شعر مذهبی رضیع الـحسین
گلچین اشعارمذهبـــی رضیــعالحسـین علیهالسلام Instagram.com/raziolhossein تبادل و تبلیغات❌ کانال نوحه: @raziolhossein1 توجه! استفاده و کپی برداری از اشعار"حتی بدون ذکر منبع" بلامانع است
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام شعر مذهبی رضیع الـحسین
تُعد قناة شعر مذهبی رضیع الـحسین (@raziolhossein) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 12 345 مشتركاً، محتلاً المرتبة 7 373 في فئة الدين والقيم الروحية والمرتبة 26 037 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 12 345 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 23 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 378، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 25، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 4.84%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 6.73% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 596 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 829 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 1.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل گریه, کربلا, #حضرت_زینب_شهادت, زينب, فاطمه.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“گلچین اشعارمذهبـــی رضیــعالحسـین علیهالسلام
Instagram.com/raziolhossein
تبادل و تبلیغات❌
کانال نوحه:
@raziolhossein1
توجه!
استفاده و کپی برداری از اشعار"حتی بدون ذکر منبع" بلامانع است”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 24 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الدين والقيم الروحية.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 24 يونيو | +21 | |||
| 23 يونيو | +25 | |||
| 22 يونيو | +18 | |||
| 21 يونيو | +24 | |||
| 20 يونيو | +31 | |||
| 19 يونيو | +28 | |||
| 18 يونيو | +46 | |||
| 17 يونيو | +23 | |||
| 16 يونيو | +33 | |||
| 15 يونيو | +8 | |||
| 14 يونيو | +10 | |||
| 13 يونيو | +15 | |||
| 12 يونيو | +8 | |||
| 11 يونيو | +13 | |||
| 10 يونيو | +10 | |||
| 09 يونيو | +10 | |||
| 08 يونيو | +15 | |||
| 07 يونيو | +6 | |||
| 06 يونيو | +7 | |||
| 05 يونيو | +4 | |||
| 04 يونيو | +10 | |||
| 03 يونيو | +16 | |||
| 02 يونيو | +11 | |||
| 01 يونيو | +7 |
| 2 | #امام_حسین_شهادت
#گودال #عاشورا #قتلگاه
با خون دل بغض گلو چشمان خيسم
احكام ذبح شرعي ات را مي نويسم
در كربلا اسلام امت فرق ميكرد
احكام ذبح اين جماعت فرق ميكرد
در فقه شان مذبوح بی جان تر چه بهتر
بحر حقيقت هر چه عريان تر چه بهتر
در فقه شان مذبوح باید تشنه باشد
باید که چندین دنده روی دشنه باشد
در فقه شان بايد كه خنجر كند باشد
انجام ذبح اصلا نبايد تند باشد
واجب بود با نیت قربت بریدن
آرام آرام و سر فرصت بریدن
در فقه شان که بدتر از احکام گبر است
از مستحبات مؤکد قتل صبر است
