ch
Feedback
شعر مذهبی رضیع الـحسین

شعر مذهبی رضیع الـحسین

前往频道在 Telegram

گلچین اشعارمذهبـــی رضیــع‌الحسـین علیه‌السلام Instagram.com/raziolhossein تبادل و تبلیغات❌ کانال نوحه: @raziolhossein1 توجه! استفاده و کپی برداری از اشعار"حتی بدون ذکر منبع" بلامانع است

显示更多

📈 Telegram 频道 شعر مذهبی رضیع الـحسین 的分析概览

频道 شعر مذهبی رضیع الـحسین (@raziolhossein) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 12 193 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 7 509,并在 伊朗 地区排名第 26 362

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 12 193 名订阅者。

根据 17 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 221,过去 24 小时变化为 23,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 3.64%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.22% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 442 次浏览,首日通常累积 270 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 1
  • 主题关注点: 内容集中在 گریه, کربلا, #حضرت_زینب_شهادت, زينب, فاطمه 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
گلچین اشعارمذهبـــی رضیــع‌الحسـین علیه‌السلام Instagram.com/raziolhossein تبادل و تبلیغات❌ کانال نوحه: @raziolhossein1 توجه! استفاده و کپی برداری از اشعار"حتی بدون ذکر منبع" بلامانع است

凭借高频更新(最新数据采集于 18 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。

12 193
订阅者
+2324 小时
+1067
+22130
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+244
在3个频道中
五月 '26
+88
在1个频道中
Get PRO
四月 '26
+48
在2个频道中
Get PRO
三月 '26
+43
在1个频道中
Get PRO
二月 '26
+124
在7个频道中
Get PRO
一月 '26
+89
在12个频道中
Get PRO
十二月 '25
+212
在14个频道中
Get PRO
十一月 '25
+371
在8个频道中
Get PRO
十月 '25
+136
在13个频道中
Get PRO
九月 '25
+83
在18个频道中
Get PRO
八月 '25
+353
在13个频道中
Get PRO
七月 '25
+579
在18个频道中
Get PRO
六月 '25
+287
在13个频道中
Get PRO
五月 '25
+204
在10个频道中
Get PRO
四月 '25
+157
在10个频道中
Get PRO
三月 '25
+255
在14个频道中
Get PRO
二月 '25
+206
在8个频道中
Get PRO
一月 '25
+302
在14个频道中
Get PRO
十二月 '24
+264
在14个频道中
Get PRO
十一月 '24
+270
在8个频道中
Get PRO
十月 '24
+192
在4个频道中
Get PRO
九月 '24
+162
在11个频道中
Get PRO
八月 '24
+323
在7个频道中
Get PRO
七月 '24
+841
在14个频道中
Get PRO
六月 '24
+420
在10个频道中
Get PRO
五月 '24
+299
在8个频道中
Get PRO
四月 '24
+318
在12个频道中
Get PRO
三月 '24
+419
在12个频道中
Get PRO
二月 '24
+358
在13个频道中
Get PRO
一月 '24
+339
在12个频道中
Get PRO
十二月 '23
+444
在10个频道中
Get PRO
十一月 '23
+241
在4个频道中
Get PRO
十月 '23
+122
在4个频道中
Get PRO
九月 '23
+205
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+434
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+632
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+165
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+108
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+113
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+57
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+103
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+124
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+169
