uz
Feedback
نه به عوام فریبی

نه به عوام فریبی

Kanalga Telegram’da o‘tish

درست فکر کنیم تا دستمایه اغراض سایرین نشویم کانال اختصاصی حوزه ی سلامت و رفاه اجتماعی ارتباط با ادمین https://t.me/ghalam_mehdi تبلیغات @tabligh_nabeavamfaribi

Ko'proq ko'rsatish
5 370
Obunachilar
+11624 soatlar
+1027 kunlar
+5030 kunlar
Obunachilarni jalb qilish
Iyul '26
Iyul '26
+140
2 kanalda
Iyun '26
+11
1 kanalda
Get PRO
May '26
+5
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+1
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+6
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+59
4 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+14
1 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+110
8 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+90
6 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+160
7 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+232
19 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+115
8 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+138
12 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+48
4 kanalda
Get PRO
May '25
+133
8 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+50
5 kanalda
Get PRO
Mart '25
+70
2 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+91
6 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+182
8 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+77
4 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+106
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+161
11 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+119
5 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+151
12 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+207
4 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+202
9 kanalda
Get PRO
May '24
+67
2 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+56
6 kanalda
Get PRO
Mart '24
+44
4 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+45
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+22
1 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+45
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+84
3 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+1 429
38 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+126
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+59
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+46
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+77
0 kanalda
Get PRO
May '23
+83
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+175
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+59
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+81
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+55
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+108
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+35
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+33
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+62
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+39
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+72
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+66
0 kanalda
Get PRO
May '22
+54
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+83
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+72
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+13
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+18
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+7
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+94
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+26
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+7
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+4 233
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+1 314
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+37
0 kanalda
Get PRO
May '21
+95
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+236
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+224
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+59
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+19
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+11 570
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
14 Iyul+18
13 Iyul+117
12 Iyul+2
11 Iyul+1
10 Iyul0
09 Iyul0
08 Iyul0
07 Iyul0
06 Iyul0
05 Iyul0
04 Iyul+1
03 Iyul0
02 Iyul+1
01 Iyul0
Kanal postlari
پیام مخاطب: مطلبتون بسیار عالی و سازنده بود علی الخصوص در حوضه مدیریت، لیکن در حال حاضر داستان داره به سمت و سویی میرود که باعث نارضایتی واقعی و حتی اگر ادامه پیدا کند باعث استعفای در حوضه جراحی ها و...شود . مشکل اینجاست که پس از چهار ماه از سال ۱۴۰۵ هنوز تعرفه ها ،تعرفه ۱۴۰۴ است و محاسبات همانند سال قبل است و مسئله مهم این است که قانون محاسبه مالیات عوض شده و مزایای پرکیس پزشکان در سامانه مالیات ده درصد محاسبه نمیشود و بصورت جدولی کسر میگردد و تقریبا از همه پزشکان مالیات سی درصدی کسر میگردد و تا اینجا این یعنی دریافتی بسیار کمتر از سال گذشته و نکته مهم و بدتر اینکه وقتی تعرفه جدید ابلاغ شود که به ظاهر اتفاق خوبی خواهد بود ،مالیات معوقه پرداخت در ماه مربوطه محاسبه نمیشود و این بدترین داستان است که قسمت اعظمی از عملکرد به جیب دارایی میرود ،نتیجه بی انگیزگی و نارضایتی پزشکان و عواقب آندر خوشبینانه ترین حالت این است که درباره نوع و نحوه عملکرد بسیار موثر خواهد بود .و نکته بد داستان این است که سقف دریافتی همان سقف ۱۴۰۴ است و بسیاری از پزشکان مبالغ بسیار بالایی سوخت دارند و این مسئله باعث خواهد شد آنها عمل کمتری رو انجام دهند چون با تعرفه و سقف سال قبل با قانون مالیاتی امسال در حقیقت فقط دارند رایگان عمل میکنند. پ. نوشت: متاسفانه نظام پرداخت در حوزه متخصصین دارای اشکال است و با وجود متقاضیان بسیار برای کار در رده های عمومی و زمان انتظار بالا برای اشتغال، در بخش تامین متخصصن به جد مشکل وجود دارد و دلیل اصلی فقدان مزیت مالی و اعمال مالیلت پله کانی (بر خلاف دانشگاه) بر متخصصین تامین اجتماعی از سوی وزارت اقتصاد است، برای برون از چالش های حوزه مدیریت بیمارستان های تامین اجتماعی لازم است که سیستم پرداخت با سیستم پرداخت دانشگاه، هم از لحاظ سقف و هم مالیات، هماهنگ شود، وگرنه یقین بدانیم که آنچه، اتفاق خواهد افتاد، کاهش جراحی های مورد نیاز مردم و.... در نهایت اینکه حقوق ده ها هزار کارمند را بدهیم و فقط بیمارستان ها را بدون خدمت گذاری موثر تماشا کنیم. کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi

