فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)
✳️کانال تلگرامی «فردای بهتر» با منش اصلاحطلبانه با ارائه رویکردی تحلیلی تلاش دارد به گسترش دموکراسی و بسط چندصدایی در جامعه ایران به امید فردایی بهتر برای ایران و ایرانیان قدم بردارد. ✅اینستاگرام: https://instagram.com/seyed.mostafa.tajzade
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)
تُعد قناة فردای بهتر (مصطفی تاجزاده) (@mostafatajzadeh) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 43 473 مشتركاً، محتلاً المرتبة 1 377 في فئة السياسة والمرتبة 7 868 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 43 473 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 14 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -218، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -11، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 13.65%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 8.40% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 5 938 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 3 654 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 100.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل اعتراض, نیرو, سرکوب, حکومت, حق.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“✳️کانال تلگرامی «فردای بهتر» با منش اصلاحطلبانه با ارائه رویکردی تحلیلی تلاش دارد به گسترش دموکراسی و بسط چندصدایی در جامعه ایران به امید فردایی بهتر برای ایران و ایرانیان قدم بردارد.
✅اینستاگرام: https://instagram.com/seyed.mostafa.tajzade”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 15 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة السياسة.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 15 يوليو | +5 | |||
| 14 يوليو | +1 | |||
| 13 يوليو | +3 | |||
| 12 يوليو | +2 | |||
| 11 يوليو | +4 | |||
| 10 يوليو | +16 | |||
| 09 يوليو | +26 | |||
| 08 يوليو | +10 | |||
| 07 يوليو | +30 | |||
| 06 يوليو | 0 | |||
| 05 يوليو | 0 | |||
| 04 يوليو | +4 | |||
| 03 يوليو | +1 | |||
| 02 يوليو | +1 | |||
| 01 يوليو | +1 |
| 2 | 📝📝📝چراغی برای اندیشیدن در روزگار دشوار گفتوگو
روایت ده سال تلاش فرهنگی «گفتار و اندیشه»
✍️ قاسم مرادی
✅در تاریخ جوامع، تغییرات پایدار و عمیق معمولاً نه با هیاهو، بلکه از شکلگیری آرام فضاهایی برای اندیشیدن، گفتوگو و بازاندیشی آغاز میشوند. کتابخانهها، محافل علمی، انجمنهای فرهنگی و حلقههای گفتوگو، اگرچه شاید در نگاه نخست تأثیر فوری و آشکاری در تحولات اجتماعی نداشته باشند، اما در بلندمدت از مهمترین عوامل شکلگیری سرمایه فرهنگی و پرورش انسانهای پرسشگر و آگاه هستند.
✅کتاب تنها ابزاری برای افزایش اطلاعات نیست؛ کتاب عرصه مواجهه انسان با تجربههای دیگران، تاریخ ملتها، اندیشههای متفاوت و پرسشهای بنیادین زندگی است. جامعهای که کتاب میخواند، نقد میکند و درباره آن گفتوگو میکند، در واقع ظرفیت خود را برای فهم بهتر مسائل، تصمیمگیری عقلانیتر و گفتوگوی مسالمتآمیز افزایش میدهد.
✅در چنین نگاهی، استمرار دهساله «جلسات گفتار و اندیشه» و پس از آن «حلقه کتاب گفتوگو» تجربهای ارزشمند و قابل تأمل است. این جلسات از تیرماه سال ۱۳۹۵ با هدف ایجاد فضایی برای معرفی، بررسی و نقد کتاب آغاز شد؛ فضایی که در آن کتاب نه تنها به عنوان یک محصول فرهنگی، بلکه به عنوان نقطه آغاز یک گفتوگوی فکری مورد توجه قرار گرفت.
✅در طول این سالها، کتابهای مهمی در حوزههای مختلف علوم انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این جلسات مطرح و بررسی شدند؛ آثاری که هر یک پنجرهای به سوی فهم بهتر انسان و جامعه گشودند. کتابهایی درباره دموکراسی، آزادی، عدالت، توسعه، قدرت، خشونت، تاریخ سیاسی ملتها، تحولات اقتصادی و مسائل فرهنگی، زمینهای فراهم کردند تا مخاطبان نه فقط با یک اثر، بلکه با مجموعهای از پرسشهای بنیادین زمانه خود مواجه شوند.
✅حضور نویسندگان، مترجمان، استادان دانشگاه و ناقدان برجسته کشور، ارزش علمی و فرهنگی این نشستها را دوچندان کرد. گفتوگو درباره کتابها در حضور کسانی که خود در تولید دانش، ترجمه آثار مهم و نقد اندیشهها نقش داشتهاند، فرصتی کمنظیر برای ارتباط مستقیم میان جامعه و اندیشهورزان فراهم آورد.
✅اهمیت این تجربه زمانی بیشتر آشکار میشود که آن را در بستر شرایط دشوار جامعه ایران در یک دهه اخیر ببینیم؛ دههای همراه با فشارهای اقتصادی، بحرانهای اجتماعی، محدودیتهای فرهنگی، کاهش اعتماد عمومی و دشواریهای فراوان در عرصه گفتوگوی آزاد. در چنین شرایطی، حفظ یک فضای مستمر برای مطالعه، نقد و گفتوگوی عقلانی، خود یک اقدام فرهنگی و مدنی ارزشمند است.
✅از دل جلسات ماهانه «گفتار و اندیشه» ، «حلقه کتاب گفتوگو» شکل گرفت و نشان داد که نیاز به اندیشیدن و ارتباط فکری حتی در دشوارترین شرایط نیز ادامه دارد. این حلقه با برگزاری نشستهای هفتگی، مسیر مطالعه جمعی را استمرار بخشید و به تجربهای تبدیل شد که در آن علاقهمندان کتاب میتوانستند آثار مهم را با تأمل بیشتر بررسی کنند؛ گاه یک کتاب در یک جلسه و گاه آثار پیچیدهتر در چندین نشست مورد بحث قرار گرفتند.
✅بیتردید شکلگیری و استمرار چنین حرکتی بدون دغدغه، پشتکار و باور به اهمیت فرهنگ امکانپذیر نبود. نقش دوست فرهیخته، آقای محمدرضا کدیور، در بنیانگذاری و تداوم این مسیر شایسته تقدیر است. آنچه امروز به عنوان یک جریان فرهنگی شناخته میشود، حاصل سالها تلاش برای فراهم کردن فضایی است که در آن کتاب، اندیشه و گفتوگو بتوانند جایگاه شایسته خود را پیدا کنند.
✅توسعه فرهنگی یک جامعه تنها با ساختن نهادهای رسمی یا افزایش آمارهای آموزشی تحقق نمییابد؛ بلکه نیازمند شکلگیری عادتهای فرهنگی عمیق مانند مطالعه، پرسشگری، شنیدن دیدگاههای متفاوت و توانایی نقد منصفانه است. از این منظر، جلساتی مانند «گفتار و اندیشه» و «حلقه کتاب گفتوگو» سهمی هرچند آرام و تدریجی، اما بنیادین در ساختن چنین فرهنگی دارند.
✅ممکن است آثار این تلاشها همیشه در کوتاهمدت قابل اندازهگیری نباشد، اما تاریخ نشان داده است که تغییرات پایدار در ذهن و فرهنگ انسانها از همین مسیرهای آرام آغاز میشوند. هر کتابی که خوانده میشود، هر پرسشی که مطرح میشود و هر گفتوگویی که شکل میگیرد، میتواند بخشی از سرمایه فکری جامعه را افزایش دهد.
✅امروز پس از گذشت ده سال، «گفتار و اندیشه» تنها نام یک سلسله نشست نیست؛ نمادی است از اهمیت استمرار گفتوگو در جامعهای که بیش از همیشه به اندیشیدن، فهم متقابل و فرهنگ نقد نیاز دارد. امید است این درخت فرهنگی که با همت و دغدغه دوستداران کتاب و اندیشه ریشه گرفته است، همچنان ریشهدارتر، پربارتر و اثرگذارتر شود.
@goftar_andisheh
@MostafaTajzadeh | 2 570 |
| 3 | 📝📝📝"مجرم" شناخته شد!
✍🏻احمد زیدآبادی
✅هیئت منصفهٔ مطبوعات عباس عبدی را با اکثریت آراء مجرم شناخت!
