fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

"﮼ملعون﮼"

"﮼ملعون﮼"

رفتن به کانال در Telegram

ملعون :‌ رانده و دورشده از نیکی و رحمت؛ لعن و نفرین‌ شده.

نمایش بیشتر
685
مشترکین
-324 ساعت
-77 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
04 Toloue.mp313.20 MB

نمی‌دانم آدم چطور باید برای زندگی‌ای که می‌توانست داشته باشد سوگواری کند. برای سال‌هایی که گذشته‌اند، بدون آن‌که دقیقاً بداند چه چیزی در آن‌ها کم بوده است؛ برای چیزهایی که هنوز می‌خواهیم و چیزهایی که دیگر حتی نمی‌دانیم می‌خواستیم یا نه. یاد خاطراتی که دیگر تکرار نمی‌شوند و آدمهایی که دیگر نیستند.

ناگهان دلت می‌خواهد کسی، اسمت را همان ‌طور صدا بزند که دیگر هیچ‌کس بلد نیست.

خودم رو دور میکنم که اذیت نشم؛هم دور میشم،هم اذیت

نمی‌دونم عزیزم. منم واقعاً نمی‌دونم باید چیکار کنم و چیکار نکنم، قراره چی بشه و چی نشه، اصلاً دارم با زندگیم چیکار می‌کنم و کجا دارم می‌رم. فقط می‌دونم دارم قشنگ‌ترین روزهای زندگیم رو به زشت‌ترین شکل ممکن می‌گذرونم.

انگار هرکی به انتها رسیده از مدت‌ها پیش راه کلمه‌ها به بیرون رو بسته. تو ته چاه رو نمی‌بینی، ناامیدی حقیقی رو نمی‌بینی، حتی وقتی حرف از ناامیدی زده می‌شه هنوز یه لنگر باقی مونده، فقط اونی که به سیاهی رسیده می‌دونه آخرش چه رنگیه، تا سکوت نکنی هنوز یه روزنه‌ای هست.

حرف‌های از دست رفته. کلمه‌هایی که از دهن تو خارج و به گوش شنونده‌های موقت زندگی سپرده شدن، نقاط عطف واقعیت تو که برای اون‌ها صرفا یه داستان سرگرم‌کننده‌ست، گذشته‌ی تو که حالا نقش قلاب مکالمه با بقیه رو پیدا کرده، همه‌ی اون آدم‌ها از تو حرف می‌زنن بی‌این‌که یادشون بیاد حتی چه اسمی داشتی.

Sogand-Shekayat-320.mp39.81 MB

«زخمى اگر بر قلب بنشيند، تو نه مى‌توانى زخم را از قلب وابكنى و نه مى‌توانى قلبت را دور بيندازى. زخم تكه‌اى از قلب توست. زخم اگر نباشد، قلبت هم نيست. زخم اگر نخواهى باشد، قلبت را بايد بتوانى دور بيندازى. قلبت را چگونه دور مى‌اندازى؟» - جای خالی سلوچ

جمعه‌ها روحم مثل کوچه تازه آسفالت‌ شده تازه‌ست. با خودم مهربون‌ترم. مثل درختی که نسیم صبحگاهی شاخ و برگ‌هاش رو تکون میده احساس رضایت دارم. تبدیل به پرنده‌ای میشم که بر فراز دریا پرواز می‌کنه و باد خنک می‌خوره به زیر پر و بالش.

1|1 - Geryeh Nakon - Ebi (320).mp310.98 MB

به‌نظرم این پیرمرد‌هایی که غروب‌ها می‌شینن دم در حیاط خونه و ره‌گذرها رو تماشا می‌کنن حقیقت زندگی رو متوجه شدن. تکاپوی دیگران برای رسیدن به قرارها و رسیدن به‌موقع سرکار رو تماشا می‌کنن و تو ذهنشون پوزخند میزنن و میگن: آره برو. بشتاب ای انسان فانی. تخته‌گاز برو به سمتِ هیچ. بعدها می‌فهمی که تهِ هیچی خبری نبود.

photo content

شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزل‌‌هایم فقط خاکستری مانده به جا بیت‌‌های روشن و شعله‌‌ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمه‌ی عاشق‌ترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد - حامد عسکری

کمتر کسی می فهمد که غرق شدن او در اندک علایق باقی مانده اش، نه از سر تفریح و سبک سرى بلکه آخرین راه نجات او از رنج زندگی بود.

siavash_ghomeyshi _bi_sarzamin tar az bad.mp312.19 MB

خیال می‌کردم لازم نیست همه‌چیز را بگویم. بعضی چیزها را مگر نه اینکه می‌شود از چشم آدم فهمید؟ نمی‌دانستم که نمی‌شود؛ نمی‌دانستم و همچنان از چیزهایی می‌گفتم که کسی نمی‌شنید. یعنی تو هم همانقدر مرا ندیدی؟ همانقدر که غریبه‌ی نشسته‌ی سر گذر مرا ندید؟ من فکر می‌کردم چشمان شما، چشم‌تر هستند؛ فکر می‌کردم شما را خدای دیگری ساخته است. نمی‌دانم چرا انقدر فکر می‌کنم. کاسه‌ی سرم پر است؛ آنقدر پر، که کاش در را باز کنم و از خودم بیرون بیایم و کنار بقیه بنشینم.

photo content

دارم سعی می‌کنم کنار بیام و زندگی کنم. سعی می‌کنم خودمو بسازم و اون ادم خرد و خمیرشده رو توی گذشته جا بذارم. اما هی تکرار میشه، هی تموم نمیشه.. نمیدونم دیگه از دست من چه کاری برای خودم برمیاد. هی شونه‌مو میگیرم و با خودم میکشم و میگم: ببین منو، یکم دیگه مونده، بیا... ولی الکی میگم، خیلی مونده. دارم خودمو گول می‌زنم که تحمل کنم؛ انقدر زیاده که حتی تهش رو هم نمی‌دونم کجاست.

Ebi Shabzadeh.mp34.66 MB