uz
Feedback
واژه‌فروش

واژه‌فروش

Kanalga Telegram’da o‘tish

حریر هستم، سعی می‌کنم جنب و جوش زندگی رو معنا کنم. سبز و روشن. سبزِ روشن.

Ko'proq ko'rsatish
761
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+47 kunlar
+330 kunlar
Postlar arxiv
.
+1
.

این صحنه‌ی اکلیلی بدون هرگونه هماهنگی ثبت شده و عشق و محبت مشاهده شده کاملا اوریجینال می‌باشد.
این صحنه‌ی اکلیلی بدون هرگونه هماهنگی ثبت شده و عشق و محبت مشاهده شده کاملا اوریجینال می‌باشد.

Repost from N/a
photo content
+2

.
.

لاک لامورا، جلد دوم.
لاک لامورا، جلد دوم.

در ادامه خیلی صمیمی‌تر شدن و بهم ابراز محبت کردن، و فکر کنم من انقدر از خود بی‌خود شدم که موفق به ضبط اون لحظات نشدم.

آپدیت توله‌سگی دارم براتون!

.
.

شمار دفعاتی که ناگهان تاریک شدم و اون نور درخشان وجودم خاموش شده از دستم در رفته، و حتی با وجودی که هربار بعد از مدتی پت‌پت‌کنان جرقه زدم و روشن شدم، هیچوقت وحشت هرگز روشن نشدن دست از سرم برنداشته. هربار با خودم می‌گم: اگه این بار برنگردم چی؟ اگه همیشه تاریک بمونم چی؟

.
.

مارکوس هیچوقت نباید تسلیم شد! می‌دونی، آزادی و میل رسیدن به آزادی نوعی جنگه. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که یه جوری اسیرمون کرده و برای موفق شدن، هم باید با دنیا در بیفتیم هم با خودمون. آزادی نبرد همیشگیه که ما باهاش خیلی آشنا نیستیم. من که خودم هیچ‌وقت نه تسلیم شدم و نه می‌شم. پرونده‌ی هری کبر ژوئل دیکر ترجمۀ آریا نوری #کتاب

خطاب به تمامی افرادی که قوه‌ی تخیل من را در بند و زنجیر می‌خواهند.

نور انتهای مسیر.
+2
نور انتهای مسیر.

به نظرم جالبه که انقدر به شدت لرزیدیم و مدت‌ها طول کشید که قانع بشم زمین‌لرزه بوده نه موشک. موشک خیلی برام عادی‌تر شده تا هر عامل طبیعی دیگه‌ای که هزاران ساله رخ می‌ده.

When does a man become a monster?

Epic the Musical / Odysseus

.
+1
.

شادی همان دیدن چهرۀ معصوم تو میان آدم‌هاست.

من که زنده‌ام، پس به ناچار کامل زندگی می‌کنم.
+4
من که زنده‌ام، پس به ناچار کامل زندگی می‌کنم.

دو طرفمون گندم‌زار بود و موسیقی محزون و ملایم در حال پخش. فکر می‌کردیم آیا زنده می‌مونیم که داستان‌هامون رو تعریف کنیم؟ زنده می‌مونیم که روزی نقل کنیم چنین بودیم، چنین کردیم و آرزوهایی به این شفافی و سادگی داشتیم؟ اصلا آیا روایت‌های ما از زمان خون، قتل‌عام و حتی جنگ با عقل جور در میاد؟ همینجاست که پالت می‌خونه: برادر نوجوونه برادر غرق خونه برادر مثل خورشید سر می‌کشه تو خونه