ar
Feedback
کانال کافه رمان خونه📖

کانال کافه رمان خونه📖

الذهاب إلى القناة على Telegram

📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید. @mhmd_exe درخواست رمان فقط از گروه گروه درخواست رمان: https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh تاریخ تاسیس تیم: 1397/5/10

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام کانال کافه رمان خونه📖

تُعد قناة کانال کافه رمان خونه📖 (@roman_khone_ch) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 27 212 مشتركاً، محتلاً المرتبة 1 171 في فئة الكتب والمرتبة 12 729 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 27 212 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 01 أغسطس, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 821، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 18، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 18.14‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 6.15‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 4 937 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 673 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 7.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل رمان, #رمان, آذین, دختره, سایه.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید. @mhmd_exe درخواست رمان فقط از گروه گروه درخواست رمان: https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh تاریخ تاسیس تیم: 1397...

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 02 أغسطس, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

27 212
المشتركون
+1824 ساعات
-117 أيام
+82130 أيام
أرشيف المشاركات
sticker.webp0.37 KB

رمان: #سیگار_سوم نویسنده: #راضیه_عباسی ژانر: #عاشقانه  #معمایی #روانشناسی #انتقامی خلاصه: نفرت... من زندگیمو به نفرت گره زدم ،برگشتم تا انتقام بگیرم من زاده خشمم،زاده جنون،زاده عشق... من عشق را به جنون کشاندم و جنون را به انتقام حتی اگر به غلط باشد... من سوختم و سوزاندم تا شاید آب خنکی باشد بر آتش قلبم.... من به عشق زاده شدم و به درد جان دادم... #سوپرایز 🔥🎉

بچه ها کسی اینجاهست ک تابه حال معده درد گرفته باشه وب قلبش بزنه قفسه سینه؟من اولین بارمه این حال دارم ونمیدونم اگرکسی هست میشه راهنمایی کنه؟

آهو زنی #باهوش#حق طلب #زیرک#با صلابت بعد از #خیانت #حسام با بهترین #دوستش غرور #شکسته اش را برداشت و #رفت تا از تب تاب #زندگی قبلی اش افتاد اسیر #وائل شد #شکارچی که به اشتباه آهو را #گروگان میگیرد اما خودش#اسیر چشمان وحشی ان زن شکست خورده میشود حالا #وائل با #زورگویی #سلطه گری میخاهد #آهو را بدست بیاورد در این مجادله کی پیروز میشود؟؟ https://t.me/+K0c4LX2SHvhkNTBk

sticker.webp0.32 KB

💜 چنل آنــلایــن رمــــانــیـــا 💜 مترجم نیالا #نیالا #مترجم_نیالا رمان جنگل تاریک #جنگل_تاریک چیتن #چیتن انزو #انزو شوگرددی #شوگر_ددی | #شوگرددی #آلفا #مجموعه_آلفا #پادشاهان_درد #پادشاهان_خشم #پادشاهان_بخشنده #پادشاهان_دانشگاه_فورسایت https://t.me/+N2N1vWKbiVtjODZk

sticker.webp0.32 KB

ܟߺ‍ܝ‌ܩܢ‌‌ ࡅ࣪ߺ‍ܦ߭‍ࡑ‌‌ ܣ‍ߊ‌‌ࡅ࡙ߺ‍ࡅߺ߳ࡉ‌ #مافیایی#بزرگسال🔞 «وائل با گامی استوار و لرزه‌انداز، آهو را به درونِ اتاقِ کارش کشید؛ گویی طعمه‌ای گران‌بها را به شکارگاهِ اختصاصی‌اش می‌برد. صدایِ کوبیده شدنِ در، سکوتِ سردِ اتاق را شکست و پیش از آنکه آهو مجالی برایِ نفس کشیدن بیابد، هجمه‌یِ سنگینِ تنِ وائل، او را به سطحِ چوبیِ در کوبید. پیش از آنکه خشمِ فروخفته در چشمانِ آهو مجالِ بروز یابد، وائل بی‌درنگ بر لب‌هایِ سرخش فرود آمد. بوسه‌ای که نه از سرِ مهر، که از سرِ تصاحب بود. آهو، تسلیمِ این طوفانِ ناگهانی، پلک‌هایش را با عطشی که سال‌ها در پسِ غرورش پنهان کرده بود، بست. انگشتانش، بی‌اختیار و لرزان، در میانِ تارهایِ بورِ موهایِ وائل گره خورد و او را بیش از پیش به خود فشرد. 🔞🔞 برای «آهو»، زندگی همان‌جا تمام شد که بهترین دوستش، در آغوش شوهرش آرام گرفت. زنی با غروری شکسته، حالا به اشتباه بجای خاهرش در دامِ مردی اسیر شده که سردیِ نگاهش از طوفانِ خشمش خطرناک‌تر است. «وائل» تشنه‌ی کنترل کردن است و آهو، تنها چیزی است که او دیوانه‌وار می‌خواهد تصاحبش کندآیا آهو میتواند مقابل وائل خودش را حفظ کند» https://t.me/+K0c4LX2SHvhkNTBk

