ar
Feedback
Archive (The Catcher in the Rye)

Archive (The Catcher in the Rye)

الذهاب إلى القناة على Telegram

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام Archive (The Catcher in the Rye)

تُعد قناة Archive (The Catcher in the Rye) (@caulfild2) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 11 660 مشتركاً، محتلاً المرتبة 3 057 في فئة الفن والتصميم والمرتبة 27 576 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 11 660 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 26 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 294، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 3، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 34.63‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 13.66‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 4 035 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 592 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل ژن, آبدارچی, بروگل, ساختار, وقت.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
🏛 کانال اصلی: @caulfild

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 27 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الفن والتصميم.

11 660
المشتركون
+324 ساعات
+277 أيام
+29430 أيام
أرشيف المشاركات
photo content
+3

«جانوران، پرندگان و ماهی‌ها»: الفبای حیوانات برای پسرها و دخترها؛ اثر چارلز هنری بنت، ۱۸۵۵. Beasts, Birds and Fishes: An Anim
«جانوران، پرندگان و ماهی‌ها»: الفبای حیوانات برای پسرها و دخترها؛ اثر چارلز هنری بنت، ۱۸۵۵. Beasts, Birds and Fishes: An Animal Alphabet for Boys & Girls A curious A to Z by Charles Henry Bennett. 1855.

ابوالهول می‌پرسید: «چه موجودی صبح روی چهار پا، ظهر روی دو پا و عصر روی سه پا راه می‌رود؟» همه شکست می‌خوردن و ابوالهول اونها
ابوالهول می‌پرسید: «چه موجودی صبح روی چهار پا، ظهر روی دو پا و عصر روی سه پا راه می‌رود؟» همه شکست می‌خوردن و ابوالهول اونها رو می‌کشت و می‌خورد. تا اینکه ادیپ (Oedipus) پاسخ درست رو داد: آدمی. The Sphinx, 1907. by Georg von Rosen

آپدیت سایت کانون: - تعداد زیادی از فایل‌های صوتی (+ متنشون) درست بازیابی نشده بودن. تو این سری از تغییرات ۵۱ فایل رو تونستم ب
آپدیت سایت کانون: - تعداد زیادی از فایل‌های صوتی (+ متنشون) درست بازیابی نشده بودن. تو این سری از تغییرات ۵۱ فایل رو تونستم بازیابی کنم. کارهای مهمی از شاملو، ابتهاج، یدالله رویایی، نصرت رحمانی، بیژن مفید و... . - الان تمام کارها کاور درست و مرتب دارن: kanoonarchive.org © Mehran Bolhasani

تصویری که باران خون رو به‌عنوان نشانه‌ای آخرالزمانی به تصویر می‌کشه، از یک نسخه خطی، حدود ۵۴۱ سال پش. Psautier manuscript, Au
تصویری که باران خون رو به‌عنوان نشانه‌ای آخرالزمانی به تصویر می‌کشه، از یک نسخه خطی، حدود ۵۴۱ سال پش. Psautier manuscript, Augsburg, circa 1485.

دو دقیقه از «این خانه مرد ندارد» در تیمارستان تهران، ساخته‌ی علی عبدالله‌زاده © ali.abdolahzadeh

عکسی از جمع‌آوری بقایای کشته‌شدگان در خلیج هاربر برای خاکسپاری مجدد، در جریان جنگ داخلی آمریکا، ۱۶۱ سال پیش. Collecting Remai
عکسی از جمع‌آوری بقایای کشته‌شدگان در خلیج هاربر برای خاکسپاری مجدد، در جریان جنگ داخلی آمریکا، ۱۶۱ سال پیش. Collecting Remains of Killed at Cold Harbor for Re-Interment, 1865. by John Reekie

photo content

محبوبه شب (یاسِ شب‌بو)؛ نوشته‌ی روی سنگ مزار دیوید لینچ بوی این گیاه برای لینچ حسی نوستالژیک داشت. در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۶ گ
محبوبه شب (یاسِ شب‌بو)؛ نوشته‌ی روی سنگ مزار دیوید لینچ بوی این گیاه برای لینچ حسی نوستالژیک داشت. در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۶ گفت:
«در یک شب تابستانی، یا شاید بهتر بگویم یک شب بهاری، اگر به نقاط خاصی بروی و عطر یاس‌های شب‌بو را استشمام کنی، می‌توانی حضور کلارک گیبل یا گلوریا سوانسون را در ذهنت مجسم کنی. عصر طلایی هالیوود هنوز در برخی حال‌وهوای این شهر، در تار و پود و دی‌ان‌ای آن، زنده است.»
در بین مایاها (از اقوام سرخ‌پوست)، این گیاه به عنوان گهواره «کیسین» (Kisin)، خدای مرگ، شناخته می‌شه؛ چون که تمامی بخش‌هاش سمی‌ان. Night-blooming jasmine (Cestrum nocturnum)

