𝕮𝖔𝖒𝖆 𝖇𝖑𝖚𝖊
رفتن به کانال در Telegram
597
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+1030 روز
آرشیو پست ها
597
آهنگهایی که خیلی دوست دارم معمولا لیریکشونم اضافه میکنم. الان که دقت کردم، BMTH و the GazettE و Imminence تنها بندهایی هستن که همیشه لیریک آهنگهاشونم کنار آهنگ اضافه کردم
597
سه هفتهست تنها آهنگی که گوش کردم این بوده، الانم قراره سوزنم گیر کنه روی آهنگهای Imminence
597
یکی از ترسهای وجودی همیشگی من ؛ اینکه این همه سال انقدر حریصانه به حقیقت چنگ میزنم، انقدر برای فهمیدن و رسیدن به چیزی پشت این پرده عطش داشته باشم، تا بالاخره به اون در برسم، بازش کنم و ببینم هیچچیزی پشتش نیست. نه حقیقت نهاییی، نه معنای مخفی، نه جوابی که این همه میل و جستوجو رو توجیه کنه؛ فقط یه خلأ، و این احتمال که تمام این مدت خود کنکاش کردنم بود که بهش معنا میداد. و شاید ترسناکترش اینه که ندونم واقعاً دارم به حقیقت نزدیک میشم، یا فقط دارم توی همون مازی که ذهن خودم ساخته، دور خودم میچرخم.
597
Imminence
رو واقعا خیلی دوست دارم، جزو بندهای محبوبمه. لیریک آهنگهاشون فوقالعادهست، خیلی باهاشون حس همزادپنداری میکنمT^T
597
برای چی کافی نیستی؟!
اگه جوابشو میدونی، پس میدونی مشکلت چیه.
اگه هم نمیدونی، ریشهی مشکلت همینه.
هیچکس نمیتونه اینو بهجای تو حل کنه. باید با خودت واقعا روراست باشی و ببینی دقیقا چی رو توی وجود خودت نمیتونی بپذیری. چون تا وقتی فکر میکنی باید چیزی بشی تا کافی باشی، هرچقدر هم تلاش کنی، باز هم این حس کافی نبودن باهات میمونه.
597
من فکر میکنم، وجودم کم داره.
فکر میکنم وجودم کافی نیست.
فکر میکنم من، کافی نیستم.
و از طریق کارهایی که انجام میدم و طوری که زندگی میکنم، من رو ارزشمند و کافی میکنم.
اینو دوست ندارم و نمیخوام.
از طرفی هر چقدر بیشتر تلاش میکنم این افکارو تغییر بدم، بیشتر شبیهشون رفتار میکنم.
597
Repost from Bring Me The Horizon
+1
الی در لیریک، آهنگسازی و تنظیم آهنگ Give Up The Ghost از بند راک کره ای Xdinary Heroes از مینی آلبومشون که 12 اکتبر منتشر میشه همکاری داشته.
@BMTH_Persia
597
Repost from N/a
شاید رویا نه گسست از واقعیت، بلکه شکل افراطی میل به واقعیت باشد؛ لحظهای که جهان موجود دیگر کفایت هستیشناختی خود را از دست میدهد و آگاهی، در شکاف میان «آنچه هست» و «آنچه میبایست میبود»، واقعیتی بدیل میسازد. رویا در این معنا جعل جهان نیست، تعلیق فقدان است؛ امتناع موقت واقعیت از تحقق پایان. اما هر امر ساختهشده، دیر یا زود به منطق زوال بازمیگردد، زیرا چیزی که فقدان را حذف کند، همزمان امکان معنا را نیز معلق میکند. حافظه نیز چیزی جز این بازتولید ناتمام نیست: گذشتهای که دیگر وجود ندارد، اما همچنان از اکنون حق حضور مطالبه میکند؛ شبحی که نه میتوان به آن بازگشت و نه از آن عبور کرد. شاید «زندگی واقعی» دقیقا در لحظهای پدیدار میشود که آگاهی از امکان بازسازی جهان صرفنظر میکند؛ جایی که واقعیت، پیش از آنکه حقیقت باشد، مقاومت است: مقاومت چیزها در برابر میل ما به اینکه طور دیگری باشند.
597
گایز، اینو فعلا پیدا نمیکنم و احتمالا موزیک برای خود تونی و استفان نوردستروم باشه، نه برای خود بند🤦♀️