آقای عبدی بعد از وقایع اسفبار دی ماه، داوطلبانه قلم را زمین گذاشت و از مطبوعات خداحافظی کرد.
این موضوع با نارضایتی شدید مخاطبانش روبرو شد به طوری که بسیاری از آنها حتی دوستانش از جمله مرا زیر فشار گذاشتند تا او را برای ازسرگیری فعالیت رسانهایاش متقاعد کنیم.
✅از این رو، آقای عبدی پس از مدتی سکوت مطلق، با اصرار دوستان و آشنایان، بار دیگر قلم به دست گرفت و نخستین یادداشت خود را در روزنامهٔ اعتماد منتشر کرد.
به محض انتشار، یک جمله از آن یادداشت با حساسیت برخی محافل روبرو شد و موجبات شکایت دادستان از او را فراهم کرد.
✅عبدی در یادداشت خود نوشته بود: "بدتر اینکه، اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند، همدلی نخواهند داشت."
بعد از بروز حساسیتها آقای عبدی توضیح داد که منظورش از "اقلیت رانتی" شمار معدودی از تجمعکنندگان بوده است یعنی همان کسانی که با شعارهای تند خود در تجمعات، بعدها مورد اعتراض نهادهای رسمی هم قرار
گرفتند.
✅توضیح منطقی آقای عبدی افاقه نکرد و پروندهاش تحت سه عنوان مجرمانه به دلیل همان یک جمله به جریان افتاد!
حالا با مجرم شناخته شدن عباس عبدی از سوی هیئت منصفه او احتمالاً برای مدتی مشخص به محرومیت از فعالیت در رسانهها و فضای مجازی محکوم خواهد شد.
به نظرم این چیزی نیست که باعث ناراحتی شخص او شود چرا که پیش از آن با تصمیم خود از فعالیت مطبوعاتی دست شسته بود و تنها با تقاضا و فشار دوستان و مخاطبان در تصمیم خود تجدیدنظر کرد.
✅واقعیت این است که نوشتن دائمی و پیگیر در کشور ما به لحاظ شخصی حاصلی جز دردسر و ناراحتی و فشارهای همهجانبه از همه سو ندارد و چه بهتر که نویسنده، محملی قضایی هم برای دوری از این فضا پیدا کند!
✅مخاطبان آقای عبدی اما از ننوشتن او سخت ناراحت میشوند و ممنوعیت احتمالیاش از فعالیت مطبوعاتی را مجازاتی علیه خود میدانند.
✅عباس عبدی در چهار دههٔ گذشته و به طور خاص در سالهای اخیر از انگشتشمار روزنامهنگارانی بوده که به صورتی پیوسته و خستگیناپذیر در رسانههای کشور یادداشت سیاسی روزانه نوشته است. مخاطبانش قلم او را صدای خردورزی و هوشیاری و پختگی و سنجش عقلانی و اعتدال گفتاری و ادب و آداب روزنامهنگاری سیاسی در جامعهای میدانند که تمسک به عقل و اعتدال و ادب، برای عدهای به صورت بزرگترین اتهام و گناه در آمده است!
✅از این رو واقعاً میخواهند که این صدا خاموش نشود.
@ahmadzeidabad
@MostafaTajzadeh | 3 160 |
| 4 | 📝📝📝 فدا کردن ایران به نام دفاع از ایران
✍️ حسین قتیب
✅بخش مهمی از جریان سیاسی مدافع «مقاومت» و افزایش توان بازدارندگی در ایران، متأسفانه این مفاهیم را نه در چارچوب عقلانیت راهبردی، منافع ملی و الزامات توسعه، بلکه با نگاهی ایدئولوژیک، هویتی و گاه آخرالزمانی صورتبندی میکند. در این رویکرد، امنیت به هدفی مستقل از رفاه، توسعه اقتصادی و رضایت اجتماعی تبدیل میشود؛ گویی میتوان کشوری ضعیف از نظر اقتصادی، فرسوده از نظر اجتماعی و منزوی در نظام بینالملل داشت، اما همچنان از بازدارندگی پایدار سخن گفت.
✅مخالفت این طیف با قراردادها، مذاکرات و تفاهمهای بینالمللی نیز همواره حاصل ارزیابی فنی هزینهها و منافع نیست، بلکه در بسیاری از موارد تابع رقابتهای جناحی و ملاحظات سیاست داخلی است. همان توافقی که از سوی رقیب سیاسی «تسلیم» خوانده میشود، ممکن است در شرایطی دیگر و به دست نیروهای همسو، بهعنوان «پیروزی راهبردی» معرفی شود. این استاندارد دوگانه، اعتبار بحث امنیت ملی را بهشدت آسیب زده است.
✅افزون بر این، سابقه دوگانهسازی میان «خودی» و «غیرخودی»، محدودسازی تنوع اجتماعی و تلاش برای تحمیل یک سبک زندگی خاص، سبب شده است که بخش قابلتوجهی از جامعه، مفهوم مقاومت را نه با استقلال و امنیت ملی، بلکه با سرکوب داخلی، انزوای خارجی و بیاعتنایی به توسعه پیوند دهد. نتیجه این وضعیت آن است که حتی بحث ضروری و عقلانی درباره بازدارندگی نیز در افکار عمومی با تندروی، جمود فکری و ماجراجویی ایدئولوژیک یکسان پنداشته میشود.
✅حال آنکه بازدارندگی، در معنای علمی و راهبردی آن، نه دشمن دیپلماسی است و نه جایگزین توسعه. بازدارندگی پایدار تنها زمانی شکل میگیرد که قدرت نظامی با مشروعیت سیاسی، انسجام اجتماعی، اقتصاد توانمند، فناوری پیشرفته و روابط خارجی سنجیده همراه باشد. کشوری که مردمش از آینده ناامیدند و اقتصادش توان بازتولید قدرت ندارد، حتی با برخورداری از ابزارهای نظامی نیز نمیتواند امنیتی پایدار ایجاد کند.
✅ازاینرو، ضروری است مفهوم بازدارندگی از انحصار گفتمانهای ایدئولوژیک خارج شود و بار دیگر در چهارچوب منافع ملی، توسعه و عقلانیت راهبردی تعریف گردد. دفاع از ایران نباید به معنای فداکردن ایران در راه آرمانهای انتزاعی باشد. سیاست امنیتی مسئولانه، پیش از هر چیز باید حافظ جان، رفاه، کرامت و آینده مردم ایران باشد.
@HosseinGhatib
@MostafaTajzadeh | 3 246 |
| 5 | 📝📝📝 «اسارت در خانه؛ چرا جانباز اعصاب و روان و همسرانشان، مظلومترین ایثارگرانِ تاریخاند؟ مقایسهی سیستم حمایت از مراقب در جهان
🔹 مقدمه :
جراحتی که خونریزی ندارد، اما جان میگیرد
✅وقتی از جانباز سخن میگوییم، ذهنها به سمت ویلچر و عصا میرود. اما دردی هست که نه دیده میشود و نه با عکس رادیولوژی قابل اثبات است موجگرفتگی جانبازان اعصاب و روان سالهاست که در اتاقهای تاریک خانههایشان، دوباره و دوباره در حال جنگیدن هستند. اما در این میان، یک نفر دیگر هم پا به پای آنها در اسارت است: «همسر جانباز زنی که چهل سال است با هر فریادِ نیمهشب لرزیده و با هر سکوتِ سنگین، پیر شده است.
✅ ۱. سهمِ همسر از جانبازی چقدر است؟ (خلأ قانونی در ایران)
در سیستم فعلی ما، تمام امتیازات و حقوق به شخص جانباز بالای ۳۵درصد تعلق میگیرد. اما چه کسی قرار است خسارتِ عمرِ از دست رفتهی جانباز زیر ۲۵درصد و زنی را بدهد که نه تنها همسر، بلکه پرستار، مددکار و سپرِ بلای فرزندان در برابر حملات عصبی پدر بوده است؟
⚖️ واقعیت جاری:
حق پرستاری (ماده ۲۶) به اسم جانباز واریز میشودآنهم بالای۲۵درصد، اما در واقع این دستمزدِ حداقلیِ زنی است که جوانیاش را در قرنطینهی خانگی گذرانده است. در سالهای اخیر، هیچ قانونی برای «بازنشستگی همسران جانبازان سختدرمان تصویب نشده است. آنها ایثارگرانی هستند که هیچ کدی در سیستم بنیاد ندارند.
