ch
Feedback
شعر مذهبی رضیع الـحسین

شعر مذهبی رضیع الـحسین

前往频道在 Telegram

گلچین اشعارمذهبـــی رضیــع‌الحسـین علیه‌السلام Instagram.com/raziolhossein تبادل و تبلیغات❌ کانال نوحه: @raziolhossein1 توجه! استفاده و کپی برداری از اشعار"حتی بدون ذکر منبع" بلامانع است

显示更多

📈 Telegram 频道 شعر مذهبی رضیع الـحسین 的分析概览

频道 شعر مذهبی رضیع الـحسین (@raziolhossein) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 12 603 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 7 043,并在 伊朗 地区排名第 25 558

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 12 603 名订阅者。

根据 29 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 195,过去 24 小时变化为 7,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 8.93%。内容发布后 24 小时内通常能获得 4.28% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 125 次浏览,首日通常累积 539 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 2
  • 主题关注点: 内容集中在 گریه, کربلا, #حضرت_زینب_شهادت, زينب, فاطمه 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
گلچین اشعارمذهبـــی رضیــع‌الحسـین علیه‌السلام Instagram.com/raziolhossein تبادل و تبلیغات❌ کانال نوحه: @raziolhossein1 توجه! استفاده و کپی برداری از اشعار"حتی بدون ذکر منبع" بلامانع است

凭借高频更新(最新数据采集于 30 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。

12 603
订阅者
+724 小时
+387
+19530
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+230
在2个频道中
六月 '26
+480
在9个频道中
Get PRO
五月 '26
+88
在1个频道中
Get PRO
四月 '26
+48
在2个频道中
Get PRO
三月 '26
+43
在1个频道中
Get PRO
二月 '26
+124
在7个频道中
Get PRO
一月 '26
+89
在12个频道中
Get PRO
十二月 '25
+212
在14个频道中
Get PRO
十一月 '25
+371
在8个频道中
Get PRO
十月 '25
+136
在13个频道中
Get PRO
九月 '25
+83
在18个频道中
Get PRO
八月 '25
+353
在13个频道中
Get PRO
七月 '25
+579
在18个频道中
Get PRO
六月 '25
+287
在13个频道中
Get PRO
五月 '25
+204
在10个频道中
Get PRO
四月 '25
+157
在10个频道中
Get PRO
三月 '25
+255
在14个频道中
Get PRO
二月 '25
+206
在8个频道中
Get PRO
一月 '25
+302
在14个频道中
Get PRO
十二月 '24
+264
在14个频道中
Get PRO
十一月 '24
+270
在8个频道中
Get PRO
十月 '24
+192
在4个频道中
Get PRO
九月 '24
+162
在11个频道中
Get PRO
八月 '24
+323
在7个频道中
Get PRO
七月 '24
+841
在14个频道中
Get PRO
六月 '24
+420
在10个频道中
Get PRO
五月 '24
+299
在8个频道中
Get PRO
四月 '24
+318
在12个频道中
Get PRO
三月 '24
+419
在12个频道中
Get PRO
二月 '24
+358
在13个频道中
Get PRO
一月 '24
+339
在12个频道中
Get PRO
十二月 '23
+444
在10个频道中
Get PRO
十一月 '23
+241
在4个频道中
Get PRO
十月 '23
+122
在4个频道中
Get PRO
九月 '23
+205
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+434
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+632
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+165
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+108
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+113
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+57
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+103
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+124
