ar
Feedback
بُرشی از کتاب‌ها

بُرشی از کتاب‌ها

الذهاب إلى القناة على Telegram

برش‌هایی متفاوت و زیبا از کتاب‌های مختلف و آثار نویسندگان بزرگ. هرگز نباید فرصت نقل قول کردن از دیگران را از دست داد، زمانی که مطلب را بهتر از خودمان بیان کرده‌اند. مارسل پروست @ketabook

إظهار المزيد
3 414
المشتركون
+424 ساعات
+157 أيام
+3130 أيام
أرشيف المشاركات
با خلق به قدر حوصلهٔ ایشان سخن گوی و به قدر صفا و اتحاد ایشان ناز کن.
مقالات شمس تبریزی
@ketabook

آدم‌ چیزهای عجیبی در این دنیا تجربه می‌کند. فکر می‌کند قرار است بمیرد، اما ادامه می‌دهد، خیال می‌کند کامیاب می‌شود، اما در به قعر جهنم سقوط می‌کند. زندگی عجیب است عزیزم. بسیار عجیب.
نامه گلاویژ به دریابند
@ketabook

عاشق سرگردان است، نه از این بابت که نمی‌داند عشق‌اش را به معشوق‌اش ابراز کند یا نه (مسئله اذعان عشق نیست)، از این بابت که نمی‌داند تشویش تألم خود را تا چه اندازه پنهان کند: اشتیاق‌ها و آشفتگی‌های‌اش را؛ خلاصه، آشوب‌های‌اش را (به‌تعبیر راسینی: خشم‌اش را).
رولان بارت | سخن عاشق | پیام یزدان‌جو‌ | نشر مرکز.
@ketabook

به‌تصادف، وارد زندگی‌ای شدی که به آن افتخار نمی‌کردم، و از همان روز چیزی در من شروع به تغییر کرد. بهتر نفس کشیده‌ام، کمتر نفر
به‌تصادف، وارد زندگی‌ای شدی که به آن افتخار نمی‌کردم، و از همان روز چیزی در من شروع به تغییر کرد. بهتر نفس کشیده‌ام، کمتر نفرت ورزیده‌ام، و آنچه را که باید، آزادانه ستوده‌ام. پیش از تو، بی‌تو، هیچ چیز را دوست نداشتم. با تو، چیزهای بیشتری را پذیرفته‌ام، آموخته‌ام چگونه زندگی کنم. و شاید به همین دلیل است که همیشه عشق خود را با این‌همه سپاس درآمیخته‌ام.
— نامه‌های آلبر کامو به ماریا کاسارس
@ketabook

«از این‌که معاشرتی نیستم احساس گناه نمی‌کنم، هرچند گاهی از آن پشیمان می‌شوم، چون تنهایی‌ام دردناک است. اما وقتی وارد جهان می‌شوم، گویی به نوعی سقوط اخلاقی تن می‌دهم — مثل این‌که برای یافتن عشق به فاحشه‌خانه‌ای بروم.»
— سوزان سانتاگ
@ketabook

امروز کارِ بسیاری در پیش دارم؛ باید حافظه را در خود دفن کنم، روحِ زنده‌ام را به سنگ بدل کنم، و سپس دوباره به خود بیاموزم چگونه زندگی کنم.
— آنا آخماتووا، سوگنامه (Requiem) (ترجمهٔ آزاد)
@ketabook

می‌خواهم همه‌کس باشم؛ یک معلول، یک مردِ در حال مرگ، یک فاحشه؛ و سپس بازگردم و از درونِ تجربهٔ هر یک، دربارهٔ افکار و احساساتم بنویسم. اما من همه‌چیزدان نیستم. باید زندگیِ خودم را زندگی کنم، و این تنها زندگی‌ای است که در اختیار دارم. و انسان نمی‌تواند به زندگیِ خویش با نگاهی کاملاً بی‌طرف و جدا از احساس بنگرد.
سیلویا پلات، از یادداشت‌های کامل (Unabridged Journal) (ترجمهٔ آزاد )
@ketabook

«می‌خواهم هر روز را با همهٔ وجود بچشم و شکوهش را زندگی کنم؛ و هرگز از تجربهٔ رنج نهراسم. هرگز خود را در هسته‌ای کرخت و بی‌احساس زندانی نکنم، و از پرسیدن و به چالش کشیدنِ زندگی دست نکشم و راهِ آسان را برنگزینم. بیاموزم و بیندیشم؛ بیندیشم و زندگی کنم؛ زندگی کنم و بیاموزم. همیشه چنین باشد: با بینشی نو، فهمی تازه، و عشقی ژرف‌تر.»
— سیلویا پلات، از یادداشت‌ها و نامه‌ها (ترجمهٔ آزاد)
@ketabook