✅ ۲. الگوی جهانی: در انگلیس و استرالیا با "مراقب" (Caregiver) چه میکنند؟
در ارتشهای نوین جهان، معتقدند "آسیب روانی سرباز، کل خانواده را بیمار میکندوملاک جانبازان اعصاب وروان همه یکساناست نه در صد ".
⚖️ مقایسه :
در بریتانیا، سیستمی به نام Carer's Allowance وجود دارد. دولت به همسر سربازی که دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شده، حقوق مستقل، بیمه بازنشستگی و خدمات «استراحت موقت» (Respite Care) میدهد. یعنی ماهانه چند روز، پرستارانی از سوی دولت اعزام میشوند تا همسر جانباز بتواند به سفر برود یا به سلامت خود برسد.
اما در اینجا، همسر جانباز اعصاب و روان ما، حتی حق ندارد بیمار شود! چون اگر او بیفتد، کل زندگی فرو میپاشد مخصوصآجانبازانیکهزیر ۲۵درصدوفاقد حقوحقوق وحالتاشتغالمیباشند.
✅ ۳. فرزندانِ سایه؛ بزرگ شدن در فضای «هشدارِ قرمز»
فرزندانی که در خانهی جانباز اعصاب و روان بزرگ میشوند، مدام در حالتِ «گوش به زنگ» هستند. آنها یاد گرفتهاند بلند نخندند، مهمان نیاورند و همیشه مراقب باشند که چیزی باعث تحریک پدر نشود.
⚖️ تحلیل اجتماعی:
این فرزندان دچار «اضطراب ثانویه» هستند. طبق استانداردهای جهانی همه جانبازان اعصاب وروان و خانوادههای آنها باید تحت پوشش «پروتکل درمانی گروهی» باشند. اما در اینجا، تمام حمایت دولت در چند قرص اعصاب خلاصه شده است که آن هم گاهی به دلیل «عدم تخصیص ارز» در داروخانهها پیدا نمیشود!
✅ ۴. مطالبه حقوقی: ضرورت تصویب «قانون حمایت از کل جانبازان اعصاب وروان و همسرانِ پرستار»
ما در سالهای اخیر شاهد فرسودگی شدید این قشر هستیم. مطالبهی قانونی ما روشن است: کف در صد جانبازان اعصاب وروان ۲۵درصد که در مجالس قبلي و فعلی وکمیسیون تلفیق مورد بررسی قرار گرفت ولی هنوز اجرائی نشده است
۱. حقوق مستقل برای همه جانبازان اعصاب وروان و برای همسران: مبلغی تحت عنوان «سختیِ مراقبت» که مستقیماً به حساب همسر واریز شود.
۲. بیمه بازنشستگی: چهل سال پرستاری از جانباز اعصاب وروان با هر در صدی طبق صورت سانحه وتائید ستاد کل نیرو مبنی بر حضور فرد در خط مقدم جبههها باید معادل ۴۰ سال خدمت سخت و زیانآور محسوب شود.
۳. خدمات هتلینگ و سلامت: بنیاد موظف است مراکز تفریحی-درمانی ویژهای را صرفاً برای «همسران» تدارک ببیند تا از فروپاشی روانی آنها جلوگیری کند.
✅ حرف آخر :
جانباز اعصاب و روان، موجهای پی در پی انفجار را در مغزش حمل میکند، اما همسرش آن را در قلبش. اگر امروز به دادِ سلامتِ همسران جانباز نرسیم، فردا با نسلی از مادرانِ فرسوده روبرو خواهیم بود که دیگر توانی برای نگهداری از قهرمانان ما ندارند. احترام به جانباز، بدون تکریمِ همسرش، نیمی از راه است.
📚 منابع
۲. برنامه Caregiver Support Program (ایالات متحده): که حقوق و مزایای ویژهای برای همسران سربازان دارای آسیب مغزی موج انفجار در نظر می گیرند
✅دردِ دل :
اگر همسر یا فرزند جانباز اعصاب و روان هستید بزرگترین آرزوی شما برای «آرامش در خانه چیست؟
آیا تا به حال مسئولی از بنیاد به خانهی شما آمده مخصوصآ جانبازان موج انفجار زیر ۲۵در صد تا فقط حالِ همسر جانباز را بپرسد؟
این پست را فوروارد کنید تا این "ایثارِ پنهان" از غبار فراموشی خارج شود. همسران جانبازان، قهرمانانِ بیمدالِ این مرز و بوم هستند. | 3 472 |
| 6 | 📝📝📝 گزارش محرمانه دولت: ۶۳ درصد ایرانیان خشمگیناند؛ اکثریت ادامه مذاکره با آمریکا را ترجیح میدهند
✅گزارش ۳۷ صفحهای علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور، بر پایه پیمایش اردیبهشت ۱۴۰۵ مرکز افکارسنجی «آرا» نشان میدهد جامعه ایران با سطح بالایی از نارضایتی و فرسایش روانی روبهرو است. بر اساس این گزارش، ۶۳.۶ درصد مردم احساس خشم، ۵۰.۲ درصد ناامیدی، ۴۷.۷ درصد افسردگی و ۴۵.۴ درصد اضطراب را تجربه کردهاند.
✅این گزارش که در ایران وایر منتشر شده همچنین از تداوم بحران اعتماد خبر میدهد؛ بهطوری که اعتماد عمومی به مردم و نهادهای حکومتی همچنان در محدوده ۲۵ تا ۳۰ درصد قرار دارد. در عین حال، ۵۴ درصد مردم میگویند درآمدشان کفاف هزینههای زندگی را نمیدهد و بیش از ۸۱ درصد در تأمین مواد غذایی با مشکل مواجهاند.
✅با وجود این نارضایتیها، گزارش تأکید میکند اکثریت جامعه در یک «میانه اجتماعی» قرار دارند؛ یعنی ضمن خواستار بودن اصلاحات، بهبود معیشت و تعامل با جهان، از بیثباتی و رادیکالیسم پرهیز میکنند.
✅گزارش را اینجا ببینید
@tahkimmelat | 6 533 |
| 7 | ✍🏻 سیدمحمد خاتمی:
✅ صلح را خیانت دانستن و نام حسین(ع) را بهانه کردن برای توجیه و تحمیل خواسته های متوهمانه و تعرض به مذاکره و مذاکره کنندگان، خدمت به ایران و پاسداشت خون شهدا نیست
✅ طرفداران جنگ در عمل همان راهی را می روند که اسرائیل میرود
✅ با همه وجود طرفدار صلح شرافتمندانهام
✅جزئیات در👇👇
https://www.entekhab.ir/003u0d | 5 702 |
| 8 | ✍️از متن دیباچهی شمارهی ۱۰۱ اندیشه پویا به قلم سردبیر، رضا خجستهرحیمی
✅ایران فقط ایرانِ دلواپسان توافق نیست، ایرانِ دلواپسانِ جنگ و تحریم نیز هست. این مملکت، مملکت دلواپسان نیست، مملکت نومیدان نسبت به آینده نیز هست. نباید و نمیشود سخنگویان دیپلماسی دغدغهشان محدود و منحصر در رفع نگرانی دلواپسان توافق باشد و بخش بزرگی از جامعه را که امید به توافق و صلح دارد، نادیده بگیرند.
✅ساختن آیندهی کشور نیازمند افقگشایی، اعتمادسازی و رونقِ امید است. با تکذیبها و روی سخن فقط با دلواپسانِ توافق داشتن، با احتیاطهای زیاده و پنهانکاری در معرفی آیندهی پس از تفاهم، جماعتی دلواپس توافق را شاید امیدوار کرد، اما امید جامعهای قربانی خواهد شد. چرا به بهای آرام و رام کردن دلواپسان توافق، امیدی را که میتواند سرمایهی اجتماعی بسازد دریغ کنیم و از انتخابِ صلح، سرمایهی اجتماعی نسازیم؟
✅چرا جامعهی نومید را امیدوار به آغاز عصر جدیدی نکنیم و نگوییم که پس از جنگ، راه عزت ملی ما از توسعه میگذرد و توسعه نیازمند صلح و آشتی با جهان است؟
✅جامعهی ایران سهم خود از مقاومت در جنگ را پرداخته است و صلح میخواهد؛ از دههها تحریم و تورم خسته است و روابط عادی با جهان میخواهد؛ نومید است از دههها شعارزدگی که حصلش فقر و فقیر شدن بیشتر بوده است و بازیابی کرامت انسانی ازدسترفته را میخواهد. چرا احتیاط در برابر تندروهای مخالف توافق آری، اما پاسخ به نگرانیها و دلواپسیهای جامعهای قربانی جنگ و تحریم نه؟
✅باید از مذاکره و توافق، از صلح با شجاعت و جسارت دفاع کرد. در دفاع از صلح، نباید گزیده و بهاحتیاط سخن گفت. باید شجاعانه برای صلح جنگید و از صلح دفاع باید کرد، چه به نام، چه به ننگ.
