uz
Feedback
کانال رسمی دکتر موذن زاده

کانال رسمی دکتر موذن زاده

Kanalga Telegram’da o‘tish

تماس با ادمین @Hmoazenzadeh

Ko'proq ko'rsatish
3 883
Obunachilar
+124 soatlar
-117 kunlar
-5730 kunlar
Obunachilarni jalb qilish
Avgust '26
Avgust '26
+38
1 kanalda
Iyul '26
+61
0 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+24
0 kanalda
Get PRO
May '26
+29
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+76
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+236
2 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+491
26 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+450
15 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+29
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+67
10 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+150
12 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+48
7 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+51
4 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+15
1 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+41
3 kanalda
Get PRO
May '25
+56
7 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+103
7 kanalda
Get PRO
Mart '25
+59
8 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+53
5 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+52
3 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+152
9 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+71
4 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+138
15 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+80
11 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+123
11 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+229
17 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+288
15 kanalda
Get PRO
May '24
+50
3 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+113
4 kanalda
Get PRO
Mart '24
+79
4 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+40
4 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+16
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+9
2 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+11
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+11
2 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+22
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+13
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+14
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+4
0 kanalda
Get PRO
May '23
+4
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+15
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+32
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+44
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+16
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+11
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+23
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+976
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+397
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+50
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+49
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+80
0 kanalda
Get PRO
May '22
+169
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+185
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+150
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+56
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+106
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+61
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+108
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+154
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+183
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+606
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+302
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+1 134
0 kanalda
Get PRO
May '21
+51
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+206
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+83
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+94
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+168
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+2 546
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
27 Avgust0
26 Avgust+4
25 Avgust+2
24 Avgust0
23 Avgust0
22 Avgust0
21 Avgust+1
20 Avgust+1
19 Avgust+1
18 Avgust+1
17 Avgust+3
16 Avgust+1
15 Avgust0
14 Avgust+4
13 Avgust+2
12 Avgust+2
11 Avgust+1
10 Avgust+1
09 Avgust+2
08 Avgust+2
07 Avgust+3
06 Avgust+2
05 Avgust+1
04 Avgust+1
03 Avgust0
02 Avgust+3
01 Avgust0
Kanal postlari
2
