uk
Feedback
Türkçe öğrenelim- ترکی یاد بگیریم

Türkçe öğrenelim- ترکی یاد بگیریم

Відкрити в Telegram

admin: @MSulduzlu @sulduzlular1 این کانال برای کمک به علاقه‌مندان به زبان ترکی(ترکیه و آذربایجانی) ایجاد شده است. تا حد امکان سعی می‌شود نکات دستوری و متون ادبی ساده به صورت نوشته و یا ویدئو ارائه گردد تا بتوان کمکی ناچیز به علاقه‌مندان تقدیم گردد .

Показати більше
1 208
Підписники
+224 години
+97 днів
+4130 день
Архів дописів
یادگارهای #امپراتوری_آق‌قویونلوها در #نقده/سولدوز سرزمین کهن نقده (سولدوز) نه‌تنها خاستگاه طوایفی از ایل مغول، بلکه گنجینه‌ای از نشانه‌های امپراتوری ترکمان آق‌قویونلو است؛ امپراتوری که در قرن پانزدهم بر بخش‌هایی از آذربایجان، ایران، عراق و آناتولی حکم می‌راند. ۱.کوه سلطان یعقوب: این کوه نام خود را از سلطان یعقوب (فرزند اوزون حسن) گرفته که بین سال‌های ۱۴۷۸ تا ۱۴۹۰ میلادی بر این امپراتوری فرمانروایی می‌کرد. او شاعری خوش‌ذوق و حامی دانشمندان بود و به زبان ترکی آذربایجانی شعر می‌سرود. ۲.روستای بارانلی: در همین شهرستان، روستایی با نام «بارانلی» وجود دارد که یادگار تیرهٔ بارانلی از ترکان آق‌قویونلو است. اوزون حسن، بزرگ‌ترین پادشاه این سلسله، خود به این تیره منتسب می‌شد. متاسفانه در دوران پهلوی به خاطر دشمنی با تاریخ سلسله‌های ترک همین قوم‌نام ترکی را به بارانی تبدیل کرده‌اند، البته مردم همیشه نام حقیقی و تاریخی بارانلی را به کار می برند. سیاست همیشگی شاهان آق‌قویونلو این بود که پس از تسخیر هر منطقه، بخشی از طوایف وفادار خود را در آنجا ساکن می‌کردند تا هم بر اوضاع اداری و سیاسی نظارت داشته باشند و هم هویت ترکی منطقه را پایدار نگه دارند. حضور این نام‌ها در نقده، گواهی زنده بر گسترهٔ نفوذ و شبکهٔ قدرتمند این دودمان تاریخی در جنوب آذربایجان است. آق‌قویونلو یعنی اتحادیه اقوام غربی #آق‌قویونلوها https://www.instagram.com/reel/DbH7jlZIqr2/?igsh=aTA5MzNqMXd5aGph

خیلی جالبه زبان اگر زبان خودشون باشه زبان مادری باید دونست. باید حفظش کرد ولی وقتی به ما میرسه ، میشه بسندگی فارسی و بچه باید بدون لحجه قارچی حرف بزنه و... #استاندارد_دوگانه _ _ _ _  _ _  _ _  _ _  🖊𝑨𝒓𝒖𝒛 🔰@mektebchilik_az | مکتب‌چیلیک

