید که زندگی راحتی آن طرف داشته باشید؟
- جلال ستاری: دلم رضا نمیداد. دلم میخواست کارایی برای اینجا بکنم که به درد اونجایی ها بخوره و کارایی که اونجا میکردم باید به اینجا هم میخورد. این بود که برگشتم ایران و دیگه نرفتم.
ویدیو: دقیقه ۲۴... گفت وگو با #جلال_ستاری، اسطورهشناس، مترجم، پژوهشگر و نویسنده
@gooshe | 2 615 |
| 11 | #ایان_بری، #عکاس خبری بریتانیایی در سال ۱۹۶۰ از میان نیروهای پلیس عبور کرد تا اعتراضات شارپویل را در آفریقای جنوبی ثبت کند.
خودش ساکن این کشور بود و مفهوم خشونت و تبعیض را درک کرده بود.
هنگامی که کشتار بیرحمانه مردم آغاز شد، او با به خطر انداختن جانش، از مردمی که برای نجات خود میگریختند عکاسی کرد.
این عکسها به تغییر آفریقای جنوبی به شدت کمک کرد و شاهدی شد برای سندهای تاریخی در دادگاه.
کشتار شارپویل در ۲۱ مارس ۱۹۶۰ رخ داد؛ زمانی که پلیس به سوی جمعیتی که در اعتراض به نظام آپارتاید و قوانین مربوط به «مجوزهای تردد» در مقابل ایستگاه پلیس در شهرک شارپویل جمع شده بودند.
آن روز پلیس خشونت را به حد وحشتناکی رساند.
هیچ مدرکی نمیتوانست چنین کشتار ترسناکی را در تاریخ آفریقای جنوبی ثبت کند، جز عکسهای ایان بری (۲۰۲۶_۱۹۳۴) که دنیا را تکان داد.
او #عکاسی بود که به عنوان تنها شاهد دادگاه علیه این خشونت شهادت داد.
Ian Berry (1934_ 2026)
@gooshe | 3 302 |
| 12 | دستمزدهای خوانندگان رادیو، دهه ۱۳۴۰
زمانی که موسیقی و آواز و رادیو در این سرزمین معنا داشت:
هفته گذشته مدیر کل جدید رادیو ایران، دستمزد خوانندگان رادیو را تصویب کرد، اما وقتی لیست حقوق به آنها ابلاغ شد، ایرج و گلپایگانی استعفانامههای خود را نوشتند. به اعتراض آنها رسیدگی شد و این دو خواننده رادیو استعفا را پس گرفتند.
#دلکش: ۶۵۰۰ ریال برای اجرای چهار ترانه در ماه که دو ترانه جدید و دو ترانه از ترانههای قدیمی او خواهد بود.
پوران: ۶۵۰۰ ریال، با همان ترتیب.
الهه: ۶۵۰۰ ریال، با همان ترتیب.
گلپایگانی: ۶۵۰۰ ریال، برای اجرای دو قطعه آواز در ماه.
ایرج: ۶۵۰۰ ریال، برای اجرای دو قطعه آواز در ماه.
#بنان: ۶۵۰۰ ریال، برای اجرای دو برنامه در ماه.
#رامش، عارف، روانبخش و بهشته: برای اجرای هر ترانه جدید ۲۰۰۰ ریال. این چهار نفر در ماه فقط حق اجرای دو ترانه را دارند که دو برابر حقوق ماهانهشان، ۴۰۰۰ ریال، میشود.
ویگن: برای اجرای هر ترانه ۳۰۰۰ ریال میگیرد و هرماه باید در رادیو اجرا کند که دو برابر حقوق ماهانهاش میشود، ۶۰۰۰ ریال.
کورس سرهنگزاده: ۲۵۰۰ ریال میگیرد و هرماه فقط یک ترانه در رادیو بدهد.
@gooshe
روزنامه اطلاعات | 3 042 |
| 13 | هنر امر متعالی مبتذل_ژیژک.pdf | 2 674 |
| 14 | مصاحبه کامل با #سلمی_الهی، فرزند #بیژن_الهی و #غزاله_علیزاده درباره پدر، آثاری که منتشر نکرد، سوختن در تنهایی و عشق و قلبی که برای شعر و ادبیات فارسی میتپید.
@gooshe | 3 189 |
| 15 | بیژن الهی: نفسم بند آمده از سیاهی اینها
_ پدر شما بعد از انقلاب از نظر سیاسی چطور فکر میکرد؟
- از خونه درنمیاومد. میگفت همهجا خاکستریه. نفسم بند مییاد از سیاهی اینها.