گاه از پیامدهای رسمی و محدودیت‌های بیرونی هراس دارد و گاه از حملات، هجمه‌ها و فضای پرخاشگرانه‌ای که در عرصه عمومی و حتی در میان خود جریان‌های فکری وجود دارد. فرهنگ عمومی ما نیز تا حدی از مدار تساهل و مدارا فاصله گرفته است. از یک‌سو برخوردهایی از جانب برخی صاحبان قدرت وجود دارد و از سوی دیگر نوعی خشونت نیز از سوی توده مردم در فضای عمومی بازتولید می‌شود. نتیجه این وضعیت آن است که بسیاری از بیان‌ها اساساً مجال ظهور پیدا نمی‌کنند و بسیاری از مولدان اندیشه ترجیح می‌دهند سکوت کنند. دنیای اقتصاد
405
3
به ‌نظر من آنان نیز حق دارند دیدگاه خود را بیان کنند. مسئله این است که باید بدانیم در چه جایگاهی سخن می‌گویند.اجازه بدهید از منظر اعتماد نیز به این مسئله بپردازیم. کاهش اعتماد عمومی به نهادهایی مانند دانشگاه و جریان روشنفکری را تا چه اندازه می‌توان در افول مرجعیت فکری این نهادها موثر دانست؟در مورد اعتماد عمومی باید گفت که این مسئله کاملاً اثرگذار است. نهادهایی مانند دانشگاه یا بوروکراسی نیز با کاهش اعتماد عمومی مواجه شده‌اند. برای نمونه اگر امروز میزان اقبال به دانشگاه را با دهه‌های گذشته مقایسه کنیم، به‌روشنی می‌بینیم که این اقبال کاهش یافته است. جامعه دیگر مانند گذشته به دانشگاه امید ندارد و آن را نهادی نمی‌داند که بتواند نقشی را که از آن انتظار می‌رود، ایفا کند. این مسئله دو بعد دارد. نخست اینکه دانشگاه دیگر در حوزه تولید فکر و ارائه ایده‌های تازه آن میزان رضایت را برای دانشجویان ایجاد نمی‌کند که احساس کنند با ورود به دانشگاه با افق‌های فکری جدید مواجه شده‌اند. دوم اینکه دانشگاه دیگر مانند گذشته نقش خود را در ارتقای جایگاه اقتصادی و اجتماعی افراد نیز از دست داده است. برای مثال در دهه‌های ۳۰، ۴۰ و حتی ۵۰ فردی که از طبقات فرودست یا خانواده‌ای کشاورز وارد دانشگاه می‌شد، می‌توانست با دریافت مدرک دانشگاهی شغل مناسبی پیدا کند و طبقه اقتصادی و جایگاه اجتماعی خود را تغییر دهد. اما امروز مدرک دانشگاهی دیگر چنین کارکردی ندارد و این امکان تا حد زیادی از میان رفته است. ازاین‌رو می‌توان گفت اعتماد عمومی هم به نهاد دانشگاه و هم به نهاد روشنفکری کاهش یافته است. این نهادها تا حدی ارتباط خود را با جامعه از دست داده‌اند. نه خود را در موضع پاسخگویی قرار می‌دهند و نه اراده‌ای جدی برای تغییر وضعیت در آنها دیده می‌شود. البته من میان نهاد روشنفکری و نهاد دانشگاه تفکیک قائل هستم. به نظر من دانشگاه بیش از آنکه صرفاً یک نهاد علمی باشد، ریشه در تحولات سیاسی و اجتماعی دارد. اساساً دانشگاه در ایران با اراده حکومت شکل گرفته و همچنان نیز در همان چهارچوب عمل می‌کند. دانشگاهی، عملاً در نسبت با ساختار حکمرانی تعریف شده است. این وابستگی در ابعاد مختلف قابل مشاهده است. دانشگاه نه خود را از نظر مالی مستقل می‌بیند، نه از نظر عملکرد، نه در جذب استاد استقلال دارد و نه در مواجهه با دانشجو. همواره نهادهای بیرونی و سطوح بالادستی در تصمیم‌گیری‌های آن حضور دارند و در فرآیندی که ذاتاً باید معطوف به تولید فکر و پیشبرد جامعه باشد، مداخله می‌کنند. در نتیجه دانشگاه به‌تدریج به نهادی بوروکراتیک و شبیه یک اداره تبدیل می‌شود. هنگامی که با چنین وضعیتی روبه‌رو هستیم، طبیعی است که اعتماد عمومی نیز کاهش پیدا کند. این همان چیزی است که از آن با عنوان سرمایه اجتماعی نهادی یاد می‌شود. پیمایش‌های مختلف نیز نشان می‌دهند که سرمایه اجتماعی در ایران به‌طور کلی روندی نزولی داشته است. هرچند دانشگاه همچنان نسبت به برخی نهادها مانند شهرداری از اعتماد بیشتری برخوردار است، اما اگر وضعیت امروز آن را با دو دهه قبل مقایسه کنیم، می‌بینیم که همان جایگاه پیشین را نیز از دست داده است. بنابراین باید این تحول را بیش از هر چیز در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی جست‌وجو کرد.نسل جدید بیش از روایت‌های کلان، به روایت‌های شخصی و تجربه زیسته گرایش پیدا کرده است. آیا این تغییر را باید نشانه ناتوانی روشنفکران دانست، یا نتیجه دگرگونی‌های فناوری و شیوه‌های جدید ارتباطی؟اگر بخواهیم توضیح دهیم که چرا نسل جدید بیش از روایت‌های کلان به روایت‌های شخصی و تجربه‌های زیسته گرایش پیدا کرده است، به نظر من پاسخ را باید بیش از هر چیز در تحولات تکنولوژیک و تغییرات نسلی جست‌وجو کرد، نه در ناتوانی روشنفکران. اگر امروز هم صورتی از روشنفکری بخواهد ظهور پیدا کند، ناچار است فرم متناسب با زمانه خود را پیدا کند و احتمالاً این فرم در همین روایت‌های شخصی و تجربه‌های زیسته متجلی خواهد شد. درست است که امروز ممکن است افراد کمتر به سراغ آثاری مانند «در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته» مارسل پروست یا «صد سال تنهایی» گابریل گارسیا مارکز بروند و اساساً میل به خواندن رمان‌های بلند کاهش یافته باشد، اما این تغییر فقط به حوزه کتاب محدود نیست و در عرصه‌های دیگر نیز مشاهده می‌شود. از این منظر فرم‌های جدید، بیش از هر چیز محصول تحول فناوری هستند، نه نتیجه ناتوانی روشنفکران. بااین‌حال یک نکته مهم در بحث ما مغفول مانده است و آن مسئله امکان یا مجال سخن گفتن برای مولدان ایده است. گاهی روشنفکر یا تولیدکننده اندیشه سخن نمی‌گوید، نه به دلیل ناتوانی، بلکه به این دلیل که اگر سخن بگوید با پیامدهای سنگینی مواجه خواهد شد.