از مستحبات است ذبح از قفا يت
مخصوصا اينكه پيش چشم بچه هايت
حتي اگر كه آبروي قبله باشه
پايش نبايد رو به سوي قبله باشد
ذابح اگر شمر و مشوق هم سنان است
این ذبح طولانی ترین ذبح جهان است
سرنیزه را سیراب جام زهر کردند
پس با وضو آقای ما را نحر کردند
#محسن_عربخالقی
@raziolhossein | 169 |
| 3 | #امام_حسین_شهادت
#گودال
زمین کربلا دریای خون شد
فلک با مهر و ماهش سرنگون شد
الهی شمر روز خوش نبینی
حسینم ، حاء و سین و یاء و نون شد
#محمدحسین_رحیمیان
@raziolhossein | 217 |
| 4 | #وداع
برای آنکه بمانی بگو چهکار کنم
چه مانده است برایم بگو نثار کنم
گلایه، گریه، تمنا، نگاه، قربانی
بگو چه کار نکردم بگو چه کار کنم
نمانده یار برایت؟ نمرده خواهر تو
اشاره کن که برای تو کارزار کنم
اشاره کن که اباالفضل دیگرت باشم
علم بگیرم و کار سپاه دار کنم
هنوز چادر خاکی مادرم به سر است
اراده کن که جهان را پر از غبار کنم
ولی بدون تو جانی به من نمیماند
پس از تو مجبورم صبر اختیار کنم
اگر تو کشته شوی من همین زن تنها
میان اینهمه دشمن کجا فرار کنم
سپرده ای به من آل رسول را اما
چگونه یکنفره حفظ این تبار کنم
پر است خیمه ات از بانوان پرده نشین
بگو به ناقهی عریان که را سوار کنم
اگر ندیدمت امشب مراقب خود باش
که من مراقبت از خیل سوگوار کنم
نمیشود که به آن لالهزار سر بزنم
اگر محافظت از این بنفشه زار کنم
به شام میروم اما فقط به خاطر تو
که سیل خون شمارا ادامه دار کنم
#زخم_حسینی
@raziolhossein | 220 |
| 5 | #امام_حسین_مناجات
#حضرت_اباالفضل
سائل شدیم شامل لطف و کرم شدیم
خوار آمدیم از نفست، محترم شدیم
لب وا نکرده، حاجتمان مستجاب شد
وقتی دخیل گوشهای از این عَلَم شدیم
چشم امیدمان به نخ پرچم عزاست
پس بی دلیل نیست اگر اهل غم شدیم
رفتیم اگر بهشت، حسینیه میزنیم
با جمع نوکران ز ازل همقسم شدیم
ماندن به راه عشق تو عین سعادت است
شکر خدا به پای تو ثابت قدم شدیم
این زندگی ماست ببینیم بعد مرگ
در زیر خاک، خاک شریف حرم شدیم
دست بریده در همه جا دستگیر ماست
حالا که اشکریزِ دو دست قلم شدیم
#محمدحسن_بیات_لو
@raziolhossein | 183 |
| 6 | #وداع
پا ز دلم مکش بکش دست به روی سر من
حرف دگر مگو بگو بار دگر دختر من
مرا بغل کن و مکن گریه برای من پدر
ناز مرا بکش مکش شعله به خشک و تر من
قدم قدم برو مرو شبیه باد با شتاب
تحملی بده مده به باد خاکستر من
راس مرا ببر مبر رخت اسیری به تنم
جان مرا ببر مبر لفظ صبوری بر من
دیر میا بیا پدر زود تر از آتش خصم
گر نرسی رسد دگر شعله به موی سر من
صحبت غارت است اگر نگر به بی پناهی ام
حرف دگر مزن بزن گره براین معجر من
قصه شمر را مگو بگو کجا ببینمت
سایه تو که نیست هست شمر به دور و بر من
مرا ز روی نی ببین مبین که دست بسته ام
بگو نرفته بود و رفت تا کجا دختر من
#موسی_علیمرادی
@raziolhossein | 196 |
| 7 | #عاشورا
#گودال #قتلگاه
آمده لحظهٔ فدا شدنش
الوداع است آخرین سخنش
بعد هفتاد و دو گل پرپر
آتش افتاد در دل چمنش
ساعتی بعد در دل گودال
جای سالم نمانده در بدنش
گل زهرا کجا و چکمه کجا؟
