شعر مذهبی رضیع الـحسین
گلچین اشعارمذهبـــی رضیــعالحسـین علیهالسلام Instagram.com/raziolhossein تبادل و تبلیغات❌ کانال نوحه: @raziolhossein1 توجه! استفاده و کپی برداری از اشعار"حتی بدون ذکر منبع" بلامانع است
Показати більше📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу شعر مذهبی رضیع الـحسین
Канал شعر مذهبی رضیع الـحسین (@raziolhossein) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 12 486 підписників, посідаючи 7 216 місце в категорії Релігія і духовність та 25 567 місце у регіоні Іран.
📊 Показники аудиторії та динаміка
З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 12 486 підписників.
За останніми даними від 12 липня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на 416, а за останні 24 години на 7, загальне охоплення залишається високим.
- Статус верифікації: Не верифікований
- Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 9.24%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 3.96% реакцій від загальної кількості підписників.
- Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 1 153 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 494 переглядів.
- Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 2.
- Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як گریه, کربلا, #حضرت_زینب_شهادت, زينب, فاطمه.
📝 Опис та контентна політика
Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“گلچین اشعارمذهبـــی رضیــعالحسـین علیهالسلام
Instagram.com/raziolhossein
تبادل و تبلیغات❌
کانال نوحه:
@raziolhossein1
توجه!
استفاده و کپی برداری از اشعار"حتی بدون ذکر منبع" بلامانع است”
Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 13 липня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Релігія і духовність.
Триває завантаження даних...
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 13 липня | +3 | |||
| 12 липня | +7 | |||
| 11 липня | +10 | |||
| 10 липня | +7 | |||
| 09 липня | +3 | |||
| 08 липня | +4 | |||
| 07 липня | +10 | |||
| 06 липня | +5 | |||
| 05 липня | +12 | |||
| 04 липня | +7 | |||
| 03 липня | +8 | |||
| 02 липня | +9 | |||
| 01 липня | +6 |
| 2 | #حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #شام
#عامیانه
مارو با غصّه ی ایام می برن
سوره ی فجر و توی شام می برن
ای برادر بیا ناموس داری کن
خواهرت رو ملاء عام می برن
غم و غصّه هام بی اندازه شده
خدایا داغ دلم تازه شده
جلوی چشمای زینب سر تو
آویزون به روی دروازه شده
اینهمه ازدحام و چکار کنم؟
خستگیِ پاهام و چکار کنم؟
برا تازیانه ها سپر بشم
سنگای پشت بام و چکار کنم؟
دخترت رو روی پام می نشونم
خودم و تو کوچه ها می کشونم
سر پیری به چه روزی افتادم
که رومو و با آستینم می پوشونم
دور من یه قافله کبودیه
خصلت مردمشون حسودیه
یه نفر بیاد به دادم برسه
کوچه های شام پر از یهودیه
همه ش از کینه ی مولا آب می خورد
خواهرت طعنه ی بی حساب می خورد
حق بده اگه خودم رو می زدم
خیزران می زد و هی شراب می خورد
#محمدجواد_پرچمی
@raziolhossein | 387 |
| 3 | #اسارت #شام
#اسارت_شام
اسیر کوچه شدن ارزش تو را دارد
سرت که هست اسیریِ این چنینی هست
من از کنار بزرگان نمی روم هرگز
تو هر کجا بروی باز همنشینی هست
اگر چه سنگ مزاحم شده ست اما جا
برای آن که به دامانِ من نشینی هست
بیا نشان مده خود را که سنگ این مردم
درست می خورد آن جا که مه جبینی هست
دوباره دور و بر محملم شلوغ شده
از این قبیل مکافات تا ببینی هست
اگر حریم تو بی معجرند اما شُکر
در این شلوغی بازار آستینی هست
یکی مقابل نجمه یکی مقابل من
کنار هر سری این جا دلِ غمینی هست
چه دیده است مگر مادرم که از امشب
مدام پشت سرت ناله حزینی هست
تو و تنور، تنور و صدای یک مادر
میان مادر و فرزند بوسه چینی هست
ز راه مانده چهل منزل خراب شده
خدا به خیر نماید چه اربعینی هست
#علی_اکبر_لطیفیان
@raziolhossein | 307 |
| 4 | #امام_حسین_علیه_السلام
#اسارت #شام
من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم
بر مشام جان زدم، یک قطره از عطر حسینی
سبقت از مُشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم
عالم ذر، ذره ای از خاک پای حضرتش را
از برای افتخار از حضرت داور گرفتم
بر در دروازه ساعات، یک ساعت نشستم
تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم
زینبی دیدم، چه زینب؟ کاش مداحش بمیرد!