378
4
از همین رو طبیعتاً دارای وجهی انتقادی است و نقشی را ایفا می‌کند که نه سیاستمدار، نه تکنوکرات و نه دانشگاهی، هیچ‌یک به‌تنهایی قادر به انجام آن نیستند. همین وجه انتقادی در بسیاری از موارد روشنفکر را در اردوگاه چپ قرار می‌دهد، هرچند از لحاظ نظری لزوماً چنین ضرورتی وجود ندارد و روشنفکر می‌تواند فاقد گرایش‌های مارکسیستی نیز باشد. بااین‌حال در ادبیات رایج، مفهوم روشنفکر اغلب با این جریان فکری پیوند خورده است. در نهایت به ‌نظر من آنچه رخ داده، صرفاً جابه‌جایی بسترهای اثرگذاری است. می‌توان از کاهش اثرگذاری و افول نقش روشنفکران سخن گفت، اما با این گزاره که جریان روشنفکری به پایان رسیده است، موافق نیستم.پس روشنفکری به پایان نرسیده است. با این پیش‌فرض، آیا با گسترش شبکه‌های اجتماعی، اینفلوئنسرها و پادکسترها نقش روشنفکران را بر عهده گرفته‌اند یا اساساً کارکرد متفاوتی دارند؟این افراد ممکن است از جریان‌های مولد فکر تاثیر بپذیرند، اما اینکه جامعه آنان را با روشنفکران یا تولیدکنندگان اندیشه اشتباه بگیرد، خود یک خطای مفهومی است. روشنفکر یا مولد فکر حامل یک نظام معنایی منسجم است و در چهارچوب یک دستگاه معرفتی مشخص فعالیت می‌کند، درحالی‌که چنین ویژگی را نمی‌توان به‌طور کلی به اینفلوئنسرها یا سلبریتی‌ها نسبت داد. در جریان روشنفکری می‌توان نوعی مسئولیت اجتماعی و تعهد به ایده‌ها را مشاهده کرد. ویژگی که الزاماً در میان سلبریتی‌ها و تولیدکنندگان محتوا وجود ندارد. امروز ممکن است هر فردی فارغ از پیشینه فکری یا جایگاه معرفتی خود درباره اخلاق، سیاست، فرهنگ یا مسائل اجتماعی اظهارنظر و ایده‌هایی را به جامعه عرضه کند. ممکن است این فرد یک بازیگر، خواننده، فوتبالیست یا هر چهره شناخته‌شده دیگری باشد. مسئله این نیست که چه کسی سخن می‌گوید، مسئله آن است که آیا او به یک نظام فکری منسجم متصل است یا خیر. به نظر من این افراد عمدتاً در غیاب روشنفکران است که خود را به‌مثابه حاملان اندیشه یا تولیدکنندگان معنا به جامعه عرضه می‌کنند. درباره پادکسترها و برخی تولیدکنندگان محتوای حوزه اندیشه نیز وضعیت تا حدی متفاوت است. آنان در نقطه‌ای میان سلبریتی و روشنفکر قرار می‌گیرند. از یک‌سو بخشی از ویژگی‌های سلبریتی بودن را با خود حمل می‌کنند و از سوی دیگر می‌کوشند خود را به فضای روشنفکری نزدیک کنند. بااین‌حال همه این افراد در غیاب حضور موثر روشنفکران در عرصه عمومی مجال ظهور و اثرگذاری یافته‌اند. جامعه نیز به‌تدریج بیشتر درگیر فضاهای مبتنی‌بر سلبریتیسم شده است. اساساً هنگامی که از سلبریتی سخن می‌گوییم، با نوعی شهرت مبتنی‌بر هیجان‌های لحظه‌ای مواجه هستیم، نه با یک نظام معنایی منسجم یا بنیان مستحکم معرفتی. با وجود این سلبریتی‌ها نیز به عرصه سیاست وارد می‌شوند. نمونه‌های متعدد را می‌توان مشاهده کرد که خوانندگان، بازیگران، فوتبالیست‌ها یا سایر چهره‌های مشهور در مقاطع مختلف مواضع سیاسی گرفته یا در کنار جریان‌های سیاسی قرار گرفته‌اند. گاه این حضور در قالب حمایت از یک جریان سیاسی است و گاه در قالب مخالفت با آن. به ‌نظر من هنگامی که سلبریتی‌ها وارد عرصه سیاست می‌شوند، اغلب این ورود در چهارچوب فرصت‌طلبی یا منافع شخصی صورت می‌گیرد، نه