2
شنیده نمی‌شود... امروز برای نوشتن تنها سطر اول این یادداشت، بیش از ده بار نوشتم و پاک کردم. گویی کلمات دیگر توان بیان وسعت نگرانی‌ام را ندارند. این نوشته متعلق به کسی است که تمام عمر خود را در جریانی سپری کرده که به اصولگرایی شناخته می‌شود. از سال ۱۳۹۵ که این کانال راه‌اندازی شد، تقریباً تمام مطالب آن در مسیر مطالبه‌گری برای اجرای سیاست‌های کلان نظام بوده است؛ از نظام ارجاع و پزشک خانواده گرفته تا نظام رفاه چندلایه، حمایت از تولید داخلی، اصلاح ساختارهای اداری و ده‌ها موضوع دیگر. اما امروز، با فشار خون بالا و دلی پر از نگرانی، به سال‌هایی که پشت سر گذاشته‌ام نگاه می‌کنم و از خود می‌پرسم: حاصل این همه مطالبه چه شد؟ در میدان عمل، نه‌تنها بسیاری از این سیاست‌ها به سرانجام نرسیدند، بلکه وضعیت معیشت، سلامت، تولید، سرمایه اجتماعی و امید مردم نیز هر روز بدتر از گذشته شده است. به گمان من، ما گرفتار تقابل دو رویکرد در حکمرانی کشور شده‌ایم. رویکرد نخست، چنان در حصار ایدئولوژی گرفتار شده که گاه واقعیت‌های عینی جامعه را نمی‌بیند؛ گویی میان سیاست‌های خود و آنچه مردم هر روز با نام تورم، فقر، فساد، بیکاری و ناامیدی تجربه می‌کنند، هیچ ارتباطی نمی بیند. رویکرد دوم، درد را می‌شناسد، راه‌حل را هم می‌داند و در دوران نقد، از شایسته‌سالاری، برنامه‌ریزی، گردش نخبگان، شفافیت و اصلاح ساختارها سخن می‌گوید؛ اما به محض آنکه بر مسند اجرا می‌نشیند، همان چرخه رانت، باندبازی، محافظه‌کاری و انفعال، او را نیز در خود فرو می‌برد؛ گویی تمام آن سخنان، تنها برای روزهای بیرون از قدرت بوده است. تفاوت این دو جریان، بیش از آنکه در رفتار باشد، در ادبیات آنهاست؛ یکی سیاست حذف را با صدای بلند اعلام می‌کند و دیگری همان سیاست را با ادبیاتی نرم‌تر اجرا می‌کند. حالا منِ اصولگرا، خوب یا بد، و توی اصلاح‌طلب، خوب یا بد، مگر کور شده‌ایم؟! آیا نمی‌بینیم کشوری که نرخ طلاقش به ازدواج نزدیک شده، کشوری که هزینه پوشک نوزادش از هزینه غذایش پیشی گرفته، کشوری که تورمش سال‌ها از رشد دستمزدها جلوتر حرکت می‌کند، کشوری که راه‌اندازی یک واحد تولیدی در آن از هفت‌خان رستم هم دشوارتر است اما دلالی ساده‌ترین و پرسودترین فعالیت اقتصادی شده، کشوری که خودروی سی‌سال پیش را با قیمتی بیش از خودروهای روز دنیا به مردم عرضه می‌کند، نمی‌تواند ادعا کند در مسیر درست حرکت می‌کند. وقتی تقریباً در همه شاخص‌های حکمرانی، از اقتصاد تا رفاه، از سرمایه اجتماعی تا بهره‌وری، نشانه‌های ناکارآمدی دیده می‌شود، دیگر نمی‌توان همه مشکلات را به گردن مدیران میانی یا شرایط خارجی انداخت. ایراد، ساختاری است. ساختار حکمرانی، نظام تصمیم‌گیری، شیوه ارزیابی مدیران، سازوکار پاسخ‌گویی و حتی معیارهای انتخاب مدیران، نیازمند بازنگری جدی هستند. امروز چنان فشاری روی مردم است که حتی حوصله شنیدن شعار را ندارند، حالشان از هرچه وعده است بهم می خورد، امروز اراده ای باید بیاید پای کار که نه با جابه‌جایی جناح‌ها و نه با تکرار چهره‌ها بلکه شهامت آن را و قدرت آن را داشته باشد، واقعیت را همان‌گونه که هست ببیند. نه آن‌گونه که دوست دارد. بزرگ‌ترین خطر برای یک کشور، شنیدن صدای مخالف نیست؛ نشنیدن صدای واقعیت است. اما دوستان زمان اندک است،  یادتان باشد در مثل گفته اند، پدر انسان فقط یکبار می میرد،  به نظر می رسد این نشنیدن ها این فرار از واقعیت ها این لجاجت ها،  این علم ستیزی ها...  دارد ما را مثل گردابی در خود فرو می برد،  به نقطه ای که نه تو مانی و نه من... والله بالله دیگر زمان اتخاذ تصمیم (نه انتخاب افراد) بدون حمایت مردم گذشته است، دیگر زمانه فیلترینگ گذشته است.. نمی شود، باور کنید نمی شود.. بفهمید نمی شود، یک روز و دو روز و یک سال و چند سال آری، اما هرچه بیشتر طول بکشد، صدای شکستنش بلند تر بگوش خواهد رسید. مهدی اسفندیار کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
10 101
3
🔵 توضیحات روابط عمومی سازمان تأمین اجتماعی در پی انتشار خبر کسری برای پرداخت حقوق بازنشستگان 🔸 پیرو انتشار خبری به نقل از مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی در برخی رسانه‌ها و فضای با عنوان «کسری ۸۲ هزار میلیارد تومانی تأمین اجتماعی برای پرداخت حقوق ماهانه مستمری‌بگیران و بازنشستگان» که به دنبال سخنان مطرح شده در نشست خبری روز گذشته دکتر سالاری با رسانه‌ها منتشر شد؛ روابط عمومی سازمان تأمین اجتماعی خبر منتشر شده را صحیح ندانسته و توضیحاتی را به شرح ذیل ارائه می‌نماید: ۱- همانطور که در فیلم موجود در رسانه‎‌ها و آرشیو پخش زنده از نشست خبری مذکور قابل مشاهده است؛ این بخش از سخنان مدیرعامل سازمان در پاسخ به سوال خبرنگاران در خصوص زمان پرداخت مابه‌التفاوت بازنشستگان است که دلایل عدم تعیین تاریخ معین برای این پرداخت تشریح می‌شود. با عنایت به اینکه مستمری بازنشستگان و مستمری‌بگیران گرامی سازمان از خرداد ماه با احکام جدید و اعمال افزایش حقوق سالیانه و اجرای مرحله نهایی متناسب‌سازی پرداخت شده است و پرداخت معوقات مابه‌التفاوت فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ در تعهد سازمان می‌باشد که مجموع این مبلغ به میزان حدود ۸۲ هزار میلیارد تومان نیازمند تأمین منابع مالی لازم بوده و سازمان ضمن پذیرش مطالبه به‌حق و درست مستمری‌بگیران گرامی در شرایط اقتصادی و معیشتی کنونی، در تلاش است تا از روش‌ها و ظرفیت‌های مختلف، مبلغ مذکور را تأمین و پرداخت نماید. ۲- علی‌رغم آن‌که سازمان‌ تأمین اجتماعی مشخصا در یک ساله اخیر و متاثر از شرایط خاص جنگ ۱۲ روزه در خردادماه و جنگ رمضان و آسیب به صنایع، کاهش فعالیت یا تعطیلی واحدهای اقتصادی و شرایط خاص کشور که منجر به کاهش وصول حق بیمه و منابع نقدینگی سازمان نسبت به تعهدات و پرداخت مالی غیرقابل تعویق و توقف (بویژه مستمری و هزینه‌های درمانی) شده است؛ اما همواره ارائه خدمات بیمه‌ای، مالی و درمانی و بطور مشخص پرداخت حقوق به بیش از ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار بازنشسته و مستمری‌بگیر این سازمان با مبلغ ماهانه بیش از ۱۴۲ هزار میلیارد تومان صرفا برای پرداخت حقوق و مستمری (معادل پنجاه درصد بودجه ماهانه جاری کل کشور) با وقفه یا اختلال مواجه نشده است. ۳- اگرچه سازمان ماهانه تلاش می‌کند تعهدات خود را از منابع درآمدی و نقدینگی حاصل از وصول حق بیمه -که درآمد اصلی، غالب و نقدی سازمان است- تأمین نمایند اما هر ماهه بخشی از فاصله درآمد/هزینه ماهانه خود را با استفاده از ابزارهای مالی از جمله تسهیلات بانکی جبران می‌کند و با بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های سنتی و نوین در تامین منابع مالی مورد نیاز، استفاده از ظرفیت‌های متعددی نظیر توکنایز برای تهاتر آنی مطالبات با بدهی‌ها، روش‌های اوراق گام، برات و سفته الکترونیک، گواهی اوراق، وصول و فروش اوراق مالی و دارایی (بابت پرداخت وصول مطالبات سازمان از دولت) و... کاستی منابع مالی مورد نیاز خود را تأمین می‌کند. 