له شده شاخه های یاسمنش
شمر نامرد چنگ برده ز کین
در دل گیسوان پر شکنش
جلوی چشم مادرش زهرا
شاه مانده ست و دست و پا زدنش
هر که میخواست هرچه را میبرد
دست برده کسی به پیرهنش
ساربان بعد چند ماه آخر
برد انگشت و خاتم یمنش
سنگ و تیغ و سه شعبه کافی نیست؟
لااقل با ته عصا نزنش
نعل نوک تیز و تازهٔ مرکب
چه بیارد به روزگار تنش؟
محو شد بین خاک و خون آخر
ای به قربان جسم بی کفنش
#احمد_حیدری
@raziolhossein | 199 |
| 8 | #حضرت_اباالفضل_علیه_السلام
#شب_عاشورا
#امان_نامه
خیمهها را یک خبر امشب پُر از غم کرده است
چشمهای خُشک را انگار زمزم کرده است
یک خبر پیچیده و پیچیده شد وضع حرم
دختران را جمع این فانوسِ ماتم کرده است
با اماننامه رسیده شمر ای وای عمهجان
خیمهی آرام را ماهِمحرم کرده است
زینب آمد پیش او از پیش دختربچهها
بر سرِ خود معجری از خاک عالم کرده است
گفت میخواهی برو...دنیا به چشمش تار شد
روی پای خواهرش از گریه سر خم کرده است
مُشت خود را میفشرد و شرم میکرد از حرم
تیغ را برداشته خود را مصمم کرده است
پا چنان زد بر رکابش، پاره شد و بندِ رکاب
نعرهاش کابوس دشمن را مسلم کرده است
چرخ زد دورِ خیام و زد علم را، شمر دید
لَا فَتَی إلّا عَلِی را نقشِ پرچم کرده است
روزِ فردا وقت میدان داریِ عباس بود
گرم میتازد زِ گرمایش زمین دَم کرده است
این طرف اهل حرم وقتی عمو باشد چه غم
آن طرف لشکر ببین از پیش او رَم کرده است
مَشک را پُر آب کرد و آب را مایوس کرد
شاید او لبهای اصغر را مجسم کرده
آه از بارانِ تیر و داد از رگبارِ تیغ
از رشیدِ خیمه کمکم ضربهها کم کرده است
اَبروانش کو؟ دو چشمش کو؟ چه شد پیشانیاش؟
حرمله این ماه را بدجور درهَم کرده است
او رشیدِ خیمه بود و قدِ یک گهواره شد
قامتش را تیر پوشانده است مبهم کرده است
از حرامیها مگو وقتی حرم بی صاحب است
داغِ او یک پشت نه صد پشت را خم کرده است
آه از آن سر، که به نیزه هرچه محکم زد نماند
وای این سر را نخِ گهواره محکم کرده است
#حسن_لطفی
@raziolhossein | 178 |
| 9 | #شب_عاشورا
آنقدر ناله شدم تا جگرم ریخت حسین
آنقدر اشک که مژگان ترم ریخت حسین
موی من تار به تارش شده پیش تو سفید
مثل پائیز شدم برگ و برم ریخت حسین
منکه پیرِ تو شدم پیرتر از این مپسند
به جوانِ تو قسم بال و پرم ریخت حسین
نکن ای صبح طلوع ، کاش نیاد که فقط
غم عالم به دلِ شعلهورم ریخت حسین
حق بده خاک به روی سرِ خود میریزم
فکرِ فردات چه خاکی به سرم ریخت حسین
خار در پشت حرم چیدی و دستت خون شد
زخمِ دستِ تو که دیدم جگرم ریخت حسین
در میان حرمت حرفِ امان نامه شده
دیدم اشکی که زِ چشمِ قمرم ریخت حسین
کُشت دلشوره مرا حال رُبابت بد شد
طفلِ بی شیر بهم دور و برم ریخت حسین
زود برگرد مدینه که نگویم فردا
بعدِ تو جمع حرامی به حرم ریخت حسین
تا نگوید لب گودال سکینه با من
آنقدر زخم زدندش ، پدرم ریخت حسین
تا نبینی به کنار دو سه تا طفل یتیم
خیمهی شعله وری روی سرم ریخت حسین
تا رُبابت به سرِ نیزه اشاره نکند
وای از سنگ ببین که پسرم ریخت حسین
