uz
Feedback
کانال کافه رمان خونه📖

کانال کافه رمان خونه📖

Kanalga Telegram’da o‘tish

📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید. @mhmd_exe درخواست رمان فقط از گروه گروه درخواست رمان: https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh تاریخ تاسیس تیم: 1397/5/10

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali کانال کافه رمان خونه📖 analitikasi

کانال کافه رمان خونه📖 (@roman_khone_ch) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 27 210 obunachidan iborat bo'lib, Kitoblar toifasida 1 175-o'rinni va Eron mintaqasida 12 742-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 27 210 obunachiga ega bo‘ldi.

31 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 892 ga, so‘nggi 24 soatda esa 1 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 18.23% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 6.12% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 4 957 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 1 663 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 7 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent رمان, #رمان, آذین, دختره, سایه kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید. @mhmd_exe درخواست رمان فقط از گروه گروه درخواست رمان: https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh تاریخ تاسیس تیم: 1397...

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 01 Avgust, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kitoblar toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

27 210
Obunachilar
+124 soatlar
-167 kunlar
+89230 kunlar
Postlar arxiv
بچه ها کسی اینجاهست ک تابه حال معده درد گرفته باشه وب قلبش بزنه قفسه سینه؟من اولین بارمه این حال دارم ونمیدونم اگرکسی هست میشه راهنمایی کنه؟

آهو زنی #باهوش#حق طلب #زیرک#با صلابت بعد از #خیانت #حسام با بهترین #دوستش غرور #شکسته اش را برداشت و #رفت تا از تب تاب #زندگی قبلی اش افتاد اسیر #وائل شد #شکارچی که به اشتباه آهو را #گروگان میگیرد اما خودش#اسیر چشمان وحشی ان زن شکست خورده میشود حالا #وائل با #زورگویی #سلطه گری میخاهد #آهو را بدست بیاورد در این مجادله کی پیروز میشود؟؟ https://t.me/+K0c4LX2SHvhkNTBk

sticker.webp0.32 KB

💜 چنل آنــلایــن رمــــانــیـــا 💜 مترجم نیالا #نیالا #مترجم_نیالا رمان جنگل تاریک #جنگل_تاریک چیتن #چیتن انزو #انزو شوگرددی #شوگر_ددی | #شوگرددی #آلفا #مجموعه_آلفا #پادشاهان_درد #پادشاهان_خشم #پادشاهان_بخشنده #پادشاهان_دانشگاه_فورسایت https://t.me/+N2N1vWKbiVtjODZk

sticker.webp0.32 KB

ܟߺ‍ܝ‌ܩܢ‌‌ ࡅ࣪ߺ‍ܦ߭‍ࡑ‌‌ ܣ‍ߊ‌‌ࡅ࡙ߺ‍ࡅߺ߳ࡉ‌ #مافیایی#بزرگسال🔞 «وائل با گامی استوار و لرزه‌انداز، آهو را به درونِ اتاقِ کارش کشید؛ گویی طعمه‌ای گران‌بها را به شکارگاهِ اختصاصی‌اش می‌برد. صدایِ کوبیده شدنِ در، سکوتِ سردِ اتاق را شکست و پیش از آنکه آهو مجالی برایِ نفس کشیدن بیابد، هجمه‌یِ سنگینِ تنِ وائل، او را به سطحِ چوبیِ در کوبید. پیش از آنکه خشمِ فروخفته در چشمانِ آهو مجالِ بروز یابد، وائل بی‌درنگ بر لب‌هایِ سرخش فرود آمد. بوسه‌ای که نه از سرِ مهر، که از سرِ تصاحب بود. آهو، تسلیمِ این طوفانِ ناگهانی، پلک‌هایش را با عطشی که سال‌ها در پسِ غرورش پنهان کرده بود، بست. انگشتانش، بی‌اختیار و لرزان، در میانِ تارهایِ بورِ موهایِ وائل گره خورد و او را بیش از پیش به خود فشرد. 🔞🔞 برای «آهو»، زندگی همان‌جا تمام شد که بهترین دوستش، در آغوش شوهرش آرام گرفت. زنی با غروری شکسته، حالا به اشتباه بجای خاهرش در دامِ مردی اسیر شده که سردیِ نگاهش از طوفانِ خشمش خطرناک‌تر است. «وائل» تشنه‌ی کنترل کردن است و آهو، تنها چیزی است که او دیوانه‌وار می‌خواهد تصاحبش کندآیا آهو میتواند مقابل وائل خودش را حفظ کند» https://t.me/+K0c4LX2SHvhkNTBk

