fa
Feedback
متلهف

متلهف

رفتن به کانال در Telegram

متلهف"غم زده و افسره" https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

نمایش بیشتر
4 174
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-2230 روز
آرشیو پست ها
Repost from آنائل
‌‌حال و روزم را که میبینی؛ تعریفی ندارد. عمدا و سهوا به بطالت میگذرانم بلکه به سر برسم. اما انگار نه انگار. گویی که از عمقِ اعماقِ ته شروع کرده‌ام. عمدا و سهوا‌ اش را هم من مشخص نکردم. به گونه ای درونش دست و پا میزنم و تقلا میکنم که گاه‌گاهی حس میکنم خودم، خودم را در این مخمصه زندانی کردم. اما من در مقابل صفحه‌ی سرنوشت، هیچ قلمی در دست نداشتم!

Repost from N/a
شب را سکوت اعتبار می‌بخشد و انسان را صبر

چه تازیانه‌ها که نخوردیم از زبان‌های خود عزیز کرده !

Repost from آنائل
گوش کن باور کن! دیگر معجزه‌ای در کار نیست، زندگی را با چیز های بسیار ساده پر باید کرد ساده ها ، سطحی نیستند !

و آدمی بر خلاف آنچه گمان میکند ، دوام می آورد...

من چیز های ساده را دوست دارم کتاب را تنهایی را یا بودن با کسی که مرا میفهمد...

Repost from آنائل
تهدید مکن سینه ی ما را به جهنم! دریا زده از خیسی باران نهراسد ...! - صائب تبریزی

Repost from N/a
ما بهش می گیم «نشخوار فکری» اما عبدالوهاب الرفاعی خیلی جالب میگه: «در سَرَم جنگ های بسیاریست و تنها کشته اش مَنَم!»

یاد بگیر کنار بگذاری، ارتباط با آدم‌هایی که کنارت گذاشتند، خواستنِ آن‌هایی که تو را نخواستند، و فکر کردن به کسانی که آزارت دادند. و یاد بگیر هیچکس را برای رفتاری که دارد، قضاوت نکنی! همان طور که ما «تا جایی که به دیگران آسیب نزنیم» به خودمان مربوطیم» دیگران هم برای رفتارهایشان، هزار و یک دلیل دارند و مهمترین دلیلِ شان همین، که به خودشان مربوط اند ! کاری به کارشان که نداشته باشی ،کاری به کارت ندارند، و این پیش از این که بد باشد، خوب است، خیلی خوب...

photo content
+2

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!... ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!.. ﮔﺎﻫﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!... ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ !!... ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ !!... ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ !!... ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!... ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ : ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ " ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!..." ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!... ﺷﺎﯾﺪﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ !!... ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺩﻗﻢ .. ﻣـــــــــــــﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!... ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ....

Repost from آنائل
بسیار سال ها گذشت تا بفهمم آن که در خیابان می گرید از آن که در گورستان می گرید بسیار غمگین تر است سال ها گذشت من ازخیابان های
بسیار سال ها گذشت تا بفهمم آن که در خیابان می گرید از آن که در گورستان می گرید بسیار غمگین تر است سال ها گذشت من ازخیابان های بسیارُ از گورستان های بسیاری گذر کردم تا فهمیدم آن که حتی در خلوت خانه ی خویش نمی تواند بگرید از همه اندوهناک تر است - حسن آذری

اَما مَن هرگِز به جآیی که اَز رَنج آن گُریخته اَم بآز نمی‌گَردم!-

نور خورشید منو ذوب کرد بابام فک کرد دخترش ستارست.

Repost from آنائل
هر کجا کردم محبت، غِرق محنت شد دلم؛ یا من این حکمت ندانم، یا محبت باب نیست.

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست، ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست. جایی که برادر به برادر نکند رحم، بیگانه برای تو برادر شدنی نیست. دیدی که هیچ کسی مرا یاد نکرد، جز غم که هزار آفرین بر غم باد.

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟ گرمی ثانیه‌ای خانه شدن را بلدی؟ مرغ عشقی شده دل میل پریدن دارد بال و پر در قدمت لانه شدن را بلدی؟ می‌نویسم من عاشق فقط از قصه تو در غزل‌های من افسانه شدن را بلدی؟

Repost from آنائل
ناگهان در کوچه دیدم بی‌وفایی خویش را باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را گفته بودم بعد از این باید فراموشش کنم دیدمش، و از یاد بردم گفته‌های خویش را