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+73
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+90
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+141
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+359
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+313
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+172
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+175
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+192
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+201
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+133
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+207
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+158
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+112
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+145
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+177
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+308
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+165
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+126
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+117
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+129
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+137
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+122
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+203
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+2 486
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
18 六月+38
17 六月+23
16 六月+33
15 六月+8
14 六月+10
13 六月+15
12 六月+8
11 六月+13
10 六月+10
09 六月+10
08 六月+15
07 六月+6
06 六月+7
05 六月+4
04 六月+10
03 六月+16
02 六月+11
01 六月+7
频道帖子
#مقتل #حضرت_حر پس از شهادت حبیب،حرّبن یزید ریاحی و زهیربن قین،به عنوان پشتیبانی از حرّ به میدان کارزار رفتند.درگیری هر کدام وقتی شدت می یافت و سخت می شد،دیگری به کمک او آمده و نجاتش می داد.ساعتی بدین منوال گذشت. اسب حرّ از ناحیه گوش لب مجروح شد و خون از سر رویش می ریخت.حرّ شعری را زمزمه می کرد. حصین به یزیدبن سفیان گفت:این همان حرّی است که دوست داشتم او را بکشم.به سوی او رفت و خواستار مبارزه شد،طولی نکشید که حرّ او را به هلاکت رساند.ایوب بن مشرح خیوانی تیری به اسب حرّ زد و موجب رم کردن آن شد. اسب نزدیک بود حرّ را پرت کند که او خودش از روی زین اسب با چالاکی به پایین پرید.او همچون شیری بود که شمشیر به دست گرفته است.حرّ بدون اسب و به صورت پیاده نبرد را ادامه داد و بیش از چهل نفر از سپاه عمرسعد را کشت.آن گاه سپاهیان ابن سعد حمله ای به او کردند و توانستند او را به شهادت برسانند. یاران امام حسین(صلوات الله علیه)او را نزد شهدای دیگر آوردند و بر زمین نهادند.امام فرمود: "این شهدا همچون شهدای پیامبران و خاندان آنها هستند". بعد رو به جانب حرّ کرد_که هنوز رمقی در بدن داشت_و در حالی که خون های روی صورتش را پاک می کرد،فرمود: [أنت الحرّ کما سمتک امّک و انت الحرّ فی الدنیا و الآخرة_تو همان گونه که مادرت نامیده حرّ و آزاده هستی،تو هم در دنیا و هم در آخرت آزاده ای]. یکی از اصحاب امام حسین(صلوات الله علیه) وبه نقلی امام سجاد(صلوات الله علیه) و بنابر نقلی دیگر خود امام در رثای حرّ شعری به این شرح سرود: [لنعم الحرّ حرّ بنی ریاح_صبور عند مشتبک الرماح_و نعم الحر إذا فادی حسیناً_و جاد بنفسه عند الصباح]. 