واژهفروش
رفتن به کانال در Telegram
حریر هستم، سعی میکنم جنب و جوش زندگی رو معنا کنم. سبز و روشن. سبزِ روشن.
نمایش بیشتر761
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
761
این صحنهی اکلیلی بدون هرگونه هماهنگی ثبت شده و عشق و محبت مشاهده شده کاملا اوریجینال میباشد.
761
در ادامه خیلی صمیمیتر شدن و بهم ابراز محبت کردن، و فکر کنم من انقدر از خود بیخود شدم که موفق به ضبط اون لحظات نشدم.
761
شمار دفعاتی که ناگهان تاریک شدم و اون نور درخشان وجودم خاموش شده از دستم در رفته، و حتی با وجودی که هربار بعد از مدتی پتپتکنان جرقه زدم و روشن شدم، هیچوقت وحشت هرگز روشن نشدن دست از سرم برنداشته.
هربار با خودم میگم: اگه این بار برنگردم چی؟ اگه همیشه تاریک بمونم چی؟
761
مارکوس هیچوقت نباید تسلیم شد! میدونی، آزادی و میل رسیدن به آزادی نوعی جنگه. ما در جامعهای زندگی میکنیم که یه جوری اسیرمون کرده و برای موفق شدن، هم باید با دنیا در بیفتیم هم با خودمون. آزادی نبرد همیشگیه که ما باهاش خیلی آشنا نیستیم. من که خودم هیچوقت نه تسلیم شدم و نه میشم.
پروندهی هری کبر
ژوئل دیکر
ترجمۀ آریا نوری
#کتاب
761
به نظرم جالبه که انقدر به شدت لرزیدیم و مدتها طول کشید که قانع بشم زمینلرزه بوده نه موشک. موشک خیلی برام عادیتر شده تا هر عامل طبیعی دیگهای که هزاران ساله رخ میده.
761
دو طرفمون گندمزار بود و موسیقی محزون و ملایم در حال پخش. فکر میکردیم آیا زنده میمونیم که داستانهامون رو تعریف کنیم؟ زنده میمونیم که روزی نقل کنیم چنین بودیم، چنین کردیم و آرزوهایی به این شفافی و سادگی داشتیم؟
اصلا آیا روایتهای ما از زمان خون، قتلعام و حتی جنگ با عقل جور در میاد؟
همینجاست که پالت میخونه:
برادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر مثل خورشید
سر میکشه تو خونه
