چای وگپ ( وآن سالها)
Kanalga Telegram’da o‘tish
داستانها .وقصه ها پلی به گذشته دکتر کریم عزتی زاد ه کلهر @Karimizzatizade @farhadezzati https://t.me/tea_Gap
Ko'proq ko'rsatish1 673
Obunachilar
+224 soatlar
+107 kunlar
+830 kunlar
Postlar arxiv
1 674
گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش میکنیم .
گاهی آرامش داریم، خودمان خرابش میکنیم .
گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هایمان میشویم.
گاهی حالمان خوب است اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم .
گاهی میشود بخشید اما با انتقام ادامه اش میدهیم
گاهی میشود ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدهیم
گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدهیم
و گاهی ،گاهی ،گاهی . تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدانیم یا نمیخواهیم بدانیم.
کاش بیشتر مراقب خودمان، تصمیماتمان و گاهی گاهی های زندگیمان باشیم
کاش یادمان
نرود که فقط
یکبارزنده ایم وزندگی میکنیم فقط یکبار
ف.ر.
1 674
تابلوی «لیدی گودایوا»
(۱۸۹۸) اثر جان کالیر
خطِ بطلانی است بر تمامِ کلیشههای مردانهی تاریخ دربارهی شجاعت افسانهها میگویند گودایوا برای لغو مالیاتهای ظالمانهی همسرش(لرد لئوفریک)تاوانِ وحشتناکی را پذیرفت عبورِ برهنه از میانِ کوچههای شهر
ما همیشه قهرمانان را با سینهای ستبر و شمشیری در دست دیدهایم.اما کالیر در این بوم، ما را با یک پارادوکسِ دیوانهوار روبهرو میکند
یک «جسمِ بینهایت ظریف و لرزان» که «قلبِ یک جنگجوی مهارنشدنی» را در سینه حمل میکند.جنگیدن با زره و نیزه در میدانِ نبرد، مستلزمِ زورِ بازوست؛اما اینکه با آگاهیِ کامل، تمامِ غرور و حریمِ خود را فدا کنی و زیرِ بارِ خجالت مچاله شوی
گودایوا روی اسب از شرم میلرزد،اما درخشانترین بخشِ این تراژدی در تاریکیِ پسزمینه نهفته است. مردمِ شهرِ کاونتری، با درکِ این فداکاریِ عظیم، تمام درها و پنجرهها را بستند آنها خود را در خانههایشان حبس کردند تا هیچ نگاهِ سنگینی، حریمِ این تنِ بیدفاع را نشکند.این سکوتِ مطلق و این درهای قفلشده، باشکوهترین ادای احترامی بود که یک جامعه میتوانست به شجاعتی بدونِ سپر تقدیم کند.
1 674
با درود و عرض ادب
خواهشمندم یک دقیقه وقت بگذارید و مطالعه کنید 👇👇👇
اظهار نظر دکتر مسلم دهقانی اشکذری پزشك فوق تخصص خون و انکولوژی و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران:
این روزها بویژه با مرگ چند هنرمند، همه جا از سرطان و شیوع بی سابقه آن در ایران که سه برابر کشورهای دنیاست حرف می زنند...!!!
اما گاهی لازم است به این مسایل هم کمی فکر کنیم
⚠️ همه جای دنیا قلیان را یکی از خطرناک ترین عوامل سرطان زا می دانند اما در بسياري خانه های ایرانیان هست و خانوادگی استفاده می کنند و هیچ اقدامی هم برای تعطیلی قهوه خانه ها نمی شود!!!
⚠️ روغن پالم سرطان زاست اما وقتی همه فهمیدند لبنیات ما آلوده به پالم است کسی حتی؛ كمتر؛ ماست نخریدند!!!
⚠️ مرغ در حالت عادی ۱۲ الی ۱۸ ماه زمان رشد سالم می خواهد اما در ایران از تخم تا طبخ ۴۵ روز است و هورمون های استفاده شده همه سرطان زا هستند اما جالب اینکه مردم فقط با قیمت مرغ مشکل دارند نه با بیماری زایی آن!!!