#علی_دایی، #کریم_باقری و جدال پنهان بر سر #زبان_مادری در این ویدئو از علی دایی و کریم باقری که در فضای مجازی پخش شده، این دو بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال ایران در گفتوگویی خصوصی در آلمان به زبان ترکی صحبت میکنند. معلم و مترجم آلمانی این دو بازیکن، از این موضوع ناراحت شده و حتی به مدیر باشگاه شکایت کرده است. به گمان من، علت اصلی این ناراحتی چیزی نبوده جز عدم آگاهی مترجم از ترک بودن این دو ورزشکار. مترجم با تصور اینکه هر دو فارسی‌زبان هستند، از شنیدن زبانی ناآشنا متعجب و حتی آزرده خاطر شده است. این واکنش را می‌توان در بافت بزرگتری نیز بررسی کرد: سالهاست که ایران در خارج از کشور به‌عنوان سرزمینی کاملاً فارسی‌زبان معرفی می‌شود و بسیاری از مردم جهان از وجود غیر فارس‌ها و زبانهای دیگر همچون ترکی در ایران آگاه نیستند. خاطره‌ای مشابه برایم تداعی شد: حدود دو دهه پیش، راهنمای یک گروه توریستی اتریشی-آلمانی در کوههای ایران، از یکی از دوستان ما پرسیده بود: «آیا همه شما فارس هستید؟» وقتی پاسخ شنیده بود که «نه، همه گروه ما ترک هستند»، توریستهای خارجی با شگفتی پرسیده بودند: «مگر در ایران ترک هم زندگی می‌کند؟» یکی از اتریشیها که به ترکی استانبولی مسلط بود، با آنها به ترکی صحبت کرد. اما راهنمای گروه که فردی فارس و متعصب بود، به‌شدت برآشفته و توریستها را از جمع آنها دور می‌کند. به نظر من، واکنش #جدال_ترکهای_ایران https://www.instagram.com/reel/Da1-0q1I-Iv/?igsh=bW9heW1saTVoMTFu

آشیق علی سولدوزی (علی رحیم‌اوغلو) اطلاعات موجود درباره آشیق علی سولدوزی (علی رحیم‌اوغلو) عمدتاً بر پایه مطالبی است که همت علی‌زاده، فرزند وی، در مجموعه Azərbaycan əl ədəbiyyatı (Nağılları) منتشرشده از سوی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان (AMEA) ارائه کرده است. این اطلاعات از معدود منابع مکتوب درباره زندگی و فعالیت‌های این آشیق به شمار می‌رود. علی رحیم‌اوغلو، مشهور به آشیق علی و در برخی منابع آشیق علی کوچ‌عسگرلی، در سال ۱۸۶۷ میلادی در روستای دیزه، - محل اسکان ترک‌های قزاق -از توابع سولدوز (نقده کنونی) در آذربایجان غربی ایران متولد شد. بنا بر روایت همت علی‌زاده، وی از هشت‌سالگی تا بیست‌سالگی به دامداری و آهنگری اشتغال داشت و از این طریق امرار معاش می‌کرد. وی در بیست‌ودو سالگی به آذربایجان شمالی، که در آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود، مهاجرت کرد و طی حدود هفت سال در مشاغلی چون کشاورزی، کارگری و دیگر فعالیت‌های معیشتی به کار پرداخت. سپس در بیست‌ونه‌سالگی به زادگاه خود در سولدوز بازگشت و چهار سال به باغبانی مشغول شد. به روایت همت علی‌زاده، او در سی‌وسه‌سالگی بار دیگر به آذربایجان شمالی بازگشت و فعالیت خود را در عرصه هنر آشیقی ادامه داد. بر اساس این منبع، عاشیق علی با وجود آنکه از آموزش رسمی و سواد مکتوب برخوردار نبود، در نتیجه سفرهای متعدد و ارتباط با جوامع مختلف، به زبان‌های ترکی، فارسی، کردی و عبری آشنایی یافته بود. همچنین از سفرهای او به کشورهایی چون هند، عربستان، ترکیه، مصر، چین و برخی سرزمین‌های دیگر یاد شده است که این تجربه‌ها در شکل‌گیری دانش شفاهی و گستره فرهنگی او نقش داشته‌اند. همت علی‌زاده در توصیف ویژگی‌های هنری پدرش، از صدای خوش، توانایی بالای روایتگری و مهارت او در اجرای داستان‌های آشیقی یاد می‌کند و وی را از آشیق‌های توانمند روزگار خود می‌داند. در زمان ثبت روایت‌های شفاهی، آشیق علی در روستای کوچ‌عسگر از توابع حسن‌سو (قزاق، جمهوری آذربایجان) سکونت داشت. بخش قابل توجهی از داستان‌های منتشرشده در مجموعه Azərbaycan əl ədəbiyyatı (Nağılları) با نام و روایت او ثبت شده‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به «داستان شاهزاده ابراهیم»، «حکایت طاهر میرزا»، «حکایت شاهزاده قاسم»، «حکایت شاهزاده بهرام» و «حکایت نجف» اشاره کرد. این روایت‌ها عمدتاً در فاصله سال‌های ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۸ توسط همّت علی‌زاده گردآوری و ثبت شده‌اند. با توجه به محدود بودن منابع درباره زندگی آشیق علی سولدوزی، گزارش همّت علی‌زاده از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین اسناد مکتوب برای شناخت زندگی، فعالیت‌های هنری و جایگاه این آشیق در سنت روایتگری و موسیقی عاشیقی آذربایجان دانست. امید است مسولین نقده و روستای دیزه برای بزرگداشت و یادبود این آشیق مشهور تندیسی از او در نقده و یا روستای زادگاهش نصب کنند. #آشیق_علی_سولدوزی #آذربایجان_سولدوز_نقده_دیزه