🔸لذا همانطور که تاکنون عملکرد سازمان تأمین اجتماعی به عنوان یک نهاد عمومی غیردولتی با بیش از هفتاد سال سابقه به عنوان بزرگ‌ترین صندوق بیمه اجتماعی کشور ثابت کرده است، ضمن تأکید بر ضرورت پیگیری و اجرای اقدامات و طرح‌های اصلاحی در حوزه قوانین، مقررات و سازوکارهای اجرایی مرتبط با سازمان به منظور ارتقای خدمت‌رسانی و عملکردی سازمان و پویایی و پایدار منابع این صندوق مبتنی بر حق‌الناس و مشارکت بین نسلی؛ تاکید می‌شود که هیچ گونه اختلال و توقفی در پایداری ارائه خدمات مالی، بیمه‌ای و درمانی به جمعیت حدودا پنجاه میلیون نفری تحت پوشش بویژه مستمری بگیران و بازنشستگان گرامی وجود ندارد. کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
848
4
درمان زیان ده یا مدیریت زیان بار؟!؟ مدتی مدیریت یکی از مراکز درمانی را بر عهده داشتم. یکی از موضوعاتی که در اورژانس برایم بسیار عجیب و در عین حال تأمل‌برانگیز بود، اصرار برخی پزشکان عمومی بالای پنجاه سال برای ادامه فعالیت در اورژانس بود؛ در حالی که با توجه به سن، تجربه و حتی محدودیت‌های موجود، انتظار می‌رفت بیشتر در درمانگاه‌ها یا بخش‌های کم‌استرس فعالیت کنند. در ابتدا تصور می‌کردم این علاقه ناشی از احساس مسئولیت یا علاقه به طب اورژانس است، اما طولی نکشید که واقعیت برایم روشن شد. در هر شیفت چهار پزشک عمومی در اورژانس حضور داشتند، اما در خودِ اورژانس تنها دو صندلی برای استقرار پزشکان وجود داشت و گاهی همان دو صندلی نیز با حضور پزشک متخصص اشغال می‌شد. در عمل، معمولاً تنها یک پزشک مشغول ویزیت بیماران بود و سه پزشک دیگر به پاویون می‌رفتند. تلخ‌تر اینکه در برخی شب‌ها، از حدود ساعت دو بامداد تا صبح، هر چهار پزشک در پاویون در حال استراحت بودند و پرستاران ناچار می‌شدند بیماران را به مراکز دیگر ارجاع دهند. نتیجه این وضعیت، کاهش شدید کارایی اورژانس، نارضایتی بیماران و افزایش شکایات مردمی بود. برای اطمینان، تصاویر دوربین‌های مداربسته و ساعات حضور پزشکان را بررسی کردم. نتیجه شگفت‌آور بود؛ به طور متوسط، هر پزشک تنها حدود پنج تا شش ساعت از یک شیفت ۲۴ ساعته را در اورژانس حضور فعال داشت و بخش عمده زمان را در پاویون سپری می‌کرد. بر همین اساس تصمیم گرفتیم تعداد پزشکان هر شیفت را متناسب با حجم واقعی کار کاهش دهیم. بلافاصله مخالفت‌ها آغاز شد. عده‌ای می‌گفتند اورژانس محیطی حساس است، نباید با نگاه اقتصادی آن را اداره کرد و استانداردهای جهانی حضور تعداد بیشتری پزشک را الزامی می‌دانند. در پاسخ تنها یک سؤال مطرح کردم: اگر اورژانس تا این اندازه حساس و پرتنش است، چرا بخش اصلی حضورتان را در پاویون سپری می‌کنید؟ پاسخشان جالب بود: «چون در اورژانس صندلی کافی برای نشستن وجود ندارد.» گفتم: حرفتان درست؛ اما مگر عقل من را از دست داده‌ام که چون صندلی کافی ندارم، پزشک استخدام کنم تا بروند در پاویون بخوابند؟ وقتی دیدند این استدلال پذیرفته نمی‌شود، گفتند: «بروید بیمارستان‌های دیگر را ببینید؛ همه جا همین وضعیت است.» اتفاقاً در این مورد بی‌راه هم نمی‌گفتند. در برخی بیمارستان‌ها شرایط از این هم بدتر بود و بخش قابل توجهی از شیفت پزشکان صرف استراحت، غذا خوردن و حتی خواب می‌شد. در ادامه، گروهی از آنان به صورت دسته‌جمعی درخواست انتقال به سایر مراکز درمانی را ارائه کردند تا مدیریت بیمارستان را تحت فشار قرار دهند. با موافقت مدیریت بالادستی، با درخواست انتقال آنان موافقت و نامه‌های مربوطه صادر شد. اما ناگهان ورق برگشت؛ برخی درخواست انتقال خود را پس گرفتند، برخی مدیران ارشد وساطت کردند که «سن و سالی از این افراد گذشته، چند صباحی دیگر تا بازنشستگی تحمل کنید»، عده‌ای نیز به مراکز کم‌کارتر منتقل شدند. جالب‌تر از همه، فردی بود که شش ساعت کار در یک شیفت ۲۴ ساعته را «جهنم» توصیف کرده بود، با اصرار فراوان درخواست بازگشت به همان بیمارستان را کرد و حتی ملاحظه غرور خودش را هم نکزد ! اما چرا کار به اینجا رسیده بود؟ به اعتقاد من، ریشه اصلی مشکل در نظام پرداخت ثابت پزشکان اورژانس بود. تفاوتی نداشت پزشکی تمام شیفت را فعالانه کار کند یا بخش عمده زمان را در پاویون بگذراند؛ در هر صورت حقوق خود را دریافت می‌کرد. طبیعی است که چنین سازوکاری، انگیزه‌ای برای افزایش بهره‌وری ایجاد نمی‌کند. نتیجه این نظام آن بود که برای بیمارستانی با تنها ۱۰ ردیف سازمانی پزشک عمومی، تعداد ۱۵ پزشک جذب شده بود. با این حال، برخی از همین افراد درخواست کرده بودند که به جای ۱۷۵ ساعت موظفی، ماهانه ۲۰۰ ساعت و سپس ۲۱۶ ساعت برایشان ثبت شود تا دریافتی بیشتری داشته باشند. البته نقد اصلی متوجه افراد نیست. هر نظام پرداختی، رفتار متناسب با خود را تولید می‌کند. اگر میان «حضور مؤثر» و «حضور اسمی» تفاوتی وجود نداشته باشد، نباید انتظار داشت نتیجه متفاوتی حاصل شود. مشکل اصلی، افراد نیستند؛ مشکل، نظامی است که برای کار و خواب، ارزش یکسان قائل می‌شود. #دکتر_سالاری #دکتر_همتی #دکتر_پناهی_زاده #ربیع_زاده(پژشکان بالای پنجاه سال شاغل در اورژاتس) #نمایندگان_جامعه_کارگری کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
1 124
5
تخصص‌گرایی در نظام نظارت بر مراکز درمانی؛ ضرورتی برای ارتقای امنیت، سلامت اداری و اعتماد سازمانی سیستم نظارت در مراکز درمانی صرفاً یک واحد اداری نیست؛ بلکه یکی از ارکان اصلی صیانت از امنیت، سلامت اداری، حقوق کارکنان، حقوق بیماران و سرمایه‌های مادی و معنوی سازمان محسوب می‌شود. کیفیت عملکرد این واحد، تأثیر مستقیمی بر اعتماد سازمانی، پیشگیری از فساد، کاهش تعارضات و افزایش بهره‌وری دارد. با وجود اهمیت این جایگاه. در شرایط فعلی کشور انتصاب نیروهای نظارتی در مراکز درمانی بیش از آنکه بر پایه صلاحیت‌های تخصصی و حرفه‌ای باشد، بر اساس سنوات خدمتی صورت می‌گیرد. بدیهی است کارکنان تمامی واحدها، از جمله خدمات، تأسیسات، آشپزخانه، پشتیبانی و سایر بخش‌ها، سرمایه‌های ارزشمند سازمان هستند و هر یک در حوزه تخصصی خود خدمات شایسته‌ای ارائه می‌کنند. اما همان‌گونه که مدیریت یک اتاق عمل، آزمایشگاه یا بخش مراقبت‌های ویژه نیازمند آموزش‌های اختصاصی است، مسئولیت‌های نظارتی و امنیتی نیز مستلزم دانش و مهارت‌های تخصصی خود هستند. کارشناس یا مدیر نظارتی باید علاوه بر سلامت اخلاقی و تعهد سازمانی، بر حوزه‌هایی مانند حقوق سلامت، قوانین و مقررات اداری، اصول بازرسی، مدیریت ریسک، امنیت اطلاعات، مستندسازی، گزارش‌نویسی حرفه‌ای، مصاحبه و تحقیق، روان‌شناسی رفتار سازمانی، مدیریت تعارض، کشف و پیشگیری از