Mah
Відкрити в Telegram
It's about progress in process, trust in your path and go Forward. kiddo in the ocean of entrepreneurship 👩🏻💻 Software Engineer / Marketing Strategist سیال غیر نیوتونی 🦦 ارتباط: @qamah_bot @mahchanle_talk
Показати більше2 438
Підписники
-124 години
+57 днів
-530 днів
Архів дописів
2 438
هربار از طرف کسی به چیزی محکوم شدید که به شدت اشتباه بود و حس کردید به طرز ناعادلانهای دارید محکوم میشید٬ بدونید چیزی که بهش محکوم شدید در واقع اخلاقیات خود شخص محکوم کنندهاست.
2 438
بعضی وقتا از خودم میپرسم چطوری دلت اومد؟ و بعدش یاد خودخواهی و فرصت طلبیت میوفتم و درجا جوابمو میگیرم.
2 438
Repost from Café glacé🧋✨
این ژنتیک ما که به سلامتیمون کمک نمیکنه، کاش حداقل خوشگلیای، هوشی چیزی داشتیم. نمیشه که آدم همه چیزو باهم نداشته باشه :(
2 438
Repost from گاهنوشتهها
ماهیگیری از آبِ تازه
این حرف که آقای Sean Allen گفته، حرف جدیدی نیست. ایشون که دورههای پولی نسبتا معروفی در زمینه برنامهنویسی iOS داشته، حالا میگه تصمیم گرفته که کل پروسه دورههای خودش رو تعطیل کنه، چون فروش اونها تقریبا صفر شده و از پس هزینههای خودش برنمیاد.
(حتما میدونید که ما در اینترنت، مثل همه جا، ناهار رایگان نداریم. و وقتی چیزی رو دانلود میکنیم، قبلا یک میزبان هزینههای مربوط به ذخیرهسازی و دانلود فایل رو پرداخت کرده).
اما نکته مهمی که میگه اینه که این افت فروش، ۱.۵ سال بوده که بسیار محسوس بوده.
سوالی که به ذهن میرسه اینه که: پس چرا انقدر طول کشیده که تصمیم نهایی رو بگیره؟
این نکته رو مکس بیزرمن هم در کتاب Judgment in Managerial Decision Making میگه. حدس میزنم خیلی از ما هم تجربههای مشابهی با این مضمون داریم.
جاهایی که اطلاعاتمون کامل بوده. بررسیها انجام شده بوده. شرایط رو میدونستیم. و حالا لازم بوده که تصمیم بگیریم، ولی دیر تصمیم گرفتیم - گاهی هم خیلی دیر.
2 438
My world is falling to pieces but depression killed all of my emotions so I’m not even sad. Cool.
2 438
Repost from José's Notes.
مائده هلند آفر گرفته، نیلوفر از پایاننامه دندونپزشکیش دفاع کرده، کسایی که میشناختم دارن همه به بهترین درجات میرسن. امیدوارم یه روزی هم من.
2 438
خیلی خوشحالم برای مائده٬ خیلی زحمت کشیده و واقعا لیاقت بهترینارو داره. امیدوارم مسیرت هموار باشه عزیزم و روزای آخر تو ایران بهت خیلی خوش بگذره.❤️️️️️️️
2 438
Repost from متروکه
من هفته پیش، از یک شرکتی که خیلی دوستش داشتم، و واقعا دلم میخواست اونجا کار کنم آفر گرفتم. روزی که ایمیل آفر اومد، سر از پا نمیشناختم، واقعا باورم نمیشد که بالاخره واقعی شده.
فرداش با هر امضایی که برای قراردادها انجام میدادم یه بار دیگه شوکه میشدم از این موضوع که بالاخره تموم شد. و الان آفر و ماجراهای سربازی همزمان تموم شد و بالاخره میتونیم بریم.
تاریخ شروعم ۴ ژانویه ۲۰۲۷، یعنی از اول اول سال جدید :))) و خب خیلی براش خوشحالم واقعا. از ته دلم.
امروز شرکت باهام تماس گرفت که هماهنگیهای خونه رو باهام انجام بده. بهم گفتن از امروز برات روزی چند تا خونه میفرستیم تا ببینیم کدومش رو دوست داری قبل اومدنت برات بگیریم، بهم گفتن میان دم در فرودگاه دنبالمون، شرکت گفت خودمون نیرو میفرستیم مطمئن باشیم خونه تمیزه وقتی میرسید و ...
و باورم نمیشد. یعنی باورم نمیشد الان من توی یک تماسیام که داره باهام هماهنگ میکنه از فرودگاه اسخیپول باید چطوری برم خونه خودم. و حسش شگفتانگیز بود برام. اصلا و ابدا نمیتونم توصیفش کنم. هنوز خودم انگار توی شوک و ناباوریام.
2 438
Repost from در جستوجوی آلاسکا
افسردگی شبیه گیر افتادن توی یک تلهست، میدونی گیر کردی اما نمیتونی ازش فرار کنی!
2 438
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
هیچوقت هیچچیزی رو راحت بدست نیاوردم؛ واقعا میگم. همیشه وقتی بهم داده شد که باور کرده بودم دیگه هیچکاریش نمیشه کرد. همیشه اول من رو به کفِ عمیقتر چاهها کوبید و بعد دستم رو گرفت و بالا کشید. شاید برای همینه که باور دارم: "تهِ تهِ تاریکی، دریچهی نوره."
