تکنیک های مدیریت
الذهاب إلى القناة على Telegram
💢بررسی و تحلیل تکنیک ها و ابزارهای کاربردی برای اداره کارا و اثربخش سازمان ⭕برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۱۹۰۶۵۲۱۶۲ پیامک بدهید تا برایتان زمان مشاوره رزرو شود @obhrm ارتباط با ادمین👈
إظهار المزيد9 263
المشتركون
+724 ساعات
+107 أيام
+3730 أيام
أرشيف المشاركات
9 264
💢چه توصیههایی مجله فوربز (Forbes) برای مدیران منابع انسانی ارائه میدهد؟
۱. مهارتهای نرم خود را تقویت نمایید.
۲. اصول حل تعارضات را بیاموزید.
۳. به عنوان شریک استراتژیک کسبوکار برای کارفرما و منبع الهام برای کارکنان عمل کنید.
۴. مهارتهای خود را در حوزه جبران و مزایا توسعه دهید.
۵. مهارت ایجاد تعادل را تمرین نمایید.
۶. به نقش خود در ساختار سازمانی بیندیشید.
۷. انعطافپذیر باشید.
۸. مهارتهای ارتباطی خود را پرورش دهید.
۹. پاسخگوی نیازها و دغدغههای افراد باشید.
۱۰. بر توسعه فردی خود سرمایهگذاری نمایید.
۱۱. هوش عاطفی خود را ارتقا دهید.
۱۲. فناوریهای نوین و تنوع نیروی انسانی را بپذیرید.
۱۳. گوش دادن مؤثر و جامع را تمرین نمایید.
۱۴. رویکرد انسانمحور را در اهداف کسبوکار بگنجانید.
۱۵. به عنوان یک حلکننده مسئله و حامی عمل کنید.
۱۶. با متخصصان باتجربه هماوقات شوید.
۱۷. خود را با تحلیل دادهها درگیر نمایید.
۱۸. دیدگاهها و افقهای فکری خود را گسترش دهید.
۱۹. از نیروهای تازهوارد سازمان حمایت نمایید.
۲۰. از دلایل و ضرورتهای شغل خود آگاه باشید.
✍کانال مدیریت منابع انسانی
@management_technique
9 264
💢همراهان گرامی
🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود.
🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است.
👇👇👇👇👇👇👇👇
📲 هوش مصنوعی در کسب وکار
@management_ai
💸 آکادمی اقتصاد ایران
@monetary_academy
💢مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
✅مهارت های مدیریت
@management_skill
🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان
@planing_tm
⭕️تکنیک های مدیریت
@management_technique
❌مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🈷 مهارت های زندگی
@life_skills2022
🆗 موفقیت و توسعه فردی
@success_pd
💲 هوش مالی
@fqskill
✝ تفکر استراتژیک
@strategym_academy
🉑 تعالی منابع انسانی
@hrm_academy
📠 مدرسه کسب وکار
@business_school2022
💄ترفند بازاریابی
@tarfandbazaryabi
🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی
@startups_academy
🎯 تغییر و تحول سازمانی
@transformation_m
🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA
@mba_event
9 264
💢 طبق آمار رسمی بانک مرکزی، تورم سالانه به حدود ۸۸ درصد رسیده و میانگین تورم مواد غذایی به بالای ۱۰۰ درصد.
👈با توجه به این شرایط پیش بینی تورم و قیمت دلار، سکه و طلا برای امسال چقدر است؟
👌 در شرایط با تورم بالای ایران چگونه سرمایه گذاری کنیم؟
🆗 آیا در این شرایط می توانیم درآمدمان را افزایش دهیم؟
💸 در این شرایط چگونه هزینه هایمان را مدیریت کنیم؟
❌ سرمایه گذاری در بازار مسکن و خودرو در سال ۱۴۰۵ ارزندگی دارد؟
🧠 آیا در شرایط اقتصادی دشوار کنونی می توان پس انداز هم داشت؟
👈 جهت عضویت و دریافت اشتراک در گروه هوش مالی با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm
9 264
💢بخشنده، گیرنده یا معاملهگر؛ کدامیک در سازمان موفقترند؟
🧩 سه نفر را تصور کنید که هر سه بسیار باهوش و توانمندند. نفر اول هر وقت همکارش مشکلی دارد، کمک میکند؛ تجربهاش را منتقل میکند و حتی گاهی از اعتبار خودش برای رشد دیگران استفاده میکند. نفر دوم همیشه میپرسد: «این کار چه منفعتی برای من دارد؟» و نفر سوم میگوید: «من کمک میکنم، اما انتظار دارم تو هم روزی کمکم کنی.»
❓ اگر قرار باشد روی موفقیت یکی از این سه نفر شرط ببندید، کدام را انتخاب میکنید؟
🧠 آدام گرانت، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب بدهبستان، برای توضیح این تفاوت، آدمهای محیط کار را به سه گروه تقسیم میکند: بخشندهها، گیرندهها و معاملهگرها.