فساد، اخلاق حرفه‌ای و روش‌های تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد و اهداف سازمانی و تنگناهای مدیران و فرصت ها و تهدیدهای درون و برون سازمانی و ارزیابی عملکردذ تسلط داشته باشد. فقدان این شایستگی‌ها، حتی در افراد دلسوز، ممکن است ناخواسته به تحلیل‌های ناذرست، تصمیم‌های غیرکارشناسی، تضییع حقوق افراد یا کاهش اثربخشی نظام نظارتی منجر شود. از این‌رو، به نظر می‌رسد زمان آن فرارسیده است که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، همان‌گونه که برای مدیران دوره‌های حرفه‌ای مانند MBA و DBA مورد توجه قرار گرفته است، برای مدیران و کارشناسان حوزه نظارت نیز یک نظام آموزشی اختصاصی و استاندارد طراحی کند. پیشنهاد می‌شود دوره‌ای ملی با عنوان «مدیریت امنیت و نظارت در مراکز درمانی» (Healthcare Security Management) طراحی و به یکی از پیش‌نیازهای انتصاب در مسئولیت‌های نظارتی تبدیل شود. این دوره می‌تواند با مشارکت دانشگاه‌های علوم پزشکی، نهادهای تخصصی و مراکز آموزشی ذی‌ربط برگزار شود و سرفصل‌هایی همچون حقوق سلامت، اصول بازرسی، مدیریت ریسک، امنیت اطلاعات، گزارش‌نویسی، کشف تقلب، مدیریت بحران، روان‌شناسی سازمانی، اخلاق حرفه‌ای و مهارت‌های ارتباطی را دربرگیرد. چنین رویکردی به معنای محدود کردن فرصت‌ها برای کارکنان هیچ واحدی نیست؛ بلکه برعکس، معیار انتصاب را از «محل خدمت قبلی» به «صلاحیت حرفه‌ای» تغییر می‌دهد. در این صورت، هر فردی از هر بخش سازمان، در صورت برخورداری از شایستگی‌های لازم و موفقیت در دوره‌های تخصصی و ارزیابی‌های حرفه‌ای، می‌تواند مسئولیت‌های نظارتی را بر عهده گیرد. امروزه امنیت در مراکز درمانی تنها به حفاظت فیزیکی محدود نیست؛ بلکه شامل صیانت از حقوق بیماران، امنیت اطلاعات، سلامت اداری، پیشگیری از فساد، مدیریت تعارض و حفظ سرمایه اجتماعی سازمان نیز می‌شود. تحقق این اهداف، بدون سرمایه‌گذاری بر اموزش تخصصی و استقرار نظام شایسته‌سالاری امکان‌پذیر نخواهد بود. امید است وزازت بهداشت با طراحی یک چارچوب ملی برای آموزش، ارزیابی و صدور گواهی صلاحیت حرفه‌ای مدیران و کارشناسان حراست، گامی مؤثر در جهت ارتقای کیفیت نظام نظارتی، افزایش اعتماد سازمانی و تقویت حکمرانی مطلوب در مراکز درمانی کشور بردارد. مهدی اسفندیار کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi صفحه ما در اینستاگرام: http://instagram.com/mehdiesfandyar5 صفحه ما در پیام رسان بله: https://ble.ir/nabeavamfaribi
1 437
6
گاهی مشکل، آن چیزی نیست که در بیرون اتفاق افتاده؛ مشکل، اندازه‌ای است که ذهن ما به آن می‌دهد. ذهنِ تحلیل‌گر، یکی از ارزشمندترین توانایی‌های انسان است؛ اما همان ذهن، اگر از مرز تعادل عبور کند، می‌تواند بزرگ‌ترین منبع اضطراب نیز باشد. ما گاهی آن‌قدر یک مسئله را تجزیه و تحلیل می‌کنیم، آن‌قدر احتمالات مختلف را کنار هم می‌چینیم و آن‌قدر آینده را در ذهن خود بازسازی می‌کنیم که دیگر با «واقعیت» طرف نیستیم؛ بلکه با تصویری مواجهیم که ذهنِ ما از آن ساخته است. تصویری که اغلب بسیار بزرگ‌تر، پیچیده‌تر و هراس‌آورتر از خودِ واقعیت است. ذهنِ ناآرام، توانایی عجیبی دارد؛ از یک نگرانی کوچک، بحرانی بزرگ می‌سازد و از یک ابهام ساده، ده‌ها سناریوی تلخ خلق می‌کند. در چنین شرایطی، انسان دیگر اسیر مشکل نیست؛ اسیر برداشت خود از مشکل است. تحلیل، زمانی فضیلت است که به فهم بهتر و تصمیم درست‌تر منتهی شود. اما اگر تحلیل، آرامش را از انسان بگیرد، دیگر نشانه خرد نیست؛ نشانه گرفتار شدن در هزارتوی ذهن است. شاید یکی از نشانه‌های بلوغ فکری، این باشد که بدانیم همه مسائل را نمی‌توان با تحلیل بیشتر حل کرد؛ بعضی از گره‌ها، تنها در ذهنی آرام باز می‌شوند. ذهن آرام، واقعیت را همان‌گونه که هست می‌بیند؛ اما ذهن مضطرب، حتی سایه‌ها را نیز به هیولا تبدیل می‌کند. مهدی اسفندیار کانال "نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi صفحه اینستاگرام ما: http://instagram.com/mehdiesfandyar5 صفحه ما در پیام رسان بله: https://ble.ir/nabeavamfaribi
2 833
7
پیام تسلیت جناب آقای دکتر داریوش پناهی زاده، مدیرکل محترم درمان مستقیم تامین اجتماعی درگذشت برادر گرامی جنابعالی، مایه تاسف و تاثر عمیق اینجانب گردید، مصیبت وارده را به جنابعالی و خانواده محترم و والده بزرگوار تسلیت عرض می کنم و برای آن مرحوم از درگاه خداوند متعال رحمت واسعه و برای شما صبر جزیل را خواهانم. مهدی اسفندیار کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
1 912
8
آقای پزشکیان، این دیگر قابل قبول نیست... قبول دارم که به هیچ عنوان نمی‌توان انکار کرد دوران ریاست‌جمهوری مسعود پزشکیان، سخت‌ترین و پُرحادثه‌ترین دوران ریاست‌جمهوری پس از انقلاب بوده است. از تحریم‌های فلج‌کننده و بحران‌های اقتصادی گرفته تا ترور، ناامنی و جنگ؛ آن‌قدر حادثه بر سر این دولت آوار شده که بی‌راه نیست اگر بگوییم: «خدا برای هیچ‌کس نیاورد.» با این وجود، معتقدم در یک نقطه می‌توان شخص مسعود پزشکیان را زیر ذره‌بین نقد قرار داد؛ جایی که او نه مجری، بلکه طراح، معمار و صاحب اصلی ایده است؛ برنامه‌ای که این روزها زمزمه اجرای آن دوباره بلند شده و با نام «پزشک خانواده و نظام ارجاع» شناخته می‌شود. ناچارم برای بیان منظورم به دوازده سال قبل بازگردم. سال ۱۳۹۳، در سالن ابن‌سینای دانشگاه علوم پزشکی تهران، مراسم بزرگداشت اساتید جامعه پزشکی برگزار می‌شد. وزیر بهداشت وقت، دکتر قاضی‌زاده هاشمی، و تعدادی از اعضای کمیسیون بهداشت مجلس نیز حضور داشتند. وقتی مسعود پزشکیان وارد سالن شد، با وجود آنکه در ردیف اول برایش صندلی در نظر گرفته بودند، به سمت ردیف‌های انتهایی آمد و اتفاقاً کنار من که به عنوان خبرنگار در مراسم حضور داشتم نشست. در آن زمان، قاضی‌زاده هاشمی در حال سخنرانی درباره طرح تحول سلامت بود. پزشکیان با دقت سخنان او را گوش می‌داد، اما آشکارا ناراضی و منتقد بود. از آنجا که از قبل مرا می‌شناخت، گهگاه سرش را به سمت من برمی‌گرداند و می‌گفت: «این طرح در برنامه‌های بالادستی نیست»، «قانون چیز دیگری می‌گوید» و انتقاداتی از این دست را مطرح می‌کرد. اکنون دوازده سال گذشته است. پزشکیان رئیس‌جمهور شده و در تلاش است رؤیای دیرین خود، یعنی استقرار پزشک خانواده و نظام ارجاع، را محقق کند. از کلیات و جزئیات این برنامه که بگذریم ــ و انصافاً باید گفت که از نظر نظری و کارشناسی، منطق قابل دفاعی پشت آن وجود دارد ــ یک پرسش اساسی باقی می‌ماند: آیا پزشکیانی که از پزشکی، مدیریت بیمارستان، ریاست دانشگاه، وزارت بهداشت، نمایندگی مجلس، کمیسیون بهداشت و اکنون ریاست‌جمهوری عبور کرده و سرنوشت طرح‌هایی مانند پزشک خانواده، تحول سلامت و دارویار را دیده است، نمی‌داند که بسیاری از این برنامه‌ها با وجود نیت خیر، به دلیل ضعف در تأمین منابع مالی یا بی‌توجهی به الزامات اجرایی، یا شکست خورده‌اند و یا هرگز به آنچه وعده داده شده بود تبدیل نشده‌اند؟ بنابراین چند پرسش جدی مطرح است: ۱_ آیا دولت واقعاً برای اجرای سراسری پزشک خانواده، منابع مالی پایدار و قابل اتکا در اختیار دارد یا قرار است بار دیگر با استقراض، فروش دارایی‌ها و ایجاد بدهی برای بیمه‌ها، چند سالی طرح را زنده نگه دارد؟ ۲_ آیا رئیس‌جمهور می‌داند که ستون اصلی موفقیت پزشک خانواده، یکپارچگی منابع مالی و توان واقعی بیمه‌هاست و بدون اصلاح این بخش، طرح دیر یا زود با بحران مواجه خواهد شد؟ ۳_ آیا مسعود پزشکیان همچنان به نقدهای دیروز خود پایبند است و معتقد است هر طرح ملی باید پیش از اجرا در معرض نقد گسترده کارشناسان، انجمن‌های علمی، سازمان نظام پزشکی، بیمه‌ها و مدیران اجرایی قرار گیرد؟ ۴_ مهم‌تر از همه، آیا دولت برای اجرای پزشک خانواده به دنبال یک اصلاح واقعی و پایدار است یا صرفاً می‌خواهد کارنامه‌ای از آغاز یک طرح بزرگ را به نام خود ثبت کند؛ حتی اگر هزینه‌های آن در سال‌های آینده بر دوش نظام سلامت و مردم باقی بماند؟ پزشک خانواده یک ضرورت است و دیر یا زود باید در ایران اجرا شود؛ اما تجربه نشان داده است که در نظام سلامت، نیت خیر به تنهایی کافی نیست. آنچه طرح‌ها را به سرانجام می‌رساند، منابع پایدار، اجماع کارشناسی، واقع‌بینی و پرهیز از شتابزدگی است. امیدوارم این بار، طفل سرراه‌مانده‌ای که سال‌هاست «پزشک خانواده» نام دارد، قربانی همان اشتباهاتی نشود که پیش از این، طرح‌های بزرگ دیگری را زمین‌گیر کرد. مهدی اسفندیار کانال "نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
1 786
9
امنیت غذایی نه با ترس و شعار، بلکه با علم، قدرت نظارتی، تنوع منابع تأمین و عقلانیت ملی تضمین می‌شود. برای مطالعه: https://www.who.int/initiatives/who-listed-authority-reg-authorities https://www.who.int/tools/global-benchmarking-tools کانال"نه به عوام فریبی " @nabeavamfaribi لینک ما در بله: https://ble.ir/nabeavamfaribi لینک صفحه اینستاگرام: http://instagram.com/mehdiesfandyar5
1 838
10
mehdi: ✅ انتقاد تند کارشناس رفاه از اولویت‌های اعلامی برای ارزهای بلوکه‌شده / هشدار درباره تکرار «خرج اتینا» در پساتوافق علی حیدری (کارشناس رفاه و تأمین اجتماعی): 🔸 رئیس کل بانک مرکزی به‌تازگی سه محل اصلی برای هزینه‌کرد ارزهای بلوکه‌شده اعلام کرده: «نیازهای ارزی، وضعیت بازار ارز و اولویت‌های کلان اقتصادی». غافل از اینکه در این فهرست، جایی برای مردم و معیشت آن‌ها دیده نمی‌شود. ظاهراً قرار است این منابع هم طبق سنت مألوف «خرج اتینا» شود. 🔸 «خرج اتینا» یعنی پولی که باید صرف مخارج ضروری شود، در راه بیهوده و غیرعادلانه خرج گردد. در قدیم، مطرب‌ها با گفتن «اعطینا» (مرحمت فرمودند) سکه‌های شاباش را اعلام می‌کردند و حالا نگرانی این است که این گشایش ارزی نیز به جای سفره مردم، به جیب سوداگران، دلالان و رانت‌جویان سرازیر شود. 🔸 نیم قرن است که اقتصاد واقعی و بخش خصوصی واقعی در ایران از بین رفته و چهار نوع اقتصاد جایگزین آن شده: اقتصاد زرورقی (رانت و انحصار)، اقتصاد سایه (پنهان و غیررسمی با مجوزهای عجیب)، اقتصاد محملی (پوششی برای فعالیت‌های نظامی و امنیتی) و اقتصاد مجازی (بی‌قانون و بدون مالیات). 🔸 دست‌اندرکاران این اقتصادها امروز صاحب اندیشکده، رسانه و پژوهشگاه هستند، در همه جناح‌ها ریشه دوانده‌اند و بر نظام تصمیم‌سازی و نظارت چنبره زده‌اند. طبیعی است که اجازه اصلاحات اساسی نمی‌دهند و از حالا مشغول کندن چاه برای بلعیدن ارزهای حاصل از توافق هستند. 🔸 هر وقت پای بیمه پایه همگانی (بازنشستگی و بیکاری) به میان می‌آید، فریاد می‌زنند که این منابع بین‌نسلی است و باید در صندوق توسعه ملی بماند. اما وقتی برداشت از صندوق برای بانک آینده، ایران‌مال، پدیده شاندیز یا هزینه‌های خوابگاه و رستوران دانشگاه‌هاست، کسی حرفی از بین‌نسلی بودن نمی‌زند! 🔸پیش از جنگ‌های اخیر، ۷ تا ۱۰ میلیون نفر بیمه پایه بازنشستگی نداشتند. حالا با تک‌نرخی‌سازی صوری ارز، تغییر سهمیه بنزین، قطعی اینترنت، تعطیلی‌ها، تورم و اثرات جنگ، وضعیت بحرانی‌تر شده است. 🔸 دولت باید سهم متناسبی از منابع پساتوافق را صرف پوشش بیمه پایه برای همه مردم کند و متولیان رفاه، هرچه سریع‌تر «زنبیل مصارف توسعه اجتماعی» را در صف مصارف حاکمیت و دولت بگذارند. نه اینکه دوباره پول‌ها «خرج اتینا» شود!./ سیاست روز کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi صفحه ما در اینستاگرام: http://instagram.com/mehdiesfandyar5 صفحه ما در تلگرام: https://t.me/nabeavamfaribi/7043 mehdi: 🔹 امنیت غذایی با شعار تأمین نمی‌شود؛ با علم، نظارت و عقلانیت تأمین می‌شود در روزهای اخیر بیانیه‌ای منتشر شده که واردات احتمالی غذا و نهاده‌های کشاورزی از آمریکا را «غیرعاقلانه، غیرملی و تهدیدی علیه امنیت غذایی کشور» معرفی کرده است. بدون تردید، غذا کالایی راهبردی است و وابستگی شدید به هر کشور خارجی می‌تواند خطرآفرین باشد. این یک اصل پذیرفته‌شده در همه دنیا است. اما از این گزاره درست، نمی‌توان نتیجه گرفت که هرگونه خرید کالا از یک کشور رقیب یا دشمن، الزاماً خلاف منافع ملی است. تجربه جهان خلاف این ادعا را نشان می‌دهد. چین و آمریکا سال‌هاست رقیب راهبردی یکدیگرند اما همچنان بزرگ‌ترین شرکای تجاری جهان محسوب می‌شوند. هند و چین با وجود اختلافات مرزی و درگیری‌های نظامی، تجارت خود را قطع نکرده‌اند. حتی در دوران جنگ سرد نیز بخشی از مبادلات اقتصادی میان دو بلوک شرق و غرب ادامه داشت. اما نکته مهم‌تر آن است که در جهان امروز، امنیت غذا فقط به کشور تولیدکننده وابسته نیست؛ بلکه به نظام‌های نظارتی وابسته است. سازمان جهانی بهداشت (WHO) معتبرترین نهادهای نظارتی دارو و غذا را در کشورهایی مانند آمریکا، سوئیس، آلمان، ژاپن، کانادا، بریتانیا و استرالیا معرفی می‌کند. این کشورها دارای سخت‌گیرانه‌ترین سیستم‌های کنترل کیفیت، آزمایشگاه‌های مرجع و نظام‌های ردیابی محصولات غذایی و دارویی هستند. اگر ادعا شود که یک کشور می‌تواند به سادگی از طریق صادرات مواد غذایی، جمعیت یک کشور دیگر را هدف قرار دهد، در واقع این سؤال مطرح می‌شود که پس فلسفه وجودی ده‌ها لایه کنترل کیفیت، آزمایشگاه‌های مرجع، استانداردهای بین‌المللی و سازمان‌های نظارتی چیست؟ اگر نهادهای نظارتی ما توان تشخیص سلامت یا آلودگی یک محموله غذایی را ندارند، مشکل در ضعف نظارت داخلی است؛ نه در ملیت فروشنده. البته واردات بی‌رویه و آسیب به تولید داخلی اقدامی اشتباه است و هیچ انسان عاقلی از وابستگی دفاع نمی‌کند. اما میان «وابستگی» و «ممنوعیت مطلق تجارت» فاصله زیادی وجود دارد. منافع ملی زمانی تأمین می‌شود که کشور بتواند از هر نقطه جهان خرید کند، همه کالاها را با سخت‌گیرانه‌ترین استانداردها آزمایش کند، از تولیدکننده داخلی حمایت کند و در نهایت بهترین و کم‌هزینه‌ترین تصمیم را برای مردم بگیرد.
