ar
Feedback
Gooshe

Gooshe

الذهاب إلى القناة على Telegram

گوشه وب‌سایتی‌ست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم می‌نویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) می‌سازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]com

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام Gooshe

تُعد قناة Gooshe (@gooshe) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 949 مشتركاً، محتلاً المرتبة 17 660 في فئة أفلام والمرتبة 20 686 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 949 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 02 سبتمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -57، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -1، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 15.78‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 7.40‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 517 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 181 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 29.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل سینما, کاساوتیس, ژاپن, فیلم, گوشه.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
گوشه وب‌سایتی‌ست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم می‌نویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) می‌سازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]...

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 03 سبتمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة أفلام.

15 949
المشتركون
-124 ساعات
-217 أيام
-5730 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+1
في 0 قنوات
أغسطس '26
+57
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+91
في 3 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+228
في 3 قنوات
Get PRO
مايو '26
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+17
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '26
+10
في 3 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+90
في 8 قنوات
Get PRO
يناير '26
+23
في 5 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+75
في 10 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+31
في 6 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+71
في 9 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+78
في 16 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+138
في 11 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+60
في 8 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+107
في 11 قنوات
Get PRO
مايو '25
+137
في 17 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+154
في 9 قنوات
Get PRO
مارس '25
+358
في 39 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+152
في 9 قنوات
Get PRO
يناير '25
+286
في 7 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+492
في 14 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+107
في 6 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+23
في 10 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+52
في 9 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+54
في 10 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+120
في 31 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+108
في 17 قنوات
Get PRO
مايو '24
+134
في 13 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+199
في 24 قنوات
Get PRO
مارس '24
+199
في 25 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+16 069
في 21 قنوات
Get PRO
يناير '240
في 24 قنوات
Get PRO
ديسمبر '230
في 21 قنوات
Get PRO
نوفمبر '230
في 17 قنوات
Get PRO
أكتوبر '230
في 18 قنوات
Get PRO
سبتمبر '230
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '230