⚠️ همه می دانند که برنج آوازه و محسن و .... سرشار ازسم آرسنیک و مواد سرطان زا و غیرطبیعی است، اما مردم ایران با تهییج و تبلیغات وسیع صدا و سیما دو برابر پول می دهند تا برنده جایزه مرگشان باشند!!!
⚠️ همه می دانند چای معطر دارای اسانس های شیمیایی سرطان زاست اما مردم به عشق قرعه کشی و برنده شدن به قیمت گزاف می خرند و در خوردن داغ داغ آن بر هم سبقت می گیرند و با دست خود سرطان مری و معده و ... را برای خود به ارمغان می آورند!!!
⚠️ همه می دانند سوسیس و کالباس و همبرگر و پیتزا آن هم با آن وضعیت تولید در ایران بیشترین سهم را در عوامل اصلی و جدی انواع سرطان به خود اختصاص داده اما شیک ترین مغازه ها پیتزا فروشی و فست فودی ها هستند و غذای آدم های با کلاس و های کلاس شده!!!
⚠️ مگر در ۴۰ نوع مواد افزودنی سوسیس و کالباس چیزی جز مواد سرطان زا دیده می شود؟!!!
⚠️ همه می دانند غذاهای سرخ کرده و پرچرب عامل سرطان است اما سرخ می کنند و با چربی ترانس بالا می خورند!!!
⚠️ همه می دانند بسیاری از این روغن های نباتی اصلا خوردنی نیستند اما با قیمت بالا خریداری کرده و می خورند!!!
⚠️ همه می دانند چاقی و اضافه وزن و کم تحرکی عامل مهم انواع سرطان ها و کبدهای چرب و بیماری های قلبی و عروقی و انواع سکته هاست اما اکثر مردم در پرخوری و پر خوابی و کم تحرکی گوی سبقت را از هم می ربایند!!!
⚠️ همه می دانند سیگار و مواد مخدر عامل مهم سرطان ریه و ... است اما بیشتر از ۱۰ میلیون نفر معتاد به مواد مخدر و بیش از ۲۰ میلیون نفر سیگاری در ایران داریم!!!
⚠️ همه می دانند استرس های روانی یکی از عوامل اصلی سرطان و بیماری های روانی است. اما همه به عشق زندگی اشرافی و آسایش بیشتر همه جور استرس بدهکاری ها و وام و ... را به جان می خرند و آرامش خود را فدای آسایش خیالی می کنند!!!
⚠️ همه می دانند بی خوابی و خواب ناصحیح دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن پایه بسیاری از بیماری هاست اما دير خوابيدن عادت بسياري از ما شده!!!
✅ لطفا اندکی ؛ بیشتر بیاندیشیم
⚠️ نان های کپک زده را به سرعت از داخل خانه دور کرده و در زمین دفن کنید . کپک نان سرشار از سم آفلا توکسین است که عامل سرطان خون می باشد. تغذیه دام ها با نان کپک زده باعث ورود آفلاتوکسین به شیر و گوشت می گردد. از فروش نان کپک زده به دوره گرد ها جدا پرهیز کنید.
✅ خوشحالی ما زمانی بیشتر می شود که: در اثر بازنشر و تکثیر این پست و پست های مشابه عزیزان مان از گزند بیماری های گوناگون در امان بمانند ....
1 674
تجربه تماشای مسابقه فوتبال در جام جهانی ۲۰۲۶، همچون دیدن فیلمی کوتاه اما بهشدت گیرا با پایانی غیرقابلپیشبینی است. شادی، غافلگیری و هیجان، همگی در زمین بازی با هم درمیآمیزند. میلیونها نفر در سراسر جهان این بازی ها را دنبال میکنند تا در شورِ پیروزی، تلخیِ اشتباهات و لذتِ گلهای تماشایی سهیم شوند.اما جای ما در این صحنه زیبا کجاست؟1 674
*الاغ وطناب نامرئی*
کشاورزی نزد همسایهاش رفت تا از او طنابی بگیرد و الاغش را جلوی خانه ببندد.
