uz
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Kanalga Telegram’da o‘tish

...

Ko'proq ko'rsatish
544
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kunlar
-430 kunlar
Postlar arxiv
01. Husenoff - Umutsuz Günler (Slowed & Reverb).mp36.17 MB

‌‌⁨ ... اگر زندگی قرار بود چیزی باشد با یکی از رفقا گپ می‌زدم. می‌گفت مأموری که در مکزیک پاسپورتش را چک کرده، پرسیده بود: “ایران کجاست؟ میدِل‌ایست؟ عراق؟” نمی‌خواهم بگویم ما خیلی خودمان را باد کرده‌ایم. می‌خواهم بگویم این وضع، عینِ قاعده است؛ خودِ زندگیِ تَراز. آن مرد لازم نبوده بداند ایران کجای بساطِ عالم اُفتاده، چون زندگی هیچ‌وقت از او چنین سوادِ زایدی نخواسته بود. قرار نبود این‌همه خودمان را درگیر کنیم، این‌همه مازادِ آگاهی...، اگر بناست ما همه‌چیزدان و همه‌چیزگو باشیم، پس آن سیاستمدارِ قرمساق دقیقاً برای چه مواجب می‌گیرد؟ مگر کارش این نبود که عالمی بسازد که من هرگز مجبور نشوم بدانم «گرینلند» کجاست یا کدام ویرانه در کدام کونِ نقشه ولو شده؟ مگر قرار نبود مثل ضربه‌گیرِ درشکه عمل کند؛ طوری که تکان‌های دنیا به کتف من نخورد؟ آدمی، با اختیار به این مَضحکه پا نمی‌گذارد؛ او را پرت می‌کنند و چون، به هر علتی، جرأتِ تمام‌کردنِ قصه را ندارد، می‌ماند؛ لای در می‌ماند. بعد از سرِ ناچاری اسمش را می‌گذارد «زندگی». وظیفه‌ی دولت‌ها و ایدئولوژی‌ها مگر چه بود؟ مهیا نمودن شرایطی ساده و احمقانه اما قابل‌تحمّل: بخور، بخواب، قد بکش، تولیدمثل کن، مدتی با نمایش‌های زن‌وشوهری و بزرگ‌کردنِ توله‌ها، خودت را مشغول کن، بعد هم گورت را گم می‌کنی. نه رؤیای قلابی، نه رقابتی روان‌خراب‌کن، نه وسوسه‌ی دائمیِ «بیشتر بخر، عقب نمانی!» اگر زندگی قرار بود چیزی باشد، همین بساطِ مختصر بود. تقریباً هر چرندی که امروز دارد خفه‌مان می‌کند، اصولاً نباید وجود می‌داشت. نباید دغدغه می‌شد. نباید مسئله می‌شد. اصلاً قرار نبود بفهمیم. فهمیدن، ما را از زندگی تبعید کرد؛ از بدن، از لحظه، از خاک. تحلیل، ما را از همان چیزی جدا کرد که قرار بود بی‌فکر در آن حل شویم، مثل قند در چای. مدت‌هاست از زندگی عقب افتاده‌ایم؛ حالا نه می‌توانیم قصه را تمام کنیم، نه می‌توانیم ساده و بی‌ادعا زندگی کنیم، نه اجازه داریم حیوان باشیم، نه عُرضه‌ی خدا شدن داریم. فقط مانده‌ایم؛ «نسخه‌ای کش‌دار از یک غلطِ قدیمی.» #امید_شجاعی_بیرانوند @simar50 #نسل_سوخته #آرزوهای_بر_باد_رفته

01. Husenoff - Umutsuz Günler (Slowed & Reverb).mp36.17 MB

Mahmoud Sharifi - Te Gham.mp37.26 MB

Mahmoud Sharifi - Te Gham.mp37.26 MB

همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست امیر رحمتی انتخاب ساده‌ای بود؛ می‌توانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته‌ای را ترجیح دادیم. می‌شد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالی‌بافی خاک‌خورده‌ی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچه‌های سلیمانی‌ به اقصی نقاط عالم پرواز دهند. انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ می‌توانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنباله‌ی موشکهایمان بشناسد جهان. انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازه‌ی یک جهان برق تولید کنیم. می‌شد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژی‌های پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سخت‌ترینش بود: شکافتن هسته اتم! انتخاب واضحی بود؛ می‌توانستیم از چهار گوشه‌ی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرت‌کش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عده‌ای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگان‌گیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد. انتخاب بی دردسری بود؛ می‌شد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتی‌های صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمان‌مان پا جای پای کشتی‌های صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبنده‌تر تشخیص دادیم لابد. انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا می‌بایست برداشت از آن کاسه‌ی اشتراکی می‌بود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپاره‌هایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه. همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: می‌شد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنه‌تر بودند! @simar50

