uz
Feedback
می‌خواهم زنده بمانم

می‌خواهم زنده بمانم

Kanalga Telegram’da o‘tish

روزمرگی‌های یک ج‌ن‌گ‌جوی تنها و مغلوب‌. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
549
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+77 kun
+6930 kun
Postlar arxiv
عزیزم، فهمیده‌ام اینکه آدم‌ها می‌گویند: افراد مهربان را دوست دارند، صرفا یک ادعای پوچ است که بستگی به شرایط خودشان دارد. خصوصا اینکه اگر آدمی را بیابند که در کنارش نیاز به بالا نگه‌داشتن گارد خود نداشته باشند، او را تبدیل به ابزاری برای پرکردن خلا قدرت خود می‌کنند. و اگر این آدم اعتراضی بکند، تبدیل می‌شود به یک آدم بد و قدرنشناس.
[دست‌نویس‌های من، دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵]

از آدم‌هایی که رنجتون رو انکار می‌کنن تا می‌تونید فاصله بگیرید.

نه فقط این لحظه، بلکه همه‌چیز را بد انتخاب کردم، خانم محترم: زمان، شغل، زبانی که به آن می‌نویسم، هر زنی را که دوست داشته‌ام، و دوستانم را. مردن هم یک کار نیمه کاره و دیر وقت است. باید می‌توانستم متولد نشوم.
قطره‌اشکی در اقیانوس؛ مانس اشپربر، روشنک داریوش

اشتباه کردن، از دوست‌داشتنی بودنت کم نمی‌کنه.

بعد از گوش دادن بهش یاد این پستم افتادم. خیلی خوب بود، درست مثلِ اینکه کسی تو و زخمت رو ببینه. شما هم گوش بدید حتما🦋

هیچوقت از اینکه رنجم را به او بگویم نترسیدم. فکر می‌کنم دوست داشته شدن همین باشد.

رنج رو هرکاریش بکنیم باز هم رنجه؛ و تجربه کردنش با درد، گاهی درد عمیق، همراهه. و این درد با ترگل ورگل کردن و استعاره‌های مختلف ساختن، هرگز ازش کاسته نمی‌شه. به جای پاپیون زدن رو موهای رنج و گشتن به دنبال نور لا به لای درزهاش، باید بچشیمش و آروم آروم بپذیریمش و یادبگیریم باهاش زندگی کنیم.

«اما به‌هرحال همیشه تنها هستی. تنهایی تو را می‌خورد و خورد می‌کند. من قیافه‌ام خیلی شکسته شده و موهایم سفید شده و فکر آینده‌ام خفه‌ام می‌کند؛ ولی بگذریم، بگذریم، بگذریم...»
فروغ فرخزاد

آدم کافیه مدتی رو توی خوابگاه زندگی کنه تا به عمق این فاجعه‌ پی ببره که بعضی‌ها فقط بچه‌شونو بزرگ می‌کنن بدونِ اینکه تربیتش کنن.

بیا که من از تو خسته‌ترم که من از من بی‌خبرم...

و برای خودم قدرتِ پذیرش، صبوری و گذشت آرزو می‌کنم در برابر آنچه که توانِ تغییرش از من خارجه.

آمیگدال عزیزم، کی دیگه می‌خوای به خودت بیای و تجربه‌های پیشین رو ذخیره کنی که در موقعیت های جدید مشابه بهم یادآوری کنی؟!

بعضی از خوراکی‌ها علاوه بر مزه‌ء خودشون، مزه‌های دیگه‌ای هم دارن؛ مثل مزه‌ء رنج، مزه‌ء خستگی، مزه‌ء شادی،مزه‌ء موفقیت، مزه‌ء
بعضی از خوراکی‌ها علاوه بر مزه‌ء خودشون، مزه‌های دیگه‌ای هم دارن؛ مثل مزه‌ء رنج، مزه‌ء خستگی، مزه‌ء شادی،مزه‌ء موفقیت، مزه‌ء تنهایی و... که فقط خودت می‌تونی اون‌ها رو بچشی و حس کنی. مثلا خودِ من، کروسان و رانی آناناس با تیکه‌های یخ برام مزهء خستگی و استیصال داره؛ مزه‌ء در رنج بودن و از پا نیفتادن، مزه‌ء به مو بند شدن و ادامه دادن و شاید بشه گفت: مزه‌ء یه رنجِ تلخِ عزیز که یادم می‌ندازه تو عمق تاریکی زنده موندم.