🎁 بخشندهها قبل از اینکه بپرسند «چه چیزی گیر من میآید؟» میپرسند: «چه کمکی از دست من برمیآید؟» آنها دانش، زمان، تجربه، ارتباطات و حمایت خود را در اختیار دیگران میگذارند.
🦊 گیرندهها بازی را متفاوت میبینند. برای آنها سؤال اصلی این است: «این رابطه، این پروژه یا این آدم چه چیزی برای من دارد؟» ممکن است بسیار موفق، جاهطلب و حتی دوستداشتنی باشند؛ اما معمولاً بیشتر ارزش میگیرند تا اینکه ارزش ایجاد کنند.
⚖️ معاملهگرها وسط این دو قرار میگیرند. آنها به اصل بدهبستان و عدالت اهمیت میدهند: «من برای تو کاری انجام میدهم، اما انتظار دارم رابطه در نهایت متعادل باشد.»
💥 اما قسمت شگفتانگیز ماجرا اینجاست: گرانت میگوید بخشندهها میتوانند هم کمموفقیتترین افراد سازمان باشند و هم موفقترین آنها!
🔍 چرا؟ چون همه بخشندهها شبیه هم نیستند. بعضیها آنقدر به دیگران میدهند که خودشان خالی میشوند؛ کار دیگران را انجام میدهند، همیشه در دسترساند، نمیتوانند «نه» بگویند و در نهایت خسته و فرسوده میشوند.
🚀 اما بخشندههای موفق، یک تفاوت اساسی دارند: آنها بخشندهاند، اما قربانی نیستند. کمک میکنند، اما مرز دارند. اعتماد میکنند، اما سادهلوح نیستند. دانش میدهند، اما اجازه نمیدهند دیگران دائماً از آنها استفاده کنند.
🎯 اینجاست که این نظریه برای مدیران جذاب میشود. مدیر نباید فقط بپرسد «چه کسی در تیم من سختکوشتر است؟» باید ببیند چه کسی برای دیگران ارزش ایجاد میکند، چه کسی فقط ارزش دریافت میکند و چه کسی همکاری را به یک حسابداری دائمی تبدیل کرده است.
👀 یک آزمایش ساده انجام دهید. دفعه بعد که یکی از کارکنان دچار مشکل شد، فقط تماشا کنید چه کسی بدون درخواست شما جلو میآید. وقتی موفقیتی اتفاق افتاد، ببینید چه کسی اعتبار را تقسیم میکند و چه کسی همه آن را برای خودش برمیدارد. وقتی یک فرصت خوب ایجاد شد، ببینید چه کسی دیگری را هم بالا میکشد.
💡 آنوقت احتمالاً چیز جالبی درباره فرهنگ سازمانتان کشف خواهید کرد: فرهنگ واقعی سازمان را نه شعارهای روی دیوار، بلکه همین رفتارهای کوچک و تکرارشونده میسازند.
🏆 پس برگردیم به سؤال اول: بخشنده، گیرنده یا معاملهگر؛ کدامیک موفقتر است؟
پاسخ، برخلاف انتظار، «بخشنده» نیست.
🔑 موفقترین آدمها کسانیاند که ارزش ایجاد میکنند، اما ارزش خودشان را هم فراموش نمیکنند.
🌱 و شاید این بهترین تعریف برای یک مدیر موفق باشد: «آنقدر به دیگران کمک کن که رشد کنند؛ آنقدر از خودت مراقبت کن که بتوانی ادامه بدهی.»
@management_technique
9 264
💢بخشنده، گیرنده یا معاملهگر؛ کدامیک در سازمان موفقترند؟
🧩 سه نفر را تصور کنید که هر سه بسیار باهوش و توانمندند. نفر اول هر وقت همکارش مشکلی دارد، کمک میکند؛ تجربهاش را منتقل میکند و حتی گاهی از اعتبار خودش برای رشد دیگران استفاده میکند. نفر دوم همیشه میپرسد: «این کار چه منفعتی برای من دارد؟» و نفر سوم میگوید: «من کمک میکنم، اما انتظار دارم تو هم روزی کمکم کنی.»
❓ اگر قرار باشد روی موفقیت یکی از این سه نفر شرط ببندید، کدام را انتخاب میکنید؟
🧠 آدام گرانت، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب بدهبستان، برای توضیح این تفاوت، آدمهای محیط کار را به سه گروه تقسیم میکند: بخشندهها، گیرندهها و معاملهگرها.
🎁 بخشندهها قبل از اینکه بپرسند «چه چیزی گیر من میآید؟» میپرسند: «چه کمکی از دست من برمیآید؟» آنها دانش، زمان، تجربه، ارتباطات و حمایت خود را در اختیار دیگران میگذارند.
🦊 گیرندهها بازی را متفاوت میبینند. برای آنها سؤال اصلی این است: «این رابطه، این پروژه یا این آدم چه چیزی برای من دارد؟» ممکن است بسیار موفق، جاهطلب و حتی دوستداشتنی باشند؛ اما معمولاً بیشتر ارزش میگیرند تا اینکه ارزش ایجاد کنند.