همسایه پاسخ داد:
«طنابی ندارم، اما یک پیشنهاد به تو میدهم. دور گردن الاغت همان حرکتهایی را انجام بده که انگار داری طناب را میبندی؛ فقط وانمود کن که او را بستهای، آن وقت از جایش تکان نخواهد خورد.»
کشاورز به توصیه همسایه عمل کرد و صبح روز بعد دید که الاغ دقیقاً همانجا ایستاده است.
کشاورز دستی بر سر الاغ کشید و خواست او را به مزرعه ببرد، اما الاغ حاضر نبود حتی یک قدم از جایش حرکت کند.
هرچه مرد تلاش کرد و با تمام توانش الاغ را به حرکت وادارد، بیفایده بود؛ تا جایی که از حرکت دادن او ناامید شد.
دوباره نزد همسایه رفت و از او راهنمایی خواست.
همسایه پرسید:
«مگر جلوی الاغ وانمود کردی که طنابش را باز کردهای؟»
کشاورز با تعجب گفت:
«کدام طناب؟ اصلاً طنابی وجود ندارد!»
همسایه پاسخ داد:
«برای تو نه؛ اما از نظر الاغ، طناب هنوز وجود دارد.»
کشاورز برگشت و این بار وانمود کرد که طناب را باز میکند.
الاغ هم بیهیچ مقاومتی همراه او به راه افتاد.
✒️ از این الاغ خندهتان نگیرد.
بعضی از انسانها نیز اسیر عادتها یا باورهای خیالی و محدودکنندهای هستند که آنها را در بند نگه میدارد.
تنها کافی است «طناب نامرئی»ای را که به دور ذهنشان پیچیده شده و مانع پیشرفت شما ست، کشف و از آن رها شوند.
1 674
🔵 این چند جمله تاریخی که عباس میرزا (ولیعهد ایران) نوشته است، بخوانید :*
سیزده سال و یک ماه از پایان جنگ اول ایران و روس گذشته بود که جنگ دوم ما با روس ها شروع شد.
من هم دیگر آن جوان خام و ناآزموده نبودم که به راحتی وارد کشمکش شوم ...
در این سیزده سال اختلافات مرزی که بین طرفین پدید میآمد، با رفت و آمد آدم و کاغذ حل میشد و سفرای دو کشور با احترام در کشور دیگر پذیرفته میشدند ...
عامل جدیدی که بهانهای برای آغاز نبردی دیگر باشد، رخ نداده بود و تنها بهانه، زخمهای باقیمانده از جنگ اول و نیز توطئههای اشراف قاجار بود که برای از چشم شاه انداختن و سرنگونی من با یاری گرفتن از روحانیون و علما بود ....
بدین ترتیب غوغای جهاد با روسیانِ کافر بالا گرفت و مراجع و علما، در رأس آنان آیتالله سید محمد مجتهد، برای واداشتن دولت برای آغاز جنگ، از کربلا و نجف به دارالخلافه تهران مهاجرت کردند ...
من به اتفاق قائم مقام فراهانی و میرزا معتمد الدوله نشاط، به ملاقات آقایان رفتیم و سعی کردیم مشکلات ورود در جنگی تازه را برایشان توضیح دهیم ...
آیتالله سید محمد مجتهد (مجاهد)، آیت الله ملا احمد نراقی وآیت الله جعفر کاشف الغطاء ، در صدر اتاق نشسته بودند، با جمعی از نزدیکان و منصوبان شان.بی آنکه نگاهی به ما کنند، در سکوت به سخنان من گوش میدادند و گاهی آیت الله سید محمد مجتهد (مجاهد) نفسی از قلیان میگرفت، عرض کردم:
آقایان البته میتوانند با چرخش قلم، فتوای جهاد صادر کنند، ولی اجرای آن مشکل است. از یک مشت روستانشین یا شهرنشین که برای جهاد راه افتاده اند در برابر یک لشکر عظیم و آموزش دیده و مسلح کاری از ما ساخته نیست....
