uk
Feedback
کشکول درویش بی ریش

کشکول درویش بی ریش

Відкрити в Telegram

یادداشت های یک معاون مدرسه و لوازم تحریر فروش! 📬https://t.me/HarfBeManBOT?start=HBM2943223

Показати більше
482
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-1130 день

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
червень '26
червень '26
+4
в 1 каналах
травень '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
квітень '260
в 0 каналах
Get PRO
березень '260
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+9
в 2 каналах
Get PRO
січень '26
+4
в 2 каналах
Get PRO
грудень '25
+21
в 3 каналах
Get PRO
листопад '25
+9
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '25
+20
в 1 каналах
Get PRO
вересень '25
+10
в 1 каналах
Get PRO
серпень '25
+137
в 9 каналах
Get PRO
липень '25
+12
в 4 каналах
Get PRO
червень '25
+19
в 4 каналах
Get PRO
травень '25
+10
в 1 каналах
Get PRO
квітень '25
+2
в 0 каналах
Get PRO
березень '25
+9
в 1 каналах
Get PRO
лютий '25
+28
в 2 каналах
Get PRO
січень '25
+6
в 1 каналах
Get PRO
грудень '24
+19
в 5 каналах
Get PRO
листопад '24
+13
в 3 каналах
Get PRO
жовтень '24
+92
в 2 каналах
Get PRO
вересень '24
+9
в 2 каналах
Get PRO
серпень '24
+20
в 5 каналах
Get PRO
липень '24
+13
в 2 каналах
Get PRO
червень '24
+24
в 3 каналах
Get PRO
травень '24
+4
в 1 каналах
Get PRO
квітень '24
+17
в 4 каналах
Get PRO
березень '24
+12
в 3 каналах
Get PRO
лютий '24
+9
в 2 каналах
Get PRO
січень '24
+12
в 1 каналах
Get PRO
грудень '23
+9
в 1 каналах
Get PRO
листопад '23
+17
в 3 каналах
Get PRO
жовтень '23
+11
в 1 каналах
Get PRO
вересень '23
+35
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+7
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+14
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+14
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+44
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+39
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+21
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+11
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+47
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+29
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+16
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+17
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+44
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+18
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+57
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+73
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+253
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
30 червня+1
29 червня0
28 червня+1
27 червня0
26 червня0
25 червня0
24 червня0
23 червня0
22 червня0
21 червня0
20 червня0
19 червня0
18 червня0
17 червня0
16 червня0
15 червня0
14 червня0
13 червня0
12 червня0
11 червня0
10 червня0
09 червня0
08 червня0
07 червня+1
06 червня0
05 червня0
04 червня+1
03 червня0
02 червня0
01 червня0
Дописи каналу
از دست دادن شغل، فشار روانی قابل توجهی داره، خصوصا اگر مثل من اهل غرق شدن توی فکر‌ها و نشخوار کردنشون باشید. اگر مسئولیت یک زندگی داشته باشید، اگر اجاره و قسط وجود داشته باشه فکر کردن به اینکه "حالا چیکار کنم؟" فرسایش ایجاد می‌کنه. ولی خب برای شخص من هر بار که از مدرسه‌ای کنده شدم و اومدم بیرون یه فرصت شغلی بهتر، آشنایی با آدم‌های جدید‌تر و چالش‌های متنوع تری برام رقم خورد و مجموعا واقعا برام خیر بود. فک کنم نهایتا تا هفته آینده نتیجه‌ی این کش و قوس‌ها با آقای مدیرعامل کج‌فهم معلوم میشه...

