ch
Feedback
Westeros #GOT

Westeros #GOT

前往频道在 Telegram

ارتباط با ما: @WhatIsDeadMayNeverDie ادمین تبادل: @a9990_ph

显示更多

📈 Telegram 频道 Westeros #GOT 的分析概览

频道 Westeros #GOT (@westerosir) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 16 429 名订阅者,在 电影 类别中位列第 17 289,并在 伊朗 地区排名第 20 057

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 16 429 名订阅者。

根据 26 八月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -51,过去 24 小时变化为 17,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 13.37%。内容发布后 24 小时内通常能获得 9.08% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 197 次浏览,首日通常累积 1 491 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 53
  • 主题关注点: 内容集中在 تارگرین, خاندان, تاج, #akotsk, #کتاب 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
ارتباط با ما: @WhatIsDeadMayNeverDie ادمین تبادل: @a9990_ph

凭借高频更新(最新数据采集于 27 八月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 电影 类别中的关键影响点。

16 429
订阅者
+1724 小时
-167
-5130
帖子存档
رینیرا اشتباه مرگبار تیریون را تکرار کرد؟ یکی از نکات جالب فینال فصل سوم، سرنوشت میساریاست. رینیرا بعد از اینکه متوجه می‌شود
رینیرا اشتباه مرگبار تیریون را تکرار کرد؟ یکی از نکات جالب فینال فصل سوم، سرنوشت میساریاست. رینیرا بعد از اینکه متوجه می‌شود میساریا درباره زنده ماندن اگان و سانفایر چیزی به او نگفته است، او را به‌طور ناگهانی از سمتش اخراج می‌کند و حتی مقدمات خروج او از وستروس را فراهم می‌کند. این تصمیم نه‌تنها به همکاری آن دو پایان می‌دهد، بلکه عملاً رابطه عاطفی میان رینیرا و میساریا را نیز به پایان می‌رساند. این اتفاق شباهت زیادی به کاری دارد که تیریون با شی در «بازی تاج‌وتخت» انجام داد. تیریون برای اینکه شی را از خطر دور نگه دارد، وانمود کرد که دیگر او را دوست ندارد و تلاش کرد او را از کینگز لندینگ دور کند. با این حال، شی شهر را ترک نکرد و در نهایت علیه تیریون در دادگاه شهادت داد و با دروغ‌هایش شرایط را برای او سخت‌تر کرد. اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. پس از فرار تیریون از زندان، او در مسیر خروج از رد کیپ به اتاق پدرش، تایوین، رفت و شی را آنجا پیدا کرد؛ مشخص شد که تایوین با شی رابطه برقرار کرده است. تیریون با دیدن این صحنه به‌شدت خشمگین شد و درگیری میان او و شی در نهایت به مرگ شی انجامید. تیریون نیز پس از آن، تایوین را کشت و از وستروس فرار کرد. در نتیجه، چیزی که تیریون در ابتدا برای محافظت از شی انجام داده بود، در نهایت به تراژدی ختم شد. او می‌خواست با دور کردن شی از خودش، او را از خطر نجات دهد، اما این تصمیم باعث نشد شی از زندگی او خارج شود و در نهایت رابطه میان آن دو به دشمنی و مرگ کشیده شد. حالا نکته مهم این است که میساریا نیز برخلاف چیزی که رینیرا می‌خواست، کینگز لندینگ را ترک نکرد. در آخرین صحنه‌ای که از او می‌بینیم، میساریا در حال تماشای سخنرانی بزرگ رینیراست و حالت چهره‌اش نشان می‌دهد که از تصمیم رینیرا ناراحت و خشمگین است. از طرف دیگر، رابطه رینیرا و میساریا یکی از تغییرات مهم سریال نسبت به کتاب «آتش و خون» است. در کتاب، میساریا هیچ‌وقت به تیم سیاه خیانت نمی‌کند و تا زمان مرگش به دیمون وفادار باقی می‌ماند. اما رابطه عاشقانه میان رینیرا و میساریا در کتاب وجود ندارد و توسط سریال به داستان اضافه شده است. بنابراین، مسیر شخصیت میساریا در ادامه داستان می‌تواند با آنچه در کتاب دیده‌ایم تفاوت داشته باشد. اینجاست که یک احتمال جالب مطرح می‌شود: میساریا هنوز شبکه گسترده‌ای از جاسوس‌ها و خبرچین‌ها در اختیار دارد و می‌تواند از همین شبکه برای ضربه زدن به رینیرا استفاده کند. اگر سریال بخواهد سقوط رینیرا در فصل چهارم را مطابق مسیر کلی داستان کتاب پیش ببرد، تبدیل شدن میساریا به یکی از عوامل این سقوط می‌تواند پایان بسیار تلخی برای رابطه آن دو باشد. در واقع، ممکن است رینیرا با تصمیمی که برای دور کردن میساریا گرفته، همان اشتباهی را تکرار کرده باشد که تیریون با شی مرتکب شد. تیریون می‌خواست با دور کردن شی از خودش، او را از خطر نجات دهد؛ اما در نهایت همین تصمیم باعث شد رابطه آن دو به دشمنی و تراژدی ختم شود. حالا رینیرا نیز با اخراج میساریا و فرستادن او به خارج از وستروس، ممکن است ناخواسته یک دشمن قدرتمند برای خودش ساخته باشد؛ دشمنی که هم از او شناخت کافی دارد و هم شبکه‌ای از جاسوس‌ها در اختیارش است. اگر میساریا واقعاً تصمیم بگیرد از رینیرا انتقام بگیرد، شباهت میان سرنوشت او و شی حتی بیشتر خواهد شد. در این صورت، زنی که زمانی به رینیرا نزدیک بود، ممکن است در نهایت به یکی از کسانی تبدیل شود که در سقوط او نقش دارند. #خاندان_اژدها #تحلیل #HOTD @Westerosir