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+169
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+73
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+90
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+141
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+359
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+313
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+172
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+175
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+192
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+201
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+133
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+207
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+158
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+112
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+145
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+177
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+308
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+165
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+126
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+117
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+129
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+137
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+122
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+203
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+2 486
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
29 七月+8
28 七月+7
27 七月+12
26 七月+5
25 七月+2
24 七月+6
23 七月+7
22 七月+8
21 七月+2
20 七月+19
19 七月+8
18 七月+8
17 七月+19
16 七月+7
15 七月+6
14 七月+10
13 七月+8
12 七月+7
11 七月+10
10 七月+7
09 七月+3
08 七月+4
07 七月+10
06 七月+5
05 七月+12
04 七月+7
03 七月+8
02 七月+9
01 七月+6
频道帖子
#زیارت_کربلا #اربعین هوای مشهد سلطان کربلا دارم مَلَک هوس کند آن را که من هوا دارم سزد که شمع چو پروانه بر سرم گردد سرِ طوافِ شهیدانِ کربلا دارم به قصدِ طوفِ حریمی دلم کند پرواز کز استخوان سگش ناز بر هما دارم چگونه نقش مرادم درست ننشیند؟ شکستگی سَبَق از طرح بوریا دارم ز جا برآید و پابوس من کند جاوید اگر سپهر بداند سرِ کجا دارم ز ذوق طوف شهیدان کربلا، «تأثیر»! چه شهدهاست که در کامِ مدّعا دارم! مرا که خاک نجف از الست در نظر است اگر به عرش رَوم، روی بر قفا دارم ز آه و ناله و فریاد در عزای حسین ز من هرآن‌چه قضا شد، سرِ ادا دارم محسن #تأثیر_تبریزی @raziolhossein

2
#زیارت_کربلا #اربعین هوای مشهد سلطان کربلا دارم مَلَک هوس کند آن را که من هوا دارم سزد که شمع چو پروانه بر سرم گردد سرِ طوافِ شهیدانِ کربلا دارم به قصدِ طوفِ حریمی دلم کند پرواز کز استخوان سگش ناز بر هما دارم چگونه نقش مرادم درست ننشیند؟ شکستگی سَبَق از طرح بوریا دارم ز جا برآید و پابوس من کند جاوید اگر سپهر بداند سرِ کجا دارم ز ذوق طوف شهیدان کربلا، «تأثیر»! چه شهدهاست که در کامِ مدّعا دارم! مرا که خاک نجف از الست در نظر است اگر به عرش رَوم، روی بر قفا دارم ز آه و ناله و فریاد در عزای حسین ز من هرآن‌چه قضا شد، سرِ ادا دارم محسن #تأثیر_تبریزی @raziolhossein