این مملکت، این مُلک، این ایران، این سرزمین چقدر جا دارد برای این اندازه هنرمند و شاعر و نویسنده خانهنشینِ داغ بر دلِ جفادیده و زخمخورده و دلشکسته که زیر خاک گوشهوکنارش در آغوش بگیرد؟
ویدیو: گفتوگو با #سلمی_الهی، خواننده موسیقی کلاسیک و فرزند #بیژن_الهی (۱۳۸۹-۱۳۲۴)، شاعر، مترجم، نقاش و پژوهشگر ادبیات و #غزاله_علیزاده (۱۳۷۵-۱۳۲۷)، نویسنده؛ دختری که داغ پدر و مادر را بر دل دارد و سوختن و ساختن هر دو را پس از سال ۵۷ لمس کرده؛ سکوت و سکون، سرما و ترس و احساس خفقان و خفگی هر دو را دیده و میگوید چطور پدر، از پیشگامان شعر مدرن فارسی و مترجم چیرهدست و مسلط، خلاق، جستوجوگر و ژرف تن به مرگ داد، غمزده در سرزمین خودش، در زمانهای که نمیخواست به حذف و سانسور و دروغ و ریا تن دهد.
ویدیو: بخشی از مصاحبه مصطفی خلجی با سلمی الهی، کانال یوتیوب روایتی دیگر
@gooshe | 3 296 |
| 16 | سفر چرا کنم، چرا سفر کنم؟
من که میتوانم سرگردان باشم
سالها حوالی خانهام
بیژن الهی (۱۳۸۹_۱۳۲۴)
عکس: #بیژن_الهی، شاعر، مترجم و نقاش در کنار همسر و دخترش؛ #غزاله_علیزاده، نویسنده و #سلمی_الهی، خواننده موسیقی کلاسیک
@gooshe | 2 923 |
| 17 | دهکده کوچک شیرین من
#چکسلواکی سوسیالیستی دهه ۱۹۸۰، تعاونی روستا، ساختارهای اداری، تصمیمهای سازمانی و رابطههای فردی با سیستم که آدم و روحیه را نابود میکند؛ روستایی کوچک، دور از قبل و قال شهر، مردمی که به هم اعتماد دارند و دست همدیگر را میگیرند، زندگی آرام، حماقتهای انسانی و بوروکراسی روزمرهای که نظام کمونیستی ساخته و رابطه سالم و آرام آدمها را خراب میکند...
فیلم «دهکده کوچکِ شیرین من» را #ییرژی_منزل (از فیلمسازان مهم #سینمای_موج_نوی_چکسلواکی) سال ۱۹۸۵ ساخت، استعاره از کشورش، وقتی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی سرزمنش زیر نظام کمونیستی شوروی تباه شده بود.
🎬 My Sweet Little Village (Czech: Vesničko má středisková) Jiří Menzel, 1985.
@gooshe | 3 250 |
| 18 | فیلم کامل باز هم سیب داری، ساخته بایرام فضلی، سال ۱۳۸۵ که دهسال توقیف بود و به صورت محدود نمایش داده شد و دوباره توقیف شد.
@gooshe | 4 108 |
| 19 | انسانهای فقیر در سرزمینی بهرهمند در زمانهای نامعلوم، زیر سلطه بیدادگرانی سرمیکنند به نام داسداران؛ مردانی سیاهپوش و خونریزِ داس به دست که همه سرزمین را میگردند تا ببینند آنجا که باید همه خواب باشند، چه کسی بیدار است؟ آنجا که همه باید گرسنه باشند، چه کسی سیر است، آنجا که باید جنگ باشد چه کسی در پی صلح است، آنجا که باید فقر از سر و رویت ببارد، چه کسی تنگدست نیست و آنجا که باید غم باشد، چه کسی به دنبال شادیست.
#داسداران هر سرکشی را که بیابند به جرم اغتشاشگری به زنجیر میکشند و اعدام میکنند؛ زنده تا گردن زیر خاک تا زجرکششدن زیر آفتاب.
تنها کسی که جلوی آنها میایستد، سادهلوحِ زودباور شکمپرستِ و پُرخوریست که با تکهای نان میتواند نافرمان شود و با وعدهای، قهرمان، همراه با زنی که برخلاف او از آبادی غارتشده فرار کرده تا به آبادانی جایی دیگر کمک کند، کودکان را نجات دهد و خلاف خواسته داسداران زندگی کند.
🎬 باز هم سیب داری؟ ساخته بایرام فضلی، سال ۱۳۸۵ توقیف شد و ۱۰سال بعد بیسروصدا و کوتاه اکران شد، اما مسئولان و سیاستمداران، آن را سیاسی و توهین به خود و انقلاب دانستند و دوباره توقیف کردند.
@gooshe | 3 861 |
| 20 | «آوازهایی که مادرم به من آموخت،
دیربازی است که ناپدید شدهاند،
اشکهای او اما هرگز پلکهاش را ترک نکردند
اینک من به کودکانم،
نغمههای موزون را
از دل آن اشکها میآموزم،
از گنجینه یادمانها و خاطرههایی که سرازیر میشوند»
🎬 اجرایی از «آوازهایی که مادرم به من آموخت»
آهنگساز: آنتونین دِوُوژاک (دوورژاک)،
ترانه: آدولف هِیدوک
آواز: ماری-آن ایزمایلووف (مانسا ایزمایلووا)، خواننده متزوسوپرانو #اپرا، اهل اسلوونی.
@gooshe
- Songs My Mother Taught Me
- Antonín Dvořák
- Marie-Anne Izmajlov (Manca Izmajlova)
⬅️ درباره اپرا، موسیقی، نقاشی و سینما... | 3 102 |