ده رویدادی که حتماً باید در فصل چهارم سریال «خاندان اژدها» ببینیم. بخش دوم ۳. حمله به چاله اژدها مردم گرسنه کینگزلندینگ که در نهایت از شکست‌های رینیرا به ستوه آمده‌اند، علیه ملکه شورش می‌کنند. آن‌ها او را مقصر مرگ هلینا می‌دانند و می‌ترسند مانند مردم تامبلتون سوزانده شوند. مردی یک‌دست به نام «چوپان» شروع به موعظه در خیابان‌ها کرده و احساسات ضد تارگرینی را در میان مردم برمی‌انگیزد. چوپان مردم عادی را تبدیل به گروهی رادیکال کرده و به آن‌ها می‌گوید به سمت چاله اژدها بروند تا «شیاطین» درون آن را بکشند. و با وجود اینکه احتمالاً هزاران نفر از شورشیان در این فرآیند می‌میرند، آن‌ها موفق می‌شوند چهار اژدهای محبوس در چاله اژدها را بکشند: دریم‌فایر (که برای اولین بار در فصل ۳ به خوبی او را دیدیم)، مورگول، شرایکوس و تایراکسس. البته اگر اژدهایان در بند نبودند به طور قطع نتیجه دیگری حاصل می‌گشت. صفحات زیادی از کتاب به این شورش اختصاص داده شده است، بنابراین احتمالا سریال تغییرات قابل توجهی در این خط داستانی ایجاد کند و بخش‌ها و شخصیت‌های غیرضروری را حذف کند. اما بذر این اتفاق در سریال با قتل سپتون اعظم توسط رینیرا، دیدن سخنرانی پیشگویی متزلزل او توسط مردم و سوزانده شدن تامبلتون در چند مایلی آنجا کاشته شده است. باید دید که آیا میساریا پس از اخراج توسط رنیرا از ردکیپ، در این احساسات ضد تارگرینی دخیل خواهد بود یا خیر، چرا که او همیشه سعی کرده حامی منافع طبقه پایین باشد یا حداقل این‌طور نشان داده است. ۴. جافری و سایرکس همان‌طور که اوباش خشمگین در قدمگاه پادشاه خرابی به بار می‌آورند، جافری، پسر رینیرا، تصمیم به اقدامی جسورانه می‌گیرد. جافری در تلاشی ناامیدانه برای نجات اژدهای خود، تایراکسس، سوار اژدهای مادرش یعنی سایرکس می‌شود و تلاش می‌کند به سمت چاله اژدها پرواز کند تا از آن دفاع کند. از آن‌جا که جافری سوارکاری مبتدی بود و بدون زین پرواز می‌کرد، سایرکس به شدت تکان خورد تا این‌که او کنترل خود را از دست داد و از ارتفاع ۲۰۰ متری سقوط کرد و کشته شد. سایرکس سپس در نزدیکی چاله اژدها فرود می‌آید و توسط اوباش کشته می‌شود. این یکی از ضربات نهایی هم به حکومت رینیرا و هم به سلامت روان اوست؛ چرا که سایرکس، وارث و آخرین پسرش از هاروین استرانگ را در یک روز از دست می‌دهد. ۵. بازگشت اگان جوان‌تر در نقطه‌ای از داستان، شاهزاده اگان (پسر رینیرا از دیمون) باید به وستروس بازگردد. آخرین باری که او را دیدیم همراه با رینا در «ویل» بود، جایی که او و برادرش ویسریس در حال فرستاده شدن به پنتوس بودند تا از جنگ در امان بمانند. پس از مرگ جافری، شاهزاده اگان وارث رینیرا می‌شود، بنابراین نقش بسیار مهمی دارد. سریال تغییرات بزرگی در داستان اگان ایجاد کرده است. در کتاب، کشتی اگان و ویسریس در طول نبرد گالت مورد حمله سه‌سالاری قرار می‌گیرد. اگرچه ویسریس اسیر می‌شود، اگان موفق می‌شود سوار بر اژدهای جوانش، استورم‌کلاود، فرار کند. آن‌ها به سختی خود را به دراگون‌استون می‌رسانند، جایی که استورم‌کلاود به دلیل جراحاتش می‌میرد و اگان نجات‌یافته جنگ را در کنار رینیرا می‌گذراند. رایان کندال گفت این بخش از داستان به این دلیل تغییر کرده که اگان و ویسریس در سریال بسیار جوان‌تر از کتاب‌ها هستند. او همچنین اشاره کرد که آن‌ها به نوعی در فصل چهارم حضور خواهند داشت. کندال در ماه ژوئن گفت:
«این مورد به این معنی نیست که آن شخصیت‌ها از سریال حذف شده‌اند. همه ما می‌دانیم آن‌ها به عنوان پسران رینیرا و دیمون و وارثان این نژاد چه نقش مهمی ایفا می‌کنند. بنابراین ما هیچ‌کدام را فراموش نکرده‌ایم. فقط نیازمند تغییرات ایمن و عملی برای این اقتباس بودیم.»
 حیف که سریال، اگان و ویسریس را از نبرد گالت حذف کرد، اما امیدواریم به یک جمع‌بندی رضایت‌بخش برسیم که منجر به پادشاه شدن اگان مانند کتاب شود. #مقاله #ده_رویدادی_که_در_فصل_چهارم_می‌بینیم #خاندان_اژدها #مصاحبه #HOTD @Westerosi

خب گویا بعضی از هواداران جبهه سبز شاهزاده دیمون رو به خاطر مبارزه‌ش با جان راکستون مورد تمسخر قرار دادن. اما توجه ندارن، دیمو
خب گویا بعضی از هواداران جبهه سبز شاهزاده دیمون رو به خاطر مبارزه‌ش با جان راکستون مورد تمسخر قرار دادن. اما توجه ندارن، دیمون در این مقطع تقریبن ۵۰ سالش بود، یک شاهزاده بود و واقعن هم نیازی نداشت که در این نبرد بجنگه. چند تا پادشاه یا همسر ملکه رو سراغ دارید که در ۵۰ سالگی شخصن نیروهای پیشتاز رو به دل نبرد ببرن؟! بیشترشون پشت خطوط نبرد یا داخل قلعه‌شون می‌موندن. احتمالن دوستان از دیمون عصبانی‌ هستن چون یه مرد ۵۰ ساله توی نبرد با یه «خرس گریزلی» با  شمشیر والریایی نتونسته پیروز شه ولی در نهایت کاری رو به سرانجام می‌رسونه که ۵۰ تا گریزلی در حال سر خوردن هم نمی‌تونستن انجام بدن! #خاندان_اژدها #سریال  #HOTD @Westerosir