#آشیق_علی_سولدوزی (علی رحیم‌اوغلو) اطلاعات موجود درباره آشیق علی سولدوزی (علی رحیم‌اوغلو) عمدتاً بر پایه مطالبی است که همت علی‌زاده، فرزند وی، در مجموعه Azərbaycan əl ədəbiyyatı (Nağılları) منتشرشده از سوی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان (AMEA) ارائه کرده است. این اطلاعات از معدود منابع مکتوب درباره زندگی و فعالیت‌های این آشیق به شمار می‌رود. علی رحیم‌اوغلو، مشهور به آشیق علی و در برخی منابع آشیق علی کوچ‌عسگرلی، در سال ۱۸۶۷ میلادی در روستای دیزه - محل اسکان ترک‌های قزاق -از توابع سولدوز (نقده کنونی) در آذربایجان غربی ایران متولد شد. بنا بر روایت همت علی‌زاده، وی از هشت‌سالگی تا بیست‌سالگی به دامداری و آهنگری اشتغال داشت و از این طریق امرار معاش می‌کرد. وی در بیست‌ودو سالگی به آذربایجان شمالی، که در آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود، مهاجرت کرد و طی حدود هفت سال در مشاغلی چون کشاورزی، کارگری و دیگر فعالیت‌های معیشتی به کار پرداخت. سپس در بیست‌ونه‌سالگی به زادگاه خود در سولدوز بازگشت و چهار سال به باغبانی مشغول شد. به روایت همت علی‌زاده، او در سی‌وسه‌سالگی بار دیگر به آذربایجان بازگشت و فعالیت خود را در عرصه هنر آشیقی ادامه داد. بر اساس این منبع، آشیق علی با وجود آنکه از آموزش رسمی و سواد مکتوب برخوردار نبود، در نتیجه سفرهای متعدد و ارتباط با جوامع مختلف، به زبان‌های ترکی، فارسی.. #آشیق_علی_سولدوزی #ترکهای_قزاق_دیزه_نقده https://www.instagram.com/p/DauUDymobpe/?igsh=OGxpYzlwN2N0OWhu

#ترک‌های_قره‌پاپاق تاریخ – فولکلور – زندگی اجتماعی – هنر – زبان ویراستاران:  استاد دکتر علی قافقازیالی، استاد دکتر نظامی محمدوف تقی‌سوی، استاد دکتر بهادر گوجویتر بخش اول: هویت تاریخی و ساختار اجتماعی قره‌پاپاق‌ها (استاد دکتر علی قافقازیالی) بخش دوم: فرهنگ شفاهی و ادبیات عامیانه در میان ترک‌های قره‌پاپاق بخش سوم: باورهای عامیانه و آیین‌ها (استاد شورالدین محمدلی، استاد محمود کمال‌اوغلو، عیسی یگانه) بخش چهارم: سنت‌ها و آداب و رسوم در میان ترکان قره‌پاپاق (دانشیار دکتر الهامه قصاب‌اوا) بخش پنجم: آموزش و پرورش در میان ترکان قره‌پاپاق (استاد علی قافاقازیالی، دانشیار گولناره قوجا محمدلی، عیسی یگانه) بخش ششم: سنت عاشیقی در میان ترکان قره‌پاپاق (دانشیار دکتر حمزه کولوکیسا) بخش هفتم: فرهنگ موسیقی و آهنگ‌های رقص در میان ترکان قره‌پاپاق (استاد دکتر یاوز سلیم قافقازیالی) بخش هشتم: بازی‌های سنتی و فرهنگ سرگرمی در میان قره‌پاپاق‌ها (دانشیار دکتر ایلهامه قصاب‌اوا) بخش نهم: فرهنگ آشپزی سنتی قارص-قفقاز و غذاهای آن (گوزین سهران بللی و استاد اوکتای بللی) بخش دهم: واژگان گویش ترک‌های قره‌پاپاق بورچالی، قارص، قزاق و سولدوز (دکتر میرعلی رضایی) به همت: انجمن خیریه قره‌پاپاق‌های جهان این کتاب به چندین زبان از جمله فارسی ترجمه خواهد شد.                https://www.instagram.com/reel/DanwYXtILTr/?igsh=OHN6N25xbjBlajk2

