شعر مذهبی رضیع الـحسین
گلچین اشعارمذهبـــی رضیــعالحسـین علیهالسلام Instagram.com/raziolhossein تبادل و تبلیغات❌ کانال نوحه: @raziolhossein1 توجه! استفاده و کپی برداری از اشعار"حتی بدون ذکر منبع" بلامانع است
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام شعر مذهبی رضیع الـحسین
تُعد قناة شعر مذهبی رضیع الـحسین (@raziolhossein) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 12 386 مشتركاً، محتلاً المرتبة 7 357 في فئة الدين والقيم الروحية والمرتبة 25 937 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 12 386 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 24 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 402، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 28، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 5.08%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 6.99% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 627 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 864 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 1.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل گریه, کربلا, #حضرت_زینب_شهادت, زينب, فاطمه.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“گلچین اشعارمذهبـــی رضیــعالحسـین علیهالسلام
Instagram.com/raziolhossein
تبادل و تبلیغات❌
کانال نوحه:
@raziolhossein1
توجه!
استفاده و کپی برداری از اشعار"حتی بدون ذکر منبع" بلامانع است”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 25 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الدين والقيم الروحية.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 25 يونيو | +34 | |||
| 24 يونيو | +28 | |||
| 23 يونيو | +25 | |||
| 22 يونيو | +18 | |||
| 21 يونيو | +24 | |||
| 20 يونيو | +31 | |||
| 19 يونيو | +28 | |||
| 18 يونيو | +46 | |||
| 17 يونيو | +23 | |||
| 16 يونيو | +33 | |||
| 15 يونيو | +8 | |||
| 14 يونيو | +10 | |||
| 13 يونيو | +15 | |||
| 12 يونيو | +8 | |||
| 11 يونيو | +13 | |||
| 10 يونيو | +10 | |||
| 09 يونيو | +10 | |||
| 08 يونيو | +15 | |||
| 07 يونيو | +6 | |||
| 06 يونيو | +7 | |||
| 05 يونيو | +4 | |||
| 04 يونيو | +10 | |||
| 03 يونيو | +16 | |||
| 02 يونيو | +11 | |||
| 01 يونيو | +7 |
| 2 | #عاشورا
جز مرغ بسملی که به خون غوطه ور شود
کس را ندیده ام که چنین محتضر شود
دشنه به دست سوی تو امد ولی نخست
نعره کشید تا که حرم با خبر شود
می خواست روی تل بکشد خواهر تو را
می خواست جان سپردن تو سخت تر شود
با افتخار پا به روی سینه ات گذاشت
یا رب روا مدار گدا معتبر شود
پا را به روی سینه تو سخت می فشرد
می خواست دست و پا زدنت بیشتر شود
هی دشنه را به روی گلوی تو می کشید
شاید از این میانه یکی کارگر شود
اما محل بوسه زینب گلوی توست
باید که هر چه می کشد او بی اثر شود
ای کاش از قفای تو هم بوسه می گرفت
تا باز سعی شمر لعین بی ثمر شود
چرخاند جسم پاک تو را روی خاک تا
شیب الخضیب خدالتریب دگر شود
#موسی_علیمرادی
@raziolhossein | 891 |
| 3 | #عاشورا
ای که هم عزت و هم آبرو و جان منی
نه عبایی به تنت مانده و نه پیرهنی
قسمت می دهم ای ماه روی نیزه ی من
باز با زینب غم دیده بگویی سخنی
گرچه من یک زنم و تشنه ی دور از وطنم
جان فدایت که چنین تشنه ی دور از وطنی
خواستم تا که بمانم ته گودال، نشد
زد مرا با سپرش حرمله آن هم زدنی
بدنت روی زمین مانده، سرت بر روی نی
هر طرف می نگرم جلوه گری، دلشکنی
سال ها اهل کرم بودی و امروز ببین
نه به تو آب کسی داد، نه حتی کفنی
غیرت الله ببین بعد علمدار حرم
پاسخ این زن و بچه است فقط بددهنی
تا دم مرگ برای بدنت گریانم
تا دم مرگ کنم یاد غمت سینه زنی
حق بده تا که خودم را بزنم، داد کشم
ساربان کرده به دستش چه عقیق یمنی
#محمد_جواد_شیرازی
@raziolhossein | 809 |
| 4 | #امام_حسین_شهادت
#عاشورا
گریان رسیدهایم مگر یاریات کنیم
با قلب لختهلخته عزاداریات کنیم
دم میزنیم نام تو را آفتابوار
تا در رواق آینهها جاریات کنیم
ای عطر گیسوان محمد! غنیمت است
منزل کنار کلبهی عطاریات کنیم
داغت همیشه تازه و گرم است یا حسین!