جنگ، جنگاور و سلاح کامل میخواهد!!! جنگ، جیره و مواجب میخواهد!!!
جنگ پول میخواهد!!!.
سربازها پوشاک گرم و اسلحه و آذوقه میخواهند !!
کل مالیاتی که در سال اخذ میکنیم، حدود پنج کرور تومان است و روسیه پانصد کرور تومان از مردمش در سال مالیات اخذ میکند ...
یکی از آقایان گفت :
چرا دولت پول ندارد ؟!
چه بر سر جواهرات نادری آوردهاید ؟!
گفتم : آن جواهرات در خزانه است، ولی جواهرات را به راحتی نمیتوان به پول تبدیل کرد...
اگر بخواهیم آن را یک مرتبه بفروشیم از ما نمیخرند و اگر یکایک بفروشیم، عایدات آن در برابر مخارج سنگین جنگ هیچ است ...
تصور شما آقایان از جنگ، مانند غزواتِ صدر اسلام و بَدر و اُحُد است . ولی زمانه خیلی عوض شده!!!
در جنگ قبلی به قدر کافی مردانمان به خاک افتادند ...
چرا باز بخواهیم خلق الله را به کشتن دهیم ؟ !!
در اینجا آیت الله سید محمد مجتهد که گویی از توضیح من حوصله اش سر رفته بود سرش را بلند کرد و با صدای لرزان وچهره ی عبوس گفت:
حضرت والا بدانند که ما به اینجا نیامدیم که با این حرفها دوباره به عتبات بازگردیم ...
این سخنان شاهزاده ، ظنی را که از قبل در اسلامخواهی ولیعهد بود،مع الاسف تقویت میکند !!
به چه مناسبت از طرف ولیعهد در جراید لندن و پاریس از فرنگیان برای زندگی در ایران دعوت میکنند ؟ !
پای فرنگی به ایران باز شود، که چه شود؟
این تنبانهای تنگ و چسبان چیست که به بهانه چابک کردن و اصلاح امر نظام بر تن قشون مسلمین میکنند ؟
به چه دلیل در دارالسلطنه تبریز چاپخانه زدید و کتاب تاریخ اروپا چاپ میکنید که مردم به جای قَصَصُ الانبیاء با اطوار معاش فرنگیان آشنا شوند؟؟ و.....
سرانجام اِصرار علما و روحانیون مجتهد، و صدور فتاوای جهاد کار را بر من تنگ کرد ... و چون اجماع خواص و عوام را در این باب مشاهده کردیم به جنگی دیگر ناخواسته وارد شدیم ..
این جنگ هم چند ماه طول کشید، به رغم پیروزیهایی که در ابتدا به خاطر غافل گیری و درگیری لشکر روس با عثمانی کسب کردیم ولی در نهایت ایران شکست خورد ..
در ناحیهای میان زنجان و میانه که روسها تا آنجا پیش آمده بودند عهدنامه ترکمانچای منعقد گردید ...
مطابق این عهدنامه نخجوان و ایروان هم از دست رفت و چون روسیه طرف ایرانی را آغازگر جنگ معرفی می نمود درخواست غرامت سنگینی از ایران کرد و تخلیه خاک ایران رامشروط به پرداخت اقساط آن غرامت دانستند، حق کاپیتولاسیون را روس ها برای خود گرفتند و ...
من و سربازانم صادقانه تا آخر جنگیدیم ...