من ز آه آتشینش، پای تا سر در گرفتم
سر شکسته، دل پر از خون، دیده خون آلود اما
حالتی دیدم که بر خود، حالتی دیگر گرفتم
ام لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده
گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم
ناگه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان
سر به راه دوست دادم، زندگی از سر گرفتم
اکبرم کشتند و عون و جعفر و عباس و قاسم
تا خودم از تشنگی، آب از دم خنجر گرفتم
گفت ساعی زین مصیبت از در دربار جانان
حظّ آزادی برای اکبر و اصغر گرفتم
#مرشد_چلویی
@raziolhossein | 285 |
| 5 | #مقتل #اسارت #شام
#اسارت_شام
اول صفر
ورود کاروان اسراء به شام
کاروان اسراء از دروازه شام تا کاخ یزید خبیث مصائب و جسارتها دیدند.
سر مطهر سیدالشهداء علیه السلام را پیشاپیش اسیران میبردند و سر بریده آیات سوره کهف را میخواندند. وقتی به این آیه رسیدند:
"أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتناعجبا"
با زبانی فصیح فرمودند: "أعجب من أصحاب کهف قتلی و حملی" عجیبتر از اصحاب کهف کشتن من و حمل سرم بود.
📕بحارالانوار ج۴۵ص۱۸۸
پیرزن ملعونهای خم شد و سنگی به صورت امام حسین علیه السلام زد. امام سجاد علیه السلام آن ملعونه را نفرین فرمودند و همانجا زیردست و پای جمعیت هلاک شد.
عجوزهای دیگر جلو آمد، وقتی فهمید سر منور سیدالشهداء علیه السلام بر نیزه است، خوشحال شد و سنگ دیگری به سر مبارک انداخت.
حضرت ام کلثوم علیهاالسلام گریه کرده وبر سر و صورت میزدند و فرمودند وامصیبتاه خدایا قبل ازجهنم اورا دردنیا بسوزان. ناگاه آتش گرفت و در بین مردم سوخت و به درک رفت.
حمیده زن صالحه ای بود که بیخبر از شهادت و اسارت در خانه نشسته بود. ناگاه پسرش سعد و کنیزش زینبیه به خانه آمده و گریه میکردند. و خبر آوردند که سر مقدس امام حسین بر نیزه ها بود و اهل حرمش برفراز شتران ناله واحسینا میزدند.
حمیده ازشنیدن مصیبت بیهوش شد وچون به هوش آمد. پابرهنه و شیون کنان خدمت حضرت زینب علیهاالسلام رفت و خود را به زمین افکند و گفت ای خاتون_دوسرا برادرت کجاست؟ حضرت اشاره به بالای نیزه فرمودند. همینکه حمیده نگاهش به رأس بریده و نورانی افتاد، فریاد واحسینا زد و بر زمین افتاد و جان داد. سعد و زینبیه نیز آنقدر بخود زدند تا جان به جانان تسلیم کردند.
همچنین پیرمردی ندانسته به اهلبیت جسارت کرد. امام سجاد که میدانستند او از روی جهل بی ادبی میکند. سه آیه قرآن به او فرمودند و فهمید این اسرا از آل پیامبر هستند. پیرمرد پشیمان شد، عمامه اش را محکم بزمین کوبید و توبه کرد و از حضرت طلب عفو نمود. خبر به یزید رسید و دستور داد اورا کشتند.