sticker.webp0.32 KB

سلام. یه رمانی بود، دختره و پسره عاشق هم دیگه بودن. پسره پلیس مخفی بود ولی دختره خبر نداشت. اسمه پسره آرسام بود. یه روز دختره یواشکی می‌شنوه یه محموله‌ای قراره جابه‌جا بشه. کنجکاو میشه و میره اونجا یواشکی سوار کامیون جنسا میشه و سوار کشتی میشه این وسطم کشتی و ماشین باهم آتيش می‌گیرن. دختره یه برادر داشت که از وجود اون خبر نداشت ولی برادره دختره رو نجاتش میده عوض خواهرش به دختره دیگه رو می‌سوزونه و DNA دختره رو می‌زنه به اونی که سوخته و خارج از ایران زندگی می‌کنه‌ و برای انتقام برمی‌گرده. #گمشده #رمان_گمشده #شماره_120 ✅ رمان: تقاص قضاوت (رمان آنلاین هست و داخل روبیکا پارت‌گذاری میشه.) ✅

sticker.webp0.32 KB

دلبر بعد #ازدواج #شوهرش با #جاریش قلبش له میشه #زندگی قشنگش خراب میشه تو بدترین حالش #پسر عمو خشن غیرتی شوهرش #برزان تنها پناه تکیه گاه دلبر میشه حتما این #رمان جذاب دنبال کنید🔞😍👆

sticker.webp0.34 KB

🧸رمان: #قلب_عاشق✅ 🧸نویسنده: #فرزانه_صغری🦋 🧸ژانر: #عاشقانه❤️ 📝خلاصه: مثل همیشه وقتی از دانشگاه بیرون می امدیم یک راست بطرف کافی شاپی که نزدیک دانشگاه بود می رفتیم و با خوردن یک قهوه و گفتمان کوتاه، انرژی دوباره می گرفتیم و به طرف خونه می آمدیم.این کار تقریبا برای من و ماهرخ یک عادت شده بود چون با خوردن اون قهوه احساس می کردیم…

#دلبرِ_برزان #خان_#عاشقانه#بزرگسال🔞 در خانه‌ای که دیوارهایش با کینه‌هایِ قدیمی و رازهایِ مگو بنا شده، «دلبر» فرشته‌ای است که
#دلبرِ_برزان #خان_#عاشقانه#بزرگسال🔞 در خانه‌ای که دیوارهایش با کینه‌هایِ قدیمی و رازهایِ مگو بنا شده، «دلبر» فرشته‌ای است که در آتشِ انتخاب‌هایِ دیگران می‌سوزد. او که قربانیِ رسم‌هایِ کهنه و ازدواجی تحمیلی شده، حالا در میانِ مردابی از خیانت دست‌ و پا می‌زند. در یک سو، «آشور» ایستاده؛ مردی که سمتِ یک خیانتِ ویرانگر کشانده شده است. او که حریمِ مقدسِ زناشویی را با سایه‌یِ زنِ برادرِ ازدست‌رفته‌اش آلوده کرده، نه‌تنها زندگیِ خود، که جانِ «دلبر» را نیز در قربانگاهِ انتقامِ شخصی‌اش قربانی می‌کند. اما در میانِ این همه سیاهی و نامردی، «برزان» ظهور می‌کند؛ تکیه‌گاهی استوار و مردی که معنایِ واقعیِ غیرت و حمایت را دوباره معنا می‌کند. برزان نه تنها سدِ راهِ طوفان‌ها می‌شود، بلکه برایِ نجاتِ «دلبر» از چنگالِ سرنوشتی که دیگران برایش بافته‌اند، به دلِ آتش می‌زند. آیا عشقِ برزان می‌تواند مرهمی بر زخم‌هایِ دلبر باشد؟ «دلبرِ برزان»؛ داستانی از دردهایِ زنانه، خیانت‌هایِ خاموش و مردی که برایِ حفظِ عشقش، جهان را به چالش می‌کشد. این رمان دارای صحنه های باز است🔞🔞🔞🔞 https://t.me/+R1la7LP_0vU2MWM0

sticker.webp0.34 KB

sticker.webp0.34 KB

پشت بام طهران #پشت_بام_طهران https://t.me/+aY1h5iJGzVgyZTQ0

sticker.webp0.34 KB