es
Feedback
کانال کافه رمان خونه📖

کانال کافه رمان خونه📖

Ir al canal en Telegram

📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید. @mhmd_exe درخواست رمان فقط از گروه گروه درخواست رمان: https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh تاریخ تاسیس تیم: 1397/5/10

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram کانال کافه رمان خونه📖

El canal کانال کافه رمان خونه📖 (@roman_khone_ch) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 27 080 suscriptores, ocupando la posición 1 170 en la categoría Libros y el puesto 12 489 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 27 080 suscriptores.

Según los últimos datos del 09 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 2 192, y en las últimas 24 horas de 52, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 17.07%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 6.64% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 4 619 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 795 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 14.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como رمان, #رمان, آذین, دختره, سایه.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید. @mhmd_exe درخواست رمان فقط از گروه گروه درخواست رمان: https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh تاریخ تاسیس تیم: 1397...

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 10 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.

27 080
Suscriptores
+5224 horas
+6627 días
+2 19230 días
Archivo de publicaciones
sticker.webp0.34 KB

لیست جذاب ترین رمان ها که بیشترشون تو vip به پایان رسیده😍 https://t.me/addlist/AifWR-J1RHg1Mjk0

sticker.webp0.34 KB

ـ چون چاقی نامزدت ولت کرد دخترخانم؟ دخترک تنش می لرزید از حقارت و گریه... صدای خنده هایشان می آمد خنده های نامزد دخترم و آن دختر... با چشمان اشکی به مرد مقابلش چشم دوخت مردی کت و شلوار پوش با اخم های در هم نارنج ترسیده لب زد - م...میشه برید کنار؟ مرد دست در جیبش گذاشته و با لحنی جدی و بم غرید - اون پسره نامزدته؟ اشاره اش به مرد نامردی بود که دست دور گردن صمیمی ترین دوست دخترک انداخته بود از قبل باهم بودند و تمام این مدت نارنج فقط بازی خورده بود با تکان سرم قطره اشکش افتاد و نگاه مرد به اشک های دخترک رفت دخترک مظلوم و ساده ای که فقط کمی اضافه وزن داشت اما زیبا بود - بهم گفت هیچ‌کس به من نگاهم نمیکنه چه برسه بخواد باهام عروسی کنه مرد اخم هایش بیشتر شد نگاهش با نفرت به آن مرد و دختر پشت میز رفته و دوباره به نارنج رسید نارنج می ترسید می ترسید مرد هم بخواهد مسخره اش کند اما... - می‌خوای کارشو تلافی کنی؟ دخترک مات سر بلند کرد - م...من؟ چ...چجوری؟ مرد جعبه ای از جیبش بیرون کشید جعبه ی مخملی با انگشتری زیبا درونش - اون دختری که پیش نامزدته، قرار بود زن من بشه... باهام ازدواج کن تا از هردوشون انتقام بگیریم، قبوله؟ https://t.me/+TuZCxaTLZLEyNTI0 https://t.me/+TuZCxaTLZLEyNTI0 https://t.me/+TuZCxaTLZLEyNTI0 https://t.me/+TuZCxaTLZLEyNTI0

sticker.webp0.34 KB

📚رمان: #من_و_نویسا 👆 ✍نویسنده:#مریم_صناعی 💫ژانر #طنز #رئال 📄خلاصه: انسان‌ها همیشه تو حکمت خداوند می‌مونن، اینکه چیزی رو ازت می‌گیره و بعد از مدت زمان زیادی چیزهای بزرگ‌تری رو در ازای اون بهت می‌ده، ولی ما صبر و طاقت نداریم و سریع معترض می‌شیم که "خدایا چرا؟" من هم اعتراض کردم ولی اینبار خدا گفت "صبر کن بنده! می‌خوام چیزهای بهتری بهت بدم. می‌خوام بهت دوست‌هایی بدم که حالت با اون‌ها خوش باشه. دوست‌هایی از جنس نویسا"...