در اوج مصائب شام شخصی بنام سهل_بن_سعد که مسیرش به شام افتاده بود، با تعجب خدمت امام سجاد رسید و به دستور حضرت به نیزه داران پولی داد که از اسرا فاصله بگیرند. همچنین عمامه اش را تکه تکه کرد که مخدرات با آن بهتر حجاب کنند.
سهل میگوید رفیق مسیحی داشتم که میخواست به بیت_المقدس برود، با دیدن این صحنه ها وشنیدن قرآن از سر مطهر شیعه شد. شمشیری کشید وجماعتی را به هلاکت رساند و سپس شهید شد.
حضرت ام_کلثوم علیهاالسلام فرمودند:
"واعجباه النصرانی یحتشمون لدین الإسلام وأمة محمدالذین یزعمون أنهم علی دین محمدیقتلون أولاده ویسبون حریمه"
📚معالی السبطین ص۸۲۱
طرازالمذهب ج۲ص۳۶۲
@raziolhossein | 264 |
| 6 | #حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اسارت
تا زینب از آن کوچه و بازار گذر کرد
از پیش نگاهش در و دیوار گذر کرد
راضی به رها کردن گودال نمی شد
با آمدن شمر به اجبار گذر کرد
می رفت به همراه غیوران سفر اما
از شام به همراهی اشرار گذر کرد
در بین کف و هلهله ی لشکر شیطان
ناموس خداوند، عزادار گذر کرد
با چهره پنهان شده در زیر کف دست
زود از جلوی چشم علمدار گذر کرد
در حیرتم از زجر که از پیش رقیه
هر بار گذر کرد طلبکار گذر کرد
این قوم همان قوم پلیدی است که یک عمر
از کشتنشان حیدر کرار گذر کرد
خون شد جگر خاک که نسل پدر خاک
از خاک بیابان پر از خار گذر کرد
من بنده آن مرثیه خوانم که همیشه
از بزم می و لفظ خریدار گذر کرد
#علی_ذوالقدر
@raziolhossein | 281 |
| 7 | #حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
خون موج ز هر سو زده تا ساحلِ زینب
یا رب چه دلی بود پریشانْ دلِ زینب
تنها نه فقط نور وجودش که بدانید
فرق است میان گلِ ما با گلِ زینب
قدقامت اسلام بلند از نفس او
خود با قد خم خواند ولی نافله زینب
باران بلا بود وگلستان عقیله
یک پیرهن از آن همه شد حاصل زینب
برخیز کفیل حرم از علقمه برخیز
راهی شده با زجر و سنان محمل زینب
عمریست که خون میچکد از عرش خداوند
زین قصه که ویرانه شده منزل زینب
ناگاه رسید از در ویرانه سری که
روشن شده با نور رخش محفل زینب
بی غسل و کفن روی زمین مانده رقیه
یا رب نظری کن تو بر این مشکل زینب
کشتند کسانش همه را اهل سقیفه
شد قاتل زهرای جوان قاتل زینب
#حسین_بابانژاد
@raziolhossein | 381 |
| 8 | #اسارت_شام
#اسارت #شام
در شام چون که آل نبی را مقام شد
صبح جهان ز ظلمت اندوه، شام شد
آن کس که جبرئیل بُدی بر درش مقیم
«واحسرتا»! خرابه ی شامش، مقام شد
در مجلس یزید پلید از جفای چرخ
چون جای اهل بیت امام انام شد
شوری به پای خاست در آن جا که عقل گفت:
روز قیامت است و زمان قیام شد
خوردند اهل بیت ز نظّاره، خون دل
هر دم یزید را می عشرت به جام شد
آن کس که ره نداشت، مَلَک در حریم او
در آن میان، نظاره گر خاص و عام شد
ای چرخ! احترام تو دیگر حرام باد!
حُرمت مگر به آل پیمبر حرام شد؟
هر شب رقیه گفت به افغان که ای پدر!