بر پایه یک نظام معنایی منسجم. از همین‌رو آنچه عرضه می‌کنند بیشتر شمایلی از اندیشه است تا خود اندیشه. پادکسترها و تولیدکنندگان محتوا نیز تا حدی در همین میانه قرار دارند. بنابراین نباید از آنان انتظار داشت که ایده‌ای اصیل و مولد تولید کنند. نهایت کاری که می‌توانند انجام دهند، بازخوانی، مرور، روایت یا ترجمه اندیشه‌های دیگران است. اگر متنی را از زبان دیگری ترجمه می‌کنند یا اندیشه‌ای را برای مخاطب توضیح می‌دهند، در بهترین حالت در سنت ترجمه و بازتفسیر قرار می‌گیرند، نه در جایگاه تولید اندیشه. از این منظر نمی‌توانند همان نقشی را ایفا کنند که از روشنفکر یا مولد ایده انتظار می‌رود. افزون بر این، آنان نیز در دام اقتصاد توجه گرفتارند. پادکست، کانال یوتیوب یا هر رسانه دیگری برای ادامه حیات، ناگزیر از جذب مخاطب است و همین مسئله آنان را وادار می‌کند تا قواعد الگوریتم‌ها و سازوکارهای دیده شدن را بپذیرند. در مقابل آنچه از فیگور روشنفکری انتظار می‌رود، ایستادگی بر سر ایده‌ها و آرمان‌هاست. روشنفکر حتی اگر هزینه بپردازد باید بر ایده خود پایبند بماند، اما تولیدکنندگان محتوا الزاماً چنین تعهدی ندارند. آنان در شرایطی قدرت می‌گیرند که روشنفکری در عرصه عمومی تضعیف شده باشد و از همین خلأ برای حضور و اثرگذاری استفاده می‌کنند. ازاین‌رو نمی‌توان اینفلوئنسرها، پادکسترها و تولیدکنندگان محتوا را ادامه مسیر روشنفکران دانست. آنچه با آن مواجه هستیم، شکل متفاوتی از مرجعیت اجتماعی است. من حتی مخالف آن نیستم که سلبریتی‌ها درباره مسائل مختلف سخن بگویند.
319
5
افول روشنفکرانبررسی تحولات مرجعیت فکری در گفت‌وگو با سبحان یحیاییسال‌هاست که مرجعیت فکری در جوامع دستخوش دگرگونی شده است. روشنفکرانی که روزگاری نقش پررنگی در شکل‌دهی به افکار عمومی و هدایت گفت‌وگوهای اجتماعی داشتند، امروز با فضایی روبه‌رو هستند که در آن الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، اقتصاد توجه و چهره‌های نوظهور قواعد اثرگذاری را بازتعریف کرده‌اند. در این میان پرسش‌هایی از این دست اهمیت بیشتری یافته‌اند که آیا مرجعیت روشنفکری به پایان رسیده یا تنها دچار افول شده است؟ اینفلوئنسرها و تولیدکنندگان محتوا چه نسبتی با روشنفکران دارند و کاهش اعتماد به نهادهایی مانند دانشگاه، گسترش روایت‌های شخصی و توده‌ای شدن فضای عمومی چه پیامدهایی برای آینده فرهنگ و جامعه خواهد داشت؟ سبحان یحیایی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و استاد ارتباطات اجتماعی، با واکاوی افول مرجعیت روشنفکری، نسبت آن با اقتصاد توجه و شبکه‌های اجتماعی، از تغییر جایگاه روشنفکران، ظهور مرجعیت‌های تازه، کاهش اعتماد به نهادهای فکری و پیامدهای این تحولات بر کیفیت گفت‌وگوهای عمومی و آینده جامعه می‌گوید.  ♦♦♦به نظر شما آیا در دوره کنونی می‌توان از پایان مرجعیت فرهنگی روشنفکران سخن گفت، یا آنچه رخ داده صرفاً جابه‌جایی بسترهای تولید و توزیع اندیشه است؟