1
3
#اربعین #مشایه از سیاه و از سپید این شوق در هر بند ماست راز این دلبستگی، عشق جنون‌مانند ماست عشق او آورده ما را جمع کرده دور خویش هر که اهل کربلای اوست، خویشاوند ماست راه دشوار است و جان ما مصون است از گزند حرز «یا عباس» یک عمر است بازوبند ماست کفش ما از شوق دیدارش دهان وا کرده است این مسیر عشق، سر تا پا پر از لبخند ماست هرکسی بر اشک ما خندید، می خندم بر او بی خبر از حال و احوال دل خرسند ماست من نمی دانم که فرزندم پسر یا دختر است نام زینب یا حسین البته بر فرزند ماست اربعین یعنی بپرسد یک نفر پایان راه آن فلان کس را ندیدی در عمود چند ماست؟ #سیده_ت_حسینی @raziolhossein
527
4
#زیارت_کربلا #اربعین #مشایه #جامانده شرمنده کردی بار دیگر این گدا را شکر خدا دیدم دوباره کربلا را من مانده ام بیدار یا خوابم حسین جان یعنی تو مهمان کرده ای این بی نوا را ؟! جز کربلا جایی به این نوکر نسازد جز کربلا اصلا بگو دارم کجا را جان خودت ، جانم به لبهایم بیاید از من اگر گیرند این دارالشفا را من از خودم شرمنده گشتم تا که دیدم موکب به موکب نوکران بی ریا را من مانده ام دیده چه در این زندگانی آن که ندیده این زمین با صفا را هر اربعین بر تشنگانت می چشانی یک قطره از آن رحمت بی انتها را تو شاهدی هر جا که رفتم یاد کردم جامانده ها ، جامانده ها ، جا مانده ها را #محمدحسین_رحیمیان @raziolhossein
418
5
#امام_حسین_اربعین #اربعین زینب رسیده کربلای یا حیدر آمد؟ برگشت امّا چون علی از خیبر آمد! بعد از همان طوفان که درکوفه بپا کرد تا ساحل عشق وامید و باور آمد یک بار دیگر محشری تازه به پا کرد وقتی که در صحرا و دشت محشر آمد با اشک حسرت مثل گل برخاک افتاد فریاد زد جان برادر ، خواهر آمد مثل همان روزی که او در قتلگه بود گویی صدایی باز از آن حنجر آمد خوش آمدی ای خواهر مظلومۀ من تو رفتی ازاین جا ولیکن مادر آمد گویی شنیدم  زیر باران ناله اش را چون ساربان در راه با انگشتر آمد روزی که دیدم سینه ات درهم شکسته یادم زدرد پهلو و میخ در آمد گل ها همه جمعند واز پائین پایت درباغ جان من شمیم اکبر آمد آیا گرفتی کودک خود را در آغوش گویا که از قبرت صدای اصغر آمد همراه با گریه صدای یا اخیه از علقمه از تربت آب آور آمد دادی تو از نیزه توانم با نگاهت هرگاه صبرمن زهجرانت سر آمد می خواست زینب از فراق تو بمیرد دردا که پیش از خواهر تو دختر آمد از قول من بنویس باگریه«وفایی»     خوناب جان من زچشمان تر آمد #سیدهاشم_وفایی @raziolhossein
421
6
#اربعین #مشایه ای سایه آسمان مرا سایه بده از نقش خودت به جانم آرایه بده تا نور شوم لحظه به لحظه در راه ای حضرت عشق اذن مشایه بده #حسن_کردی @raziolhossein
372
7
#اربعین #مشایه ای سایه آسمان مرا سایه بده از نقش خودت به جانم آرایه بده تا نور شوم لحظه به لحظه در راه ای حضرت عشق اذن مشایه بده #حسن_کردی @raziolhossein
1
8
#اربعین #مشایه_دودمه جای من را اربعین خالی کنید ای زائران  دست حق همراهتان ۲ جای من گویید  ذکر یاحسین برسر زنان دست حق همراهتان ۲ #مجتبی_صمدی @raziolhossein