sticker.webp0.34 KB

sticker.webp0.34 KB

از دوستمون حمایت کنید عزیزان

sticker.webp0.34 KB

༄🌱 سرزمین آتروسیا 🌱༄ https://t.me/+skQMwuXJTOw0ZmJk از بین درخت‌های آخر گذشتیم و چمن‌زار جلومون باز شد. سرجام وایستادم. تا چشم کار می‌کرد سبز بود، یه سبزِ روشن که زیر نور خورشید برق می‌زد، جوری که انگار هر تیغه‌ی علف خودش یه تیکه نور بود. گل‌های زرد لابه‌لاش پخش بودن، بی‌نظم، بعضی‌جا خوشه‌خوشه، بعضی‌جا تک‌وتنها. باد که می‌اومد همه‌شون با هم یه موج می‌ساختن، از این طرف دشت تا اون طرفش که دیگه محو می‌شد تو افق. دهنم باز مونده بود. دستمو بی‌اختیار بردم جلو، انگار می‌خواستم از همون فاصله لمسش کنم، با اینکه هنوز چند قدم باهاش فاصله داشتم. «این...» صدام گرفته بود. «این همه‌ش... واقعیه؟» لوسینا خندید، از همون خنده‌های نخودیش. «تازه کجاشو دیدی.» دستشو بالا آورد، کف دستش رو به آسمون. یه نور نرم و سفید ازش بیرون زد، مثل نور دم صبح خورشید. پخش شد رو هوا، رفت سمت چمن‌زار، و همون لحظه، از دل خودِ علف‌ها، انگار داشتن از خواب بیدار می‌شدن، دسته‌ای پروانه بلند شد. رنگارنگ بودن، بعضی‌ها آبی، بعضی‌ها بنفش کم‌رنگ. بال‌هاشون تو نور یه برق ریز می‌زد که هر بار بال می‌زدن عوض می‌شد. دورم چرخیدن، از رو شونه‌م رد شدن، یکیشون یه لحظه رو دستم نشست. نفسم بند اومده بود. نمی‌دونستم باید بخندم یا فقط نگاه کنم. پروانه‌ها کم‌کم پخش شدن، رفتن سمت بقیه‌ی چمن‌زار. «این‌جا چیه اصلاً؟» نشستم رو زمین، دستمو کشیدم رو علفا. 💜🌑💜🌑💜🌑💜🌑 https://t.me/+skQMwuXJTOw0ZmJk 💜🌑💜🌑💜🌑💜🌑

درخواست هاتون بزارید اینجا بچه ها میبینم جواب میدم ببخشید که مدتی نبودم ادمین مژگان

AnimatedSticker.tgs0.37 KB

ریکشن فراموش نشه.

@donyayroman ood.pdf2.00 MB

@donyayroman ood.pdf2.00 MB

#اعدام_یا_انتقام ✍نوشته شیوا بادی کاربر نودهشتیا تعداد صفحات:1236 صفحه پی دی اف 📝خلاصه داستان : ابتدای داستان در مورد دو زوجه ، دو زوجی که هر کدوم عاشق همسرشون هستن ! ولی با یه تصادف ، همسر یکی از این زوج ها از بین میره و اون سه نفر دیگه رو تو مسیر هم قرار میده ! علی راضی به رضایت نمیشه ، تنها حرفی که روی زبونشه ، قصاصه ! و اینکه سهیل باید تاوان کاری که کرده رو پس بده ! قانون باید اونو مجازات کنه ! حکم دادگاه ، اعدامه ! اعدام سهیل ! بهارم که عاشق سهیل همسرشه ، هر کاری میکنه تا از علی رضایت بگیره حتی …… و علی راضی میشه ، اما فقط به یه شرط ، اونم اینکه ……پایان خوش ” لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست “ ژانر : #عاشقانه

@Romankade.edam ya entegham_www.negahdl.com_.pdf7.48 MB

@Romankade.edam ya entegham_www.negahdl.com_.apk9.61 KB