بحث درباره پایان مرجعیت فکری روشنفکران موضوعی است که نه‌تنها در ایران، بلکه در سطح جهانی نیز مطرح شده است و در قرن بیست‌ویکم اندیشمندان بسیاری به آن پرداخته‌اند. برای مثال متفکران چپ مانند پی‌یر بوردیو در آثاری همچون افول روشنفکری، به تغییر ماهیت و جایگاه روشنفکران پرداخته‌اند. همچنین ریچارد رورتی نیز عملاً از پایان دوران روشنفکری سخن می‌گوید و باور دارد، ایدئولوژی‌ها و نظریه‌های کلان دیگر نمی‌توانند نقش گذشته را در هدایت افکار عمومی ایفا کنند. افرادی مانند فردریک جیمسون نیز در همین زمینه دیدگاه‌هایی مطرح کرده‌اند. از سوی دیگر این بحث فقط به متفکران چپ محدود نیست. برای نمونه مارسل گوشه نیز به‌صراحت بیان می‌کند که نهاد روشنفکری با توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی که بشر از پایان قرن بیستم تجربه کرده و نیز برآمدن منطق جهان مدرن و به تعبیر برخی جهان پسامدرن، به نهادی ناتوان برای ایفای نقش هدایت فکری جامعه تبدیل شده است. بنابراین اصل این بحث در سطح جهانی مطرح است. اما پرسش مهم‌تر این است که آیا دوره‌ای که می‌توان از آن به‌عنوان دوران طلایی روشنفکری یاد کرد، یعنی سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، به‌ویژه دهه ۱۹۶۰ اروپا و رخدادهایی مانند می ۱۹۶۸ یا دوره‌ای که اندیشمندانی همچون فوکو به‌عنوان چهره‌های اثرگذار شناخته می‌شدند، واقعاً دارای مرجعیتی فراگیر در سطح جامعه بودند یا خیر؟ به ‌نظر می‌رسد حتی در همان دوران نیز سطح تماس روشنفکران با جامعه به گستردگی نفوذی که امروز سلبریتی‌ها دارند، نبود. آن زمان نیز جامعه سلبریتی‌های خود را داشت و سینما، هنر و عرصه‌های شهرت همواره مخاطبان گسترده‌تری نسبت به جریان روشنفکری داشته‌اند. روشنفکری بیشتر برای طبقه متوسط، دانشجویان و جریان‌های فکری الهام‌بخش بود و می‌توانست بر این گروه‌ها اثر بگذارد، اما این‌گونه نبود که بتواند کل جامعه را متحول کند. در نتیجه حتی در دوران طلایی روشنفکری نیز دامنه اثرگذاری روشنفکران نسبت به عرصه‌های مبتنی‌بر شهرت و توجه عمومی محدودتر بود. اگر بپذیریم که در همان دوره نیز مرجعیت فکری مطلق و فراگیری در کل جامعه وجود نداشته است، امروز نیز نمی‌توان با قطعیت از پایان آن سخن گفت. شاید بتوان از افول مرجعیت روشنفکری سخن گفت، اما از پایان آن، نه. البته نسبت به گذشته با گسترش عرصه‌های نمایش، شبکه‌های اجتماعی و ظهور فیگورهای جدید، وضعیت دگرگون شده است. امروز دیگر شهرت تنها به بازیگران سینما، مجریان تلویزیون یا هنرمندان محدود نمی‌شود. فاصله میان سلبریتی و اینفلوئنسر از بین رفته و افرادی در فضای عمومی ظهور کرده‌اند که فقط به‌واسطه امکان تولید مستمر محتوا و حضور مداوم در شبکه‌های اجتماعی، به چهره‌های شناخته‌شده تبدیل می‌شوند. بنابراین با تغییر ماهیت فضای عمومی مواجه هستیم. اگر هم بپذیریم که روشنفکران در گذشته دارای نوعی مرجعیت بوده‌اند، امروز این مرجعیت کمرنگ‌تر شده است. بااین‌حال همچنان نمی‌توان از پایان کامل آن سخن گفت. هنوز نیروهایی در فضای روشنفکری فعالیت می‌کنند و اثرگذاری‌های جدی دارند. هرچند بسامد و میزان نفوذ آنان نسبت به گذشته کاهش یافته است. نکته دیگری نیز وجود دارد. روشنفکر معمولاً به کسانی اطلاق می‌شود که تولید اندیشه می‌کنند. روشنفکری ذاتاً با یک سامانه انتقادی پیوند خورده است. یعنی روشنفکر نوعی بازاندیشی در زمانه را نمایندگی می‌کند و در پی شکل دادن به یک نظم اجتماعی تازه است.