@reza_et43 | 4 283 |
| 9 | 📝📝📝 امتداد وضعیت زنان در زندان وکیلآباد مشهد را بررسی میکند: حبس در انتهای وکیلآباد/ زندان زنان در مشهد
✍🏻امتداد-مهسا کسنوی: در دیماه سال گذشته، خیابانهای مشهد همچون سایر شهرهای کشور رنگ و بوی اعتراض گرفت و بسیاری از افراد شرکت کننده در این اعتراضات دستگیر شدند. با تخمین و نسبت جمعیت معترضان به جمعیت هر شهر، شاید بتوان ادعا کرد که مشهد بالاترین تعداد دستگیر شدگان و جانباختگان را در میان دیگر شهرهای ایران داشتهاست.
✅دستگیرشدگان اعتراضات دیماه، طبق روال پیشبینیشده به زندان بزرگ وکیلآباد مشهد منتقل شدند. زندانی که از نظر وسعت و تعداد زندانی جزو بزرگترین زندانهای کشور محسوب میشود. اما نکتهی قابل تامل در این زندان نحوهی رسیدگی به زندانیان است. یکی از افرادی که به تازگی از زندان وکیلآباد مشهد آزاد شده و سابقهی زندانی شدن در زندان اوین، زندان قرچک و زندان بوشهر را نیز داشته، در مورد وضعیت کلی زندان زنان وکیل آباد مشهد و بیشتر بند مربوط به زندانیان دیماه موسوم به بند آرامش با «امتداد» به گفتگو نشستهاست.
متن کامل را اینجا بخوانید | 4 200 |
| 10 | 📝📝📝مسعود فرهیخته و انفرادیهای تمامنشدنی
✍🏻عزیز_قاسم_زاده
شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵
✅#مسعود_فرهیخته فعال صنفی معلمان، از ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ در زندان مرکزی کرج، دوران محکومیت سه سال و شش ماه و یک روز خود را سپری میکند. در این مدت، او شش مرتبه به سلول انفرادی منتقل شده است. آخرین بار، از سهشنبه ۹ تیر تاکنون، که ۱۲ روز از آن گذشته است، در سلول انفرادی به سر میبرد.
✅بر طبق رویه ی مرسوم دستگاه قضایی، بازجویی و سلول انفرادی مربوط به دوران بازداشت موقت است، نه زمانی که یک زندانی در حال گذراندن حکم خود است. با این حال، این معلم زندانی در ده ماه گذشته شش بار به انفرادی منتقل شده است.
✅در مقام کنشگری و مبارزات صنفی و مدنی، یک سوی این ماجرا به سرشت مطالبهستیزانه حاکمیتی بازمیگردد که تنها انقیاد را ممدوح میانگارد و انتقاد را کاری از سر توطئه و عناد میداند. اما سوی دیگر آن به ما کنشگران و ضعفهای درونیمان مربوط میشود. بیمسئولیتی، انفعال، بیبرنامگی و باری بههرجهت بودن، از عوامل اصلی تسهیل و تحمیل این شرایط بر معلمی است که هم در کارنامه ی کنشگری خود سابقهای روشن دارد و هم در مقام مدیرعامل تعاونی فرهنگیان شهرستان دورود، عملکردی درخشان از خود بر جای گذاشته است.
✅او، گرچه همچنان در زندان جوش و خروش دارد و فریاد را بر خاموشی ترجیح داده است و همین، قصه ی این انفرادیهای پیدرپی را رقم زده، اما جامعه کنشگری و صنفی در برابر شدایدی که بر او رفته، خاموشی گزیده است.
✅نمیتوان گفت کسی که میکوشید صدای همه معلمان در سراسر ایران باشد، اکنون که خود گرفتار چنین وضعیتی شده، تشکلهای صنفی همگی صدای او هستند. این نقد، هم اخلاقی است و هم راهبردی.
✅افرادی که در رسانهها به عنوان فعالان صنفی حضور دارند، باید در برابر وجدانهای بیدار و تاریخ به این پرسش پاسخ دهند که وقتی معلمی در حال گذراندن حکم، در کمتر از یک سال، شش بار به سلول انفرادی منتقل شده است، در برابر این ظلم و بیقانونی دقیقاً چه اقدام مشخصی انجام دادهاند که برای افکار عمومی و عموم معلمان نیز قابل لمس و ارزیابی باشد؟
✅برای دیگر معلمان زندانی چه کردهاند؟ برای دانشآموزان و معلمان بیگناه کشتهشده در دیماه چه برنامه عملی را به سامان رساندهاند؟ برای پیرِ کنشگری صنفی ایران، مهندس #هاشم_خواستار، که در زندان وکیلآباد مشهد، در هفتاد و چند سالگی، هشت سال است زندان را تجربه میکند، چه اقدام مشخصی انجام دادهاند؟
✅میتوان یقه حکومت را گرفت و خود را خلاص کرد که ستم از حد گذشته و کاری از ما ساخته نیست. میتوان از مقاومت مدنی گفت و در فضای مجازی سخنرانی کرد، اما در واقعیت، نسبتی میان مدعا و عمل برقرار نکرد.
✅اما حقیقت آن است که ما در این جهان رسالتی جز انجام وظیفههای وجدانی و اخلاقی نداریم. ساختن یک رزومه هویتی بر گذشته و سوار شدن بر آن، هرگز موجب نجات نیست. نه نجات خود و نه خدمت به جمع. تلاش مداوم برای ساختن آیندهای که در آن رنج پیرامونمان کمتر باشد، مسئولیت همیشگی و پایانناپذیر فعالان مدنی، صنفی و سیاسی است.
https://t.me/azizghasemzademusic | 4 155 |
| 11 | 📝📝📝از افشاگری تا تهدید دانشجو
گزارش «شرق» از فعالیت برخی کانالهای تلگرامی ناشناس که اقدام به انتشار عمومی اطلاعات شخصی دانشجویان میکنند
✍️ محمدحسین موسوی
✅«اخوان المخبرین»، «کفتاریاب»، «زامبییاب» و «داعشجو»؛ اینها نام برخی کانالها در تلگرام است که هفته اخیر اقدام به انتشار اطلاعات شخصی دانشجویان کردهاند. نام و نام خانوادگی، شــماره تماس خانه و پدر و مادر، آدرس محل زندگی و حتی در بعضی موارد کد ملی. دانشجویان میگویند پس از انتشار اطلاعاتشان در کانالهای مذکور، خود و خانوادههایشان با تماسهایی متعدد و پیامهایی تهدیدآمیز و توهینآمیز مواجه شدهاند و بسیاری از آنها مجبور به تغییر شمارهها و صفحات مجازی خود شدهاند. پرسش اصلی این است که منبع این اطلاعات کجاست؟ چراکه چنین اطلاعاتی نمیتواند به راحتی در اختیار افراد قرار گیرد . با این حال، به نظر میرسد این اسناد در اختیار این سودجویان قرار گرفته است.
✅«من از دوشنبه چهارم اسفند ساعت ۹ صبح تا چند روز بعد از آن تعداد زیادی تماس ناشناس دریافت کردهام. تعداد این تماسها نیز بسیار بالا بود و هرچقدر هم شماره بلاک میکردم، تمام نمیشد. همزمان در تلگرام نیز کلی پیام تهدید و توهین دریافت کردهام». این را «یوسف» دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران میگوید. او میگوید خانوادهاش نیز از این موج حملات در امان نماندهاند: «به تلفن خانه ما نیز زنگ زدهاند و بعد از اینکه به پدر و مادرم توهین کردند و من را جلوی آنها تهدید به قتل کردند، بدون اینکه بگویند چه کسی هستند، تلفن را قطع کردند. این اتفاق بارها افتاده و ما مجبور شدیم سیم تلفن را بکشیم تا از شر این تماسها خلاص شویم».
