uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

بُرشی از کتاب‌ها

بُرشی از کتاب‌ها

Відкрити в Telegram

برش‌هایی متفاوت و زیبا از کتاب‌های مختلف و آثار نویسندگان بزرگ. هرگز نباید فرصت نقل قول کردن از دیگران را از دست داد، زمانی که مطلب را بهتر از خودمان بیان کرده‌اند. مارسل پروست @ketabook

Показати більше
3 478
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
+4130 днів
Архів дописів
اگر می‌خواهی کاری را شروع کنی، تا آخرش برو. وگرنه، اصلاً شروع نکن. ممکن است به قیمت از دست دادن معشوقه‌، همسر، خویشاوندان و حتی عقل و هوشت تمام شود. ممکن است سه چهار روز چیزی نخوری. ممکن است از سرما روی نیمکتی در پارک بلرزی. ممکن است به زندان بیفتی. ممکن است تحقیر شوی، به تمسخر گرفته شوی و تنها بمانی. اما انزوا، موهبت است. همه‌ی این‌ها آزمونی‌اند برای سنجیدنِ تاب‌وتوانت؛ برای اینکه معلوم شود واقعاً چقدر این کار را می‌خواهی. و با وجود طردشدن و حتی وقتی همه‌چیز علیه توست، ادامه می‌دهی. آن‌وقت چیزی نصیبت می‌شود که از هرچه بتوانی تصور کنی، بهتر است. اگر می‌خواهی کاری را شروع کنی، تا آخرش برو. هیچ احساسی شبیه آن نیست. تنها خواهی بود، در کنار خدایان، و شب‌هایت در آتش شعله خواهند کشید. زندگی را تا رسیدن به خنده‌ای از ته دل خواهی راند. این تنها نبردی‌ست که ارزش جنگیدن دارد.
— چارلز بوکوفسکی
@ketabook

صدا که می‌شکند حرف که چرک می‌کند جمله ها که نقطه چین می‌شوند پیری یا بچه‌ای که خود را می‌کُشد تازه معنا روشن می‌شود… @ketabook

«من به‌شکلی رقت‌انگیز، بیش از حد پرشورم؛ واقعاً نمی‌توانم جور دیگری باشم.» — سیلویا پلات @ketabook
«من به‌شکلی رقت‌انگیز، بیش از حد پرشورم؛ واقعاً نمی‌توانم جور دیگری باشم.» — سیلویا پلات @ketabook

«هیچ‌چیز عوض نشده. به خانه برمی‌گردی. حوصله‌ات سر می‌رود. نادیده‌ات می‌گیرند. هیچ‌کس واقعاً به حرف‌هایت گوش نمی‌دهد؛ گوش نمی‌دهد تا بفهمد چه می‌گویی. آن‌قدر باهوشی و کم‌حرف که نمی‌توانند درکت کنند. حتی اسمت را هم درست نمی‌گویند.»
— نیل گیمن کورالاین (Coraline)
@ketabook

Masoud-Bakhtiari-Malkanoun-Golom-Ay.mp34.08 MB

از زندگی چیز زیادی نخواستم؛ و زندگی همان اندک را هم از من دریغ کرد. — فرناندو پسوآ کتاب ناآرامی، برناردو سوارس @ketabook
از زندگی چیز زیادی نخواستم؛ و زندگی همان اندک را هم از من دریغ کرد.
— فرناندو پسوآ کتاب ناآرامی، برناردو سوارس
@ketabook

«تمام عمرم را وانمود کرده‌ام حالم خوب است؛ چون نمی‌توانستم توضیح بدهم چرا خوب نیستم.» — سیلویا پلات @ketabook
«تمام عمرم را وانمود کرده‌ام حالم خوب است؛ چون نمی‌توانستم توضیح بدهم چرا خوب نیستم.»
— سیلویا پلات
@ketabook

زندگی با من شوخی‌های خرکی می‌کند. چند نامه برای ریمیدیوس @ketabook

مجوی عیشِ خوش از دورِ باژگونِ سپهر که صافِ این سرِ خُم جمله دُردآمیز است
حافظ | غزل ۴۱
@ketabook

Repost from Selfology_pzm
«بدترین چیز، در واقع، انکارِ رنج است؛ اینکه گفته شود هیچ اتفاقی نیفتاده و کسی رنجی نکشیده است. این انکار است که بیش از هر چیز، تروما را آسیب‌زا می‌کند.» #فرنتسی @selfology_pzmm

گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم، گفتم ای کاش مرده بودیم و نمی دیدیم.
شاهرخ مسکوب
@ketabook

«زنان قهرمانِ رنج کشیدن‌اند! در جهان، در جامعه، در میدانِ جنگ‌شان.» ــــــــــــــــــــــــــــ • آلفونس دوده @ketaboook
«زنان قهرمانِ رنج کشیدن‌اند! در جهان، در جامعه، در میدانِ جنگ‌شان.» ــــــــــــــــــــــــــــ • آلفونس دوده @ketaboook