361
6
#حظ لطافت
#حظ لطافت
808
7
#حظ لطافت
#حظ لطافت
1
8
واپس گرایی در سرکوب قریب چهار صد سال پیش سلطان مراد چهارم عثمانی قهوه خانه ها یا همان کافه های استانبول را تعطیل و حتی تخریب کرد و مجازات تاسیس قهوه خانه داری و قهوه خانه رفتن را مرگ تعیین کرد رژیم ولایی سلفی که تنها خلاقیتش و روز آمدی اش در حوزه اجتماعی و سیاسی ابداع شیوه های سرکوب بود حتی در این بخش نیز به واپس گرایی ذاتی اش بازگشته است و رفتار قرن ۱۷ همی را تکرار میکند جنگ کافه ای که وحوش خیابان گرد جمهوری اسلامی راه انداخته است مانند همه جنگ های احمقانه دیگرش نتیجه ای مشابه خواهد داشت و جز پروردن کینه و انباشت خشم کاری نکرده است فرقه گرایان جمهوری اسلامی میدانند که عرصه عمومی را واگذار کرده اند و نمایش های خیابانی وابستگانش پس از جنگ و مرگ پیر لجوج هم در حال افول طبیعی هر جریان حکومت ساز است اما چون از رویارویی مستقیم با عرصه عمومی وحشت یا پرهیز دارند نماد شاخص عرصه عمومی یعنی زیست کافه ای را هدف قرار داده اند کافه داران و عرصه عمومی نیز با همه تلخی که این حماقت در گلوشان میریزد در ته دل از اینکه آنها عمق قبر خودرا افزایش میدهند خرسندند
3 500
9
Matn yo'q...
776
10
لعنت بر جمهوری اسلامی الان چند روز است میخواهم این کلیپ را نشانه ای از زندگی درخود دارد را در کانال بگذارم شوم اما هر روز خبر
لعنت بر جمهوری اسلامی الان چند روز است میخواهم این کلیپ را نشانه ای از زندگی درخود دارد را در کانال بگذارم شوم اما هر روز خبری تلخ مانند اعدام و یا دلار ۲۰۰ هزار تومانی باعث میشود خجالت بکشم و منصرف شوم
981
11
نجاستی به نام جمهوری اسلامی مجید آدینه امروز اعدام شد
نجاستی به نام جمهوری اسلامی مجید آدینه امروز اعدام شد
967
12
🔵 زندگی سخت برای زندگی‌سازان ✍ یادداشت ویژه روز پزشک به قلم دکتر هاشم مؤذن‌زاده، مدیرمسئول پالنا ▫️ ده سال پیش، در جلسه‌ای در حضور دوست گرامی، آقای دکتر عباس کامیابی، به او و همراهانشان گفتم که آینده‌ای فقیرانه در انتظار جامعه پزشکی کشور است. ▫️ گفتن این جمله در زمانی که هنوز مزه پول‌پاشی ناشی از طرح تحول سلامت زیر بسیاری از دندان‌ها بود، باعث تعجب می‌شد و حتی در مواقعی تمسخر را نصیب گوینده خود می‌کرد؛ اما متأسفانه، مانند بسیاری از تحولات دیگر که باور سرعت آن‌ها ممکن نبود، این اتفاق شوم نیز با سرعتی حتی بیش از حدس ناظرین بدگمانی مانند من رخ داد و سرنوشت جامعه پزشکی کشور را تغییر داد. ▫️ تهدید زندگی حرفه‌ای گروه پزشکی با ملغمه‌ای از بی‌تدبیری و عناد کارگزاران رسمی و غیررسمی کشور کلید خورد و با عزم یکپارچه آنان برای نابودسازی این میراث چند هزار ساله علمی کشور، بی‌محابا در حال پیشروی است. ▫️ از آمارهای فاجعه‌آمیز احوالات شخصی پزشکان در حوزه حرفه‌ای و پریشانی مناسبات درونی حوزه کار گرفته تا دخل و تصرف در نهادهای حرفه‌ای توسط نهادهای مستقر و افزایش سطح اصطکاک با جامعه پزشکی در همه تحولات جامعه عمومی، همگی نتیجه و محصول انتخاب‌های کلان آگاهانه است؛ ▫️ و البته کلمات رنگین، خوش‌آوا و تبریک‌های زنگ‌زده مسئولین در روز پزشک و دیگر روزهای منتسب به جامعه