⚖️ معاملهگرها وسط این دو قرار میگیرند. آنها به اصل بدهبستان و عدالت اهمیت میدهند: «من برای تو کاری انجام میدهم، اما انتظار دارم رابطه در نهایت متعادل باشد.»
💥 اما قسمت شگفتانگیز ماجرا اینجاست: گرانت میگوید بخشندهها میتوانند هم کمموفقیتترین افراد سازمان باشند و هم موفقترین آنها!
🔍 چرا؟ چون همه بخشندهها شبیه هم نیستند. بعضیها آنقدر به دیگران میدهند که خودشان خالی میشوند؛ کار دیگران را انجام میدهند، همیشه در دسترساند، نمیتوانند «نه» بگویند و در نهایت خسته و فرسوده میشوند.
🚀 اما بخشندههای موفق، یک تفاوت اساسی دارند: آنها بخشندهاند، اما قربانی نیستند. کمک میکنند، اما مرز دارند. اعتماد میکنند، اما سادهلوح نیستند. دانش میدهند، اما اجازه نمیدهند دیگران دائماً از آنها استفاده کنند.
🎯 اینجاست که این نظریه برای مدیران جذاب میشود. مدیر نباید فقط بپرسد «چه کسی در تیم من سختکوشتر است؟» باید ببیند چه کسی برای دیگران ارزش ایجاد میکند، چه کسی فقط ارزش دریافت میکند و چه کسی همکاری را به یک حسابداری دائمی تبدیل کرده است.
👀 یک آزمایش ساده انجام دهید. دفعه بعد که یکی از کارکنان دچار مشکل شد، فقط تماشا کنید چه کسی بدون درخواست شما جلو میآید. وقتی موفقیتی اتفاق افتاد، ببینید چه کسی اعتبار را تقسیم میکند و چه کسی همه آن را برای خودش برمیدارد. وقتی یک فرصت خوب ایجاد شد، ببینید چه کسی دیگری را هم بالا میکشد.
💡 آنوقت احتمالاً چیز جالبی درباره فرهنگ سازمانتان کشف خواهید کرد: فرهنگ واقعی سازمان را نه شعارهای روی دیوار، بلکه همین رفتارهای کوچک و تکرارشونده میسازند.
🏆 پس برگردیم به سؤال اول: بخشنده، گیرنده یا معاملهگر؛ کدامیک موفقتر است؟
پاسخ، برخلاف انتظار، «بخشنده» نیست.
🔑 موفقترین آدمها کسانیاند که ارزش ایجاد میکنند، اما ارزش خودشان را هم فراموش نمیکنند.
🌱 و شاید این بهترین تعریف برای یک مدیر موفق باشد: «آنقدر به دیگران کمک کن که رشد کنند؛ آنقدر از خودت مراقبت کن که بتوانی ادامه بدهی.»
@management_technique
9 264
Repost from ترِینو|آموزش کسب و کار
📈 پورسانت، فقط یک درصد نیست!
اگر نظام پورسانت تیم فروش درست طراحی نشه، ممکنه هم انگیزه تیم از بین بره، هم فروش.
در ویدئوی آموزشی «طراحی نظام پورسانت» یاد میگیرید چطور یک نظام پورسانت حرفهای و متناسب با مدل فروش کسبوکارتون طراحی، اجرا و اصلاح کنید.
🎯 از طراحی و محاسبه پورسانت تا انگیزهبخشی و پروموشن داخلی
⏱️ ۴ ساعت آموزش کاربردی
🛒 تهیه دوره:
https://zaya.io/4ay1w
شماره تماس:
09004106021
@trainomarketing01
9 264
Repost from مدیریت به زبان ساده
💢از چه کسی باید تقدیر کرد؟
🚢 میگویند ارزش یک کاپیتان را وقتی میشود فهمید که کشتی گرفتار طوفان شود. اما یک سؤال مهم وجود دارد: اگر یک کاپیتان اصلاً اجازه ندهد کشتی گرفتار حادثه شود، چه؟
🌊 فرض کنید دو کشتی، با فاصله چند ساعت، از یک بندر حرکت میکنند. هر دو یک مقصد دارند و هر دو باید از مسیری عبور کنند که در بخشی از آن، صخرهای خطرناک در زیر آب پنهان شده است.
🧭 کشتی اول به کاپیتانی سپرده شده که سالها تجربه دارد؛ مردی شجاع، جسور و محبوب خدمه.
⚠️ کشتی آرام پیش میرود تا اینکه ناگهان صدایی مهیب کشتی را میلرزاند. چند ثانیه بعد، همه میفهمند چه اتفاقی افتاده است: کشتی به صخره برخورد کرده است.
🌊 آب با سرعت وارد کشتی میشود. مسافران هراساناند. بچهها گریه میکنند و خدمه سراسیمهاند.
🧑✈️ اما کاپیتان نمیترسد. با صدای بلند دستور میدهد: «همه آرام باشند. قایقهای نجات را آماده کنید.»