در وُسعِ گریه نیست که تکراریات کنیم
دیر آمدیم و سوخته بودند خیمهها
کاری نشد برای گرفتاریات کنیم
بیمرهم است زخم تنت ای قتیل اشک!
با اشک روضه بلکه پرستاریات کنیم
از درد خویش با تو نگفتیم، خوش مباد
تحمیلِ غم به سینهی نیزاریات کنیم
"باید نوشت تا ابد از سرنوشتِ زخم
آمد فرود بر بدنت زخم پشتِ زخم"
آنگاه خواهر آمد و بر تن، سرت نبود
ای کاش آنکه سر به تو زد، خواهرت نبود
آمد برای بوسهی آخر که وای من
یکجای زخمناشده بر پیکرت نبود
زینب به چارسمت بیابان نگاه دوخت
عباس رفته بود و علیاکبرت نبود
بودند دیو و دد همه شاد از غنیمتی
حتی لباس کهنه و انگشترت نبود
نشناختند نور خدا را چگونه خلق؟
بر سر مگر عمامهی پیغمبرت نبود؟
اما حسین! از غم اینها که بگذریم
آن تیر در توان علیاصغرت نبود
اِلّا رهاندن از غّل و زنجیر بردگی
با اهل دهر مسئلهی دیگرت نبود
غربت دمیده شد به سراپای روزگار
زآن دم که در قتال کسی یاورت نبود
"غیر از خدای را همه بر باد دادهای
تنها در انتهای زمان ایستادهای "
تا میبرند آدمیان پی به راز تو
جان میدهند یکسره در پیشواز تو
رشک آن شهید را که پس از دفع تیرها
افتاد مثل برگ خزان در نماز تو
در قتلگاه نیز به فکر هدایتی
این است از تمام جهان امتیاز تو
یا للعجب که جای خودِ روسیاهشان
انداختند تیر به آغوش باز تو
اینجا حرامیان به حرم سنگ میزنند
تغییر کرده سنّت حج در حجاز تو
از خونِ حنجرت لبِ خنجر وضو گرفت
شد بَرطرف به آب گوارا نیاز تو
یکبار کنج مقتل و یکبار روی نی
ما را دو بار کُشت فرود و فراز تو
رفتی به اوج نیزه و دست از تو دور ماند
جانم فدای شیوهی خونبار ناز تو!
