es
Feedback
حروفِ صدآدار

حروفِ صدآدار

Ir al canal en Telegram

من اين حروف نوشتم، چنان‌كه غير ندانست |به سعىِ طوبآ| ممکن است بعضی سخنانم با سخنان قبلی یا بعدی‌ام در تعارض باشد. عیبی ندارد. انسان هستم و پکیجِ اشتباهات.

Mostrar más
1 316
Suscriptores
-424 horas
Sin datos7 días
+1430 días
Archivo de publicaciones
سلام پایِ نی‌نی خدافس 🚶‍♀🐣
سلام پایِ نی‌نی خدافس 🚶‍♀🐣

قسم به دوست.
قسم به دوست.

ولی نی‌نی دیگه خیلی تکون می‌خوره.

امروز جواد برای بهترشدن حالم، برام کتاب کودک خوند؛ وقتی اندوه به دیدنت می‌آید. بوجی‌موجی مامان و بابام، محبتِ بی‌دریغ بهنام و حلقه‌ی حمایتی عجیبِ دوستام باعث میشه همش فکر کنم که من شایسته‌ی این آدم‌ها نیستم. فکر کنم که اگه از این درّه بیام بیرون، باید دست تک‌تک‌شون رو ببوسم به‌خاطر تحمل این دختری که در دست تعمیره. و هر روزی که فرو میرم با خودم میگم «عآااااا برگام!! گلم این تاریک‌ترین و عمیق‌ترین درّه‌ایه که به عمرت گرفتارش شدی!»

من هنوز منتظرم «رهِ پنهان بنَماید که کَس آن راه نداند...»

هربار که حس می‌کنم "دیگه نمیتونم" می‌بینم که فردا صبح شد و در کمال تعجب، دوباره بیدار شدم. گمون کنم بشرِ دوپا، همینه که احسن‌الخالقینه؛ به‌خاطر سگ‌جونی!

تا چشم کار می‌کنه همه غمگینن. وا. حالا چیکار کنیم؟

بهنام هر سایت و اپی تولید میکنه یه ربطی به وال یا دایناسور داره :)))) دست بردار مَرد مومن!

https://whalaz.com/ ما توی والاز وی‌پی‌ان متصلِ متصلِ متصل داریم! 🤝😌 آیا از وی‌پی‌ان‌های قطع‌ وصلیِ پلشت خسته شده‌اید؟ خا. بیاید والاز 📢🤓

چقد قبلنا قشنگ و ناناز و الهام‌بخش بودم. عَیب نداره! 🚶‍♀🕳

هیچ‌وقت این مدت با نی‌نی حرف نزدم. بهنام باهاش حرف می‌زنه من گوش میدم. بذار فعلا این دو تا بزرگوار با هم دوست شن، از من والد درنمیاد فعلا. حوصله‌ی این کارای قشنگ و ناناز و الهام‌بخش رو ندارم.

هر روز بیدار میشم، منتظر می‌مونم تهوعم اجازه بده که پاشم برم سر کار. ساعت کاری از وقتی نی‌نی بذاره برم تا وقتی نی‌نی بذاره سرِ پا باشم! 🚶‍♀

مریم ماماست. چند روز پیش بعد مدتها دیدمش و با حالت بوجی‌موجی بهم گفت چرا شکم نداری؟ خایلی خوشم میاد که در ۴ ماه و نیمگی بهم بگن شکم نداری چون همیشه ترس از شکم‌داشتن دارم 😭 حالا چربی یا نی‌نی فرقی نداره بهرحال شکم بده 😭

مربی‌م هنوز عکسای منو بعنوان نمونه‌کار استوری می‌کنه. نه عزیزوم! دیگه نه. دیگر تمام شد گلِ سرخم! تمااام شد. دیگه این بدن، اون بدن نیست. 🚶‍♀🚬

دیگه فوبیای کوسه شوخیه. فوبیای افسردگی ده-هیچ همه‌ی ترس‌های عالم رو می‌زنه.

شبخیر از معاشرت با بهترین بچه‌ی دنیا 🐣
+2
شبخیر از معاشرت با بهترین بچه‌ی دنیا 🐣

نمی‌دونم دختر صبوری شدم یا سمت چپ وجودم تقویت شده و می‌تونم مسائل رو راحت‌تر به اون بخش حواله بدم.

بهنام یه‌جوری خرید میکنه انگار خواب دیدیم هفت گاو فربه، هفت گاو لاغر رو خوردن و پس از هفت سال فراوانی، قراره هفت سال قحطی بیاد. آروم بگیر مَرد!

جدی چرا رندوم به آدما میگید عشقم؟ مثلا چرا من باید عشقِ فروشنده‌ای باشم که ۳۳ ثانیه پیش همدیگه رو دیدیم؟ یا عشقِ ادمینِ یه پیج لوازم خونگی؟ نخیر آقا. من فقط عشقِ بابامم! :))))

انقد تجربه‌ی این فرم از افسردگی رو نداشتم، الان فوبیای برگشت افسردگی گرفتم. همش‌ روزایی که باز برمیگرده اون حس‌وحال، با خودم میگم "نکنه بازم چندین ماه روم بمونه؟"