ده رویدادی که حتماً باید در فصل چهارم سریال «خاندان اژدها» ببینیم. بخش اول فصل سوم سریال «خاندان اژدها» رسماً به پایان رسید و لحظات بسیار رضایت‌بخشی را برای طرفداران به ارمغان آورد (حداقل بسیار رضایت‌بخش‌تر از فینال فصل دوم). از یک نبرد خونین با چند مرگ بزرگ گرفته تا خیانتی قابل توجه که پس از بازگشت سریال برای فصل پایانی، پیامدهای عظیمی خواهد داشت؛ این یک پایان فراموش‌نشدنی برای فصل بود. از بسیاری جهات، فصل سوم با نقطه‌ای قاطع به پایان رسید، اما در عین حال داستان‌های متعددی وجود داشتند که به سرانجام نرسیدند و نویسندگان برای اقتباس وفادارانه این داستان طی هشت قسمت پایانی، مسیر زیادی در پیش دارند. با در نظر گرفتن این موضوع، بیایید به برخی از رویدادهای کتاب «آتش و خون» اشاره کنیم که فکر می‌کنم باید در فصل چهارم رخ دهند تا این داستان به شکل مناسبی جمع‌بندی شود. این متن حاوی اسپویل کامل از کتاب است. ۱. خیانت هیو همر سریال تا به اینجا، شخصیت «هیو» را نسبت به کتاب «آتش و خون» دل‌رحم‌تر و قابل ترحم‌تر نشان داده است. در کتاب هیچ اشاره‌ای به داشتن همسر یا فرزند برای او نشده، اما در سریال برای او خانواده‌ای در نظر گرفتند. به نظر می‌رسد که قوس شخصیتی او به‌ویژه حالا که هم «کت» و هم دخترش مرده‌اند، قوی‌تر و تراژیک‌تر خواهد شد. ما جلوه‌هایی از نیمه تاریک هیو را دیده‌ایم و حالا که او چیزی برای از دست دادن ندارد، می‌خواهم ببینم که کاملاً به یک شخصیت منفی تبدیل می‌شود. هیو مانند کتاب در سوزاندن حامیان رینیرا به اولف نپیوست، اما هنوز زمان برای خیانت کامل او به رینیرا وجود دارد. او همین حالا هم با فرار به تامبلتون از دستورات او سرپیچی کرده است. از آن‌جا که دیمون، هیو را در شهر دید، احتمالاً به رینیرا خواهد گفت و رینیرا هم هیو و هم اولف را خائن اعلام خواهد کرد. سپس هیو آزاد خواهد بود تا مسیر کتاب خود را کامل کند و خود را پادشاه وستروس بنامد. هیو همراه با اولف شروع به جمع‌آوری گروهی از سربازان و شوالیه‌های عامه‌پسند می‌کند تا از ادعای شورشی خود حمایت کند. ۲. دومین نبرد تامبلتون باقیمانده‌های خاندان های‌تاور و شوالیه‌های اصیل، تمایلی به غصب قدرت توسط هیو و اولف ندارند. آن‌ها شروع به ملاقات می‌کنند تا در مورد نحوه از بین بردن این خائنان بحث کنند. در سریال، این افراد (که در کتاب با نام Caltrops شناخته می‌شوند) احتمالاً شامل گواین های‌تاور، جان روکستون و دیرون تارگرین خواهند بود. قبل از اینکه این گروه بتوانند در مورد زمان و نحوه کشتن اولف و هیو به توافق برسند، تامبلتون توسط آدام از هال و ارتشی از اهالی ریورلندز مورد حمله قرار می‌گیرد. پس از خیانت‌های اولف و هیو، رینیرا اصرار دارد که به آدام نیز نمی‌توان اعتماد کرد، چون او یک حرام‌زاده است. آدام که مصمم است ثابت کند همه حرام‌زاده‌ها خائن نیستند، ارتشی ۴۰۰۰ نفره جمع‌آوری می‌کند تا اولف و هیو را بکشد و وفاداری خود را به رینیرا در رویدادی که به «دومین نبرد تامبلتون» معروف است، ثابت کند. در طول نبرد، جان روکستون هیو را می‌کشد، دیرون می‌میرد و اژدهایان تساریون، ورمیتور و سی‌اسموک یکدیگر را تکه‌تکه می‌کنند و در این فرآیند آدام نیز کشته می‌شود. اولف که به دلیل مستی تمام مدت جنگ را خوابیده بود، روز بعد زمانی که هیوبرت های‌تاور به او شراب مسموم پیشنهاد می‌کند، کشته می‌شود. هیوبرت برای این‌که اولف را مجاب به نوشیدن کند، خودش اول شراب را می‌نوشد و خود را فدا می‌کند تا اژدهاسوار خائن را از بین ببرد. به نظر می‌رسد در سریال مرگ هیوبرت به گواین داده شود تا احتمالاً انتقام مرگ پسرعمویش اورموند را بگیرد. #مقاله #ده_رویدادی_که_در_فصل_چهارم_می‌بینیم #خاندان_اژدها #HOTD @Westerosir

کیت هرینگتون، گیلدوری لاکهارت جدید «هری پاتر» 🧙‍♂️ کیت هرینگتون جایگزین نیکلاس هولت شد و در فصل دوم «هری پاتر» نقش گیلدوری ل
کیت هرینگتون، گیلدوری لاکهارت جدید «هری پاتر» 🧙‍♂️ کیت هرینگتون جایگزین نیکلاس هولت شد و در فصل دوم «هری پاتر» نقش گیلدوری لاکهارت را بازی می‌کند؛ هولت به‌دلیل تداخل برنامه‌های کاری‌اش، از جمله دنباله «سوپرمن»، کنار رفت. نکته جالب اینکه هرینگتون پیش‌تر هم در نسخه صوتی فول‌کست «تالار اسرار» صداپیشه لاکهارت بوده است. لاکهارت استاد دفاع در برابر جادوی سیاه و جادوگری به‌شدت خودشیفته و شهرت‌طلب است. ✨ حالا بازیگر جان اسنو قرار است در نقشی کاملا‌ً متفاوت، پرزرق‌وبرق و مغرور ظاهر شود. 🎭 فصل دوم سریال اقتباسی از «هری پاتر و تالار اسرار» خواهد بود. #خبر #هری_پاتر #Harry_Potter @Westerosir

بازگشت اگان دوم و سانفایر در قسمت پایانی فصل سوم «خاندان اژدها» شاید دقیقن همان چیزی بود که طرفداران مدت‌ها انتظارش را می‌کشیدند. پس از تمام اتفاقاتی که اگان پشت سر گذاشته بود، دیدن ناگهانی او در برابر ایموند، با آن پوزخند و یک جمله ساده‌ی «من زنده‌ام، کودن!»، واقعن صحنه‌ای تماشایی و فراموش‌نشدنی بود. اما شگفتی واقعی فقط زنده ماندن اگان نبود؛ بلکه اتفاقی بود که پس از آن رخ داد. شاید برای نخستین بار، اگان توانست ایموند را کاملن در بازی شکست دهد. ایموند در طول جنگ بر این باور بود که او شاهزاده‌ی شکست‌ناپذیر تارگرین است؛ جنگجویی که ویگار را در اختیار دارد و می‌تواند سرنوشت قلمرو را با تکیه بر قدرت و زور تعیین کند. اما اگان با چیزی وارد آن رویارویی شد که ایموند انتظارش را نداشت: یک نقشه. اگان به‌جای این‌که بار دیگر شتاب‌زده وارد نبردی مرگبار و انتحاری شود، راهبردی را برای زنده ماندن، بازسازی جایگاهش و در نهایت بازگشت به تخت آهنین مطرح کرد. اعتمادبه‌نفسی که در آن صحنه از خود نشان داد، واقعن خیره‌کننده بود. مردی که کتک خورده، سوخته، تحقیر شده و به حال خود رها شده بود تا بمیرد، ناگهان به برادرش نگاه کرد و عملن گفت: «فکر کردی کار من تمام شده. اما نشده بود.» آن لبخند همه‌چیز را بیان می‌کرد. اگان دیگر همان پادشاه شکست‌خورده و درهم‌شکسته‌ای نبود که پیش‌تر دیده بودیم. او حساب‌گر شده بود. صبور شده بود. و برای نخستین بار، چندین حرکت جلوتر از ایموند فکر می‌کرد. حتا جسارت داشت تا ایموند را کودن خطاب کند و به او سیلی چشم‌نوازی بزند! تام گلین کارنی در این صحنه واقعن درخشان ظاهر شد. بازی او ترکیبی بی‌نقص از درد، غرور، شوخ‌طبعی و عزم و اراده را در شخصیت اگان به نمایش گذاشت. این یکی از آن لحظاتی بود که باعث می‌شود متوجه شوید: شاید اگان قدرتمندترین تارگرین نباشد... اما شاید بالاخره دارد یاد می‌گیرد چگونه این بازی را انجام دهد. بازگشت سانفایر این لحظه را حتا قدرتمندتر می‌کند. پادشاه و اژدهایش، برخلاف تمام احتمالات، از این ماجرا جان سالم به در برده‌اند. و حالا اگان می‌خواهد تاج‌وتختش را پس بگیرد. در نهایت باید بگوییم، اگان زنده است و رقص اژدهایان هنوز به پایان نرسیده است. #خاندان_اژدها #تحلیل #HOTD @Westerosir