✅«حامد» یک روز پس آنکه از دانشگاه به خانه رفت، با پیامی از طرف دوستانش مواجه شد؛ پیامی که حاوی پستی از کانال «اخوان المخبرین» بود که در آن عکس و اطلاعات او منتشر شده بود:«انگهای سنگین امنیتی میزنند، تهدید جانی میکنند و پروندههای دروغین میسازند. چند بار هم در تماسها تلاش کردند من را تخلیه اطلاعاتی کنند و اطلاعات جدیدی از من منتشر کنند». او این گمانهزنی را دارد که اطلاعات شخصیاش به واسطه دسترسی این افراد به سامانههای دانشگاهی درز پیدا کرده است: «این اطلاعات فقط در اختیار دانشگاههاست. اگر فکری برای این شرایط نشود، عواقب روانی و جسمی زیادی برای تمام دانشجویانی دارد که در معرض این حملات هستند».
✅«حسین» دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی است؛ اطلاعات او نیز در کانال «اخوان المخبرین» منتشر شده: «تا پیامها را دیدم فهمیدم اطلاعاتم در جایی پخش شده است. با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و او در کانالهایی که این کار را میکنند، گشت و فهمید سهشنبهشب اطلاعات شخصی من به شکل کامل در کانال منتشر شده است. تلگرامم را همان زمان باز کردم و دیدم 40، 50 پیام تهدیدآمیز از افرادی ناشناس دارم. از همان لحظه نیز تماسها شروع شد و در مدت زمان کوتاهی ۱۲، ۱۳ تماس داشتم». بعد از این حملات او سیمکارتش را از دسترس خارج کرد و شروع به بلاککردن اکانتهایی کرد که او را تهدید کردهاند: «خانوادهام را هم درگیر کردهاند. با خانوادهام تماس گرفتم که پاسخ تماسهای ناشناس را ندهید».
✅«سارا» دانشجوی کارشناسی در دانشگاه تهران است. در کانال «اخوان المخبرین» نام، نام پدر، کدملی، عکس، شماره تماس خود و شماره خانه او بهعنوان «لیدر میدانی» منتشر شده است: «وقتی اطلاعات من منتشر شد، با زنگ و پیامک من را اذیت کردند. یک نفر نیز تلاش کرد وارد اکانت تلگرامم شود». به پدر او نیز زنگ زدهاند: «به پدرم گفتند دخترت را جمع کن و پولتوجیبیاش را نده. در حالی که خودم شاغلم و اصلا پولی از خانوادهام نمیگیرم».
✅اطلاعات منتشرشده مربوط به خصوصیترین اطلاعات دانشجویان است؛ اطلاعاتی که تنها در فرمهای رسمیای که در دست دانشگاهها و نهادهای رسمی است، قرار دارد. تاکنون با وجود عمق بحرانی که انتشار این اطلاعات ساخته، هیچکدام از مسئولان دانشگاهها پاسخی به اعتراضات دانشجویان ندادهاند و همینطور خود دانشجویان نمیدانند باید به چه کسی برای کنترل این کانالها مراجعه کنند.
✅متن کامل
@emtedadnet | 3 758 |
| 12 | 📝📝📝یازده سال از حبس مصطفی تاجزاده گذشت.
✍️ زری ایروانی
✅زمان، فقط از عمر یک انسان شریف نگذشته است؛ یازده سال از فرصت گفتوگو، آشتی و بازسازی اعتماد میان مردم و حاکمیت نیز گذشته است.
✅ممکن است بسیاری با اندیشهها و مواضع او موافق نباشند، اما من سالهاست در او صدای انسانی را میبینم که ایران را دوست دارد، برای آیندهاش دل میسوزاند و هزینه ایستادن بر سر باورهایش را پذیرفته است. وطندوستی، تنها در ستایش قدرت معنا پیدا نمیکند؛ گاهی در نقد قدرت، برای حفظ منافع کشور، جلوهای عمیقتر مییابد.
✅تداوم حبسهای طولانی و حصرهای مورد مناقشه، فقط زندگی افراد را محدود نمیکند؛ امید را فرسوده، اعتماد را کمرنگ و شکاف میان جامعه و حاکمیت را عمیقتر میکند. هیچ حکومتی با زندانی کردن اندیشه، اندیشه را شکست نداده است. آنچه در حافظه ملتها باقی میماند، نه قدرت زندان، که قدرت عدالت و بزرگواری در مواجهه با منتقدان است.
✅اگر ایران برای همه ماست، باید جایی برای همه صداهای دلسوزش نیز باشد؛ حتی آنها که نقد میکنند، حتی آنها که متفاوت میاندیشند. حذف منتقدان، هیچ کشوری را نیرومندتر نکرده است؛ اما شنیدن آنان، بارها ملتها را از خطاهای بزرگ نجات داده است.
✅به امید روزی که آزادی، عدالت و قانون، نه شعار، که شیوه حکمرانی باشد؛ روزی که هیچ ایرانی به خاطر بیان مسالمتآمیز عقیده یا نقد حاکمان، سالهای ارزشمند زندگیاش را پشت میلههای زندان از دست ندهد.
✅ایران، بیش از هر زمان دیگری، به مدارا، قانون و شنیدن یکدیگر نیاز دارد. | 4 033 |
| 13 | 📝📝📝حبس و حصر؛ تا کی و به چه بهایی؟
✍🏻بدرالسادات مفیدی
✅چندی پیش که خبر بستری شدن مهندس میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد در بیمارستان منتشر شد، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داد که حصر آنان تا کی قرار است ادامه یابد؟ آیا شانزده سال محرومیت از آزادی کافی نیست؟ این چه کینه و یا منطقی است که همچنان بر تداوم این وضعیت اصرار میورزد؟
✅همزمان، با فرارسیدن یازدهمین سال حبس مصطفی تاجزاده، همان پرسش بار دیگر تکرار میشود: چرا؟ مگر او چه کرده است، جز آنکه با صراحت از آزادی، جمهوریت، حاکمیت قانون و حقوق ملت دفاع کرده و ساختار قدرت را در چارچوب اصلاحات مسالمتآمیز نقد کرده است؟ آیا پاسخ چنین نقدی باید سالهای طولانی زندان باشد؟
✅بیتردید، کسانی که درباره ادامه حصر و زندان این چهرهها تصمیم میگیرند، محاسبات خاص خود را دارند. احتمالاً از نگاه آنان، آزادی این افراد بیش از ادامه زندانی بودنشان هزینه دارد. شاید تصور میکنند حضور آزادانه آنان، امکان ارتباط مستمر با مردم، رسانهها و نیروهای سیاسی را فراهم میکند و میتواند به همگرایی منتقدان یا افزایش مطالبهگری در جامعه بینجامد.
✅اما تجربه نشان داده است که حبسهای طولانی، همیشه نتیجه مورد انتظار صاحبان قدرت را به همراه ندارد. زندان، اگرچه آزادی انسان را محدود میکند، اما گاه به همان اندازه، سرمایه اخلاقی و نمادین او را افزایش میدهد. بسیاری از شخصیتهای سیاسی، بیش از آنکه به واسطه قدرت یا مسئولیتهایشان در حافظه جامعه ماندگار شوند، به دلیل هزینهای که برای باورهای خود پرداختهاند، در یادها باقی ماندهاند.
✅از همین منظر است که امروز، حتی اگر بخشی از جامعه دیگر خود را اصلاحطلب نداند، شخصیتهایی چون موسوی، رهنورد، کروبی و تاجزاده، بیش از آنکه رهبران یک جریان سیاسی باشند، برای بسیاری نماد ایستادگی بر سر عقیده، وفاداری به اصول و پرداخت هزینه برای دفاع از حقوق مردم به شمار میآیند.
✅مصطفی تاجزاده یازده سال است که در زندان بسر می برد؛ اما زندان نتوانسته است او را به سکوت وادارد. او در تمام این سالها از مسئولیت اجتماعی خود دست نکشیده و همچنان با صراحت از آزادی، عدالت، جمهوریت، حاکمیت قانون و حق مردم برای تعیین سرنوشت خویش سخن گفته است.
