𝕮𝖔𝖒𝖆 𝖇𝖑𝖚𝖊
Kanalga Telegram’da o‘tish
600
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kunlar
+530 kunlar
Postlar arxiv
600
سلاام ببخشید یک سوالی داشتم برای رنگ آبی موهات از چه برندی استفاده میکنی و چه شمارهای هست؟😭
600
گایز، اگه واقعاً میخواید مسائل مختلف رو عمیقتر بفهمید و از زاویههای متفاوت بهشون نگاه کنید، سعی کنید روی هیچ چیزی تعصب نداشته باشید؛ حتی روی اطلاعات و باورهایی که خودتون دارید.
یادمه اوایل که دربارهی طریقت ذن میخوندم، یه بخشی داشت که میگفت برای درک حقیقت باید مثل یه کودک باشی؛ خالی از پیشفرضها، قضاوتها، باورهای ثابت، افکار و تعصبات.
نمیتونید تصور کنید اوایل چقدر سخت بود؛ درک کردن این موضوع، مقابله کردن با ذهن خودم و حتی تلاش برای عمل کردن بهش. چون ما معمولاً فکر میکنیم دانستههامون، باورهامون و برداشتهامون بخشی از هویت ما هستن، و رها کردنشون آسون نیست.
ولی هرچقدر بیشتر باهاش مواجه شدم، بیشتر فهمیدم شاید درستترین راه همین باشه.
600
عزیزدلم، حقیقتش من هیچجا حرف نمیزنم، فقط گاهی اینجا. اگه خجالت راحتم بذاره، شاید یه ویدیو مسیج کوتاه براتون بذارم یا وقتی واقعاً یه شخص پیدا بشه که بتونم باهاش درباره این مسائل حرف بزنم، که این هم واقعاً به ندرت اتفاق میافته.
600
کجاها راجب چیزایی که میخونی و مینویسی به جز چنلت صحبت میکنی؟ :)
چون تو ویدیو مسیج هات تسلط داری روشون موقع حرف زدن.
یعنی تنها نمینویسیشون، جاهایی هم راجبشون صحبت می کنی، درسته؟
600
Hi lovey ^^💙🦋
عزیزم، این سوالها چیزیه که بشر همیشه درگیرش بوده، مخصوصاً آدمهایی که عمیقتر از سطح معمول به جهان نگاه میکنن. راستش من فکر نمیکنم بتونم یه جواب قطعی و درست براش بدم، چون خودم هم همیشه تو همین چرخه بودم و هستم؛ و نمیدونم اصلاً یه روز به جواب نهایی میرسم یا نه…
ولی چیزی که میتونه آدم رو از این سردرگمی و حس پوچی بیرون بیاره اینه که برای خودش یه «رسالت» یا هدف شخصی انتخاب کنه؛ چیزی که حداقل یه بار معنایی به زندگی بده. این، به نظرم یکی از پاسخهای مهم توی فلسفههای اگزیستانسیالیستیه؛ اینکه معنا از بیرون نمیاد، باید ساخته بشه.
من خودم همین مسیر کشف حقیقت برام خیلی کمککننده بوده؛ اینکه بخوام دربارهی همهچیز بدونم، بفهمم، و کشف کنم… و همین خودش یه جورایی برای بقا و ادامه دادن بهم کمک میکنه.
600
Hey u :)
I wanna ask some questions.
If u like , answer me in ur way.
به نظرت انسانی که گم شده، خودشو بخاطر نمیاره، مسخ واقعیت پیدا کرده و در زمان گم شده ... چجوری میتونه باز خودشو پیدا کنه؟
چجوری میتونی باز معنای زندگیشو پیدا کنه؟
چجوری باید معنای زندگیشو بسازه؟
اصلا چجوری فقط شروع به انجامش کنه و بهش فکر نکنه؟
I'm just lost.
600
برای همهچیز از وقتی شروع شد که به خودم گفتم میخوام حقیقتاً هستی و وجود رو بفهمم. بعد فهمیدم برای شروعش باید از خودشناسی شروع کنم تا به نوعی کلیت و وحدت برسم. همین موضوع از یک مسئلهی هستیشناختی تبدیل شد به روانشناسی و انسانشناسی؛ و به اینجا رسید که من از بشر متنفرم، اما در عین حال میتونم بگم دیوانهوار هر چیزی که بهش مربوط باشه رو دوست دارم و دنبال میکنم.