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '230
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '230
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '230
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '230
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '230
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '230
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '230
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '220
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '220
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '220
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '220
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '220
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '220
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '220
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '220
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '210
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '210
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '210
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+188
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
03 سبتمبر0
02 سبتمبر0
01 سبتمبر+1
منشورات القناة
فیلم کامل کوتاه At Land، ساخته #مایا_درن، سال ۱۹۴۴. - At Land, written, directed by, and starring Maya Deren, 1944 @gooshe

2
مایا دِرِن از نخستین زنان کارگردان‌ سینمای آمریکا بود. او فیلمنامه‌هایش را هم می‌نوشت و معمولا خودش در فیلم‌هایش بازی می‌کرد.
مایا دِرِن از نخستین زنان کارگردان‌ سینمای آمریکا بود. او فیلمنامه‌هایش را هم می‌نوشت و معمولا خودش در فیلم‌هایش بازی می‌کرد. سال ۱۹۴۴ #مایا_درن فیلم کوتاه صامت At Land را ساخت درباره زنی که موج‌های اقیانوس او را به ساحل می‌برند و او سفری خیال‌گونه را آغاز می‌کند که پیوسته تغییر شکل می‌دهد و از او انسانی تازه می‌سازد. زن در سفر خیال‌انگیز خودش در حالی که روی میز ضیافت شام پیش می‌رود با نسخه‌های دیگری از خودش روبه‌رو می‌شود. مایا درن گفته این فیلم درباره‌ تلاش برای حفظ هویت شخصی و فردیت خودش در دنیای مردانه سینما بوده است. * At Land, written, directed by, and starring Maya Deren, 1944 @gooshe
1 325
3
همدستی شهرت و شرارت وقتی خبرهای نظام‌های تمامیت‌خواه جهانی می‌شود، آنها دنبال کسانی می‌گردند تا اعتبار جهانی بگیرند و خود را+6
همدستی شهرت و شرارت وقتی خبرهای نظام‌های تمامیت‌خواه جهانی می‌شود، آنها دنبال کسانی می‌گردند تا اعتبار جهانی بگیرند و خود را توجیه کنند. کسانی که نقطه‌ضعف دارند؛ افراطی‌اند یا با پول رام می‌شوند، اصول اخلاقی ندارند، تعصب نسبت به مَسلکی کورشان کرده یا کارشان روزمره‌سازی شر است، بهترین انتخاب هستند: #هیتلر، دوک و دوشِس وینزر را به آلمان نازی دعوت کرد و #فیدل_کاسترو، رهبر کوبا، گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی را به عنوان همفکر در کنار خود نشاند. در کره شمالی، کیم‌ جونگ اون، ستاره سابق بسکتبال آمریکا، دنیس رادمن را کنار خود گذاشت و #استالین، نویسنده‌ها و متفکران چپ‌گرای جهان را به شوروی دعوت می‌کرد؛ از جرج برنارد شاو تا ژان پل سارتر. بیشتر نظام‌هایی که اعتبار را با این روش‌ها می‌خرند، سرآسیمه می‌خواهند سیاست شرورِ غیرانسانی خود را در جهان باورپذیر کنند و از خود چهره‌ای معتبر و قربانی رسانه‌ها بسازند. اما معمولاً رودست می‌خورند؛این چهره‌های جذب شده، معمولا تقلبی‌اند یا وعده‌ای تهی گرفته‌اند یا شر دامن خودشان را هم می‌گیرد یا کمی بعد سرخورده شده و همسویی با این نظام‌ها را مایه ننگ زندگی‌ خود می‌خوانند. @gooshe
3 410
4
«انقلابِ من در خود» که تا امروز بخش بسیار مهمی از زندگی‌ام بوده، کاملا درباره کشف مرگ است. سرنوشت من این است که برای مرثیه‌ ش+3
