1 765
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
1 764
کلاغ نامە ٢
جز غارچیِ کلاغ در باغ نبود
جز نالەی جغد و زاغ در باغ نبود
جز مرگ ، شکوفەای و برگ و ثمری
در باغ نبود و باغ در باغ نبود
#واران
1 764
کلاغ نامە ١
جز گریه و درد و داغ نشنیدە کسی
جز سوگ و غم و فراق نشنیده کسی
این باغ پر از نالەی زاغ و زغن است
موسیقی بی کلاغ نشنیده کسی
#واران
1 764
Repost from N/a
مادرم میگه اگه برم سر كار، حالم بهتر میشه. هيچ هم اينجوری نيست. قبول ندارم. دسامبر، بيست و دو سالم شد و از كالج فارغالتحصيل شدم كه هر كسی میفهمه يعنی چی. شبا اخبار میبينم. هر روز جنگ رو تماشا میكنم. جنگ گُرگرفتهی بزرگيه واسه صفحهای به اين كوچيكی. بمبارونه و شعلهها بالاتر و بالاتر میرن. بعضی وقتا خم میشم و با كف دستم جنگ رو لمس میكنم. منتظرم دستم بميره.
پسرم با دست مرده.
"پسر آدمکش من"
برنارد مالامد
مجموعه داستان
مرا به صندلی الکتریکی بسپار
گردآوری و ترجمهی: محمد حیاتی
https://t.me/miyanvajehha
1 764
عشق، اولِ راه ، چهرەی ماهی داشت
آرامش دلپذیر و دلخواهی داشت
من بچەغزال تشنەای بودم و او
در برکەی قلب خویش، تمساحی داشت
#واران
1 764
وَاللَه ما طَلَعَت شَمسٌ وَلا غَرُبَت
إِلّا وَحُبُّكَ مَقرونٌ بِأَنفاسي
وَلا جَلستُ إِلى قَومٍ أُحَدِّثُهُم
إِلّا وَأَنتَ حَديثي بَينَ جُلّاسي
وَلا ذَكَرتُكَ مَحزوناً وَلا فَرِحاً
إِلّا وَأَنت بِقَلبي بَينَ وِسواسي
وَلا هَمَمتُ بِشُربِ الماءِ مِن عَطَشٍ
إِلّا رَأَيتُ خَيالاً مِنكَ في الكَأسِ
وَلَو قَدَرتُ عَلى الإِتيانِ جِئتُكُم
سَعياً عَلى الوَجهِ أَو مَشياً عَلى الرَأسِ
وَيا فَتى الحَيِّ إِن غَنّيتَ لي طَرَباً
فَغَنّنّي واسِفاً مِن قَلبِكَ القاسي
مالي وَلَلناسِ كَم يَلحونَني سَفَهاً
• الحلاج1 764
Repost from رباعی - نو رباعی
درخواب خود آفتاب وماهش دادند
پیراهن راه راه و چاهش دادند
یوسف هم عجب برادرانی داداشت
دَرهم به دو دِرهم سیاهش دادند
جلیل صفربیگی
@kar471
1 764
Repost from درنگ
محمد لوطیج
و ما فکر میکردیم
فوارهای که رو به بالا میرود
باید کاری بکند
جیک جیک گنجشکی گذاشتهایم روی بوف کورمان
تا سیب نیم خورده را به درخت برگردانیم
و ما فکر میکردیم
اگر لباسهامان را عوض کنیم
و بلیط "سینما مراد" را دور بیندازیم
میتوانیم از اینجا
به وطن دیگری برویم
راستی ساندویچ مارتادلای سینما مراد الان چند است؟
و ما فکر میکردیم
همه چیز خیلی زود تمام می شود
مثل خداحافظی در فرودگاه
به پشت سرت نگاه می کنی
برمی گردی که دوباره ...
دست هایت بالا نمیآیند
و تمام میشود.
#محمد_لوطیج
https://t.me/derangeadabi
1 764
ای شب ! تو بمیر ما دوام آوردیم
ما ماه تمام را به بام آوردیم
ای بغض ! ترک بخور ، بباران خود را
ای زخم ! برایت التیام آوردیم
#واران
1 764
سرد است بپیج شال خز بر عشاق
انگور ببار از گُلِ رَز بر عشاق
دست از سَرِ این قبیله بردار ای حزن!
ای باد صَبیحه ! کم بِوَز بر عشاق
#واران
و گفت: عبادت، هفتادودو باب است، هفتاد و یک در، حیا است.
و گفت: محبت، ایثار است برای محبوب.
و گفت: به تن در دنیا باش، و به دل در آخرت.
و گفت: خدای را بادی است که آن را [بادِ صَبیحه] خوانند، که آن باد محزون است در زیرِ عرش.
وقتِ سحر وزیدن گیرد و نالهها برگیرد و به مَلِک رسانَد.
#شیخ_فریدالدین_عطار_نیشابوری
#تذکره_الاولیاء
#ذکر_ابوبکر_کتانی
#مستعلیق
1 764
بمبیست سرم، پر از تی ان تی، باروت
افتادە درون کافەای دربیروت
بمبی کە عمل نکردە ، خنثی نشدە
آرام گرفتە است روی بازوت
#واران
1 764
1 764
Repost from قدحهای نهانی
هو العلی
زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
کمک ز غیر تو ننگ است یا علی مددی
گشاد کار دو عالم به یک اشارت توست
به کار ما چه درنگ است یا علی مددی
چلیپای نستعلیق، رقم میرزا اسدالله شیرازی
1 764
تا چند غمِ عالم و آدم بخوریم ؟
تنها بنشینیم و فقط غم بخوریم ؟
بردار غمت را و بیا پیش دلم
تا سفره بیندازم با هم بخوریم
#واران
#قدم_زدن_در_عدم
1 764
صدای شادروان استاد علامه علیاکبرخان دهخدا در واپسین روزهای زندگی که در آن بهشرح کوتاهی از چهلسال تلاش برای گردآوری «لغتنامه» میپردازد و فروتنانه آرزو میکند: «امیدوارم بهدرد مملکت بخورد»
#یادبود_بزرگان
#استادعلیاکبردهخدا #علامهدهخدا
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
1 764
یک آینەی خُرد و خمیرم بی تو
در خاطرەهای تو اسیرم بی تو
بی تو به چه کار من می آید بودن
دلواپس آنم که نمیرم بی تو
#واران
#قدم_زدن__در_عدم
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