📚مقتل مقرم،ص۳۰۲_۳۰۳ 📚تاریخ طبری،ج۶،ص۲۵۲ 📚البدایه،ج۸،ص۱۸۳ 📚تاریخ طبری،ج۸،ص۲۴۸_۲۵۰ 📚مناقب ابن شهر آشوب،ج۲،ص۲۱۸ 📚تظلم الزهرا،ص۱۱۸ 📚مقتل عوالم،ص۵۸ 📚روضة الواعظین،ص۱۶۰ @raziolhossein

2
#اولاد_حضرت_زینب کیست این نامِ معظم که لبالب علی است آنقدر لب به لب از عشق که زینب علی است همه مدیون علی گفتنِ او در شامیم اگر امروز در این معرکه بر لب علی است رفت با لهجه‌ی مولا به روی منبر شام حک شد آن روز فقط صاحب منصب علی است گفت حیثیت کعبه است علی، یعنی ما گفت شیرازه‌ی این بیت مکعب علی است جان حسین اشک حسین آب حسین آه حسین غم علی عشق علی درد علی تب علی است شیعه را تا به ابد نقشه‌ی همراه کشید أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولی‌ الله کشید سِرِّ هستی ست علی سِرِّ ابیها زینب ها علیٌّ بَشَرٌ... را همه معنا زینب صبر هم بال و پرش سوخت به جایی نرسید یک جهان فاصله دارد برسد تا زینب نام زهرا و حسین و حسن و حیدر را جمع کن با هم و یک بار بگو یا زینب این چه صبرست خدا داده که داغِ طفلان خم نیاورد به اَبروی تو حتی زینب بعد آقای شهیدم همه شب می‌گوییم روضه سخت است بگویید خدایا ...زینب خم نشد زینب و صد کوه کمر خم کرده کربلا محضر این فاطمه سر خم کرده خیمه در خیمه سراسیمه خبر پیچیده مادری چادر خود را به کمر پیچیده آسمان محضر خورشید دو مهتاب آورد در حرم حرفِ دو اختر دو قمر پیچیده چقدر رفته به دایی حسنش، پیش حسین عُون عمامه‌ی سبزی که به سر پیچیده از محمد چه بگوییم که زینب امروز به سرش پارچه‌ی زردِ پدر پیچیده تا رضایت بدهد شاه دلیلش این است قسمِ فاطمه در خیمه اگر پیچیده نوبت من شده و فتح و ظفر را بنگر بعد از این ، معرکه‌ی تیغ دوسر را بنگر پشت بر پشت دو سردارِ حرم می‌آیند چشمِ بد دور که بسیار به هم می‌آیند باید اسفند بسوزند که یک یک پِیِ هم با دو شمشیرِ کج و با دو علَم می‌آیند به عقب می‌رود از هیبتِ شیران، لشگر رو به میدانِ بلا تا دو قدم می‌آیند دخترِ شاه نجف مدح علی را می‌خواند تا که دیدند که با تیغ دودَم می‌آیند ملک‌الموت چه کاره است؟ به میدانی که... ...غضب آلوده و با اَبرویِ خَم می‌آیند این دو جان ثقلین‌اند خدا می‌داند هردو بد مستِ حسین‌اند خدا می‌داند مست بودند ولی ساغرشان را بُردند تیغ بودند ولی جوهرشان را بُردند عطش و خستگی و غربت و زخم و دشنه ضربه ضربه رمقِ پیکرشان را بُردند زره و خوود و کمربند، کمان، عمامه موقع غارتشان اکثرشان را بُردند خوب شد مادرشان نیست ببیند از دور من بمیرم که به نیزه سرشان را بُردند آه بر ناقه‌ی عریان... به کجایی عباس وای با شمر ببین مادرشان را بُردند سنگ‌ها خورده و از زخم لبالب شده است سرشان سایه‌ی روی سرِ زینب شده است #حسن_لطفی @raziolhossein
785
3
#حضرت_حر_علیه_السلام #رباعی وقتى که گناه، پشت بشکست از حر  احسان حسین، نقشِ حر بست از حر  یک جلوه ز آقایى مولا این جاست  حر راه از او گرفت و او دست از حر #سیدرضا_موید @raziolhossein
720
4