تمام مطالب تا عمق جانم نفوذ میکنه

وقتی برای مدتی طولانی بی‌انگیزه می‌مانی، کم‌کم به شکلی ناسالم وجود خودت را زیر سؤال می‌بری؛ همه‌چیز به پرسشی شبه‌روشنفکرانه ب
وقتی برای مدتی طولانی بی‌انگیزه می‌مانی، کم‌کم به شکلی ناسالم وجود خودت را زیر سؤال می‌بری؛ همه‌چیز به پرسشی شبه‌روشنفکرانه بدل می‌شود که اساساً هیچ علاقه‌ای به پاسخ‌دادنش نداری. تمام این فرایند، کم‌کم پوستِ تنت می‌شود؛ و دیگر فقط بر تو اثر نمی‌گذارد، بلکه واقعاً تو را تعریف می‌کند. و این‌گونه خودت را همچون شبحی تاریک می‌بینی؛ کسی که شایسته‌ی آن نیست که چیزی در او علاقه‌ای برانگیزد، شایسته‌ی آن نیست که درباره‌ی جهان کنجکاو باشد؛ کسی که عمیقاً، از هر نظر، شایسته نیست و حتی در خودِ حضورش نیز عمیقاً غایب است.
— اینگمار برگمان
@ketabook

یاد بگیرید تنهایی را دوست داشته باشید؛ یاد بگیرید بیشتر با خودتان تنها باشید. تراژدیِ جوانان امروز این است که برای فرار از تنهایی، می‌کوشند با کارهای پرسروصدا و پرخاشگرانه خودشان را به دیگران نزدیک کنند؛ و این غم‌انگیز است. آدم باید از کودکی یاد بگیرد که با خودش تنها بماند. این به معنای تنها بودن نیست؛ یعنی از بودن با خودت حوصله‌ات سر نرود. چون به گمان من، کسی که وقتی تنهاست از خودش خسته می‌شود، آدمی‌ست که باید نگرانش بود.
— آندری تارکوفسکی
@ketabook

«شاعر کیست؟ انسانی شوربخت که اندوهی ژرف را در دل خویش پنهان می‌کند؛ اما لب‌هایش چنان ساخته شده‌اند که وقتی آه و فغان از میانشان می‌گذرد، به نغمه‌ای دل‌انگیز بدل می‌شود… و مردم گرد شاعر جمع می‌شوند و می‌گویند: «باز هم برایمان بخوان.» یعنی: «باشد که رنج‌های تازه، روحت را بیازارند، اما لب‌هایت همچنان همان‌گونه خوش‌آهنگ بمانند؛ زیرا فریاد، ما را می‌ترساند، اما موسیقی، مایهٔ وجد و لذت ماست.»
— سورن کی‌یرکگور یا این/یا آن
@ketabook

«این روزها تلفن‌های زیادی به من می‌شود. همه‌شان شبیه هم‌اند. «شما چارلز بوکوفسکی، نویسنده، هستید؟» «بله.» بعد می‌گویند نوشته‌
«این روزها تلفن‌های زیادی به من می‌شود. همه‌شان شبیه هم‌اند. «شما چارلز بوکوفسکی، نویسنده، هستید؟» «بله.» بعد می‌گویند نوشته‌هایم را می‌فهمند؛ بعضی‌هایشان نویسنده‌اند یا می‌خواهند نویسنده شوند. شغل‌های کسل‌کننده و وحشتناکی دارند و آن شب نمی‌توانند با اتاق، آپارتمان و دیوارهایشان روبه‌رو شوند… کسی را می‌خواهند که با او حرف بزنند و باورشان نمی‌شود که من نمی‌توانم کمکی به آن‌ها بکنم؛ باورشان نمی‌شود که من هم کلمه‌ای برای گفتن ندارم. باورشان نمی‌شود که حالا اغلب در اتاقم از درد مچاله می‌شوم، شکمم را می‌گیرم و می‌گویم: «عیسی، عیسی، عیسی… باز هم نه!» باورشان نمی‌شود که آدم‌های بی‌عشق، خیابان‌ها، تنهایی و دیوارها، برای من هم وجود دارند. و وقتی تلفن را قطع می‌کنم، فکر می‌کنند رازم را از آن‌ها پنهان کرده‌ام. من از سرِ دانستن نمی‌نویسم. وقتی تلفن زنگ می‌خورد، من هم دلم می‌خواهد کلماتی بشنوم که بتوانند کمی از این رنج را آسان‌تر کنند. برای همین است که شماره‌ام در دسترس است.»
— چارلز بوکوفسکی
@ketabook

«تنها کسانی که این روزها دلم می‌خواهد در کنارشان باشم، هنرمندان و آدم‌هایی هستند که رنج کشیده‌اند؛ کسانی که می‌دانند زیبایی چیست، و کسانی که می‌دانند اندوه چیست. دیگران دیگر برایم جذابیتی ندارند.»
— اسکار وایلد از اعماق (De Profundis)، ۱۸۹۷
@ketabook

«عجیب این است که ابلهان چه لذتی می‌برند از دخالت در کار دیگران! حذف آن، تصحیح آن و نقش آموزگار را بازی کردن!»
نامه‌نگاری‌های گوستاو فلوبر و ژرژ ساند | آوازهای کوچکی برای ماه
@ketabook