امروز، دیگرم به فراق تو، شام شد
شد عمر من تمام و ندیدم جمال تو
نادیدن جمال تو، عمرم تمام شد
ای خامه! زین حکایت جان سوز غم فزار
درکش زبان که موقع ختم کلام شد
کز شام شد امام اُمم، سوی کربلا
وز کربلا مدینه شدش، تعزیت سرا
دیوان اشراق آصفی،ص 244
@raziolhossein | 775 |
| 9 | شعر مذهبی رضیع الـحسین:
#اسارت_شام
#اسارت #شام
ای ز داغ تو روان، خون دل از دیده حور!
بیتو عالم همه ماتمکده تا نفخه صور
ز تماشای تجلای تو مدهوش، کلیم
ای سرت سرّ «انا الله» و سنان، نخله طور!
دیدهها، گو همه دریا شو و دریا، همه خون
که پس از قتل تو، منسوخ شد آیین سرور
شمعِ انجم، همه گو اشک عزا باش و بریز
بهر ماتمزده، کاشانه چه ظلمات، چه نور
پای در سلسله سجاد و به سر تاج، یزید
خاک عالم به سر افسر و دیهیم و قصور!
دیر ترسا و سر سبط رسول مدنی
آه! اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور
تا جهان باشد و بوده است که داده است نشان؟
میزبان خفته به کاخ اندر و مهمان به تنور
سر بیتن که شنیده است به لب، آیه کهف؟
یا که دیده است به مشکوه تنور، آیه نور؟
جان فدای تو! که از حالت جانبازی تو
در طف ماریه از یاد بشد، شور نشور
قدسیان سر به گریبان به حجاب ملکوت
حوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور
غرق دریای تحیر ز لب خشک تو، نوح
دست حسرت به دل از صبر تو، ایوب صبور
مرتضی با دل افروخته، «لا حَول» کنان
مصطفی با جگر سوخته، حیران و حصور
کوفیان، دست به تاراج حرم کرده دراز
آهوان حرم از واهمه، در شیون و شور
انبیا محو تماشا و ملائک، مبهوت
شمر، سرشار تمنا و تو، سرگرم حضور
#نیر_تبریزی
@raziolhossein | 702 |
| 10 | #اسارت_شام
#اسارت #شام
در شام چون که آل نبی را مقام شد
صبح جهان ز ظلمت اندوه، شام شد
آن کس که جبرئیل بُدی بر درش مقیم
«واحسرتا»! خرابه ی شامش، مقام شد
در مجلس یزید پلید از جفای چرخ
چون جای اهل بیت امام انام شد
شوری به پای خاست در آن جا که عقل گفت:
روز قیامت است و زمان قیام شد
خوردند اهل بیت ز نظّاره، خون دل
هر دم یزید را می عشرت به جام شد
آن کس که ره نداشت، مَلَک در حریم او
در آن میان، نظاره گر خاص و عام شد
ای چرخ! احترام تو دیگر حرام باد!
حُرمت مگر به آل پیمبر حرام شد؟
هر شب رقیه گفت به افغان که ای پدر!
امروز، دیگرم به فراق تو، شام شد
شد عمر من تمام و ندیدم جمال تو
نادیدن جمال تو، عمرم تمام شد
ای خامه! زین حکایت جان سوز غم فزار
درکش زبان که موقع ختم کلام شد
کز شام شد امام اُمم، سوی کربلا
وز کربلا مدینه شدش، تعزیت سرا
دیوان اشراق آصفی،ص 244
@raziolhossein | 1 |
| 11 | #اسارت_شام
#اسارت #شام
ای ز داغ تو روان، خون دل از دیده حور!
بیتو عالم همه ماتمکده تا نفخه صور
ز تماشای تجلای تو مدهوش، کلیم
ای سرت سرّ «انا الله» و سنان، نخله طور!