442
9
#اربعین_زمزمه #مشایه زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با زوار اربعین زائرایی که دوباره این روزا راهی میشین همه سمت کربلا من رقیه م منو یادتون نره  همیشه دعا کنم برا شما وقتی پاتون میرسه به اون زمین به نیابت از منم سلام بدین اخه جامونده بودم از قافله کربلایی نشدم تو اربعین یاد اشک چشمای ترم باشین یاد تشنگی خواهرم باشین اگه گهواره دیدین میون راه یاد داداش علی اصغرم باشین خارای بزرگ تو این بیابونه نور خورشید پوستارو میسوزونه میدونم گم نمیشین تا وقتی که دستتون تو دستای باباتونه توی این مسیر به ما ندادن آب سنگا و خاکا شدن بالش خواب پاهای همه پر از آبله بود دستای همه رو بستن با طناب زائرا زخم تنم مرهم میخواد از خدا بخواین که منتقم بیاد وقتی که به زیر قبه رسیدین یادتون نره دعا کنین زیاد #مرتضی_کربلایی @raziolhossein
450
10
#امام_حسین_اربعین #اربعین ابرم که در فراق تو بارنده ام حسین صبرم که در پناه تو پاینده ام حسین مویم سپید گشته و قدم خمیده است من زینبم که از غمت آکنده ام حسین برگشته ام که گریه کنم درد شام را بر من ببخش بی تو اگر زنده ام حسین هر جا گلی شکست دل زینبت  شکست از کوفه تا به شام پراکنده ام حسین این اربعین نبود چهل سال درد بود من سالهاست بی تو سرافکنده ام حسین برگشته ام بدون سه ساله مرا ببخش شرمنده ام به جان تو شرمنده ام حسین من قول داده ام که دوباره ببینمش تا آن قرار شمع فروزنده ام حسین اما گمان مبر که مرا خوار کرده اند من برق ذوالفقارم و برنده ام حسین چون موج قد کشیده ام از کربلا به شام طوفان منم که محکم و توفنده ام حسین آتش زدم سپاه  شغالان شام را چون شیر شرزه حیدر غرنده ام حسین من شام را به نام تو  تسخیر کرده ام با لحن مرتضایی و کوبنده ام حسین #حسن_شیرزاد @raziolhossein
509
11
#امام_حسین_اربعین #حضرت_زینب_اربعین #اربعین #مشایه #نجف #جابر #جامانده_ها #اربعین #جامانده #فراق
797
12
sticker.webp
759
13
sticker.webp
745
14
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها قسمتی از ترکیب بند در شهر شام با لب خشک و دل کباب یک شب سکینه رفت چو بخت خودش به خواب باغی به خواب دید که می‌بود لاله‌اش پرداغ‌تر ز زخم تن شاه مستطاب از فرط ژاله دیده‌ی گل‌های نرگسش مانند چشم زینب خونین‌جگر پُرآب سَروَش سهی چو قامت رعنای اکبری نخلش بلند چون قد عبّاس کامیاب هم سُنبلش به‌سان یتیمان گشوده‌مو هم بلبلش چو قلب اسیران در اضطراب آنجا سکینه ختم رسل را ستاده دید جمعی رُسُل به همره آن شاهِ شیخ و شاب بر کف گرفته تیغ، سواری به پیش رو تیغی چو ذوالفقار و سواری چو بوتراب در آن چمن بدید یکی قصر زرنگار چون قبّه‌ی رفیعه‌ی شاهِ فلک‌قُباب زهرا نشسته بود در آن قصرِ ازهری با چشم اشکبار و به مژگانِ پُرحباب بودش به دستْ پیرُهن پاره‌پاره‌ای از نیزه و خدنگ، ز خون سربه‌سر خضاب آمد سکینه شکوه‌کنان پیش فاطمه وز خون دل فشاند به گلگونه‌اش گلاب گفتا: مگر که نیست تو را آگهی به خُلد، زین ظلم بی‌حساب؟ اَیا مادرِ حساب! نشنیده‌ای که کشته شده نور عین تو با حلق خشک و چشم تر و سینه‌ی کباب؟ نگرفت نور عین تو را وقت بی‌کسی غیر از دو چشمْ حلقه نمودن کسی رکاب بر سوز سینه‌اش نرسیده‌ست کس به دهر غیر از دم سِنان و به‌جز ناوَک شهاب اینک سر حسین تو آمد به شهر شام تابان چو آفتاب، کجا شام و آفتاب؟ بر تشت زر نهاد سرش را یزید شوم چوبش زند به لعل لب و می‌خورد شراب با کفر خویش، دعوی اسلام می‌کند! چشم ثواب دارد از این کار ناصواب در شهر شام، پردگیان حسین ببين، بی‌پرده و حجاب، نگر شرم و بین حجاب! نوعی غبار فتنه به‌پا خاست در جهان کز روی ما نماند به‌جز گردِ غم نقاب سیراب بین ز چشم تر ما گلوی خشک پرآب بین ز آبله‌ی پای ما حباب زهرا به ناله گفت که ای طفل بی‌پدر دیگر مرا شنیدن حرف تو نیست تاب برگو کجاست منزل و مأوایتان بـه شام؟ گفتا: به خانه‌ای چو دلِ بی‌کسان خراب گفتا: غذای روز شما؟ گفت: خون دل گفتا: چراغ شام شما؟ گفت: ماهتاب گفتا: چه بالشِ سرتان؟ گفت: خشت و سنگ گفتا: چه فرش منزلتان؟ گفت: از تراب گفتا: ز کیست شکوه‌ی تو؟ گفت: از یزید گفتا: ز چیست ناله‌ی تو؟ گفت: بهر باب گفتا: که شانه زد به سرت؟ گفت: گَرد غم گفتا: که شست گرد رخت؟ گفت: اشک ناب گفتا: کنی تو صبر؟ بگفتا که صبر کو؟ گفتا: روی به خواب؟ بگفتا کجاست خواب؟ گفتا: که دستگیر شما گشت ای اسیر؟ گفتا که بند آهن و زنجیرِ پُر ز تاب گفتا: کبودی رخ تو چیست ای یتیم؟ گفتا ز ضرب سیلی شمر، ای فلک‌جناب گفتا: برای آب ز کس کرده‌ای سؤال؟ گفتا: بسی نمودم و نشنیده‌ام جواب پس آن یتیم با همه دردِ نگفته‌اش بیدار شد ز خواب خوش از بخت خفته‌اش میرزا محمود #فدایی_مازندرانی @raziolhossein
1 191
15
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها قسمتی از ترکیب بند در شهر شام با لب خشک و دل کباب یک شب سکینه رفت چو بخت خودش به خواب باغی به خواب دید که می‌بود لاله‌اش پرداغ‌تر ز زخم تن شاه مستطاب از فرط ژاله دیده‌ی گل‌های نرگسش مانند چشم زینب خونین‌جگر پُرآب سَروَش سهی چو قامت رعنای اکبری نخلش بلند چون قد عبّاس کامیاب هم سُنبلش به‌سان یتیمان گشوده‌مو هم بلبلش چو قلب اسیران در اضطراب آنجا سکینه ختم رسل را ستاده دید جمعی رُسُل به همره آن شاهِ شیخ و شاب بر کف گرفته تیغ، سواری به پیش رو تیغی چو ذوالفقار و سواری چو بوتراب در آن چمن بدید یکی قصر زرنگار چون قبّه‌ی رفیعه‌ی شاهِ فلک‌قُباب زهرا نشسته بود در آن قصرِ ازهری با چشم اشکبار و به مژگانِ پُرحباب بودش به دستْ پیرُهن پاره‌پاره‌ای از نیزه و خدنگ، ز خون سربه‌سر خضاب آمد سکینه شکوه‌کنان پیش فاطمه وز خون دل فشاند به گلگونه‌اش گلاب گفتا: مگر که نیست تو را آگهی به خُلد، زین ظلم بی‌حساب؟ اَیا مادرِ حساب! نشنیده‌ای که کشته شده نور عین تو با حلق خشک و چشم تر و سینه‌ی کباب؟ نگرفت نور عین تو را وقت بی‌کسی غیر از دو چشمْ حلقه نمودن کسی رکاب بر سوز سینه‌اش نرسیده‌ست کس به دهر غیر از دم سِنان و به‌جز ناوَک شهاب اینک سر حسین تو آمد به شهر شام تابان چو آفتاب، کجا شام و آفتاب؟ بر تشت زر نهاد سرش را یزید شوم چوبش زند به لعل لب و می‌خورد شراب با کفر خویش، دعوی اسلام می‌کند! چشم ثواب دارد از این کار ناصواب در شهر شام، پردگیان حسین ببين، بی‌پرده و حجاب، نگر شرم و بین حجاب! نوعی غبار فتنه به‌پا خاست در جهان کز روی ما نماند به‌جز گردِ غم نقاب سیراب بین ز چشم تر ما گلوی خشک پرآب بین ز آبله‌ی پای ما حباب زهرا به ناله گفت که ای طفل بی‌پدر دیگر مرا شنیدن حرف تو نیست تاب برگو کجاست منزل و مأوایتان بـه شام؟ گفتا: به خانه‌ای چو دلِ بی‌کسان خراب گفتا: غذای روز شما؟ گفت: خون دل گفتا: چراغ شام شما؟ گفت: ماهتاب گفتا: چه بالشِ سرتان؟ گفت: خشت و سنگ گفتا: چه فرش منزلتان؟ گفت: از تراب گفتا: ز کیست شکوه‌ی تو؟ گفت: از یزید گفتا: ز چیست ناله‌ی تو؟ گفت: بهر باب گفتا: که شانه زد به سرت؟ گفت: گَرد غم گفتا: که شست گرد رخت؟ گفت: اشک ناب گفتا: کنی تو صبر؟ بگفتا که صبر کو؟ گفتا: روی به خواب؟ بگفتا کجاست خواب؟ گفتا: که دستگیر شما گشت ای اسیر؟ گفتا که بند آهن و زنجیرِ پُر ز تاب گفتا: کبودی رخ تو چیست ای یتیم؟ گفتا ز ضرب سیلی شمر، ای فلک‌جناب گفتا: برای آب ز کس کرده‌ای سؤال؟ گفتا: بسی نمودم و نشنیده‌ام جواب پس آن یتیم با همه دردِ نگفته‌اش بیدار شد ز خواب خوش از بخت خفته‌اش میرزا محمود #فدایی_مازندرانی @raziolhossein
1
16
#اسارت_شام #خروج_از_شام روز ما در شامتان جز شام ظلمانی نبود ای زنان شهر شام،‌ این رسم مهمانی نبود   سنگ باران مسلمان آنهم از بالای بام  این ستم بالله روا در حق نصرانی نبود   پایکوبی در کنار رأس فرزند رسول با نوای ساز، ‌آیین مسلمانی نبود   ما که رفتیم‌ای زنان شام، نفرین بر شما ناسزا گفتن سزای صوت قرآنی نبود   مرد‌هاتان بر من آوردند هفده دسته گل دستۀ گل غیر آن سر‌های نورانی نبود   ای زنان شام، ‌آتش بر سر ما ریختید در شما یک ذرّه خُلق و خوی انسانی نبود   ای زنان شام، در اطراف مشتی داغدار جای خوشحالیّ و رقص و دست افشانی نبود   ای زنان شام، گیرم خارجی بودیم ما خارجی هم گوشۀ ویرانه زندانی نبود   طفل ما در گوشۀ ویران، دل شب دفن شد هیچکس آگاه از آن سرّ پنهانی نبود   ای سرشک شیعه شاهد باش بر آل رسول کار «میثم» غیر مدح و مرثیه خوانی نبود #غلامرضا_سازگار @raziolhossein
1 158
17
#خروج_از_شام با دلِ خونین و چَشمِ پُر بُکا اِی اَهلِ شام می روم اِمروز از شَهرِ شما اِی اَهلِ شام خانه آبادان که بِنمودید با ما دوستی میهمانداری بر آلِ مُصطفی اِی اَهلِ شام غیرِ اَشک دیده و خُونابِ دل دیگر چه بود در شب و روز از برای ما غَذا اِی اَهلِ شام اَهل بیتِ مُصطفی بودیم اَندر روزگار غیرِ نا اَهلی ندیدیم از شما اِی اَهلِ شام بی وفایی شما بَس آنکه از قتلِ حُسین دست و پا رَنگین نمودید از حَنا اِی اَهلِ شام ریختید از تیغِ کین خُونِ خداوندی که نیست خُونبهایی بهرِ او غِیر از خدا اِی اَهلِ شام خَصمِ بیرحم آنچه باشد چون شود غالب بِخَصم می نبُرد تِشنه راُسش از قَفا اِی اَهلِ شام فَرقِ ما مَجروح شد اَندر لبِ بازار ها بس زدید از کَین بِه ما سَنگِ جَفا اِی اَهلِ شام زآتشِ غم سُوخت در جَنّت رَوانِ مُصطفی ریختید آتش زِ بَس بر فَرقِ ما اِی اَهلِ شام اَندر این مُدّت که ما را در خَرابه جای بود خاک بَستر ، خِشت بوده مُتکا اِی اَهلِ شام بوده با ما چارده کُوکَب چو ماهِ چارده با دو طفل ااینک رَویم از این وِلا اِی اَهلِ شام می رَوَیم اَکنون بِه چشمِ اَشکبار اَمّا بُود یک وَصیّت آورید او را بجا اِی اَهلِ شام بر سرِ قَبرِ رُقیّه کُو در اینجا شد غَریب گاه بُگذارید شَمعی از وَفا اِی اَهلِ شام نِی هَمین (جودی) سَرا پا سُوخت از ماتم چو شَمع جانِ عالم سُوخت از این ماجَرا اِی اَهلِ شام #جودی_خراسانی @raziolhossein
