Türkçe öğrenelim- ترکی یاد بگیریم
Открыть в Telegram
admin: @MSulduzlu @sulduzlular1 این کانال برای کمک به علاقهمندان به زبان ترکی(ترکیه و آذربایجانی) ایجاد شده است. تا حد امکان سعی میشود نکات دستوری و متون ادبی ساده به صورت نوشته و یا ویدئو ارائه گردد تا بتوان کمکی ناچیز به علاقهمندان تقدیم گردد .
Больше1 265
Подписчики
-224 часа
-47 дней
+330 дней
Архив постов
#چالش_آموزش #زبان_مادری و مخالفان اجرای آن
اعتراض رائفیپور، که از چهرههای نزدیک به جریان پایداری و سخنگوی غیررسمی این طیف سیاسی به شمار میرود، بار دیگر وجود یک نقطه اشتراک قابل تأمل میان دو جریان ظاهراً متفاوت را آشکار میکند: مذهبیهای افراطی با گرایشهای شعوبی از یک سو و ایرانشهریهای فارسگرا که خود را ملیگرا مینامند، از سوی دیگر.
این دو جریان، صرفنظر از تفاوتهای فکری، سیاسی و حتی مواضع راست و چپگرایانهشان، در یک موضوع به هم نزدیک میشوند: مخالفت با هرگونه اقدام عملی در راستای اجرای اصول قانون اساسی، بهویژه اصل پانزدهم، که بر امکان آموزش زبان و ادبیات زبانهای محلی و قومی در کنار زبان فارسی تأکید دارد.
به نظر میرسد مخالفت این جریانها با آموزش زبان مادری دستکم چند ریشه و انگیزه داشته باشد:
نخست؛ انحصارطلبی زبانی و فرهنگی. این جریانها حاضر نیستند حتی کوچکترین امتیازی به زبانها و هویتهای غیرفارسی بدهند و گویی به رسمیت شناختن حقوق زبانی دیگر شهروندان را به معنای کاستن از امتیازات فرهنگی و زبانی خود میدانند.
دوم؛ برداشت نادرست از رابطه زبان مادری و زبان فارسی. آنان آموزش زبانهای مادری را تهدیدی علیه زبان فارسی تلقی میکنند؛ در حالی که آموزش زبانهای دیگر نهتنها لزوماً تضعیفکننده فارسی نیست، بلکه میتوان با سیاستگذاری درست، آموزش زبان مادری و تقویت زبان فارسی را در کنار یکدیگر پیش برد. زبان فارسی بهعنوان زبان مشترک و رسمی کشور، برای برخورداری دیگر زبانهای ایرانی از حق آموزش و توسعه فرهنگی نیازی به محروم کردن آنها ندارد.
سوم؛ انگیزههای سیاسی و جناحی. بعید نیست بخشی از این مخالفتها ناشی از ملاحظات سیاسی و رقابتهای جناحی نیز باشد. شاید برخی مخالفان تمایلی ندارند که دولت پزشکیان بتواند با برداشتن گامی عملی در جهت اجرای قانون اساسی، به یکی از وعدههای خود عمل کند و از این طریق بر پایگاه اجتماعی و اعتبار سیاسیاش بیفزاید.
چهارم؛ نگرش متمرکز و یکسانساز به هویت ملی. در نگاه این جریانها، هویت ایرانی گاه با یک زبان و یک روایت فرهنگی خاص تعریف میشود؛ در حالی که ایران کشوری متکثر از نظر زبانی، قومی و فرهنگی است. نادیده گرفتن این تکثر نه به تقویت وحدت ملی، بلکه به ایجاد احساس تبعیض و بیگانگی در میان بخشی از شهروندان منجر میشود.
نکته اساسی این است که آموزش زبان مادری نه مطالبهای تجزیهطلبانه است و نه امتیازی ویژه برای گروهی خاص؛ بلکه حقی فرهنگی و آموزشی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به رسمیت شناخته شده است....