🛟 خودش به میان مسافران میرود. یکی را آرام میکند، دیگری را به سمت قایق نجات هدایت میکند و تا آخرین لحظه کنار خدمه میماند.
🤝 سرانجام همه نجات پیدا میکنند. کاپیتان هم، طبق سنت، آخرین نفری است که کشتی را ترک میکند.
📺 صبح روز بعد، داستان در بندر میپیچد. مردم برای استقبال میآیند، خبرنگارها صف میکشند و عکس کاپیتان روی صفحه اول روزنامهها میرود: «قهرمانی که جان صدها نفر را نجات داد.»
🏆 برای او مراسم تقدیر برگزار میکنند. لوح تقدیر میدهند و از او در رادیو و تلویزیون دعوت میکنند.
🎙️ کاپیتان درباره آن شب حرف میزند: «در آن لحظه فقط به یک چیز فکر میکردم؛ نجات جان مسافران.»
👏 مردم تحت تأثیر قرار میگیرند. چند ماه بعد، از او برای سخنرانی دعوت میکنند.
🎤 موضوع سخنرانی؟ «چگونه در سختترین شرایط، رهبر بمانیم؟»
📚 کاپیتان معروف میشود. دورههای آموزشی برگزار میکند، کتاب مینویسد و داستان شجاعتش را برای مدیران و رهبران تعریف میکند.
🧭 *اما حالا برگردیم به کشتی دوم.*
🌊 کاپیتان دوم هم همان مسیر را طی میکند. او هم در همان شب به همان منطقه میرسد.
🔭 چند کیلومتر قبل از صخره، افسر کشتی چیزی را روی صفحه ناوبری میبیند. کاپیتان نقشه را نگاه میکند.
🗺️ چند لحظه سکوت میکند و بعد فقط میگوید: «دو درجه مسیر را تغییر بده.»
❓ افسر میپرسد: «دلیلش چیست؟»
🧭 کاپیتان جواب میدهد: «صخره.»
🌊 کشتی مسیرش را کمی تغییر میدهد. چند دقیقه بعد، از کنار صخره عبور میکند.
😌 هیچ اتفاقی نمیافتد.
🛳️ نه کسی میترسد، نه کسی زخمی میشود، نه قایق نجاتی به آب انداخته میشود و نه کشتی آسیب میبیند.
🌅 صبح، کشتی سالم به مقصد میرسد. مسافران پیاده میشوند، خداحافظی میکنند و هرکدام دنبال زندگی خودشان میروند.
🤫 و کاپیتان؟ او هم به اتاقش برمیگردد.
❌ هیچکس برایش جشن نمیگیرد.
📵 کسی به تلویزیون دعوتش نمیکند. هیچ روزنامهای دربارهاش نمینویسد و هیچکس برایش کف نمیزند.
👤 حتی مسافران نمیدانند که چند ساعت قبل، اگر او فقط کمی دیرتر متوجه میشد، ممکن بود همان کشتی به یک فاجعه تبدیل شود.
💡 و اینجاست که داستان عجیب میشود:
⚖️ کاپیتان اول در مدیریت بحران دیده شد؛ کاپیتان دوم در پیشگیری از بحران دیده نشد.
🏢 این فقط داستان دو کاپیتان نیست. در سازمانها هم همین اتفاق میافتد.
🚒 مدیری که بحران بزرگی را جمع میکند، قهرمان میشود؛ اما مدیری که با یک تصمیم درست اجازه نمیدهد بحران شکل بگیرد، شاید هیچوقت دیده نشود.
🔧 کارمندی که اشتباه بزرگی را در آخرین لحظه اصلاح میکند، تحسین میشود؛ اما کسی که از ابتدا جلوی آن اشتباه را گرفته، معمولاً دیده نمیشود.
🎯 ما برای نجاتیافتن جشن میگیریم؛ برای غرقنشدن نه.
🔍 شاید به همین دلیل، بعضی از ارزشمندترین موفقیتهای زندگی و مدیریت، قابل مشاهده نیستند.
🌿 چون موفقیتشان در چیزی است که اتفاق نیفتاده است.
🧠 و شاید یکی از سختترین کارهای یک مدیر همین باشد:
🎯 کاری کند که همهچیز خوب پیش برود؛ آنقدر خوب که هیچکس نفهمد چه فاجعهای میتوانست اتفاق بیفتد.
@management_simple
9 264
+1
🎯دوره کاربردی جذب و استخدام،
و مصاحبهٔ شایستگیمحور
📌 آموزش مبتنی بر ایفای نقش، مطالعهٔ موردی و پروژههای واقعی بازار کار
🛣از طراحی فرایند جذب و استخدام، تا تصمیمگیری دربارهٔ کاندیداها و تقویت برند کارفرمایی
👩🏻🏫با همراهی تسهیلگر در پروسهٔ یادگیری شما
زمان برگزاری: ۱۹ و ۲۰ شهریور
مدت دوره: ۸ ساعت
مهلت ثبتنام: تا ۱۵ شهریور
ظرفیت محدود‼️
🎁برای دریافت کد تخفیف ویژه و اطلاعات بیشتر تا آخر این هفته به پشتیبانی فیدار پیام دهید.