957
18
#خروج_از_شام کاروان، عزم خروج از شام کرد شام را در چشم دشمن شام کرد سر به سر گشتند بر محمل سوار با دلی خونین و چشمی اشکبار گنجشان در گوشه ویرانه بود چشمشان بر قبر آن دردانه بود شعله از سوز جگر افروختند چون چراغی بر مزارش سوختند یک طرف شیون کنان زن های شام گرد محمل ها نمودند ازدحام لکه های ننگ بر دامانشان خون به جای اشک در چشمانشان بعد از آن آواز و رقص و ساز و کف گرد زینب اشک ریزان بسته صف کای گل دامان زهرای بتول عذر ما را از کرم بنما قبول عفو کن ما را که ما تا زنده ایم از تو و از فاطمه شرمنده ایم قافله نزدیک بر دروازه شد زین سخن ها داغ زینب تازه شد از دو چشم خویش می بارید خون کرد سر از پردۀ محمل برون ناله از دل بر کشید و گفت این آفرین زنهای شامی آفرین گیرم ای جا صحبتی از دین نبود شیوۀ مهمان نوازی این نبود ای به ننگ آمیخته نام شما میهمان بودیم در شام شما گرد ما با ساز گردیدید باز اشک ما دیدید و خندیدید باز آن سری کز خون رخش گلرنگ بود اجر قرآن خواندن او سنگ بود؟ بود جای احترام و پاس من کف زدن پای سر عباس من آب در این سرگذشت از سر گذشت هر چه شد بر آل پیغمبر گذشت من نمی گویم به ما احسان کنید خواستید ار ظلم خود جبران کنید مانده در ویرانه از ما بلبلی کرده جان تقدیم بر خونین گلی او سفیر ماست در شام شما بلبل زهراست در شام شما گاهگاهی در کنار تربتش یاد آرید از غروب غربتش #غلامرضا_سازگار @raziolhossein
837
19
#اسارت_شام #خروج_از_شام در جشن دل شکستنی را نبرید آغشته به خون پیرهنی را نبرید از ما که گذشت مردم شام اما دیگر سر بازار زنی را نبرید ...... دیروز اگر دشمن حیدر بودید حالا بزنید بوسه بر تمثالش بعد از من اگر به شام مهمان آمد با سنگ نیایید به استقبالش #وحید_عظیم_پور @raziolhossein
688
20
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها #خروج_از_شام زبانحال عمه سادات با حضرت رقیه بعد این فتح و ظفر، رنج و بلایی سخت است دخترم! بی تو شوم کرببلایی سخت است از تو دل کندن و اینگونه جدایی سخت است بین ویرانه بمانی و نیایی سخت است مضطرم! بین تو و رفتن و ماندن، چه کنم؟ تو که راحت شدی از درد، ولی من چه کنم؟ آنکه بی جنگ، ز خولی و سنان بُرده تویی آنکه از غربت بابای خودش مُرده تویی من علی هستم و زهرای لگد خورده تویی صورتت سوخته، حوری دل آزرده تویی گل رخسار ترا قرمزی لاله نشست تن مجروح ترا آن زن غساله نشست کاش با ما، تو هم از شام سفر می کردی باز هم ناله از آن درد کمر می کردی دختران را ز سر کوچه خبر می کردی معجرت را سر بازار، به سر می کردی چقدر نُقل زبانِ همه زن ها شده ای به غرورِ همه بَرخورده که تنها شده ای ما که رفتیم ولی بر موی ما، چنگ نخورد به سر و صورت ما مُشت هماهنگ نخورد از روی بام، به پیشانی ما سنگ نخورد وقت افتادن سرها، دُهُل جنگ نخورد خاطرات بدم از شام، فقط این ها نیست دیگر آن دخترِ بی چاک و دهان، اینجا نیست آن همه دوری و هجران! چقدر سخت گذشت غم موهای پریشان! چقدر سخت گذشت سکّوی بَرده فروشان! چقدر سخت گذشت تشت و چوب و لب و دندان! چقدر سخت گذشت وقت برگشت، به ما طعنه ی تیزی نزدند بی حیاها به زنی حرف کنیزی نزدند #رضا_دین_پرور @raziolhossein
834