es
Feedback
خط سوم

خط سوم

Ir al canal en Telegram

اهل تبادل نیستم. ☘️ @mmpouya https://t.me/harfmanbot?start=38920326

Mostrar más
1 447
Suscriptores
Sin datos24 horas
+47 días
-630 días
Archivo de publicaciones
Repost from خط سوم
photo content

پدیده جالبی که اخیرم تجربه کردم، اینه که از شدت رقیق بودن وقتی جلوی گریه‌م یا ابراز دیگری رو بگیرم، قفسه سینه‌م میلرزه یه جورایی.

از هفته بعد که ترم شروع میشه، نصف هفته پیش زینب نیستم و خیلی رقیق و «نوموخوام» و بچه هفت ساله و اشکی‌ام بابتش.

یه باگ جدید و بزرگ پیدا کرد :))))) صبور باشید تا درستش کنم 😂

دوستان، من یه سرویسی نوشتم برای ترجمه کردن فایلها با هوش مصنوعی، میخوام تست بگیرمش به جهات مختلف. برای همین لازمه که چند فایل بهش بدم برای ترجمه کردن (به انگلیسی، فارسی، هرچی) و خودم یه سری فایل برای تست زدم، اما گفتم حالا که این داره کار میکنه، اگه کسی نیازی داره، خب براش ترجمه کنم، به جای اینکه فایلهای تستی بی فایده بهش بدم :)) اگه فایلی، کتابی، مقاله ای چیزی برای ترجمه دارین، بهم بدین :دی

اگه قراره ai این کارهام رو انجام بده، پس من قراره از چی لذت ببرم؟

از یه پلتفرم برای مدیریت تسک استفاده می‌کنیم، بعد این پلتفرمه هوش مصنوعی داره. اسکرام‌مستر محترم اومده از این پرسیده که یه برآوردی از توزیع تسک‌ها بده. اینم رفته دو ساعت همه‌چیز رو بررسی کرده، تهش گفته چند نفر (از جمله من) دارند burnout میشن. :)) باز خوبه یکی فهمید.

هرجا هر مشکلی توی شرکت می‌بینم، یا بهم میگن، من پاسخ میدم: I have no more fucks to give موسیقی مربوطه

سرگرمی جدید میری این سایت، روز تولدت رو می‌زنی و میگه چه رنگیه.
سرگرمی جدید میری این سایت، روز تولدت رو می‌زنی و میگه چه رنگیه.

incommensurable سنجش‌ناپذیر --- وقتی نمی‌شه دو امر رو به هیچ نحوی با دیگری سنجید. چون هیچ معیار و سنجه و استاندارد مشترکی وجود نداره. هیچ خط‌کشی نیست که بشه کنار جفتشون گذاشت و اندازه‌ای زد. مثل مقایسه و سنجیدن دو سوگ.

Repost from N/a
mono - dream odyssey.mp318.85 MB

من یه باور خرافاتی دارم که همیشه داشتمش و دلیلی هم براش ندارم و دنبال دلیلش هم نیستم. اما چون برام شیرینی و جالبی خوبی داره، نگهش داشتم. یه وقت‌هایی البته تاییدهای پراکنده‌ای براش پیدا کردم. باور خرافاتیم اینه که وقتی پیش میاد که چند بار اتفاقی یاد یه نفر میفتم، با خودم میگم لابد اونم داره به من فکر می‌کنه. مثلا وقت‌هایی که توی یه روز چند آدم رندوم رو می‌بینم که یادآور و تداعی‌کننده یه نفر میشن برام، یا مکرر نشونه‌هایی از یه فرد می‌بینم، با خودم میگم حتما داره بهم فکر می‌کنه.

photo content

خیلی خوشحال شدم فهمیدم این مسائل فقط برای سال‌های ابتدایی نیست 😂😂

یه پروژه جالب گرفتم که خیلی بهم خوش می‌گذره باهاش. :)) توی کشور چون GPU نو گیر نمیاد، نتیجتا استوک هستند و جاهایی که می‌خرن، نیاز دارند تست کیفیت بگیرند. یه دیتاسنتر از اینا خریداری می‌کنه و کار من اینه که تست فشار سنگین بگیرم ازشون تا کیفیتشون رو بسنجم. بعد من یه جوری دهن هرکدوم رو سرویس می‌کنم و شلاق می‌زنم بهش که همه‌چیز قرمز و خونین میشه. :))) امروز مثلا یه مدل serve کرده بودم روی یه L40S و توی یه استرس تست اینقد بهش فشار میاوردم تا ارور بخوره. بعد لم داده بودم و تماشا می‌کردم همه‌چیز داره به خاک و خون کشیده میشه و دما می‌ره بالا، vRAM داره خون گریه می‌کنه. :)) فقط یه شلاق کم داشتم که وسط کار بزنمش روی GPU. :))))))

از این روزهای کاری که سراسر جلسه‌ست بیزارم.

گفته بودم فرانت ai می‌بینم، هرچی هم پشتش باشه از چشمم میفته؟ پس الان گفتم.

'on the edge'

disclaimer: این «محمد پویا» که توی ارائه‌های همایش سالیانه منطق هستش، من نیستم. :)) ولی خییییلی تعجب کردم از اینکه فردی به این نام وجود داره و علاقه‌ش هم مثل من منطق موجهاته :)))))