دیدهها، گو همه دریا شو و دریا، همه خون
که پس از قتل تو، منسوخ شد آیین سرور
شمعِ انجم، همه گو اشک عزا باش و بریز
بهر ماتمزده، کاشانه چه ظلمات، چه نور
پای در سلسله سجاد و به سر تاج، یزید
خاک عالم به سر افسر و دیهیم و قصور!
دیر ترسا و سر سبط رسول مدنی
آه! اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور
تا جهان باشد و بوده است که داده است نشان؟
میزبان خفته به کاخ اندر و مهمان به تنور
سر بیتن که شنیده است به لب، آیه کهف؟
یا که دیده است به مشکوه تنور، آیه نور؟
جان فدای تو! که از حالت جانبازی تو
در طف ماریه از یاد بشد، شور نشور
قدسیان سر به گریبان به حجاب ملکوت
حوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور
غرق دریای تحیر ز لب خشک تو، نوح
دست حسرت به دل از صبر تو، ایوب صبور
مرتضی با دل افروخته، «لا حَول» کنان
مصطفی با جگر سوخته، حیران و حصور
کوفیان، دست به تاراج حرم کرده دراز
آهوان حرم از واهمه، در شیون و شور
انبیا محو تماشا و ملائک، مبهوت
شمر، سرشار تمنا و تو، سرگرم حضور
#نیر_تبریزی
@raziolhossein | 1 |
| 12 | #اسارت_شام
#اسارت #شام
در شام چون که آل نبی را مقام شد
صبح جهان ز ظلمت اندوه، شام شد
آن کس که جبرئیل بُدی بر درش مقیم
«واحسرتا»! خرابه ی شامش، مقام شد
در مجلس یزید پلید از جفای چرخ
چون جای اهل بیت امام انام شد
شوری به پای خاست در آن جا که عقل گفت:
روز قیامت است و زمان قیام شد
خوردند اهل بیت ز نظّاره، خون دل
هر دم یزید را می عشرت به جام شد
آن کس که ره نداشت، مَلَک در حریم او
در آن میان، نظاره گر خاص و عام شد
ای چرخ! احترام تو دیگر حرام باد!
حُرمت مگر به آل پیمبر حرام شد؟
هر شب رقیه گفت به افغان که ای پدر!
امروز، دیگرم به فراق تو، شام شد
شد عمر من تمام و ندیدم جمال تو
نادیدن جمال تو، عمرم تمام شد
ای خامه! زین حکایت جان سوز غم فزار
درکش زبان که موقع ختم کلام شد
کز شام شد امام اُمم، سوی کربلا
وز کربلا مدینه شدش، تعزیت سرا
دیوان اشراق آصفی،ص 244
@raziolhossein | 1 |
| 13 | #امام_سجاد_شام
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #شام #مجلس_یزید
#ورود_به_شام #اسارت_شام | 615 |
| 14 | sticker.webp | 617 |
| 15 | “مَصائبُاَلسَّبایا
سیدناومولاناامامالباقر(علیهالسلام)فرمودند:
در راهشامازشدتگرماوسختیراه،پاهایما
واطفالوعمهیمازینب(سلاماللهعلیها)وپدرم
امامسجاد(علیهالسلام)تاولزد،ترکترکشده
بود وگیسواندخترانبریدهبریدهوصورتشان
پوستپوستشدهبود،بعضیاز دخترانو
فاطیماتدربینراهشامتلفشدند…
ریاضالقدس،ج۲،ص٤٥٦ | 986 |
| 16 | #مقتل #اسارت #اسرا
#منازل_کوفه_تا_شام
🏴 بیست و پنجم و بیست و ششم ماه محرم اسراء اهلبیت علیهم السلام منازلی را در منطقه سوریه با مصائبی عدیده سپری کردند.
⚔️ بعد از قریب دعوات، کاروان اسراء به سناباد رسید. اهل شهر با دشمنان جنگیدند و جماعتی را کشتند. کاروان به طرف یسجر رهسپار شد. سر مطهر در این شهر آیات قرآن تلاوت فرمود و مردم نیز از پیر و جوان به جنگ دشمن آمدند. پیرزنی وقتی تکلم سر مطهر را شنید، تیغ برداشت و با دیگر زنها به نیزهدار حمله کرد. خولی پا به فرار گذاشت و آنها سر مبارک را بغل کرده و گریه میکردند.
