es
Feedback
نه به عوام فریبی

نه به عوام فریبی

Ir al canal en Telegram

درست فکر کنیم تا دستمایه اغراض سایرین نشویم کانال اختصاصی حوزه ی سلامت و رفاه اجتماعی ارتباط با ادمین https://t.me/ghalam_mehdi تبلیغات @tabligh_nabeavamfaribi

Mostrar más
5 298
Suscriptores
-124 horas
-217 días
-8230 días
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+6
en 1 canales
mayo '26
+5
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+1
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+6
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+59
en 4 canales
Get PRO
enero '26
+14
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+110
en 8 canales
Get PRO
noviembre '25
+90
en 6 canales
Get PRO
octubre '25
+160
en 7 canales
Get PRO
septiembre '25
+232
en 19 canales
Get PRO
agosto '25
+115
en 8 canales
Get PRO
julio '25
+138
en 12 canales
Get PRO
junio '25
+48
en 4 canales
Get PRO
mayo '25
+133
en 8 canales
Get PRO
abril '25
+50
en 5 canales
Get PRO
marzo '25
+70
en 2 canales
Get PRO
febrero '25
+91
en 6 canales
Get PRO
enero '25
+182
en 8 canales
Get PRO
diciembre '24
+77
en 4 canales
Get PRO
noviembre '24
+106
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+161
en 11 canales
Get PRO
septiembre '24
+119
en 5 canales
Get PRO
agosto '24
+151
en 12 canales
Get PRO
julio '24
+207
en 4 canales
Get PRO
junio '24
+202
en 9 canales
Get PRO
mayo '24
+67
en 2 canales
Get PRO
abril '24
+56
en 6 canales
Get PRO
marzo '24
+44
en 4 canales
Get PRO
febrero '24
+45
en 1 canales
Get PRO
enero '24
+22
en 1 canales
Get PRO
diciembre '23
+45
en 0 canales
Get PRO
noviembre '23
+84
en 3 canales
Get PRO
octubre '23
+1 429
en 38 canales
Get PRO
septiembre '23
+126
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+59
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+46
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+77
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+83
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+175
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+59
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+81
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+55
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+108
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+35
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+33
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+62
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+39
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+72
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+66
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+54
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+83
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+72
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+13
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+18
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+7
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+94
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+26
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+7
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+4 233
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+1 314