@FiidarSupport
ثبتنام آنلاین در سایت:
https://B2n.ir/qs4262
9 264
💢واقعاً نمیشود!
🐝یک باور قدیمی میگفت: «زنبور عسل از نظر آیرودینامیکی نباید بتواند پرواز کند!»
🐝این جمله بعدها به یک افسانه مدیریتی تبدیل شد: «زنبور چون نمیداند نمیتواند پرواز کند، پرواز میکند!»
🐝اما واقعیت جالبتر است. زنبور مشکلی برای پرواز ندارد؛ مشکل از محاسبات سادهای بود که برای توضیح پرواز آن استفاده میشد.
🐝بالهای زنبور مثل بال هواپیما عمل نمیکنند. حرکت سریع بالها، زاویه تغییر آنها و گردابههایی که در اطراف بال ایجاد میشوند، نیروی لازم برای پرواز را تولید میکنند.
🐝پس مسئله زنبور نبود؛ مدل ما بود.
🐝این دقیقاً همان اتفاقی است که گاهی در مدیریت میافتد.
🐝وقتی یک مدیر میگوید:
«این کار شدنی نیست.»
«کارکنان این را نمیپذیرند.»
«این روش در صنعت ما جواب نمیدهد.»
«در این کشور نمیشود چنین کاری کرد.»
🐝اولین سؤال نباید این باشد که «چطور مسئله را حل کنیم؟»
🐝گاهی سؤال مهمتر این است: «با چه فرضی به این نتیجه رسیدهایم که حلشدنی نیست؟»
🐝بسیاری از «نمیشودها» واقعیت نیستند؛ نتیجه مدل ذهنی ما درباره واقعیتاند.
🐝مدیر حرفهای فقط مسئله را بررسی نمیکند؛ مدلی را هم که با آن مسئله را میبیند، بررسی میکند.
🐝بنابراین دفعه بعد که گفتید «این کار امکان ندارد»، یک سؤال ساده از خودتان بپرسید:
🐝«واقعاً نمیشود، یا مدل ذهنی من راهش را نشان نمیدهد؟»
🐝گاهی برای پیدا کردن راهحل جدید، لازم نیست مسئله را تغییر دهیم؛ باید عینکمان را عوض کنیم.
@management_technique
9 264
💢واقعاً نمیشود!
🐝یک باور قدیمی میگفت: «زنبور عسل از نظر آیرودینامیکی نباید بتواند پرواز کند!»
🐝این جمله بعدها به یک افسانه مدیریتی تبدیل شد: «زنبور چون نمیداند نمیتواند پرواز کند، پرواز میکند!»
🐝اما واقعیت جالبتر است. زنبور مشکلی برای پرواز ندارد؛ مشکل از محاسبات سادهای بود که برای توضیح پرواز آن استفاده میشد.
🐝بالهای زنبور مثل بال هواپیما عمل نمیکنند. حرکت سریع بالها، زاویه تغییر آنها و گردابههایی که در اطراف بال ایجاد میشوند، نیروی لازم برای پرواز را تولید میکنند.
🐝پس مسئله زنبور نبود؛ مدل ما بود.
🐝این دقیقاً همان اتفاقی است که گاهی در مدیریت میافتد.
🐝وقتی یک مدیر میگوید:
«این کار شدنی نیست.»
«کارکنان این را نمیپذیرند.»
«این روش در صنعت ما جواب نمیدهد.»
«در این کشور نمیشود چنین کاری کرد.»
🐝اولین سؤال نباید این باشد که «چطور مسئله را حل کنیم؟»
🐝گاهی سؤال مهمتر این است: «با چه فرضی به این نتیجه رسیدهایم که حلشدنی نیست؟»
🐝بسیاری از «نمیشودها» واقعیت نیستند؛ نتیجه مدل ذهنی ما درباره واقعیتاند.
🐝مدیر حرفهای فقط مسئله را بررسی نمیکند؛ مدلی را هم که با آن مسئله را میبیند، بررسی میکند.
🐝بنابراین دفعه بعد که گفتید «این کار امکان ندارد»، یک سؤال ساده از خودتان بپرسید:
🐝«واقعاً نمیشود، یا مدل ذهنی من راهش را نشان نمیدهد؟»
🐝گاهی برای پیدا کردن راهحل جدید، لازم نیست مسئله را تغییر دهیم؛ باید عینکمان را عوض کنیم.
@management_technique
9 264
Repost from N/a
🔥 تخفیف ويژه اشتراک فرادرس برای اعضای همین کانال — ظرفیت محدود
با اشتراک فرادرس، به بیش از ۱۸,۰۰۰ آموزش در موضوعات مختلف دسترسی دارید؛ از دروس دانشگاهی و کنکور تا برنامهنویسی، هوش مصنوعی، نرمافزارهای تخصصی، مهارتهای شغلی، کسبوکار، هنر و دهها حوزه دیگر.