22
11
✅ انتقاد تند کارشناس رفاه از اولویت‌های اعلامی برای ارزهای بلوکه‌شده / هشدار درباره تکرار «خرج اتینا» در پساتوافق علی حیدری (کارشناس رفاه و تأمین اجتماعی): 🔸 رئیس کل بانک مرکزی به‌تازگی سه محل اصلی برای هزینه‌کرد ارزهای بلوکه‌شده اعلام کرده: «نیازهای ارزی، وضعیت بازار ارز و اولویت‌های کلان اقتصادی». غافل از اینکه در این فهرست، جایی برای مردم و معیشت آن‌ها دیده نمی‌شود. ظاهراً قرار است این منابع هم طبق سنت مألوف «خرج اتینا» شود. 🔸 «خرج اتینا» یعنی پولی که باید صرف مخارج ضروری شود، در راه بیهوده و غیرعادلانه خرج گردد. در قدیم، مطرب‌ها با گفتن «اعطینا» (مرحمت فرمودند) سکه‌های شاباش را اعلام می‌کردند و حالا نگرانی این است که این گشایش ارزی نیز به جای سفره مردم، به جیب سوداگران، دلالان و رانت‌جویان سرازیر شود. 🔸 نیم قرن است که اقتصاد واقعی و بخش خصوصی واقعی در ایران از بین رفته و چهار نوع اقتصاد جایگزین آن شده: اقتصاد زرورقی (رانت و انحصار)، اقتصاد سایه (پنهان و غیررسمی با مجوزهای عجیب)، اقتصاد محملی (پوششی برای فعالیت‌های نظامی و امنیتی) و اقتصاد مجازی (بی‌قانون و بدون مالیات). 🔸 دست‌اندرکاران این اقتصادها امروز صاحب اندیشکده، رسانه و پژوهشگاه هستند، در همه جناح‌ها ریشه دوانده‌اند و بر نظام تصمیم‌سازی و نظارت چنبره زده‌اند. طبیعی است که اجازه اصلاحات اساسی نمی‌دهند و از حالا مشغول کندن چاه برای بلعیدن ارزهای حاصل از توافق هستند. 🔸 هر وقت پای بیمه پایه همگانی (بازنشستگی و بیکاری) به میان می‌آید، فریاد می‌زنند که این منابع بین‌نسلی است و باید در صندوق توسعه ملی بماند. اما وقتی برداشت از صندوق برای بانک آینده، ایران‌مال، پدیده شاندیز یا هزینه‌های خوابگاه و رستوران دانشگاه‌هاست، کسی حرفی از بین‌نسلی بودن نمی‌زند! 🔸پیش از جنگ‌های اخیر، ۷ تا ۱۰ میلیون نفر بیمه پایه بازنشستگی نداشتند. حالا با تک‌نرخی‌سازی صوری ارز، تغییر سهمیه بنزین، قطعی اینترنت، تعطیلی‌ها، تورم و اثرات جنگ، وضعیت بحرانی‌تر شده است. 🔸 دولت باید سهم متناسبی از منابع پساتوافق را صرف پوشش بیمه پایه برای همه مردم کند و متولیان رفاه، هرچه سریع‌تر «زنبیل مصارف توسعه اجتماعی» را در صف مصارف حاکمیت و دولت بگذارند. نه اینکه دوباره پول‌ها «خرج اتینا» شود!./ سیاست روز کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi صفحه ما در اینستاگرام: http://instagram.com/mehdiesfandyar5 صفحه ما در پیام رسان بله: https://ble.ir/nabeavamfaribi/
1 730
12
حمله به توافق یا شلیک به عقلانیت؟ امروز همان افرادی علیه قالیباف و عراقچی شعار می‌دهند که در آغاز جنگ غزه با هیجان راهی فرودگاه مهرآباد شده بودند تا به میدان نبرد بروند؛ در حالی که حتی نمی‌دانستند پروازهای بین‌المللی از فرودگاه امام خمینی انجام می‌شود، نه مهرآباد. اکنون نیز بسیاری از همان افراد نه در معرض تهدید مستقیم بوده‌اند، نه هدف ترور، نه در شعاع پدافندها و مراکز نظامی زندگی کرده‌اند و نه هزینه‌های واقعی جنگ را از نزدیک لمس کرده‌اند. جنگ‌طلبی از پشت تریبون و شبکه‌های اجتماعی آسان است؛ اما مواجهه با واقعیت‌های میدان، داستان دیگری دارد. می‌گویند باید جنگ را ادامه می‌دادیم. بسیار خوب؛ اما هر تصمیم راهبردی باید بر پایه توان، امکانات و منافع ملی اتخاذ شود، نه احساسات. هنر سیاست، تشخیص نقطه‌ای است که ادامه درگیری، هزینه‌ای بیشتر از دستاوردهای آن ایجاد می‌کند. نباید فراموش کنیم که کمتر از یک قرن پیش، ایران در جنگ جهانی دوم با مقاومتی محدود اشغال شد. امروز اما با وجود شکاف عظیم فناوری و توان نظامی میان ایران و ائتلافی متشکل از آمریکا، اسرائیل و متحدانشان، نه کشور اشغال شد، نه حاکم نظامی خارجی برای ایران تعیین شد، نه ساختار سیاسی کشور فروپاشید. ما شکست نخوردیم؛ به توافق رسیدیم. توافق الزاماً به معنای تسلیم نیست. در سیاست، دشمنی ابدی معنا ندارد. ایران پس از جنگی هشت‌ساله با عراق به توافق رسید و سال‌ها بعد، همان عراق در مقاطعی از مهم‌ترین مسیرهای حمایت و همکاری با ایران شد. با روسیه نیز همکاری‌هایی شکل گرفت؛ کشوری که در بخش‌هایی از تاریخ روابطش با ایران، سابقه تجاوز به خاک ما را داشته است. سیاست عرصه منافع است، نه کینه‌های ابدی. از سوی دیگر، جنگ فقط در میدان نظامی رخ نمی‌دهد. میلیون‌ها کارگر، بازنشسته، تولیدکننده و خانواده ایرانی هزینه‌های آن را پرداخت می‌کنند. فشار بر نظام سلامت، آسیب به صنایع، کاهش ارزش پول ملی، اختلال در زنجیره تأمین کالا و دشوارتر شدن زندگی روزمره مردم، همگی بخشی از واقعیت جنگ هستند؛ واقعیتی که گاهی در هیاهوی شعارها فراموش می‌شود. به همین دلیل، ارزیابی من این است که آنچه تاکنون رقم خورده، بیش از آنکه یک شکست راهبردی باشد، دستاوردی قابل دفاع برای ایران محسوب می‌شود. نیروهای مسلح کشور با وجود محدودیت‌ها عملکردی قابل تقدیر داشتند و دیپلماسی نیز توانست از گسترش بحران جلوگیری کند. این دو، رقیب یکدیگر نیستند؛ مکمل یکدیگرند. پیش از آنکه برای دیگران حکم صادر کنیم و شعارهای تند سر دهیم، بد نیست اندکی با واقعیت‌های زندگی مردم روبه‌رو شویم؛ با اضطراب تأمین دارو، فشار تورم، نگرانی معیشت و دشواری اداره کشور در شرایط بحران. عقلانیت حکم می‌کند که در کنار تلخی‌های فراموش‌نشدنی جنگ، شیرینی جلوگیری از یک فاجعه بزرگ‌تر را نیز ببینیم. مهدی اسفندیار کانال "نه به عوام‌فریبی" @nabeavamfaribi
1 537
13
تغییر، چکمه پولادین می‌خواهد و عزمی آهنین همه از مشکلات می‌گویند، همه ناراضی‌اند و تقریباً همه راه‌حل دارند؛ اما کوچک‌ترین تغییری رخ نمی‌دهد. مسئله این نیست که نمی‌دانیم چه باید کرد، مسئله این است که به دانسته‌های خود عمل نمی‌کنیم. ما می‌دانیم پاداش باید متناسب با عملکرد باشد، اما به همه تقریباً یکسان پاداش می‌دهیم. می‌دانیم مدرک الزاماً مهارت نمی‌آورد، اما همچنان مدرک را مبنای حقوق و جایگاه قرار می‌دهیم. می‌دانیم نظارت اصول و قواعد مشخصی دارد، اما وقتی یک نهاد نظارتی ناکارآمد می‌شود، به جای اصلاح آن، چند نهاد نظارتی دیگر تولید می‌کنیم. جامعه‌شناسان این وضعیت را «وابستگی به مسیر» (Path Dependency) و «اینرسی نهادی» (Institutional Inertia) می‌نامند؛ یعنی آن‌قدر در یک مسیر اشتباه حرکت کرده‌ایم که ادامه دادن آن را از تغییر دادن آن آسان‌تر می‌دانیم. روان‌شناسان معتقدند تکرار این وضعیت، جامعه را به سمت «درماندگی آموخته‌شده» (Learned Helplessness) و «بی‌تفاوتی آموخته‌شده» (Acquired Apathy) سوق می‌دهد؛ جایی که مردم مشکلات را می‌بینند