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+37
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+95
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+236
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+224
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+59
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+19
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+11 570
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
18 junio+3
17 junio+1
16 junio0
15 junio+1
14 junio0
13 junio0
12 junio0
11 junio0
10 junio+1
09 junio0
08 junio0
07 junio0
06 junio0
05 junio0
04 junio0
03 junio0
02 junio0
01 junio0
Publicaciones del Canal
تغییر، چکمه پولادین می‌خواهد و عزمی آهنین همه از مشکلات می‌گویند، همه ناراضی‌اند و تقریباً همه راه‌حل دارند؛ اما کوچک‌ترین تغییری رخ نمی‌دهد. مسئله این نیست که نمی‌دانیم چه باید کرد، مسئله این است که به دانسته‌های خود عمل نمی‌کنیم. ما می‌دانیم پاداش باید متناسب با عملکرد باشد، اما به همه تقریباً یکسان پاداش می‌دهیم. می‌دانیم مدرک الزاماً مهارت نمی‌آورد، اما همچنان مدرک را مبنای حقوق و جایگاه قرار می‌دهیم. می‌دانیم نظارت اصول و قواعد مشخصی دارد، اما وقتی یک نهاد نظارتی ناکارآمد می‌شود، به جای اصلاح آن، چند نهاد نظارتی دیگر تولید می‌کنیم. جامعه‌شناسان این وضعیت را «وابستگی به مسیر» (Path Dependency) و «اینرسی نهادی» (Institutional Inertia) می‌نامند؛ یعنی آن‌قدر در یک مسیر اشتباه حرکت کرده‌ایم که ادامه دادن آن را از تغییر دادن آن آسان‌تر می‌دانیم. روان‌شناسان معتقدند تکرار این وضعیت، جامعه را به سمت «درماندگی آموخته‌شده» (Learned Helplessness) و «بی‌تفاوتی آموخته‌شده» (Acquired Apathy) سوق می‌دهد؛ جایی که مردم مشکلات را می‌بینند اما دیگر باور ندارند که تلاششان تغییری ایجاد خواهد کرد. در علوم سیاسی نیز این پدیده مصداق «قفل‌شدگی نهادی» (Institutional Lock-in) و «شکست حکمرانی» (Governance Failure) است؛ وضعیتی که در آن ساختارها، علی‌رغم آگاهی از مشکلات، قادر به اصلاح خود نیستند. خطرناک‌تر از همه، «عادی‌سازی نابسامانی» (Normalization of Deviance) است؛ یعنی ضعف‌ها، خطاها و ناکارآمدی‌ها آن‌قدر تکرار می‌شوند که دیگر کسی از آن‌ها تعجب نمی‌کند. حاصل این فرآیند، شکل‌گیری «چرخه بازتولید ناکارآمدی» (Cycle of Dysfunction) است؛ چرخه‌ای که در آن مدیران ناکارآمد، ساختارهای ناکارآمد می‌سازند و ساختارهای ناکارآمد نیز مدیران ناکارآمد جدید تولید می‌کنند. مشکل ما کمبود دانش نیست؛ مشکل ما کمبود اراده برای عمل به دانسته‌هاست. برای اینکه کسی بتواند در یک آزمون، همه پاسخ‌ها را غلط بزند، باید پاسخ درست همه سؤالات را بداند. گاهی که به برخی روندهای مزمن و تکرارشونده نگاه می‌کنم، این مثال بیش از حد به واقعیت نزدیک به نظر می‌رسد. مهدی اسفندیار کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi

2
سوءتفاهم، قوی‌تر از منطق در زندگی ما جاری است اگر گمان می‌کنید شناخت شما از اطرافیان، دوستان و همکارانتان شناختی کامل، دقیق و یقینی است، به احتمال زیاد بخشی از واقعیت را نمی‌بینید. مغز انسان بر پایه تجربه‌های گذشته، پیش‌فرض‌ها، احساسات و برداشت‌های شخصی عمل می‌کند و هر فرد جهان را از دریچه ذهن خود تفسیر می‌کند. به همین دلیل رسیدن به شناختی مطلق از دیگران تقریباً ناممکن است و آنچه در اختیار ما قرار می‌گیرد، تنها نوعی شناخت نسبی است. از همین رو، شناخت انسان‌ها نیازمند تأمل، گفت‌وگو، مشاهده و بازنگری مداوم در برداشت‌های خود است. فلسفی اندیشیدن، پرسیدن مکررِ «چرا» و «چگونه»، و تلاش برای