"ما کشتهی نگاهِ مسیحایی تواییم
خانهخراب اینهمه زیبایی تواییم"
بار امانتی که نه هفتآسمان کشید
راس تو بود و نیزهی یکساربان کشید
برداشت قوس بیشتری ناگهان سپهر
در ساعتی که حرمله تیر از کمان کشید
گیتی گسسته بود به یکآن که جبرئیل
با بال خویش پرده به چشم جهان کشید
آه از کبوتران حرم در مسیر شام
آه از غمی که بعد تو آنکاروان کشید
حرفی نداشت پیش تو باطل که از هراس
بر آیههای خشک لبت خیزران کشید
پای پیمبران خدا را یکی یکی
داغ تو از نخست به این داستان کشید
میخواستم بهتاخت بیایم به کربلا
وقتی هجای نام تو را روضهخوان کشید
"امشب به اشتیاق حرم سینه میزنم
یعنی به گوشهی دلم آیینه میزنم"
#سعید_مبشر
@raziolhossein | 781 |
| 5 | #عاشورا
#گودال
نیزه از سمت چپ به پهلو خورد یعنی از راست آن بدن افتاد
شاه از ذوالجناح ساقط شد با تنش کل پنج تن افتاد
در شلوغی گودی مقتل هرکسی هرچه داشت را میزد
ازدحام انقدر فراوان بود یکنفر موقع زدن افتاد
نیزه وقتی که در دهن برود ابتدا میخورد به دندانها
بدنش را که شمر برگردانت چند دندانش از دهن افتاد
حرقو را شنیده اید آیا؟ مادرش گفت حرقو یعنی
بر تن شاه وقت جان دادن چوب در حال سوختن افتاد
یک نفر توی گودی مقتل خواست غارت کند لباسش را
بدنش را کشید غارتگر بدن از بین پیرهن افتاد
بدنی که مقطع الاعضاست در حصیر آن قبیله جمعش کرد
وقت برداشتن ز خاک اما چندتا عضو از کفن افتاد
#سیدمحمد_حسینی
#زخم_حسینی
@raziolhossein | 641 |
| 6 | #شام_غریبان
در آن صحرا چو آتش شعلهور شد
دل زینب چو آتش پرشرر شد
میان آتش، آه آتشین داشت
زبانحال باخود این چنین داشت:
اگر دردم یکی بودی چه بودی
اگر غم اندکی بودی چه بودی
گهی از درد مهجوری بنالم
گهی از فرقت و دوری بنالم
گهی از داغ عباس جوانم
قرین ناله و آه و فغانم
گهی اندر فغان و شور و شینم
به فکر جسم عریان حسینم
گهی در فکر جمع کودکانم
گهی با شمر و خولی هم زبانم
فراق دوستان و جور دشمن
سراسر سهل و آسان است بر من
ولی یک غم مرا مشکل فتاده
کز آن غم آتشم در دل فتاده
از آن ترسم که آتش برفروزد
میان خیمه، بیمارم بسوزد
گهی با ناله رو سوی نجف داشت
شکایتها به شاه لو کشف داشت
که ای حلاّل مشکلها کجائی
ز حال زار ما غافل چرائی
تو آخر چاره بیچارگانی
پناه و یاور درماندگانی
دمی از کوفه رو درکربلا کن
پرستاریّ ما بهر خدا کن
بیا بابا که ما را هیچ کس نیست
در این دشت بلا یک دادرس نیست
که ما در کربلا خوار و اسیریم
به دست شمر کافر دستگیریم
سنان بر ما زند بر پشت و شانه
گهی کعب سنان گه تازیانه
خموش ای «ذاکر» برگشته کوکب
مگو زین بیشتر از حال زینب
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
#عباس_جواهری
@raziolhossein | 633 |
| 7 | #شام_غریبان
رسید عصر و غزل های آب ماند و رباب
و سینه ای که شد از غم کباب ماند و رباب
چه شد که تیر سه شعبه؟ چرا علی؟ باران؟!
سوالهای بدون جواب ماند و رباب
امید مادر دریا که گشت نقش بر آب
کنار علقمه تنها سراب ماند و رباب
ندید آخر کار التیام را این زخم
که در فراغ پسر التهاب ماند و رباب
گذشت حرمله هر بار با لبی خندان
از این تقابل و خنده عذاب ماند و رباب
به ترس هر قدم از رقص نیزه دشمن
در ارتفاع سرش اضطراب ماند و رباب
وداع لحظه آخر که سر اعظم بود
به قلب سوخته آفتاب ماند و رباب
چه خوابهای قشنگی ندید گهواره
که از تمامی گهواره تاب ماند و رباب
از آن سفر که تمامش جلال بود و شکوه