#مخالفت_پایدارچیها
https://www.instagram.com/reel/DfbsUYooH23/?mdxt=MWIxNncyYTdqaHAzNg==
تحلیل جامع «تغییر نام خزر به کاسپین»: تناقض علمی، انگیزه سیاسی و تحریف تاریخی
طرح تغییر نام «دریای خزر» به «دریای کاسپین» از منظر علمی با منطق نامگذاری تاریخی ایران، از جمله منطق تغییر نام «پرشیا» به «ایران» در دوران رضاشاه، در تعارض است. از منظر سیاسی نیز، انگیزه اصلی این طرح را میتوان جلوگیری از بهرهبرداری احتمالی اسرائیل از پیوند تاریخی خزرها با یهودیت برای ایجاد تنش در قفقاز دانست، نه مقابله با آنچه «ضد یونانیگرایی» خوانده میشود.
بااینحال، این راهبرد بر نوعی سادهسازی و تحریف تاریخی استوار است: خزرها مردمی ترکتبار بودند و گرویدن بخشی از نخبگان آنان به یهودیت، تصمیمی با انگیزههای سیاسی و راهبردی بود، نه نشانهای از هویت قومی یهودی. بنابراین، برچسبگذاری سادهانگارانه «خزر = یهودی» نهتنها از نظر تاریخی نادرست است، بلکه عملاً به تقویت همان روایتهایی کمک میکند که قرار است با آنها مقابله شود.
۱. لایه علمی: چرا «کاسپین» نمیتواند جایگزین «خزر» شود؟
۱.۱. «کاسپین» در فارسی سابقه محدودی دارد، اما «خزر» ریشهدار است
نام «کاسپین» (Caspian) از نام قوم باستانی «کاسپی» (Caspians) گرفته شده است؛ قومی که در متون یونانی و رومی از آن یاد شده است. این نام در فارسی معاصر، عمدتاً از طریق زبانهای اروپایی وارد شده و در سنت تاریخی نامگذاری فارسی، سابقهای بهمراتب محدودتر از «خزر» دارد.
در مقابل، نام «خزر» قرنهاست که در متون جغرافیایی فارسی و عربی، از جمله آثار مسعودی و اصطخری، و نیز در اسناد رسمی دوره قاجار، مانند کاربرد اصطلاح «بحر خزر»، بهطور مستمر استفاده شده است.
۱.۲. مصوبه رسمی سال ۱۳۸۱: «خزر در داخل، کاسپین در خارج»
کمیته تخصصی نامنگاری و یکسانسازی نامهای جغرافیایی ایران، در جلسه ۱۸ آذر ۱۳۸۱، بهصراحت تصویب کرد که در داخل کشور از نام «خزر» و در متون خارجی، قراردادها و معاهدات بینالمللی از نام «Caspian» استفاده شود.
این مصوبه نشان میدهد که ایران دستکم از سال ۱۳۸۱، سیاستی دوگانه در نامگذاری این پهنه آبی داشته است. بنابراین، طرح کنونی برای یکسانسازی نام در قالب «کاسپین»، در عمل به معنای کنار گذاشتن مصوبه رسمی پیشین است، نه بازگشت به یک سنت تاریخی.
۱.۳. تناقض با منطق تغییر نام در دوران رضاشاه
در سال ۱۹۳۵، رضاشاه از کشورهای خارجی خواست نام «پرشیا» (Persia) را به «ایران» تغییر دهند. منطق این اقدام، جایگزینی نامی رایج در زبانهای خارجی با نام بومی و تاریخی کشور بود.
اما «کاسپین» نیز نامی با ریشه یونانی ـ لاتین است که در فارسی سابقهای ...
#دریای_خزر
https://www.instagram.com/reel/DfVDIb4Iago/?mdxt=MTk3bHZsemVxeGl3dQ==
Repost from حکیم تیلیمخان اوجاغی
با سلام
بسیاری از مطالب و موضوعات این کانال برای اولین بار در فضای علمی و ادبی کشور تولید محتوا، طرح و ارائه میشوند و هدفمان ارائه آنها به علاقه مندان علم و ادب و اندیشه و فولکلور میباشد.
لذا برای بهتر و بیشتر دیده شدن نیاز به دعوت از علاقهمندان به فرهنگ و ادبیات و موسیقی عاشیقی توسط اعضای گرامی کانال داریم.