«مرگ باید چه زیبا باشد؛ آرمیدن در خاکِ نرم و قهوه‌ای، در حالی که علف‌ها بر فراز سرت در باد می‌رقصند و تو به سکوت گوش می‌سپاری. نه دیروزی باشد و نه فردایی. زمان را از یاد ببری، زندگی را ببخشی و به آرامش برسی.»
— سیلویا پلات، حباب شیشه (The Bell Jar)، ترجمهٔ آزاد از متن اصلی.
@ketabook

«دیکتاتوری سیاست را جوری به ما تحمیل کرده که انگار تنها حرفِ آبرومندانه‌مان سیاست است و بس. تمام حرف‌های دیگر را توی گلویمان خفه می‌کنیم. درواقع با دغدغه‌های سیاسی جلوی دید خودمان را می‌گیریم. این‌جوری است که هیچ فکر دیگری در ذهنمان ریشه نمی‌کند.» ــــــــــــــــــــــــــــ حکومت نظامی | خوسه دونوسو | ترجمهٔ عبدالله کوثری | نشر نی @ketaboook

اندوه بر تو باد که خانه‌های ما را به اندوه آکندی.
مرگ یزدگرد | بهرام بیضایی
@ketabook

یوسف عزیزم کو؟.mp322.96 MB

اگر كَسی برایِ خوشبَختیِ مَن مُرده باشد، مَن حتّی بیش‌از‌پیش ناخُشنودم، چرا كه نمی‌خواهم زندگیِ خویش را بر گورِستانی بنا كنم.
اگر كَسی برایِ خوشبَختیِ مَن مُرده باشد، مَن حتّی بیش‌از‌پیش ناخُشنودم، چرا كه نمی‌خواهم زندگیِ خویش را بر گورِستانی بنا كنم. گاهی حِس می‌كنم در برابرِ همۀ رنج‌هایِ تاریخ مسئوُلم، زیرا درك نمی‌كنم چرا كسانی برایِ ما خون ریخته‌اند.
بریده‌هایی از کتاب برقله‌های ناامیدی | نویسنده:امیل چوران | مترجم:سپیده کوتی
@ketabook

مکن که مظلمه خلق را جزایی هست.
سعدی
@ketabook

نمی‌توانم به ایران فکر نکنم بهتر است بگویم فکر ایران یک‌نفس در من گرم کار است. نگرانم.
شاهرخ مسکوب
@ketabook

… این‌جا هَم لا‌اَقَل هر‌کِه را می‌بینَم، مَریضِ ایران است.
در سوگ عشق و یاران | شاهرخ مسکوب | فرهنگ جاوید
@ketabook

گورت کجاست تا که به مدد عشق تو را از اعماق آن بیرون کشم؟ براهنی @ketabook
گورت کجاست تا که به مدد عشق تو را از اعماق آن بیرون کشم؟
براهنی
@ketabook

والتر بنيامين سخنی روشن‌تر و مهم‌تر در این مورد دارد که می‌گوید ایدۀ اینکه مردم علیه ناعدالتی قیام می‌کنند تا کودکانشان زندگی بهتری داشته باشند، درست نیست. آنچه سبب قیام مردم می‌شود، تصویر پشت خمیدۀ اجدادشان زیر بار سرکوب است. خلاصه آنکه این تصویر گذشته است که سبب می‌شود به فکر ساختن آینده باشیم. مرده‌ها و جسدها تنها چیزهای حقیقی و منجمدى هستند که در تاریخ معاصر ما باقی مانده است. لکه‌داری و محافظت از جسدها به دست دریاس مانند یادمان و بزرگداشت حزب برای شهدایش نیست، بلکه برعکس، علیه آن است. بنيامين می‌گوید اگر دشمن پیروز شود مرده‌ها هم در امان نیستند. یعنی اینکه دشمن پس از پیروزی طوری تاریخ را می‌نویسد که گویی این تاوان و جسدها وجود نداشته است.
دریاس و جسدها | بختیار علی | ترجمۀ مریوان حلبچه‌ای | نشر ثالث
@ketabook

کار به جایی رسیده که انگار صرف زنده بودن خجالت دارد تا چه رسد به دوست داشتن. […] بودن و نبودن، زندگی و مرگ هر دو رسوا و بی‌آب
کار به جایی رسیده که انگار صرف زنده بودن خجالت دارد تا چه رسد به دوست داشتن. […] بودن و نبودن، زندگی و مرگ هر دو رسوا و بی‌آبرو شده‌اند. _____
‏”روزها در راه| شاهرخ مسکوب”
@ketabook

می‌رسد آن روز که چرخ بر مدار حق بگردد می‌رسد آنروز که به حساب های شما برسند می‌رسد آن روز که از شما بپرسند: آقایان چگونه به این وطن رحم نکردید؟
ناظم حکمت
@ketabook