«انقلابِ من در خود» که تا امروز بخش بسیار مهمی از زندگی‌ام بوده، کاملا درباره کشف مرگ است. سرنوشت من این است که برای مرثیه‌ شخصیِ خودم هنر بیافرینم؛ هنری که به مرگ معنا می‌بخشد و زیباییِ رنگ‌ها و فضا را در سکوتِ گام‌های مرگ دنبال می‌کند. #یایویی_کوساما (۲۰۲۶_۱۹۲۹) مجسمه‌ساز، نقاش، نویسنده، طراح مد و هنرمند نوگرا Yayoi Kusama (Kusama Yayoi) 1929 –2026 @gooshe
2 203
5
هنری دیوید ثورو (۱۸۶۲_۱۸۱۷) که سال‌ها بودن در جامعه شهری را رها کرده بود تا تغییر را از خودش شروع کند و تنها در کلبه‌ای ساخته
هنری دیوید ثورو (۱۸۶۲_۱۸۱۷) که سال‌ها بودن در جامعه شهری را رها کرده بود تا تغییر را از خودش شروع کند و تنها در کلبه‌ای ساخته دست خودش، ساده و کوچک در طبیعت زندگی و کار می‌کرد، معتقد بود انسان باید خودش را از ساختار قدرت، اکثریت جامعه یا مقام‌های سیاسی به صورت اخلاقی مستقل نگه دارد. حتی با این احتمال زیاد که در مبارزه مدنی خود پیروز نشود ولی وظیفه انسان است در کاری که انجام می‌دهد خلاف وجدان اخلاقی خودش عمل نكند. از دید #ثورو، انسان باید خط و مشی اخلاقی خودش را از حکومت‌ها جدا کند، چون حکومت‌ها و مقام‌ها تقریبا همیشه مستعد فساد و ظلم و بی‌عدالتی هستند.  ثورو بعدها در «نافرمانی مدنی» نوشت: « حکومتی طاهر است که از تأیید مردم برخوردار باشد. حکومت هیچ حقی به جز حقی که من به او واگذار کرده‌ام بر جان و مال من ندارد. من از قوانین غیرانسانی آن سرباز می‌زنم، در ظلم مشارکت نمی‌کنم و به نام اخلاق در برابر قانون می‌ایستم، حتی اگر اعتراض من شکست بخورد یا هیچ تغییر فوری به وجود نیاورم.» @gooshe
2 246
6
تابستان سال ۱۸۴۶ مأمور دولت، به کلبه‌ای در نزدیکی تالاب والدن در ماساچوست رفت. #هنری_دیوید_ثورو، فیلسوف و نویسنده ۲۸ ساله، آن
تابستان سال ۱۸۴۶ مأمور دولت، به کلبه‌ای در نزدیکی تالاب والدن در ماساچوست رفت. #هنری_دیوید_ثورو، فیلسوف و نویسنده ۲۸ ساله، آنجا در نزدیکی باغچه کوچک‌ و برکه، دور از شهر زندگی می‌کرد. مأمور به او برگه‌ای داد. نویسنده جوان، شش‌سال بود که مالیاتی پرداخت نکرده بود. ثورو بعد از نگاهی به برگه گفت، هرگز به دولتی که برده‌داری در آن روندی معمولی‌ست و جامعه‌ای که جنگ با مکزیک را پذیرفته، مالیات نمی‌پردازد. مأمور دولت پرسید: «چه کنم؟ مأمورم و معذور.» ثورو جواب داد: »در برابر قانون ناعادلانه چه باید کرد؟ فرمان‌برداری؟ اصلاح یا سرپیچی؟ اگر قانون اقتضا می‌کند که به عنوان مأمور بر دیگری ظلم روا داری، قانون را زیر پا بگذار. اگر می‌بینی اخلاق با قانون تعارض پیدا می‌کند، باید جانب اخلاق را بگیری. شهروند خوب بودن وظیفه هر فردی است ولی اخلاقی بودن وظیفه‌ای ارزشمندتر از آن است.» ثورو بازداشت شد و مدتی در زندان به سر برد. بعدها نوشت: «به زندان رفتن برای من هزینه انتخاب اخلاقی است. در حکومتی که حتی یک نفر را ناعادلانه زندانی می‌کند، جای مناسب هر انسان عادلی، زندان است. در چنین وضعیتی، زندان، مکانی شرافتمندانه است.» @gooshe
1 732
7
آقای هیولا _ نویسنده، کارگران و انیماتور: #فرشید_مثقالی #کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سال ۱۳۴۹ هشت دقیقه آقای هیولا یکی از مهم‌ترین انیمیشن‌های دوران طلایی پویانمایی در ایران است، درباره موجودی خلق شده به دست انسان که آرام‌آرام بر انسان‌ها و سازندگان خودش مسلط می‌شود و کنترل را از آنها می‌گیرد. آقای هیولا را فقط یک چیز شکست می‌دهد: کودکی معصوم با گُلی کوچک. هیولای ترسناک که محصول دست و فکر خود انسان است، نمایشی است از از قدرت و اقتدار؛ قدرت و زوری که فقط با قدرت و زور بیشتر شکست نمی‌خورد. بزرگ‌ترين قدرت‌ها هم می‌توانند در برابر قدرتی بسیار کوچک، مطالبه گر و انسانی _ که در برابر یک ساختار عظیم می ایستد_ شکست و سرنگونی را تجربه کنند. @gooshe
1 943
8