در انتهای مسیرش طناب ماند و رباب
علی که بود همیشه رباب بود و علی
علی که رفت همیشه رباب ماند و رباب
#احمد_حیدری_قرا
@raziolhossein | 584 |
| 8 | #عاشورا
بیابانی به غایت غم، غروبی تیره تر از شب
طلوع شمس از مغرب؛ قمر زندانی عقرب
جهان انگار سوی جهل مطلق واژگون میشد
افق، مغرب به مشرق سر به سر دریای خون میشد
چو انسان نخستین یک نفر تنهاتر از تنها
به معراجش قدم میزد ورای قاب او ادنی
به گودالی که میقات تمام انبیا بودهاست
مقام گفتگوی روح هستی با خدا بودهاست
چه خورشیدی که هنگام غروبش شد فروزان تر
به عالم تا ابد از اینحقیقت نیست عریان تر
حضیضش اوج، پایان ابتدا، در قلب قربانگاه
گشود آغوش بر شمشیرها فرمود بسم الله
زمین افتاد آن کس که جهان بر شانههایش بود
همان کوهی که عمری آسمان بر شانههایش بود
مگر بر سینهی خورشید تاریکی فرود آمد
که باز از کوچه های شهر یثرب بوی دود آمد
کسی بر هیکل توحید، بی پروا لگد میزد
و شیطان داشت دم از قل هو الله احد میزد
کسی که سفرهی افلاک را بی وقفه نان میداد
چرا لب تشنه زیر چکمههای شمر جان میداد
به زیر دست و پا روح عبادت دست و پا میزد
همان ساعت کسی در لشکر دشمن اذان میداد
مناجاتش به مقتل روبه پایان بود بی تردید
سنان تنها اگر یک لحظهی دیگر امان میداد
لگد کوب آنچنان شد زیر پای مرکب دشمن
نسیمی پیکر او را در آن صحرا تکان میداد
تنش عریان رها شد زیر هرم افتابی داغ
سرش بر نیزه اما کاروان را سایه بان میداد
نشان میداد سیرش را، طلوعش را، افولش را
سرش؛ قوس صعودش را، تنش؛ قوس نزولش را
گرفتند از سر او خوود را، عمامهاش را هم
به غارت برد دستی از تن او جامهاش را هم
اگر چه زخمی سر پنجهی زجر است پیراهن
سلام فیه حتی مطلع الفجر است پیراهن
کدامین پیرهن؟ هر تار و پودش ریشهی طوبا
که آن را بافت با دستان خود انسیه الحورا
کدامین پیرهن؟ پیراهن پیغمبر خاتم
همان سوغات ختم المرسلین از لیلة الاسری
کدامین پیرهن؟ حرز علی در غزوهی خیبر
که هر تارش چنان حبل المتین در لفظ و در معنا
کشید آن را به سر صدیقه در هنگام نفرینش
چه میشد گر علی عارض نمیشد بهر تسکینش؟
همان که اول ماه محرم زیور عرش است
هم از آغاز خلقت، دکمههایش گوهر عرش است
توسل کرد هر پیغمبری وقت گرفتاری
به آن پیراهن صد چاک سرشار از سزاواری
کدامین پیرهن؟ همراه یونس در دل ماهی
همان حکمت که لقمان نیز از او میگیرد آگاهی
به داوود نبی، آن پیرهن بخشید قدرت را
سلیمان داشت از آن خاتم خود را، حکومت را
چراغ راه شد آن پیرهن بر خلق سرگردان
به ظاهر بادبان، اما برای نوح کشتیبان
اگر آدم پشیمان بود و گریان در بیابان شد
مشرف شد به این پیراهن و مشمول غفران شد
به خاکستر بدل میشد، خلیل اما در آن آتش
تنش بود این کهن پیراهن و آتش گلستان شد
نه تنها بود در اعماق زندان منجی یوسف
که بویش نیز نور چشمهای پیر کنعان شد
عصا گر مار شد اعجاز موسی نیست بی تردید
ید بیضا هم از این آستین و این گریبان شد
از آدم تا به خاتم حرز بود این پیرهن، آری
حسین اما برای این کهن پیراهن عریان شد
چرا کشتند آن مردم امام خویش را آسان؟
بگو: والعصر…. انسان چیست غیر از زیست در خسران
ملالی نیست گر رو بند را از ماه دزدیدند
حجاب الله را از جسم ثار الله دزدیدند
چه شبهایی که زهرا کوک میزد آستینش را
چه ساعتها در آن می دید طفل نازنینش را
به چشم قدسیان آن قوم هول محشر آوردند
سر پیراهن او اشک زینب را در آوردند
فقط نور از تنش بر دیدهی اهل عذاب افتد