حق بده جان بکَنَم پیشِ تو از حال روم
تو بگو من چه کنم جای تو گودال روم
#حسن_لطفی
@raziolhossein | 194 |
| 10 | #امام_حسین_مناجات
قبلهام روىِ تو و خانه ى تو جاىِ من است
ياحسين وِردِ زبانِ من و لبهاى من است
مُرده آرند به هر مجلسِ تو ، زنده شَوَد
محفلِ روضه ى تو وادىِ سيناىِ من است
كودكى بيش نبودم ، به تو وابَسته شُدَم
اين هَم از مَرحَمَتِ مادرِ مولاىِ من است
هَر زَبانى كه"سه"بار عَرضِ سلامَت گويد
بارِ سِوّم نَشُده اَشك به سيماىِ من است
همه ى دِلخوشىِ من به تو و مادرِ توست
گريه كردن به شُما لَذّتِ دُنياىِ من است
#سعید_خرازی
#@raziolhossein | 202 |
| 11 | #امام_حسین_مناجات
قبلهام روىِ تو و خانه ى تو جاىِ من است
ياحسين وِردِ زبانِ من و لبهاى من است
مُرده آرند به هر مجلسِ تو ، زنده شَوَد
محفلِ روضه ى تو وادىِ سيناىِ من است
كودكى بيش نبودم ، به تو وابَسته شُدَم
اين هَم از مَرحَمَتِ مادرِ مولاىِ من است
هَر زَبانى كه"سه"بار عَرضِ سلامَت گويد
بارِ سِوّم نَشُده اَشك به سيماىِ من است
همه ى دِلخوشىِ من به تو و مادرِ توست
گريه كردن به شُما لَذّتِ دُنياىِ من است
#سعید_خرازی
#@raziolhossein | 1 |
| 12 | #امام_حسین_مقتل
#عاشورا #وداع #مقتل
امام حسین(صلوات الله علیه)لباس ساده و کم قیمتی خواست تا آن را از زیر لباس هایش بپوشد، چون می خواست هنگامی که به شهادت می رسد و لباس های او را به غارت می برند کسی رغبت و تمایلی به بردنِ آن نداشته باشد و بدن او را برهنه نکنند.
لباس کوتاهی برای حضرت آوردند اما آن را قبول نکرد و فرمود:
"این لباس مناسب افراد خوار و پست است".
آن گاه پیراهن کهنه ای گرفت و چند جای آن را پاره کرد و زیر لباس هایش را پوشید، سپس یک شلوار سیاه رنگی خواست و قسمت هایی از آن را شکافت تا کسی نخواهد آن را برباید،بعد آن را به پایش کرد.
📚مناقب ابن شهر آشوب،ج۲،ص۲۲۲
📚بحارالانوار،ج۱۰،ص۳۰۵_۲۰۵
📚مجمع الزواید،ج۹،ص۱۹۳
📚تاریخ طبری،ج۶،ص۲۵۹
📚مقتل مقرم،ص۳۳۳_۳۳۴
@raziolhossein | 628 |
| 13 | #امام_حسین_مقتل
#عاشورا #مقتل
بعد از شهادت حضرت عباس(سلام الله علیه)،امام حسین(صلوات الله علیه)دید دیگر کسی نمانده است تا او را یاری کند.نگاهی به خانواده و همراهان شهیدش نمود و دید همچون قربانی سر بریده شده اند.
در همین هنگام صدای شیون و فریاد کودکان و زنان به گوشش رسید.با صدای بلند فریاد زد:
[هَل مِن ذابّ عَن حرم رسوُل اللّه؟هَل مِن موحّد یخاف اللّه فینا؟هَل مِن مُغیث یرجواللّه فی اغاثتنا؟_آیا مدافعی برای ناموس رسول خدا پیدا می شود؟آیا یکتا پرستی وجود دارد که از خدا بترسد و به ما کمک کند؟].
صدای گریه زن ها بلندتر شد،امام سجاد (صلوات الله علیه)که تنهایی پدر را دید با این که بیمار بود و توانایی حرکت نداشت به کمک عصایش برخاست و به طرف پدر رفت،از شدت بیماری و ضعف نمی توانست شمشیر را بلند کند و آن را بر زمین می کشید.
امام حسین(صلوات الله علیه)به ام کلثوم فرمود:
"او را نگهدار،نباید زمین،از نسل آل محمد خالی باشد".
امام سجاد با شنیدن دستور حضرت به بستر خویش بازگشت.