نامه‌ای از ونیز سوزان سانتاگ را بیشتر با نوشته‌ها و لحن تند و تیز و قلم خاصش در نقد و نظریه‌پردازی می‌شناسند و احتمالا کم هستند کسانی که بدانند او کارگردان و فیلمنامه‌نویس هم بود و عاشق فیلمسازی. خودش می‌گفت، فیلم ساختن برایش راه و روشی است تا در موقعیت مستقیم خالق قرار بگیرد، اما فیلم‌هایی که به قول خودش خلق می کرد در آمریکا چندان مورد توجه نبود و در اروپا و بین‌ روشنفکران اروپایی بیشتر طرفدار داشت. تور بدون راهنما (Unguided Tour)، چهارمین و آخرین فیلم #سوزان_سانتاگ است که بر اساس داستان کوتاه خودش به همین نام، ساخت. این فیلم که با نام «نامه‌ای از ونیز» هم شناخته می‌شود، رابطه‌ای را نشان می‌دهد که در جریان گردش دو نفر در ویرانه‌های فرسوده و وهم‌آلودِ ونیز، به‌تدریج از هم گسسته می‌شود؛ شبیه به حس‌ها و تجربه‌های خود سوزان سانتَگ. - A Letter from Venice (Giro turistico senza guida), Susan Sontag, 1984 @gooshe
2 627
9
کاسترو بعد از گرفتن جایزه گفت: «من تازه‌کارم در ماهیگیری.» و همینگوی جواب داد: «تازه‌کار خوش‌شانسی هستید.» پاسخی دوپهلو به مردی که در انقلاب و کودتایی روی کار آمد و با کشتار، بی‌رحمی و از بین بردن رفاه و اقتصاد کوبا به یکی از نمادهای انقلاب کمونیستی در آمریکای لاتین تبدیل شد؛ بیخ گوش ایالات متحده که برای کمونیسم آن سوی کره زمین در مقابل شوروی شاخ و شانه می کشید.   هرچند همینگوی هیچ‌وقت آن عکس‌ها را نشانه‌ حمایت سیاسی از کاسترو نمی‌دانست اما  کاسترو معنای سیاسی و نمادینِ حضور در کنار همینگوی را می‌فهمید. این تصویر به کاسترو اعتبار فرهنگی بین‌المللی می‌داد. بعدها گفته شد که رژیم کوبا از میراث همینگوی به عنوان به‌عنوان جاذبه گردشگری و ابزار تبلیغاتی استفاده کرده. از همان زمان بود که حکومت کاسترو بهره‌برداری از سفر و حضور روشنفکران و چهره‌های خارجی را شروع کرد. مجله تایم همان زمان نوشت، سفر به کوبا برای بعضی روشنفکران و سیاستمداران جهان با برنامه‌های بسیار حساب‌شده، پذیرایی و دیدارهای سازمان‌یافته همراه است و حکومت کمونیستی کوبا در عوض از آنها ستایش قابل نقل‌قولِ مثبت از انقلاب می‌خواهد. همینگوی چند ماه بعد، کوبا را ترک کرد و یک‌سال بعد زندگی را تمام کرد. رابطه آمریکا و کوبا به شدت تیره شده بود و همینگوی شاهد زندانی‌شدن دگراندیشان، فشارهای سیاسی، سانسور و آوارگی هزاران کوبایی‌ بود. او هیچ‌گاه رسما از حکومت کاسترو دفاع نکرده بود اما در ابتدای انقلاب کوبا در پاسخ به سوال خبرنگاری گفته بود:  «من به ضرورت تاریخی انقلاب کوبا و اهداف بلندمدت آن باور دارم.» حدود دوسال و نیم بعد از این اظهارنظر بود که او در کشور خودش، آمریکا به زندگی‌اش پایان داد ولی در کنار تمام آثار، نوشته‌ها، مصاحبه‌‌ها، فیلمنامه‌ها و فیلم‌هایش این عکس‌ها هم باقی ماند. نویسنده‌ای که رسما از رهبری خودکامه دفاع نکرد اما کنارش ایستاد، با او عکس گرفت و به او جام قهرمانی را داد که به نام خودش، به نام نویسنده بزرگ و معتبر و مشهور آمریکایی بود. @gooshe عکس‌های این مراسم...درباره فرسته قبلی...
2 757
10
#ارنست_همینگوی و #فیدل_کاسترو، رهبر #کمونیست #کوبا فقط یک‌بار، در پانزدهم ماه مه ۱۹۶۰ دیدار کردند؛ در مسابقات سالانه صید ماهی+6
#ارنست_همینگوی و #فیدل_کاسترو، رهبر #کمونیست #کوبا فقط یک‌بار، در پانزدهم ماه مه ۱۹۶۰ دیدار کردند؛ در مسابقات سالانه صید ماهی‌های بزرگ در نزدیکی هاوانا که به افتخار #همینگوی نام‌گذاری شده بود. بیش از دو دهه بود که همینگوی، نویسنده معروف آمریکایی با شیفتگی‌‌اش به فضای دلپذیر، گرمای مردم، موسیقی و دریا در کوبا زندگی می‌کرد و در دو دهه حضور در کوبا شاهد بخش مهمی از تغییرهایی بود که به انقلاب کوبا و به قدرت رسیدن فیدل کاسترو و پا گرفتن حزب کمونیست انجامید. آن روز، کاسترو قصد نداشت در این مسابقه شرکت کند اما با قایقی که چه‌گوارا هم در آن بود (که ظاهرا هیچ علاقه‌ای هم به چنین مسابقه‌ای نداشت) بزرگ‌ترین ماهی را صید کرد، برنده شد و جام قهرمانی را از دست همینگوی دریافت کرد. عکس‌های آن روز در روزنامه‌ها و مجله‌‌های جهان منتشر شد؛ نویسنده‌ برنده جایزه نوبل ادبیات و جایزه پولیتزر، با پس‌زمینه روزنامه‌نگاری و وقایع‌نگاری جنگ، با دنیایی از تجربه در دیدن خودکامه‌گان، به مردی جایزه می‌داد که ضد وطن خودش (آمریکا) شعار می‌داد و صدها آمریکایی را با تحقیر اخراج کرده بود. @gooshe
2 776
11
موسیقی برای مدتی همه اندوه‌هایت را از یادت خواهد برد این قطعه یکی از زیباترین و عجیب‌ترین قطعه‌های موسیقی #هنری_پرسل، آهنگساز