#ترک‌های_قره‌پاپاق تاریخ – فولکلور – زندگی اجتماعی – هنر – زبان ویراستاران: استاد دکتر علی قافقازیالی، استاد دکتر نظامی محمدوف تقی‌سوی، استاد دکتر بهادر گوجویتر بخش اول: هویت تاریخی و ساختار اجتماعی قره‌پاپاق‌ها (استاد دکتر علی قافقازیالی) بخش دوم: فرهنگ شفاهی و ادبیات عامیانه در میان ترک‌های قره‌پاپاق بخش سوم: باورهای عامیانه و آیین‌ها (استاد شورالدین محمدلی، استاد محمود کمال‌اوغلو، عیسی یگانه) بخش چهارم: سنت‌ها و آداب و رسوم در میان ترکان قره‌پاپاق (دانشیار دکتر الهامه قصاب‌اوا) بخش پنجم: آموزش و پرورش در میان ترکان قره‌پاپاق (استاد علی قافاقازیالی، دانشیار گولناره قوجا محمدلی، عیسی یگانه) بخش ششم: سنت عاشیقی در میان ترکان قره‌پاپاق (دانشیار دکتر حمزه کولوکیسا) بخش هفتم: فرهنگ موسیقی و آهنگ‌های رقص در میان ترکان قره‌پاپاق (استاد دکتر یاوز سلیم قافقازیالی) بخش هشتم: بازی‌های سنتی و فرهنگ سرگرمی در میان قره‌پاپاق‌ها (دانشیار دکتر ایلهامه قصاب‌اوا) بخش نهم: فرهنگ آشپزی سنتی قارص-قفقاز و غذاهای آن (گوزین سهران بللی و استاد اوکتای بللی) بخش دهم: واژگان گویش ترک‌های قره‌پاپاق بورچالی، قارص، قزاق و سولدوز (دکتر میرعلی رضایی) به همت: انجمن خیریه قره‌پاپاق‌های جهان این کتاب به چندین زبان از جمله فارسی ترجمه خواهد شد. https://www.instagram.com/reel/DanwYXtILTr/?igsh=OHN6N25xbjBlajk2

#آموزش_آفلاین_ترکی_آذربایجانی با یک سوم هزینه کلاس‌های حضوری 📽️ بیش از ۴۰ ویدئوی یک‌ساعته شامل مکالمه، دستور زبان و ترجمه تطبیقی متون 🎓 برگرفته از کلاس‌های تخصصی مرکز تحقیقات شهرداری ارومیه 📚 منطبق با استاندارد جمهوری آذربایجان (مناسب تا سطح دبیرستان) ✅ مزایا: دانلود فیلم‌ها و یادگیری حرفه‌ای در هر زمان، بدون نیاز به اینترنت پس از دانلود 💰 شهریه: تنها یک سوم قیمت کلاس‌های حضوری دو سال گذشته 🎁 تخفیف ویژه به احترام زبان مادری – امکان یادگیری برای همه 👨‍🏫 مدرس: میرعلی رضایی (دکترای زبان ترکی و مدرس سابق دانشگاه) 📞 تماس: 09011595447 🆔 آیدی تلگرام: @MSulduzlu #آموزش_آفلاین_ترکی #ترکی_آذربایجانی #آنا_دیلیمیز https://www.instagram.com/reel/DZUZHHNIW55/?igsh=aG50Ym1sengwdDQ0

