متلهف
Kanalga Telegram’da o‘tish
متلهف"غم زده و افسره" https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3
Ko'proq ko'rsatish4 174
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kunlar
-2230 kunlar
Postlar arxiv
4 174
Repost from آنائل
حال و روزم را که میبینی؛ تعریفی ندارد.
عمدا و سهوا به بطالت میگذرانم بلکه به سر برسم.
اما انگار نه انگار. گویی که از عمقِ اعماقِ ته شروع کردهام. عمدا و سهوا اش را هم من مشخص نکردم. به گونه ای درونش دست و پا میزنم و تقلا میکنم که گاهگاهی حس میکنم خودم، خودم را در این مخمصه زندانی کردم.
اما من در مقابل صفحهی سرنوشت، هیچ قلمی در دست نداشتم!
4 174
Repost from N/a
ما بهش می گیم «نشخوار فکری»
اما عبدالوهاب الرفاعی
خیلی جالب میگه:
«در سَرَم جنگ های بسیاریست و تنها کشته اش مَنَم!»
4 174
یاد بگیر کنار بگذاری،
ارتباط با آدمهایی که کنارت گذاشتند،
خواستنِ آنهایی که تو را نخواستند،
و فکر کردن به کسانی که آزارت دادند.
و یاد بگیر هیچکس را برای رفتاری که دارد، قضاوت نکنی!
همان طور که ما «تا جایی که به دیگران آسیب نزنیم» به خودمان مربوطیم»
دیگران هم برای رفتارهایشان، هزار و یک دلیل دارند و مهمترین دلیلِ شان همین، که به خودشان مربوط اند !
کاری به کارشان که نداشته باشی ،کاری به کارت ندارند،
و این پیش از این که بد باشد، خوب است، خیلی خوب...
4 174
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!..
ﮔﺎﻫﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ :
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ " ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!..."
ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!...
ﺷﺎﯾﺪﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ !!...
ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺩﻗﻢ ..
ﻣـــــــــــــﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!...
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ....
4 174
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست،
ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست.
جایی که برادر به برادر نکند رحم،
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست.
دیدی که هیچ کسی مرا یاد نکرد،
جز غم که هزار آفرین بر غم باد.
4 174
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
گرمی ثانیهای خانه شدن را بلدی؟
مرغ عشقی شده دل میل پریدن دارد
بال و پر در قدمت لانه شدن را بلدی؟
مینویسم من عاشق فقط از قصه تو
در غزلهای من افسانه شدن را بلدی؟