موسیقی برای مدتی همه اندوه‌هایت را از یادت خواهد برد این قطعه یکی از زیباترین و عجیب‌ترین قطعه‌های موسیقی #هنری_پرسل، آهنگساز و نوازنده باروک در بریتانیاست. متن از نمایشنامه ادیپ شهریار نوشته #سوفوکل گرفته شده؛ داستان مشهور ادیپ درباره سرنوشت، گناه، پیشگویی و رنج، اما این قطعه موسیقی درباره تسکین موقت درد است. شخصیت الکتو در اسطوره‌های یونانی موجودی خشن و انتقام‌جوست با مارهایی روی سر و شلاقی در دست، اما این قطعه می‌گوید موسیقی می‌تواند برای لحظه‌هایی، همه اندوه‌ها را از یاد ببرد و بعد تصویر عجیبی می‌آيد: مارها از سر آلکتو می‌افتند و شلاق از دستش رها می‌شود. نماد ترس و مجازات و مرگ و شکنجه با موسیقی خلع سلاح می‌شود. موسیقی برای چند دقیقه درد و رنج را از تو دور می‌کند. موسیقی تنها پناه آدم‌هاست. موسیقی حتی شلاق را از دست شکنجه‌گر می‌رهاند. 🎶 Music for a While, Henry Purcell, the second of four movements from his incidental music (Z 583) to Oedipus, a version of Sophocles' play. 🎵 Julian Perkins (harpsichord & organ),Jonathan Manson (bass viol) and William Carter (theorbo & baroque guitar) @gooshe
2 624
12
انیمیشن «پِراک و اِس اِس» (Pérák a SS) یکی از عجیب‌ترین و مشهورترین انیمیشن‌های سیاسی تاریخ انیمیشن #چکسلواکی است؛ قهرمان فیل
انیمیشن «پِراک و اِس اِس» (Pérák a SS) یکی از عجیب‌ترین و مشهورترین انیمیشن‌های سیاسی تاریخ انیمیشن #چکسلواکی است؛ قهرمان فیلم Pérák، دودکش‌پاک‌کنی در #پراگ است که در دوران اشغال نازی‌ها به قهرمان افسانه‌ای تبدیل می‌شود. او کفش‌هایی دارد که می‌تواند با کمک آنها با پرش‌های غیرطبیعی از روی پشت‌بام‌ها و ساختمان‌های پراگ بپرد. او با ماسکی دست‌ساز از جنس جوراب، شب‌ها بیرون می‌آید و سربازان آلمانی و نیروهای اس‌اس را دست می‌اندازد و فراری می‌دهد. «ییرژی بردِچکا» (۱۹۸۲_۱۹۱۷) کارگردان، انیماتور، طراح، طنزنویس، نویسنده و گرافیست از آن هنرمندان چکی بود که با هر هنرش به شکل جداگانه‌ای باورهای اجباری کمونیستی حاکم بر کشورش را زیر سؤال می برد و مسئولان را دست می‌انداخت. درست شبیه همین انیمیشنی که ساخته و جای حزب کمونیست، حزب نازی را گذاشته با مسئولانی که از مردم به شدت می‌ترسیدند. Springman and the SS ( Pérák a SS), Jiří Trnka and Jiří Brdečka, 1946 @gooshe #سینمای_موج_نوی_چکسلواکی
3 152
13
. «تئاتر و رمان اگر نباشد، فرهنگ هیچ معنایی ندارد. فرهنگ وقتی جان می‌گیرد که رمان منتشر شود و تئاتر اجرا شود و سینما باشد. من تئاتر را پایه زنده فرهنگ یک سرزمین می‌دانم.» میهن‌دوستی را باید از آنهایی آموخت که عمرشان را صرف ساختن و آبادانی فرهنگ این سرزمین کرده‌اند، آنهایی که در سکوت و بی‌شعار و بی‌ادعا، فرهنگ ایران را نگه داشته‌اند و از چنگ دشمن ضدفرهنگ و ضدزیبایی در برده‌اند با مِهر جاری در تار و پودشان به این سرزمین. آنها که می‌خواستند ایرانی بمانند و جهانی شوند و برای رسیدن به این ایده جنگیده‌اند؛ جنگی که در آن پیر و گسسته و خسته هم شده‌اند اما حافظه فرهنگی یک سرزمین ظلمت دیده را زنده نگه داشته‌اند. ویدیو: #جلال_ستاری (۱۴۰۰-۱۳۱۰)، اسطوره‌شناس، نویسنده، مترجم و پژوهشگر در زمینه ادبیات و تئاتر و اسطوره و تاریخ که پس از سال‌‌ها تحصیل خارج از ایران، با کارنامه‌ای درخشان در هنر و فرهنگ، بعد از انقلاب با تحقیر از مقام مشاور وزیر فرهنگ و هنر اخراج شد، اما دست از نوشتن، پژوهش، ترجمه و پاسداری از فرهنگ و هنر این دیار برنداشت. بیش از صد جلد کتاب او در شش دهه شاید نشان می‌دهد، چطور اسطوره‌ها می‌توانند درباره ترس‌ها، آرزوها و ناخودآگاه فرهنگی و تاریخی ملتی باشند که مدام خود را تکرار می‌کند و در رنج روزگاری ستم‌زده و تاریک دست‌وپا می‌زند، برای تغییر می‌جنگد، انتظار می‌کشد، می‌میرد یا کشته می‌شود و دوباره از دل مرگ و نیستی و ظلم و تاریکی، امید و خرد و زیبایی می‌رویاند. @gooshe ویدیو: از کانال یوتیوب فرهنگ؛ گفت‌وگوی جلال ستاری با جمشید کیان‌فر و افشین داورپناه.