#خیرین_نقده و #خیرین_قارص_ترکیه مدتی است که خیرین ترک‌های قارص با سنت‌شکنی، طرحی نو درافکنده‌اند. آنان که پیش‌تر بیشتر در امور خیریه‌ی اطعام و کمک‌های نقدی به نیازمندان می‌کوشیدند، طی چند سال اخیر با رویکردی فرهنگ‌محور، گام‌های مؤثری برداشته‌اند. این تغییر نگاه، نشان از درکی عمیق دارد که گرسنگی تنها به نان نیست؛ بلکه جان تشنه‌ی معنا و هویت نیز نیازمند اطعام است. برگزاری چندین فستیوال درباره‌ی آشیق‌های آذربایجانی و چاپ آثار فاخر آنان، توانسته است سنت دیرینه‌ی اطعام را دگرگون سازد و الگویی نو برای خیریه‌های منطقه ترسیم کند. عاشیق‌ها، راویان حافظه‌ی جمعی این دیارند و زنده نگه‌داشتن یاد و آثارشان، خود بزرگترین صدقه‌ی جاریه است. اما در شهرستان ما تاکنون چنین اقدام چشم‌گیری صورت نگرفته است. بی‌گمان، اطعام هم‌نوعان کاری پسندیده و نیکوست، ولی کارهای ماندگارتر و ارزشمندتری نیز وجود دارند که می‌توانند تأثیری ژرف‌تر بر جامعه بر جای گذارند و میراثی برای نسل‌های آینده بیافرینند. پیشنهادهای سازنده در حوزه‌ی کتاب و امور ادبی و فرهنگی ۱. راه‌اندازی «وقف کتاب» به جای وقف نان خیرین می‌توانند به جای اطعام موقتی، اقدام به وقف کتابخانه‌های سیار در مناطق کم‌برخوردار کنند. کتاب‌هایی به زبان‌های محلی با موضوعات فرهنگ بومی، شعر و داستان، می‌توانند نسلی کتاب‌خوان و هویت‌آگاه پرورش دهند. ۲. چاپ https://www.instagram.com/reel/DagBFqgI_6o/?igsh=MWo3NHJtOHNlc21ubA==

#خیرین_نقده و #خیرین_قارص_ترکیه مدتی است که خیرین ترک‌های قارص با سنت‌شکنی، طرحی نو درافکنده‌اند. آنان که پیش‌تر بیشتر در امور خیریه‌ی اطعام و کمک‌های نقدی به نیازمندان می‌کوشیدند، طی چند سال اخیر با رویکردی فرهنگ‌محور، گام‌های مؤثری برداشته‌اند. این تغییر نگاه، نشان از درکی عمیق دارد که گرسنگی تنها به نان نیست؛ بلکه جان تشنه‌ی معنا و هویت نیز نیازمند اطعام است. برگزاری چندین فستیوال درباره‌ی آشیق‌های آذربایجانی و چاپ آثار فاخر آنان، توانسته است سنت دیرینه‌ی اطعام را دگرگون سازد و الگویی نو برای خیریه‌های منطقه ترسیم کند. عاشیق‌ها، راویان حافظه‌ی جمعی این دیارند و زنده نگه‌داشتن یاد و آثارشان، خود بزرگترین صدقه‌ی جاریه است. اما در شهرستان ما تاکنون چنین اقدام چشم‌گیری صورت نگرفته است. بی‌گمان، اطعام هم‌نوعان کاری پسندیده و نیکوست، ولی کارهای ماندگارتر و ارزشمندتری نیز وجود دارند که می‌توانند تأثیری ژرف‌تر بر جامعه بر جای گذارند و میراثی برای نسل‌های آینده بیافرینند. پیشنهادهای سازنده در حوزه‌ی کتاب و امور ادبی و فرهنگی ۱. راه‌اندازی «وقف کتاب» به جای وقف نان خیرین می‌توانند به جای اطعام موقتی، اقدام به وقف کتابخانه‌های سیار در مناطق کم‌برخوردار کنند. کتاب‌هایی به زبان‌های محلی با موضوعات فرهنگ بومی، شعر و داستان، می‌توانند نسلی کتاب‌خوان و هویت‌آگاه پرورش دهند. ۲. چاپ https://www.instagram.com/reel/DagBFqgI_6o/?igsh=MWo3NHJtOHNlc21ubA==