حکیم تیلیم خان اوجاغی در زمینه ادبیات، موسیقی، فولکلور و فرهنگ استان مرکزی و استانهای مجاور و مناطق با قرابت فرهنگی فعالیت مینماید.
بیزی ایلگیلی اولانلارا تانیتدیرین.
معرف ما به دوستان و علاقه مندان باشید.
از همراهی شما متشکریم.
@tilimxan
#گل_به_خودی #وزیر_ایرانی
اظهارنظر وزیر آموزش و پرورش ایران درباره دانشآموزان محجبه جمهوری آذربایجان، نمونهای روشن از یک «گل به خودی» دیپلماتیک است؛ اقدامی که نه تنها به هدف اعلامشده خود نمیرسد، بلکه پروندهای حساس را علیه خود ایران فعال میکند.
۱. زمینه ماجرا
اخیراً وزیر آموزش و پرورش ایران پیشنهاد داد دانشآموزان محجبه جمهوری آذربایجان که به دلیل عدم رعایت پوشش رسمی از ورود به مدارس دولتی محروم شدهاند، بتوانند در دانشگاههای ایران ادامه تحصیل دهند. وزیر آموزش و پرورش آذربایجان نیز در پاسخ یادآور شد که ایران تا کنون امکان تحصیل به زبان مادری را برای ترکهای خود در مدارس فراهم نکرده است.
۲. تحلیل شکلی: خروج از حوزه صلاحیت
از منظر پروتکل دیپلماتیک، ورود یک وزیر آموزش و پرورش به قوانین داخلی کشوری دیگر—آن هم کشوری سکولار که ممنوعیت حجاب در مدارس را بر پایه اصل سکولاریسم توجیه میکند—یک مداخله ناموجه تلقی میشود. چنین اظهارنظری بیش از آنکه یک ابتکار دیپلماتیک باشد، موضعگیری سیاسی داخلی است و ابزار اجرایی برای پیگیری آن وجود ندارد.
۳. تحلیل مضمونی: افتادن در تله «تو هم همینکاری را کردهای»
پاسخ وزیر آذربایجان دقیقاً به شکاف میان ادعا و عمل ایران اشاره دارد. ایران نزدیک به پنج دهه است که اصل ۱۵ قانون اساسی درباره تدریس زبانهای محلی و قومی را اجرا نکرده و میلیونها شهروند ترک از حق تحصیل به زبان مادری محروم بودهاند. وقتی وزیر ایرانی از «حق تحصیل» دانشآموزان محجبه دفاع میکند، طرف مقابل بهراحتی همان منطق را علیه او به کار میگیرد: «اگر برای دختران محجبه ما دلسوزی میکنید، چرا برای کودکان ترک خودتان کاری نمیکنید؟» این پرسش، وزیر را در موقعیت انفعالی قرار میدهد، زیرا پاسخ به آن نیازمند اصلاحات ساختاری خارج از اختیار اوست.
۴. جمعبندی: هزینه راهبردی بدون فایده تاکتیکی
این اظهارنظر از سه جهت یک «گل به خودی» است:
1. عدم تناسب ابزار و هدف: وزیر آموزش و پرورش ابزار دیپلماتیک برای پیگیری این موضوع را ندارد.
2. ایجاد تقارن نامطلوب: پرونده «ممنوعیت حجاب در آذربایجان» به پرونده «محرومیت ترکهای ایران از تحصیل به زبان مادری» گره خورد—پروندهای که ایران در آن موضع دفاعی دارد.
3. هزینه بدون فایده: نتیجه عملی، تقویت موضع طرف مقابل در نقد سیاستهای ایران در قبال اقوام است، بدون آنکه تغییری در سیاست آذربایجان ایجاد کند.
به بیان ساده، وزیر ایرانی سنگی به شیشه دیگری انداخت، اما شیشه خانه خودش در برابر همان سنگ محافظت نداشت؛ و این، دقیقاً معنای «گل به خودی» است.