پزشکی، بیشتر شبیه به عورت‌پوشانی فردی کاملاً عریان است؛ بیهوده و باورناپذیر. ▫️ مانند همه اقشار دیگر کشور، جامعه پزشکی نیز دچار دوقطبی‌هایی شده که اثر سیاست و رانت‌ها بوده و سبب‌ساز بسیاری از اختلافات درونی گردیده است. حتی کوچک شدن سفره از حرص اندک‌سالاران این عرصه کم نکرده است و آن‌ها بی‌پروا به بلعیدن هرچه در سفره هست، مشتاق‌اند. ▫️ حاصل جمع این همه هنرمندی سیاست‌گذاران، زندگی را برای زندگی‌سازان و دردزدایان سخت و دردناک نموده است و البته این‌ها علاوه بر رنج‌های مشترکی است که اکثریت جامعه پزشکی در همراهی با رنج‌های جامعه عمومی می‌کشد: جنگ وقایع خونین داخلی تنگی خفه‌کننده حلقه ناتحملی و تسلط غوغاسالاران ▫️ با این حال، باز خشنودی بزرگ از این حاصل است که در همه این امواج بلا، جامعه پزشکی دردکشانه آنچه را وظیفه داشت انجام داد و روسیاهی را به صورت مبلّغین شکاف مردم و جامعه پزشکی گذاشت و حتی اینک و در همین ساعات و لحظات که تردید و عدم قطعیت بر همه چیز سایه انداخته است، هم هنوز این گروه حرفه‌ای، فریادهایش در مورد سرنوشت سلامت مردم را ادامه می‌دهد؛ گرچه طنین آن کوتاه‌تر و مدارا با آن کمتر شده است. ▫️ شاید مروت نبود که یادداشت روز پزشک را این همه تلخی پر کند؛ اما تبریک گفتن فریبکارانه‌ای که با پاسخ‌های غضبناک پیدا و پنهان مخاطبین مواجه شود، تنها به درد شیرین شدن لحظه‌ای کام کسانی می‌خورد که از فریب دادن خود و دیگران لذت می‌برند. ▫️ من و پالنا تنها می‌توانیم احترام و قدردانی بسیار خاضعانه خود را به همه رنج‌دیدگان این عرصه، از پیر تا جوان، در همه رده‌های تحصیلی و در هر جای کشور و به‌ویژه به آنانی که جان عزیزشان به هر ترتیبی از دست رفت، تقدیم کنیم و اعلام کنیم که تا زمانی که فرصتی برای حضورمان هست، جز تلاش برای تعالی سلامت مردم و پیگیری امور جامعه پزشکی کشور، وظیفه‌ای برای خود در این میدان نمی‌شناسیم. ▫️ حق یار همه شما باد وامید که این کشتی گرفتار در طوفان‌های سهمگین، هر لحظه زودتر به ساحل بقا برسد. لینک یادداشت در پالنا پالنا / اینستاگرام / روابط عمومی @pezeshkanghanon
1 063
13
قمارباز ها
قمارباز ها
1 021
14
شرح نخواهید که جز درد نیست
شرح نخواهید که جز درد نیست
1 181
15
نجاستی به نام جمهوری اسلامی
نجاستی به نام جمهوری اسلامی
1 033
16
ارگان فداییان اسلام در ۲۹ مرداد ۱۳۳۲
ارگان فداییان اسلام در ۲۹ مرداد ۱۳۳۲
1 215
17
2_روایت_ایرانِ_پساجنگ_گفت‌وگوی_حسین_جنتی_و_احسان_عبدی‌پور.mp3
1 175
18
دیدن گفتگوی احسان عبدی پور و حسین جنتی مرا به یاد مطلبی قدیمی انداخت در سالهایی که خواندن هری پاتر رسم بود در حین خواندن کتاب به موجوداتی بر میخوردید که نامشان به انگلیسی  dementorبود. سرکار خانم اسلامیه کلمه دیوانه ساز را به عنوان معادل فارسی ان کلمه انتخاب کرده بودند موجوداتی که با نزدیک شدن شان به هر جمعی تمام گرما،شوق ، شادی و امید محیط از بین می‌رفت و همه‌جا تاریک و منجمد می‌ شد انهانگهبانان زندان آزکابان بودند و از خاطرات خوش مردم تغذیه می‌کردندو سپس پلاسیدگی و آشفتگی ذهن و روح دیگران و بخصوص زندانیان می‌شدند همیشه فکر میکردم که آیا ممکن است که  خانم جی کی رولینگ تجربه دمخوری با موجودات جمهوری اسلامی را داشته است که توانسته اینقدر دقیق آنها را توصیف و اثر حضور شأن چنین را به تصویر بکشد ؟ با دیدن احوال پریشان این دو هنرمند که به جای شوریدگی هنرمندانه دچار آشفتگی ناشی از دخالت dementor  های جمهوری اسلامی شدند چندش سهمگینی که موقع خواندن کتاب و مقایسه آن با عوامل جمهوری اسلامی در من رخ داده بود را  دوباره تازه شد کلمات حسین جنتی و احسان عبدی  پور آینه تمام احوالات  مردمان آشفته کشورم است که میانه دوگانگی های عظیم بی جهتی که دیوانه ساز های جمهوری اسلامی ساخته اند بنیاد روانشان مضمحل میشود گفتگوی این دو آدم مملو از تضادها و تناقض ها هر کس با خودش بود و نه با دیگری آنکه دلش میخواست بین مردم کشورش چسب باشد در دکلمه اش خشم مانند کاردی آجین شده می‌درخشید و آنکه همه چیز را توطئه می‌دانست و بنای اعتمادش کلا بر فنا رفته بود در شعرش امید زمزمه میکرد و از جمع شدن بساط سلطانی می‌گفت مانند همه دیگر وقایع عالم ، آشفتگی هم آستانه ای خود تنظیم گر دارد و از آن نقطه آستانه ای به بعد ماهیت موضوع عوض میشود جالب است که حسین و احسان بدون آنکه خودشان متوجه شوند در اعتقاد به گذار از این مرحله هم نظر بودند چه با انتظار برای خریدن  صداهای دی ماه در حنجره ای دیگر و چه با خوشحال بودن در سکونت در وطن دوم متن من را پس از دیدن گفتگو یکبار دیگر بخوانید
1 303
19
Matn yo'q...
985
20
رویترز: دو غول کشتیرانی چین عبور نفتکش‌ها از هرمز و باب‌المندب را متوقف کردند رویترز گزارش داد دو شرکت بزرگ کشتیرانی دولتی چین، در پی تشدید ناامنی‌های دریایی در خاورمیانه، از اواخر ژوئیه تاکنون نفتکش‌های خود را از تنگه هرمز و باب‌المندب عبور نداده‌اند و به‌جای آن، نفت مورد نیاز چین را در خارج از خلیج فارس بارگیری می‌کنند. بر اساس این گزارش، شرکت‌های COSCO Shipping Energy Transportation و China Merchants Energy Shipping (CMES) پس از ارتباط با مقام‌های مرکزی چین این رویکرد را در پیش گرفته‌اند. سه مدیر صنعت کشتیرانی که با رویترز گفت‌وگو کرده‌اند، این تصمیم را تأیید کرده‌اند. این دو شرکت در مجموع بیش از ۱۰۰ نفتکش غول‌پیکر VLCC در اختیار دارند؛ هر نفتکش قادر به حمل حدود دو میلیون بشکه نفت است. پیش از آغاز جنگ در اواخر فوریه، این دو شرکت حدود نیمی از واردات نفت خام چین از خاورمیانه را جابه‌جا می‌کردند. در پی این تغییر مسیر، عملیات انتقال نفت کشتی‌به‌کشتی (STS) در خلیج عمان و اطراف فجیره افزایش یافته و نفتکش‌های چینی بیشتری برای بارگیری در فجیره، بنادر عمان و مناطق خارج از خلیج فارس برنامه‌ریزی شده‌اند. رویترز همچنین گزارش داده است که برخی نفتکش‌های چینی برای دور ماندن از مسیرهای پرخطر، سفرهای طولانی‌تری را در پیش گرفته و حتی بارگیری نفت عربستان را از مسیرهای جایگزین، از جمله بندر سیدی کریر مصر، انجام می‌دهند. https://t.me/drmoazenofficial چینی ها هم امریکا و هم جمهوری اسلامی را دور زدند نفتشان را علیرغم فشار امریکا تهیه کردند و معطل تمام شدن جفتک پرانی های جمهوری اسلامی هم نشدند
1 429