حروفِ صدآدار
Kanalga Telegram’da o‘tish
من اين حروف نوشتم، چنانكه غير ندانست |به سعىِ طوبآ| ممکن است بعضی سخنانم با سخنان قبلی یا بعدیام در تعارض باشد. عیبی ندارد. انسان هستم و پکیجِ اشتباهات.
Ko'proq ko'rsatish1 302
Obunachilar
-224 soatlar
-87 kun
-1230 kun
Postlar arxiv
1 302
+2
دوستام اومدن. برام لیپگلاس موردعلاقهم رو آوردن. خمیر آوردن پیراشکی درست کردیم. کیکو برداشتیم رفتیم پیش نازی. کیک و چایی خوردیم و حرف زدیم و حرف زدیم و حرف زدیم.
خیلی ساده، بعد از یه ۲۹ سالگی عجیب و سخت، اینجوری سی ساله شدم. 🍁🥂🎂
1 302
خب بچهها! تولد سیسالگیمه.
آدرس این نمایشگاهه خیابون شریعتیه! لطفا دستهجمعی برید که به یکیتون فشار نیاد. 🚶♀🎀
1 302
ولی من چون دختر بزرگی شدم و به حرف مشاورم گوش میدم «منِ ادامهدهنده» رو وادار کنم تا بهنام داره مبلا و تلوزیون رو جابهجا میکنه، پاشم نودل بپزم!
و تادا!! منِ ادامهدهنده ۱ - منِ چسناله ۰
1 302
باورم نمیشه بخاطر کیک سیب پاشدم اومدم... 🚶♀یهبار همچند سال پیش بخاطر یه رینگ چیزکیک پاشدم یه مسافت طولانیای رو توی قم طی کردم 🚶♀
1 302
وقتی سر کار نیستم، همکارم از خوراکیهای سر کار برام عکس و فیلم میفرسته که عذابم بده!
الحمدلله هممون روانپریشیم 🚶♀
1 302
بهنام همیشه برای من آدم جالبیه. زندگی باهاش یهجور جالبیه. بحثم جدا از حس و علاقه و محبته در حال حاضر.
جنسِ خوببودنش واسم الهامبخشه. سعیاش بر آدمِ خوبی بودن و آدمِ خوبی موندن، برام تحسینبرانگیزه. مدلِ تلاشکردنش همیشهی خدا واسم جالبه.
پسرِ خوبِ من... ☁️🐋
1 302
Repost from Behnam’s T&M
قبلش یه قسمت سریال میبینم. قبل سریال تو بالکن با نوشیدن باربیکنگلد سیگار میکشم. قبل خواب هم دستم رو میذارم رو دل طوبآ که آسمان رو حس کنم، بلکه اندوهم کمتر بشه.
1 302
سعدی چو جورش میبری
نزدیکِ او دیگر مرو!
آخه اسکل! نه ببخشید... چیز...
ای بیبصر! من میروم؟
او میکِشد قلاب را...
او میکِشد قلاب را...
1 302
هروقت از مطب تراپیستم برمیگردم این ماشینو میبینم و دوباره تراپیلازم میشم. چرا انقد ملوسه؟ 🥹🎀