حذف یک کاراکتر جناح سبز در خاندان اژدها یکی از کاراکترهای جناح سبز که در سریال خاندان اژدها حذف شد، سر بریندون های‌تاور بود. در این پست به معرفی او می‌پردازیم: سر بریندون های‌تاور شوالیه‌ای از خاندان های‌تاور در دوران رقص اژدهایان بود. شخصیت: بریندون مشهورترین و بهترین شوالیه‌ی اولدتاون بود. او در نبرد، تبر بلندی به دست می‌گرفت. در نخستین نبرد تامبلتون، در جریان رقص اژدهایان، سر بریندون خود را میان لرد و عموزاده‌اش، اورموند های‌تاور و گرگ‌های زمستانی که پیش می‌آمدند قرار داد. گرگ‌هایی که رودریک داستین، لرد باروتاون، فرماندهی‌شان می‌کرد. بریندن با تبر بلند خود، بازوی سپر رودی ویرانه را از تنش جدا کرد. با این حال لرد درنده‌ی باروتاون به نبرد ادامه داد و سر بریندون و لرد اورموند را پیش از مرگش از پای در آورد. در سریال خاندان اژدها سر بریندون های‌تاور به طور کلی از داستان حذف شده بود و شکوه این صحنه از کتاب را از بین بردند، زیرا لرد اورموند به تنهایی با لرد روردیک داستین روبرو شد و بعد از قطع بازوی او، توسط وی کشته می‌شود. نسبت خانوادگی: بریندون، پسرعموی لرد اورموند های‌تاور بود. مشخص نیست که او یکی از پسران بزرگ‌تر سر اوتو‌ های‌تاور بوده، یا از عموزادگان دورتر لرد اورموند های‌تاور بود. #خاندان_اژدها #فکت #تاریخ #کتاب #سریال #houseofthedragon #HOTD #fact @westerosir

شباهتی که میان رینا و دنریس تارگرین میتواند دید! از نبرد گالت در آغاز فصل گرفته تا نبرد تامبلتون در قسمت پایانی، و همچنین درگیری نزدیک و خشن میان سیراکس، کاراکسیس و شیپ‌استیلر، جدیدترین فصل خاندان اژدها بار دیگر به مخاطبان یادآوری می‌کند که چرا خاندان تارگرین اژدها را به‌عنوان سمبل خاندان خود انتخاب کرده است. فصل سوم خاندان اژدها چند اژدهاسوار جدید نیز معرفی می‌کند. البته هر کسی نمی‌تواند یک اژدها را رام کند و این موجودات خشن معمولاً تنها با افرادی که خون تارگرین دارند پیوند برقرار می‌کنند؛ بنابراین تعداد شخصیت‌هایی که قادر به سوار شدن بر اژدها هستند چندان زیاد نیست. بااین‌حال، پس از تلاش‌های فصل دوم برای پیدا کردن بذرهای اژدها، یعنی حرامزادگان تارگرین و ولاریون که توانایی برقراری پیوند با اژدهایان وحشی را دارند، فصل سوم یکی از شخصیت‌های آشنا را به شکلی غافلگیرکننده به یک اژدهاسوار تبدیل می‌کند: رینا تارگرین. رینا که تمام زندگی خود را در آرزوی داشتن اژدهایی برای خودش گذرانده است، سرانجام با اژدهایی وحشی و غیرقابل‌کنترل به نام شیپ‌استیلر ارتباط برقرار می‌کند و به این ترتیب، جای شخصیت نتلز از منبع اصلی، یعنی کتاب آتش و خون نوشته جرج آر. آر. مارتین، را می‌گیرد. رینا مشخصا اژدهاسوار ماهری نیست ــ و ناتوانی او در کنترل شیپ‌استیلر حتی به مرگ پسرعمویش، جیسریس ولاریون، منجر می‌شود ــ اما نکته جالب اینجاست که او دقیقاً از همان شیوه سوارکاری استفاده می‌کند که یکی از نمادین‌ترین شخصیت‌های این مجموعه، یعنی دنریس تارگرین از سریال قبلی این مجموعه، بازی تاج‌وتخت، استفاده می‌کرد. رینا و دنریس شباهت چندانی به یکدیگر ندارند، اما همین شباهت کوچک در نحوه سوار شدن بر اژدها می‌تواند به توضیح یکی از نکات مهم درباره افسانه و تاریخ اژدهایان در این مجموعه کمک کند. شباهت شیوه اژدهاسواری دنریس و رینا در تمام سریال‌های مرتبط با دنیای وستروس که تا کنون پخش شده‌اند، دنریس و رینا تنها دو اژدهاسواری هستند که از زین استفاده نمی‌کنند. آن‌ها به‌جای استفاده از زین، مستقیماً و بدون زین بر پشت اژدهای خود می‌نشینند و تنها با محکم گرفتن اژدها، خود را هنگام پرواز روی اژدها نگه می‌دارند. این تفاوت ظریف نشان می‌دهد که نه دنریس و نه رینا از حمایت اژدهاسواران قبلی برای یادگیری نحوه تربیت و سوار شدن بر اژدهای خود برخوردار نبوده‌اند. زمانی که دنریس برای نخستین بار سوار دروگون می‌شود، تمام اژدهاسواران نسل‌های گذشته مدت‌هاست همراه با اژدهایانشان مرده‌اند. بنابراین کسی وجود ندارد که به او نحوه سوار شدن بر اژدها را آموزش دهد؛ چه رسد به اینکه برایش یک زین اژدها بسازد. رینا نیز برای تبدیل شدن به یک اژدهاسوار مجبور است به‌تنهایی این مسیر را طی کند و از حمایت خانواده‌اش برخوردار نیست. پس از اینکه او در طبیعت با اژدهایش پیوند برقرار می‌کند، مجبور می‌شود هویت خود را مخفی نگه دارد؛ زیرا می‌داند رینیرا می‌خواهد سوار شیپ‌استیلر کشته شود، چراکه او را در مرگ جیس مقصر می‌داند. در نتیجه، رینا مجبور است بدون همان ابزارهایی که بیشتر اژدهاسواران از آن‌ها استفاده کرده‌اند، کنترل کردن اژدهایش را یاد بگیرد؛ حتی بدون یک زین ساده. شاید همین نداشتن زین توضیح دهد که چرا رینا تا این اندازه در کنترل شیپ‌استیلر مشکل دارد. شیپ‌استیلر به‌طور مشهور اژدهایی بسیار دشوار برای کنترل کردن است؛ بنابراین رینا بدون حتی ابتدایی‌ترین ابزار اژدهاسواری ممکن است برای رام کردن اژدهایش با چالش بسیار بزرگی روبه‌رو باشد. اگر این فرض درست باشد، در واقع قدرت پیوند میان دنریس و دروگون را بیش از پیش نشان می‌دهد؛ زیرا دنریس نیز هیچ‌گونه تجهیزات ابتدایی اژدهاسواری در اختیار نداشت، اما پس از نخستین پروازش، به‌ندرت در کنترل دروگون با مشکل جدی مواجه شد. #خاندان_اژدها #تحلیل #HOTD #GOT @Westerosir