💔 حضرت زینب از روی ناقه فرمود: از جانب من حسینم را ببوس که مرا فرصت نمیدهند. شمر لعین با لشکریان به آنها حملهور شدند و سر را پس گرفته و آنان را به شهادت رساندند.
🏴 از آنجا به قنسرین آمدند. مردم دروازهها را بستند و از روی پشتبام به دشمن سنگ میزدند و آنان را لعنت میکردند و برای اسراء گریه میکردند. پس حضرت ام کلثوم علیهاالسلام اشعاری خواندند:
«کم تنصبون الأقطاب عاریة
کأننا من بنات الروم فی البلدی...»
⚫️ لشکر به شهر حلب و حوالی آن رسیده و مصائب زیادی رخ داد. فیالجمله سر شکستن حضرت زینب، شهادت محسن بن الحسین علیهم السلام، واقعه #شیرین_بانو کنیز #حضرت_شهربانو و دیر نصاری در اینجا بوده است.
🕯️ از حلب به سرمدین رسیدند و بعد به حران آمدند. مردم خبیث این شهر به استقبال اعداء آمده و بر اسراء نظاره و شادی میکردند. یحیی_یهودی_حرانی در بین مردم بود، تا نگاهش به سر مطهر افتاد و دید که سر بریده قرآن میخواند. شهادتین گفت و شیعه شد. سپس البسهای برای مخدرات آورد و هزار درهم زر به امام سجاد علیه السلام تقدیم کرد.
💔 دشمنان به یحیی جسارت کرده و به او حمله کردند. او نیز با یارانش شمشیر کشید و با لشکر جنگید و جماعتی را کشت تا آنکه با شمشیر و نیزه و سنگ او را زدند. یحیی غرق در خون رو کرد به امام سجاد و نگاهی به سر مطهر کرد، سلامی داد و به شهادت رسید.
🌑 کاروان به اندرین رفت و به دستور نصر_بن_عتبه ملعون شهر را آذین بسته و اظهار سرور کردند «و باتوا لیلتهم یختمرون و یرقصون...» شب را تا صبح مشغول شرب خمر و رقص و کف زدن و طرب بودند.
⛓️ سپس به معرة_النعمان رفتند. اهل این شهر نیز به استقبال دشمن رفته و آب و آذوقه زیادی به آنان دادند.
🏴 بعد از آن به شیرز رسیدند. آنها سپاه دشمن را راه ندادند و دور شهر خندق آتش به پا کرده و آماده جنگ شدند. لشکریان نیز از طرف شرقی شهر فرار کردند، اما روزهای بعد از طرف یزید به آن شهر حمله شد و جنایات زیادی کردند.
🕯️ کاروان به کفرطاب رسید. آنان نیز دروازهها و آب را بر دشمن بستند و گفتند: شما بودید که آب را بر اولاد پیامبر بستید، به شما آب نخواهیم داد.
📚 ریاض القدس، جلد ۲، صفحه ۲۷۸
@raziolhossein | 962 |
| 17 | #امام_سجاد_علیه_السلام
عَنِّ الصادِق عَلیهالسَّلام:
اِرْتَدَّ اَلنَّاسُ بَعْدَ قَتْلِ اَلْحُسَيْنِ إِلاَّ ثَلاَثَةً
۱. أَبُو خَالِدٍ اَلْكَابُلِيُّ
۲. يَحْيَى اِبْنُ أُمِّ اَلطَّوِيلِ
۳. جُبَيْرُ بْنُ مُطْعِمٍ
ثُمَّ إِنَّ اَلنَّاسَ لَحِقُوا وَ كَثُرُوا
امام صادق علیهالسلام:
پس از شهادت امام حسین علیهالسلام
مردم مُرتد شدند مگر سه نفر
۱. ابو خالد کابلی
۲. یحیی ابن ام طویل
۳. جبیر بن مطعم
بعدها مردم دوباره به ایمان ملحق شدند و کمکم زیاد گشتند.
