بُرشی از کتابها
Открыть в Telegram
برشهایی متفاوت و زیبا از کتابهای مختلف و آثار نویسندگان بزرگ. هرگز نباید فرصت نقل قول کردن از دیگران را از دست داد، زمانی که مطلب را بهتر از خودمان بیان کردهاند. مارسل پروست @ketabook
Больше3 390
Подписчики
-124 часа
+47 дней
+2430 день
Архив постов
3 390
«دیکتاتوری سیاست را جوری به ما تحمیل کرده که انگار تنها حرفِ آبرومندانهمان سیاست است و بس. تمام حرفهای دیگر را توی گلویمان خفه میکنیم. درواقع با دغدغههای سیاسی جلوی دید خودمان را میگیریم. اینجوری است که هیچ فکر دیگری در ذهنمان ریشه نمیکند.»
ــــــــــــــــــــــــــــ
حکومت نظامی | خوسه دونوسو | ترجمهٔ عبدالله کوثری | نشر نی
@ketaboook
3 390
اندوه بر تو باد
که خانههای ما را به اندوه آکندی.
مرگ یزدگرد | بهرام بیضایی@ketabook
3 390
اگر كَسی برایِ خوشبَختیِ مَن مُرده باشد، مَن حتّی بیشازپیش ناخُشنودم، چرا كه نمیخواهم زندگیِ خویش را بر گورِستانی بنا كنم. گاهی حِس میكنم در برابرِ همۀ رنجهایِ تاریخ مسئوُلم، زیرا درك نمیكنم چرا كسانی برایِ ما خون ریختهاند.
بریدههایی از کتاب برقلههای ناامیدی | نویسنده:امیل چوران | مترجم:سپیده کوتی@ketabook
3 390
نمیتوانم به ایران فکر نکنم
بهتر است بگویم فکر ایران یکنفس در من گرم کار است.
نگرانم.
شاهرخ مسکوب@ketabook
3 390
… اینجا هَم لااَقَل هرکِه را میبینَم، مَریضِ ایران است.
در سوگ عشق و یاران | شاهرخ مسکوب | فرهنگ جاوید@ketabook
3 390
والتر بنيامين سخنی روشنتر و مهمتر در این مورد دارد که میگوید ایدۀ اینکه مردم علیه ناعدالتی قیام میکنند تا کودکانشان زندگی بهتری داشته باشند، درست نیست. آنچه سبب قیام مردم میشود، تصویر پشت خمیدۀ اجدادشان زیر بار سرکوب است. خلاصه آنکه این تصویر گذشته است که سبب میشود به فکر ساختن آینده باشیم.
مردهها و جسدها تنها چیزهای حقیقی و منجمدى هستند که در تاریخ معاصر ما باقی مانده است.
لکهداری و محافظت از جسدها به دست دریاس مانند یادمان و بزرگداشت حزب برای شهدایش نیست، بلکه برعکس، علیه آن است.
بنيامين میگوید اگر دشمن پیروز شود مردهها هم در امان نیستند. یعنی اینکه دشمن پس از پیروزی طوری تاریخ را مینویسد که گویی این تاوان و جسدها وجود نداشته است.
دریاس و جسدها | بختیار علی | ترجمۀ مریوان حلبچهای | نشر ثالث@ketabook
3 390
کار به جایی رسیده که انگار صرف زنده بودن خجالت دارد تا چه رسد به دوست داشتن. […] بودن و نبودن، زندگی و مرگ هر دو رسوا و بیآبرو شدهاند.
_____
”روزها در راه| شاهرخ مسکوب”@ketabook
3 390
میرسد آن روز که چرخ بر مدار حق بگردد
میرسد آنروز که به حساب های شما برسند
میرسد آن روز که از شما بپرسند:
آقایان چگونه به این وطن رحم نکردید؟
ناظم حکمت@ketabook
3 390
Repost from نور میآید.
۱.دیگر علاقهی چندانی به romantisize کردن همه چیز و همه کس ندارم. یا حداقل علاقهی کمتری دارم. یک جایی مجبور شدهام در واقعیت شیرجه بزنم، اما شنا را به خوبی بلد نیستم. این آب هم آرامش دهنده است، و هم وحشت زدهام میکند. پس درواقع هنوز دارم این کار را میکنم. یحتمل به این دلیل که این ویژگی ذاتا در من است. اصلا هر ایرانی یک طبع شاعرانه دارد. در هر کجای ایران، هر قشر آدمی با شعر سرمست میشود. از طرفی دیگر اگر به طور کامل سرکوب شود، چیزی از هنر ناچیزم باقی نمیماند (این تواضع هم عجب چیز خندهداری است). به هر نحو بهترین هنری که میشناسم، از احساس و شهود سرچشمه میگیرد، نه از عقل و خرد. باید روی زمین راه بروم، و گهگاهی هم سرم را در میان ابرها ببرم.
همچنین به گمانم باید مسائل را دسته بندی کنم. برای مثال رومنتیسایز کردن وقایع سیاسی و تاریخی، به وضوح کار ابلهانهای است. یک چنین جنایتی را با هزاران شعر هم نمیتوان توصیف کرد. اینکه من در خانهی امن و امانم بنشینم و از تصاویر و کلمات زیبا و نمادین برای سوگواری استفاده کنم، رمانتیسایز کردن رنج است (معادل فارسی خوبی برای آن پیدا نمیکنم. لطفا به دیکشنری مراجعه کنید). سانتاگ باور داشت انبوه تصاویر مستندی که ما به طور معمول از صحنههای خشونت بار و قتل عام و میادین جنگ دریافت میکنیم، عادی سازی رنج را رقم میزند - "به نظر میرسد عطشی که برای نمایش بدنهای ستم دیده وجود دارد به اندازهی بدنهای برهنه قوی است." در عین حال، او میگوید که این عکس است که هنگام به خاطر آوردن عمیقتر میگزد.
در جایی که ما زندگی میکنیم، دیگر نیازی به عکسها برای گزیده شدن نیست. اینها برای آن غربی مرفهی است که در زندگی روزمره خود به هزار صحنهی وحشتناک در نقاط مختلف شهر بر نمیخورد. تصاویر رنج، رنج را برای ما عادی سازی نمیکنند. ما خود در رنج زیستهایم. زیستن در رنج است که رنج را عادی کرده است. نیازی به مستندات نیست.
در وضعیت موجود، رنج نه باید عادی سازی شود و نه رومنتیسایز. تنها پاسخ ممکن باید رادیکال و واقع گرایانه (مبتنی بر منطق، آگاهی و سواد) باشد. یا باید محکم، مستقیم و بلند حرف زد و یا سکوت کرد. همین و بس.
3 390
آنکس که پس از قتلعام زنده میماند، به جسم زنده است نه به جان.
سانتاگ@ketabook
3 390
در پی آن همه خون
که بر این خاک چکید،
ننگمان باد این جان
شرممان باد این نان
فریدون مشیری
3 390
این شوخی نامردان است که امید میدهند و سپس بازپس میگیرند و بر نومیدشدگان از ته ِ دل میخندند.
مرگ یزدگرد | بهرام بیضایی@ketabook
3 390
بهرام بیضایی، استاد بیهمتای سینما و تئاتر ایران (۵ دی ۱۳۱۷ – ۶ دی ۱۴۰۴)
@ketabook
3 390
آری، روزی همگی هیچ میشویم؛ پس تا هستیم کسی باشیم به گرفتن دستی، و ستردن اشکی و زدودن خونی!
سهرابکُشی | بهرام بیضایی@ketabook
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