#وزیر_ایرانی
https://www.instagram.com/reel/DfFl6GJI2N_/?srtk=MWxsNHN4aDJpd2d3cA==
Repost from N/a
🔹 آلما یولو پادکستی - اوجادان فیکیرلشمهلر
🎙 دانیشیر: حیدر بیات
🔸بیرینجی اپیزود: دده قورقود
بیرینجی بؤلومده دده قورقود کیتابی و اونون مقدمهسیندن سؤز گئدیر. ایسلام دونیاسینین سیاسی منظرهسینه و مغول استلاسیندان سونرا بؤیوک ریوایتلرین سقوطونا قیساجا نظر سالینب.
🔗 یوتیوب:
youtube.com/@AlmaYolu
🔗 تلگرام:
t.me/Almayolu
Repost from مخزن کتاب های pdf ادبی
حکمت و عرفان و اخلاق در شعر نظامی گنجوی
استاد محمد تقی جعفری
@pdf_kotob_e_adabi
کتابی که با عنوان «فضیلتهای ترکان» شناخته میشود، رسالهای است از ابوعثمان عمرو بن بحر #جاحظ (۱۶۰-۲۵۵ ق)، ادیب و اندیشمند نامدار عربزبان قرن سوم هجری. این اثر که در فاصله سالهای ۸۴۰ تا ۸۵۹ میلادی نگاشته شده، کهنترین کتاب مستقل بازمانده در تاریخ اسلام است که به طور خاص به ویژگیهای ترکان اختصاص یافته است. جاحظ این رساله را در دوران خلافت معتصم عباسی و در بستری نوشت که ترکان به عنوان نیروی نظامی اصلی خلافت مطرح شده بودند و برخی در محافل درباری، فضایل دیگر اقوام را برمیشمردند اما از ترکان یاد نمیکردند.
جاحظ در این کتاب با رویکردی توصیفی و تحلیلی، به دفاع از جایگاه و شایستگیهای ترکان برخاسته و برخلاف جریانهای تاریخنگاری متأخرتر که سایه سنگینی بر تصویر ترکان افکندهاند، بر فضیلتهای اساسی و ذاتی آنان تأکید کرده است. محورهای اصلی فضیلتهای ترکان در این رساله را میتوان چنین خلاصه کرد:
⚔️ برتری در فنون جنگاوری و نظامیگری
بخش عمدهای از #فضیلتهای_ترکان به تواناییهای نظامی بینظیر آنان اختصاص دارد. جاحظ ترکان را در رزمآوری، تحمل سختیها و مهارتهای سوارکاری و تیراندازی، سرآمد سایر ملل میداند.
- شجاعت و بیباکی: جاحظ تصریح میکند که ترکان طبعاً جنگجو هستند و پس از پذیرش اسلام، این جنگاوری با انگیزه دینی و دفاع از سرزمین نیز درآمیخته و آنان را در نبرد بیرقیب ساخته است. در توصیف آنان آمده که در هنگامه نبرد، اسبشان به هیچ سو نمیگریزد و از هماورد نمیهراسند.
- مهارت سوارکاری و تیراندازی: تسلط آنان بر اسب و تیر، از ویژگیهای شناختهشدهشان است. جاحظ و سایر منابع کهن، ترکان را بهترین تیراندازان در میان تمام ملتها معرفی کردهاند.
- استقامت و بردباری: تحمل شگفتانگیز ترکان در برابر گرما و سرما و سختیهای معیشتی، از جمله فضیلتهایی است که جاحظ بر آن انگشت گذاشته است.
استواری در اخلاق و منش
جاحظ فضیلتهای ترکان را محدود به میدان جنگ نمیداند و بر قدرت اخلاقی آنان نیز تأکید ویژهای دارد.
- وفاداری و اطاعتپذیری: ترکان در برابر فرماندهان و حاکمان خود، اطاعت و وفاداری چشمگیری از خود نشان میدادند. این ویژگی، آنان را به سربازانی قابلاعتماد و ستون مستحکم حکومتها تبدیل میکرد.
- راستی و درستکاری: صداقت و راستکرداری از دیگر صفات پسندیدهای است که در منابع کهن به ترکان نسبت داده شده و جاحظ نیز بر آن صحه گذاشته است.
- سخاوت و بزرگمنشی: جوانمردی، بخشندگی و بزرگمنشی در کنار شجاعت، از فضیلتهای بنیادینی است که در توصیف منش ترکان بارها بر آن تأکید شده است.