📚 رجال کشی ج۱ ص۱۲۳
توحید بنایی بود در معرض ویرانی
اسلام درختی خشک در برّ بیابانی
شصت و یکمین سال تقویم شریعت را
کشتند مسلمانانها از روی مسلمانی
ماه علویها را بی پیرهنش کردند
تا رفت روی نیزه «پیراهنِ عثمانی»
آن قوم که با سختی اسلام پذیرفتند
فرزند پیمبر را کشتند به آسانی
این داغ چنان خورشید در چلهی تابستان
آن وقت مسلمان ها در خواب زمستانی !!
اسلام به اغما رفت چون روز احد ؛ امّا
یک مرد علم برداشت در لحظهی پایانی
در کاخ معاویه از مدح علی میگفت
یک مرد که طوفان کرد با خطبهی طوفانی
این دفعه ولی برعکس ، فرزند خلیل الله
نمرود زمان را بُرد در آتش سوزانی
از قدرت حیدر گفت ، از حمزه و جعفر گفت
با تیغ کلامش داشت چه رزم نمایانی
از پاکی مادر گفت ، از طُهر مُطهر گفت
از حضرت زهرا گفت با شوق دوچندانی
میگفت ز پاکیِّ زن های بنیهاشم
در مجلس فرزند زن های خیابانی
از شام که برگشتند دوران عجیبی شد
یک عصر فلاکتبار یک دورهی بحرانی
کعبه وسط آتش در حملهی شامیها
آن سمت زبیریها مشغول شکمرانی
افسوس مسلمانها آن روز نفهمیدند
تاوان چه را دادند ؟! دادند چه تاوانی ؟!
اما وسط این آنها برخواست علم برداشت
هر چند نه حُرّی داشت نه مالک و سلمانی
با چند ابوخالد او یک تنه غوغا کرد
جای همه با او بود این شیعهی افغانی
با اشک قیامت کرد ابراز برائت کرد
آن گونه که میدانم آن گونه که میدانی
او نیمه شبش را در معراج سحر میکرد
در عرش سفره میکرد با سجده طولانی
ارکان هدایت بود آن پینهی زانوهاش
توحید مجسّم بود آن پینهی پیشانی
از نسل همین خورشید نوری متولد شد
تابید به این عالم در نیمهی شعبانی
نوری که هزاران بار دیدیم همه او را
در قامتِ مهتابی در یک شب بارانی
اینگونه نخواهد ماند پایان جهان این نیست
فرمود خدا این را در آیهی قرآنی
تا آن دو نفر را او در شعله بسوزاند
ان روز گلستان است دنیا ، چه گلستانی
#محسن_سلطانی
@raziolhossein | 759 |
| 18 | #فاطمه_صغری_سلام_الله_علیها
#بنت_الحسین #فاطمه_علیله
از مدینه چون شه لبتشنه با افغان و زاری
شد به راه کربلا عازم به عزم جاننثاری
دست زد بر دامنش صغری غمپرور که بابا
این دل من چون کند بعد از تو اندر سوگواری؟
کردی از حرف خدایی نی همین پرخون دلم را
صبر و طاقت از دل غمدیده من شد فراری
خوش تسلی میدهی بر من تو از پایان دوری
آه اگر جانم نمودی بیتو یک دم پایداری
جان بابا در مدینه بیکسم مگذار و مگذر
رحم کن بر من که درد بیکسی دردیست کاری
اعتباری داشتم از سایه لطف تو بر سر
میکشد کارم به خواری آخر از بیاعتباری
آنچنان پندار کز اطفال تو هستم
پس مرا همره ببر بابا پی خدمتگذاری
شاه دین گفت ای علیله دختر شیرینزبانم
خون دل کردی مرا ازین گفتگو از دیده جاری
تو به چشم من چو نوری و به چشم باب خود جان
جان من پایان ندارد این سفر جز غمگساری