((که چشم خیره بینان در خیال افتاب افتد))
طمع کردند ابلیسان چرا پیراهن او را
و آغشتند با خون خدا پیراهن او را
به چاه کربلا افتاد آن یوسف تر از یوسف
دریدند از تن او گرگها، پیراهن او را
چه سرّی بود در عریانی آن کبریا پیکر
که میدیدند آنسان برملا پیراهن او را
خدا گر خود نمیفرمود: داغش را خریدارم
جهان هرگز نمیشد خونبها پیراهن او را
نمیماند به حبس کالبد، روح خدا هرگز
چنین دیدند از پیکر جدا پیراهن او را
اگر ارثیهی زینب نمیشد تا دم رفتن
نگه میداشت در بر کربلا، پیراهن او را
حسین عریان شد و پیراهنش میراث انسان شد
برای گاه موعود خدا از دیده پنهان شد
همان پیراهن صد پاره پرچم میشود روزی
نوید صبح آزادی عالم میشود روزی
به چشم خویش میبینیم: راه دور، نزدیک است
ظهور، آری ظهور وارث آن نور نزدیک است…
#سیدمحمد_حسینی
#زخم_حسینی
@raziolhossein | 626 |
| 9 | #شام_غریبان
بر خاک میچکید در آن شب ستاره ها
از گوشهای خسته ی بی گوشواره ها
از مصحفی شریف گرفته جماعتی
با نعلهای تازه ی خود استخاره ها
آن سو میان هروله ی آبهای نهر
تشییع میشود بدن ماهپاره ها
در خیمه های سوخته یک زن نشسته است
در انتظار خنده ای از گاهواره ها
رحلی که خالی است ز قرآن کوچکش
پر میکشد دلش پی آن شیر خواره ها
یا دختری که در دل شب خار میکشد
از پای غرق آبله اش با شماره ها
یک، دو، سه... نه نمیشود اینقدر را شمرد
در یک نهاد جمع شدند این گزاره ها
اینها تمام، غصه ی یک لحظه ی زنی است
یک شیر زن ورای همه مردواره ها
یک کوه صبر و دختر بانوی آبها
در پای او کم است همه استعاره ها
وصف قلم به خاک رهش هم نمیرسد
پس کافی است عقل غزل را اشاره ها
#احمد_حیدری_قرا
@raziolhossein1 | 663 |
| 10 | #امام_زمان_محرم
بر آن سری که رفت به مغرب سرِ سَنان
بر جسم پایمال به مقتل دمِ اذان
بر آن مخدرات به زنجیرها اسیر....
عَجِّل عَلی ظُهورِكَ یا صاحب الزمان...
#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein | 759 |
| 11 | #امام_حسین_شهادت
#عاشورا #گودال #قتلگاه
هرم عطش چه کرده که چشم تو تار شد؟
در بارگاه قدس خدا اشکبار شد
لب های تو شبیه دوتا چوب خشک شد
بعد از تو آب بر همگان ناگوار شد
یک لشکر پیاده به جسم تو پاگذاشت
بر روی نیزه ای سر پاکت سوار شد
از بس که ماند پیکر تو زیر آفتاب
داغ تو ماند بر دل ما ماندگار شد
سر به فلک کشیده ترین کوه هم پس از
افتادن تنت به زمین بی وقار شد
مُشکین موی تو همه از غم سفید شد
مرثیه خوان زلف تو لیل و نهار شد
چشم غیور تو نگران سوی خیمه ماند
وقتی که شمر سوی حرم رهسپار شد
شمشیر شمر زخم گلوی تو را شمرد
حرف از دوازده شد و غم بی شمار شد
تو ذبح از قفا شده ای چون که تیغ هم
در آن میان به تیغ نگاهت دچار شد
#محسن_حنیفی
@raziolhossein | 1 057 |
| 12 | #امام_حسین_شهادت
#عاشورا #قتلگاه #گودال
وقت غروب گشت و نشد سر جدا هنوز
راحت جدا نشد سر او از قفا هنوز
بعد از هزار و نهصد پنجاه جای زخم
مانده است ده سوار و چهل جای پا هنوز
آقای ما گرسنه و تشنه شهید شد
خصمش چگونه سیر نشد از جفا هنوز
دردا بلند مرتبه شاهی ز صدر زین
افتاد و هست بر دل او دردها هنوز
سوغاتی امشب از تنش انگشتری برند
زینب خبر ندارد از این ماجرا هنوز
#میثم_مومن_نژاد
@raziolhossein | 1 126 |
| 13 | #امام_حسین_دودمه
#شب_عاشورا
#عاشورا
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع
اللهم عجل لولیک الفرج...