هلینا تارگرین؛ معصوم، بی‌تفاوت یا فقط سردرگم؟ یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره هلینا این است که چون آرام، عجیب، مهربان و
هلینا تارگرین؛ معصوم، بی‌تفاوت یا فقط سردرگم؟ یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره هلینا این است که چون آرام، عجیب، مهربان و علاقه‌مند به حشرات و طبیعت است، پس حتماً باید «پاک‌ترین و معصوم‌ترین» تارگرین باشد؛ درحالی‌که کنار هم گذاشتن تصویر او در کتاب و سریال، شخصیتی بسیار پیچیده‌تر نشان می‌دهد. در کتاب، هلینا بیشتر دختری خوش‌اخلاق و شاد و مادری خوب است که پس از مرگ پسرش به‌شدت فرو می‌ریزد و وارد دوره‌ای از افسردگی و انزوا می‌شود. سریال اما مسیر متفاوتی انتخاب کرده و او را از کودکی شخصیتی مرتبط با حشرات، طبیعت و نوعی توانایی دیدن آینده نشان می‌دهد. همین موضوع سؤال مهمی ایجاد می‌کند: اگر هلینا واقعاً آینده را می‌بیند، آیا آرام و مهربان بودنش به این معناست که در برابر چیزهایی که می‌داند هیچ مسئولیتی ندارد؟ او بارها نشانه‌هایی از آینده را می‌بیند؛ از نابینا شدن ایموند تا اتفاقات مربوط به جنگ، اژدهایان و سرنوشت شخصیت‌های مختلف. البته این رفتار را نمی‌توان ساده‌انگارانه با بی‌رحمی یا شرارت توضیح داد. شاید هلینا آینده را تغییرناپذیر می‌داند، شاید از رؤیاهایش ترسیده یا شاید تروما و فشار روانی باعث شده از واقعیت فاصله بگیرد؛ اما هیچ‌کدام به‌تنهایی به معنای «معصومیت اخلاقی» نیستند. هلینا بیشتر از آنکه معصوم باشد، از دنیای اطرافش فاصله گرفته است. حشرات، طبیعت، بچه‌ها و چیزهای ساده زندگی برای او معنا دارند؛ چیزهایی که در تضاد کامل با فضای سیاسی، خشونت‌آمیز و پرتنش اطرافش قرار گرفته‌اند. مهربان بودن، علاقه به طبیعت و آرام بودن، به معنی معصوم بودن نیست. هلینا می‌تواند مهربان باشد اما منفعل بماند، قربانی باشد اما تصمیم‌هایش قابل نقد باشند و شخصیتی تراژیک باشد اما درباره دیگران قضاوت اشتباه کند. در فصل سوم وقتی قرار است به اژدهایان آسیب بزنند، هلینا برای یک‌بار از جایگاهش استفاده می‌کند و دستور می‌دهد کسی به آن‌ها آسیب نزند؛ یعنی توانایی موضع گرفتن دارد. همین موضوع نشان می‌دهد انفعال همیشگی او را نمی‌توان فقط به ناتوانی نسبت داد. حتی در برابر آلیسنت درباره فرزندش می‌ایستد و مقابل رینیرا می‌گوید: «تو زشتی.» اما این قضاوت لزوماً درست نیست. هلینا زندگی را در حشرات، طبیعت و چیزهای ساده می‌بیند؛ رینیرا در فرزندان، خانواده، عشق، اژدهایان و مسئولیت. رینیرا هم زمانی همین زندگی ساده را داشت، اما بخش بزرگی از آن به‌تدریج از او گرفته شد. بنابراین نگاه هلینا را نمی‌توان معیار اخلاقی برتری نسبت به رینیرا دانست. از طرفی هلینا قربانی ساختار قدرت است، اما کاملاً خارج از آن نیست؛ همسر اِگان و عضوی از خانواده سلطنتی است. نداشتن قدرت با نداشتن ارتباط با قدرت یکی نیست. هلینا در بسیاری از موقعیت‌ها اختیار محدودی دارد، اما در همان محدوده هم انتخاب می‌کند؛ گاهی سکوت می‌کند، گاهی همکاری نمی‌کند و گاهی عمداً از گفتن چیزی که می‌داند خودداری می‌کند. محدودیت‌های او رفتارهایش را توضیح می‌دهند، اما لزوماً همه‌ی آن‌ها را توجیه نمی‌کنند. تفاوت هلینا و دِینیس تارگرین اینجا تفاوت مهمی میان هلینا و دِینیس تارگرین وجود دارد. دِینیس نابودی والریا را دید، اما پیشگویی برایش بهانه‌ای برای تسلیم شدن نبود؛ به خانواده‌اش هشدار داد و آن‌ها را به ترک والریا واداشت و در نتیجه تارگرین‌ها از آن فاجعه نجات پیدا کردند. هلینا اما آینده‌ای تاریک، از مرگ و فروپاشی خانواده‌اش گرفته تا نابودی اژدهایان، را می‌بیند و بیشتر مواقع برای جلوگیری از آن اقدامی نمی‌کند. شاید از رؤیاهایش ترسیده باشد، شاید باور داشته باشد آینده تغییرناپذیر است یا تروما باعث شده از واقعیت فاصله بگیرد؛ این‌ها می‌توانند سکوتش را توضیح دهند، اما او را کاملاً از مسئولیت اخلاقی معاف نمی‌کنند. اگر هلینا فقط قربانی‌ای ناآگاه بود، سکوتش قابل‌فهم‌تر بود؛ اما وقتی سریال او را کسی نشان می‌دهد که چیزهایی را می‌بیند و می‌فهمد که دیگران از آن بی‌خبرند، سکوت دیگر صرفاً «هیچ کاری نکردن» نیست؛ خودش یک انتخاب است. بنابراین تفاوت اصلی هلینا و دِینیس در خودِ توانایی پیشگویی نیست، بلکه در واکنش آن‌ها به چیزی است که می‌دانند: دِینیس دید و اقدام کرد؛ هلینا می‌بیند، اما بیشتر اوقات فقط تماشا می‌کند. در نهایت هلینا نه فرشته است نه شرور؛ شخصیتی تراژیک و منزوی است که می‌تواند مهربان اما منفعل، قربانی اما قابل نقد، پیشگو اما ناتوان یا بی‌میل به تغییر آینده باشد. جذابیت واقعی او دقیقاً در همین تناقض‌هاست، نه در تصویر ساده‌ی «معصوم‌ترین تارگرین». #خاندان_اژدها #تحلیل #HOTD @Westerosir