Elevator to the Gallows (1958) dir. Louis Malle
+1
Elevator to the Gallows (1958) dir. Louis Malle

کارت‌پستال‌های ژاپنی، حدود ۱۲۰ سال پیش. Humorous Japanese Postcards, 1907-9. by Kokkei Shinbunsha
+6
کارت‌پستال‌های ژاپنی، حدود ۱۲۰ سال پیش. Humorous Japanese Postcards, 1907-9. by Kokkei Shinbunsha

Nursery Rhymes, 1989. by Paula Rego
+9
Nursery Rhymes, 1989. by Paula Rego

Nursery Rhymes, 1989. by Paula Rego
+9
Nursery Rhymes, 1989. by Paula Rego

حمام گِل یک کارت‌پستال آلمانی by Arthur Thiele (1860-1936)
حمام گِل یک کارت‌پستال آلمانی by Arthur Thiele (1860-1936)

من پشت در ایستاده در را می‌كوبم اگر كسی صدای مرا بشنود و در را باز كند، وارد می‌شوم و با او شام خواهم خورد و او نیز با من. [م
من پشت در ایستاده در را می‌كوبم اگر كسی صدای مرا بشنود و در را باز كند، وارد می‌شوم و با او شام خواهم خورد و او نیز با من.
[مکاشفه یوحنا ۳: ۲۰] The Light of the World, 1851-2. by William Holman Hunt

اولین باری که لوگوی "Claude" را دیدم، عین برق این قسمت از داستان «صبحانه‌ی قهرمانانِ» ونه‌گات به خاطرم اومد. راوی میگه: «الان
+1
اولین باری که لوگوی "Claude" را دیدم، عین برق این قسمت از داستان «صبحانه‌ی قهرمانانِ» ونه‌گات به خاطرم اومد. راوی میگه: «الان که پنجاه سال دارم، تنظیماتم جوری رقم خورده که کودکانه رفتار کنم، مثلاً به پرچم ملی توهین کنم، یا مثلاً با مدادِ نوک‌پهن‌ام روی کاغذ، عکس پرچم نازی و سوراخ کون و کلی چیز دیگر بکشم. برای اینکه میزان بالغانگی تصاویری که برای این کتاب کشیده‌ام دستتان بیاید، بفرمایید نقاشی من از سوراخ کون:» © The Sina

وقتی کافکا باخبر شد قرار است اوتمار شتارکه برای روی جلد «مسخ» تصویر بکشد، نگران شد و برای ناشرش نوشت: «...نکند طرحِ خودِ حشره
+1
وقتی کافکا باخبر شد قرار است اوتمار شتارکه برای روی جلد «مسخ» تصویر بکشد، نگران شد و برای ناشرش نوشت: «...نکند طرحِ خودِ حشره را بزند. این کار را نکنید، خواهش می‌کنم این کار را نکنید... حتا از دور هم نباید حشره را نشان داد.» او ترجیح می‌داد تصویر به تخیل خواننده واگذار شود. اما در بیشتر نسخه‌های بعدیِ «مسخ» در همه‌ی زبان‌ها، حشره آمد روی جلد و تبدیل شد به عنصر اصلی تصویر؛ همان چیزی که کافکا از آن وحشت داشت. اما پیشنهاد خود کافکا برای طرح جلد مسخ چه بود؟ او در همان نامه به ناشرش نوشت: «[اگر اجازه داشتم خودم طرحی پیشنهاد کنم] پدر و مادر و خواهر در اتاق روشن، درحالی‌که درِ اتاقِ مطلقا تاریکِ بغلی باز است...» © laleyevajgoon

از [اینجا] بخونید.
از [اینجا] بخونید.