✅آنچه تاجزاده را ماندگار میکند، بیش از هر چیز، آزادگی، صبوری، پرهیز از کینه و امیدی است که در سختترین سالهای زندان نیز از دست نداد. او نشان داد که زندان میتواند آزادی انسان را سلب کند، اما نمیتواند اندیشه، وجدان و ایمان او به آنچه حق میداند را در بند کشد.
✅تاجزاده از نسل اصلاحطلبانی است که اصلاحطلبی را نه به معنای سازگاری با وضع موجود، بلکه تلاشی مستمر برای اصلاح ساختارها، دفاع از جمهوریت، حقوق ملت و حق نقد قدرت میدانند. از همین رو، گفتمان او نیز برای بسیاری از منتقدان و معترضانی که اگرچه خود را اصلاحطلب نمینامند، اما همچنان به تغییرات تدریجی، گفتوگو، حاکمیت قانون و پرهیز از خشونت باور دارند، قابل فهم و همدلانه است.
✅بیتردید، حکومتی که به جای شنیدن سخن منتقدان دلسوز خود، آنان را به زندان میسپارد، در حقیقت بخشی از سرمایه انسانی و اخلاقی خویش را از دست میدهد. نقد، تهدید حکومتها نیست؛ یکی از مهمترین فرصتهای اصلاح آنهاست. جامعهای که صدای منتقدانش خاموش شود، از امکان اصلاح محروم میشود و حکومتی که نقد را برنتابد، دیر یا زود هزینه بیاعتنایی به آن را خواهد پرداخت.
✅امروز، ایران بیش از گذشته به گفتوگو، مدارا، آشتی ملی و مشارکت همه نیروهای دلسوز و وفادار به این سرزمین نیاز دارد. آزادی زندانیان و رفع حصر، پیش از آنکه صرفاً برآورده کردن یک مطالبه سیاسی باشد، میتواند نشانهای از اعتماد به جامعه، گامی در مسیر ترمیم شکاف میان حاکمیت و مردم و اقدامی مؤثر برای تقویت همبستگی ملی باشد.
✅امید آنکه در آیندهای نزدیک، مصطفی تاجزاده، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و همه زندانیان و محصوران سیاسی، طعم آزادی را دوباره بچشند؛ زیرا جای آنان نه پشت دیوارهای زندان و حصر، بلکه در عرصه گفتوگوی ملی و مشارکت در ساختن آیندهای بهتر برای ایران است. | 4 908 |
| 14 | 📝📝📝حبس و حصر؛ تا کی و به چه بهایی؟
✍🏻بدرالسادات مفیدی
✅چندی پیش که خبر بستری شدن مهندس میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد در بیمارستان منتشر شد، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داد که حصر آنان تا کی قرار است ادامه یابد؟ آیا شانزده سال محرومیت از آزادی کافی نیست؟ این چه کینه و یا منطقی است که همچنان بر تداوم این وضعیت اصرار میورزد؟
✅همزمان، با فرارسیدن یازدهمین سال حبس مصطفی تاجزاده، همان پرسش بار دیگر تکرار میشود: چرا؟ مگر او چه کرده است، جز آنکه با صراحت از آزادی، جمهوریت، حاکمیت قانون و حقوق ملت دفاع کرده و ساختار قدرت را در چارچوب اصلاحات مسالمتآمیز نقد کرده است؟ آیا پاسخ چنین نقدی باید سالهای طولانی زندان باشد؟
✅بیتردید، کسانی که درباره ادامه حصر و زندان این چهرهها تصمیم میگیرند، محاسبات خاص خود را دارند. احتمالاً از نگاه آنان، آزادی این افراد بیش از ادامه زندانی بودنشان هزینه دارد. شاید تصور میکنند حضور آزادانه آنان، امکان ارتباط مستمر با مردم، رسانهها و نیروهای سیاسی را فراهم میکند و میتواند به همگرایی منتقدان یا افزایش مطالبهگری در جامعه بینجامد.
✅اما تجربه نشان داده است که حبسهای طولانی، همیشه نتیجه مورد انتظار صاحبان قدرت را به همراه ندارد. زندان، اگرچه آزادی انسان را محدود میکند، اما گاه به همان اندازه، سرمایه اخلاقی و نمادین او را افزایش میدهد. بسیاری از شخصیتهای سیاسی، بیش از آنکه به واسطه قدرت یا مسئولیتهایشان در حافظه جامعه ماندگار شوند، به دلیل هزینهای که برای باورهای خود پرداختهاند، در یادها باقی ماندهاند.
✅از همین منظر است که امروز، حتی اگر بخشی از جامعه دیگر خود را اصلاحطلب نداند، شخصیتهایی چون موسوی، رهنورد، کروبی و تاجزاده، بیش از آنکه رهبران یک جریان سیاسی باشند، برای بسیاری نماد ایستادگی بر سر عقیده، وفاداری به اصول و پرداخت هزینه برای دفاع از حقوق مردم به شمار میآیند.
✅مصطفی تاجزاده یازده سال است که در زندان بسر می برد؛ اما زندان نتوانسته است او را به سکوت وادارد. او در تمام این سالها از مسئولیت اجتماعی خود دست نکشیده و همچنان با صراحت از آزادی، عدالت، جمهوریت، حاکمیت قانون و حق مردم برای تعیین سرنوشت خویش سخن گفته است.
✅آنچه تاجزاده را ماندگار میکند، بیش از هر چیز، آزادگی، صبوری، پرهیز از کینه و امیدی است که در سختترین سالهای زندان نیز از دست نداد. او نشان داد که زندان میتواند آزادی انسان را سلب کند، اما نمیتواند اندیشه، وجدان و ایمان او به آنچه حق میداند را در بند کشد.
✅تاجزاده از نسل اصلاحطلبانی است که اصلاحطلبی را نه به معنای سازگاری با وضع موجود، بلکه تلاشی مستمر برای اصلاح ساختارها، دفاع از جمهوریت، حقوق ملت و حق نقد قدرت میدانند. از همین رو، گفتمان او نیز برای بسیاری از منتقدان و معترضانی که اگرچه خود را اصلاحطلب نمینامند، اما همچنان به تغییرات تدریجی، گفتوگو، حاکمیت قانون و پرهیز از خشونت باور دارند، قابل فهم و همدلانه است.
✅بیتردید، حکومتی که به جای شنیدن سخن منتقدان دلسوز خود، آنان را به زندان میسپارد، در حقیقت بخشی از سرمایه انسانی و اخلاقی خویش را از دست میدهد. نقد، تهدید حکومتها نیست؛ یکی از مهمترین فرصتهای اصلاح آنهاست. جامعهای که صدای منتقدانش خاموش شود، از امکان اصلاح محروم میشود و حکومتی که نقد را برنتابد، دیر یا زود هزینه بیاعتنایی به آن را خواهد پرداخت.
✅امروز، ایران بیش از گذشته به گفتوگو، مدارا، آشتی ملی و مشارکت همه نیروهای دلسوز و وفادار به این سرزمین نیاز دارد. آزادی زندانیان و رفع حصر، پیش از آنکه صرفاً برآورده کردن یک مطالبه سیاسی باشد، میتواند نشانهای از اعتماد به جامعه، گامی در مسیر ترمیم شکاف میان حاکمیت و مردم و اقدامی مؤثر برای تقویت همبستگی ملی باشد.
✅امید آنکه در آیندهای نزدیک، مصطفی تاجزاده، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و همه زندانیان و محصوران سیاسی، طعم آزادی را دوباره بچشند؛ زیرا جای آنان نه پشت دیوارهای زندان و حصر، بلکه در عرصه گفتوگوی ملی و مشارکت در ساختن آیندهای بهتر برای ایران است. | 3 |
| 15 | 📝📝📝حبس و حصر؛ تا کی و به چه بهایی؟
✍🏻بدرالسادات مفیدی
✅چندی پیش که خبر بستری شدن مهندس میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد در بیمارستان منتشر شد، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داد که حصر آنان تا کی قرار است ادامه یابد؟ آیا شانزده سال محرومیت از آزادی کافی نیست؟ این چه کینه و یا منطقی است که همچنان بر تداوم این وضعیت اصرار میورزد؟
✅همزمان، با فرارسیدن یازدهمین سال حبس مصطفی تاجزاده، همان پرسش بار دیگر تکرار میشود: چرا؟ مگر او چه کرده است، جز آنکه با صراحت از آزادی، جمهوریت، حاکمیت قانون و حقوق ملت دفاع کرده و ساختار قدرت را در چارچوب اصلاحات مسالمتآمیز نقد کرده است؟ آیا پاسخ چنین نقدی باید سالهای طولانی زندان باشد؟
✅بیتردید، کسانی که درباره ادامه حصر و زندان این چهرهها تصمیم میگیرند، محاسبات خاص خود را دارند. احتمالاً از نگاه آنان، آزادی این افراد بیش از ادامه زندانی بودنشان هزینه دارد. شاید تصور میکنند حضور آزادانه آنان، امکان ارتباط مستمر با مردم، رسانهها و نیروهای سیاسی را فراهم میکند و میتواند به همگرایی منتقدان یا افزایش مطالبهگری در جامعه بینجامد.