#شباهت_نقده_و_قارص شباهت جغرافیایی، اشتراکات قومی و پیوندهای فرهنگی عمیق میان نقده و قارص، زمینه‌ای ایده‌آل برای خواهرخواندگی این دو شهر فراهم آورده است. متأسفانه، مسئولان مربوطه در نقده و استان، تاکنون رویکردی خلاقانه و نوآورانه در بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها نداشته‌اند. در حالی که با ایجاد پل‌های فرهنگی و معنوی میان دو شهر، نه‌تنها می‌توان همبستگی تاریخی را تقویت کرد، بلکه بسترهای مناسبی برای توسعه همکاری‌های اقتصادی و بهره‌مندی متقابل از منافع آن فراهم نمود. رودخانه قارص همانند رودخانه گادار نقده هر دو از وسط شهر می‌گذرند. فرهنگ آذربایجان در هر دو حاکم هستند. تعداد اهالی شهرستان ۲۹۰ هزار نفر و دارای ۱۴ هتل است. البته خانه معلم و پانسیون و مهمانسرا خیلی زیاد است. آیا به نظرتان زیر ساخت های نقده برای این خواهر خواندگی کافیست؟ #ایران_ترکیه_سولدوز_نقده_قارص

#تعامل و تقابلِ #فارسی و #ترکی در نظامِ زبانیِ #عصر_صفوی مقدمه دورهٔ صفوی (۹۰۷–۱۱۳۵ قمری) از منظرِ زبان‌شناختی، صحنهٔ رقابت و هم‌زیستیِ دو زبانِ فارسی و ترکی بود. برخلافِ تصورِ رایج که فارسی را یگانه زبانِ نوشتارِ این دوره معرفی می‌کند، شواهدِ متنی و تاریخی نشان می‌دهد که ترکی نیز در عرصهٔ کتابت، به ویژه در شعر و ادبیاتِ درباری و دیپلماتیک حضوری پررنگ و مستقل داشته است. ۱. ترکی؛ زبانِ گفتار، فرهنگِ عامه و شعرِ درباری الف) زبانِ میانجی و ارتباطاتِ روزمره بر اساسِ گزارش‌های سیاحانی چون شاردن، کمپفر و اولئاریوس، ترکیِ آذربایجانی در گستره‌ای وسیع از تبریز تا تفلیس و از مرزهایِ ارمنستان تا سواحلِ خزر و خراسان، زبانِ غالبِ گفتگویِ روزمره بود. در بازارهایِ اصفهان، مردمِ عادی برای دادوستد از ترکی استفاده می‌کردند و فارسیِ رسمی برای آن‌ها چندان قابل‌درک نبود. ب) فرهنگِ شفاهی و ادبیاتِ عامه اوزان‌ها (عاشیق‌ها) با ساز و آواز، منظومه‌هایِ حماسی-عاشقانه‌ای چون کوراوغلو و عاشیق‌غریب، اصلی و‌کرم را به ترکی می‌خواندند. این آثار با شخصیت‌هایِ مردم‌پسند، کاملاً با دغدغه‌هایِ تودهٔ مردم هم‌خوانی داشت و هم‌ذات‌پنداری را برای آن‌ها آسان می‌کرد. ج) شعرِ ترکی در دربار و میانِ نخبگان برخلافِ تلقیِ رایج که شعرِ فارسی را یگانه زبانِ ادبیِ طبقه الیت دورهٔ صفوی می‌داند، شاعرانِ ترک‌سرایِ بسیاری در این دوره دیوان‌هایِ مستقلی به ترکی پدید آوردند. نمونه‌هایِ برجسته: · شاه‌اسماعیل