sticker.webp0.32 KB

سلام. یه رمانی بود، دختره و پسره عاشق هم دیگه بودن. پسره پلیس مخفی بود ولی دختره خبر نداشت. اسمه پسره آرسام بود. یه روز دختره یواشکی می‌شنوه یه محموله‌ای قراره جابه‌جا بشه. کنجکاو میشه و میره اونجا یواشکی سوار کامیون جنسا میشه و سوار کشتی میشه این وسطم کشتی و ماشین باهم آتيش می‌گیرن. دختره یه برادر داشت که از وجود اون خبر نداشت ولی برادره دختره رو نجاتش میده عوض خواهرش به دختره دیگه رو می‌سوزونه و DNA دختره رو می‌زنه به اونی که سوخته و خارج از ایران زندگی می‌کنه‌ و برای انتقام برمی‌گرده. #گمشده #رمان_گمشده #شماره_120 ✅ رمان: تقاص قضاوت (رمان آنلاین هست و داخل روبیکا پارت‌گذاری میشه.) ✅

sticker.webp0.32 KB

دلبر بعد #ازدواج #شوهرش با #جاریش قلبش له میشه #زندگی قشنگش خراب میشه تو بدترین حالش #پسر عمو خشن غیرتی شوهرش #برزان تنها پناه تکیه گاه دلبر میشه حتما این #رمان جذاب دنبال کنید🔞😍👆

sticker.webp0.34 KB

🧸رمان: #قلب_عاشق✅ 🧸نویسنده: #فرزانه_صغری🦋 🧸ژانر: #عاشقانه❤️ 📝خلاصه: مثل همیشه وقتی از دانشگاه بیرون می امدیم یک راست بطرف کافی شاپی که نزدیک دانشگاه بود می رفتیم و با خوردن یک قهوه و گفتمان کوتاه، انرژی دوباره می گرفتیم و به طرف خونه می آمدیم.این کار تقریبا برای من و ماهرخ یک عادت شده بود چون با خوردن اون قهوه احساس می کردیم…

#دلبرِ_برزان #خان_#عاشقانه#بزرگسال🔞 در خانه‌ای که دیوارهایش با کینه‌هایِ قدیمی و رازهایِ مگو بنا شده، «دلبر» فرشته‌ای است که
#دلبرِ_برزان #خان_#عاشقانه#بزرگسال🔞 در خانه‌ای که دیوارهایش با کینه‌هایِ قدیمی و رازهایِ مگو بنا شده، «دلبر» فرشته‌ای است که در آتشِ انتخاب‌هایِ دیگران می‌سوزد. او که قربانیِ رسم‌هایِ کهنه و ازدواجی تحمیلی شده، حالا در میانِ مردابی از خیانت دست‌ و پا می‌زند. در یک سو، «آشور» ایستاده؛ مردی که سمتِ یک خیانتِ ویرانگر کشانده شده است. او که حریمِ مقدسِ زناشویی را با سایه‌یِ زنِ برادرِ ازدست‌رفته‌اش آلوده کرده، نه‌تنها زندگیِ خود، که جانِ «دلبر» را نیز در قربانگاهِ انتقامِ شخصی‌اش قربانی می‌کند. اما در میانِ این همه سیاهی و نامردی، «برزان» ظهور می‌کند؛ تکیه‌گاهی استوار و مردی که معنایِ واقعیِ غیرت و حمایت را دوباره معنا می‌کند. برزان نه تنها سدِ راهِ طوفان‌ها می‌شود، بلکه برایِ نجاتِ «دلبر» از چنگالِ سرنوشتی که دیگران برایش بافته‌اند، به دلِ آتش می‌زند. آیا عشقِ برزان می‌تواند مرهمی بر زخم‌هایِ دلبر باشد؟ «دلبرِ برزان»؛ داستانی از دردهایِ زنانه، خیانت‌هایِ خاموش و مردی که برایِ حفظِ عشقش، جهان را به چالش می‌کشد. این رمان دارای صحنه های باز است🔞🔞🔞🔞 https://t.me/+R1la7LP_0vU2MWM0

sticker.webp0.34 KB

sticker.webp0.34 KB

پشت بام طهران #پشت_بام_طهران https://t.me/+aY1h5iJGzVgyZTQ0

sticker.webp0.34 KB

رمان #بن_بست_مجنون نویسنده: #شهره_احیایی ژانر: #عاشقانه #صحنه_دار #خشن خلاصه : داستان زندگی دختری که خانواده‌ی سخت‌گیر و مذهبی دارد و جای او تصمیم می‌گیرند که با کسی که هیچ احساسی نسبت به او ندارد ازدواج کند، یاس دختری با سرنوشتی عجیب که با فراز و فرودهایی همراه است. سرنوشتی که با آدم‌های متعصبی گره خورده که روزگارش را سیاه می‌کنند. ازدواج اجباری یاس با مردی که بیمار است، دوام نمی‌آورد، و خیلی زود رازی بر ملا می‌شود که والا و یاس را  مقابل یکدیگر قرار می‌دهد، اما در جایی که فکرش را نمی‌کردند.

sticker.webp0.34 KB