✅اما تجربه نشان داده است که حبسهای طولانی، همیشه نتیجه مورد انتظار صاحبان قدرت را به همراه ندارد. زندان، اگرچه آزادی انسان را محدود میکند، اما گاه به همان اندازه، سرمایه اخلاقی و نمادین او را افزایش میدهد. بسیاری از شخصیتهای سیاسی، بیش از آنکه به واسطه قدرت یا مسئولیتهایشان در حافظه جامعه ماندگار شوند، به دلیل هزینهای که برای باورهای خود پرداختهاند، در یادها باقی ماندهاند.
✅از همین منظر است که امروز، حتی اگر بخشی از جامعه دیگر خود را اصلاحطلب نداند، شخصیتهایی چون موسوی، رهنورد، کروبی و تاجزاده، بیش از آنکه رهبران یک جریان سیاسی باشند، برای بسیاری نماد ایستادگی بر سر عقیده، وفاداری به اصول و پرداخت هزینه برای دفاع از حقوق مردم به شمار میآیند.
✅مصطفی تاجزاده یازده سال است که در زندان بسر می برد؛ اما زندان نتوانسته است او را به سکوت وادارد. او در تمام این سالها از مسئولیت اجتماعی خود دست نکشیده و همچنان با صراحت از آزادی، عدالت، جمهوریت، حاکمیت قانون و حق مردم برای تعیین سرنوشت خویش سخن گفته است.
✅آنچه تاجزاده را ماندگار میکند، بیش از هر چیز، آزادگی، صبوری، پرهیز از کینه و امیدی است که در سختترین سالهای زندان نیز از دست نداد. او نشان داد که زندان میتواند آزادی انسان را سلب کند، اما نمیتواند اندیشه، وجدان و ایمان او به آنچه حق میداند را در بند کشد.
✅تاجزاده از نسل اصلاحطلبانی است که اصلاحطلبی را نه به معنای سازگاری با وضع موجود، بلکه تلاشی مستمر برای اصلاح ساختارها، دفاع از جمهوریت، حقوق ملت و حق نقد قدرت میدانند. از همین رو، گفتمان او نیز برای بسیاری از منتقدان و معترضانی که اگرچه خود را اصلاحطلب نمینامند، اما همچنان به تغییرات تدریجی، گفتوگو، حاکمیت قانون و پرهیز از خشونت باور دارند، قابل فهم و همدلانه است.
✅بیتردید، حکومتی که به جای شنیدن سخن منتقدان دلسوز خود، آنان را به زندان میسپارد، در حقیقت بخشی از سرمایه انسانی و اخلاقی خویش را از دست میدهد. نقد، تهدید حکومتها نیست؛ یکی از مهمترین فرصتهای اصلاح آنهاست. جامعهای که صدای منتقدانش خاموش شود، از امکان اصلاح محروم میشود و حکومتی که نقد را برنتابد، دیر یا زود هزینه بیاعتنایی به آن را خواهد پرداخت.
✅امروز، ایران بیش از گذشته به گفتوگو، مدارا، آشتی ملی و مشارکت همه نیروهای دلسوز و وفادار به این سرزمین نیاز دارد. آزادی زندانیان و رفع حصر، پیش از آنکه صرفاً برآورده کردن یک مطالبه سیاسی باشد، میتواند نشانهای از اعتماد به جامعه، گامی در مسیر ترمیم شکاف میان حاکمیت و مردم و اقدامی مؤثر برای تقویت همبستگی ملی باشد.
✅امید آنکه در آیندهای نزدیک، مصطفی تاجزاده، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و همه زندانیان و محصوران سیاسی، طعم آزادی را دوباره بچشند؛ زیرا جای آنان نه پشت دیوارهای زندان و حصر، بلکه در عرصه گفتوگوی ملی و مشارکت در ساختن آیندهای بهتر برای ایران است. | 3 |
| 16 | 📝📝📝 بیانیه نهضت آزادی ایران: ضرورت عفو عمومی و توقف احکام حبس و اعدام
بسمه تعالی
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلینَ (آل عمران ۱۳۴ )
گذشت را پیشه کن، به نیکویی بکوش و از جاهلان دوری نما
✅یکی از تبعات منفی اجتماعی جنگ گسترده و خسارت باری که از جانب امریکا و اسرائیل به کشور تحمیل شد کاستن از توجه به فاجعه ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در زیر آوار مصائب برآمده از آن بود. جامعه مدنی ایران که هنوز نگران بازگشت نفیر شوم جنگ است، فرصت نکرده ابعاد این فاجعه خونین را ارزیابی کند و به درستی و کفایت به قربانیان، آمران و عاملین داخلی و خارجی واقعه بپردازد. زنجیرهای از غفلتها، تصورات واهی و رشتهای از بی رحمیها، قدرت طلبی های شخصی و گروهی و نادیده گرفتن منافع ملی، منجر به کشتاری شد که هر عددی بر آن نهاده شود باز هم در ابعاد متفاوت شرمآور و بینظیر است.
✅در تحلیل چگونگی شکل گیری وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه نباید از توجه به ریشههای بحران غفلت کرد. از یک سو حاکمیت با نادیده گرفتن خواست اکثریت و انکار عزم ملی برای تغییری که بارها به زبانهای متفاوت بیان شده بود، وجدان عمومی را آزرد و باعث شد تا کسانی که خود را محذوف میدیدند و از نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی به جان آمدهاند مجبور شوند صدای خود را رساتر فریاد بزنند. از طرف دیگر صدا و سیمایی که باید تریبون ملی باشد خواستههای جمع کوچکی را نمایندگی کرد و باعث شد فرصت میدانداری برای رسانههای وابسته به بیگانگان فراهم آید. در این میان هزینه تمام کوتاهیهای رسانهای، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و جناحی از جیب مردان و زنانی پرداخت شد که به امید شنیده شدن صدایشان در خیابان حاضر شدند. بسیاری جان و سلامتی خود را باختند و سوگ و سوز برجای گذاشتند و عدهای گرفتار حکم اعدام و حبساند.
✅نهضت آزادی ایران نقد حاکمیت را بخشی از حقوق شهروندی میداند که حق تکتک شهروندان کشور است . ایران ملک مشاع ایرانیان است و همه آنها فارغ از جنسیت، زبان، دین و مرام سیاسی حق مشارکت در سرنوشت و آینده خود را دارند.
✅نهضت آزادی ایران ضمن یادآوری نگاه قرآنی و اخلاقی پیشه کردن گذشت، عمل به نیکی و پرهیز از جهل و خشونت و توجه به جایگاه کرامت انسانی، هشدار میدهد که بسیاری از احکام قضایی عطف به شرایط بحرانی و جنگی، در روندی شتابزده و ابهامآمیز و دور از مراقبت های ضروری قضایی صورت پذیرفته و از شاخصهای دادرسی عادلانه برخوردار نیست.
✅نهضت آزادی ایران در شرایط فعلی توقف اعدامها و عفو عمومی بازداشت شدگان و محکومین سیاسی و عقیدتی حوادث دیماه ۱۴۰۴ را ضروری دانسته و آنرا طلیعهای برای نیل به وفاق ملی پس از ناکامی دشمن در دستیابی به اهدافش از طریق جنگ و حمله نظامی میداند. کشور در آستانه تحولات جدیدی قرار دارد و برای گام نهادن در این مسیر مام وطن به همه فرزندان خود نیازمند است.