اول (خطایی): خود به ترکی شعر می‌سرود و دیوانی مستقل به ترکی دارد. . علامه محمد فصولی شاعری سه زبانه. · صادقی‌بیگ افشار: نقاش و شاعرِ معروف، دیوانِ ترکیِ او باقی‌مانده. · وزیرِ قزوینی، قوسی تبریزی،حبیبی، قربانی و دیگر شاعرانِ ترک‌ درباری، اشعاری به ترکیِ آذربایجانی خلق می‌کردند. این آثار نشان می‌دهد که ترکی نه‌تنها زبانِ مردم، بلکه زبانِ شعر و ادبِ نخبگانی نیز بود و در کنارِ فارسی، جایگاهی مستقل در کتابت داشت. ۲. فارسی؛ زبانِ دیوان‌سالاری، تاریخ و شعرِ کلاسیک فارسی نیز نقشِ خود را در عرصه‌هایِ زیر حفظ کرد: · زبانِ دیوان‌سالاری و تاریخ‌نگاری: اسنادِ رسمی، فرمان‌هایِ سلطنتی، و تاریخ‌نگاریِ ملی (مانند تاریخِ عالم‌آرای عباسی) به فارسی نوشته می‌شد. · زبانِ شعرِ کلاسیکِ فارسی: شاعرانِ بزرگی چون وحشی بافقی، صائب تبریزی و محتشم کاشانی همچنان به فارسی غزل و قصیده می‌سرودند و این زبان در قالب‌هایِ کلاسیکِ عروضی، جایگاهِ والایی داشت. با این حال، فارسیِ درباری، زبانی نخبگانی و دست‌نیافتنی برای تودهٔ مردم بود و با زندگیِ روزمرهٔ آن‌ها پیوندِ مستقیمی نداشت. ۳. جمع‌بندی: نظامی متکثر و پویا در دورهٔ صفوی، یک نظامِ زبانیِ متکثر حاکم بود که در آن، فارسی و ترکی هرکدام سهمی جدی در کتابت و شفاهیت داشتند: کتابت رسمی (دیوان) · زبانِ غالب: فارسی · مخاطب: نخبگان، دیوانیان، مورخان · کاربرد: فرمان‌ها، اسناد، تاریخ‌نگاری کتابت ادبی (شعر) · زبانِ غالب: فارسی و ترکی (هر دو) · مخاطب: شاعران، ادیبان · کاربرد: دیوان‌های مستقل فارسی و ترکی شفاهیت روزمره · زبانِ غالب: ترکی · مخاطب: تودهٔ مردم، روستاییان، عشایر · کاربرد: گفت‌وگو، دادوستد، فرهنگ عامه شفاهیت ادبی (روایت) · زبانِ غالب: ترکی · مخاطب: مردم عادی · کاربرد: داستان‌سرایی عاشیق‌ها، ترانه‌ها هر دو زبان در کتابت و شفاهیت حضور داشتند، اما با وزن‌هایِ متفاوت: فارسی در دیوان‌سالاری و شعرِ کلاسیکِ ایرانی غالب بود، و ترکی در شعرِ درباریِ ترک‌ها، فرهنگِ عامه و ارتباطاتِ روزمره تسلط داشت. نتیجه‌گیری برخلافِ رویکردهایِ یک‌سویه، دورهٔ صفوی را نه عصرِ یگانه‌انگاریِ زبانی، بلکه دورانِ تعامل و رقابتِ دو زبانِ قدرتمند باید دانست. ترکی با دیوان‌هایِ مستقل و شعرِ درباری، و فارسی با تاریخ‌نگاری و غزلِ کلاسیک، هرکدام سهمی جدی در هویتِ فرهنگیِ این دوران داشتند. این تکثر، بعدها در دورهٔ پهلوی با سیاستی سرکوبگرانه به چالش کشیده شد.