#حضرت_حر تو هستی پادشاه عشق و من عبد پشیمانی ببین ای نور چشمم ! آمدم با چشم بارانی تو هستی یوسف زهرا و کار توست زهرایی به جان مادرت زهرا ، تو از من رو مگردانی نِیَم سردار لشگر ، من غالمِ اصغرت هستم اگر قابل بدانی ، آمدم گهواره جنبانی اگر اصغر بمیرد از عطش ، تقصیرِ من باشد من اوّل آب را بستم و می دانم که می دانی ! مبر نام مرا در خیمه ، ای قربانِ نام تو نگو حر آمده اینجا ، اگر در فکر طفالنی گرفتم من به روی دست ، قرآن و ندانستم که تو ای دلبر لبْ تشنه سر تا پای قرآنی ! خبر آورده ام از آن طرف ، ای بهتر از جانم ببین دریای چشمم ، زین خبرها هست طوفانی بدیدم نعلِ تازه می زدند بر سُمّ مرکبها چسان گویم که تو در زیر سُم اسب می مانی الهی من بمانم در ته گودال ، جای تو نگردد کم سرِ مویی ، از آن زلفِ پریشانی الهی من روم در خانه ی خولی به جای تو دعایم را بگو آمین ، دلِ من را مسوزانی #سیدمحسن_حسینی @raziolhossein
706
5
#امام_حسین_مناجات #شب_چهارم باد از نبرد بوی تو می‌آورد حسین دارد مرا به سوی تو می‌آورد حسین این باد سرخ‌رنگ که پیوسته می‌وزد پیغامی از گلوی تو می‌آورد حسین هر کس که از کرامت عیسی شنیده است ایمان به خلق‌وخوی تو می‌آورد حسین ای حُر بیا به خیمه‌ی او... ناگران نباش چیزی مگر به روی تو می‌آورد حسین؟ #سعید_مبشر @raziolhossein
711
6
#حضرت_رقیه_شهادت در راه دویدی و دویدی و دویدی اما به سر زخمی بابا نرسیدی از زجر حرامی چقدر زجر کشیدی چه روی کبودی و چه گیسوی سپیدی عنوان شده در دفتر تاریخ، رقیه “ای پیرترین دختر تاریخ، رقیه” #سیدمیلاد_حسنی @raziolhossein
785
7
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها #بعد_از_شهادت همه ی خرابه غرق غم شده یه شیرین زبون دیگه کم شده یه امامزاده توی خرابه موند حالا دیگه خرابه حرم شده طفل دلشکسته کی دیده بگه یه سه ساله خسته کی دیده بگه شایدم دیده باشه کسی ولی تشییع نشسته کی دیده بگه عمه دست غم روی کمر داره از کبودی تنش خبر داره رباب از رو تجربه بهش میگفت قبرشو عمیق بِکَن خطر داره کاش ماهم به فکر آینده بودیم قبر بچمو عمیق کنده بودیم کاش لحد براش میذاشتیم و حالا کمتر از شیرخواره شرمنده بودیم رفت و بین بچه ها جاش خالیه تو نماز جماعتا جاش خالیه وقتی که چهلم باباش میشه اربعین تو کربلا جاش خالیه #علی_ذوالقدر @ali_zolghadr110
1
8
#حضرت_رقیه_دودمه امشبی را شه دین در بغلم مهمان است مکن ای صبح طلوع روی لبهاش هنوز آیه ای از قرآن است مکم ای صبح طلوع اللهم عجل لولیک الفرج... عمه بابا آمده آبی بزن روی مرا شانه کن موی مرا پیش چشمش بازکن چشمان بی سوی مرا شانه کن موی مرا اللهم عجل لولیک الفرج... مثل سقا من علمدار قیام زینبم ماه شام زینبم دختر سلطانم و قائم مقام زینبم ماه شام زینبم اللهم عجل لولیک الفرج... از سفر آمده؛ وقت سفرم آمده است مکن ای صبح طلوع لیله ی قدر من است و پدرم آمده است مکن ای صبح طلوع اللهم عجل لولیک الفرج... کودکم گرچه ولی قافله را سردارم نوه ی کرارم مثل عمه به رگم غیرت حیدر دارم نوه ی کرارم اللهم عجل لولیک الفرج... شد رقیّه در خرابه نیمه شب، لطمه زنان العجل صاحب زمان رأس بابا را گرفته روی دست و داده جان العجل صاحب زمان اللهم عجل لولیک الفرج... قد من خم شد پدر جان مثل زهرا مادرت ای به قربان سرت کنج این ویرانه بابا جان سپارد دخترت ای به قربان سرت اللهم عجل لولیک الفرج... من اگر گریه کنم عرش خدا می لرزد یا ابا المظلوم حسین پای این سر به خدا جان بدهم می ارزد یا ابا المظلوم حسین اللهم عجل لولیک الفرج... با صدای گریه ات در شام طوفان می کنی حضرت بنت الحسین با تکان چادرت کافر مسلمان می کنی حضرت بنت الحسین اللهم عجل لولیک الفرج... @raziolhossein
