Saved Messages
Kanalga Telegram’da o‘tish
دیوانه نپرهیزد؛ t.me/BChatPlusBot?start=sc-Xi7DxAhCqN6t
Ko'proq ko'rsatish2 449
Obunachilar
-224 soatlar
-67 kun
+47830 kun
Postlar arxiv
2 448
در آخر گفت من تو را آنگونه که شایستهی آن بودهای دوست نمیداشتم. تو مرا آنگونه که سزاوار آن هستم به دست فراموشی بسپار.
لبخند زدم. و در دل گفتم تو هرگز سزاوار فراموش شدن نخواهی بود.
2 448
برای کسانی که تمامِ عمر از دوست داشته نشدن رنج بردهاند، بیصدا دوست داشتن فرقی با دوست داشته نشدن ندارد.
2 448
- برخی عشق را چنگکی میدانند که نیازهای تنشان را به آن بیاویزند. لحظهای را که نیاز غلیان میکند، حادثهٔ عشق مینامند و آن را با تمنا میجویند و آنگاه که نیاز فروکش کرد، عشق را از یاد میبرند.
عشق؛ محصول انس است و بعد از نیاز تن و در غیاب آن آغاز میشود. غیر از این تعریف را برای حضرت عشق، توهینآمیز میدانم.
+ جایگاه تن کجاست؟ آن را نادیده میگیری و به حساب نمیآوری؟
- تن و لامسه واقعیتی انکارناپذیر است. ولی عشق نه با آن آغاز میشود و نه با آن پایان مییابد. در سطحی پایینتر از کلمه و معنا که خانهٔ اصلی ابراز عشق است، گاهی تن و لامسه هم با حرارتش، حضور عشق را تأیید میکند. ولی آنها که از سطح تن و لامسه عشق را آغاز میکنند، بعید میدانم به سطح کلمه و معنا اوج بگیرند.
همانطور که اگر بگویند عشق در یک نگاه متولد میشود و شعله میکشد، دغلبازی کردهاند. تازهکارها غالباً سرکشیِ هوس را با تولد عشق اشتباه میگیرند.
• ارتداد.
2 448
گاهی انسان برای کارهایی که میکند در همان لحظه دلیل موجهی ندارد. آن کار را به منزلهٔ محصول یک سلسله فعل و انفعالات عقلی یا احساسی مرتکب میشود.
اگر فعل ارتکابیاش نتیجهٔ خاصی نداشت که فراموش میشود؛ هم خودِ فعل و هم آنچه باعث انجام شدنش شده بود.
ولی اگر نتیجهٔ آن فعل ارتکابی ماندگار باشد، وسواس فکری آدم را بیچاره میکند و انبوهی از پرسشهای سرزنشآمیز فرا میرسد.
• ارتداد.
2 448
انتخاب پدیدهی پیچیدهای است، انسان چون انتخاب میکند، انسان است. انتخاب میکند و بر انتخابش پای میفشارد. پای فشردن بر انتخابی که آزادانه باشد، تحسینبرانگیز است. اما چه بسیار که انتخابی ظاهراً آزادانه، محصول سلسلهای از علل ناپیدای احساسی و روانی است. مشکل اینجاست که عمر انسان محدود و بازگشتن از انتخابی که جوانی، عشق، رابطهی انسانی، عقیده و دهها دارایی دیگر را معطل یا ضایع کرده است، گاهی محال است.
• ارتداد.
2 448
إذا بكت المرأة على رجل، فانها تحبه من قلبها.
لكن إن بكى الرجل على المرأة، فلن تجد على وجه الارض رجلاً يحبها مثله.
اگر زنی برای مردی گریه کند، پس او را از ته قلبش دوست میدارد.
اما اگر مردی برای زنی گریه کند به این معناست که آن زن دیگر نمیتواند مردی مانند او را روی زمین پیدا کند.
2 448
آیا تا به حال پیش آمده که در میان یک رنج بزرگ، یک اندوه عمیق، ناگهان بایستید و به این فکر کنید که آیا همهی اینها واقعیاست؟ همهی اینها اتفاق افتاده؟
که انسان چگونه نجات پیدا میکند و چگونه دوام میآورد؟
2 448
Repost from Saved Messages
از حالم پرسیده بودی، حالم خوب است. زیاد میخوابم، اما نامظنم و بیفایده.
روزی یک وعده غذا میخورم، که امروز همان یک وعده را هم نخوردم.
اتاقم در یک خیابان شلوغ است اما یک هفته است بیرون نرفتهام. فقط گاهی پنجره را باز میکنم تا خورشید بتابد یا صدای ماشینها را بشنوم.
اتاق بوی سیگار گرفته است و بوی مردگی. خبری از بوی چای نیست، خبری از بوی غذای گرم نیست، خبری از زندگی نیست.
یک هفته است کسی را ندیدهام، با کسی همکلام نشدهام، گاهی صدایی از پشت در اتاق میشنوم که بیشتر مرا میترساند تا اینکه خوشحالم کند.
ضعیف شدهام. ضعیف شدنم را به خوبی حس میکنم. خالی بودن بازوهایم را میفهمم. کمسو شدن چشمانم را، زانوانم که توان راه رفتن ندارند. هزار غصه برای خوردن دارم عوضش که هیچکدام را نمیخورم و فقط میخوابم.
ساعت دیگر برایم مهم نیست، زمان برای خلاصه شده است به روشن یا خاموش کردن لامپ اتاق، کم یا زیاد شدن صدای ماشینهای توی خیابان. همین. پشت پنجره که میروم، صدای همه چیز و همه کس میآید غیر از صدای پای مرگ که منتظرش هستم.
حالم خوب است. حالم بسیار خوب است. این روزها هم میگذرند. میدانم.
2 448
توی دلم گفتم عزیزدلم، با نگاهت مرا بدوز. به هرجا که دلت میخواهد بدوز. به زندگی، به مرگ، به عشق، به هرچه که دوست داری.
2 448
اگر زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم به تو خواهم گفت که این روزها، چقدر سخت و دیر و دور گذشت.
2 448
Repost from N/a
از اینکه نمیتونم ناراحتیم رو مستقیما به بعضی آدمهای زندگیم نشون بدم تا حداقل متوجه بشن و بازهم ناراحتم نکنن ناراحتم، حس میکنم وجودم این وسط بیارزش میشه و غمم بلااستفاده.
2 448
Repost from صندوقِ عدم
هر کسی را میتوانستم دوست داشته باشم؛ اگر دوست داشتن را از تو شروع نکرده بودم.
2 448
Repost from نـــــــگــــــاهــــ
همه تلاشهای بشر برای تنها نبودن هدر میرود. ما هنگام مرگ هم از آن جهت که نمیتوانیم دست کسی را بگیریم و با خودمان ببریم، تنهاییم.
2 448
Repost from نـــــــگــــــاهــــ
همه تلاشهای بشر برای تنها نبودن هدر میرود. ما هنگام مرگ هم از آن جهت که نمیتوانیم دست کسی را بگیریم و با خودمان ببریم، تنهاییم.