درک انگیزه‌ها و شرایط پنهان در پس رفتار افراد، ما را به فهمی عمیق‌تر و واقع‌بینانه‌تر نزدیک می‌کند. بسیاری از سوءتفاهم‌ها از آنجا آغاز می‌شوند که به جای فهمیدن، قضاوت می‌کنیم؛ به جای پرسیدن، فرض می‌کنیم؛ و به جای شنیدن، نتیجه‌گیری می‌کنیم. انگ‌زنی، شتاب‌زدگی در داوری، بی‌حوصلگی در گفت‌وگو و ناتوانی در ترمیم روابط، از مهم‌ترین عواملی هستند که فاصله میان انسان‌ها را بیشتر می‌کنند. چه بسیار دوستی‌ها که قربانی یک سوءبرداشت شده‌اند، چه بسیار همکاری‌های حرفه‌ای که به دلیل برداشت‌های نادرست از بین رفته‌اند و چه بسیار فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی که در سایه قضاوت‌های عجولانه از دست رفته‌اند. گاه یک گفت‌وگوی صادقانه می‌تواند سوءتفاهمی را برطرف کند که سال‌ها رابطه‌ای را در معرض فروپاشی قرار داده است. شاید یکی از نشانه‌های بلوغ فکری آن باشد که بپذیریم همیشه احتمال دارد برداشت ما از دیگران کامل نباشد. انسان‌های خردمند بیش از آنکه در پی قضاوت باشند، در پی فهمیدن هستند؛ زیرا می‌دانند واقعیت، اغلب پیچیده‌تر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر می‌رسد. مهدی اسفندیار کانال "نه به عوام‌فریبی" @nabeavamfaribi
1 056
3
ما هنوز به حرف نیامدیم.... درگیری های اداری، بلااثر ماندن بسیاری از خط مشی ها و مدل ها و کندی مکاتبات و.... همه و همه نشان می دهد که فراتر از تصور نتایج ناتوانی اجتماعی در سخن گفتن و ضعف در گفتگو که در جامعه ما موج می زند، عوارض و عواقب خود را در فرهنگ سازمانی نشان داده است. ذهنیت در جامعه ما بیشتر از عینیت نقش دارد و نقش اساسی با حس و عواطف و برداشت های شخصی و سطحی و خبرچینی و تخریب و.... است، خصوصا در جامعه ای که فلسفه درسی زاید نلقی می شود. در سیستمی اداری کشوری که سنوات خدمت و مدرک تحصیلی و روابط بیشتر از دست آوردها سبب بالا رفتن از نردبان ترقی می شود، انتظار هیج معجزه ای نمی رود و عملا اگر با نگاه تمثیلی بخواهیم به سیستم اداری کشور نگاه کنیم می تواتیم آن را مثل شهری بدون شهرداری تصور کنیم که فاضلاب تعارض منافع، عدم شفاغیت، رانت و... چنان بوی تعفنی در آن به جای گذاشته است که نفس شهر و شهر نشیتان را بند آورده است. در چنین فضایی شاید یکی در حانه خود بنشیند و از دکوراسیون منزل لذت ببرد اما هم او را جرأت ده دقیقه پیاده روی در شهر نیست. تنگنای منابع یکی از علل اصلی نابسانی هاست اما بشر ثابت کرده است اکر عقلانیت و فرهنگ باشد، می توان هیروشیما و ناکازاکی با خاک یکسان شده و آلمان خاکستر شده را بدون نفت و گاز به قطب های تکنولوژی و صنعت تبدیل کرد. نمی توان منکر تغییرات در سازمان ها شد اما سخن از تحول راندن در جایی که فرهنگ سارمانی درست نیست، سخنی قابل تامل و تا حدودی غیرقابل پذیرش است. ممکن است که خدمات بر خط شوند، هزینه ها کنترل شوند و خدمات بیشتری ارایه شود، اما اینها دلیلی بر قرار داشتن لوکوموتیو بر ریلی درست نیست. دوستی برایم تعریف می کرد که در ژاپن، کنار ساحلی ایستاده بود و متوجه شد که یک نفر با دقت در حال تمیز کردن یک خودرو تویوتا است، و با دستمالی که در جیب داشت و آبی که تهیه کرده بود با حوصله و با دشواری تویوتا را تمیز می کند. به آن فرد گفت که چقدر تمیزی ماشین برایت مهم است که از خیر تماشای این ساحل گذشنه ای؟!؟ مرد ژاپنی در پاسخ گفت: این تویوتا متعلق به من نیست و من کارمنذ شرکت تویوتا هستم و وقتی تویوتای ژاپنی را کنار شورلت آمریکایی و بنز آلمانی دیدم که چرک گرفته است، حالم گرفته شد و شروع کردم به تمیز کردن خودرو تا خودروی ژاپنی بدرخشد و از زیبایی کمتر از رقبای خارجی خود نباشد. اینگونه تویوتا، تویوتا شد و ژاپن ژاپن شد، بدون آنکه اجبار و رانت و محدودیت واردات و... در کار باشد. وقتی سازمان دغدغه اش نیروی انسانی باشد و نیروی انسانی دغدغه اش سازمان باشد، نتیجه اش درخشان خواهد بود. آنچه نخست باید تغییر کند، تغیبر پاردایم های ذهنی است تا تغییر برنامه ها... مهدی اسفندیار کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