3 364
14
فیلم کامل مرده‌سوز، ساخته #یورای_هرتز که در فرسته بالا بخش‌هایی از آن آمده... The Cremator, Juraj Herz, 1969, based on a novel by Ladislav Fuks. درباره #سینمای_موج_نوی_چکسلواکی اینجا گوشه یک پادکست مفصل دارد... @gooshe
3 964
15
همدستی با شر «بهتر است سقراطی ناراضی باشی تا خوکی راضی؛ بهتر است انسانی ناراضی باشی تا ابلهی راضی.» شاید این سخنِ جان استوارت میل، فیلسوف و نظریه‌پرداز اخلاق‌گرای بریتانیایی در قرن نوزدهم، چکیده زندگی امروز ما باشد. ما حقیقتاً پناه دیگری نداریم جز اینکه در حساس‌ترین شرایط، مهم‌ترین سرمایه درونی‌مان یعنی عقل و وجدان اخلاقی را داور انتخاب‌هایمان قرار دهیم. ما دستاویز دیگری جز این دو نداریم وقتی زیر سلطه نظامی اقتدارگرا روز را شب می‌کنیم. نظامی که برای دوام خود به درجه‌هایی متنوع از همکاری، سکوت، سازگاری، خودفریبی، همدستی و همکاری نیاز دارد: همه پیش‌نیازهایی که می‌تواند انسانی عادی را به شریک و همدستی پرشروشور با شر و سیاهی تبدیل کند؛ انسانی حتی رقیق و شفاف که آرام‌آرام ظلم و ظلمت با صدها توجیه برایش مقدس می‌شود و چیزی ندارد بگوید جز «مأمورم و معذور». همان لحظه‌ای که به خوکی راضی تبدیل می‌شوی و در پی لذت و منفعت شخصی، همدستی با جنایت‌کارها و خون ریزها، خیرخواهانه و بردن انسان‌ها به بهشت با تیغ ایدئولوژی، وظیفه می‌شود. @gooshe فیلم: مرده‌سوز، ساخته #یورای_هرتز، ۱۹۶۷؛ درباره مدیر کوره جسدسوزی در #پراگ در اواخر دهه ۳۰ میلادی که عاشق شغلش، یعنی سوزاندن جسدهاست؛ انسانی عادی، مؤدب و خانواده‌دوست که با سازش‌های کوچک با حزب نازی به همدست بزرگ و ترسناک شر تبدیل می‌شود، با ده‌ها توجیه اخلاقی برای آرامش خودش. شخصیتی که به تدریج می‌فهمد، وسواس‌های شخصی و درونیاتش با ایدئولوژی روزگار سازگارند. وسواس او درباره رهایی انسان از رنج و کاستن درد و دشواری زندگی آدم‌ها، کم کم با ایده‌‌های نازی درباره پاکسازی و خالص شدن نژاد پیوند می‌خورد. بی‌عدالتی را برای خودش توجیه می‌کند. زبان رسمی قدرت وارد زبان روزمره‌اش می‌شود. منفعت شخصی باعث می شود ظلم و ستم را ببیند اما در حقیقت نبیند. توجیه اخلاقی می‌تراشد و با سازش‌های کوچک، به هیولایی خونخوار و بی‌رحم تبدیل می‌شود که می‌تواند تک‌تک اعضای خانواده خودش را هم قربانی نظامی اقتدارگرا کند که از او همکاری و شراکت می‌خواهد. مرده‌سوز، یکی از مهم‌ترین آثار #موج_نوی_سینمای_چکسلواکی بود زیر سایه ظلمت نظام #کمونیستی #شوروی که بی‌عدالتی و ظلمت و زور و ستم را روزمره کرده بود. فیلم توقیف شد و صحنه آخر آن حذف شد، چون سران حزب فهمیده بودند جای آنها با حزب نازی در فیلم عوض شده است.  Movie: The Cremator, Juraj herz, 1969, based on a novel by Ladislav Fuks. درباره #موج_نوی_سینمای_چکسلواکی و فیلمسازانی که با خفقان و نظام  سیاسی #کمونیسم با فیلم ساختن مبارزه می‌کردند، اینجا در کانال یوتیوب گوشه ببینید. @gooshe
5 253
16
#گلن_هنسارد، خواننده و نوازنده ایرلندی در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶، در ۵۶سالگی، در سانحه دلخراش موتورسیکلت جان باخت. * Glen Hansard (197
#گلن_هنسارد، خواننده و نوازنده ایرلندی در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶، در ۵۶سالگی، در سانحه دلخراش موتورسیکلت جان باخت. * Glen Hansard (1970_2026) won an Academy Award for Best Original Song for "Falling Slowly", which he shared with co-writer Markéta Irglová from the 2007 musical romance film Once.
