کشکول درویش بی ریش
Відкрити в Telegram
یادداشت های یک معاون مدرسه و لوازم تحریر فروش! 📬https://t.me/HarfBeManBOT?start=HBM2943223
Показати більше483
Підписники
-124 години
-47 днів
-1130 день
Архів дописів
حالا من یه چیزی برای شما تعریف کنم
یه آهنگ بی کلام هست که ساخنه یک نوازنده تار اهل آذربایجانه
اولین بار وقتی گوشش کردم توی یه کانالی بود و یک نفر راجع بهش اینو نوشته بود(نقل به مضمون) که یک روز بی حوصله ی کارمندی پشت میزم نشسته بودم و این آهنگ پلی شد...
به یکباره با شنیدن صدای محزون تار و ناله ای که انگار هم گلایه است و هم یک شروع با شکوه، محل کارم رو ترک کردم و به خیابون زدم و هیچوقت برای برداشتن وسایلم به اون شرکت برنگشتم.
دنبال یاد گرفتن تار رفتم و یه مسیر شغلی دیگه انتخاب کردم.
این ماجرا رو برای این آهنگ هیچوقت یادم نمیره، اگر کسی اطلاعات دقیق تر داشت که این نوشته برای کی بود راهنماییم کنه.
#پیام_ناشناس
من یه بار اینطوری کارم رو ول کردم، اما بعد که از روش گذشت و فکر کردم احساس کردم حرکت ضعیفی بود، یعنی از ضعفم ناشی شده بود، ضمن اینکه روپوش و کفش و تعدادی کتاب که الان هزارتا قیمتشه موند اونجا برای همیشه.
@HarfBeManBot
اون رهایی قشنگه که میز کارتو ول کنی و برای برداشتن وسایلای توی کشو و لوازمت هم برنگردی.
نکنه الان بخوابیم و چار و نیم پاشیم خوابالو خوابالو تلویزیونو روشن کنیم با خمیازه بشینیم پا فوتبال طارمی همه رو بزنه تو اوت!
حالا که دلار و طلا و تتر و اینا این همه ریخته
بورس سبزه
توافق در حال انجامه
خلاصه همه حال و هولا به راهه
این اینستاگرام و تلگرام و یوتیوبم رفع فیلتر کنید صفا برقرار شه.
نوشتهی چهار سال پیش!
.
هنوز هم زنده باد فوتبال
وسط فوتبال مصر و بلژیکیم
بلژیک داره خودش رو میکشه تا گل مساوی رو به مصر بزنه و انگار زورش نمیرسه.
دوباره یک دنیا جمع شدن برای جام جهانی!
یه دنیا آرزو و شادی و غم و فرهنگ و رنگ.
جام جهانی آمریکا-مکزیک-کانادا ۲۰۲۶
آخر وقت رفته بودم داروخونه خرید داشتم اونجا هم شلوغ بود.
یه آقای حدودا چهل و اندی ساله بدون رعایت صف زد جلو و گفت همون دوتای همیشگی رو بهم بده.
آقای فروشنده هم رفت و از اون پشت دو تا خشاب قرص براش آورد.
گفت از اون آبیاش نداری؟
آلپرازولام رو داروپخش نداشتی بدی؟
کی بیام دوباره بگیرم؟
از مکالمه شون فهمیدم داروهای آرامبخش و مسکنه و داداشمون با همه مدلاش و شرکتهای تولید کننده شون هم آشنایی داشت.
وقتی میخواست قرص رو بگیره دستش رو دراز کرد و داخل بازوش یه تتوی قدیمی و بد خط نوشته بود که نصفه نیمه پیدا بود:
"جای سر معشو..."
ببین «فرعونیان» پشت سرند و «نیل» در پیش است!
در این بحبوحه هم موسی نمیداند عصایش کو؟!
«وطن» مانند یک «سربازِ صفر» روی مین رفته ست -
که زنده مانده است اما نمیداند کجایش کو؟!
من آن پیغمبرم که خلق را مؤمن نمود ، اما
خودش هر قدر میگردد نمیداند خدایش کو؟!
#اصغر_عظیمیمهر
"این روزها یک نمیدانمِ بزرگ چسبیده بر سقف دهانم؛ نه پایین میرود و نه کلمه میشود"
امروز نزدیک به پونصد نفر رو دعوت کردیم مدرسه برای جلسه و آزمون و ورود به مدرسه، هر روزی که ما تصمیم می گیریم این جلسه رو بذاریم و فرایند جذب دانش آموزای سال بعد رو انجام بدیم یا اسرائیل دوباره جنوب بیروت رو میزنه یا ارتش لپ بحرین رو میکشه، یا هوا فضای سپاه پهپادا رو بلند میکنه میفرسته امارات و کویت یا آمریکا یادش میفته تو قشم و بندرعباس چنتا رادار هست که نزده و الان فرصت خوبیه.
یاد حرف یکی می افتم که می گفت فعلا باید مدتها به درگیری و تنش تو سطوح کوچیک تر عادت کنیم و باهاش بسازیم.
چیزی که عموم کشور های خاور میانه باهاش ساختن!
آگهی های کاریابی مدارس مختلف رو میبینم و بدم نمیاد به تدریس وارد بشم دوباره.
صبح یه آگهی دیدم که شرایطش مناسب بود. دروس فارسی دهم و یازدهم و محدوده ی مدرسه که ذکر کرده بود نزدیک منزلمون بود و خلاصه همه چیش خوب به نظر می رسید.
آخرش فقط نوشته بود:
حجاب برتر(چادر) و بیمه تامین اجتماعی الزامی می باشد.
خب یه کلمه اولش بنویسید مدرسه دخترونه اس دیگه
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