با هم به تماشا و بررسی زره اعضای خاندان تارگرین در سریال #شوالیه‌ای_از_هفت_پادشاهی بپردازیم. اولین زره متعلق به شاهزاده والار
+3
با هم به تماشا و بررسی زره اعضای خاندان تارگرین در سریال #شوالیه‌ای_از_هفت_پادشاهی بپردازیم. اولین زره متعلق به شاهزاده والار تارگرین است، که بعدا در محاکمه‌ی هفت پدرش پرنس بیلور آن‌را به تن می‌کند. دومین زره متعلق به شاهزاده دیرون تارگرین مست است. سومین و شاید خاص‌ترین زره متعلق به شاهزاده اریون تارگرین، شعله‌ی درخشان است. چهارمین و آخرین زره متعلق به شاهزاده میکار تارگرین است. #AKOTSK #سریال @Westerosir

خب به نظر میاد در قسمت آخر فصل سوم، با فرمان جدید دراکاریس مواجه شدیم! از این به بعد هر کدوم از اژدهاسواران اگه بگن Fu*k you
خب به نظر میاد در قسمت آخر فصل سوم، با فرمان جدید دراکاریس مواجه شدیم! از این به بعد هر کدوم از اژدهاسواران اگه بگن Fu*k you too احتمال آتش دمیدن اژدها هم هست!! #خاندان_اژدها #فان #HOTD #Fun #Meme @Westerosir

🐉 چرا «خاندان اژدها» هرگز نمی‌تواند جای «بازی تاج‌وتخت» را بگیرد 🔥 همه‌چیز هست، جز زندگی «خاندان اژدها» تقریباً همه‌چیزهایی
🐉 چرا «خاندان اژدها» هرگز نمی‌تواند جای «بازی تاج‌وتخت» را بگیرد 🔥 همه‌چیز هست، جز زندگی «خاندان اژدها» تقریباً همه‌چیزهایی را که از «بازی تاج‌وتخت» می‌شناسیم دارد؛ رامین جوادی، تارگرین‌ها، دسیسه سیاسی، خیانت، جنگ و اژدها. اما چیزی که کمتر دارد، همان چیزی است که «بازی تاج‌وتخت» را دوست‌داشتنی می‌کرد: حس زندگی. ♟️ آدم‌ها، نه فقط مهره‌ها در «بازی تاج‌وتخت» آدم‌ها فقط مهره‌های جنگ قدرت نبودند. شوخی می‌کردند، رفاقت داشتند، رابطه می‌ساختند و حتی وسط تاریک‌ترین اتفاقات، لحظه‌هایی داشتیم که باعث می‌شد احساس کنیم واقعاً کنارشان زندگی می‌کنیم. برای همین سرنوشت تیریون، آریا، جیمی، برین یا هاوند‌ برایمان اهمیت داشت. در «خاندان اژدها» اما خیلی وقت‌ها آن‌قدر درگیر شجره‌نامه، ادعای تاج‌وتخت و جنگ خاندان‌ها هستیم که کمتر فرصت می‌کنیم با شخصیت‌ها زندگی کنیم. 🎭 تاریک، اما زنده به همین دلیل فضای دو سریال هم متفاوت است. «بازی تاج‌وتخت» تاریک بود، اما خفه‌کننده نبود؛ وسط جنگ شوخی داشت، وسط سیاست رفاقت داشت و وسط مرگ، زندگی جریان داشت. «خاندان اژدها» اغلب بیش از حد جدی و تراژیک است. شاید برای همین جمله اگان، «قرار بود از این لذت ببرم! مشکل‌تون چیه؟»، ناخواسته یکی از بهترین لحظاتش باشد؛ چون برای چند ثانیه انگار خود سریال از زبان او می‌پرسد: چرا این‌قدر همه‌چیز جدی است؟ 🥘 وقتی سیاست، زندگی می‌شود اتفاقاً هرجا سریال از جنگ فاصله می‌گیرد و به زندگی واقعی مردم و سیاست روزمره نزدیک می‌شود، جذاب‌تر است؛ مثل ماجرای خزانه خالی رینیرا، گرسنگی مردم و اشرافی که غذا احتکار می‌کنند. یا اگان که بعد از آن همه رنج، با دیدن ایموند فقط خوشحال می‌شود که «زنده‌ام». این لحظه‌ها به سریال چیزی می‌دهند که نبردهای بزرگ و اژدها به‌تنهایی نمی‌توانند: انسانیت و طنز سیاه. 🗺 وستروسِ بزرگ‌تر، اما نه لزوماً جذاب‌تر بزرگ‌تر شدن مداوم دنیای وستروس هم لزوماً به معنای جذاب‌تر شدنش نیست. «بازی تاج‌وتخت» زمانی وارد زندگی ما شد که این جهان هنوز تازه و ناشناخته بود؛ وستروس را کشف می‌کردیم، با آدم‌هایش آشنا می‌شدیم و هر گوشه‌اش می‌توانست غافلگیرمان کند. اما حالا بعد از سال‌ها، با جهانی روبه‌رو هستیم که مدام در حال گسترش است؛ خاندان‌های تازه، نسل‌های تازه و داستان‌های تازه، اما این گسترش همیشه به همان اندازه حس کشف و هیجان ایجاد نمی‌کند. انگار خودِ وستروس آن‌قدر بزرگ شده که دیگر صرفاً بزرگ بودنش کافی نیست؛ چیزی که گم شده، همان حس تازگی، شوخی، صمیمیت و زندگی روزمره‌ای است که باعث می‌شد «بازی تاج‌وتخت» فقط یک داستان فانتزی درباره جنگ قدرت نباشد، بلکه جهانی باشد که واقعاً دلمان می‌خواست ساعت‌ها در آن بمانیم. 🩸 آتش و خون، بدون حس زندگی در نهایت، تفاوت «خاندان اژدها» و «بازی تاج‌وتخت» فقط در آتش و خون نیست؛ در نحوه زندگی کردن در این دنیاست. «بازی تاج‌وتخت» به ما اجازه می‌داد از وستروس بترسیم، بخندیم، عاشق شخصیت‌هایش شویم و برایشان اهمیت قائل باشیم. «خاندان اژدها» هنوز اژدها، سیاست و تراژدی دارد، اما آن حس صمیمی و روزمره‌ای که باعث می‌شد دلمان بخواهد دوباره به وستروس برگردیم، کمتر در مرکز داستان قرار دارد. #خاندان_اژدها #تحلیل #HOTD #GOT @Westerosir

این بار کنار ما در اینستاگرام چند ساله که با حمایت و همراهی شما این مسیر رو ادامه دادیم و واقعا خوشحالیم که در تمام این مدت ک
این بار کنار ما در اینستاگرام چند ساله که با حمایت و همراهی شما این مسیر رو ادامه دادیم و واقعا خوشحالیم که در تمام این مدت کنارمون بودید. حضور و حمایت شما برای ما ارزشمنده و به داشتن شما در کنارمون افتخار می‌کنیم. اگر هنوز در اینستاگرام ما رو دنبال نمی‌کنید، خوشحال می‌شیم اونجا هم به جمعمون اضافه بشید و با دنبال کردن پیج، از ما حمایت کنید. منتظرتون در اینستاگرام هستیم. @Westerosir