4 385
17
«‌همه با هم طناب را باز کنیم» ✍️#گوشه در آن روز پاییزی، مردم با صحنه تکان‌دهنده‌ای روبه‌رو شدند؛ مردی جوان، طناب دار برگردن، ایستاده بر قالب یخی سرخ‌رنگ که آب می‌شد. آبان سال ۱۳۹۰ قرار بود مردم، اجرایی (پرفورمنس) ببینند از امیر مُعبِد که به چیدمان‌ها (اینستالیشن) و اجراهای منقلب‌کننده و هنر بدن (بادی آرت) شهرت داشت، ولی انتظار نداشتند او را با چشم‌بند بر سکوی سفید خون‌آلودی ببینند، ایستاده بر یخی که دستگاهی آن را آب می‌کند، با چهار محافظ که اجازه نمی‌دهند کسی نزدیک شود و آمبولانسی منتظر، بیرون در «گالری محسن». #امیر_معبد نام این اجرای تعاملی را «کشتزار» گذاشته بود که تجربه‌ای زنده بود از رویدادی تکان‌دهنده و غیرقابل پیش‌بینی. موضوع، بدن بود و مقاومت تا آخرین لحظه، تحمل رنج و درد و البته تجربه شخصی و جمعیِ خشونتی عادی‌سازی‌شده در جامعه‌ای که طناب دار، شکستن گردن، خفه‌شدن و جان‌دادن با آن به اتفاقی روزمره تبدیل شده است. کمی که گذشت جمعیت به فکر چاره افتاد. چند نفر به سمتش رفتند تا نجاتش دهند، اما مراقب‌ها نگذاشتند. یکی فریاد زد: چه می‌‌خواهی بگویی؟ با ما حرف بزن. چند نفر گریستند و داد زدند چطور کمک کنیم؟ یکی گفت: این اعدام است یا خودکشی؟ اگر اعدام است باید بگذاری، ما هم کاری بکنیم. فریادها ادامه داشت که «تمامش کن» و یخ هر لحظه آب می‌شد و پاهای هنرمند سست‌تر و لرزان‌تر و خون بیشتر و طناب دور گردن تنگ‌تر و نفس‌کشیدن سخت‌تر و تماشاگران، مضطرب‌تر و نگران‌تر. فریادها، اشک‌ها و درخواست‌ها برای پایان این اجرای طولانی فایده نداشت. هنرمند تنها با بدنش، شخصی‌ترین دارایی‌‌اش در شکننده‌ترین حالت ممکن، صحنه‌ای را در محیط هنری در پایتخت ایران نمایش می‌داد که مردم در مقابلش اشک می‌ریختند ولی همین صحنه بیرون از این محیط، پیش از اذان صبح، پذیرفته، قانونی، عادی‌شده و غیرقابل اعتراض به نظر می‌رسید. این اجرا داشت، آدم‌ها را خجالت می‌داد و مسئولیت‌پذیری انسان‌ها را توی صورت‌شان می‌زد؛ بی‌اعتنایی، پذیرش ظلم و دستور بالایی‌ها، مأمورم و معذورم محافظان و نگهبانان، کنترل آدم‌ها با تغییر مفهوم قتل قانونی و بی‌اعتنایی و تماشا یا تلاش و تکاپو برای تغییر را در مقابل‌شان می‌گذاشت. اینها را با هنر می‌شد تا این حد بی‌پرده نشان داد که فقط وسیله‌ای برای تزیین خانه‌ ثروتمندان نیست، بلکه سلاحی‌ست برای نبرد. و با بدن می‌شد نمایش داد، همان ابزاری که حکومت‌ها نمی‌توانند از هنرمند بگیرند. هنر بود که باعث شد صدایی بلند شود: «همه با هم بریم طناب رو باز کنیم.» و تماشاگران که برخی فقط نگاه می‌کردند، خود اجرایی چنین ترسناک را به پایان رساندند و مراقبان را به سرپیچی از دستور وادار کردند. ©لطفا در صورت بازنشر، منبع یعنی گوشه را ذکر و تگ کنید. @gooshe - ویدیو و عکس‌ها؛ اینجا در فرسته بالا. - درباره یکی از مهم‌ترین هنرمندان بادی‌ آرت، #آنا_مندیتا، زنی کوبایی که با بدن خودش به ظلم و تبعیض اعتراض می‌کرد و اجراهای (پرفورمنس) تکان‌دهنده او، اینجا در قسمت دهم پادکست گوشه؛ #هنر_با_گوشه ببینید. - این قسمت تصویرهای بالای ۱۸ سال دارد و برای دیدن آن حتما باید در یوتیوب Sign in باشید تا سن را تشخیص دهد. @gooshe