❌ قیمت فعلی اشتراک یک ساله با ۷۵٪ تخفیف:
۱,۹۸۰,۰۰۰ تومان
✅ اشتراک یک ساله با قیمت ویژه:
۱,۶۹۰,۰۰۰ تومان
🔴 ظرفیت: ۱۵۰ نفر
🎁 کد تخفیف ویژه اعضای کانال:
FSTEX33
همین حالا اشتراک خود را با تخفیف ویژه فعال کنید: 👇
🔗 فعالسازی اشتراک فرادرس – کلیک کنید
🔄 FaraDars - فرادرس9 264
💢تجربهات را استارت کن!
🔸گاهی یک تجربه مدیریتی ارزشمند داریم، اما وقتی میخواهیم آن را تعریف کنیم، روایتمان پراکنده و طولانی میشود. چارچوب START کمک میکند تجربه را به روایتی کوتاه، منظم و متقاعدکننده تبدیل کنیم.
📍 S — Situation | موقعیت.
ابتدا زمینه و شرایطی را که مسئله در آن اتفاق افتاده، کوتاه و روشن بیان کنید. مخاطب باید بداند با چه موقعیتی روبهرو بودید.
مثال: «در یک پروژه مهم، تأخیرهای مکرر باعث شده بود زمان تحویل پروژه در معرض خطر قرار بگیرد.»
🎯 T — Task | وظیفه.
مشخص کنید مسئولیت شما چه بود و قرار بود چه مسئلهای را حل کنید یا به چه هدفی برسید.
مثال: «مسئولیت من این بود که علت تأخیرها را پیدا کنم و پروژه را به برنامه اصلی برگردانم.»
🛠️ A — Action | اقدام.
توضیح دهید دقیقاً چه کاری انجام دادید، چه تصمیمی گرفتید و چرا آن اقدام را انتخاب کردید. تمرکز این بخش باید بر نقش و اقدامات خود شما باشد.
مثال: «فرایند تحویل پروژه را بررسی کردم، گلوگاه اصلی را شناسایی کردم، وظایف تیم را بازتوزیع کردم و یک برنامه پیگیری روزانه ایجاد کردم.»
📈 R — Result | نتیجه.
نشان دهید اقدامات شما چه نتیجهای ایجاد کرد. هرجا ممکن است، نتیجه را با عدد و شاخص بیان کنید.
مثال: «زمان تأخیر از سه هفته به چهار روز کاهش یافت و پروژه طبق برنامه جدید تحویل شد.»
💡 T — Takeaway | آموخته.
در پایان بگویید از این تجربه چه چیزی یاد گرفتید و این آموخته چگونه میتواند در تصمیمهای آینده به کار بیاید.
مثال: «این تجربه به من نشان داد که در پروژههای پیچیده، پیش از افزایش منابع باید گلوگاه واقعی فرایند را پیدا کرد.»
🔑 START یعنی:
موقعیت را بگو؛ وظیفه را روشن کن؛ اقدام را توضیح بده؛ نتیجه را نشان بده؛ و آموخته را استخراج کن.
🔹این چارچوب فقط برای مصاحبه شغلی نیست. مدیران میتوانند از START برای گزارش تجربهها، ارائه دستاوردها، ارزیابی عملکرد، بیان تصمیمهای دشوار و انتقال درسآموختهها استفاده کنند.
@management_technique
9 264
💢تجربهات را استارت کن!
🔸گاهی یک تجربه مدیریتی ارزشمند داریم، اما وقتی میخواهیم آن را تعریف کنیم، روایتمان پراکنده و طولانی میشود. چارچوب START کمک میکند تجربه را به روایتی کوتاه، منظم و متقاعدکننده تبدیل کنیم.
📍 S — Situation | موقعیت.
ابتدا زمینه و شرایطی را که مسئله در آن اتفاق افتاده، کوتاه و روشن بیان کنید. مخاطب باید بداند با چه موقعیتی روبهرو بودید.
مثال: «در یک پروژه مهم، تأخیرهای مکرر باعث شده بود زمان تحویل پروژه در معرض خطر قرار بگیرد.»
🎯 T — Task | وظیفه.
مشخص کنید مسئولیت شما چه بود و قرار بود چه مسئلهای را حل کنید یا به چه هدفی برسید.
مثال: «مسئولیت من این بود که علت تأخیرها را پیدا کنم و پروژه را به برنامه اصلی برگردانم.»
🛠️ A — Action | اقدام.
توضیح دهید دقیقاً چه کاری انجام دادید، چه تصمیمی گرفتید و چرا آن اقدام را انتخاب کردید. تمرکز این بخش باید بر نقش و اقدامات خود شما باشد.
مثال: «فرایند تحویل پروژه را بررسی کردم، گلوگاه اصلی را شناسایی کردم، وظایف تیم را بازتوزیع کردم و یک برنامه پیگیری روزانه ایجاد کردم.»