آن گاه حضرت از خانواده اش خواست تا سکوت کنند،سپس با آنها وداع کرد،حضرت لباسی از جنسِ خزِ خاکستری رنگ به تنش کرده بود و عمامه ای بر سر نهاده بود که دارای دو تحت الحنک بود،عبایِ پیامبر را نیز بر دوش انداخته و شمشیرش را به دست گرفته بود.
📚لهوف،ص۶۵
📚خوارزمی،ج۲،ص۳۲_۳۵
📚روح المعانی،ج۸،ص۱۱۱
📚المنتخب،ص۳۱۵
@raziolhossein | 616 |
| 14 | یا اباعبدالله الحسین عاشورا
آجرک الله یا صاحب الزمان
به سبک :با جنگ میشه کنار بیام
نیزه میره شمشیر میاد
سنگا تموم شه تیر میاد
خدا کنه تموم شه دیگه
زخما که بی اندازه شد
صحبت ز نعل تازه شد
طوفان خون آروم شه دیگه
بسه دیگه داره جون میده راحتش بزارین
بسه دیگه لباس پیکرش رو در نیارین
خولی که رفت سنان رسید
نوبت به ساربان رسید
ببخش اگه کاری نکردم
من اومدم تنگ غروب
به زیر تیغ و سنگ و چوب
کجا رو دنبالت بگردم
ای عزیزم
مگه طاقت دارم کنم نگاهت
ای عزیزم
بوی مادر میاد از قتلگاهت
با سنگ میزد دشمن تو رو
با قتل صبر کشتن تو رو
صبری برا زینب نمونده
تو این همه برو بیا
میون این شلوغیا
تنی زیر مرکب نمونده
ای عزیزم
میشد کاش دست قاتل رو بگیرم
ای عزیزم
میشد کاش من بجای تو بمیرم
#عاشورا
#قتلگاه
#امام_حسین_ع
#حضرت_امام_حسین_ع
لینک کانال در ایتا
@meysammomeninejad
ارتباط با شاعر در ایتا :
@Meysam_Momeninejad
لینک کانال تلگرام :
@meysammomeninejad | 1 |
| 15 | #امام_حسین_شهادت
#رباعی
آزردهٔ زخم پر ملالش نکنید
این کار حرام را حلالش نکنید
با اسب به جان بدنش افتادید؟
او خون خداست پایمالش نکنید
#احمد_حیدری_قرا
@raziolhossein | 779 |
| 16 | #امام_حسین_شهادت
#عاشورا
جز مرغ بسملی که به خون غوطه ور شود
کس را ندیده ام که چنین محتضر شود
دشنه به دست سوی تو امد ولی نخست
نعره کشید تا که حرم با خبر شود
می خواست روی تل بکشد خواهر تو را
می خواست جان سپردن تو سخت تر شود
با افتخار پا به روی سینه ات گذاشت
یا رب روا مدار گدا معتبر شود
پا را به روی سینه تو سخت می فشرد
می خواست دست و پا زدنت بیشتر شود
هی دشنه را به روی گلوی تو می کشید
شاید از این میانه یکی کارگر شود
اما محل بوسه زینب گلوی توست
باید که هر چه می کشد او بی اثر شود
ای کاش از قفای تو هم بوسه می گرفت
تا باز سعی شمر لعین بی ثمر شود
چرخاند جسم تو را روی خاک تا
شیب الخضیب خدالتریب دگر شود
#موسی_علیمرادی
@raziolhossein | 777 |
| 17 | #امام_حسین_شهادت
#عاشورا
هرکس رسید ضربه به او زد حیا نکرد
رفتن ولی یکی بدنش را رها نکرد
دربین این جماعت ملعونِ بی حیا
حتی یکی به عهد خودش هم وفا نکرد
والشمر و جالس نفس مادرش برید
این گونه تا بحال کسی سر جدا نکرد
مانند این لعین احدی پیش مادری
راس پسرجدا بخدا از قفا نکرد
افتاده بود در دل گودال بی رمق
از غیرتش نگه به سوی خیمه ها نکرد
زینب دوان دوان به سوی مقتلش دوید
رحمی کسی به دختر خیرالنسا نکرد
دستش که خورد بر رگ و خونهای حنجرش