2
به واسطه‌ی تصمیمات تخماتیک مدیرعامل مدرسه در مرز جدایی از مدرسه قرار گرفتم و بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه‌ام به سبب این خروج قطع میشه. حالا هنوز کامل این انقطاع صورت نگرفته ولی خب... حداقل مغازه هست و میشه بهش چشم امید اندکی داشت ولی خب مثل سابق نمیشه بی پروا پول خرج کرد. دیگه با دقت بیشتری به قیمت روی محصولات نگاه می کنم. حتی با جدیت بیشتری تخفیف می‌خوام! . دیشب یه آقایی اومده بود مغازه، گفت پوشه دکمه دار چنده؟ گفتم ۲۵ تومن گفت قیمتت خوبه، رفتم فلان جا می‌گفت ۴۰ تومن نخریدم. چه خبره ۴۰ تومن. اول به خودم گفتم: چه حوصله‌ای داری مرد... همونجا می‌خریدی تمومش میکردی کارو...۱۵ تومن کیو کشته؟ بعد یاد خودم افتادم گفتم: مردم گرفتارن، همین ۱۵ تومنا رو میذارن رو هم، حداقل یه قالب پنیر که میشه. نمی دونم احتمالا یواش یواش باید از توی بیو "معاون مدرسه" رو بردارم.
43
3
ما تو محله‌مون یه زمین خاکی بزرگ بود. تو بچگی های من احتمالا خب منم کوچیک‌تر بودم و اونجا به چشمم بزرگ میومد اما همیشه یادمه که توش مسابقات محله‌ها و بزرگتر‌ها برگزار می‌شد. کنار این زمین خاکی بزرگ، یدونه زمین کوچیکتر هم بود که راست کارِ ماها بود. خصوصا ایام تابستون جمعمون اونجا جمع بود. اگر هم کسی نمیومد انقدر سر ظهر آویزون آیفون خونشون میشدیم که مجبور می‌شد بپوشه و بیاد. خاطرات روشنی از اون فوتبالا و اون تابستونا دارم. من هیچوقت خوب فوتبال بازی نکردم، اما رقابت و هیجان و کری خوندن و ذات فوتبال همیشه قشنگ و لذت بخش بود. . یادمه اون موقعا یه پسری تو حدود ۱۸،۱۹ سال با یه توپ چل‌تیکه سفید میومد تو زمین خاکی بزرگه و غوغایی می‌کرد. ریزنقش و فرز، با یه بدن ترکه‌ای و روی فرم صورت لاغر آفتاب سوخته و گونه‌های استخونی و ابروهای کت و کلفت، چشمهاش مثل دوتا دکمه مشکی زیر اون ابرو و اخم همه جا رو تو زمین زیر نظر داشت، پاچه‌هاش رو میزد بالا، یه جفت کتونی خیلی کهنه و پاره پاش بود، اما مارادونایی بود برای خودش. وقتی شوت میزد توپ از بغل کله آدم که رد می‌شد واقعا زوزه می‌کشید. سرتاسر زمین خاکی بزرگ رو مثل اسب تازه نفس می‌تاخت و تازه وقتی همه خسته می‌شدن و بازی‌ تموم می‌شد. با توپ چل تیکه اش میومد زمین خاکی کوچیکه پیش ما. یادم نیست به کسی غر زده باشه توی زمین، یا سر فوتبال و خطا و اوت و فلان با کسی دعوا کنه، مجموعا مودب و سر به زیر بود و با همه با تواضع و دوستی برخورد می‌کرد. همیشه فکر می‌کردم بعنوان یه استعداد شناخته بشه و تیم پیدا کنه و همه‌چیز براش عوض بشه. دیروز دم نونوایی لواشی محل دیدمش بعد از حداقل ۱۶- ۱۷ سال. دست یه بچه‌ی ۴-۵ ساله رو گرفته بود که صداش میزد بابا و بستنی میخورد. خودش هم لباس‌های کارگری و کهنه تنش بود، وسط سرش خالی شده بود و ریش چونه‌ش جوگندمی بود، آفتاب صورتش رو سوزونده بود، اخمش عمیق‌تر بود و زیر اون اخم هنوز چشم‌هاش مثل دوتا دکمه مشکی بود. بدنش هنوز ورزشکاری بود و ترکه‌ای و مرتب! اومدم برم بگم امیر آقا قائمی! فوتبال چی شد؟ کجایی چی‌کار می‌کنی؟ دیدم بعضی آرزوها که آدم چالشون می‌کنه، خوش نداره بقیه نبش قبرشون کنن. مشمای نون لواش رو گذاشتم رو باک موتورم و گاز دادم و دور شدم!
95
4
لوازم تحریر فروشا این ایام در عین حال که تقریبا هیچی فروش ندارن، وقت خریدن اجناس و جور کردن کالاهاییه که شهریور باید بفروشن، زمزمه‌ی جنگه و خیلیا دست نگه داشتن تا ببینن نتیجه‌ی این درگیری‌ها باعث میشه مدارس بسته بمونه یا نه. کسب و کارهای مختلفی زنجیره وار به بازشدن مدرسه‌ها و مدرسه رفتن دانش آموزها وصلن! من در عین حال که نقدینگیم خیلی کمه یواش یواش جنس‌هام رو جور می‌کنم و امیدم به خداست.