1 647
9
#حضرت_رقیه_شهادت #محاوره آرومم نمی کنه هیچ احدی رگ خواب دخترت رو بلدی دیگه داشتم نگرانت می شدم با سر اومدی پدر ، خوش اومدی ! قربون چشات برم که دلبره غیر تو ناز منو کی میخره توو تنور با اینکه سوخته ، هنوزم موهات از موهای من بلندتره مثه من تو هم که رنگت پریده پدر پهلوونم نترسیده بشکنه دستش الهی ، عزیزم ! کی رگاتو نامرتب بریده یکی یکدونه‌‌ی تو غم ندیده آب همین که خواسته ، زودی رسیده خیالت راحت باشه ! چهل شبه توو پرِ قو دخترت می خوابیده پیر شدم ، انگاری عُمرم زیاده دندونای شیری من افتاده اگه شمرو بخشیدی ، زجرو نبخش ! بس که این لعنتی آزارم داده بعد تو ندارم آروم و قرار ببینم سنان‌و می کنم فرار ما که دَمخور با فرشته ها بودیم به سر بازار برده ها چیکار ! توو شلوغی وا کنن معبرو کاش از سر من نَکِشَن معجرو کاش رباب‌و نمیتونیم آروم کنیم پس بدن گهواره ی اصغرو کاش شیشه‌ی بختِ ترک‌خورده ، شکست غم عالم توو دل عمّه نشست دیگه از بزم یزید نگم برات ما رو بُردن وسط یه عدّه مست ناموس تو سربه‌زیر شد ، بمیرم خواهرمون گوشه‌گیر شد ، بمیرم تا که بحث کنیزو پیش کشیدن سکینه یک شبه پیر شد ، بمیرم! #بردیا_محمدی @raziolhossein
1 106
10
#امام_حسین_سلام_الله_علیه آنچنان که بارش باران نم نم دیدنی است چشم خیس گریه کن های شماهم دیدنی است هم نزول حضرت جبریل سوی روضه ها هم گدایی کردن امثال حاتم دیدنی است اکثر ایام گرچه خالی از زیبایی است چهره این شهر در ماه محرم دیدنی است ظاهر آراسته خوب است اما این دهه صورت زخمی و موی نامنظم دیدنی است می‌شود معشوق با لبخند زیباتر ولی چهره ی هر عاشقی همراه با غم دیدنی است صحنه ای از مرقدت نقش است در اندیشه ها کربلا بالای گنبد موج پرچم دیدنی است مثل آن روزی که یک عاشق به دلبر میرسد لحظه پیوستن شاه و گدا هم دیدنی است عشق بازی از نگاه مسلم و حر و حبیب باغریبی، سر به زیری، قامت خم دیدنی است یا غیاث المستغیثین منی هنگام مرگ میزبانی تو در آن واپسین دم دیدنی است روز محشر در میان نامه اعمال من روزهایی که برایت گریه کردم دیدنی است کاش میفهمید اهریمن که در ملک وجود حلقه خاتم به دست شاه عالم دیدنی است #علی_ذوالقدر @ali_zolghadr110
1
11
#حضرت_رقیه_شهادت تضمینی از شعر استاد شهریار آمدی دیر آمدی دیدار من بابا چرا؟ آمدی حالا که پیرم کرده این غم‌ها چرا ؟ بین دشمن ها رها کردی مرا تنها چرا ؟ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ با وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ حال که شمع وجود من شده آب آمدی تا که لالایی بخوانی لحظه خواب آمدی فاتحه جایش بخوان بس دیر ای باب آمدی نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی ای پدر این زودتر می‌خواستی حالا چرا؟ این نفس دیگر رفیق طفل تنهای تو نیست آرزویی بر سرم غیر از تمنای تو نیست در تنم جان غیر یک بوسه ز لب‌های تو نیست عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟ ما به عشق دیدن تو زندگانی داده ایم زندگانی را به شوق یار جانی داده ایم زیر بار زجرها قد کمانی داده ایم نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟ آنقدر بابا دویدم در پی ات آن شام تار یک بیابان خار شد از خون پایم لاله زار حال از رنج سفر افتاده‌ام در احتضار وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟ دخترت هر قدر سیلی خورد جز بابا نگفت تازیانه هرچه پرسید از لبم بابا شنفت با شب هجران دلم تنها ز صبح وصل گفت کربلا تا کوفه یک دم چشم‌های من نخفت اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا؟ دشمنت ما را به بزم خویش مهمان می‌کند پیش ما از تو پذیرایی به خزران می‌کند دیدن گل از قفس غم را دوچندان می‌کند آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا؟ خسته‌ام پژمرده ام آشفته حال و خون جگر حال که دیگر برای من نمانده بال و پر شکوه‌ای دارم مرو یا که مرا با خود ببر شهریارا بی حبیب خود نمی‌کردی سفر این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا؟ #موسی_علیمرادی @raziolhossein
1 139
12
#حضرت_رقیه_شهادت دستت کجاست تا که بگیری به بر مرا یا لطف کن بگیر به بر یا بِبَر مرا آن سنگدل که خواست سرت را جدا کند ای کاش کشته بود ز تو زودتر مرا آن طایرم که واشدن پر ندیده ام صیّاد دون شکست همه بال و پر مرا مرهون عمه هستم اگر زنده ام هنوز هر جا رهاند بعد تو از هر خطر مرا هر جا که خواست خصم زند تازیانه ام می گشت عمه با همه نیرو سپر مرا  با آب چشم خون ز رخت پاک می کنم یاری اگر کند ز وفا چشم تر مرا من مفتخر به عالم و شرمنده از توام کاین‌گونه با سرت زدی از لطف سر مرا هر طفل جا به دامن لطف پدر کند "افکنده ای چو اشک چرا از نظر مرا" #علی_انسانی @raziolhossein
1 043
13
#حضرت_رقیه_شهادت همه جا بوی دود می آید باد سرخ و کبود می آید نیزه دارد فرود می آید گریه زاری نمی کنم هرگز پدرم گفته زود می آید کربلا غرق آه شد اما شاه ما بی سپاه شد اما خیمه ها بی پناه شد اما زیر قولش نمی زند آری پدرم گفته زود می آید در حرم قحط آب شد ای وای دل عمه کباب شد ای وای گل لیلا گلاب شد ای وای بی قراری نمی کنم وقتی پدرم گفته زود می آید لکّه ای روی ماه می ماند صورت من سیاه می ماند چشم من سوی راه می ماند منتظر مانده ام که برگردد پدرم گفته زود می آید از یتیمی زیاد می ترسم با اسیری مباد،می ترسم از بلندیِ داد می ترسم میزند سر به من یقین دارم پدرم گفته زود می آید #سید_سجاد_حسینی @raziolhossein
950
14
#حضرت_رقیه_شهادت یادش بخیر بالش نرمی که داشتم آغوش با محبت گرمی که داشتم یادش بخیر بوسه گرم تو قبل خواب خوش می گذشت دور تو و عمه و رباب یادش بخیر شانه زدن های هر شبت پا می شدم ز خواب به گلبوسه ی لبت یادش بخیر زندگی ام رو به راه بود رویم سپید و موی سر من سیاه بود امشب ولی به زیر سرم خشت خام بود بی احترام طرز ورودم به شام بود این طفل پیر جان بسپارد اگر، رواست لعنت به شمر طفل تو را سالخوده خواست ناز تو را به قیمت سیلی خریده ام از خواب با لگد نپریدم؟ پریده ام سیلی به حال صورت من گریه می کند لالایی ام به لکنت من گریه می کند خود را برای دلخوشی او زدم به خواب خواب مرا به هم زده لالایی رباب ... ما چوب خورده های اسارت چشیده ایم دندان شکسته های خجالت کشیده ایم از من بریده تر ، نفس خواهرت شده ... بیچاره عمه، قبر کن دخترت شده ... گفتم به عمه تا به وصیت عمل کند ... نیت کند به جای تو من را بغل کند از روی نیزه ها نگرانم شدی ببخش فردا اگر که فاتحه خوانم شدی ببخش هنگام غسل دادن زهرای کوچک است ما بی کسیم ، گریه کن ما عروسک است زخم تن مرا به سکینه نشان مده ... تلقین بخوان و شانه ی من را تکان مده گفتم به قبر من بنویسند: خسته بود زهرا ترک ترک شده بود ، او شکسته بود یا رب ، روا مدار عزیزی شود اسیر بابای هیچ دخترکی را از او مگیر ... طفل تو را نبودن تو قد خمیده کرد با من هرآنچه کرد ، گلوی بریده کرد #ناصر_دودانگه @raziolhossein
888
15
#حضرت_رقیه_شهادت ز برق آتش سیلی که سوخت خرمن هوشم نه نور مانده به چشمم نه پرده مانده به گوشم نه صبر مانده نه تابم ، نه نان رسیده نه آبم نه راحتی که بخوابم ، نه قوّتی که بکوشم یتیم آبله پایم عزیز آل عبایم سفیر کرب و بلایم اسیر خانه به دوشم هزار خار تطاول نشسته بر دل بلبل بیا کنار من ای گل بیا که بی تو خموشم تو سر به سینه‌ی من نِه ، که سینه سینه بنالم تو چشم جانب من کن که چشمه چشمه بجوشم گل بریده گلویی بهشت غالیه بویی که از سرت سر مویی به عالمی نفروشم سه ساله مُحرم عشقم که گشته مکّه دمشقم سر تو کعبه‌ی من شد لب تو زمزم نوشم به ذکر یا ابتایم خرابه گشته مِنایم ببین به سعی و صفایم ببین به جوش و خروشم قدم خمیده شد از غم درین مصیبت اعظم که بار محنت عالم نشسته بر سر دوشم ستاره‌ها همه زخمی شدند و من به هوایت ز بس که آه کشیدم نمانده تیر به توشم تو ای سه ساله نظر بر "یتیم" نوحه سرا کن که بر سرای تو عمری غلام حلقه به گوشم #مرتضی_جام‌_آبادی @raziolhossein
841
16
#امام_حسین_مناجات #حضرت_رقیه_شهادت #شب_سوم دور این سفره به آه و ناله برکت می دهند دیر می آئیم هیئت، زود حاجت می دهند اشک ما را می خرند و ناز ما را می کشند این کریمان زندگی را در رفاقت می دهند روضه خوانها گریه می گیرند و ما هم آبرو عجز ما را می برند و جایش عزت می دهند این سماورها که می‌جوشند در بزم عزا بهتر از باران به شهر ما طراوت می دهند آمدیم از پشت در بالای مجلس با حسن پیش زهرا و علی ما را خجالت می دهند مطمئناً درد ما درمان ندارد جز حسین دست بیمار حرم، یک ذره تربت می دهند زائران اربعین را می برند اول نجف  با علی دور ضریحش دست بیعت می دهند دختر ارباب، بی مثل است مثل فاطمه زینب و ام البنین باهم شهادت می دهند در بیابان گم شده، کارش گره خورده بهم کار او را دستِ زجرِ بی لیاقت می دهند دختری که جز عزیزم از لب بابا ندید گفت بابا، ناسزا اینجا چه راحت می دهند اینطرف با خستگی موهای من را می کشند آنطرف بر اسب هاشان استراحت می دهند آبله دارم، به پایم خار رفته، می دوم به دویدن هام با شلاق، سرعت می دهند #رضا_دین_پرور @raziolhossein
862
17
#یا_رقیه_سلام_الله_علیها 🔹️دختر با سر بریده تکلم میکند.... سلام قرار قلبم    سلام عزیز جونم رسیدنت بخیره   بابای مهربونم اومدی تو خرابه   یه ذره جون بگیرم وضع سرت خرابه  الهی من بمیرم دیگه نزاری بری         دق میکنم جون تو دیدم که چوب چکار کرد     با لب و دندون تو میبینی که شکستم      میبینی که خمیدم چون این روزا همیشه    سر بریده دیدم خونه ی خاکی من   از دل دشت بهتره دامن سوخته بابا    از نی و طشت بهتره تو بغلم بابایی    امنِ سرِ شکسته چقد به دادت رسید  عمه با دست بسته تو آغوش باباشون     بگو بخندی دارن دخترا هم سن من        موی بلندی دارن فک نکنم تا سحر    درد دلام تموم شه نمیگم از کنیزی  ‌ باید بابایی روم شه مرتضی عابدینی ✅ کانال اشعار مرتضی عابدینی 🆔 @binava315