#فضیلتهای_ترکها
https://www.instagram.com/reel/DemzVkHIXBH/?srtk=d2c2NDQyaDB4eWs=
۴. مقایسه و قواعد
بُعد آلمان فارس/ایران
تعداد اگزونیم بیشترین در اروپا، چهار خوشه نسبتاً متمرکز، اما هممعنا
منطق اصلی تعمیم نام قبیله + برچسب زبانی برچسب ناهمگونی زبانی/فرهنگی + مجاز منطقهای
معنای نمونه همسایه، نام قبیله، لال لال، یکجانشین، منطقهی هستهای
تنش اندونیم-اگزونیم Deutschland در برابر Germany/Allemagne/Niemcy Iran/Farsi در برابر Persia/Ajam/Tat
یک قاعدهی مهم این است: معنای اگزونیم معمولاً انتخاب خودِ ملت نامگیرنده نیست، بلکه فرافکنیِ دیدگاه نامگذار است. اسلاوها به آلمانیها «لال» میگویند، عربها به فارسها «کندزبان»، و یونانیها به پارسها «bar-bar» — همه در اصل یک عملیات شناختیاند: تعریف دیگری با «زبان نامفهوم».
قاعدهی دیگر تعمیم نام قبیله است: نام قبایل خاصی مانند آلامانها و ساکسونها توسط ناظران بیرونی «نمایندهی» کل قوم شد. این شبیه «فارس» است که نام یک منطقه، نمایندهی کل ایران شد — هر دو میانبُری شناختی با جانشینی جزء بهجای کل هستند.
گروه کارشناسان نامهای جغرافیایی سازمان ملل تأکید میکند که بسیاری از اگزونیمها در زبان پذیرنده ریشه دوانده و به دارایی فرهنگی آن زبان تبدیل شدهاند و نباید یکسره رد شوند. وجود اگزونیمها خود فسیلهای تاریخ تماس فرهنگی است: ثبت اینکه چه کسی با چه کسی روبهرو شده و هر یک دیگری را چگونه دیده است.
اگزونیمهای ملت فارس و کشور آلمان
اگزونیم نامی است که یک زبان یا قوم بیرونی برای یک ملت یا سرزمین به کار میبرد، در مقابل اندونیم که نام خودِ آن ملت است. آلمان و فارسها دو نمونهی متفاوت اما مکملاند: آلمان بیشترین تنوع اگزونیم را در اروپا دارد، در حالی که اگزونیمهای فارسها بیشتر بر محور «بیگانهسازی زبانی» متمرکزند. هر دو نشان میدهند که اگزونیمها معمولاً از نخستین برخورد تاریخی میان نامگذار و نامگیرنده زاده میشوند: برخورد جغرافیایی، نظامی، زبانی، یا نام یک قبیلهی خاص که بهاشتباه نمایندهی کل قوم شده است.
۱. تعریف: اندونیم و اگزونیم
اندونیم نام بومی و درونی یک سرزمین یا ملت است. اگزونیم نامی است که در زبانی بیرونی برای آن سرزمین یا ملت جا افتاده است. برای آلمان: Deutschland اندونیم است، اما Germany (انگلیسی)، Allemagne (فرانسوی) و Niemcy (لهستانی) اگزونیماند.
اگزونیمها فقط ریشهی تاریخی-جغرافیایی ندارند، بلکه گاه از دشواری تلفظ یا نیاز به تبدیل نظام نوشتاری هم سرچشمه میگیرند. گروه کارشناسان نامهای جغرافیایی سازمان ملل اگزونیم را چنین تعریف میکند: «نامی که در یک زبان برای یک موجودیت جغرافیایی واقع در خارج از منطقهی رسمی آن زبان به کار میرود.»
۲. اگزونیمهای آلمان: چرا اینقدر متنوع؟
آلمان بیشترین اگزونیم را در اروپا دارد. این نامها را میتوان در چهار خوشهی اصلی دستهبندی کرد:
۲.۱ خوشهی لاتین-ژرمنی (Germany / Γερμανία)
«Germania» نامی بود که رومیها به قبایل شرق راین دادند. ریشهی آن احتمالاً سلتی است و معنای «همسایگان» یا «مردان نیزهدار» را میرساند. انگلیسی، ایتالیایی، روسی و بلغاری این نام را حفظ کردهاند.