📈 R — Result | نتیجه.
نشان دهید اقدامات شما چه نتیجهای ایجاد کرد. هرجا ممکن است، نتیجه را با عدد و شاخص بیان کنید.
مثال: «زمان تأخیر از سه هفته به چهار روز کاهش یافت و پروژه طبق برنامه جدید تحویل شد.»
💡 T — Takeaway | آموخته.
در پایان بگویید از این تجربه چه چیزی یاد گرفتید و این آموخته چگونه میتواند در تصمیمهای آینده به کار بیاید.
مثال: «این تجربه به من نشان داد که در پروژههای پیچیده، پیش از افزایش منابع باید گلوگاه واقعی فرایند را پیدا کرد.»
🔑 START یعنی:
موقعیت را بگو؛ وظیفه را روشن کن؛ اقدام را توضیح بده؛ نتیجه را نشان بده؛ و آموخته را استخراج کن.
🔹این چارچوب فقط برای مصاحبه شغلی نیست. مدیران میتوانند از START برای گزارش تجربهها، ارائه دستاوردها، ارزیابی عملکرد، بیان تصمیمهای دشوار و انتقال درسآموختهها استفاده کنند.
@management_technique
9 264
Repost from آکادمی تحلیل آماری ایران
🚨 سازمان آینده فقط چابک نیست؛ هوشمند است.
وقتی کسبوکار رشد میکند، ساختارهای سنتی بهتدریج به گلوگاه تصمیمگیری، مقیاسپذیری و استقرار AI تبدیل میشوند.
🚀 اینجاست که سازمان به یک LEVEL UP واقعی نیاز دارد:
Agile Organization → Intelligent Organization
🎯 در کارگاه «طراحی سازمان چابک و مقیاسپذیر» یاد میگیریم چگونه معماری سازمان را برای:
⚡ تصمیمگیری سریعتر
📈 رشد و مقیاسپذیری
🤖 استقرار سیستمهای هوشمند سازمانی و AI
🔬 و مدیریت Research & Evidence-Based
بازطراحی کنیم.
این مسیر از یک مسئله واقعی شروع میشود:
🏢 مسئله سازمان > شواهد و پژوهش > طراحی > هوشمندسازی > اقدام
👤 مدرس: رضا بهبود
پسادکتری مدیریت سیستمهای هوشمند
🗓 ۱۱ شهریور | ۱۳ تا ۱۷
📍 برج فناوری شریف | سالن ۸
💰 ۱ میلیون تومان | 👥ظرفیت محدود
📞 ۰۹۱۰۰۰۷۱۸۰۴
www.arkaschool.net
www.analysisacadmy.com
✨ برای استقرار AI، فقط تکنولوژی کافی نیست؛ سازمان هم باید برای هوشمندشدن طراحی شود و این داستان تنها با پرورش تحلیلگران به روز و پژوهشگران عملگرا مقدور گردد.این کارگاه شروعی دوباره است
👥️گردهمایی ویژه مدیران عامل و ارشد، پژوهشگران و اساتید هیات علمی در برج شریف🤍
9 264
🎓 ثبتنام دورههای مدیریت عالی کسب و کار مؤسسه آموزش عالی بهار آغاز شد
🔴اگر میخواهید تصمیمهای مدیریتی دقیقتر بگیرید، کسبوکار خود را حرفهایتر مدیریت کنید و مهارتهای مدیریتی خود را به سطح بالاتری برسانید، این دورهها برای شما طراحی شدهاند.
✅ برگزاری به صورت حضوری و آفلاین
✅ مدرک پایاندوره معتبر و قابل ترجمه رسمی
✅ شرایط پرداخت نقد و اقساط
📅 شروع دورهها: شهریور و مهرماه ۱۴۰۵
🟠 برای دریافت اطلاعات کامل و ثبتنام، از طریق لینک زیر اقدام کنید:
https://zaya.io/a6747
بهار، راهی برای ساختن آینده 🌱
🌍 www.bahar.ac.ir
9 264
💢همراهان گرامی
🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود.
🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است.
👇👇👇👇👇👇👇👇
📲 هوش مصنوعی در کسب وکار
@management_ai
💸 آکادمی اقتصاد ایران
@monetary_academy
💢مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
✅مهارت های مدیریت
@management_skill
🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان
@planing_tm
⭕️تکنیک های مدیریت
@management_technique
❌مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🈷 مهارت های زندگی
@life_skills2022
🆗 موفقیت و توسعه فردی
@success_pd
💲 هوش مالی
@fqskill
✝ تفکر استراتژیک
@strategym_academy
🉑 تعالی منابع انسانی
@hrm_academy
📠 مدرسه کسب وکار
@business_school2022
💄ترفند بازاریابی
@tarfandbazaryabi
🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی
@startups_academy
🎯 تغییر و تحول سازمانی
@transformation_m
🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA
@mba_event
9 264
کانال VIP رایگان شد برای صد نفر! 👇👇
https://t.me/+ayR0NJKd5aozMWU0
https://t.me/+ayR0NJKd5aozMWU0
9 264
Repost from تعالی منابع انسانی
💢آيا بهتر است دوستمان بدارند يا از ما بترسند؟!
