uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

خط سوم

خط سوم

Kanalga Telegram’da o‘tish

اهل تبادل نیستم. ☘️ @mmpouya https://t.me/harfmanbot?start=38920326

Ko'proq ko'rsatish
1 448
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+47 kun
+830 kun
Postlar arxiv
این سه روزی که میام تهران، برام شبیه یه روز خیییلی طولانیه که تموم نمیشه، تا وقتی برگردم خونه.

یه اینتروداکشن برای Bayesian epistemology می‌خونم، همه مثال‌هاش برای جا افتادن مطلب با شرط‌بندیه و استناد می‌کنه به اینکه مثلا ببین توی این مثالها rational judgement متعارف چیه. بعد من اینطوریم که بابا چی میگی؟ من چرا هیچ داوری‌ای درباره شرط‌بندی ندارم :)))):

محبوب من، روزهایی که از تو دورم، کم داشتنت را با پوستم احساس می‌کنم.

محبوب من، همه تجربه‌های جهان بدون تو دچار حفره‌ای عمیق است.

به خاطر اینکه این درس‌ها رو من قبلا شرکت کردم، پیش میاد که لازم میشه مقالاتی رو بخونم که قبلا خوندم. علیرغم اینکه برخیشون هیچ چیز جز یادآوری برام ندارند و نقطه چشم‌گیری در بازخوانی‌شون برام وجود نداره، برخی کاملا برعکس؛ سراسر نکته‌های زیبا و insightful و تفکر برانگیز.

من: برم سرکلاس‌هام دیگه دانش aiم به کارم نمیاد. شروع ترم، جلسه دوم: بحث درباره اینکه نسبت معیار simplicity و accuracy ثابت نیست، به خاطر over-fitting

روز معارفه پژوهشگاه هرکس داشت خودش رو معرفی می‌کرد. بعد به من که رسید، صحبت از فامیلیم شد، محمود پرسید شما با shoemaker نسبتی نداری؟ گفتم چرا، اشتراک معنوی داریم. بعد استاد مروارید پرسید با givenchy ها چطور؟ من گفتم نه. ولی اگه یه وقت رفتم فرانسه، می‌تونم بگم گیوه‌چی هستم از قم اومدم، فکر می‌کنند givenchy هستم از Rome اومدم. :))))))

امروز با یه آقایی آشنا شدم که فامیلیش «رَمزی» بود و حرفه‌ش بود؟ امنیت اطلاعات. :))) واقعا تناسب فامیلی و حرفه: ۱۰/۱۰.

ببینید چه مقاله مناسبی پیدا کردم برا خودم. :))
ببینید چه مقاله مناسبی پیدا کردم برا خودم. :))

دیروز با م.و تلاش کردیم که تعریف بازگشتی از wwf برای PL رو بازنویسی کنیم. بعدش یه اثباتی ساخت برای valuation function برای ای
دیروز با م.و تلاش کردیم که تعریف بازگشتی از wwf برای PL رو بازنویسی کنیم. بعدش یه اثباتی ساخت برای valuation function برای این سیستم وجود داره. واقعا خفن بود. بهش میگم مقاله‌ش کن، میگه لابد یکی دیگه انجامش داده، بیخیال‌ 🫠🫠

تو مقصد برگشتنم بودی. بالا و پایین روز، هرچقد هم اعصابم خرد میشد یا همه چیز خوب پیش می‌رفت، چه اینکه چیزی یاد می‌گرفتم و چه اینکه دست و پا میزدم، تهش می‌دوسنتم که تو مقصد بازگشتنم خواهی بود هر روز. شب که میشد و ساعت که دیر میشد، همیشه یه شوقی برای برگشتن داشتم، چون منتظرم بودی. (برای همین وقتهایی که خبر میدادی رفتی بیرون و خونه نیستی، منم دلیلی برای برگشت نداشتم.) حالا این روزها شبیه اینم که خونه نیستی و من جایی برای برگشتن ندارم. هی به ساعت نگاه میکنم ولی بلند نمیشم از جام. قصه‌های روزم به انتها نمی‌رسند انگار، چون سرانجام قصه‌هام تویی؛ یه چیزی همیشه توی پایان روزم کمه، مثل مُهری که پایان یه نامه اداری می‌خوره و تمومش می‌کنه، روزهام مهر نمی‌خوره و ناتمامه.

تصمیم گرفتم وقتی پیشت نیستم، بیشتر باهات حرف بزنم. اما خیلی برام کار غریبیه. چون تو همیشه همین حوالی یا نزدیکم - در حدود زمزمه‌رس - بودی که صدای محبتم رو بشنوی. نهایتا چندمتر اون‌طرف بودی که صدام رو بلند کنم و بگم «دوستت دارما» و از پشت میزت سر بلند بکنی و بگی «چیییی؟» و من بلندتر تکرارش کنم. اما حالا موقع نوشتن انگار باید با تو توی ذهنم حرف بزنم. توی قلبم. و منتظر بمونم کلماتی که یه بار به خودت توی قلبم گفتم با این نوشته‌ها به خود واقعی‌ت برسند. درحالی که این فاصله افتادن رو عادت ندارم. اما فکر کنم چاره‌ای نیست؛ بایستی تحمل کنم و یواش عادت کنم به این میانه‌ای از بودن و نبودنت. شبیه روزهای خوش آشنایی و نامه‌نویسی‌هامون.

در حالی که نشسته بودیم و داشتیم خداحافظی می‌کردیم، ازش پرسیدم که به نظرت هر هفته قراره همینقدر سخت باشه؟ و گفت آره.

Repost from N/a
کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها کجایی اگر مجنون اگر لیلا غریبم در بیابان ها کجایی

Repost from N/a
تبیین ما در مسائل فردی و بعضا بین‌فردی، امکان انتخاب را فراهم می‌آورد، که گاه آغازگر فرآیند تغییر است یا سبب‌ساز تداوم رنج. #نگرش

Repost from خط سوم
photo content

پدیده جالبی که اخیرم تجربه کردم، اینه که از شدت رقیق بودن وقتی جلوی گریه‌م یا ابراز دیگری رو بگیرم، قفسه سینه‌م میلرزه یه جورایی.

از هفته بعد که ترم شروع میشه، نصف هفته پیش زینب نیستم و خیلی رقیق و «نوموخوام» و بچه هفت ساله و اشکی‌ام بابتش.

یه باگ جدید و بزرگ پیدا کرد :))))) صبور باشید تا درستش کنم 😂

دوستان، من یه سرویسی نوشتم برای ترجمه کردن فایلها با هوش مصنوعی، میخوام تست بگیرمش به جهات مختلف. برای همین لازمه که چند فایل بهش بدم برای ترجمه کردن (به انگلیسی، فارسی، هرچی) و خودم یه سری فایل برای تست زدم، اما گفتم حالا که این داره کار میکنه، اگه کسی نیازی داره، خب براش ترجمه کنم، به جای اینکه فایلهای تستی بی فایده بهش بدم :)) اگه فایلی، کتابی، مقاله ای چیزی برای ترجمه دارین، بهم بدین :دی