2 637
4
عضو زائد بدن شما کدام عضو است؟ بعضی اوقات، وقتی قلم به دست می گیرم تا بنگارم به حدی فشار معانی و کلمات و دقیق تر بگویم درد زیاد است که حتی بعد از چند سطر نوشتن فشار خونم بالا می رود و خسته می شوم... چند بار ناچارم نوشتن را قطع کنم. یکبار و تنها یکبار فرصت حیات بر روی کره خاکی برای آدمی ایجاد می شود، یعنی انسان افریده شدن در میان تمام ممکنات از موجودات یک فرصتی نه در حد یک دوم و یک دهم و.... بلکه عدد یک بر روی یکی که جلوی آن بی نهایت صفر است می شد. شاید یک باکتری از میان هزاران هزار میلیارد از یک خانواده باکتری افریده می شدیم و می شد یک ویروس از میان چند میلیارد میلیارد ویروس یک خانواده از ویروس ها بود....حالا لظف خدا که انسان افریده شدیم و صاحب نعمتی به نام عقل و.... . اما واقعا چقدر از این عقل استفاده می کنیم؟!؟ چقدر؟!؟ جاهایی و جلوی آدم هایی و بخاطر چیزهایی سر خم می کنیم که آن باکتری هم با شعور نداشته خود حاضر نیست سر خم کند. گاها جاهایی به مذلت نشستن ادمی را می بینیم که هیچ دلیلی برای پذیرش داوطلبانه این همه خفت وجود ندارد، اینجاست که واقعا معنای "جلبک مغز" هم زیر سوال می رود، انگار ژنوتیپ و فنوتیپ طرف ذاتا پاچه خوار و بی مایه و احمق طراحی شده است. چند وقت پیش در یکی از کانون های دوستانه دور همی نشسته بودیم و حدود ۶٠ نفر بودیم و قرار بود که یک نفر را به عنوان مسئول هماهنگی ها انتخاب کنیم. برای جلوگیری از دلخوری ها، قرار شد که اسم بنویسیم و هویت رای دهنده ها مشخص نباشد، در کمال شگفتی دیدم کسی رای آورد که همه می دانستند، سابقه دست درازی به صندوق مشترک را داشت و در محل کارش کلی مسائل مربوط به عدم شفافیت و بی توجهی به نظر جمع و... خلاصه به تمام معنا قالتاق بازی و.... او را شهره آفاق کرده بود. چیزی نگفتم و توی راه برگشت، با اتفاق سه نفر داخل یک خودرو بودیم، به این افراد گفتم یه بازی جرات و حقیقت راه بندازیم گفتند: اوکی وقتی نوبت به پرسش من شد، پرسیدم خدایی امروز کدام های شما به این بابا رای دادند، دیدم سه نفرشان گفتند که رای دادیم؟! گفتم چرا؟ پاسخ دادند راستش شب قبل نیم ساعت مخ ما رو خورد که بهش رای بدیم؟!؟! گفتم خوب از صندوق قبلی از محل گردش حساب وام گرفت بدون اینکه به کسی از اعضا بده، پول صندوق را خرج کرد و خریدها را با چک شخصی انجام داد و بماند که به همین خاطر گران خرید کرد و کلی داستان درست کرد و... هزار مساله دیگه که خودتون بهتر می دانید. خوب چرا رای دادید؟!؟ سرشان را پایین گذاشتند و یکی به شوخی گفت: والله راستش را بخوای و زود بحث جمع بشه... "خر شدیم" به یکی از این سه نفر گفتم: تنها کسی از این جمع که نمی توانم چندان ازش خرده بگیرم تویی چون می دانم ماهیانه، در حد.... مثقال بابت سرکشی به باغش می گیری و... طبیعتا رای دادی، تو حداقل ثابت کردی که " مغز عضو زائد بدن تو نیست" مهدی اسفندیار کانال "نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
2 631
5
