چادر کردیم، رفتیم تماشا.
Відкрити в Telegram
بسمالله ✻ دفتر چرکنویسهای نامنظم 🗂️📂 @maktabkhaneeh ؛ بگو؛ t.me/HidenChat_Bot?start=563675500
Показати більше1 140
Підписники
+624 години
+527 днів
+8930 днів
Архів дописів
Repost from سبز.
آدمها فکر میکنن برای خوب شدن فقط به زمان نیاز دارن، اما خیلی اوقات چیزی که واقعا نیاز داریم، تجربههای تازهایه که به سیستم عصبیمون نشون بده واقعیت میتونه متفاوت باشه از چیزی که قبلا تجربه کردیم.
به فاطمیه نزدیک میشیم و صدای حاجمحمود تو سرمه که:
من تو را نور دو عینم، یوما یوما یوما…
بچههاجون اگه همو میشناسیم بیاید پیوی با هم خوشحال شیم،
چخبرتونه تو ناشناس؟😂
من در شکنجۀ تب و جانم به پیچ و تاب
در دیده پر آبم عکس جمال اوست.
بر میجهد از چشمۀ جوشان مغز من
هر دم خیال دوست.
-هوشنگ ابتهاج
Repost from پَناه
نمیدانم آدم چطور باید برای زندگیای که میتوانست داشته باشد سوگواری کند. برای سالهایی که گذشتهاند، بدون آنکه دقیقاً بداند چه چیزی در آنها کم بوده است؛ برای چیزهایی که هنوز میخواهیم و چیزهایی که دیگر حتی نمیدانیم میخواستیم یا نه.
Repost from |چه فراقی|
گفتم تو نیز مثل من از خویش خستهای؟
پلکی به هم زدی و گرفتم جواب را...
[فاضل نظری]