1
18
غزل #حضرت_رقیه_(س) محرم ۱۴۰۵ سنگ خورده ، آتش افتاده به جانش کو به کو مهربان تر باش نیزه ، چند شب با این گلو تیغ کم کرده ست جسمش را به صحرا عضو ، عضو شعله کم کرده ست از زلف سپیدش مو به مو اندکی سر خم کن این سر را شبی بر من ببخش من به غیر از بوسه ای امشب چه می خواهم از او من بغل وا می کنم، او را به دیرش می بری ؟ من چه کم دارد از آن راهب ، چه کم دارم ، بگو مادرم ارثیه ی اشکی به من بخشیده است با همان ارثیه خواهم داد سر را شستشو نیزه , من قلبم شکسته ، مجلس می بوده ام چوب بر لبهای بابایم زد آن بی آبرو .... مشت هایم را گره کردم بکوبم بر لبم هر دو در روز وصال عاجز شویم از گفتگو ... نیزه بابای مرا دیدی در گوشش بگو : دخترت مرگ‌ خودش را کرده امشب آرزو .... گفتنی ها گفته شد دیگر خودت دانی پدر این تو و این حسرت و این روزهای پیش رو @naser_dodangeh_313
1
19
#حضرت_رقیه_شهادت سنگ خورده ، آتش افتاده به جانش کو به کو مهربان تر باش نیزه ، چند شب با این گلو تیغ کم کرده ست جسمش را به صحرا عضو ، عضو شعله کم کرده ست از زلف سپیدش مو به مو اندکی سر خم کن این سر را شبی بر من ببخش من به غیر از بوسه ای امشب چه می خواهم از او من بغل وا می کنم، او را به دیرش می بری ؟ من چه کم دارد از آن راهب ، چه کم دارم ، بگو مادرم ارثیه ی اشکی به من بخشیده است با همان ارثیه خواهم داد سر را شستشو نیزه , من قلبم شکسته ، مجلس می بوده ام چوب بر لبهای بابایم زد آن بی آبرو .... مشت هایم را گره کردم بکوبم بر لبم هر دو در روز وصال عاجز شویم از گفتگو ... نیزه بابای مرا دیدی در گوشش بگو : دخترت مرگ‌ خودش را کرده امشب آرزو .... گفتنی ها گفته شد دیگر خودت دانی پدر این تو و این حسرت و این روزهای پیش رو #ناصر_دودانگه @raziolhossein
935
20
یا لطیف یا مولاتی یا رقیه سلام الله علیها از راه رسیده جان جانان دلتنگی من گرفت پایان دیروز مرا بغل نکردی دیدی بغلت گرفتم الآن! اسبابِ فراهمی ندارم ویرانه که نیست جای مهمان زیبایی قبل را ندارم هرچند که می کنی تو کتمان دیدیم پر فرشته‌ها را... اصلاً بدنت نمانده عریان فهمید که تشنگی کشیدی رحمی به لبت نکرد باران لب‌های تو چوب‌دست خورده سخت است ببوسی ام پدرجان! لبخندِ تو نیست مثل سابق سنگ از تو رُبوده چند دندان بد کرد به من ، به تو ، به عمه این قوم پلید نامسلمان ای کاش که زجر را نبخشی از بس که مرا زده..، به قرآن ! این ناقه ، خودش تکان نمی خورد لعنت به نفهمیِ شتربان کُفری شده بود تازیانه جای همه عمه داد تاوان در کوچه شکست دنده‌هایم زهرا شدنم نبود آسان یکبار نشد سرت نیفتد این سر شده بود سیبِ غلتان با زیور ما بساط کردند... بازار نبود جای طفلان ما را که مَلَک به زور می دید بُردند میان مِی‌گساران دیدم که سکینه رفت از حال شد حرف کنیز تا که عنوان ▪️ با خود ببرم از این خرابه تا خاک مرا نکرده پنهان #یا_رقیه #محرم_۱۴۰۵ @bardiamohamadi70
1