خودکشی هلینا تارگرین در سریال در قسمت پایانی فصل سوم سریال خاندان اژدها خودکشی ملکه هلینا تارگرین را دیدیم. از تفاوت‌های بزرگ کتاب و سریال این است که خودکشی ملکه هلینا در این‌ مقطع از داستان رخ نمی‌دهد. در این پست به تفاوت خودکشی یا قتل ملکه هلینا در کتاب و سریال می‌پردازیم. در سریال دیدیم که پس از آن‌که هلینای باردار تصمیم بر خوردن غذا ندارد و ملکه رینیرا نیز که این وضعیت را برای سلامتی گروگان‌های باارزش خود یعنی ملکه هلینا و فرزند متولد نشده‌اش خطرناک می‌بیند، به او اطمینان می‌دهد که به او آسیبی نمی‌رساند اما هنگامی که بحثی بین او و هلینا شکل می‌گیرد و می‌بیند هلینا به درخواست او عمل نمی‌کند، به افرادش دستور می‌دهد که به زور و در وضع بسیار بدی غذا را به دهان او بریزند. این رفتار رینیرا با خواهر نانتی‌اش که می‌داند او چقدر روحیه حساسی دارد و باردار نیز است، با خشونت زیاد و قابل تامل بود. احتمالا همین موضوع باعث خودکشی هلینا شد. واکنش رینیرا به خودکشی هلینا نیز قابل تامل بود. او بعد از سخن‌رانی آتشین خود برای مردم هنگامی که به قصر برمی‌گردد از خودکشی خواهر ناتنی‌اش باخبر می‌شود، چهره‌ی او ابتدا از این ماجرا، ناراحت و مغموم است اما وفتی پیش‌بینی‌های او را که گلدوزی کرده است می‌بیند، حالت چهره‌ی او عصبانی می‌شود و با حالت معناداری پنجره‌ای که هلینا خود را از آن به بیرون پرتاب کرده است را می‌بندد. این ماجرای خودکشی ملکه هلینا در سریال بود. #خاندان_اژدها #تحلیل #سریال #HOTD @Westerosir

گرگ جوان 🐺⚔️ اگر بخواهیم از میان فرماندهان جوان وستروس کسی را پیدا کنیم که در کمترین زمان بیشترین ضربه را به لنیسترها زد، ان
گرگ جوان 🐺⚔️ اگر بخواهیم از میان فرماندهان جوان وستروس کسی را پیدا کنیم که در کمترین زمان بیشترین ضربه را به لنیسترها زد، انتخاب سختی نیست: راب استارک، گرگ جوان شمال. راب هنوز هجده‌ساله نشده بود که پدرش اعدام شد و شمال برای جنگ به حرکت درآمد. او سپاه شمال و ریورلند را به جنوب برد و با تکیه بر غافلگیری، تحرک، اطلاعات و انتخاب درست میدان نبرد، خیلی زود برتری نظامی خود را نشان داد. در ویسپِرینگ وود، راب ارتش جیمی لنیستر را غافلگیر کرد و خود جیمی، یکی از مهم‌ترین فرماندهان لنیستر، به اسارت درآمد؛ ضربه‌ای که ارزشش بسیار بیشتر از شکست یک ارتش بود. در نبرد کَمپس، راب از پراکندگی نیروهای لنیستر استفاده کرد و سه اردوگاه آنها را شکست داد. با شکسته‌شدن محاصره ریورران، جایگاه راب میان لردهای شمال و ریورلند به‌شدت افزایش یافت و او به پادشاه شمال و پادشاه ترایدنت اعلام شد. اما شاهکار اصلی راب در آکس‌کراس رقم خورد. او با عبور از مسیری ناشناخته که گری ویند پیدا کرده بود، از گلدن توث عبور کرد و وارد سرزمین‌های غربی شد. سپس ارتش استافورد لنیستر را غافلگیر کرد؛ استافورد کشته شد و ارتشش درهم شکست. راب بعد از آن فقط به پیروزی‌های نظامی اکتفا نکرد و سرزمین‌های غربی، منابع و مراکز اقتصادی لنیسترها را هدف گرفت. با این کار تلاش کرد توان مالی و لجستیکی دشمن را کاهش دهد و جنگ را به قلب قدرت لنیسترها بکشاند. در مدت کوتاهی، راب جیمی لنیستر را اسیر کرد، ریورران را نجات داد، چند ارتش لنیستر را شکست داد، استافورد را کشت و جنگ را به سرزمین‌های غربی کشاند؛ مجموعه‌ای از پیروزی‌ها که تایوین لنیستر را وادار کرد بیش از آنکه دنبال پیروزی مستقیم باشد، دائماً در برابر حرکت‌های گرگ جوان واکنش نشان دهد. تا اینجا، کارنامه نظامی راب استارک حیرت‌انگیز است. در ویسپِرینگ وود پیروز شد، در نبرد کَمپس محاصره ریورران را شکست، در آکس‌کراس ارتش استفرد لنیستر را درهم کوبید و با لشکرکشی به سرزمین‌های غربی، ضربه‌ای نظامی و اقتصادی به قلب قدرت لنیسترها وارد کرد. مهم‌تر از همه، راب در هیچ‌یک از میدان‌های اصلی جنگ شکست نخورد؛ گرگ جوان شمال در تمام رویارویی‌های مهمش دست بالا را داشت و دشمنانش را وادار کرد برای متوقف‌کردنش به جای میدان نبرد، به سیاست، توطئه و خیانت روی بیاورند. راب در میدان جنگ نابغه بود، اما در سیاست کم‌تجربه؛ و همین تضاد سرنوشتش را ساخت. در گرین فورک، تقسیم ارتش باعث شکست نیروهای روس بولتون از تایوین شد، هرچند ارتش اصلی راب سالم ماند و او این شکست را جبران کرد. یکی دیگر از نمونه‌های نبوغ نظامی راب، ماجرای استون میل بود. راب به ادمیور تالی دستور داده بود اجازه دهد نیروهای تایوین از رودخانه عبور کنند تا آنها را در غرب به دام بیندازد؛ اما ادمیور برخلاف دستور، در نبردهای فوردها، از جمله استون میل، مقابل نیروهای گرگور کلگین ایستادگی کرد و او را عقب راند. ادمیور پیروز شد، اما این پیروزی نقشه راب برای به دام انداختن نیروهای تایوین و نابودی گرگور را برهم زد. اما اشتباهات سیاسی بزرگ‌تر بعدا آغاز شدند: ازدواج با جین وسترلینگ پیمان راب با فری‌ها را شکست و یکی از مهم‌ترین متحدانش را از او گرفت؛ فرستادن تیان‌ نزد بیلون گریجوی نیز نتیجه معکوس داشت و به حمله آیرِن‌بورن‌ها و سقوط وینترفِل انجامید. سپس اعدام ریکارد کارستارک برای حفظ قانون، بخشی از نیروهای کارستارک را از ارتش او جدا کرد و در نهایت، ارتش راب بیش از گذشته دچار فرسایش و شکاف شد. در رِد وِدینگ، همین شکاف‌های سیاسی به فاجعه تبدیل شدند. راب برای آشتی با فری‌ها به دوقلوها رفت، اما والدر فری و روس بولتون به او خیانت کردند و با سوءاستفاده از قانون مهمان‌نوازی، راب و بخش بزرگی از سپاهش را قتل‌عام کردند. تراژدی راب در همین تضاد خلاصه می‌شود: او جیمی لنیستر را اسیر کرد، در ویسپِرینگ وود پیروز شد، ریورران را نجات داد، آکس‌کراس را فتح کرد و جنگ را به سرزمین‌های غربی کشاند؛ اما نتوانست همان‌قدر که ارتشش را در میدان هدایت می‌کرد، ائتلاف سیاسی خودش را حفظ کند. او فرماندهانی باتجربه‌تر از خودش را شکست داد، اما در بازی قدرت هنوز جوان بود. راب در مهم‌ترین نبردهایش شکست نخورد؛ شکست او در میدان جنگ رقم نخورد. نه جیمی، نه تایوین و نه گرگور نتوانستند گرگ جوان را در نبرد مستقیم متوقف کنند؛ بلکه زنجیره‌ای از تصمیم‌های سیاسی، دشمنانش را به او نزدیک کرد. لنیسترها فهمیدند شکست‌دادن راب در میدان جنگ آسان نیست، پس نبرد را به جایی کشاندند که شمشیرها کنار گذاشته شده بودند و سفره‌ها پهن بود. #تحلیل #کتاب #GOT @Westerosir

