uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

خونه‌ی روشن.

خونه‌ی روشن.

Kanalga Telegram’da o‘tish

بالاخره یه روزی روشنی رو می‌بینم.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 095
Obunachilar
+2624 soatlar
+2377 kun
+62930 kun

Ma'lumotlar yuklanmoqda

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Okt '26
Oktabr '26
+640
107 kanalda
Sentabr '26
+2 004
71 kanalda
Get PRO
Avgust '260
60 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+72
27 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
17 Oktabr+11
16 Oktabr+45
15 Oktabr+71
14 Oktabr+120
13 Oktabr0
12 Oktabr+25
11 Oktabr+5
10 Oktabr+75
09 Oktabr+36
08 Oktabr+4
07 Oktabr+5
06 Oktabr+7
05 Oktabr+1
04 Oktabr+2
03 Oktabr+14
02 Oktabr+94
01 Oktabr+125
Kanal postlari
«آیدای خودم، آیدای احمد. شریک سرنوشت و رفیق راه من! به خانه‌ی عشقت خوش آمدی! قدمت روی چشم های من! از خدا دور افتاده بودم؛ خدا را با خودت به خانه‌ی من آوردی. سرد و تاریک بودم، نور و روشنایی را به اجاق من باز آوردی. زندگی، ترکم کرده بود؛ زندگی آوردی. صفای قدمت! ناز قدمت! عشق و پاکی را به خانه‌ی من آوردی. از شوق اشک می‌ریزم. دنبال کلماتی می‌گردم که بتوانند آتشی را که در جانم شعله می‌زند برای تو بازگو کنند، اما در همه‌ی چشم انداز اندیشه و خیال من، جز تصویر چشم های زنده و عاشق خودت هیچی نیست… دست مرا بگیر. با تو می‌خواهم برخیزم. تو رستاخیز حیات منی.» -نامه احمد شاملو؛ به آیدا سرکیسیان، ۱۷فروردین ۱۳۴۳.

2
+1
Matn yo'q...
102
3
زن مانند شیشه شکننده است ولی نباید در مقام امتحان برآمد که می‌شکند یا نه، چون هر اتفاقی ممکن است بیفتد؛ و چون شکستن آن متحمل است، جنون محض است که کسی خطر شکستن چیزی را متحمل شود که تکه‌های آن دیگر به هم جوش نخواهند خورد. - دن کیشوت؛ میگل د سروانتس.
45
4
رهایت نمی‌کنم مگر آنکه مرا از قصد گم کنی!
23
5
حیف که نیستی و نمی‌دانی چه‌قدر غصه می‌خورم. می‌فهمی که.. هیچ‌وقت با هیچ‌کس مثل تو صمیمی نمی‌شوم.
398
6
اگر تعمیر این دل‌های شکسته نتوانی کرد؛ باری چنان مکن که شکسته‌تر گردانی.+1
اگر تعمیر این دل‌های شکسته نتوانی کرد؛ باری چنان مکن که شکسته‌تر گردانی.
416
7
روزهایم مرا ویران می‌کنند. در عمرم آب می‌شوم تا پیمانه را پر کنم. - روزها در راه؛ شاهرخ مسکوب.
513
8
🖤پی دی اف کتاب🤩🤩🖤 🖤عکاسی از روزمره  🤩🤩 🖤 🖤رسپی‌های خوشمزه 🍙🍞🖤  🖤روتین ورزش ✨🤩🖤 🖤فیلم و سریال🙀🎥🖤 🖤پادکست و مقاله 🤩🤩🖤
87
9
چرا هر ساعتی از عمر که می‌گذرد برای من این همه نگرانی همراه دارد؟ عجبا، که زندگی کوتاه ولی روز دراز است! دل من پیوسته آرزوی پرواز دارد، نه برای آن‌که به‌سوی آسمان رود، بلکه تا از دست خویش بگریزد. - یوهان‌گوته؛ دیوان غربی و شرقی.
497
10
محتوای مورد علاقه‌م تا ابد 3>>>>>>
139
11
ما حتی یقین نداریم که روزی یکی از تضادها، مثلاً نیکی بر بدی یا شادی بر غم پیروز شود. زندگی میدان مبارزه است. همیشه چنین بوده و همواره نیز چنین خواهد بود. و اگر جز این بود زندگی به پایان می‌رسید. - کارل گوستاو یونگ.
227
12
Matn yo'q...
101
13
من همیشه می‌کوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگرچه بعضی از جانوران مسخره‌ام می‌کنند و می‌گویند "با یک گل بهار نمی‌شود، تو بیهوده می‌کوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی." خرگوش گفت: این حرف مال قدیمی‌هاست. ما هم می‌گوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است." - اولدوز و عروسک سخنگو؛ صمد بهرنگی.
523
14
از همان ابتدا شیفته جزئیاتِ زندگی بودم...
از همان ابتدا شیفته جزئیاتِ زندگی بودم...
509
15
درحد یه نخ سیگار ببینمت؟!.
543
16
از تنهایی‌ام راضی بودم، حس خوبی دارد که تنها بشینی و سیگار بکشی، من همیشه همنشین خوبی برای خودم بوده‌ام!
455
17
چنل‌های مورد علاقه‌م اگه وایبشونو با ایموجی بگم: ✌🥐🍙🍎🐾🕯️💚🧡🍱 :دسته اول 🎀👟🌕🤩🤩🤩🤩🤩🤩:دسته دوم 🖤🖤🎚️🫗🖤🕯️💿🖤🖤:دسته سوم 🌒🤩🤩🪨🍵🪷🌊🌊🤩:دسته چهارم 🖤ترکـیب این چـهار دسـته تبدیـل شده به فـولـدر عـزیـزِدلـم🖤
311
18
و هیچ‌چیز غمگین‌تر ازآن نیست؛ که مجبور باشی، جهنمت را بغل کنی، جهنمت را ببوسی. - گروس عبدالملکیان.
588
19
Matn yo'q...
133
20
قلب، مهمانخانه نيست که آدم‌ها بيايند دو سه ساعت يا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند قلب، لانه‌ی گنجشک نيست که در بهار ساخته بشود و در پاييز باد آن را با خودش ببرد. قلب؟ راستش نمی‌دانم چيست، اما اين را می‌دانم که فقط جای آدم‌های خيلی خوب است! - نادر ابراهیمی.
613