شاه گفتا کربلا امروز میدان من است
عید قربان من است
مادرم زهرا در این گودال مهمان من است
عید قربان من است
اللهم عجل لولیک الفرج...
شاه گفتا کربلا امروز میدان من است
عید قربان من است
خواهرم زینب پرستار یتیمان من است
عید قربان من است
اللهم عجل لولیک الفرج...
صحبت از داغ نکن می روم از حال حسین
یا اخا یا مظلوم
وا مکن پای مرا تا دم گودال حسین
یا اخا یا مظلوم
اللهم عجل لولیک الفرج...
باز در عرش خدا ولوله ای بر پا شد
شب عاشورا شد
شب پایانی عمر پسر زهرا شد
شب عاشورا شد
اللهم عجل لولیک الفرج...
هستی من می زند در زیر خنجر دست و پا
یا اباصالح بیا
شمر می بُرَّد سر سبط نبی را از قفا
یا اباصالح بیا
اللهم عجل لولیک الفرج...
عصر فردا کربلا غوغای محشر می شود
یابن زهرا العجل
عمه ات زینب دوباره بی برادر می شود
یابن زهرا العجل
اللهم عجل لولیک الفرج...
می روی و می شود شام غریبان بی سحر
یا اخا آهسته تر
یا دعا کن من بمیرم یا مرا همره ببر
یا اخا آهسته تر
اللهم عجل لولیک الفرج...
جان فدایِ صوتِ قرآنت بخوان قرآن حسین
جان سَنَه گوربان حسین
عصرِ فردا پایِ نی می خوانم اَلرَّحمان حسین
جان سَنَه گوربان حسین
اللهم عجل لولیک الفرج...
می رود تنها به میدان یوسف کرب و بلا
یا اباصالح بیا
ساعتی دیگر زند در بین مقتل دست و پا
یا اباصالح بیا
اللهم عجل لولیک الفرج...
شد بریده حنجر مظلوم زهرا از قفا
یا اباصالح بیا
زیر مرکب استخوان سینه اش شد جا به جا
یااباصالح بیا
اللهم عجل لولیک الفرج
رأس پاک شاه دین رفته به روی نیزه ها
یا اباصالح بیا
پیکر صد پاره اش در بین مقتل شد رها
یا اباصالح بیا
اللهم عجل لولیک الفرج
شد حسین امشب برای خواهرش آرام جان
العجل صاحب زمان
عصر فردا می شود تنها میان دشمنان
العجل صاحب زمان
اللهم عجل لولیک الفرج
دارد امشب اکبر و عباس و قاسم، کاروان
العجل صاحب زمان
صبح فردا باغ گلها می شود اینجا خزان
العجل صاحب زمان
اللهم عجل لولیک الفرج
در حرم غرق عبادت گشته شاه کربلا
یا اباصالح بیا
عصر فردا می رود رأسش به روی نیزه ها
یا اباصالح بیا
اللهم عجل لولیک الفرج
تیغ بردار از گلویش پیش چشم خواهرش
جان زهرا مادرش
با سنان دیگر مزن بر پهلو و بر پیکرش
جان زهرا مادرش
اللهم عجل لولیک الفرج
تا اذان صبح می گردم اخا دور سرت
رحم کن بر خواهرت
چاره ای کن تا نبینم پاره پاره پیکرت
رحم کن بر خواهرت
اللهم عجل لولیک الفرج
آسمان خون و زمین خون و جهان غوغا شده
شام عاشورا شده
بین گودال پر از خون روضه خوان زهرا شده
شام عاشورا شده
اللهم عجل لولیک الفرج
ای عزیز فاطمه شد بوریا بر پیکرت
من به قربان سرت
در کنارت بوده دیشب مادر غم پرورت
من به قربان سرت
اللهم عجل لولیک الفرج...