🔺يافته هاي روانشناسي نشان ميدهند كه دو عامل صميميت و قدرت، بيش از ٩٠ درصد نوسان برداشت مثبت يا منفي ما نسبت به افراد پيرامونمان را تبيين ميكنند. كدام يك بهتر است؟
🔺بيشتر رهبران، امروز بر قدرت، شايستگي و اعتبار خود در محيط كار تاكيد دارند؛ اما اين رويكرد اشتباه است. رهبراني كه قبل از ايجاد اعتماد، قدرت خود را به رخ مي كشند با خطر برانگيختن ترس و در نتيجه آن سوءرفتار مواجه ميشوند.
🔺در مطالعه اي كه بين ٥١٨٣٦ رهبر انجام شد فقط ٢٧ نفر آنها از نظر محبوبيت در ربع آخر و از نظر اثربخشي كلي در ربع اول بودند: به عبارت ديگر احتمال آن كه يك مدير بسيار نامحبوب، مدير خوبي شناخته شود يك در دو هزار است. پس اول ارتباط، بعد رهبری.
✍منبع: HBR
@hrm_academy
9 264
Repost from N/a
🔥 تخفیف ويژه اشتراک فرادرس برای اعضای همین کانال — ظرفیت محدود
با اشتراک فرادرس، به بیش از ۱۸,۰۰۰ آموزش در موضوعات مختلف دسترسی دارید؛ از دروس دانشگاهی و کنکور تا برنامهنویسی، هوش مصنوعی، نرمافزارهای تخصصی، مهارتهای شغلی، کسبوکار، هنر و دهها حوزه دیگر.
❌ قیمت فعلی اشتراک یک ساله با ۷۵٪ تخفیف:
۱,۹۸۰,۰۰۰ تومان
✅ اشتراک یک ساله با قیمت ویژه:
۱,۶۹۰,۰۰۰ تومان
🔴 ظرفیت: ۱۵۰ نفر
🎁 کد تخفیف ویژه اعضای کانال:
FSTEX33
همین حالا اشتراک خود را با تخفیف ویژه فعال کنید: 👇
🔗 فعالسازی اشتراک فرادرس – کلیک کنید
🔄 FaraDars - فرادرس9 264
Repost from تغییر و تحول سازمانی
💢شغل فلاکتبار: چرا بهترین استعدادهای تیم شما بیسروصدا میروند؟
«پاتریک لنچونی» در بررسی ساختارهای سازمانی، به سه نشانه اشاره میکند که نه «حقوق کم» و نه «فشار کاری» است که انگیزه را میکشد؛ بلکه وجودِ همین سه شکاف در ساختار مدیریتی است. اگر به عنوان صاحب کسبوکار یا مدیر، حس میکنید تیمتان «درگیر» (Engaged) نیست، احتمالاً یکی از این سه «سم» در فرهنگ سازمان شما رخنه کرده است:
۱. گمنامی (Anonymity):
کارمندان نیاز دارند دیده شوند. وقتی مدیر، کارمند را به عنوان یک «ماشین تولید خروجی» میبیند و هیچ شناختی از نقاط قوت یا علایق او ندارد، کارمند احساس میکند برای سازمان «نامرئی» است.
مثال: به جای صرفاً بازخواست برای ددلاین، جلسات ۱ به ۱ (One-on-One) داشته باشید. بدانید او در چه کاری مهارت دارد و چه چیزی به او انگیزه میدهد.
۲. بلاموضوع بودن (Irrelevance):
هیچکس دوست ندارد احساس کند کارش «بیاثر» است. وقتی کارمند نمیداند تأثیرِ مستقیمِ زحماتش بر «مشتری نهایی» چیست، کارش برایش بیمعنا میشود.
مثال: در جلسات تیم، فقط از اعداد و ارقام نگویید. داستانِ موفقیتِ آن مشتری را تعریف کنید که به لطف خروجیِ همین تیم، مشکلش حل شد. پیوندِ کارِ روزمره با «ارزشِ ایجاد شده» را شفاف کنید.
۳. عدم سنجش (Immeasurement):
بزرگترین محرکِ تلاش، دیدنِ پیشرفت است. اگر تیم نداند با چه معیاری سنجیده میشود (یا معیاری برای سنجشِ موفقیتِ کارِ خود نبیند)، احساس بلاتکلیفی میکند. این منجر به ارزیابیهای ذهنی و سلیقهای میشود که به شدت دلسردکننده است.
مثال: OKRها (اهداف و نتایج کلیدی) را در سازمان پیاده کنید. هر فرد باید بتواند در پایان هفته، خودش بسنجد که آیا موفق بوده یا خیر؛ نه اینکه منتظر بماند تا مدیر بر اساس «حس و حالش» او را قضاوت کند.
✍ رسمینو مارکتینگ
@transformation_m