وضعیت اگان و تایلند لنیستر وقتی لاریس استرانگ به جای موندن پیش اونا، فرار می‌کنه و می‌ره! #خاندان_اژدها #فان #HOTD #Fun #Meme @Westerosir

فصل سوم «خاندان اژدها» رکورد بی‌رحمانه‌ی «بازی تاج‌وتخت» را تکرار کرد فصل سوم سریال «خاندان اژدها» رکورد مرگبارترین فصل تاریخ دنیای «نغمه‌ای از یخ و آتش» را به نام خود ثبت کرد و از نظر تعداد مرگ شخصیت‌های اصلی، با فصل هشتم و جنجالی «بازی تاج و تخت» برابر شد. در طول این فصل، ۹ بازیگر که نامشان در تیتراژ اصلی سریال درج شده بود از داستان حذف شدند: جیسریس تارگرین: سقوط و مرگ در «نبرد گولت» (قسمت ۱) لرد جیسون لنیستر: کشته شدن خارج از تصویر در قسمت ۱ (اگرچه بازیگر او در نقش برادر دوقلویش، تایلند، باقی می‌ماند). سر سایمون استرانگ و سر اتو های‌تاور: کشته شدن در قسمت ۲ سر کریستون کول: کشته شدن در جریان «بوچرز بال» (قسمت ۶) سرر رودریک داستین، لرد اورموند های‌تاور و کت (همسر هیو همر): کشته شدن در «نبرد تامبلتون» (قسمت پایانی). ملکه هلینا تارگرین: خودکشی در پایان فصل برابری با رکورد فصل ۸ بازی تاج و تخت تا پیش از این، فصل ۸ «بازی تاج تخت» با ۹ مرگ (شامل تیون گریجوی، سر جورا، ملیساندر، میساندی، واریس، سندور کلگین، سرسی، جیمی و ملکه دنریس تارگرین) تنها دارنده این رکورد بود. برای مقایسه، فصل‌های دیگر آمار بسیار کمتری داشتند؛ فصل ۶ با ۵ مرگ، فصل‌های ۱، ۳ و ۴ هر کدام با ۴ مرگ، فصل ۵ با ۲ مرگ، و فصل‌های ۱ و ۲ «خاندان اژدها» هر کدام تنها با ۱ مرگ شخصیت اصلی (ویسریس و رینیس) به کار خود پایان داده بودند. پیامدهای این آمار برای فصل چهارم و پایانی حذف شخصیت‌های کلیدی و قدیمی مانند اتو های‌تاور و کریستون کول، فضای فصل چهارم را به‌شدت تغییر خواهد داد. از آنجا که سریال بر اساس کتاب «آتش و خون» اثر جرج آر. آر. مارتین ساخته شده و افراد کمی از جنگ «رقص اژدهایان» زنده بیرون می‌آیند، پیش‌بینی می‌شود ۸ قسمت پایانی سریال در فصل ۴ حتی همین رکورد غم‌انگیز را هم بشکند! #خاندان_اژدها #گات #آمار #HOTD #Got @Westerosir

Repost from N/a
🉐پشت هر داستان بزرگ، دنیایی از جزییات، فلسفه و حقایق پنهان وجود دارد. ما در آیونیا پروندهٔ آثار بزرگ دنیای فانتزی و علمی- تخ
🉐پشت هر داستان بزرگ، دنیایی از جزییات، فلسفه و حقایق پنهان وجود دارد. ما در آیونیا پروندهٔ آثار بزرگ دنیای فانتزی و علمی- تخیلی را باز کرده و به اعماق داستان آن‌ها سفر می‌کنیم.
📣 اخبار روز آثار فانتزی و علمی-تخیلی: تازه‌ترین رویدادهای ادبیات داستانی، انیمه و بازی‌های رومیزی 📝مقالات برسی نمادشناسی، جهان‌سازی و مضامین فلسفی شاهکارهای فانتزی و علمی‌تخیلی ⁉️ کاوش در رازهای ناگفتهٔ ادبیات داستانی، ویدئوگیم و انیمه/مانگا
مرزهای واقعیت محدود، اما افق‌ خیال بی‌انتهاست. از اینجا به جهان آیونیا بپیوندید.⤵️ 🔻 از اینجا وارید شوید! 🔻

پس از شنیدن خبر تاج‌گذاری اگان دوم، شورای سیاه با شتاب به برنامه‌ریزی مراسم تاج‌گذاری ملکه پرداخت. سر استفان دارکلین و چند حا
پس از شنیدن خبر تاج‌گذاری اگان دوم، شورای سیاه با شتاب به برنامه‌ریزی مراسم تاج‌گذاری ملکه پرداخت. سر استفان دارکلین و چند حامی دیگر او، موفق شدند تاج پادشاهان جهریس اول و ویسریس اول را مخفیانه از کینگزلندینگ به دراگون‌استون برسانند که در میان آشفتگی خبر تاج‌گذاری اگان و زایمان ناموفق رینیرا، خبر خوشحال‌کننده و نقطه‌ی امیدی بود. تاج‌گذاری رینیرا در حضور حدود 300 نفر انجام شد. شاهزاده دیمون تارگرین، تاج را بر سر ملکه قرار داد و او را ملکه‌ی اندال‌ها، روینارها و نخستین انسان‌ها و خودش را محافظ قلمرو نامید. سپس ملکه رینیرا، پسر ارشدش، شاهزاده جسریس ولاریون را شاهزاده‌ی دراگون‌استون و وارث تخت آهنین اعلام کرد. سرگذشت کامل ملکه‌ #رینیرا_تارگرین را در ویکی‌ وستروس بخوانید. #خاندان_اژدها #Rhaenyra_Targaryen #HOTD @Westerosir

چندی پیش در پستی اشاره کرده بودیم که سازندگان و عوامل سریال خاندان اژدها 🐉 برای یکی از لباس‌های ملکه رینیرا 👑، در فصل سوم از عناصر ایرانی 🤴 الهام گرفته بودند.✨ در این ویدیو در مورد شیوه ساخت لباس‌های ملکه🧣، توضیح مختصری داده میشه. امیدواریم برای شما جذاب باشه. ❤️ #خاندان_اژدها #سریال #HOTD @westerosir