تعامل و تقابلِ #فارسی و #ترکی در نظامِ #زبانیِ_عصر_صفوی دورهٔ صفوی (۹۰۷–۱۱۳۵ قمری) از منظرِ زبان‌شناختی، صحنهٔ رقابت و هم‌زیستیِ دو زبانِ فارسی و ترکی بود. برخلافِ تصورِ رایج که فارسی را یگانه زبانِ نوشتارِ این دوره معرفی می‌کند، شواهدِ متنی و تاریخی نشان می‌دهد که ترکی نیز در عرصهٔ کتابت، به ویژه در شعر و ادبیاتِ درباری و دیپلماتیک حضوری پررنگ و مستقل داشته است. ۱. ترکی؛ زبانِ گفتار، فرهنگِ عامه و شعرِ درباری الف) زبانِ میانجی و ارتباطاتِ روزمره بر اساسِ گزارش‌های سیاحانی چون شاردن، کمپفر و اولئاریوس، ترکیِ آذربایجانی در گستره‌ای وسیع از تبریز تا تفلیس و از مرزهایِ ارمنستان تا سواحلِ خزر و خراسان، زبانِ غالبِ گفتگویِ روزمره بود. در بازارهایِ اصفهان، مردمِ عادی برای دادوستد از ترکی استفاده می‌کردند و فارسیِ رسمی برای آن‌ها چندان قابل‌درک نبود. ب) فرهنگِ شفاهی و ادبیاتِ عامه اوزان‌ها (عاشیق‌ها) با ساز و آواز، منظومه‌هایِ حماسی-عاشقانه‌ای چون کوراوغلو و عاشیق‌غریب، اصلی و‌کرم را به ترکی می‌خواندند. این آثار با شخصیت‌هایِ مردم‌پسند، کاملاً با دغدغه‌هایِ تودهٔ مردم هم‌خوانی داشت و هم‌ذات‌پنداری را برای آن‌ها آسان می‌کرد. ج) شعرِ ترکی در دربار و میانِ نخبگان برخلافِ تلقیِ رایج که شعرِ فارسی را یگانه زبانِ ادبیِ طبقه الیت دورهٔ صفوی می‌داند، شاعرانِ ترک‌سرایِ بسیاری در این دوره دیوان‌ه https://www.instagram.com/p/DaQ5GAuoRB0/?igsh=ZTFtMXp6Zjhla2g4

#تراژدی_تاریخی_ترک‌های_ایران تحلیل شعر دکتر حمید نطقی بانی روابط عمومی ایران Zəhmətlə yaşadıq, Həsrətlə yandıq. Gələni dost sandıq, Gedənə qandıq. O qara günlərdən Heç dərs almadıq. Görəsən, Gerçəkdən, İndi oyandıq? با رنج زندگی کردیم، با حسرت سوختیم. به هر که آمد، دوست پنداشتیم، به هر که رفت، دل بستیم. از آن روزهای سیاه، هیچ عبرتی نیاموختیم. نمی‌دانم، آیا راستی، اینک بیدار شده‌ایم؟ تحلیل محتوایی شعر ۱. فضای کلی: شعر حالتی تأملی، تلخ و پرسش‌گرانه دارد. شاعر به گذشته‌ای پر از زحمت، حسرت و فریب‌خوردگی ترک‌های ایران اشاره می‌کند و در پایان با یک پرسش وجودی، مخاطب را به چالش می‌کشد. ۲. تقابل «آمدن» و «رفتن»: - «گلنی دوست ساندیق» یعنی به هر تازه‌واردی اعتماد کردیم و او را دوست پنداشتیم. -«گئدنه قاندیق» یعنی به هر رونده‌ای دل بستیم و فریبش خوردیم.      این دو بیت نشان‌دهندهٔ الگویی تکراری در روابط انسانی یا حتی رویدادهای سیاسی-اجتماعی است. ۳. عدم عبرت از تاریخ:    بیت «او قارا گونلردن هئچ درس آلمادیق» تلویحاً می‌گوید که ما از تلخی‌های گذشته پند نگرفتیم و همان خطاها را تکرار کردیم. این شکایت، هم جنبهٔ فردی و هم جمعی دارد. ۴. پرسش پایانی (اوج شعر):    «گؤره‌سن گئرچکدن ایندی اویاندیق؟» یک پرسشِ حقیقی است، نه تأکیدی. شاعر مطمئن نیست که بیداری واقعی رخ داده یا این هم نوعی خوش‌بینی زودگذر است. این پرسش، بار فلسفی و انتقادی سنگینی دارد و خواننده را به بازنگری در وضعیت خویش فرا می‌خواند. ۵. سبک و زبان:    زبان شعر ساده، صمیمی و آهنگین است. قافیه‌های منظم (یاندیق، ساندیق، قاندیق، آلمادیق، اویاندیق) موسیقی درونی و حسی تراژیک به شعر بخشیده‌اند. واژه‌ها ترکی آذربایجانیِ معیار و همه‌فهم هستند. در مجموع، این شعر فراتر از یک نالۀ شخصی، نقدی است بر غفلت ترک‌ها از درس‌های تاریخ و تکرار اشتباهات، که با امیدی مشروط به بیداری به پایان می‌رسد. #تراژدی_تاریخی_ترک‌های_ایران