تو نداری طاقت لبتشنگی چون ما که هر دم
بر کشی از قلب سوزان ناله بیاختیاری
تاب چندان بر دلت نبود که بینی خیل عدوان
تیغ بر کف بهر قتلم رو کنند از هر کناری
صبر نتوانی نمود از غارت قوم ستمگر
هر طرف شومی درد گوشی برای گوشواری
کو چنان صبری که اندر قتلگه از بعد قتلم
بنگری در هر طرف غلطیده در خون گلعذاری
چون سکینه ترسم از سیلی شود روی تو نیلی
تو علیلی و نداری طاقت اینگونه خواری
عمهها و خواهرانت بس بود بهر اسیری
خوار و سرگردان به هر جا چون اسیران تتاری
(صامتا) تا میتوانی گریه کن در این مصیبت
تا نمایی مزرع امید خود را آبیاری
#صامت_بروجردی
@raziolhossein | 613 |
| 19 | #فاطمه_صغری_سلام_الله_علیها
#بنت_الحسین #فاطمه_علیله
شش ماه پيش از پيش من باباي من رفت
بابا فقط نه سيد و مولاي من رفت
همراه او انسيه الحوراي من رفت
شش ماه تشنه مانده ام سقاي من رفت
در آتش اين غم تني تب دار دارم
بيمارم از گريه دو چشم تار دارم
از مرگ بدتر شك نكن چشم انتظاري ست
كار دل آشفته ي من بيقراري ست
راه فرار از درد هجران آه و زاري ست
زخم فراق او يقينأ زخم كاري ست
نامه نوشتم حال بابا را بپرسم
حال رباب و ام ليلا را بپرسم
كوفه شد از يمن قدومت مست يا نه
سقا علم دارد پدر در دست يا نه
شانه به شانه با تو اكبر هست يا نه
اصغر پدر دندان در آورده ست يا نه
چشم انتظار پاسخ آن نامه هستم
بابا سر راه مسافرها نشستم
آمد كبوتر او خبر آورده با خود
خسته شده رنج سفر آورده با خود
روي پرش خون جگر آورده با خود
گويا خبرها از پدر آورده با خود
همراه داري كوله بار غم كبوتر
لب وا كن از دلواپسي مردم كبوتر
وقتي رسيدم حضرتش بي حال بود و...
جسم شريفش گوشه ي گودال بود و...
دور و برش از گرگ ها جنجال بود و...
دشمن به فكر غارت خلخال بود و...
با زحمت آن حضرت به رويم ديده وا كرد
محض جواب نامه اكبر را صدا كرد
سوگند بر آن حضرت و بر آبرويش
من بودم و ديدم كه شمر آمد به سويش
دستي به خنجر داشت و دستي به مويش
ديدم چه بد تا كرد خنجر با گلويش
اين تازه آغاز مصيب هاي او بود
معصوم مطلق با پليدان روبرو بود
آنچه نبايد ميشد آخر شد بميرم
خون خدا سردار بي سر شد بميرم
با اسب ها ظلمي به پيكر شد بميرم
آنجا عقيله بي برادر شد بميرم
هم رفت بعد از رفتنش خيمه به غارت
هم رفت بعد از رفتنش زينب اسارت
ديگر بماند روضه هاي كوفه تا شام
آيات تطهير و كف و خاكستر از بام
هم خارجي گفتند هم دادند دشنام
چون كوه مانده عمه جانت پاي اسلام
با خطبه هايش عمه ات غوغا به پا كرد
پيغمبرانه كربلا را كربلا كرد
#محسن_صرامی
@raziolhossein | 754 |
| 20 | #امام_سجاد_اسارت
#شام
میگفت فقط امام سجاد از شام
از آنچه که در مسیر رخ داد از شام
هشتاد و چهار زن اسیر زنجیر
ای وای از این قافله ای داد از شام
#امیر_فرخنده
@raziolhossein | 1 048 |