🦋

از خون جوانان وطن هوش مصنوعی @simar50

‌‌‌... رقص مادران سوگوار ناو هواپیمابر، ابزار جنگ و جا‌به‌جایی مرزها و قدرت‌هاست و دستگاه خطرناکی‌ست، اما آن مادر سوگواری که با رقص بر مزار جگرگوشه‌اش، ترس ملتی را به قعر خاک می‌فرستد، از آن خطرناک‌تر است. مادر سوگوار رقصان، با وجودی لبریز از خشم، زخم، درد و بیزاری، بنیان مشروعیت حاکم را واژگون می‌کند و حکومت و قدرت و روایت رسمی مشروع هزار وچهارصدساله از این مرگ را به‌ رسمیت نمی‌شناسد. حکومت، مرگ را در سکوت و انجماد زمستان دی‌ماه می‌پسندد اما این رقص، اعتراض است، خشم است و ادامه حرکت و زندگی کشتگانی‌ست که تا چهل‌روز پیش بین ما زندگی می‌کردند. حکومتی که تعیین می‌کند «چه کسی شایسته سوگواری‌ست» حالا پس از آن کشتار با سوگوارانی روبه‌رو شده که از آنها انتظار می‌رفت مُطیعانه و سر در گریبان گریه کنند. سوگوارانی که کل آیین رسمی و تعیین‌شده را واژگون کرده‌اند و نظم نمادین حاکم را بدون هیچ ابزاری، تنها با بدن‌شان، برهم زده و پایه‌های نظامش را بی‌جنگ و بمب و‌ موشک، فرو ریخته‌اند. ناو، ابزار جنگ است، خطرناک است و از بیرون و سریع حمله می‌کند اما مادر سوگوار رقصان، از درون و به‌ آهستگی معنا را فرو می‌پاشد؛ معنای ظلم را، معنای حکومت ظالمانه را، معنای مشروعیت یک نظام نیم‌قرنی را. @simar50 #گوشه #رقص_سوگ #جاویدنامان #مادران_داغدیده

... بهترین فرصت #رضا_طالشیان_جلودارزاده مگر سال‌ها نمی‌گفتیم، ما آمریکا را زیر پا له می‌کنیم؟ آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؟ کاخ سفید را تبدیل به حسینیه می‌کنیم؟ حیفا و تل‌آویو را با خاک یکسان می‌کنیم؟ اسراییل را محو می‌کنیم؟ این گوی و این میدان.! این فرصت هم‌اکنون، فوری‌تر از همیشه پیش روی ماست.آمریکا کار ما را آسان کرده و آمده بیخ گوش ما.! بزنیم لته‌پار و له و لورده‌اش کنیم و عالمی و مللی را از شر یک کشور زورگو و استکباری آسوده کنیم و انقلاب‌مان را آسان‌تر از همیشه به جهان صادر کنیم. با یک تیر، دو نشان. هم آمریکا و هم اسراییل را یکجا نابود کنیم. این بهترین فرصت است.! چرا به دبیرکل سازمان ملل نامه می‌زنیم؟ و می‌نویسیم، "در صورت حمله آمریکا به ما، تمام پایگاه‌ها، تأسیسات و دارایی‌های نیروی متخاصم در منطقه، اهداف مشروع ما در چارچوب پاسخ دفاعی محسوب می‌شوند و ایالات متحده مسوولیت کامل و مستقیم هرگونه عواقب غیرقابل پیش‌بینی و کنترل نشده آنرا بر عهده خواهد داشت." این چه نامه‌ای است که صادر کردیم. این نامه یک اشتباه انقلابی است. این همه سال رجز خواندیم و و بیش از چهار دهه تمام سرمایه‌های انسانی، مادی، معنوی و سرزمینی کشور و روزگار و آینده چندنسل را سیاه کردیم و سوزاندیم و فریاد زدیم و گوش فلک را پر کردیم، آمریکا را فلان می‌کنیم و بهمان؛ مگر غیر از این است؟ خب، الان بهترین فرصت است. باید دست بجنبانیم و نابودش کنیم... این همه سال کشور و مردم را به فلاکت و بیچارگی انداختیم، پهپاد ساختیم و موشک درست کردیم، هایپرسونیک و شهاب ۱ و ۲ و ۳ و فجر و فاتح و قدر و عاشورا و فلان و زیردریایی‌های ذولفقار و غضنفر و ذبیح‌الله و فرض‌الله؛ صدها میلیارد دلار صرف محور مقاومت و شبه‌نظامیان منطقه کردیم. زشت است که هم‌اکنون هر کدام‌مان در گوشه‌ای مخفی بشویم و از زن و بچه خود دور باشیم و حتا جرات نکنیم، گوشی تلفن همراه‌مان را با خودمان حمل کنیم. یک شب را در بیمارستان سجاد بخوابیم و شبی دیگر را در بیمارستان نیکان بیتوته کنیم و شبی زیرزمین فلان آموزشگاه یا در یک خوابگاه دانشجویی.! بزنیم این شیطان بزرگ را و همه‌ی ناوگانهای‌اش را غرق کنیم و یکبار برای همیشه شر آن را کم کنیم و بعد بنشینیم با حسین شریعتمداری، سید احمد خاتمی و علم‌الهدا و سردار نقدی و این‌ها جشن مفصل بگیریم و بین مردم کالا‌برگ فوق‌العاده توزیع کنیم. @simar50

Ebi - Manzel Be Manzel (Dj Mamsi Remix).mp38.24 MB

... روزتون به عشق♥️ You don’t need religion to be human . If you can’t tell right from wrong , it’s a lack of understanding and intelligence , not religion . برای انسان‌بودن احتیاجی به مذهب نیست. اگر نمی‌توانید درست را از نادرست تشخیص دهید، کمبودِ فهم و شعور است نه مذهب. @simar50 #انسان_باشید