4 292
18
- آقا ببخشید.. ما جنگ‌زدهٔ آبادانی هستیم. اینم بچهٔ داداش ماست. یک پیکان مدل پایین داشت ازش دزدیدن. با این ماشینه مسافرکشی هم+4
- آقا ببخشید.. ما جنگ‌زدهٔ آبادانی هستیم. اینم بچهٔ داداش ماست. یک پیکان مدل پایین داشت ازش دزدیدن. با این ماشینه مسافرکشی هم می‌کرد. گفتیم بیایم از شما پرس‌وجو کنیم.  - برو خجالت بکش... - ناسلامتی ما غریبیم ها...  - یک غریب ماشینشو گم می‌کنه می‌یاد لای این اوراقا پیدا می‌کنه، بی‌معرفت؟ - نگو بی‌معرفت... - آقا ما جنگ‌زدهٔ آبادانیم. غریبیم.. گفتیم بیایم شاید اینجا بهتر باشه... - دردتون چیه؟ - درد ما بی‌کسیه... همین...  فیلم: آبادانی‌ها، ساخته #کیانوش_عیاری، ۱۳۷۱؛ داستان مردی ساده، صالح و درستکار که خانه و کاشانه و زندگی‌اش را در #آبادان از دست‌داده و هفت سال است با خانواده در تهران خاکستری و بی‌روح به عنوان «جنگ‌زده» به سختی روزگار می‌گذراند. او تنها دارایی‌اش را هم از دست می‌دهد؛ تنها کورسوی امیدش در این دربه‌دری و خانه‌ به دوشی، پیکان مستعمل و فرسوده‌ای که به سرقت می‌رود و او بی‌پناه‌تر و بیچاره‌تر می‌شود در این پایتخت بی‌رحمِ دردمندِ موشک‌زده، پر از فقر و هراس، پر از طرار و گوش‌بُر که برای زنده‌ماندن هر کاری می‌کنند. @gooshe ✔️ کانال یوتیوب گوشه ✔️ اینستاگرام گوشه
4 612
19
- آقا ببخشید.. ما جنگ‌زدهٔ آبادانی هستیم. اینم بچهٔ داداش ماست. یک پیکان مدل پایین داشت ازش دزدیدن. با این ماشینه مسافرکشی هم+4
- آقا ببخشید.. ما جنگ‌زدهٔ آبادانی هستیم. اینم بچهٔ داداش ماست. یک پیکان مدل پایین داشت ازش دزدیدن. با این ماشینه مسافرکشی هم می‌کرد. گفتیم بیایم از شما پرس‌وجو کنیم.  - برو خجالت بکش... - ناسلامتی ما غریبیم ها...  - یک غریب ماشینشو گم می‌کنه می‌یاد لای این اوراقا پیدا می‌کنه، بی‌معرفت؟ - نگو بی‌معرفت... - آقا ما جنگ‌زدهٔ آبادانیم. غریبیم.. گفتیم بیایم شاید اینجا بهتر باشه... - دردتون چیه؟ - درد ما بی‌کسیه... همین...  از فیلم آبادانی‌ها، ساخته کیانوش عیاری، ۱۳۷۱؛ داستان مردی ساده، صالح و درستکار که خانه و کاشانه و زندگی‌اش را در آبادان از دست‌داده و هفت سال است با خانواده در تهران خاکستری و بی‌روح به عنوان «جنگ‌زده» به سختی روزگار می‌گذراند. او تنها دارایی‌اش را هم از دست می‌دهد؛ تنها کورسوی امیدش در این دربه‌دری و خانه‌ به دوشی، پیکان مستعمل و فرسوده‌ای که به سرقت می‌رود و او بی‌پناه‌تر و بیچاره‌تر می‌شود در این پایتخت بی‌رحمِ دردمندِ موشک‌زده، پر از فقر و هراس، پر از طرار و گوش‌بُر که برای زنده‌ماندن هر کاری می‌کنند. @gooshe www.instagram.com/gooshe
2
20
درد ما بی‌کسی هست...
1