اما دیگر باور ندارند که تلاششان تغییری ایجاد خواهد کرد. در علوم سیاسی نیز این پدیده مصداق «قفل‌شدگی نهادی» (Institutional Lock-in) و «شکست حکمرانی» (Governance Failure) است؛ وضعیتی که در آن ساختارها، علی‌رغم آگاهی از مشکلات، قادر به اصلاح خود نیستند. خطرناک‌تر از همه، «عادی‌سازی نابسامانی» (Normalization of Deviance) است؛ یعنی ضعف‌ها، خطاها و ناکارآمدی‌ها آن‌قدر تکرار می‌شوند که دیگر کسی از آن‌ها تعجب نمی‌کند. حاصل این فرآیند، شکل‌گیری «چرخه بازتولید ناکارآمدی» (Cycle of Dysfunction) است؛ چرخه‌ای که در آن مدیران ناکارآمد، ساختارهای ناکارآمد می‌سازند و ساختارهای ناکارآمد نیز مدیران ناکارآمد جدید تولید می‌کنند. مشکل ما کمبود دانش نیست؛ مشکل ما کمبود اراده برای عمل به دانسته‌هاست. برای اینکه کسی بتواند در یک آزمون، همه پاسخ‌ها را غلط بزند، باید پاسخ درست همه سؤالات را بداند. گاهی که به برخی روندهای مزمن و تکرارشونده نگاه می‌کنم، این مثال بیش از حد به واقعیت نزدیک به نظر می‌رسد. مهدی اسفندیار کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
1 613
14
سوءتفاهم، قوی‌تر از منطق در زندگی ما جاری است اگر گمان می‌کنید شناخت شما از اطرافیان، دوستان و همکارانتان شناختی کامل، دقیق و یقینی است، به احتمال زیاد بخشی از واقعیت را نمی‌بینید. مغز انسان بر پایه تجربه‌های گذشته، پیش‌فرض‌ها، احساسات و برداشت‌های شخصی عمل می‌کند و هر فرد جهان را از دریچه ذهن خود تفسیر می‌کند. به همین دلیل رسیدن به شناختی مطلق از دیگران تقریباً ناممکن است و آنچه در اختیار ما قرار می‌گیرد، تنها نوعی شناخت نسبی است. از همین رو، شناخت انسان‌ها نیازمند تأمل، گفت‌وگو، مشاهده و بازنگری مداوم در برداشت‌های خود است. فلسفی اندیشیدن، پرسیدن مکررِ «چرا» و «چگونه»، و تلاش برای درک انگیزه‌ها و شرایط پنهان در پس رفتار افراد، ما را به فهمی عمیق‌تر و واقع‌بینانه‌تر نزدیک می‌کند. بسیاری از سوءتفاهم‌ها از آنجا آغاز می‌شوند که به جای فهمیدن، قضاوت می‌کنیم؛ به جای پرسیدن، فرض می‌کنیم؛ و به جای شنیدن، نتیجه‌گیری می‌کنیم. انگ‌زنی، شتاب‌زدگی در داوری، بی‌حوصلگی در گفت‌وگو و ناتوانی در ترمیم روابط، از مهم‌ترین عواملی هستند که فاصله میان انسان‌ها را بیشتر می‌کنند. چه بسیار دوستی‌ها که قربانی یک سوءبرداشت شده‌اند، چه بسیار همکاری‌های حرفه‌ای که به دلیل برداشت‌های نادرست از بین رفته‌اند و چه بسیار فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی که در سایه قضاوت‌های عجولانه از دست رفته‌اند. گاه یک گفت‌وگوی صادقانه می‌تواند سوءتفاهمی را برطرف کند که سال‌ها رابطه‌ای را در معرض فروپاشی قرار داده است. شاید یکی از نشانه‌های بلوغ فکری آن باشد که بپذیریم همیشه احتمال دارد برداشت ما از دیگران کامل نباشد. انسان‌های خردمند بیش از آنکه در پی قضاوت باشند، در پی فهمیدن هستند؛ زیرا می‌دانند واقعیت، اغلب پیچیده‌تر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر می‌رسد. مهدی اسفندیار کانال "نه به عوام‌فریبی" @nabeavamfaribi
1 807
15
ما هنوز به حرف نیامدیم.... درگیری های اداری، بلااثر ماندن بسیاری از خط مشی ها و مدل ها و کندی مکاتبات و.... همه و همه نشان می دهد که فراتر از تصور نتایج ناتوانی اجتماعی در سخن گفتن و ضعف در گفتگو که در جامعه ما موج می زند، عوارض و عواقب خود را در فرهنگ سازمانی نشان داده است. ذهنیت در جامعه ما بیشتر از عینیت نقش دارد و نقش اساسی با حس و عواطف و برداشت های شخصی و سطحی و خبرچینی و تخریب و.... است، خصوصا در جامعه ای که فلسفه درسی زاید نلقی می شود. در سیستمی اداری کشوری که سنوات خدمت و مدرک تحصیلی و روابط بیشتر از دست آوردها سبب بالا رفتن از نردبان ترقی می شود، انتظار هیج معجزه ای نمی رود و عملا اگر با نگاه تمثیلی بخواهیم به سیستم اداری کشور نگاه کنیم می تواتیم آن را مثل شهری بدون شهرداری تصور کنیم که فاضلاب تعارض منافع، عدم شفاغیت، رانت و... چنان بوی تعفنی در آن به جای گذاشته است که نفس شهر و شهر نشیتان را بند آورده است. در چنین فضایی شاید یکی در حانه خود بنشیند و از دکوراسیون منزل لذت ببرد اما هم او را جرأت ده دقیقه پیاده روی در شهر نیست. تنگنای منابع یکی از علل اصلی نابسانی هاست اما بشر ثابت کرده است اکر عقلانیت و فرهنگ باشد، می توان هیروشیما و ناکازاکی با خاک یکسان شده و آلمان خاکستر شده را بدون نفت و گاز به قطب های تکنولوژی و صنعت تبدیل کرد. نمی توان منکر تغییرات در سازمان ها شد اما سخن از تحول راندن در جایی که فرهنگ سارمانی درست نیست، سخنی قابل تامل و تا حدودی غیرقابل پذیرش است. ممکن است که خدمات بر خط شوند، هزینه ها کنترل شوند و خدمات بیشتری ارایه شود، اما اینها دلیلی بر قرار داشتن لوکوموتیو بر ریلی درست نیست. دوستی برایم تعریف می کرد که در ژاپن، کنار ساحلی ایستاده بود و متوجه شد که یک نفر با دقت در حال تمیز کردن یک خودرو تویوتا است، و با دستمالی که در جیب داشت و آبی که تهیه کرده بود با حوصله و با دشواری تویوتا را تمیز می کند. به آن فرد گفت که چقدر تمیزی ماشین برایت مهم است که از خیر تماشای این ساحل گذشنه ای؟!؟ مرد ژاپنی در پاسخ گفت: این تویوتا متعلق به من نیست و من کارمنذ شرکت تویوتا هستم و وقتی تویوتای ژاپنی را کنار شورلت آمریکایی و بنز آلمانی دیدم که چرک گرفته است، حالم گرفته شد و شروع کردم به تمیز کردن خودرو تا خودروی ژاپنی بدرخشد و از زیبایی کمتر از رقبای خارجی خود نباشد. اینگونه تویوتا، تویوتا شد و ژاپن ژاپن شد، بدون آنکه اجبار و رانت و محدودیت واردات و... در کار باشد. وقتی سازمان دغدغه اش نیروی انسانی باشد و نیروی انسانی دغدغه اش سازمان باشد، نتیجه اش درخشان خواهد بود. آنچه نخست باید تغییر کند، تغیبر پاردایم های ذهنی است تا تغییر برنامه ها... مهدی اسفندیار کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
3 300
16