۲.۲ خوشهی قبیلهی آلامان (Allemagne / Almanya)
فرانسوی، اسپانیایی، پرتغالی، ترکی و عربی از این خوشه استفاده میکنند. آلامانها قبیلهای ژرمنی در کرانهی بالای راین و همسایهی گال بودند؛ فرانسویزبانها نام این قبیله را به کل ژرمنها تعمیم دادند.
۲.۳ خوشهی اسلاوی «لال» (Niemcy / Немцы)
لهستانی، چکی، اسلواکی و روسی از ریشهی اسلاوی němьcь به معنای «ناتوان از سخن گفتن» یا «لال» گرفته شدهاند. اسلاوها واژهی خود برای «سخن» را داشتند (slovo)، اما زبان ژرمنها برایشان نامفهوم بود، گویی خاموشاند. لهستانی Niemcy و چکی Německo از همینجاست.
۲.۴ خوشهی اندونیم آلمانی (Tyskland / Saksa)
زبانهای اسکاندیناوی (سوئدی، دانمارکی، نروژی) از Tyskland استفاده میکنند که همریشه با Deutsch است. فنلاندی و استونیایی Saksa را به کار میبرند که از نام قبیلهی ساکسونها آمده است.
۳. اگزونیمهای فارسها: محور «بیگانهسازی»
در مقابل تنوع قبیلهای-جغرافیایی آلمان، اگزونیمهای فارسها منطق دیگری دارند: تقریباً همه به «ناهمگونی زبانی یا فرهنگی» اشاره میکنند.
۳.۱ «عجم»: لالِ عربی
در عربی، «عجم» در اصل به معنای «کندزبان، نامفهوم» است و با «barbaros» یونانی و «němьcь» اسلاوی همخانوادهی معنایی است — یعنی علامتگذاری دیگری با «ناتوانی در ارتباط». عربها این واژه را برای غیرعربها، بهویژه فارسها، به کار میبردند. در «دیوان لغات الترک» (سدهی ۱۱ میلادی) نامهای مرتبط با فارسها شامل عجم، فارسی، تاجیک، تات و دری است.
۳.۲ «تات» و «تاجیک»: ایرانیِ یکجانشین در ترکی
در سنت ترکی، تات و تاجیک برای اشاره به جمعیتهای ایرانیزبان یکجانشین در مقابل ترکهای کوچنشین به کار میرفت. «دیوان لغات الترک» جفتهای مفهومی مانند «ترک-عجم» و «ترک-تات» را ثبت کرده است. تاجیک بعدها به گروه خاصی در تاجیکستان و افغانستان محدود شد و تات در آذربایجان و مناطق پیرامون همچنان به ایرانیزبانان اشاره دارد.
۳.۳ «فارس»: مجاز از منطقه به قوم
«فارس» در اصل نام منطقهی پارسا در جنوب ایران است (تبدیل p به f در عربی). چون این منطقه هستهی سیاسی هخامنشیان و ساسانیان بود، «فارس» بهتدریج بهعنوان مجاز برای کل ایران و فارسیزبانان به کار رفت.
۳.۴ «پرسیا»: میراث کلاسیک غرب
یونانیها این امپراتوری را Persis مینامیدند که از منطقهی پارسا میآمد. این سنت از طریق لاتین به زبانهای اروپایی راه یافت و تا ۱۹۳۵ که دولت ایران رسماً خواستار استفاده از «Iran» شد، نام پیشفرض غرب برای ایران بود. در فرانسوی حتی تفکیک ظریفی هست: Les Perses برای پارسهای هخامنشی و Les Persans برای پارسهای امروزی.
۳.۵ «بربر»: غیرِ یونانیِ یونانی-رومی
واژهی یونانی βάρβαρος در اصل به معنای «غیر یونانیزبان» بود و پس از جنگهای ایران و یونان بهطور خاص برای پارسها به کار رفت. هرودوت و پلوتارک در اشاره به شخصیتهای ایرانی مانند فارنابازوس مکرراً از این واژه استفاده کردهاند. این برچسب از نظر معنایی کاملاً موازی «عجم» عربی است.