96
5
انگار در پس همه شادی های ما، یه داور هست که پرچمش رو ببره بالا و بگه آفساید.
124
6
اغذیه و لقمه‌ کتلت فروشی میگیره؟ کتلت گوشت و سیب زمینی و‌گوجه سرخ کرده و نون تافتون و دوغ و سبزی و سینی استیل و نوشابه شیشه‌ای و رومیزی چارخونه قرمز و این حرفا... ارزون و تمیز باشه فک کنم بگیره.
131
7
پیش‌فاکتور سفارش‌هام برای طلق و فنر(برای سیمی کردن کتاب‌ها توی شهریور) شده ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومن. طبق فاکتورها، پارسال مجموع خریدها توی چند مرحله شده ۱۸. ولی به وقتش بیارید کتابا رو سیمی کنید سالم میمونه...
132
8
اینو منی می‌گم که هیچ جای زندگیم‌ به اندازه‌ی حالا، تحت فشار شغلی و مالی و استرس اتفاقای آینده نبودم. دیدن تجربه زندگی این آقای ایرانی ساکن سوئد، یه بار دیگه بهم ثابت کرد که تسلیم شرایط بیرون نشم. اگر تو هم مثل من دلت میره برای دنیا و هر چیز لوکسش. اگر پیشرفت شغلی و پول و ماشین و خونه برات معنای موفقیته. اگر پشت هر آه که می‌کشی صدتا افسوس به خاطر موقعیت کشور و اقتصاد و گاو بودن رئیس بالادستیت و شرایط زندگیه. بیا امشب اینو یاد بگیریم حداقل. هنر لذت بردن از این چار روز دنیا، خیلیش تابع شرایط درونیه.
178
9
نهیب به خودم زدم: آدمی که توی آرزوی من زندگی می‌کنه هم از شرایط خسته اس. مخصوصا تو این شرایط سخت، همش فکر می کردم اگر یه جای دیگه دنیا بودم قطعا حالم بهتر بود. اما "حال" بیشتر درونیه تا بیرونی.
176
10
نوشته بود: اوقاتم با خودم تلخه، کلافه ام "از تکرار خسته شدم" از حرف زدن خسته شدم همه چیز ملال آور و تلخه
179
11
اخیرا تو یکی دو تا پیام هاش اینو‌ گفته بود: دنیا این روزها برام پر‌ از حرف‌های تکراری و ملال آوره. تو سن و سال من، معلوم نیست چند سال دیگه عمر می‌کنم. مهم‌ترین چیزی که پی‌گیری میکنم اینه که فردا بارونیه یا آفتابی. گاهی با نوه‌م نانای می‌کنم گاهی آشپزی می‌کنم گاهی با سگِ پسرم میرم پیاده روی و هوا معتدله و رویش گیاها خیلی خوبه ولی اگر ازم بپرسن حالت چطوره چیزی ندارم بگم به جز: مثل دیروز
175
12
حالا چرا اینا رو میگم؟
161
13
متوجه شدم که فرزندانی داره که ازدواج کردن و نوه داره و بعضی وقت‌ها میان به ملاقاتش و همدیگه رو میبینن. یه تابستونی هم با خانواده دسته جمعی یه سفر تفریحی(اگر اشتباه نکنم جزایر بالی) داشتن. تو لحظات مختلف ذوق عکاسی داره و از اتفاقات و مناظر و مشاهدات تصویر برداری می‌کنه و دیدن این ذوق برام همیشه قشنگ بوده و هست.
151
14
روزمره‌ی جذاب. چیزی که تو همه‌ی رویاهام بهش فکر می کنم. روزهای این آقا به آشپزی با"دلبر" و رسیدگی به باغچه و طبیعت گردی و دوچرخه سواری و مطالعه میگذره.
146
15
یه کانالی دارم به نظرم میرسه صاحب کانال یه آقای حدودا ۷۰ ساله بازنشسته ساکن سوئده. کانال خلوتیه(زندگی تو همین کانال خلوتا جاریه) و وقتی میخونمش حس خوبی دارم.
143
16
هستین یه کم حرف بزنم؟
151
17
آخرین بار که دسته‌جمعی خوشحال بودیم رو یادم نمیاد.
156
18
افسانه‌ها میدان عشاق بزرگ‌اند ما عاشقان کوچک بی داستانیم!
147
19
گفتی: «کدام شیوه‌ی مردن پسند توست؟» ما را به چشم‌های خودت واگذار کن!... #سیدرضا_هاشمی
164
20
به پسرعمه گفتم چه میکنی با گرما؟ گفت:میرم سرکار میام خونه،با بابام دو سه تا دعوا می کنم تا شب بعدم باشگاه و خواب تا فردا... پارسال گفتم این کولرو سلولزی کن راحت شیم، نکرد. بابای بازنشسته هم قصه‌ایه خلاصه
167