مثل حسین شِکوهِ از این ماجرا نکرد
بیرون کشید یک به یک آن نیزه ها ز تن
دیگر نگاه بر سر سر نیزه ها نکرد
گفتا سرش به نیزه شده ای خدا ببین
دشمن به سر بریدن او اکتفا نکرد
#مهدی_فخرالدین
@raziolhossein | 681 |
| 18 | لشکری سنگ زد و تیر به ترفند آمد
حرمله خیر نبینی! نفسش بند آمد
شمر لبخند زد و غائله از تب افتاد
خاک عالم به سرم! شاه ز مرکب افتاد
لشکر کفر از این صحنه به تکبیر افتاد
شاه تنها، ته گودال بلا گیر افتاد
تشنگی،تشنه ی تسبیح و سجودش می کرد
نیزه ای پیله به لبهای کبودش می کرد
زیر سنگینی یک چکمه تقلا می کرد
مجتبی زاده ای از دور تماشا می کرد
سایه ی تیغ جفا، زیر گلویش که رسید
یادگار حسنش داخل گودال دوید
پا برهنه، جگرش را به سر دست گرفت
نعره ای زد؛ مدد از ساقی سرمست گرفت
بانگ برداشت، زبان ها ز سخن افتادند
کینه توزان جمل یاد حسن افتادند
دست خالی به هواداری عشق آمده بود
با لبی تشنه به غمخواری عشق آمده بود
بی سپر بود، ولی عزم یداللهی داشت
بابت زخم فدک نیت خون خواهی داشت
تیغ اگر داشت،چه درسی به جنم ها می داد
پاسخ شبهه ی صلح پدرش را می داد
لحظه ای کار قدم هاش به لرزش نکشید
هیچ کس بر سر او دست نوازش نکشید
در عوض،جای نوازش به غمش خندیدند
به غرور پدر بی حرمش خندیدند
هاتفی گفت: یتیم است،مراعات کنید!
نیزه ای گفت:حسینی ست،مجازات کنید!
تیغ بیرون ز غلافی به تکاپو افتاد
عاقبت قرعه به افتادن بازو افتاد
نوه ی فاطمه را از سر کینه کشتند!
به همان شیوه ی مرسوم مدینه کشتند
#وحیدقاسمی
@raziolhossein | 1 |
| 19 | #امام_حسین_شهادت
برای غربت تو قلب بی قرار گریست
چه شبنمی گل نرگس در انتظار گريست
به لاله زار نوشتم فقط؛ حسین حسین
حسین گفتم و دیدم که لاله ، زار گریست
سه بار نام تو بردم چهار فصل زمین
به پنج نور مقدس هزار بار گریست
غروب بود به ابری در آسمان گفتم:
"رباب"...! آب شد از غم چنان بهار گريست
□□□
تنی به سینه ی صحرا سری به شانه ی نی
نشست دشت به زاری و کوهسار گریست
در آن نواحی گودال ناحیه خواندم
بجای اشک، دلم خون به یادگار گریست
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
ز کوهسار زمین خورد آبشار گریست
گریستند همه عالم و هنوز کسی
چنان که مادر تو گریه می کند نگریست!
#احمد_قاسمی
@raziolhossein | 645 |
| 20 | #عاشورا
#گودال
سه ساعت شده جان به لب مادرت
سه ساعت چه کردند با پیکرت
سه ساعت به جان هم افتاده اند
چه جنگی است اینجا برای سرت
به خنده سنان گفت کاری کنم
که نشناسدت بعد از این خواهرت
عطش با دو چشمت چه کرده حسین
دلت تنگ عباس آب آورت
عصا خوردی و طعنه زد حرمله
چه شد پس عصایت ، علی اکبرت
همه جوره امروز حیدر شدی
به قربان احسان انگشترت
تو را این سه شعبه زمین گیر کرد
بمیرم برای علی اصغرت
تو ای از قفا سر بریده ببخش
اگر بوسه ام داد درد سرت
#محمد_حسین_رحیمیان
@raziolhossein1 | 641 |
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