عضو زائد بدن شما کدام عضو است؟ بعضی اوقات، وقتی قلم به دست می گیرم تا بنگارم به حدی فشار معانی و کلمات و دقیق تر بگویم درد زیاد است که حتی بعد از چند سطر نوشتن فشار خونم بالا می رود و خسته می شوم... چند بار ناچارم نوشتن را قطع کنم. یکبار و تنها یکبار فرصت حیات بر روی کره خاکی برای آدمی ایجاد می شود، یعنی انسان افریده شدن در میان تمام ممکنات از موجودات یک فرصتی نه در حد یک دوم و یک دهم و.... بلکه عدد یک بر روی یکی که جلوی آن بی نهایت صفر است می شد. شاید یک باکتری از میان هزاران هزار میلیارد از یک خانواده باکتری افریده می شدیم و می شد یک ویروس از میان چند میلیارد میلیارد ویروس یک خانواده از ویروس ها بود....حالا لظف خدا که انسان افریده شدیم و صاحب نعمتی به نام عقل و.... . اما واقعا چقدر از این عقل استفاده می کنیم؟!؟ چقدر؟!؟ جاهایی و جلوی آدم هایی و بخاطر چیزهایی سر خم می کنیم که آن باکتری هم با شعور نداشته خود حاضر نیست سر خم کند. گاها جاهایی به مذلت نشستن ادمی را می بینیم که هیچ دلیلی برای پذیرش داوطلبانه این همه خفت وجود ندارد، اینجاست که واقعا معنای "جلبک مغز" هم زیر سوال می رود، انگار ژنوتیپ و فنوتیپ طرف ذاتا پاچه خوار و بی مایه و احمق طراحی شده است. چند وقت پیش در یکی از کانون های دوستانه دور همی نشسته بودیم و حدود ۶٠ نفر بودیم و قرار بود که یک نفر را به عنوان مسئول هماهنگی ها انتخاب کنیم. برای جلوگیری از دلخوری ها، قرار شد که اسم بنویسیم و هویت رای دهنده ها مشخص نباشد، در کمال شگفتی دیدم کسی رای آورد که همه می دانستند، سابقه دست درازی به صندوق مشترک را داشت و در محل کارش کلی مسائل مربوط به عدم شفافیت و بی توجهی به نظر جمع و... خلاصه به تمام معنا قالتاق بازی و.... او را شهره آفاق کرده بود. چیزی نگفتم و توی راه برگشت، با اتفاق سه نفر داخل یک خودرو بودیم، به این افراد گفتم یه بازی جرات و حقیقت راه بندازیم گفتند: اوکی وقتی نوبت به پرسش من شد، پرسیدم خدایی امروز کدام های شما به این بابا رای دادند، دیدم سه نفرشان گفتند که رای دادیم؟! گفتم چرا؟ پاسخ دادند راستش شب قبل نیم ساعت مخ ما رو خورد که بهش رای بدیم؟!؟! گفتم خوب از صندوق قبلی از محل گردش حساب وام گرفت بدون اینکه به کسی از اعضا بده، پول صندوق را خرج کرد و خریدها را با چک شخصی انجام داد و بماند که به همین خاطر گران خرید کرد و کلی داستان درست کرد و... هزار مساله دیگه که خودتون بهتر می دانید. خوب چرا رای دادید؟!؟ سرشان را پایین گذاشتند و یکی به شوخی گفت: والله راستش را بخوای و زود بحث جمع بشه... "خر شدیم" به یکی از این سه نفر گفتم: تنها کسی از این جمع که نمی توانم چندان ازش خرده بگیرم تویی چون می دانم ماهیانه، در حد.... مثقال بابت سرکشی به باغش می گیری و... طبیعتا رای دادی، تو حداقل ثابت کردی که " مغز عضو زائد بدن تو نیست" مهدی اسفندیار کانال "نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
2 631
17
آدم های میخ طویله ای؟!؟ حدود بیست و اندی سال پیش، رفته بودم به یکی از کارگاه ها که متعلق به یکی از دوستان بود، سرکارگری داشت که با او گهگداری شوخی می کرد، با دوستم مشغول صحبت بودم که سرکارگرش امد و نشست روی صندلی اما مثل برق گرفته ها از جایش پرید و فریاد کشید؟! من که آنجا بودم واقعا ترسیدم، دیدم بنده ی خدا دستش را روی باسنش گذاشته و نعره می زند؟!؟ سرتان را درد نیاورم، ظاهراً یکی در آن جا تعدادی پونز را درون بالشتک صندلی سرکارگر فرو کرده بود و بنده خدا وقتی روی صندلی نشست ده ها پونز در بدنش فرو شد.... و.... خلاصه با چند لفظ شوخی و... این سرکارگر آرام شد و انگار نه انگار که دست کم بیست تا پونز را تحمل کرده بود. در بازه کوتاهی که دوباره با دوستم تنها شدیم به او گفتم به خدای محمد اگر این شوخی که هیچ بلکه یک صدم چنین اهانتی به من می شد، یک لحظه پیشت کار نمی کردم حتی یک لحظه. دوستم لبخندی زد و گفت بله، تو کار نمی کردی، اما این بابا را نمی شناسی، اگر می شناختی می فهمیدی که اگر به جای بیست تا پونز، بیست تا میخ طویله در بالشتک کار گذاشته بودند، بازهم به خاطر جاه طلبی و پول اینجا می ایستاد؟!!؟! بعدها که توجه کردم دیدم کم نیستند، آدم هایی که حتی یک پوزیشن کوچک برایشان چنان مهم است که حاضرند گوشت و روح و تن همکار بریزند اما فقط بمانند؟! آدم هایی که نه دشنام مردم برایشان مهم است و نه نفرین کارکنان، به انواع و اقسام آدم ها آویزان می شوند به تمام ذلت ها تن می دهند، تا فقط بمانند؟!؟ آدم هایی که از افکار سنجی عملکردشان توسط زیر دستان و یا مشتریان، بیشتر از مرگ می ترسند... چگونه می توان باور کرد که جنس آدمی چنین ذلت هایی را تحمل کند، مگر آنکه جاه طلب باشد یا دستش تا آرنج در جیب مردم؟!؟ بازهم هر جور نگاه کردم دیدم حتی یک دزد هم تا این حد حقارت را تحمل نمی کند؟!؟ دنبال واژه ای بودم که این معنا را به تصویر بکشم که واژه ای در ذهنم نقش بست به نام آدم های "میخ طویله ای".... خیلی پست تر از آنچه که می توان تصور کرد. مهدی اسفندیار 👇👇👇👇 به کانال ما بپیوندید با حکایت هایی که برایتان شاید آشنا باشد 👇👇👇👇 کانال" نه به عوام فریبی " @nabeavamfaribi
2 441
18
⚫️نامه چهار پزشک برجسته ایرانی به مجله لانست درباره آثار جنگ چهار پزشک و استاد برجسته ایرانی در نامه‌ای به مجله معتبر Lancet نسبت به آنچه «تخریب سیستماتیک نظام سلامت در ایران بر اثر حملات امریکا و اسراییل» خوانده‌اند هشدار داده‌اند. این پزشکان با استناد به داده‌های میدانی و آمار منتشرشده، از آسیب گسترده به بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و زنجیره تأمین دارو خبر داده‌اند و تأکید کرده‌اند که پیامدهای این وضعیت می‌تواند فراتر از جنگ، سلامت عمومی میلیون‌ها نفر را تهدید کند. پرفسور ایرج سبحانی (فرانسه) پرفسور محسن شاهمنش ‌(انگلستان) پرفسور اصغر رستگار (امریکا) و پرفسور علی کشاورزیان (امریکا) در این نامه خواستار توجه فوری جامعه جهانی و توقف حملات به زیرساخت‌های درمانی شده‌اند. پ. نوشت: صرفه نظر از حمله به زیرساخت ها، در مورد محاصره دریایی و تاثیر آن بر حوزه سلامت باید گفت، با آنکه آمریکایی ها عنوان کردند، دارو و غذا جزو موارد محاصره دریایی نمی شود، اما به قطع محاصره دریایی موجب تضعیف توان اقتصادی کشور و آسیب جدی به توان مالی در تامین دارو و غذا می شود. کانال "نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
0
19
پر تکرار ترین سوال این روزهای وطنم.... ایران این وطن آبا و اجدادی ما تحت شدیدترین حملات خارحی قرار گرفته است و یک طرف اخرین تکنولوژی های دنیا با پشتوانه بزرگترین اقتصاد ها هستند و طرف دیگر جوانانی از جنس خودمان با هر نوع اختلاف مذهیی و سیاسی و... خوب دقت کنیم می بینیم پدر و برادر و پسرعمو و پسردایی و پسرخاله و پسر عمه ما هم نباشد، ته داستان پدر رویاهای یک دختری است که کنار دست دخترم در مدرسه نشسته و هر روز در آن قلب کوچکش یک مسئله تکرار می شود یک پرسش بزرگ به که پاسخ به آن تمام هستی و نسستی رویاهای دل کوچکش را به همراه دارد... آیا امروز بابا می آید... مهدی اسفندیار 😭😭😭😭😭😭 کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
0