خط سوم
Відкрити в Telegram
اهل تبادل نیستم. ☘️ @mmpouya https://t.me/harfmanbot?start=38920326
Показати більше1 469
Підписники
+324 години
+97 днів
+1630 днів
Архів дописів
1 470
هیچوقت نخواستم و حتی ذرهای تلاش نکردم «مقدمه بیداد» مشکاتیان رو یاد بگیرم. چون میترسم حس جادویی و مهیبی که موقع شنیدن قطعه اصلی دارم رو از دست بدم.
1 470
با محمدعلی و «ب» بودیم. «ب» رو کرد به محمدعلی و یه سوالی ازش پرسید.
گفتم وا چندبار این سوال رو میپرسی؟
محمدعلی گفت مگه قبلا پرسیده؟
گفتم آره. تازه من جواب تو رو هم یادمه. الان به جوابت فکر کن، بعد من میگم جوابت چی بود.
فکر کرد و گفت خب بگو.
گفتم.
گفت آره درسته جوابم همین بود.
بعد «ب» از جواب محمدعلی خوشش نیومده بود و اومد یه اعتراضی بکنه.
گفتم وای اعتراضت هم تکراریه.
گفت اون موقع هم همین اعتراض رو کردم؟
گفتم بله، جواب محمدعلی هم یادمه و جوابش رو گفتم.
محمدعلی گفت آره جواب الانم هم همین بود.
بالاخره قبول کردند که این مکالمه یه بار تکرار شده و من توهم نزدم.
مکالمه بقیه رو من باید یادم بمونه، خودشون فراموش کنند 😒
1 470
امروز یه نفر توی کافه به من و زینب خییییلی طولانی و خیره نگاه کرد، بعد ما اینطوری بودم که خب یه چیزی بگو، ما رو شناختی یا چی. :))
و خب ممکنه کسی یکی از ما رو بشناسه و ما نشناسیمش، معالاسف. شما اگه من رو جایی دیدین، لطفاً این کار رو نکنید. :)))) یا لااقل سلام کنید، حرف بزنید. چمیدونم.
1 470
وقتی نمیتونم روی بهتر کردن حال زینب تاثیری داشته باشم، دچار احساس ناتوانی در تمامی عرصههای زندگی میشم.
1 470
این هفته از شروع ترم تا حالا بهترین هفتهم بود؛ اول هفته ا.م ۳-۴ ساعت درباره ابعاد فلسفی فضا-زمان توی نسبیت خاص حرف زد که واقعا فوقالعاده بود. دیروز هم دکتر م بحثهای بینظیری رو که development خودش بود ارائه داد با این موضوع:
how a bundle theory of objects built from tropes can account for intrinsic change, while the object stays identical over time, despite the Leibnizian principle that something with different constituents at different times seems to be non-identical.آخر کلاس واقعا مغزم داشت سوت میکشید جدا. :))
1 470
از صبح که چشم باز کردم، دوساعته توی ذهنم یه تیکه از یه آهنگ تکرار میشه.
و کلی فکر کردم و گشتم تا پیداش کردم:
https://t.me/shufflers/158
1 470
چون دیگه همکار ندارم و فقط با یه شرکت، غیرحضوری کار میکنم، کسی اطرافم نیست که تجربیاتم رو با ذوق براشون بیان کنم :))
تجربه جدیدم که خیلی راضیم ازش، ترکیب Agentic flow با Decision Models بوده. واقعا جالبه. به جای HalluKnight هم از Jev استفاده کردم. عالی شد.
1 470
این همه سال گذشته، ولی من هنوز از اون جمله دلم گرم مونده و مرورش میکنم و بهش تکیه میکنم.
1 470
یه وقتهایی که حوصله ندارم کاری رو انجام بدم، با خودم مرور میکنم:
موفقیتهای کوچیک، قدمهای کوچیک، تصمیمهای کوچیک.
1 470
از اردیبهشت تا حالا تایم آزادم رو روی یه پروژه شخصی کار میکنم. بعد یه مسئلهای توی خروجیهاش بود که مدتها بود نمیفهمیدم از کجا ناشی میشه و مشکل کجاست. چندبار Claude code و... هم مشغول کردم که بررسی کنند، ولی اینقد کل سیستم جزئیات پیچیده و زیاد داره که عملا پیدا کردن منشأ دشوار شده و موفق نشدیم. (البته مدلهای گرون رو تست نکردم)
یه مشکلم هم اینه که چون منابع کافی ندارم، بعد از هر diagnosis و تشخیص و اصلاحی که انجام میدم، کلی باید زمان بذارم تا تست دوباره بگیرم و خروجیها رو بررسی کنم.
هفته پیش یه api از anti-gravity گوگل رو وصل کردم روی opencode و یه حدسهایی زد که خوشم اومد از حدسهاش. بررسی و اعمال کردم و خروجی اولیه گرفتم، توی تستهای مختصرم موفق شده. حالا رفتم سراغ تست مفصلترم و دو روزه کامپیوترم بیچاره داره کار میکنه. تموم نشده هنوز. 🥲
1 470
یه ویدئو از ۲ سالگی هامون، برادرزادهم، هست که توی خونهشون نشسته و داره هی میگه «عمو محمد» که یعنی دلش من رو میخواد. اون ویدئو در اعماق قلبم جای گرفته برای همیشه.