اللهم العن الجبت و الطاغوت
اللّٰهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.
@raziolhossein | 1 215 |
| 14 | #امام_حسین_شهادت
#گودال #عاشورا #قتلگاه
با خون دل بغض گلو چشمان خيسم
احكام ذبح شرعي ات را مي نويسم
در كربلا اسلام امت فرق ميكرد
احكام ذبح اين جماعت فرق ميكرد
در فقه شان مذبوح بی جان تر چه بهتر
بحر حقيقت هر چه عريان تر چه بهتر
در فقه شان مذبوح باید تشنه باشد
باید که چندین دنده روی دشنه باشد
در فقه شان بايد كه خنجر كند باشد
انجام ذبح اصلا نبايد تند باشد
واجب بود با نیت قربت بریدن
آرام آرام و سر فرصت بریدن
در فقه شان که بدتر از احکام گبر است
از مستحبات مؤکد قتل صبر است
از مستحبات است ذبح از قفا يت
مخصوصا اينكه پيش چشم بچه هايت
حتي اگر كه آبروي قبله باشه
پايش نبايد رو به سوي قبله باشد
ذابح اگر شمر و مشوق هم سنان است
این ذبح طولانی ترین ذبح جهان است
سرنیزه را سیراب جام زهر کردند
پس با وضو آقای ما را نحر کردند
#محسن_عربخالقی
@raziolhossein | 1 096 |
| 15 | #امام_حسین_شهادت
#گودال
زمین کربلا دریای خون شد
فلک با مهر و ماهش سرنگون شد
الهی شمر روز خوش نبینی
حسینم ، حاء و سین و یاء و نون شد
#محمدحسین_رحیمیان
@raziolhossein | 1 014 |
| 16 | #وداع
برای آنکه بمانی بگو چهکار کنم
چه مانده است برایم بگو نثار کنم
گلایه، گریه، تمنا، نگاه، قربانی
بگو چه کار نکردم بگو چه کار کنم
نمانده یار برایت؟ نمرده خواهر تو
اشاره کن که برای تو کارزار کنم
اشاره کن که اباالفضل دیگرت باشم
علم بگیرم و کار سپاه دار کنم
هنوز چادر خاکی مادرم به سر است
اراده کن که جهان را پر از غبار کنم
ولی بدون تو جانی به من نمیماند
پس از تو مجبورم صبر اختیار کنم
اگر تو کشته شوی من همین زن تنها
میان اینهمه دشمن کجا فرار کنم
سپرده ای به من آل رسول را اما
چگونه یکنفره حفظ این تبار کنم
پر است خیمه ات از بانوان پرده نشین
بگو به ناقهی عریان که را سوار کنم
اگر ندیدمت امشب مراقب خود باش
که من مراقبت از خیل سوگوار کنم
نمیشود که به آن لالهزار سر بزنم
اگر محافظت از این بنفشه زار کنم
به شام میروم اما فقط به خاطر تو
که سیل خون شمارا ادامه دار کنم
#زخم_حسینی
@raziolhossein | 1 024 |
| 17 | #امام_حسین_مناجات
#حضرت_اباالفضل
سائل شدیم شامل لطف و کرم شدیم
خوار آمدیم از نفست، محترم شدیم
لب وا نکرده، حاجتمان مستجاب شد
وقتی دخیل گوشهای از این عَلَم شدیم
چشم امیدمان به نخ پرچم عزاست
پس بی دلیل نیست اگر اهل غم شدیم
رفتیم اگر بهشت، حسینیه میزنیم
با جمع نوکران ز ازل همقسم شدیم
ماندن به راه عشق تو عین سعادت است
شکر خدا به پای تو ثابت قدم شدیم
این زندگی ماست ببینیم بعد مرگ
در زیر خاک، خاک شریف حرم شدیم
دست بریده در همه جا دستگیر ماست
حالا که اشکریزِ دو دست قلم شدیم
#محمدحسن_بیات_لو
@raziolhossein | 949 |
| 18 | #وداع
پا ز دلم مکش بکش دست به روی سر من
حرف دگر مگو بگو بار دگر دختر من
