1 852
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+1030 днів
Архів дописів
1 852
از کوه و کمر جَسته کنار جادهست
چون رهگذری خسته کنار جادهست
عمریست قرار است از اینجا برود
سنگی چمدانبسته کنار جادهست
#واران
1 852
Repost from کافه شعر🍂🍁
هر روز از این مسیر برمی گردم
از رفتن نا گزیر برمی گردم
تو شام بخور بخواب تنهایی جان
من مثل همیشه دیر برمی گردم
#جلیل_صفربیگی
1 852
بیدل! چشمت بهشور امکان مگشا
در جوش نمک زخم نمایان مگشا
هر گرد که میگردد از این دشت بلند
میگوید عبرتیم مژگان مگشا
#بیدل
1 852
از ضعف نشد به خود بخندم حتی
جان را ز تنم نیز نکندم حتی
ای سطل زباله! آشغالی هم نیست
با آن دهن تورا ببندم حتی
#واران
1 852
Repost from دەروەچ// دريچه
اجرای کنسرت در فرهنگسرای بهمن تهران به همراه ارکستر آوای دف با حضور بیش از ۱۶۰ نوازنده و گروه کُر ؛
اجرای قطعه کوردی"کچه" از آثار موسیقی محلی ایلام با صدای هنرمند برجسته و خوش صدای ایلامی، محمدجواد شوهانی
@darwachdariche
1 852
Repost from علی کاملی
بعد از تو شکست دست و پای دل من
بدجور گرفته شد هوای دل من
دلتنگ چنانم که غروب جمعه
از شنبه شروع شد برای دل من...
#جلیل_صفربیگی (واران)
@alikameli80
1 852
Repost from خَمّـار شعــر
لب نیست که بسته پسته ی خام است این
چشمک زد و خندید که بادام است این
بیت لب من مقابل بیت لبش
تصحیح رباعیات خیام است این
#جلیل_صفربیگی
1 852
اکنون علما را به طیلسان و آستین فراخ شناسند. کاشکی بر این اختصار کردندی که انگشتری زرّین دارند، و لباس حرام و مراکب محظور و آنگه گویند: «عزّ اسلام میکنیم!»
اکنون دینی دیگر است در روزگار ما، فاسقان کمالالدّین، عمادالدّین، تاجالّدین، ظهیرالدّین و جمالالدّین باشند پس دین شیاطین است. و چون دین، دین شیاطین بوَد، علما قومی باشند که راه شیطان دارند، و راه خدای تعالی زنند.
در روزگار گذشته خلفای اسلام علمای دین را طلب کردندی، و ایشان میگریختند. اکنون از بهر صد دینار ادرار و پنجاه دینار حرام، شب و روز با پادشاهان فاسق نشینند. ده بار به سلام ایشان روند. و هر ده بار باشد که مست و جنب خفته باشند. پس اگر یک بار بار یابند از شادی بیم بود که هلاک شوند.
🔹️ « نامههای عین القضات همدانی » نامۀ بیست و هشتم
طیلسان: جامۀ بلند و گشاد
محظور: حرام
ادرار: مستمری
1 852
Repost from کوچه ی رندان
📝
او گفت که من جان و جهانش هستم
آگاه ز پیدا و نهانش هستم
پرسید چه نسبتی تو با او داری
گفتم نگرانش ، نگرانش هستم!
#جلیل_صفربیگی
@koocheye_rendan57
1 852
Repost from 🌿🌸💞شعرومتن زیبا💞🌸🌿
#رباعی
میخواست ز کنجِ خلوتش برخیزد
از خوابِ پُر از جراحتش برخیزد
سردرگمیِ همیشهیِ ساعتساز:
با زنگِ کدام ساعتش برخیزد؟؟؟!!!!
#جلیل_صفربیگی🌸
1 852
Repost from کاژه (حس آرامش)
بالای سرم نشسته و ماه من است
همصحبت گاهگاه دلخواه من است؛
بازار، پیادهرو، خیابان، خانه
دلتنگیِ تو همیشه همراه من است...
#جلیل_صفربیگی
@he3Aramesh
1 852
Repost from تو چراغ خود برافروز
┈••✾• #نو_رباعی•✾••┈•
من را
ورقی بزن
بخوان شعرم را
بر کاغذ پوستم
رباعی بنویس
#واران
دیوان جناب عشق
چندین جلد است
از پوست آدم است
کاغذهایش
#واران
آرام گرفت
دستهای من را
در پوست من
گلهی اسبی
رم کرد
#واران
ای شعر!
خراش دادنِ پوستِ روح!
ای لذت خاراندنِ زخمِ کهنه
#واران
ای دوست
چقدر
پوست میاندازی
من
جلد هزارم تو را هم دیدم
#واران
سخت است دلش
ولی پر از گنجشک است
در پوست خود
چگونه میگنجد سنگ؟
#واران
تنهایی من
هزار سالش شدە است
این مار
چقدر پوست میاندازد
#واران
#جلیل_صفربیگی
#نورباعی
@To_cheraghe_khod_barafrooz
1 852
Repost from حرفوگپ - عباس حسیننژاد
کم کن هیجان دلبریهایت را
دیوانگی و سبکسریهایت را
دنبال تو میدوند ماه و خورشید
تحویل بگیر مشتریهایت را
#جلیل_صفربیگی
✍️
@abbashosseinnejad
1 852
۱
سخت است در این زمانه آدم بودن
با بی دردان رفیق و همدم بودن
خوش باش که در مرام انسان دارد
شلغم بودن شرف به بی غم بودن
۲
یک مرد چرا در این جهان "دریا" نیست؟
"شادی" و "ترانه" ، "آرزو" ، "رویا" نیست؟
هر چیز قشنگیست به نام زنهاست
گودرز چرا نام گلی زیبا نیست؟
۳
این خانه چقدر در خودش غم دارد
از گریه پُراست جابهجا نم دارد
جن ها همگی فرار کردند از آن
این خانه گمان می کنم آدم دارد
۴
چندیست نمی رسد صدای نفخی
چون در سَرِ کَس نیست هوای نفخی
شادی همه جوره رفته از خانهی ما
حتی نخودی نیست برای نفخی
۵
با حال خراب و خسته و زارم برد
حلاج صفت بر سر بازارم برد
یک قاشق زردچوبه از دستم ریخت
مادر تا پای چوبهی دارم برد
۶
پیش از آنی که پیرگردیم و خرفت
لفتش نده و بزن از این دنیا لفت
دنیا مرغیست وحشی و دیوانه
مرغی که مرا به تخم خود هم نگرفت
#واران
#رباعی_طنز
