"﮼ملعون﮼"
Відкрити в Telegram
ملعون : رانده و دورشده از نیکی و رحمت؛ لعن و نفرین شده.
Показати більше720
Підписники
+124 години
+57 днів
-330 день
Архів дописів
720
دارم رفتهرفته تبدیل میشوم به آدمی که فکرش را هم نمیکردم.قبلترها با خود میگفتم بعضیها چرا دائم سکوت را ترجیح میدهند؟حوصلهیشان در تنهایی سر نمیرود؟
نظارهگر بودنِ مداوم،درنهایت رها کردن و رفتن یعنی چه
حسی دارد؟ساعتها خودشان را مشغول میکنند برای فرار از افکار؟اما حالا، من تا من فاصله دارد.سالها فاصله دارد.ای کاش لابهلایِ همان روزها زندگی برایم متوقف میشد و تمام.
720
کلید را در جمجمهام بچرخان و داخل شو
به آغوشِ افکارم بیا
در تاریکیِ سرم بنشین
اتاق را بگرد
و هرچه را که سالهاست پنهان کردهام از دهانم بیرون بریز
پردهها را کنار بزن
چشمها را بشکن
و کلمات را از نقطهای که در آن اسیر شدهاند آزاد کن.
720
گاهی دیوانگیام گل میکند، میخواهم بروم دور خیلی دور، یک جایی که خودم را فراموش بکنم. فراموش بشوم، گم بشوم، نابود بشوم. میخواهم از خود بگریزم بروم خیلی دور، مثلاً بروم در سیبری، در خانههای چوبین زیر درختهای کاج، آسمان خاکستری، برف، برف انبوه میان موجیکها، بروم زندگانی خودم را از سر بگیرم. یا، مثلاً بروم به هندوستان، زیر خورشید تابان، جنگلهای سر به هم کشیده، مابین مردمان عجیب و غریب، یک جایی بروم که کسی مرا نشناسد، کسی زبان من را نداند.
- صادق هدایت
720
اسکار مودبانهترین ابراز علاقه هم میرسه به قمیشی که میگه «هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم، بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم»
720
فکر میکنی به تمامی فراموش کردهای، اما ناگهان هنگام انجام دادن کاری کوچک و بیاهمیت، خاطرهاش از پشت پنجره، لای انگشتهایت، و تمام زندگیات بیرون میخزد. فراموش نکرده بودی و احتمالاً هرگز هم فراموش نخواهی کرد. حالا میتوانی کار کوچک و بیاهمیتت را ادامه دهی.
720
گذشتن از همهچیز شدنیه. فقط کافیه اونقدری که باید و به اندازه بیرحم باشی. شبیهِ اون آدمی که میزنه زیرِ چارپایهی اعدام. بیدلهره، بیترس و بیتردید. درست تو یک لحظه، چشمهاشو میبنده و کاری که بایدو انجام میده. توام میتونی؛ توام! کافیه نَلرزی. چشمهاتو ببندی. تردیدت رو بُکشی و بزنی زیرِ چارپایهی تموم چیزهایی که لایقِ مُردن و تموم شدنن.
720
گم کردن حس بَدی داره. وقتی یه چیزیرو از اول نداری دیگه دنبالش نمیگردی یا حداقل کمتر میگردی. چون عادت به بودنش نداری. چون بودنشرو لمس نکردی. اما وقتی اون چیزی که داریرو گُم میکنی و جاش میذاری لابهلای روزهای گذشتهی تقویم؛ دلهره میگیری و بیتاب میشی. تَنت ضعیف میشه. شبیه آدمی که اعتیاد داشته و حالا تو روند درمان و تَرکه. حالا باید ذره ذره و با درد به نداشتن عادت کنه و تلاش کنه که نمیره. گُم کردن حس بدیه. چون همیشه و همهجا چشمت دنبال اون چیزی میگرده که گُم کردی.
720
نه ما میمانیم و نه اندوه
نه هیچیک از مردم این آبادی
به حباب نگرانه لبه یک رود قسم
و به کوتاهیه آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم میگذرد..
ـ سهراب سپهری
720
روزهای سخت و سیاهی در حال گذر هستند. روزهایی که هیچوقت فراموششان نخواهم کرد. روزهایی مملو از انفعال و رکود و بیپناهی. روزهای تنهایی. روزهایی که به سختی میتوان ایستاد و ادامه داد.
720
میگه بازم سکوت؟ میگم جدیدا اینطوری شده که میتونم همزمان غمگین، ناامید، شاد، سرحال، بامزه، اضطرابی، دلتنگ، عصبی، در حال تلاش، افسرده، هیجانزده و ... باشم، ولی در هرحالت صدام در نیاد که در چه حالم. عملا هیچ واکنش خاصی برای هیچ حسی برام نمونده. حالا اسمش بزار صبوری، تحمل، عادت یا هرچی. مدل خوبی نیست ولی نمیتونم طور دیگهای باشم.
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