نهضت آزادی ایران
۲۰ تیرماه ۱۴۰۵
منبع: کانال تلگرام نهضت آزادی ایران | 6 863 |
| 17 | 📝📝📝ایران امروز و ضرورت شنیدن صدای منتقدان مصلح
به بهانه تداوم حبس سیدمصطفی تاجزاده
✍🏻آذر منصوری
✅هر نظام سیاسی، دیر یا زود، با پرسشی اساسی روبهرو میشود؛ پرسشی که پاسخ به آن، بیش از بسیاری از تصمیمهای دیگر، سرنوشت رابطه دولت و ملت را رقم میزند: با منتقدان چه باید کرد؟
✅نه با آنان که خشونت را تجویز میکنند و نه با آنان که دل در گرو بیگانگان دارند؛ بلکه با منتقدانی که با وجود همه اختلافنظرها، همچنان ایران را خانه خود میدانند، بر اصلاحات مسالمتآمیز پای میفشارند، قانون را تنها بستر مشروع تغییر میشناسند و همچنان بر انتخابات آزاد تأکید دارند..
✅تاریخ، حکومتها را تنها با میزان قدرتشان قضاوت نمیکند؛ با کیفیت مواجهه آنها با منتقدان نیز میسنجد. منتقدان، آینههای قدرتاند؛ شکستن آینه، چهره را زیباتر نمیکند. آنچه اقتدار را ماندگار میکند، حذف آینهها نیست، بلکه ظرفیت دیدن خویش در آنهاست.
متن کامل را اینجا بخوانید | 5 374 |
| 18 | 📝📝📝 مردان افغانستان هم قربانی طالبان اند
✅ذکیه خراسانی، فعال فرهنگی و اجتماعی افغانستانی، در گفتوگو با انصاف نیوز با رد این تصور که مردان افغانستان در کنار زنان نیستند، گفت :بسیاری از مردان نیز قربانی سیاستهای طالبان شدهاند. او تأکید کرد پدران، برادران و همسران بسیاری زندانی، کشته یا ناپدید شدهاند و همین مسئله زنان را بیپناهتر کرده است. شمار زیادی از قربانیان در افغانستان بدون ثبت رسمی و پوشش رسانهای جان خود را از دست میدهند و حتی نام و سرنوشت آنان نیز در سکوت فراموش میشود و زنان معترض جنبش اخیر نیز از همسران و فرزندان مردان کشته شده توسط طالبان اکثرا هستند .
◾ متن کامل این گفت وگو را در سایت انصاف نیوز بخوانید
◾ فیلم کامل گفت وگو در کانال[ آپارات ]و[ یوتیوب ] انصاف نیوز قابل مشاهده است.
@ensafnews | 4 605 |
| 19 | لا يوجد نص... | 4 670 |
| 20 | 📝📝📝 امنیت رنگین کمانی
✍ علیرضا بهشتی شیرازی
✅پس از صد و سی و چند روز و به دنبال یک هفته سوگواری، رهبر پیشین کشور به خاک سپرده شد. کسانی که ده سال بعد این خبر را میخوانند شاید بپرسند چرا این قدر دیر؟
✅جواب معلوم است: تا شرائط امنیتی لازم برای حضور پرشکوه مردم فراهم شود.
سپس احتمالاً سوال میکنند چرا طی مراسمی این قدر طولانی و پرخرج؟ پاسخ ظاهراً با قدرتنمائی نظام برای دشمنان خارجی سروکار دارد. پای امنیت که به میان بیاید دیگر هیچ هزینهای اسراف نیست (مثلا). اگرچه نه آن همه تاخیر و نه این همه قدرتنمائی افاقه نکرد و آمریکا در میانۀ این مراسم موج گسترده حملاتش را از سر گرفت. چرا؟
✅چرا اجتماع مردم اهواز روی پل این شهر ترامپ را از ادامۀ حمله منصرف کرد، ولی تجمعات وسیعتر در مصلا و خیابانهای تهران و شهرهای مذهبی تأثیر عکس گذاشت، یا لااقل چنان اثری نداشت؟
زیرا بر روی آن پل رنگینکمانی از سلائق مردم حاضر شده بود، کما اینکه در آغاز اجتماعات شبانه این ویژگی تا حدودی به چشم میخورد. این طور نبود که آمریکائیها قدرت آتش کافی یا بیرحمی لازم را برای انهدام پل اهواز و به همراه آن قتل تمامی حاضران آن صحنه نداشته باشند.
✅اخیراً دو خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز طی کتابی جنجالی پشت پردۀ سیزده ماه نخست دولت ترامپ را فاش کردهاند. در این اثر آنان توضیح میدهند که مقامات کاخ سفید با تصاویر چنین صحنههائی مثل فیلمهای سکسی حال میکنند: «سنتکام (مسئول عملیات در خاورمیانه) و فرماندهی آفریقا مرتباً فیلمهائی از حملات حملات پهپادی خود علیه گروههای اسلامگرای مسلح در سومالی، سوریه و یمن برای هگست، وزیر جنگ آمریکا میفرستادند و او اگر از ویدئویی به صورت خاص خوشش میآمد به دستیارش میگفت: "این را باید به رئیسجمهور نشان بدهیم." ... یکی از مقامات آمریکایی که این ویدئوها را دیده است، آنها را "فیلمهای سکسی هگست" توصیف میکرد.» (رژیم چنج، جاناتان سوان، مگی هابرمن، فصل 28، قسمت سه )
در عین حال مقابله با یک ملت در تمامیت آن عملی نیست. مردم ما هزاران سال است که در این سرزمین روزگار میگذرانند و قرار است تا هزاران سال دیگر به این زندگی ادامه دهند. آمریکا چارهای جز کنار آمدن با این واقعیت ندارد. البته این به شرطی است که حرف از ملت ایران در تمامیت آن باشد و نه بعضی سلایق.
✅حاکمان ما ظاهراً به این نکته مهم توجه ندارند. به مسیری که طی دو ماه گذشته دنبال شد توجه کنید. هر شب عدهای به بهانۀ قدرتنمائی در برابر بیگانه جوری پرچمکشان کاروانهای موتوریشان را به حرکت در میآوردند که انگاری شهر را فتح کردهاند. در میادین اصلی مغازهها میبستند و زندگی عادی از جریان میافتاد تا یک سلیقه جولان دهد. در فاصله یک کیلومتری یکی از این میادین آرایشگری که معمولاً پیشش اصلاح میکنم میگوید از زمان جنگ گوئی شبها گرد مرگ در کوچهها میپاشند. پیشتر بیشترین مراجعه را آخر وقت داشت، به صورتی که ساعت ده شب به زور میتوانست در مغازه را ببندد، اما الان از هفت به بعد هیچ خبری نیست. چرا؟ آیا همه رفتهاند گردهمائی شبانه، یا فطرتاً از اینکه خیابان به تسخیر یک سلیقه در آید احساس امنیت و راحتی ندارند، لذا احتیاطاً در خانه میمانند؟
✅از حدود دو ماه پیش یا بیشتر دیگر مخاطب آن خانم یا آقائی که کنار خیابان پرچم تکان میداد نه استکبار جهانی، بلکه اعضای خانواده و نزدیکان خودش بود، تا بگوید خارج از جمع شما من در اقلیت نیستم. در آغاز پیام این بود که «ما نیز هستیم»، تا اینکه کمکم، خصوصاً در هفته اخیر ادعا میشود «فقط مائیم که هستیم»؛ از جمله به ادعای خبرگزاری فارس طی یک هفته اخیر ۴۵ میلیون نفر در مراسم تشییع شرکت کردند. جل الخالق. تازه خیلیها شمال رفته بودند، والا 145 میلیون نفر شرکت میکردند. آیا ملت فقط همینهائی هستند که این یک هفته به خیابان آمدند؟ یا اگر حداقلی از فرصت فراهم شود هنوز سلایقی دیگر وجود دارند که بدون ترابری وسیع نیرو از شهرستانها و پذیراییهای پرخرج بتوانند میدان را از این هم پرتر کنند؟
✅صحنهای که حاکمیت آراست ظاهراً توجه جهان را جلب کرد، اما به جای آنکه بیگانگان را سر جایشان بنشاند پایههای امنیت کشور متزلزل شد، به صورتی که حالا از جانب کویت هم خیالمان آسوده نیست. چرا؟ چون به نام خداوند رنگین کمان است که کشور امنیت پیدا میکند.
ای کاش دستاندرکاران این حقیقت را در یابند.
@Kaleme | 4 623 |