مرا بغل کن و مکن گریه برای من پدر
ناز مرا بکش مکش شعله به خشک و تر من
قدم قدم برو مرو شبیه باد با شتاب
تحملی بده مده به باد خاکستر من
راس مرا ببر مبر رخت اسیری به تنم
جان مرا ببر مبر لفظ صبوری بر من
دیر میا بیا پدر زود تر از آتش خصم
گر نرسی رسد دگر شعله به موی سر من
صحبت غارت است اگر نگر به بی پناهی ام
حرف دگر مزن بزن گره براین معجر من
قصه شمر را مگو بگو کجا ببینمت
سایه تو که نیست هست شمر به دور و بر من
مرا ز روی نی ببین مبین که دست بسته ام
بگو نرفته بود و رفت تا کجا دختر من
#موسی_علیمرادی
@raziolhossein | 951 |
| 19 | #عاشورا
#گودال #قتلگاه
آمده لحظهٔ فدا شدنش
الوداع است آخرین سخنش
بعد هفتاد و دو گل پرپر
آتش افتاد در دل چمنش
ساعتی بعد در دل گودال
جای سالم نمانده در بدنش
گل زهرا کجا و چکمه کجا؟
له شده شاخه های یاسمنش
شمر نامرد چنگ برده ز کین
در دل گیسوان پر شکنش
جلوی چشم مادرش زهرا
شاه مانده ست و دست و پا زدنش
هر که میخواست هرچه را میبرد
دست برده کسی به پیرهنش
ساربان بعد چند ماه آخر
برد انگشت و خاتم یمنش
سنگ و تیغ و سه شعبه کافی نیست؟
لااقل با ته عصا نزنش
نعل نوک تیز و تازهٔ مرکب
چه بیارد به روزگار تنش؟
محو شد بین خاک و خون آخر
ای به قربان جسم بی کفنش
#احمد_حیدری
@raziolhossein | 947 |
| 20 | #حضرت_اباالفضل_علیه_السلام
#شب_عاشورا
#امان_نامه
خیمهها را یک خبر امشب پُر از غم کرده است
چشمهای خُشک را انگار زمزم کرده است
یک خبر پیچیده و پیچیده شد وضع حرم
دختران را جمع این فانوسِ ماتم کرده است
با اماننامه رسیده شمر ای وای عمهجان
خیمهی آرام را ماهِمحرم کرده است
زینب آمد پیش او از پیش دختربچهها
بر سرِ خود معجری از خاک عالم کرده است
گفت میخواهی برو...دنیا به چشمش تار شد
روی پای خواهرش از گریه سر خم کرده است
مُشت خود را میفشرد و شرم میکرد از حرم
تیغ را برداشته خود را مصمم کرده است
پا چنان زد بر رکابش، پاره شد و بندِ رکاب
نعرهاش کابوس دشمن را مسلم کرده است
چرخ زد دورِ خیام و زد علم را، شمر دید
لَا فَتَی إلّا عَلِی را نقشِ پرچم کرده است
روزِ فردا وقت میدان داریِ عباس بود
گرم میتازد زِ گرمایش زمین دَم کرده است
این طرف اهل حرم وقتی عمو باشد چه غم
آن طرف لشکر ببین از پیش او رَم کرده است
مَشک را پُر آب کرد و آب را مایوس کرد
شاید او لبهای اصغر را مجسم کرده
آه از بارانِ تیر و داد از رگبارِ تیغ
از رشیدِ خیمه کمکم ضربهها کم کرده است
اَبروانش کو؟ دو چشمش کو؟ چه شد پیشانیاش؟
حرمله این ماه را بدجور درهَم کرده است
او رشیدِ خیمه بود و قدِ یک گهواره شد
قامتش را تیر پوشانده است مبهم کرده است
از حرامیها مگو وقتی حرم بی صاحب است
داغِ او یک پشت نه صد پشت را خم کرده است
آه از آن سر، که به نیزه هرچه محکم زد نماند
وای این سر را نخِ گهواره محکم کرده است
#حسن_لطفی
@raziolhossein | 918 |
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