آدم های میخ طویله ای؟!؟ حدود بیست و اندی سال پیش، رفته بودم به یکی از کارگاه ها که متعلق به یکی از دوستان بود، سرکارگری داشت که با او گهگداری شوخی می کرد، با دوستم مشغول صحبت بودم که سرکارگرش امد و نشست روی صندلی اما مثل برق گرفته ها از جایش پرید و فریاد کشید؟! من که آنجا بودم واقعا ترسیدم، دیدم بنده ی خدا دستش را روی باسنش گذاشته و نعره می زند؟!؟ سرتان را درد نیاورم، ظاهراً یکی در آن جا تعدادی پونز را درون بالشتک صندلی سرکارگر فرو کرده بود و بنده خدا وقتی روی صندلی نشست ده ها پونز در بدنش فرو شد.... و.... خلاصه با چند لفظ شوخی و... این سرکارگر آرام شد و انگار نه انگار که دست کم بیست تا پونز را تحمل کرده بود. در بازه کوتاهی که دوباره با دوستم تنها شدیم به او گفتم به خدای محمد اگر این شوخی که هیچ بلکه یک صدم چنین اهانتی به من می شد، یک لحظه پیشت کار نمی کردم حتی یک لحظه. دوستم لبخندی زد و گفت بله، تو کار نمی کردی، اما این بابا را نمی شناسی، اگر می شناختی می فهمیدی که اگر به جای بیست تا پونز، بیست تا میخ طویله در بالشتک کار گذاشته بودند، بازهم به خاطر جاه طلبی و پول اینجا می ایستاد؟!!؟! بعدها که توجه کردم دیدم کم نیستند، آدم هایی که حتی یک پوزیشن کوچک برایشان چنان مهم است که حاضرند گوشت و روح و تن همکار بریزند اما فقط بمانند؟! آدم هایی که نه دشنام مردم برایشان مهم است و نه نفرین کارکنان، به انواع و اقسام آدم ها آویزان می شوند به تمام ذلت ها تن می دهند، تا فقط بمانند؟!؟ آدم هایی که از افکار سنجی عملکردشان توسط زیر دستان و یا مشتریان، بیشتر از مرگ می ترسند... چگونه می توان باور کرد که جنس آدمی چنین ذلت هایی را تحمل کند، مگر آنکه جاه طلب باشد یا دستش تا آرنج در جیب مردم؟!؟ بازهم هر جور نگاه کردم دیدم حتی یک دزد هم تا این حد حقارت را تحمل نمی کند؟!؟ دنبال واژه ای بودم که این معنا را به تصویر بکشم که واژه ای در ذهنم نقش بست به نام آدم های "میخ طویله ای".... خیلی پست تر از آنچه که می توان تصور کرد. مهدی اسفندیار 👇👇👇👇 به کانال ما بپیوندید با حکایت هایی که برایتان شاید آشنا باشد 👇👇👇👇 کانال" نه به عوام فریبی " @nabeavamfaribi
2 441
6
⚫️نامه چهار پزشک برجسته ایرانی به مجله لانست درباره آثار جنگ چهار پزشک و استاد برجسته ایرانی در نامه‌ای به مجله معتبر Lancet نسبت به آنچه «تخریب سیستماتیک نظام سلامت در ایران بر اثر حملات امریکا و اسراییل» خوانده‌اند هشدار داده‌اند. این پزشکان با استناد به داده‌های میدانی و آمار منتشرشده، از آسیب گسترده به بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و زنجیره تأمین دارو خبر داده‌اند و تأکید کرده‌اند که پیامدهای این وضعیت می‌تواند فراتر از جنگ، سلامت عمومی میلیون‌ها نفر را تهدید کند. پرفسور ایرج سبحانی (فرانسه) پرفسور محسن شاهمنش ‌(انگلستان) پرفسور اصغر رستگار (امریکا) و پرفسور علی کشاورزیان (امریکا) در این نامه خواستار توجه فوری جامعه جهانی و توقف حملات به زیرساخت‌های درمانی شده‌اند. پ. نوشت: صرفه نظر از حمله به زیرساخت ها، در مورد محاصره دریایی و تاثیر آن بر حوزه سلامت باید گفت، با آنکه آمریکایی ها عنوان کردند، دارو و غذا جزو موارد محاصره دریایی نمی شود، اما به قطع محاصره دریایی موجب تضعیف توان اقتصادی کشور و آسیب جدی به توان مالی در تامین دارو و غذا می شود. کانال "نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
0
7
پر تکرار ترین سوال این روزهای وطنم.... ایران این وطن آبا و اجدادی ما تحت شدیدترین حملات خارحی قرار گرفته است و یک طرف اخرین تکنولوژی های دنیا با پشتوانه بزرگترین اقتصاد ها هستند و طرف دیگر جوانانی از جنس خودمان با هر نوع اختلاف مذهیی و سیاسی و... خوب دقت کنیم می بینیم پدر و برادر و پسرعمو و پسردایی و پسرخاله و پسر عمه ما هم نباشد، ته داستان پدر رویاهای یک دختری است که کنار دست دخترم در مدرسه نشسته و هر روز در آن قلب کوچکش یک مسئله تکرار می شود یک پرسش بزرگ به که پاسخ به آن تمام هستی و نسستی رویاهای دل کوچکش را به همراه دارد... آیا امروز بابا می آید... مهدی اسفندیار 😭😭😭😭😭😭 کانال"نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi
0