و تاریخ… مطالعهی تاریخ اصلاً شوخی نیست؛ به نظرم مادر همهی علومه.
وقتی تاریخ یک کشور رو مطالعه میکنی، همزمان وارد تاریخ هنر، تمدن، علم، صنعت، فرهنگ و حتی جغرافیای اون کشور هم میشی.
600
های لاولی، بوس بهت🥺🩵🦋
حقیقتاً من یه وسواس اطلاعاتی دارم که راستش مثل یه خوره همیشگی تو وجودمه؛ از وقتی چشمام باز میشه تا وقتی میخوابم، یه جور میل دائمی به فهمیدن و کندوکاو تو ذهنم میچرخه.
کتاب بخون تو حوزههایی که دوست داری، مستند زیاد ببین، منتقدها رو دنبال کن؛ دنیا پر از اطلاعاته، همهجا هست. مخصوصاً الان که دسترسی بهشون واقعاً راحتتر از همیشهست.
حتی میتونی از اینترنت درست استفاده کنی، نه اینکه توی این دوماسکرولینگ فقط نشخوار الکی کنی و وقتت رو هدر بدی.
یه چیزی هم بگم: همهچی یه جور زنجیرهست. وقتی شروع میکنی فلسفه بخونی، چه بخوای چه نخوای، کمکم میرسی به سیاست، روانشناسی، انسانشناسی، جامعهشناسی، ادبیات و کلی حوزهی دیگه. اینا به هم وصلهان.
و وقتی این لایهها رو کمکم میفهمی، تحلیل و ادراک سینما هم برات سخت یا عجیب نیست دیگه؛ چون داری از یه شبکهی بزرگتر از معنا نگاه میکنی، نه از یه نقطهی جدا و تکبعدی.
600
سلام فرشته آبیییی
میخواستم بپرسم چطوری انقدر اطلاعاتت قشنگ و خوبه و انقدر زیبا صحبت میکنی
اگه اشکالی نداره میشه بپرسم منبع اطلاعاتیت از کجاست ؟ چون واقعا جای معتبری نمیشناسم و نمیدونم چیکار کنم :(
600
لوپه آگویره بیشتر از اینکه یه شخصیت دیوانه باشه، یه ذهنه که توی خلأ معنا گیر افتاده. هرچی جهان اطرافش بیاعتناتر میشه، اون بیشتر توی روایت شخصی خودش از «رسالت» فرو میره.
در واقع تو فیلم میبینیم چطور ذهن، بهجای مواجهه با فروپاشی، اون رو تبدیل میکنه به توهم معنا؛ یه جور دفاع روانی که کمکم خودش تبدیل به جنون میشه.
600
Awww tysm sweetheart 🥺💙🦋
توی معرفی هم گفتم این فیلم یه فیلم کاملاً مالیخولیایی، هذیانوار و شاعرانهست. اصلاً با منطق روایی کلاسیک جلو نمیره که بخوایم منتظر اوج یا ضربهی داستانی باشیم.
حقیقتاً فیلم بیشتر یه «پروفایل از فروپاشیه»؛ فروپاشی تدریجی ادراک، اراده و معنا تو بستر طبیعیای که خودش هم بیاعتنا و خنثیه. برای همین، حذف نقطهی اوج ضعف روایت نیست، بیشتر یه انتخاب ساختاریه: فیلم از همون ابتدا توی وضعیت پساآخرالزمانی معنا قرار داره و این وضعیت رو تا انتها فیلم امتداد میده.
600
واییییییی من عاشق چنلتم شدیدا از پستای فلسفی تا تاریخ سینما و هنر
ولی فیلم Aguirre, the wrath of god (1972) که با دقت دیدم باورت میشه تا لحظه اخر همچنان منتظر بودم ی اتفاق خفن بیفته؟😭😭 نیفتاد واقعا شاهکاررر نبود انگار ی هذیون ناشی از تب شدید بود که به شکل فیلم درومده 😭😭
من بیشتر فیلمایی ک معرفی میکنیو میبینم
مثلا Faust 1926 عالی بود ولی اگیره فقط حالت نگاهش عجیب بود 😭 ن داستان ن دیالوگ قویی