لیک همان آیت الله سیدمحمد مجتهد هنگام محاصره تبریز ، گُل و قربانی سوی روسها فرستاد و خودش به فرمانده روسها که تبریز را محاصره کرده بودند گفت :
*ما جانمان از قاجاریه به لب رسیده و میخواهیم رعیت دولت روس باشیم !*
📕تاریخ معاصرایران
🖊️بازنشر: حسین شاه اویسی
1 674
◼️ متن اطلاعیه مردم روستای میرعزیزی شاباد ( اسلام آباد )
باسلام و تحیات الهی محضر شریف برادران و خواهران و اهالی بزرگوار روستای میرعزیزی
به استحضار میرساند پیرو تماس چند نفر از بزرگان و ریش سفیدان و تفاهمنامه (رحمت نامه) منعقد شده در مراسم امروز در عزای جوان ناکام عبدالرضا نظری به اتفاق آرا تصمیمی مهم و اساسی محقق گردیده بر اساس این تفاهم از این تاریخ به بعد مداح و قاری و چمری بطور کامل از مراسم حذف خواهد شد و این تفاهم نامه پس از امضای کل بزرگان روستا از امروز اجرایی خواهد شد و خانواده داغدار نظری نیز به تبعیت از نظر بزرگان و ریش سفیدان ازحضور قاری و مداح در مراسم استفاده نخواهد نمود انتظار می رود که این سنت نیک و حسنه توسط کلیه اهالی روستا چه ساکن شهر و چه ساکن روستا بدون استثنا رعایت گردد ، روستای میرعزیزی از قدیم الایام پیشرو در حذف رسم و رسوم ومراسمات تجملاتی بوده ، در اکثر روستا ها و ایلات و طوایف منطقه کلهر این رسم حذف تجملات رایج و متداول گردیده و بطور کامل حذف گردیده قطعا مخالفانی هم دارد لذا انتظار این هست که جوانان عزیز نسبت به موضوع با نگاهی معقول به موضوع توجه داشته و به کسانی که دسترسی به فضای مجازی ندارند به نحو شایسته اطلاع رسانی کنند و به نظر بزرگان و ریش سفیدان روستا احترام گذارند
♦️راویژپرس
1 674
🟫 آداب و رسوم محلی
آداب و رسوم هر جامعه، بیانگر اندیشهها، باورها و سبک زندگی مردم آن سرزمین است. اقوام ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند و از روزگار باستان تا امروز، آیینهای پربار و سنتهای ماندگاری را به یادگار گذاشتهاند. یکی از این رسوم که خوشبختانه هنوز هم در میان مردم برخی مناطق زنده است، رسم دلنشین «دِنو رو» میباشد.
ریشهشناسی
واژهی «دِنو رو» بر پایهی کلمهی «رو» ساخته شده که در گویش محلی دو معنا دارد:
1️⃣ رو به معنای کودک– برای نمونه، در عبارت «حیردهَرو» منظور «بچههای قد و نیمقد» است.
2️⃣ رو به معنای روییدن – بن مضارع فعل «روییدن» که به معنای رشد و سبز شدن است.
از پیوند این دو معنا، «دِنو رو» اصطلاحی است که هم به «بچه» اشاره دارد و هم به «رویش». در واقع، این نام به رخدادی خاص در زندگی کودک مربوط میشود.
مفهوم و شرح آیین «دنو رو»
در باور نیاکان ما، روییدن نخستین دندان کودک رویدادی مبارک و شیرین بود؛ نشانهای از رشد، سلامتی و آغاز مرحلهای تازه در زندگی نوزاد. از همین رو، خانوادهها برای گرامیداشت این لحظهی خوش، جشنی کوچک برپا میکردند و آش محلی میپختند. این آش که مخلوطی از گندم، نخود و لوبیا بود، پس از پخت در کاسههایی میان خویشان، همسایگان و اهالی محل توزیع میشد.
رسم بر این بود که هر خانواده هنگام بازگرداندن کاسه، هدیهای کوچک یا مبلغی پول در آن قرار دهد؛ نشانهای از همدلی، شادباش و آرزوی سلامتی برای کودک تازهدندان.
نگاهی به آینده
جالب آنکه واژهی «رو» با معنای «رویش» همچنان زنده است و حتی با پیشرفت علوم پزشکی، اندیشهی «رویش دوبارهی دندان» در بزرگسالان نیز دور از دسترس نیست. شاید روزی علم دندانپزشکی بتواند معجزهی روییدن دندانهای تازه را برای بزرگترها به واقعیت بدل کند؛ و چه زیبا که نیاکان ما سالها پیش این واژهی پُر معنا را برای جشن اولین دندان کودکان برگزیدهاند.
✍️ مرتضی عموزاده خدایی
